کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 2.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
در دنيائي که طب غربي ساخت ، هيچ انساني حاشيه امن ندارد
۱۰:۰۳, ۲۷/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار

مقدمه

مردم ايران هزاران سال در سايه طب سنتي خود و تمدن غني و بزرگش ، زندگي سالم و بي درد و سري داشت ، بدون نياز به دنياي خارج ، ايران براي اولين بار دانشگاه طب سنتي تاسيس کرد ، پزشکان بزرگي همچون بوعلي ، رازي ، جرجاني و........ ظهور کردند بخصوص که بوعلي آناتومي ، فيزيولوژي ، فيزيو پاتولوژي و تشخيص را استادانه مي دانست به طوري که هنوز در دنياي پزشکي هيچ پزشکي نتوانسته است جاي گزيني براي آن مطالب پيداکند . سنت ايرانيان در قبل و بعد از اسلام براي حفظ سلامتي و درمان دردها به يک معجزه و شاهکار شبيه بود . از نحوه تغذيه گرفته تا روشهاي پيشگيري و درماني ، معماري ، حمامها ، فرشها ، موسيقي ، و..... همه و همه در جهت حفظ سلامتي بودند . ايراني براي يک سرماخوردگي هيچگاه به طبيب يا حکيم مراجعه نمي کرد چون داروي درمانش در آشپزخانه ها بود اما چرا امروز براي يک سرما خوردگي ساده حالي پيدا مي کند که بايد در بيمارستان بستري شود ؟

بله اين قصه پرغصه از آنجا شروع شد که استعمار متوجه اين گنج عظيم يعني طب سنتي ايران شد ، با استفاده از حماقت استبداد داخلي ، طب خود را که هنوز برپايه هاي همان طب ايراني استوار بود با شاخ وبرگي تازه وارد ايران کرد ، آنگاه که زمينه را فراهم ديد ، در کمال وقاحت طب ايراني را جرم و طب غربي را مباح دانست و تمام دانشگاههاي ايران را غربي کرد و قوانين قضائي در طب نيز غربي شد و بر اساس همين قوانين که تا کنون ادامه دارد طب ايراني ممنوع شد . و بلائي برسر اين ملت آمد که نتيجه اش مردماني با سيستم ايمني ضعيف و ظهور بيماريهاي صعب العلاج و لا علاج شد .

و سالانه در عين حالي که بخش عظيمي از سرمايه مالي اين مردم صرف خريد داروها و تجهيزات طب غربي شد و تا کنون ادامه دارد . عملاً بيماري و سلامتي ما به دست غربي ها افتاد .

اما کار به همينجا ختم نشد بلکه با ارزش ترين سرمايه ايران که مغز نخبگان ما بود مملو از مطالب طب غربي شد، به طوري که براي پزشکان ايراني که درس طب غربي مي خواندند تنها نامي از بوعلي و رازي ماند و روشهاي درماني آنها تمسخر آميز شد ، به طوري که در طول يکصد سال اخير رجوع به طب قديم ايران مايه ننگ و عقب ماندگي بود و هست .

نتيجه اين قصه پر غصه امروز ، ظهور صدها بيماري لاعلاج و صعب العلاجي است که نه تنها طب غربي قادر به درمان آن نيست بلکه در طول يکصد سال اخير چون عملاً جلوي ادامه و پيشرفت طب سنتي ايران گرفته شد . اجازه نمي دهند به همان شيوه بوعلي سينائي مردم نجات پيدا کنند . بيش از يک نسل جلوي پيشرفت طب مارا گرفتند و اجازه ندادند که ادامه پيدا کند ، که چه بسا اگر با همان شيوه علمي و آکادميکي که بو علي و شاگردانش دنبال مي کردند ادامه مي يافت امروز بايد طب غربي به موزه ها مي رفت يا اصلاً ظهور نمي کرد.

بعد از يک نسل غرب با دانش طبي خودش براي ما چکار کرد ؟

1- تجهيزات مهمي با چپاول سرمايه هاي ما وارد ايران کرد

2- اقتصاد ما را به خود وابسته کرد

3- فرهنگ طبي ما را غربي کرد

4- ديدگاه مارا به شفاي الهي نابود کرد

5- سلامت ما را در دست گرفت

6- شيوه نگاه به سلامتي و بيماري را کاملاً ماشيني کرد

7- طبيعت را نابود کرد

8- تغذيه را ماشيني کرد

9- داروها را مخرب و شيميائي کرد

10- تيغ جراحي را به هر بهانه اي بر بدن ما کشيد

11- سيستم ايمني مارا آنقدر ضعيف کرد که يک سکسکه مارا از پا در مياورد

12- باعث ظهور بيماريهائي شد که تنها با علامت درماني آنهم با داروهاي پر عارضه خود کنترل کند البته به قيمت نابودي قلب ، مغز و کبد ما

13- جسم مردم جهان را ضعيف و قدرت اعصاب و روان را به پائين ترين حد کاهش داد

14- ضعف جسماني ، و به طبع آن ضعف روحي و رواني را به همراه آورد

15- تخت هاي بيمارستانها را مملو از بيماران لاعلاج کرد

16- بخش مهمي از مردم جهان را درگير انجام امور درماني کرد

17- و.....................................

18- و در کل يک جهان را بيمار کرد

حال که ما با سالها درد و رنج و خون دل خوردن با روش بوعلي سينائي ( درمان ايراني) به ميدان آمده ايم به مردماني برخورد مي کنيم که شنيدن درد هاي آنها که نتيجه شيوه درماني طب غربي است دل سنگ را‌ آب مي کند . وقتي به ما مي رسند که جاي سالم در بدن ندارند و آنقدر آسيب ديده اند که کاري از دست کسي ساخته نيست .

- بيماراني که تنها مي توانستند با شيرين بيان درمان شوند الآن زير خاک هستند

- جواناني که با چند زالو درمان مي شدند اکنون بدون پا روي ويلچر نشسته اند

- مادراني که با رازيانه درمان ميشدند اکنون به دليل سرطان پستان تا پاي مرگ آمده اند

- پدراني که نان بيار خانه اند اکنون به دليل آرتروز هاي کشنده قادر به راه رفتن معمولي نيستد

- و........ سرها ئي که کچل شد ، قلبهائي که به دليل انسداد عروق دريده شد ، جمجمه هائي که به خاطر تومور شکافته شد ، دست و پاهائي که به خاطر عوارض بيماريهاي ديابت و برگر قطع شد ، چشمهائي که کور و گوشهائي که کر شد ، جوانهائي که امروز تفريحشان اتاقهاي دياليز است کليه هايشان را از دست دادند و........... و هر لحظه بايد منتظر اتفاقي جديد بود .

- در دنيائي که طب غربي ساخت هيچ انساني حاشيه امن دارد.

- هر روز بايد منتظر يک سرطان در يک خانواده بود، آنهم در کودکان و نوجوانان!!!!

- هرروز باد منتظر کليه هائي که از کار مي افتند بود !!

- هرروز باد منتظر سکته قلبها بود

- و .........

آيا ايراني قديم دچار اين دردهابود ؟

- مگر يادمان رفته که موهاي سر پدر و مادرانمان تا چند سالگي سفيد نمي شد ؟

- مگر يادمان رفته که شب و روز ، آنها جان فدا ، براي امرار معاش ما کار مي کردند اما لبخند از لبانشان نمي افتاد؟

- مگر به خاطر نداريم که هيچگاه بيماري بد نمي ديديم و اگر بود در مقايسه باجمعيت امروز و ديروز مثل قطره اي در اقيانوس بود؟

- مگر نمي ديديم پدران ما تا 90 سالگي در مزرعه خود بهتر از جوانهاي امروز بيل مي زدند؟

- و ........هزاران مطلب درد ناک ديگر ...............................
امروز استخوان درگلو و با اشک و آه مي خواهم قصه هاي پرغصه اي را بگويم که سالهاست قلبم را مي آزارد ، مي نويسم تا شما کمک کنيد و اينها قبل از اينکه به اين وضعيت دچار شوند به درمان ايراني روي بياورند ، لا اقل اگر درمان نشوند به اين روزي که امروز هستند هيچگاه نخواهند افتاد.

پاها و دستهائي که قطع شده و مي شوند

چشمهائي که کور شد
کليه هائي که از دست رفت
شکمهائي که باز شد
معده هائي که خراب شد
کبدهائي که از کار افتاد
مغزهائي که ديگر نمي کشد
سرهائي که تاس شد
استخوانهائي که ارتروز گرفت
جواناني که نازا شدند
نوزاداني که زرد به دنيا مي ايند
ايدزي هائي که به زير خاک رفتند
دندانهائي که پوسيد
چهره هائي که لک شد و.............................................................. و هزاران قصه پر غصه که مي نويسم و پرونده آنها موجود است :


1- مرد ميانسالي که 30 بار جراحي شد و از دنيا رفت



بنام خدا


( مصاحبه در سال 87 انجام شد) قسمت اول

درد و رنج رزمنده و جانباز دفاع مقدس و کارمند بانک کشاورزي که مبتلا به بيماري کرون بود و جانش را در راه مراجعه به بيمارستانهاي مدرن و استفاده از روشهاي طب مدرن از دست داد ..

از زبان بيمار با رعايت امانت داري در متن مصاحبه :

مجيد خيري هستم فرزند براتعلي متولد1352 در يکي از روستاهاي قوچان متولد شدم . درسن سيزده سالگي عازم جبهه هاي جنگ شدم ،در حلبچه شيميائي شدم و اسهال خوني شدم بعد از 15 روز اسهال خوني شديد ، اسهال ام خوب شد ، بعد از چهار ماه و اندي، دو باره به قوچان برگشتيم و تحصيل رو شروع کرديم . تا اينکه سال 76 استخدام بانک شدم ، کارمند بانک کشاورزي بجنورد، و شروع به کار کردم ، از سال 81 از مجراي مقعد من عفونت شديد خارج مي شد ،به پزشک متخصص مراجعه کردم و مرا سريع به اتاق عمل براي جراحي بردند ، جراحي کردند ، بعد از 45 روز دوباره قسمت مقعد به دليل عفونت عمل شد ، بعد از حدود 16 روز عفونت خيلي شديد شد ، دکتر محرابي را در مشهد براي عمل جراحي معرفي کردند ، مشهد خدمت دکتر محرابي رفتيم ابتدا لوله گذاشت تا عفونت فيستول خارج شود ، بعد از 15 روز عفونت دو برابر شد ، دو باره اتاق عمل رفتيم

و توسط دکتر محرابي و دکتر مداح عمل انجام شد ، بعد از عمل جراحي6 ماه بهتر بودم ، اما عفونت شديد تر شد ، تهران خدمت دکتر رسول عزيزي رفتم ، ( فوق تخصص کولون و رکتوم ) ، آقاي دکتر قول داد که شما رو 10 الي 15 روزه خوبتون مي کنم، 15 روز در بيمارستان پارس تهران خوابيدم متاسفانه بعد از 15 روز عمل دوم را انجام داد ، تازه فهميد هيچ کاري از دستش بر نمياد ، عفونت ها روز به روز شديد تر مي شد ، فرمودند از دست من کاري بر نمياد من اين قسمت را تا به حال نديدم ، اين بيماري کرون است که اين مسائل رو پيش مي آورد ، دو بار ه به قوچان برگشتيم و از آنجا به مشهد خدمت آقاي دکتر فرزاد رفتيم ، فرمودند بايد آزمايشاتي انجام بدم بعد از آزمايشات گفتند که مشکوک به بيماري کرون است، دوباره دکتر فرزاد روي آبسه ها عمل جراحي انجام دادند ، بعد از حدود 2 ماه آقاي دکتر محسن فيروزي د و عمل جراحي انجام داد، عمل اول آبسه ها را جراحي کرد و در عمل دوم کيسه کولستومي برايم گذاشت ، بعد از اين عمل حال عمومي من خوب بود اما مشکل همچنان وجود داشت و عفونت شديد بود ، دوبار خدمت ايشان رفتيم و آبسه ها را شکافت و عفونت ها را خارج کرد، خلاصه ايشان هم فرمودند از دست من کاري ساخته نيست ، خدمت دکتر حاتمي رفتيم ، دکتر حاتمي هم فرمودند بايد جراحي بشويد ، ما هم گفتيم چاره اي جز اين نداريم ، نه مي توا نيم حرکت کنيم نه مي توانيم حرف بزنيم ، جراحي شديم کمي بهتر شديم ، بعد معرفي کردند خدمت دکتر مختاري فر، ( فوق تخصص گوارش ) ايشان در بيمارستان امام رضا (علیه السلام) مارا بستري کردند ، 12 بار بستري شدم که 7 بار براي تزريق آمپول رمي کيد بود ( قيمت آزاد اين آمپول دو ميليون و چهارصد هزار توان بود)

با بيمه ما 440 هزارتومان براي هر آمپول ميداديم ،ترزيق وريدي انجام مي شد ، با يک ليتر اب مقطر تزريق مي کردند ، اين آمپول ها هيچ اثري نداشت ، با بيمارستانها 70 ميليون تومان هزينه من شد ، با اين همه سختي و هزينه هيچ نتيجه اي نگرفتم ، تا اين زمان 23 بار جراحي شدم ، با اين همه عمل جراحي هيچ فايده اي نداشت ، بعد به تهران معرفي شدم خدمت دکتر مغاري ( فوق تخصص جراحي ) در بيست روز 3 بار اتاق عمل رفتم ايشان آبسه ها را شستشو داد و لوله گذاشت که عفونت ها خارج شود ، چهل روز بعد دوباره به تهران رفتيم و همين کار تکرار شد ، اين روند ادامه داشت ، نوبت چهارم بود که قرار بود به تهران بروم که به مرکز درماني طب سنتي دکتر حاج طالبي معرفي شدم ، از سال 1381 به همين وضع هستم و الان از کار افتاده شدم در طول اين سالها بدتر شدم نتيجه اين همه درد و رنج : با اين همه پزشک متخصص و فوق تخصص در کشور هيچ کاري نتوانستند بکنند جز دردسر ، کيسه کولستومي ، روده هاي من خشک شد ، روده ها جواب نميده که لوله کولستومي را بردارند ، اينها حرف خود پزشکان است ،

از بانک کشاورزي خيلي متشکرم که همه هزينه هاي من رو داد که اگر کارمند بانک نبودم معلوم نبود علاوه بر اين درد چه بلائي بر سر زندگي من مي آمد ، در اين مدت فقط بانک توانست به من کمک کند.

اين بيمار بعد از 30 بار جراحي هاي بي ثمر از دنيا رفت شايد شکايت اين همه درد ورنج را به درگاه خداوند منان ( پزشک اصلي ) ببرد ................................ هنوز ادامه دارد ................

2- پيرزن 60 ساله اي که 30 سال از عمرش را با درد عصب ترجمينال سپري کرد

[تصویر: mmmm.jpg]

بنام خدا


مصاحبه درسال 1386 انجام شده است

30 سال درد عصب ترجمينال و درمان بي نتيجه در طب مدرن

من از روستاي چهل حصار اسفراين در استان خراسان شمالي هستم ، از 30 سال پيش فک من درد مي کند ، الآن که 60 سال عمر دارم 30 سال اين درد با من بوده است ، درد شديد فک دارم که گاهي سمت راست و گاهي سمت چپ درد دارد ، درد من به حدي است که دهانم باز نمي شود که يک حبه قند در دهانم بگذارم ، به پزشک زياد مراجعه کردم ، هر جا گفتند دکتر هست رفتم ،به پزشکان مشهد هم مراجعه کردم به من قرص کاربامازپين و قرص هاي ديگر دادند ( در حاليکه ظرف قرس کاربا مازپين را نشان مي دهد ) اين قرص کاربامازپين را 30 سال است مصرف مي کنم اوايل کمي فقط آرام مي کرد الآن هيچ اثري ندارد، دندانهاي ما همه سالم بود در جواني گفتند دندانهايت را اگر بکشيد درمان مي شويد و من تمام دندانهاي سالمم را کشيدم اما هيچ اثري بر روي درد من نداشت ، ( دکتر مشهد گفت دندانهايت را بکش خوب مي شويد) گفت بيا فک شمارا عمل جراحي کنيم ، من اعتماد نکردم و نرفتم ، ترسيدم ، در طول اين 30 سال آنقدر هزينه کرديم که ديگر هيچ پولي نداريم ، هميشه دکتر بودم ، يک عمر است که در راه دوا و دکتر هستم ، و هيچ اثري نداشته است ...............................

3- پيرمردي که به خاطر ابتلا به بيماري برگر انگشتان پايش قطع شد



پيرمردي که به خاطر ابتلا به بيماري برگر انگشتان پايش قطع شد

[تصویر: DSC01490.jpg]
شايد کمتر نام بيماري برگر راشنيده باشيد ، به اين بيماري ، مرض سيگاريها هم گفته مي شود ، به دليل اختلال در عروق اندامها ، زخمهاي مقاوم به درماني در دستها و پا ها ايجاد مي شود که در اکثر موارد منجر به قطع اندام ميشود ، بهترين و موثر ترين درمان براي اين بيماران زالو درماني و پانسمان عسل است ، بزاق زالو دراين بيماران باعث درمان عفونت ، التهاب ، و ترميم عروق محل زخم مي شود . و اين بيماران را از قطع عضو نجات مي دهد، هرچند اکثر بيماران وقتي به ما مراجعه مي کنند که بخشي از اعضاي خود را از دست داده اند ، اما هر زمان که مراجعه کنند، بيماري با زالو درماني به طور کامل درمان مي شود ، در گذشته بايد به دنبال اين بيماران مي گشتيم ، چون تعداد آنها بسيار نادر و کم بود اما متاسفانه امروز به لطف زندگي مدرن ، بيماري برگر در مقايسه با گذشته خيلي زياد شده است . و هر بيمار يک داستان بخصوصي دارد . که يک قصه پر غصه است . که داستان فوق يکي از آنها است :

سال 1390 پيرمردي مراجعه کرد که انگشتان يکي از پا هايش را به دليل ابتلا به بيماري برگر بطور کامل از دست داه بود و پاي ديگر بيمار به شدت زخمي و عفوني شده بود و به درمانهاي مدرن جواب نداده بود . بيمار به دليل کهولت سن دچار ضعف شديد شده ، به طوري که تصمصم گيري براي زالو درماني سخت بود ، چون به هر حال در حين زالو درماني مقداري خون از دست مي داد ، ديدن اين بيماران هميشه برايم سخت و دردناک است . چون مطمئن هستم که اين بيمار اگر درابتداي بيماري مراجعه مي کرد با روشهاي درماني طب سنتي ايران درمان مي شد و اين همه بلا به سرش نمي آمد . که البته در تجربياتي که در درمان ا ين بيماران دارم ده ها نفر را از قطع دست و پا نجات داده ام . کافي است همکاران طب مدرن چند دقيقه به مدارک و مستندات ما سري بزنند تا اين بيماران را از ابتدا براي زالو درماني معرفي کنند . وآنها را از درد و رنج نجات دهند . خلاصه اينکه ما با زالو درماني جلوي پيشرفت بيماري اين پيرمرد را گرفتيم اما آنچه را که اتفاق افتاده بود به عنوان يک قصه پرغصه بياد خواهيم داشت . پير مردي که از نظر زندگي ومالي در شرايط بسيار سختي به سر مي برد ، و در زندگي عادي خود مشکل دارد فقط به خاطر اينکه همکاران ما از اثرات زالو درماني اطلاع ندارند بايد بادرد و رنج زندگي کند و بخش مهمي از اندامهاي خود را از دست بدهد ......................................

4- نوجواني که با يک زانو درد معمولي خانه نشين شد


[تصویر: kkkk.jpg]

متن کامل مصاحبه بيمار در سال 1387:
(ويدئوي مصاحبه موجود است )

اول زانوي من ضربه خورد ، يه کم آب آورد، دوسال پيش اين اتفاق افتاد ، من ساکن يکي از روستا هاي فاروج هستم ، به بيمارستان امام رضاي مشهد رفتم دکتر متخصص آب زانوي من رو کشيد ، حدود نيم کيلو آب از زانوي من کشيد ، بعد که بلند شدم زانوي من لق شد ، به اقاي دکتر گفتم چرا اينطور شدم ؟ ايشان گفتند برو بعداً پاي شما خوب مي شود، بعد خوب نشد و مجبور شدم عمل جراحي کردم ، سه بار عمل جراحي کردم خوب نشد ، به پزشکي که جراحي کرد گفتم چرا خوب نشد ؟ گفت پاي شما را اون پزشکي که آب زانوي تان را کشيد خراب کرده و درمان نمي شود، پزشکي که پرفسور بود گفت اصلاً نبايد آب زانوي شما را مي کشيدند ، ايشان گفت چون آب زانوي شما را کشيدند مفصل از بين رفته است ، الان زانوي من جمع هم نمي شود ، هزينه زيادي کردم و درد و رنج زيادي کشيدم نه تنها خوب نشدم بلکه بدتر شدم و زانوي من بدشکل هم شد ، اصلاً نمي توانم روي زانو بايستم ، حالا به من مي گويند بايد زانوي تورا قفل کنيم که خم و راست نشود ، براي اين پا سه تا دفتر چه بيمه تمام کردم ، از روستا وقتي به مشهد مي روم يک خانه براي چند شب اجاره مي کنم نوبت مي گيرم تا بتوانم دکتر را ببينم پول کرايه خانه ، کرايه ماشين ، غذا و دارو و..... هر دفعه هست پدرم کار گر عادي است ، تا به حال براي اين پا 3ميليون تومان هزينه کردم و بدتر شدم بدليل فقر مالي براي اين پا از همه کس پول قرض کرديم الان هزينه درمان را ندارم پدرم بايد يک سال کار کند که بتواند هزينه زانوبند من را پس اندار کندو......................

5- خانمي که آمپولهاي 500 هزارتوماني مي زد
6- پير مردي که همزمان 23 نوع داروي شميائي مصرف مي کرد
7- مادري که به دليل استفاده از جنتامايسين در زمان حاملگي نوزاد کر به دنيا آورد
8- خانم جواني که به دليل استفاده از رژيم لاغري مدرن داشت نابينا مي شد
9- دختر خانم زيبا و بسيار مودبي که ماينوکسيديل سرش را تاس کرد
10- مرد ميانسالي که براي پائين آوردن پلاکت خون ميليونها تومان هزينه کرد
11- مرد 60 ساله اي که چند بار سينوزيت خود را در خارج از کشور جراحي کرد
12- خانم مهربان ايراني که 15 سال در يکي از کشورهاي اروپائي تحت درمان بي اثر داروهاي شيميائي برا ي درمان سوريازيس بود
13- جوان قوي اندامي که با چهار نوع داروي ضد تشنج شيميائي باز هم تشنج مي کرد
14 - کارمند شهرداري که براي درمان بي ثمر سرطان کودکش داشت تمام زندگي اش را از دست مي داد
15- خانم جواني که گفته بودند چند ماه ديگر خواهد مرد
16- مرد ميانسالي که براي درمان بي ثمر سردرد ميگرني در طول20 سال روزي يک مشت دارو شيميائي مي خورد
17- پير مرد 60 ساله اي که گفته بودند اگر از روي ويلچر بلند شوي قطع نخاع خواهي شد
18- جواني که براي درد قلبي شبها نمب خوابيد و کاري از دست متخصصان امر ساخته نبود
19 – جواني که داشت به دليل التهاب و عفونت شديد مجراي اشکي چشم خود را از دست مي داد
20 – کودک زيبائي که به دليل ايتلا به هرپس چشمي داشت کور ميشد
22- مرد جواني که اگر در بيمارستان او را نديده بودم براي هميشه دياليز مي شد
23- کودک مظلومي که اگر يکي از اساتيد برايش زالو درماني تجويز نکرده بود از مچ ، پايش را از دست مي داد
24-..............منتظر بقيه قصه ها باشيد اين داستان غم انگيز بسيار طولاني است

منبع:
http://www.iraniantherapy.com/ghese.aspx
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: laanbar1-2-3 ، soheyl68 ، mohammadhadi ، fazel ، saeed111 ، حسن.س. ، یاســین ، ztb ، m.hossein ، طالب نور

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۱۳, ۳۱/تیر/۹۲
شماره ارسال: #21
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:[quote]در نتیجه نوشیدن یک داروی گیاهی عوارض جانبی ندارد اما این عوارض در طب مدرن فراوان است. دارویی برای قلب می دهند که کلیه را نابود می کند یا داروی برای آرامش می دهند که معده را
نقل قول:یا بهتر بگویم اصلا در خوردن گیاهان دارویی رخ نمی نماید زیرا یک تناسب وجودی بین عالم و بدن انسان وجود دارد که شرحش مستدل و مشروح است

داروی گیاهی عارضه ندارد مگر می شود این یکی از خنده دارترین سخنانی بود که تا حالا شنیدم چه داروهایی بودند که کشته اند یا حتی در زمان قدیم به عنوان سم استفاده می شدند

آقای میرغضنفری [محقق طب سنتی]همچنین اعلام کرده که برخی گیاهان دارویی بسیار قوی هستند و می توانند باعث از کارافتادگی کبد و حتی مرگ مصرف کننده شوند.


لینکhttp://www.papil0n.ir/blog/show/%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%9F.html


از پزشکی سوال کردم که عوارض دارو ها ی موجود در دفترچه ی راهنما چند درصد است با کمال تعجب گفت فقط 5% پس اینطور که شما می گویید نیست در ضمن همان عارضه نیست ممکن است توسط داروی گیاهی ایجاد شود.
البته این رو بگم که حتی در کتیب طب سنتی و حکایاتی نیز وجود دارد که در صورت نیاز ذکر می کنم
پس لطفا بدون اطلاعات یا یکسری اطلاعات یکجانبه طب جدید را نکوبید

نقل قول:مشکل اینجاست که در طبیعت یک گیاه دارویی تناسب وجودی با بدن انسان دارد که این گزاره در حکمت اسلامی قابل اثبات است که خواستید عرض می کنم.

طب نوین نیز امروزه در حال جایگزینی داروهای شیمیایی با گیاهی است در بعضی موارد

نقل قول:از طرفی طب مدرن کارش درمان نیست بلکه اغلب تنها صورت مسئله را پاک می کند. مثلا در سر درد با مسکن اعصاب را ضعیف کرده تا درد را نفهمد نه اینکه درمان مرض نماید. یا در بیماری قند انسولین را تجویز می کند نه اینکه کبد و دیگر اعضای مرتبطه را وادار به بازسازی خود کند. یا در سرطان سلول های سالم و غیر سالم را قربانی شیمی درمانی می کند و دوباره بعد از مدتی بیماری از نقطه دیگر بروز می نماید.

اگر بخواهیم با این سخن کل طب را زیر سوال ببریم کاری اشتباه است در حالی که این مثالهایی که ذکر فرمودید انچنان هم د رطب سنتی درمان قطعی ندارند عزیز دلم نباید همین طوری یک چیز را محکوم کرد که در مورد ان اطلاعاتی نداریم و این بزرگترین اشتباه من در ابتدای تحقیقاتم بود برای مثال من ریشه کننی ابله را اوردم که بهتر ین پاسخ از یکی از هزاران پاسخ برای شماست

به نقل از ویکی پدیا:
آبله، یک نوع بیماری واگیر است که عامل آن یکی از دو ویروس آبلهٔ درشت یا آبلهٔ ریز است.[sup][۱][/sup]این بیماری ریشه کن شده و واپسین نمونهٔ طبیعی آن, که آبلهٔ ریز بوده, در ۲۶ اکتبر ۱۹۷۷ دیده شده‌است.[sup][۲][/sup] این بیماری تنها بیماری بشر است که به طور کامل با آبله کوبی (واکسن زدن) از طبیعت ریشه کن شده‌است.[sup][۳][/sup]
آبله در رگهای ریز پوست، دهان و گلو جایگیری می‌کند.[sup][۴][/sup]
گمان می‌رود که آبله ۱۰۰۰۰ سال پیش از میلاد در میان مردم پدید آمده باشد.[sup][۵][/sup] شاید نخستین نشانهٔ پدیدایی آبله جوشهای چرکی یافت شده در بدن مومیایی شدهٔ رامسس پنجم، فرعون مصر، باشد.[sup][۶][/sup]

تا قبل از اینکه محمد بن زکریای رازی کتاب "الجدری و الحصبه" را بنویسد آبله با سرخک یکی گرفته می شد رازی در اين کتاب که کهن‌ترين و مهم‌ترين کتابی است که پيرامون آبله و سرخک نوشته شده است، اين دو بيماری را دو بيماری جداگانه دانسته به بیان تفاوت های ان دو پرداخت [sup][۷][/sup]
گمان می‌رود که پیرامون ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون مرگ در سدهٔ بیستم از آبله برخاسته باشد[/i].[sup][۸][/sup]
نقل قول:من صرفا پوزیتویست هستم پس هستم
یاد حسن عباسی افتادم

نقل قول:این غذاهای آماده و صنعت کنسرو و خوراکی های کارخانه ای و شیرینی جات و نوشیدنی های مدرن امکان تعقل درست و نقد غرب را هم از انسان گرفته است. آنطوری که صدای امام حسین(علیه السلام) را لشکر شام نمی شنید، همینگونه هلهله ی سپاه شام مدرن گلوی حکمای حقیقی را نشانه گرفت است
[i]انگار شما دچار خلط موضوع شدید لبیک نگفتن کوفیان نه لشکر شام متبوع پرشدن شکمهایشان از حرام بود در صورتی که کنسرو در نهایت سطحی نگری شاید در مقوله ی مکروهات نیز نگنجد میان حرام تا مباح راه بسیاری است


نقل قول:ذره ذره این عالم مدرن اشتباه و کج فهمی و دروغ های انباشته است.
[b]تند نروید!!!!!


نقل قول:امیدوارم عزیزان این سخنان من را حمل بر تصب نکنند!
نگران نباشید حمل بر نااگاهی می کنیم!!
بقیه ی سخنان شما را تا حدودی قبول دارم

نقل قول:درضمن ایتروسیتها جزو گلبولهای قرمز است نه اریتروسیتها کلا وقتی انسان بخواهدگیربدهدودرضمن عصبانی باشد اشتباه میکند!!!!
[b]ارسال شده توسط: saeed111 - دیروز

[color=#000000][b]دیگه دارم به بعضی چیزایی که نباید بفهمم پی می برم لطفا در اینترنت سرچی بکنید چونکه دارم از خنده میمیرم[/i]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۶, ۳۱/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۲ ۲۳:۳۹ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #22
آواتار
(۳۱/تیر/۹۲ ۲۰:۱۳)اولولالباب نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم

داروی گیاهی عارضه ندارد مگر می شود این یکی از خنده دارترین سخنانی بود که تا حالا شنیدم چه داروهایی بودند که کشته اند یا حتی در زمان قدیم به عنوان سم استفاده می شدند

آقای میرغضنفری [محقق طب سنتی]همچنین اعلام کرده که برخی گیاهان دارویی بسیار قوی هستند و می توانند باعث از کارافتادگی کبد و حتی مرگ مصرف کننده شوند.


لینکhttp://www.papil0n.ir/blog/show/%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%9F.html


از پزشکی سوال کردم که عوارض دارو ها ی موجود در دفترچه ی راهنما چند درصد است با کمال تعجب گفت فقط 5% پس اینطور که شما می گویید نیست در ضمن همان عارضه نیست ممکن است توسط داروی گیاهی ایجاد شود.
البته این رو بگم که حتی در کتیب طب سنتی و حکایاتی نیز وجود دارد که در صورت نیاز ذکر می کنم
پس لطفا بدون اطلاعات یا یکسری اطلاعات یکجانبه طب جدید را نکوبید



تاکید دوباره می کنم که گیاهان دارویی اگر درست تجویز شوند عارضه ای ندارند. این آقای که این حرف را زده متاسفانه دانش کافی نداشته است. ما برای مثلا دفع سودا در بدن حداقل سه درجه گیاهان مختلف داریم. گیاهان ضعیف مثل گل گاو زبان و سنبل الطیب، گیاهان متوسط مثل افیتیمون و استخدوس و قوی مانند شربت و قرص سودا که یک داروی ترکیبی است. اگر کسی حکیم به معنی حقیقی باشد با برنامه ی صحیح و تنظیم درست و اطلاع از اوضاع بدنی فرد بیمار دارویی را تجویز می کند که مناسب او باشد. بنده این اسامی که به عنوان طبیب و حکیم خود را مطرح نموده اند مستحق حتی توجه هم نمی دانم چه برسد به استناد. شما هم سعی بفرمایید با کپی و یک جستجوی ساده از اشخاصی که نه اعتبار مشخص دارند و نه علم مدون به دنبال اثبات سخن خود نباشید. استاد طب سنتی حتی از اساتید دانشگاه هم باشد روش آموختنش تجربی است و نه شهودی. اندک هستند طبیبانی که مثل آقای خیاط با گیاهان دارویی سخن گفته و از شهود باطن آن ها کشف درمان کنند. اگر به لینک اولی که بنده دادم مراجعه می نمودید بنده با استدلال ثابت نمودم که پیرامون هر مشکلی گیاه دارویی متناسب آن موجود است. چه ضعیف و چه قوی و.... باید تشخیص و معالجه درست باشد و الا سخنان نسنجیده فراوان است.
(۳۱/تیر/۹۲ ۲۰:۱۳)اولولالباب نوشته است:  طب نوین نیز امروزه در حال جایگزینی داروهای شیمیایی با گیاهی است در بعضی موارد

راهی ندارند از اول هم باید این کار را می کردند.


(۳۱/تیر/۹۲ ۲۰:۱۳)اولولالباب نوشته است:  اگر بخواهیم با این سخن کل طب را زیر سوال ببریم کاری اشتباه است در حالی که این مثالهایی که ذکر فرمودید انچنان هم در طب سنتی درمان قطعی ندارند عزیز دلم نباید همین طوری یک چیز را محکوم کرد که در مورد ان اطلاعاتی نداریم و این بزرگترین اشتباه من در ابتدای تحقیقاتم بود برای مثال من ریشه کننی ابله را اوردم که بهتر ین پاسخ از یکی از هزاران پاسخ برای شماست

به نقل از ویکی پدیا:
آبله، یک نوع بیماری واگیر است که عامل آن یکی از دو ویروس آبلهٔ درشت یا آبلهٔ ریز است.[۱]این بیماری ریشه کن شده و واپسین نمونهٔ طبیعی آن, که آبلهٔ ریز بوده, در ۲۶ اکتبر ۱۹۷۷ دیده شده‌است.[۲] این بیماری تنها بیماری بشر است که به طور کامل با آبله کوبی (واکسن زدن) از طبیعت ریشه کن شده‌است.[۳]
آبله در رگهای ریز پوست، دهان و گلو جایگیری می‌کند.[۴]
گمان می‌رود که آبله ۱۰۰۰۰ سال پیش از میلاد در میان مردم پدید آمده باشد.[۵] شاید نخستین نشانهٔ پدیدایی آبله جوشهای چرکی یافت شده در بدن مومیایی شدهٔ رامسس پنجم، فرعون مصر، باشد.[۶]

تا قبل از اینکه محمد بن زکریای رازی کتاب "الجدری و الحصبه" را بنویسد آبله با سرخک یکی گرفته می شد رازی در اين کتاب که کهن‌ترين و مهم‌ترين کتابی است که پيرامون آبله و سرخک نوشته شده است، اين دو بيماری را دو بيماری جداگانه دانسته به بیان تفاوت های ان دو پرداخت [۷]
گمان می‌رود که پیرامون ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون مرگ در سدهٔ بیستم از آبله برخاسته باشد[/i].[۸]

بی عرضگی افراد را نباید تقصیر طب سنتی انداخت. ابله یا هر بیماری دیگری درمان قطعی در طب قدیم داشته است. زکریا رازی که ملحد بودنش هنوز جای بحث است . اسناد طب سنتی حتی یک درصد هم کنکاش و وارسی دقیق نشده است. اصلا مقوله شهود و باطنی مبنایش با تجربه و حس گرایی طب مدرن جداست. چرا عده ای توجه نمی کنند که اساس این دو طب دو عالم به کلی مغایر است. حکمای حقیقی ما فاصله زیادی با ابن سینا و رازی و غیره دارند. الحمدالله کتب ابن سینا و سهرودی و ملاصدرا و عرفای بزرگ را با اساتید خبره کار می کنم و حق اظهار نظر درباره ی عمق اندیشه هر کدام را برای خود محفوظ می دانم! این سینا آنچنان با سنت شهودی-عرفانی ما عجین نبوده است که طب او منشاء باطنی داشته باشد و متاسفانه بیشتر کسانی هم که همکنون ادعای طب سنتی دارند حتی به اندازه بوعلی هم درک صحیح از طب حقیقی ندارد. این هایی که با روش غربی به بررسی طب سنتی پرداخته اند و مورد استناد غربیان هم بوده اند خود از اجداد طب جدیدند! همین ها بوده اند که با سطحی نگری مردمان قدیم را به مرگ های کنترل نشده سوق داده اند. البته الان هم سرطان و ایدز و ام اس و هزار و یک درد و مرض حاصل این طب کشنده است. زنده بودن 70 ساله با عمرهای 1000 ساله اصلا قابل مقایسه نیست که بحث شود. پای این دجالیت طب مدرن بسیار از این حرف ها بیشتر در گل است که اصلا جای دفاع باشد.

نقل قول:یاد حسن عباسی افتادم

خوب با یک جمله هم تمسخر هم غیبت و هم تهمت را انجام دادید؟ امیدوارم که روزه های این ماه نورانی را همگی شاکر باشیم.


(۳۱/تیر/۹۲ ۲۰:۱۳)اولولالباب نوشته است:  انگار شما دچار خلط موضوع شدید لبیک نگفتن کوفیان نه لشکر شام متبوع پرشدن شکمهایشان از حرام بود در صورتی که کنسرو در نهایت سطحی نگری شاید در مقوله ی مکروهات نیز نگنجد میان حرام تا مباح راه بسیاری است


کاش لینک دومی را که گفته بودم دقیقتر می خواندید. بنده روی تک به تک مواردی که گفتم بحث می کنم که حرام بودن اندکی از مضراتشان است.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، مهدی2012 ، m.hossein
۲۳:۲۳, ۳۱/تیر/۹۲
شماره ارسال: #23

پینگ پنگ نوشتاری اولی الباب راچگونه تفسیر میکنید ایشون ناراحتی زیاد کشیدن حتما به یک متخصص مراجعه کنیداینجا تاپیک طب وتغذیه است نه اثبات وسواس وخودکم بینی !!ازاین به بعد برای حفظ احترام به دوستان دیگرجواب این فرد رانمیدهم حتی اگر به زعم ایشان متهم به کم آوردن گردم!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین
۱۷:۵۱, ۱/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/مرداد/۹۲ ۴:۰۳ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #24
آواتار
واقعا چه منطق قویی!!
داروی شیمیایی درست هم تجویز شه بازم عوارض داره،تازه ما دقیق نمیدنیم چه بلایی داره سرمون میاره
بعله داروی گیاهی هم عوارض داره اما از اونجایی که روند درمان کنده اگه حتی اشتباه تجویز شه ضررش به اندازه اشتباه در داروی شیمیایی نیست.
در طب سنتی خوراکی ها 4دسته اند
1-غذای مطلق
2-غذای دوایی(غذاییتش بیشتره)
3-دوای غذایی
4-دوای مطلق
اول باید فرد بیمار مزاجش اصلاح شه،اقای خیر اندیش میگن طبیبی که اول مزاج رو اصلاح نکنه،کمر به قتل بیمار بسته،بعد یهو دوای مطلق نمیدن،از غذای دوایی استفاده میکنن شاید بدن خودش بتونه خودشو جمع و جور کنه،جالب اینه در احادیث داریم تا جاییکه میشه دارو مصرف نکنید،حالا اگه نشد دوای غذایی(مثل زنجبیل(مثال زدم فکر نکنیم چیز عجیبی اند))،در نهایت دوا
تازه دوای هر کس هم با هم فرق داره
حالا بماند متاسفانه در بین طبیب های سنتی همنام رعایت نمیشه
با دکترها کاری ندایم،هر قشری زحمتش کش داره و جیپ پر کن
موضوع اصل علم هست که در پزشکی مدرن خیلی گاف داریم
مثلا اینقدر جزء نگر شده که نمیتونه رابطه اجزا رو با هم در نظر بگیره،وقتی خدا میگه انسان رو خلق کردیم پشت بندش میگه و سواها(رو و تشدیده)،یعنی تنظیم شده ،اجزا بهم ربط داره،عین چرخ دنده های ساعت میزون شده،یه دکتر طب سنتی میگفت اندازه بینی هرکس با کبدش ارتباط داره،(نقل به مضموم)،حالا این همه خانم میرن جراحی زیبایی میکنن،از نظر علم جدید اصلا مشکلی نیست جز عوارض عمل که اونم لابد هر کسی نداره،اما در طب سنتی اینکار میتونه رو عملکرد کبد تاثیر بذاره،حالا ببینید بعد چند سال امار مرضها چه جوری با شیب نمایی میره بالا.
یا مثلا لیزر کردن موهای بدن که در خانم ها رائج شده،مو فضولات یکی از هضم های بدنه،فکر کنم هضم سوم و چهارم
اینا مثل ناخن باید از بدن خارج شن و تشکیل اینها باعث میشه از بدن سودا دفع شه،حالا فکر کنید با لیزر دیگه سودا در بدن از طریق مو نمیتونه دفع شه.یه اختلال دیگه
مثال تو این موارد زیاده
................................................................
حالا موضوع دیگه
[تصویر: h33_lavender.jpg]



این تصویر زیبا مزارع استخدوس در جنوب فرانسه است
البته استخدوس رو در عطر سازی هم استفاده میکنند اما موضوع اینه که طب جدید در اروپا با ایران متفاوته،در اروپا هیچ دکتری حق نداره الکی به بیمار انتی بیوتیک بده
چای بادرنجبویه گرفتم روش نوشته یکی از اسامی این چای،چای فرانسه است چون در فرانسه خیلی محبوبیت داره
و جالبه نوشته بود،این چای مورد علاقه امام علی هم بوده
ببینید،اونا بهتر از ما به داشته های ما عمل میکنند
من هروقت دستور غذا سرچ میکنم،ایتالیایی هاش حتما روغن زیتون داره،اون ماییم که روغن بوق میخوریم،اونا چون از ما بهترون هستن خودشون اینا رو نمیخورن
یکی از دوستام میگفت تو ماهواره نشون داده،بهترین محصولات ارگانیک مال اسرائییله،بعله دنیا اینجوریه
میدونید چرا وضع مسلمونا اینه،چون به دانسته ها عمل نمیکنند به ندانسته ها عمل میکنند که معلوم نیست از کجای کدوم ازمایشگاه غرب اومده بیرون
ما حتی نمیایم رساله ذهبیه رو مدرسه ها بذاریم ملت بفهمن امامشون چی گفته،دین اسلام دین زندگیه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، مهدی2012 ، شیدا ، saeed111 ، fazel ، احیاء
۱۹:۴۲, ۱/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #25

نمیدونم شما چرا با غرب اینقدر مشکل دارید از خدا تون هم باشه که به صد قدمی پیشرفتی که اونا بهش رسیدن برسید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۳, ۲/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/مرداد/۹۲ ۱۲:۵۱ توسط saeed111.)
شماره ارسال: #26

ماباعلمی که درغرب درحال پیشرفته هیچ مساله ای نداریم استفاده هم میکنیم اما بالاخره چیزی بنام طب سنتی هم وجودداشته ببینید من میگم اگه غذای ما درست باشه خواب خوب ورزش مناسب وآرامش باشه اصلا مریضی ایجاد نمیشه اگرهم بشه درمانش ازطریق میوه ها وسبزیجات (کتاب ارمغان تندرستی وعسل درمانی آقای خدادادی)ودرنهایت گیاهان وعرقیات ودرمواردبسیارخاص ازداروهای شیمیایی استفاده میکنیم!!!

nina عزیز درصورت امکان اطلاعاتی مخصوصا درموردیکه مثال زدید ازپزشک طب سنتی که درمورد اندازه بینی وکبد وتناسب آنها ومطالبی که ازظواهر(دست صورت و....)درارتباط با سلامتی وجوددارد دراین تاپیک ارائه دهید ممنون!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، fazel ، احیاء ، مهدی2012
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا