|
مجید مجیدی و فیلم زندگانی حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
|
|
۲۳:۲۹, ۲۹/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به بهانه پایان فیلمبرداری فیلم سینمایی "زندگانی حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) " بد نیست تایپیکی هم به کارگردان بزرگ این فیلم، یعنی مجید مجیدی اختصاص بدیم!
![]() در دوره ای که کارگردان ها معمولا در حال ساخت فیلم هایی سخیف ، مبتذل و عوام پستند هستند و یا دست کم آرزوی ساخت فیلم جشنواره ای را دارند. این کارگردان دغدغه مند، بارها نسبت به سینمای دینی با فیلم های رنگ خدا ، بچه های آسمان ، زندگانی محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ... . و فیلم های کوتاهی همانند "خدا می آید" و ...، دِین خود را ادا کرده است و در حالی که معمولا از تیمی غیر حرفه ای و آماتور از بازیگران در فیلم هایش استفاده نموده اما معمولا منتقدان و مخاطبان جشنواره فیلم فجر در مقابل فیلم های بی نظیرش سر فرود آورده و گزینه دیگری برای اعطای بهترین فیلم یا کارگردانی در مقابلش نیافتند. او در پاسخ به جسارت عبدالکریم سروش، ارادت خود را به پیامبر مکرم اسلام نشان داد، مجیدی پس از گرفتن جایزه جشنواره بین المللی فیلم برلین به موجب ارائه فیلم آواز گنجشک ها در سال ۱۳۸۶، با صدور بیانیهای به جسارت سروش به مقام پیامبر مهربانی، انتقاد و از تمام کسانی که در مقابل این اظهارات سکوت کردهاند گله کرد.در پایان متن اعتراض، مجیدی این بیت از اشعار مولوی را خواند: گرچه قرآن از لب پیغمبر است *** هر که گوید حق نگفت آن کافر است این همه آوازها از شَه بُوَد *** گرچه از حلقوم عبدالله بود این کارگردان که با 4 سیمرغ می شه گفت بهترین کارگردان حال حاضر سینمای ایران هست در یکی اظهاراتش گفت: جهان اسلام تاکنون نتوانسته تصویری درست از پیامبر اسلام به جهانیان ارائه کند و همه در این زمینه کوتاهی کردهایم. مجیدی اوخر سال 88 اعلام کرد که فیلمی در مورد زندگانی پیامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خواهد ساخت، البته پیش تولید پروژه سینمایی «محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» اواخر سال ۸۶ آغاز شد و چند تن از عوامل سازنده برای دیدن لوکیشن های مورد نظر به کشورهای مختلف سفر کردند. لوکیشن اصلی "محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)" شهرک سینمایی قم بوده و قرار است به صورت سهگانه دوران کودکی، جوانی و بزرگسالی پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را به تصویر بکشد.مخاطب در سری اول این فیلم شاهد وقایعی است که پیش از تولد پیامبر اسلام را در بر میگیرد؛ لشگرکشی ابرهه به مکه و حمله پرندگان به سپاه او یکی از بخشهای فیلم است که جلوههای تصویری مورد نیاز برای بازسازی آن فرا تر از استانداردهای موجود در سینمای ایران است.سیر روایت فیلم سپس به دوران جاهلیت و به هنگام تولد آخرین پیامبر خدا حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میرسد و در 12 سالگی ایشان در اولین سفر به همراه عمویشان، ابوطالب، به شام پس از رسیدن به صومعه بحیرا به پایان می رسد.در این فیلم مهدی پاکدل در نقش ابوطالب، علیرضا شجاعنوری در نقش عبدالمطلب، محسن تنابنده در نفش ساموئل، مینا ساداتی در نقش آمنه، ساره بیات در نقش حلیمه و پانتهآ مهدی نیا در نقش فاطمه بنت اسد ایفای نقش کرده اند. ![]() این کارگردان که به تازگی آخرین سکانس فیلمش را فیلم برداری کرده! در ضیافت افطاری چند شب پیش نگاه مصطفی عقاد را در فیلم محمد رسول الله نقد کرد و عنوان کرد: آن فیلم مربوط به یک دوره می شود و فیلم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به دوره دیگری ارتباط دارد. موضوع آن فیلم باید مورد بررسی قرار بگیرد و فکر می کنم در حوصله این جلسه نیست. در آن فیلم به جنگ های پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اشاره می شود اما به گونه ای که انگار دین اسلام دین خشونت است و تمام مدت در آن تصاویر مربوط به جنگ ها نشان داده می شود. گویا حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در طول زمان عمرشان فقط جنگیده اند. |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۵۶, ۲۷/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
(۲۶/مرداد/۹۴ ۱۵:۰۳)هادی... نوشته است:واقعا اینا نمی دونن تیزر چیه؟ اصلا پیش قضاوت کار درستی نیست ولی سالی که نکوست ... اگر فیلم خوب بود که باید انصاف رو رعایت کنیم و خوبی بگیم ولی اگر فیلم بد بود، امیدوارم بازار تعریف و تمجیدها الکی داغ نشه که پسرفت نکنیم متاسفانه کارنامه ی سینمای ایران در بحث فیلمهای تاریخی-مذهبی اصلا جالب نیست. |
|||
|
|
۱۵:۰۷, ۲۷/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
البته اینطور که بنده پرسیدم این تیزر نبوده، به اشتباه گفته اند تیزر.
یک دقیقه ابتدایی فیلم هست. صحنه ورود حضرت حمزه به شعب ابی طالب. بالا آمدن خورشید و... |
|||
|
|
۱۷:۰۶, ۲۷/مرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مرداد/۹۴ ۱۷:۱۳ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
نمایش و ساخت فیلمی از زندگی پیامبر رحمت (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیازی مبرم در دنیای کنونی میباشد. به خصوص وقتی پای متخصصان سینمایی فوق حرفه ای هالیوود هم در میان باشد قضیه به احتمال قوی جدی تر میشود, اما این متخصصان فوق حرفه ای هم همیشه کارهای شگفت انگیزی ارائه نمیکنند و گاهی همان کار را سینماگران وطنی هم میتوانند انجام دهند. ساخت فیلم از زندگی پیامبر توسط آقای مجیدی بی شک کاری بزرگ و قابل تقدیر هست, اما در این میان چند نقد جدی هم وجود دارد. بنده با صحبتهای استاد فراستی تا حدودی موافق هستم و خوب در این جو که قبل از نمایش همه به شدت از فیلم تعریف میکنند و آنرا اثری عظیم میدانند, صحبتهای استاد فراستی دقیقا شنا در خلاف جهت نظرات موجود میباشد. البته جناب فراستی به نقدهای سنگین و تیزشان معروف هستند و به قولی اهل باج دادن به هیچ سینماگری نیست و حتی گاهی خلاف جهت تفکر عمومی نسبت به یک فیلم هم حرکت میکند که در مورد فیلم جدایی نادر از سیمین شاهدیش بودیم و البته به نظر بنده امتیاز بزرگی برای ایشون هست البته بماند که گاهی در انتقاد از یک اثر, کمی هم افراط و تندروی انجام میدهد, اما به هر حال به نظر بنده بخشی زیادی از صحبتهای ایشون در مورد فیلم, درست است. بنده فیلم را ندیده ام, اما از روی چند آنونسی که در سایتهای اینترنتی هم موجود است, حس کردم که جناب مجیدی میخواهد چهره ای بین المللی و صلح آمیز و حالا تا حدودی سازشکار از پیامبر عزیزمان نشان دهد. البته تا حد زیادی هم باید به آقای مجیدی برای نوع نگاهشان حق داد به خصوص در شرایط کنونی دنیا که مسلمانان را خشن و به دور از عدالت معرفی میکنند, اما آیا برای خوشامد یک عده انسان غربی که خیلیهاشون هم کافر هستند, باید حقیقت را به نوع دیگری نشان داد, آن هم حقیقتی که مربوط به مذهب و اسلام و پیامبر میباشد ؟؟؟؟؟؟ متاسفانه در فیلم آقای مجیدی اینگونه که از آنونسها و نقد منتقدان مشخص است, اثری از خداوند مشاهده نمیشود یا اثری ضعیف مشاهده میشود در حالیکه حتی در فیلمهای مذهبی روز دنیا علیرغم انحرافی که دارند مانند حضرت نوح (علیه السلام) یا فیلمهای کلاسیکی مانند ده فرمان یا الرساله, به شدت میتوان قدرت خداوند و وجود او را در برخی از سکانسها حس کرد. شما دقت کنید فیلمی مانند الرساله که مرحوم عقاد آنرا ساخت و فیلمی اتفاقا بسیار ساده و بی آلایش است بعد از گذشت این همه سال هنوز هم کوبنده و قوی است و بنده که چندین بار این فیلم را دیده ام , باز هم آنرا خواهم دید و باز هم, همان حس تازه و دوست داشتنی و آسمانی را برایم دارد به خصوص موسیقی شگفت انگیز این فیلم که تاثیری شگرف بر انسان میگذارد و هنوز هم که هنوز است وقتی صدای نتهای آن به گوش انسان میرسد, شنونده را به یاد دوران صدر اسلام میاندازد. در فیلم الرساله با اینکه صحنه های جنگ پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم نمایش داده میشود, اما اتفاقا بیننده با این صحنه ها همراه هست و با اینکه شاهد صحنه جنگ است اما خشونتی به بیننده منتقل نمیشود. شاید دلیل ماندگاری الرساله و تبدیل شدن آن به یک فیلم کلاسیک مذهبی و کوبنده, همین سادگی فیلم و خلوص و پاکی باشد که سازندگان فیلم به دنبال آن بودند. هر چند فیلم الرساله نگاهش بیشتر به جامعه مسلمان آن زمان بود نه به بیننده جهانی. اما فیلم آقای مجیدی نگاهش به عرصه های بین المللی میباشد و هدف آن به نظر بنده قبل از جامعه مسلمان, تماشاچیان بین المللی به خصوص غربی میباشد. اما اینکه در عرصه سینمای هالیوود زده امروز تا چه حد میتواند موفق باشد باید صبر کرد و دید. یک نکته منفی و شاید بسیار منفی دیگر برای این فیلم هزینه سنگین این فیلم میباشد که شاید با هزینه های به مراتب پایینتر هم میشد فیلمی شایسته و زیبا از زندگی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ساخت همانطور که مرحوم عقاد هم توانست و ساخت. و دیگری مانور تبلیغاتی بسیار گسترده و تعریف و تمجیدهای بسیار زیاد و گاهی غلو شده از عظمت فیلم میباشد که بی شک, انتظار مخاطب از فیلم را بسیار بسیار بالا برده و در صورتی که مخاطب از سینما, ناراضی بیرون بیاید, اثری بسیار منفی در کارنامه هنری آقای مجیدی خواهد گذاشت. به هر حال با توجه به آنونسهایی که دیدم و عکسهای فیلم, میتوان بر درستی این ادعای استاد فراستی, صحه گذاشت که برخی از سکانسها و تصاویر فیلم بیشتر نزدیگ به نوع تصویرگری مسیحیان از حضرت مریم (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) که در آغوش ایشان قرار دارند, نزدیک است و به همین دلیل است که میگویم این فیلم بیشتر برای مخاطب مسیحی و غربی ساخته شده تا برای مسلمین. نکته منفی دیگر راجب به این فیلم تبدیل آن به سریال تلویزیونی میباشد که خوب برای یک اثر سینمایی جالب نیست. رسانه سینما و تلویزیون تفاوتهای بسیار با هم دارند و اینکه سریالی را به فیلم سینمایی تبدیل کنند یا فیلمی سینمایی را به سریالی تلویزیونی بیشتر به نظر برای به دست آوردن سود اقتصادی بیشتر باشد تا اهداف دیگر. البته به گفته آقای مجیدی فیلم چیزی نزدیک به شش هفت ساعت است و از آنجاییکه نمیتوانستند فیلم را در این مدت در سینما نمایش دهند تصمیم گرفتند بخش های حذف شده را به همراه سکانسهای سینمایی به صورت سریال در تلویزیون هم پخش کنند که به نظر بنده کاری اشتباه بود. میتوانستند این چند ساعت را به نوعی مدیریت کنند که بتوان یک یا دو قسمت دیگر به صورت فیلم سینمایی در بیاید اما اینکه شما فیلمی را با هدف نمایش, هم به صورت سریال, هم به صورت فیلم سینمایی بسازید به نظر کاری استاندارد و جالب نخواهد بود. فیلم سینمایی هویت خودش را دارد و سریال تلویزیونی هم هویت جدای خودش را. به هر حال برای قضاوت باز هم زود است و باید منتظر نمایش فیلم ماند و امیدوارم که با این هجمه تبلیغاتی که راجب به فیلم میشود و آنرا اثری عظیم معرفی میکنند, تماشاچی لااقل مسلمان, سرخورده از سینما بیرون نیاید. |
|||
|
|
۱۶:۱۶, ۲۸/مرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مرداد/۹۴ ۱۶:۲۲ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
این هم نقد بسیار جالب و مهمی است.
به نظر میرسد غالب چالشهای پیرامونی فیلم «محمد رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» به کارگردانی از جایی آغاز شد که «مجید مجیدی» تصمیم گرفت تا از میان همهی مقاطع زندگی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، مقطع کم فراز و نشیب کودکی ایشان را تصویر کند. گرچه ظواهر امر در همان ایام خبری شدن این تصمیم، نشانی از اعتراض و اظهار تعجب رسانهها نداشت، اما اتفاقات بعد از اکرانهای خصوصی فیلم برای اهالی رسانه و فرهنگ، نشان میدهد که اتفاقاً ریشهی غالب نقدهای منفی در همین جاست. چه آنکه بسیاری تاکنون «محمد رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» مجیدی را با فیلمهای کلاسیک تاریخی و از جمله «الرساله»ی «مصطفی عقاد» مقایسه کرده و مثلاً با تمرکز بر شخصیت «حمزه» و نوع روایت و داستانگویی در این دو فیلم، «محمد» را بازنده خواندهاند. در حالی که فیلم «مجیدی» اصولاً با غالب فیلمهای تاریخی کلاسیک، به علت انتخاب مقطع کودکی زندگی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، تفاوت ماهوی دارد و اصلاً نمیتواند شخصیتی مثل حمزه (با بازی آنتونی کوئین) در فیلم «الرساله» داشته باشد. واگرنه به زعم نگارنده، «محمد رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» مجیدی، با درصدی خطا و اشکال، تقریباً همانی است که میشد از این مقطع تصویر کرد. شاعرانه، کودکانه، احساسی، رویاپردازانه، لطیف و کمی شیکتر و نقاشی شدهتر از دنیای معمول. درست مثل دنیای کودکی. البته این تفاوت اساسی فیلم «مجیدی» با فیلمهای تاریخی معمول از حیث شیوهی داستانپردازی و روایت، قطعاً برای کسانی که به نیت دیدن یک فیلم ایرانی در تراز فیلم «مصطفی عقاد» یا به طور مثال «ده فرمان» و ... به سینما میروند، غیرمنتظره خواهد بود و شاید این مهمترین کاری است که تیم تبلیغاتی و رسانهای فیلم باید پیش از اکران این فیلم انجام دهند؛ چرا که فیلم «مجیدی» با تصور اولیهی مخاطب در مورد چنین فیلمهایی، فاصلهی بعیدی دارد. اما به این معنا نیست که این فیلم لزوما از فیلمهای پیشینی که دربارهی پیامبران ساخته شده است، ضعیفتر و پائینتر است. بلکه موید این معناست که چنین مقایسهای از بیخ و بن اشتباه است. به طور مثال، اگر در چنین مواردی رسم بر این است که «پیامبریِ یک پیامبر» روی پرده، از پس حوادث متعدد تاریخی با ساختاری کلاسیک و ریتمی تند به نمایش درآید و وجوه قهرمانانهی معنوی او مخاطبان را به وجد آورد، در فیلم «مجیدی»، بر خلاف نمونههای ذکر شده، تلاش شده تا مسیر یک کودک برگزیده در راه رسیدن به پیامبری ترسیم گردد و این خود تفاوتی است بنیادین با نمونههای قبلی. یعنی در واقع ما با یک کاراکتر با شخصیتپردازی مشخص که حالا قرار است در کوران بحرانها، وجوه شخصیتی پیامبرگونهی خود را عیان کند، روبرو نیستیم. بلکه با یک کودک مواجهیم که قرار است کم کم مسیر را از «شخصیتپردازی» تا رسیدن به «شخصیت» پیامبری طی کند و از همین رو، طبیعی است که بر اساس مقطع سنی انتخاب شده، بحرانها هم خفیفتر شوند و اکت قهرمانانهی کاراکتر محوری فیلم هم کمتر. (طبق تعریف اساتید فیلنامهنویسی همچون رابرت مککی، «شخصیتپردازی» یعنی حاصل جمع تمام خصائص قابل مشاهدهی یک کاراکتر. یعنی هر آنچه که بتوان با دقت در زندگی شخصیت از او فهمید؛ مانند سن و میزان هوش، جنسیت، سبک حرف زدن و ادا و اطوار، علائق، وضعیت روحی و عصبی و ... اما «شخصیت» حقیقی یک کاراکتر در تصمیماتی که در شرایط بحرانی میگیرد، آشکار میشود.) ![]() در واقع، «محمد» فیلم مجیدی در مرحلهی معرفی و کشف است نه ظهور و این نتیجهی انتخاب مقطع کودکی اوست. هر چند که «مجیدی» با درک نیاز فیلمش به یک ظهور و بروز قهرمانانه، به درستی ابتدا و انتهای فیلم را به دوران پیامبری او و یکی از فرازهای پرچالش زندگی ایشان –یعنی سه سال سخت زندگی در شعب ابیطالب- پیوند میزند تا فیلم، خالی از یک پیامبر نباشد و حتی بخش مربوط به کودکی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را هم با یک سکانس حماسی خاتمه میدهد. اما به هر حال حتی با این ترفند هم، همچنان «محمد» فیلم یک «پیامبر» نیست. فیلم کودکی است که میخواهد در آینده پیامبر شود. بنابراین، بخش اصلی فیلم، در واقع همان فلاشبک دوران کودکی است. ![]() در ابتدای این فلاشبک طولانی، «مجیدی» به سراغ واقعهی دراماتیک و جذاب «اصحاب فیل» میرود و مخاطبش را برای دیدن چندین سکانس نفسگیر و جذاب آماده میکند. چه آنکه سکانس ورودیهی لشگر ابرهه، از حیث کارگردانی به شدت باعظمت و دیدنی از کار درآمده است، اما در ادامه، جلوههای ویژهی به شدت بد این سکانس، همهی امید مخاطب را برای دیدن یک سکانس به یادماندنی، هدر میدهد.اما خیلی زود، با ورود به ماجرای تولد پیامبر و معرفی این نوزاد انتخاب شده، اوضاع بهبود مییابد. به ویژه با معرفی درست «حلیمه» و ورود معجزهگونهی او به خانهی پیامبر که با سکانس کمنقص و بینظیر رم کردن شتر همراه میشود و استانداردهای سینمای ایران را ارتقا میدهد. اما این، بهترین سکانس این بخش نیست. بهترین سکانس فیلم به زعم نگارنده آنجایی است که «حلیمه» همچون مخاطب، برای اولین بار «محمد» را از نزدیک کشف میکند. سکانسی که هم حس مخاطب را برمیانگیزد و هم برای او بکر و زیباست و هم حال و هوای معنوی و قدسی خوبی دارد؛ حرکت سنجیدهی دوربین و بازی خوب بازیگران هم، مقدمهای میشود برای اینکه مخاطب برای اولین بار، با کاراکتر «محمد»، پای گهوارهی او احساس نزدیکی کند و این عظمت کار «مجیدی» است که میتواند میان یک نوزاد و مخاطبش، بدون آنکه حتی تصویری از این نوزاد نشان دهد، حس نزدیکی درستی برقرار کند. به هر حال، «مجیدی» خیلی زود در این سکانس نتیجهی مقدمهچینی خوبش را که از ورود شخصیت «حلیمه» به شهر و گرفتاری او در بیابانهای اطراف مکه آغاز میشود، میگیرد و به تبع آن، «نوزاد» برگزیدهی فیلمش را خوب معرفی میکند. اتفاق خوبی که فیالمثل در سکانس بالا گرفتن «محمد» در میان جمعیت حاضر در محوطهی خانهی خدا رخ نمیدهد. پس از معرفی، فیلم کم کم به مرحلهی کشف میرسد. حالا «محمد» قرار است مسیر پیامبر شدن را از همین کودکی «کشف» کند. کشفی که البته مسیر آن به دلیل همان مقطع خاص کودکی، نه از میانهی اتفاقات سهمگین و شاهپیرنگهای معمول که اتفاقاٌ از دل جزئیات و خرده داستانها، شکل میگیرد. هر چند فیلم به واسطهی داستان کاهن یهودی، خالی از پیرنگ اصلی هم نیست.![]() بدین ترتیب، مرحلهی «کشف» برای پیامبر آخرین آغاز میشود. کشف خدا در میانهی طبیعتگردی و سفرهای بسیار و آغوش مادر، کشف خانهی خدا برای اولین بار با آن نمای نقطهنظر دیدنی و کودکانهی درجه یک که (جایی که «محمد» روی کجاوه نشسته و انگشتانش را روی صورتش گذاشته است و از میان آنها، زادگاه پرمخاطرهاش را دید میزند و در این شهرآشوب دوستداشتنی، متوجه میشود هیچ چیز عظمت کعبه را ندارد)، کشف جاهلیت زمانه از پس نماهای زنده به گور کردن دختران و بردهداری ابولهب و بتپرستی، کشف «غار حرا» که لایق میزبانی یگانه خلوت «محمد» با خدایش خواهد بود و کشف معنای استراتژیک «هجرت» در دورهی هراس از یورش دشمنان «محمد» به «مکه» و ناگزیر شدن ترک زادگاه.در واقع فصل نسبتاً مفصل سفر به «یثرب»، محملی میشود برای کشف بزرگ «محمد» خردسال؛ کشف معنای «هجرت»ی که قرار است در آیندهی پرمخاطرهی این کودک، تاریخساز شود و حتی مبدأ تاریخ مومنین را بسازد. بنابراین باید «یثرب» یک خاطرهی خوب باشد برای «محمد» در دوران کودکی تا شایستهی مدینهالنبی شدن را در آینده داشته باشد. یعنی یک شهر دوست داشتنی. چیزی شبیه به همانی که «مجیدی» در بازسازی «یثرب» فیلمش انجام میدهد. هر چند که اطناب این فصل، کمی به چندپارگی فیلم دامن زده است. «محمد» البته دشمنانش را نیز در همین سیر و سلوک کودکانه، کشف میکند و میشناسد. از کشف کفر تا کشف نفاق که این دومی با ظاهر متدین و نقاب جستجوی پیامبر خاتم میآید، اما در واقع، نیت خاتمه دادن به جان پیامبر را در کودکی دارد؛ با نقاب حرز بستن به کودکان میآید، اما در واقع قصد کودککشی دارد. گاهی عبری است و گاهی عربی. گاه روی تعصب قبیلهای امثال «ابولهب»ها را با خود همراه میکند و گاه روی تعصب یهودی، کنیسه را به مرکز توطئهی عالم تبدیل میکند.البته «مجیدی» از این بخش که به نوعی پیرنگ اصلی درام هم بر روی آن بنا شده، استفادهی بهتری هم میکند و فرصتی مییابد تا فیلمش را از وضعیت «تاریخ محض» به نسخهای با فرامتنهای امروزی ارتقا دهد. چه آنکه انتخاب زبان عبری برای بخشهایی از فیلم و تکیهی داستان بر نقشهی صهیونیستها –که به خوبی در فیلم با پیروان دین یهود تفیک میشوند- برای قتل پیامبر در کودکی، نمیتواند بیارتباط با نسبت فعلی دنیای اسلام و صهیونیسم باشد.در این مسیر «کشف»، البته فیلم یک ایراد عمده دارد و آن، تأکید بیش از حد کارگردان بر برخی وجوه سانتیمانتال گونه و پرحجم و معجزهگونهی فیلم است. چنانکه مثلاً در سکانس کشف غار حرا، موسیقی پرحجم، میان «محمد» و مخاطب فاصله میاندازد و نمیگذارد او هم در خلوتی رازگونه، همچون «محمد»، «غار حرا» را کشف کند و این اتفاق در مورد چند سکانس دیگر فیلم نیز رخ میدهد. در واقع، کارگردان گاه با انتخاب غلط موسیقی و نماهای بیش از حد شاعرانه، حس عمیق کشف و شهود فیلمش را به یک حس تصنعی تأثرگونه تقلیل میدهد. انگار که کارگردان میخواهد به هر ترتیب، از مخاطبش اشک بگیرد. گرچه این سکانسها با توجه به مدت زمان طولانی فیلم، کاملاً قابلیت تعدیل شدن و حتی حذف دارند.![]() به هر ترتیب، پس از این مسیر مکاشفهگونه، حالا «کودک» فیلم مجیدی با از سر گذراندن بحرانهایی مثل «بحران مرگ مادر» و «بحران مرگ پدربزرگ»، آنقدر آبدیده شده که آمادهی رسیدن به یک «شخصیت» باشد. «شخصیتی» که بحرانی را از سر بگذراند. اینجاست که نوبت به سکانسهای موثر، عظیم و خوشپرداخت شهر ساحلی میرسد که طی آن، «محمد»، قربانیان نگونبخت بتها را نجات میدهد تا «پیامبر» فیلم «مجیدی»، برای اولین بار درشتتر و درستتر از سایر لحظات فیلم رخ عیان کند.این مسیر را یک بار دیگر، بیآنکه پای فیلم دیگری به میان کشیده شود، مرور کنید. احتمالاً حق خواهید داد که «مجیدی» مسیر سختی پیش رو داشته و در این مسیر، خیلی هم ناموفق نبوده است. او مخاطبش را به یک «مکاشفه» دعوت کرده است نه دیدن صرف تاریخ به شیوهی روایت کلاسیک.منبع: ماهنامه نقد سینما |
|||
|
|
۱۵:۲۷, ۲/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۴۲ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
کمپینهای اعتراضی سلفیها و همراهی منتقدان سینمایی با فیلم مجیدی با انتشار خبر اکران فیلم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مجید مجیدی در ایران، همانگونه که پیشبینی میشد بسیاری از مخالفان این فیلم سینمایی شروع به فعالیت کردهاند. از آغاز انتشار خبر ساخت این فیلم، جریانهای تندرو و میانهرو در جهان اسلام هر کدام به شیوهای بر آن هستند که علیه این فیلم فعالیت کنند و چندی پیش خبر گذاری فارس در گزارشی مفصل از «تحریم پیشدستانه» این فیلم در کشورهای اسلامی سخن گفت. این بار اما در مصر، کویت و همچنین در عربستان سعودی جریانهای مختلف صدای خود را علیه این فیلم ایرانی بلند کردهاند در حالی که به گفته مجیدی هیچکدام هنوز فیلم را ندیدهاند و قضاوت پیشینی درباره آن دارند. در نخستین اتفاق در این زمینه در هفته گذشته، «هیئت جهانی معرفی رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و یاری او» در عربستان سعودی با اشاره به «فتوای حرمت به تصویر کشیدن انبیا» با فیلم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مخالفت برخاست. * علمای کویتی دلایل تحریم به تصویرکشیدن انبیاء را تشریح کردند پس از آن عدهای از علمای اهلسنت در کویت به این فیلم اعتراض کردند و گفتند: علمای اسلام به تصویرکشیدن پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، اعم از صوت، فیزیک و صورت را حرام میدانند. دکتر عجمیل النشمی، رئیس کانون علمای شریعت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و رئیس سابق دانشکده شریعت و مطالعات اسلامی کویت، یکی از این افراد بود که گفت: برای حفظ قدسیت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) این حرمت را قائل شدهایم و بازی در نقش این بزرگان موجب باز شدن باب جرأت یافتن بر تاختن بیش از پیش به اعتقادات و مقدسات اسلامی میشود. وی که در اظهارنظری که ناشی از ندیدن این فیلم است میگوید: سخن گفتن بازیگر در جایگاه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مستلزم دیالوگهایی است که ممکن است آنها را آن حضرت بیان نکرده باشند. عبدالله الشریکه از دیگر اساتید کویتی نیز با اشاره به حدیثی درباره عصمت پیامبران، گفت: نباید با بازی در حال و کلام پیامبران از جمله پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سیره آنها حضرت را مشوه کنیم؛ و وقتی بازی در این نقشها حرام شده دیدن و همراهی با آنها نیز حرام است که خدا میفرماید «در گناه و دشمنی همکاری نکنید» دکتر محمد طاهری و دکتر مطلق الجاسر نیز از دیگر چهرههای سنی مذهب کویتی بودند که در گفتوگو با پایگاه «الانباء» کویت به دلایل حرمت به تصویر کشیدن فیزیکی، صوتی و چهره انبیا و صحابه پرداختند. * مخالفت علما و هنرمندان مصری با ورود فیلم مجیدی به مصر در مصر نیز در برنامه «جناب شهروند» شبکه تلویزیونی LTC به این فیلم پرداخته شد؛ ابتدا دکتر محمد مهنا مشاور شیخ الازهر بر فتوای حرمت خود مبنی به تصویر کشیدن انبیا و صحابه تاکید کرد. پس از آن برخی هنرمندان موافق و مخالف مصری به این برنامه تلویزیونی آمدند؛ از یک طرف «حسن یوسف» خواستار ممانعت از ورود فیلم مجیدی به مصر شد و گفت: سازندگان این فیلم به اشتباه افتادهاند و باید بیانیهای صادر شود و ضمن محکومیت این اقدامات بر اساس فتوای الازهر از اکران فیلم جلوگیری شود. وی افزود: باید ورود این فیلم به مصر ممنوع شود و هر کس این کار را کرد تنبیه کنند و حتی اگر لازم بود همکاریهای هنری با ایران متوقف شود. * منتقد مصری: تا زمانی که فیلم را ندیدهایم نباید درباره آن قضاوت کنیم در همین حال «طارق الشناوی» منتقد مشهور مصری از همگان خواست که فیلم را پس از دیدن آن نقد و قضاوت کنند و گفت: در سال 1926 الازهر هنگامی که قرار بود «یوسف وهبی» نقش پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بازی کند، به تصویر کشیدن آن حضرت را حرام اعلام کرد و آن را به خلفای راشدین و صحابه گسترش داد و پس از آن عربستان شدیدتر این فتوا را صادر کرد و این در حالی بود که mbc متعلق به عربستان آثاری با به تصویرکشیدن صحابه تولید کرده است. در طرف دیگر «احمد بها شعبان» رئیس حزب سوسیالیست مصر عنوان کرد که «ایران دولتی شیعی است و هیچ مانعی برای آنها برای به تصویر کشیدن پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و صحابه ندارند و آنها در این باره چون غربیها عمل میکنند! اما در این زیمنه نباید کار را به حدی برسانیم که در دوران بحرانهای سیاسی منطقهای، بین ایران و جهان عرب اختلافات شدیدی ایجاد شود. * شکلگیری کمپینهایی در شبکههای اجتماعی علیه فیلم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) توسط جریانهای سلفی بنابر این گزارش، در این بین فعالیتهای متعددی از سوی جریانهای مختلف در کشورهای عربی کمپینهایی در شبکههای اجتماعی تشکیل شده است تا با این فیلم به مخالفت برخیزد. یکی از این کمپینها را گروه «تبلیغ سلفیه» به راه انداخته است و در آن خواستار تحریم فیلمهای ایرانی شده و با ارائه لیستی از شبکههای ایرانی و شیعی بر روی ماهواره نایلست خواستار تحریم آنها از سوی مردم مصر شده است. دو گروه دیگر به نامهای «جبهه میانهرو» و «ائتلاف نوادگان صحابه و آل» نیز خواستار اقدامات عملی و حقوقی علیه فیلم «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» مجیدی شدهاند و عدهای از این گروهها تحت عنوان هشتگ « #ایران_تسیئ_للنبی_محمد»(ایران به پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) توهین کرد) کمپینی علیه فیلم مجیدی به راه انداختهاند. به گزارش فارس، با توجه به تمامی اتفاقات رخ داده از سوی جریانهای اسلامی در کشورهای عربی که غالبا از سوی گروههای سلفی و ضدایرانی هدایت میشود به نظر میرسد با توجه به غوغاگری آنها باید طرحی جدی برای حضور و اکران فیلم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مجیدی در کشورهای عربی و اسلامی تهیه شود. اقدام اخیر مجید مجیدی در ایجاد ترتیبات لازم برای تماشای فیلم توسط علمای اسلامی میتواند موجبات نقش بر آب شدن طرحهای جریانهای مخالف فیلم شود و ضمن آگاه کردن جریانهای میانهروی چون الازهر، وحدت اسلامی را نتیجه دهد. [font=Tahoma]از دوست خوبم: سجاد اسلامیان، خبرگزاری فارس
|
|||
|
|
۶:۵۹, ۴/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/شهریور/۹۴ ۷:۵۲ توسط هادی....)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
اکران فیلم «محمد رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» به دلیل مشکل فنی یک روز به تعویق افتاد
به گزارش مشرق، محمدرضا صابری مدیرعامل شرکت «نورتابان» تهیه کننده و پخش کننده فیلم «محمد رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» گفت: به دلیل یک مشکل فنی اکران فیلم مجید مجیدی که پیش از این روز چهارشنبه ۴ شهریور اعلام شده بود یک روز به تعویق افتاد.
وی ادامه داد: ما از همه مردم عزیز و محترمی که قصد داشتند فردا به تماشای فیلم بنشینند عذر می خواهیم. صابری تاکید کرد: همه کسانی که بلیت روز چهارشنبه ۴ شهریور ماه را پیش خرید کرده اند می توانند تا چهارشنبه هفته آینده در همان سینمای مربوطه از بلیت خود استفاده کنند.
****************************************************************************************************** افزایش قیمت بلیت فیلم «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» محمدرضا فرجی در مصاحبه با خبرگزاری صدا و سیما درباره مبلغ بلیت فیلم «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» افزود: در جلسه ای که با سرمایه گذار این اثر داشتیم قرار شد قیمت بلیت این فیلم سینمایی در سینماهای مجهز به سیستم D با قیمت 12 هزار تومان عرضه شود و همچنین قیمت بلیت در پردیس های سینمایی 10 هزار تومان، در سینماهای ممتاز هشت هزار تومان و در سینماهای درجه 1 هفت هزار تومان است. وی گفت: قیمت بلیت در سینماهای شهرستان نیز متناسب با درجه بندی سینماها از سه تا هفت هزار تومان متغیر بود که هر کدام هزار تومان افزایش یافت. فرجی افزود: بلیت های پیش فروش شده با همان قیمت 10هزار تومان عرضه می شود .... |
|||
|
|
۱۵:۵۹, ۴/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
به گزارش خبرنگار سینمایی [/url][url=http://www.farsnews.com/]خبرگزاری فارس، «مجید مجیدی»، فیلمساز برجسته سینمای کشورمان در مصاحبه اخیر خود با خبرگزاری فرانسه، ضمن اشاره به تصویر غلطی که از پیامبر اکرم توسط غربیها و گروههای افراطی چون داعش به جهان ارائه شده است، متذکر شد این فیلم سعی در تصحیح این تصویر دارد. وی همچنین در این مصاحبه به نکاتی چون،نشان داده نشدن هیچ تصویری از چهره حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، مخالفت کشورهایی چون عربستان با فیلم «محمد رسولالله» و در عین حال ابراز علاقه بسیاری از کشورها برای خریداری این فیلم، مشکلاتی که برای به تصویر نکشیدن چهره حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این فیلم وجود داشت، اشاره کرد. برخی رسانههای خارجی ضمن اشاره به بخشهایی از این مصاحبه واکنشهای مختلفی نسبت به آن داشتهاند که در زیر میخوانیم: شبکه فرانس 24 که بخش زیادی از گزارشش را به مخالفتهایی که با فیلم «محمد رسولالله» شده، اختصاص داده سعی کرده با استفاده از تیتر منفی به سراغ مصاحبه مجیدی رفت، «فیلم ایرانی درباره زندگی حضرت «محمد» خشمها را برانگیخت». شبکه دولتی فرانسه با سوگیری در خبر و درج عبارت مخالفت بسیاری از مسلمانان با نشان دادن چهره پیامبر یک خبر دروغ و غیر واقع از فیلم را دستمایه متن خبر کرد و نوشت: فیلم «محمد» که گرانقیمتترین فیلم تاریخ سینمای ایران است از روز چهارشنبه در 143 سینمای ایران اکران میشود. این فیلم حماسی دینی اخیرا از سوی تعداد زیادی از مسلمانانی که با به تصویر کشیدن چهره حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مخالفند، انتقادهایی داشته است. فرانس 24 در ادامه، اختلاف افکنی در بین مسلمان را هدف قرار داده و با اشاره به مخالفتهای دانشگاه الازهر قاهره با فیلم «محمد رسوالله» افزود: فیلم 40 میلیون دلاری که درباره دوران کودکی حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است، از سوی روحانیون سنی که مدعیاند تصویر چهره پیامبر ممنوع (حرام) است، به شدت مورد خشم واقع شده است. آنها نه تنها با تصویر چهره پیامبر که با تقلید صدای او نیز مخالفند. این شبکه در پایان گزارش خود بدون اشاره به صحبت های مجیدی مبنی بر توجه به ملاحظات مسلمانان نسبت به حفظ حرمت و عدم نمایش چهره پیامبر، از مصاحبه وی نوشت: اولین فیلم مهمی که درباره زندگی پیامبر اسلام ساخته شد، فیلم سینمایی «محمد، رسولالله» (رسالت) به کارگردانی «مصطفی العقاد»، فیلمساز آمریکایی-سوری بود که زمانیکه در سال 1976 به نمایش درآمد انتقادهای زیادی را به دنبال داشت. روزنامه بریتانیایی «دیلی استار» نیز با تیتر دو پهلوی «فیلم حماسی ایرانی «محمد» سعی در تغییر چهره اسلام دارد» به سراغ مصاحبه «مجیدی» با خبرگزاری فرانسه رفت. این روزنامه گزارش خود را اینگونه آغاز کرد: کارگردان گرانترین پروژه تاریخ سینمای ایران،«محمد»، ابراز امیدواری کرده است که این فیلم چهره خشن اسلام را بهبود ببخشد، ولی در عین حال این ریسک وجود دارد این حماسی دینی علیرغم آنکه چهره پیامبر اسلام را به تصویر نکشیده است، خشم بسیاری از مسلمانان را برانگیزد. این روزنامه بریتانیایی در ادامه خبر خود با دور شدن از پیام وحدت بخش فیلم بین مسلمانان جهان، ضمن اشاره به بخشهایی از مصاحبه «مجیدی»، نوشت: در حالیکه ایران از کاریکاتورهایی که درباره پیامبر اسلام توسط هفتهنامه فرانسوی «شارلی ابدو» منتشر شد، ابراز انزجار کرده است ولی شیعیان که بخش زیادی از جمعیت ایران را تشکیل میدهند، در مجموع نسبت به تصویر کشیدن چهرههای دینی، نسبت به اهل سنت، راحتتر برخورد میکنند. رسانههایی چون جاکارتا پست، بیزینس اینسایدر، مالازین اینسایدر و یور میدل ایست با تیتر فیلم حماسی محمد یا عظیمترین فیلم تاریخ سینمای ایران سعی در تغییر چهره اسلام دارد، خبر مصاحبه «مجیدی» با خبرگزاری فرانسه را منتشر کردهاند.
|
|||
|
|
۱۵:۲۷, ۷/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
![]() به گزارش «نسیم» فروش بیسابقه فیلم «محمد رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» در 2 روز نخست، همه رکوردهای فروش سینمای ایران را جابهجا کردهاست. بعد از اعلام فروش 170 میلیون تومانی آخرین فیلم مجیدی در روز اول، امروز اعلام شد که فیلم «محمد رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» به 411 میلیون تومان رسیده است. این آمار در تاریخ سینمای ایران بیسابقه است. فروش «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» همچنان در حال افزایش است. |
|||
|
|
۱۵:۳۲, ۷/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
ما البته منتظر تماشای این فیلم توسط دوستان و اظهار نظرها هستیم. خیلی دوست دارم در یک فضای بدون تنش و بدون تعصب، فیلم را به نقد بنشینیم.
یا علی مدد |
|||
|
|
۱۶:۲۵, ۷/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۴ ۱۶:۲۵ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
امیدوارم فیلم مخمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شود، واقعا زشت هست برای جمهوری اسلامی ایران که فیلمی ضعیف و عروسکی (( در حالیکه در سینمای روز جهان، استفاده از عروسک در فیلمهای مخصوص به کودکان کاملا منسوخ شده )) مانند شهرموشهای2 !!!!!!!، پرفروش ترین فیلم سینمایی تاریخ ایران باشد. |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فیلم سینمایی محمد رسول الله | idea | 10 | 7,979 |
۱۷/آبان/۹۱ ۲۲:۱۰ آخرین ارسال: دل خسته |
|





![[تصویر: majidi__large.jpg]](http://www.pendar.net/library/uploads/news/5249/majidi__large.jpg)
![[تصویر: 234537_161.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/8/17/234537_161.jpg)






![[تصویر: 1176907_604.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/5/28/1176907_604.jpg)
![[تصویر: 1176909_260.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/5/28/1176909_260.jpg)
بهترین سکانس فیلم به زعم نگارنده آنجایی است که «حلیمه» همچون مخاطب، برای اولین بار «محمد» را از نزدیک کشف میکند. سکانسی که هم حس مخاطب را برمیانگیزد و هم برای او بکر و زیباست و هم حال و هوای معنوی و قدسی خوبی دارد؛ حرکت سنجیدهی دوربین و بازی خوب بازیگران هم، مقدمهای میشود برای اینکه مخاطب برای اولین بار، با کاراکتر «محمد»، پای گهوارهی او احساس نزدیکی کند و این عظمت کار «مجیدی» است که میتواند میان یک نوزاد و مخاطبش، بدون آنکه حتی تصویری از این نوزاد نشان دهد، حس نزدیکی درستی برقرار کند. به هر حال، «مجیدی» خیلی زود در این سکانس نتیجهی مقدمهچینی خوبش را که از ورود شخصیت «حلیمه» به شهر و گرفتاری او در بیابانهای اطراف مکه آغاز میشود، میگیرد و به تبع آن، «نوزاد» برگزیدهی فیلمش را خوب معرفی میکند. اتفاق خوبی که فیالمثل در سکانس بالا گرفتن «محمد» در میان جمعیت حاضر در محوطهی خانهی خدا رخ نمیدهد. پس از معرفی، فیلم کم کم به مرحلهی کشف میرسد. حالا «محمد» قرار است مسیر پیامبر شدن را از همین کودکی «کشف» کند. کشفی که البته مسیر آن به دلیل همان مقطع خاص کودکی، نه از میانهی اتفاقات سهمگین و شاهپیرنگهای معمول که اتفاقاٌ از دل جزئیات و خرده داستانها، شکل میگیرد. هر چند فیلم به واسطهی داستان کاهن یهودی، خالی از پیرنگ اصلی هم نیست.![[تصویر: 1176911_973.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/5/28/1176911_973.jpg)
«محمد» البته دشمنانش را نیز در همین سیر و سلوک کودکانه، کشف میکند و میشناسد. از کشف کفر تا کشف نفاق که این دومی با ظاهر متدین و نقاب جستجوی پیامبر خاتم میآید، اما در واقع، نیت خاتمه دادن به جان پیامبر را در کودکی دارد؛ با نقاب حرز بستن به کودکان میآید، اما در واقع قصد کودککشی دارد. گاهی عبری است و گاهی عربی. گاه روی تعصب قبیلهای امثال «ابولهب»ها را با خود همراه میکند و گاه روی تعصب یهودی، کنیسه را به مرکز توطئهی عالم تبدیل میکند.البته «مجیدی» از این بخش که به نوعی پیرنگ اصلی درام هم بر روی آن بنا شده، استفادهی بهتری هم میکند و فرصتی مییابد تا فیلمش را از وضعیت «تاریخ محض» به نسخهای با فرامتنهای امروزی ارتقا دهد. چه آنکه انتخاب زبان عبری برای بخشهایی از فیلم و تکیهی داستان بر نقشهی صهیونیستها –که به خوبی در فیلم با پیروان دین یهود تفیک میشوند- برای قتل پیامبر در کودکی، نمیتواند بیارتباط با نسبت فعلی دنیای اسلام و صهیونیسم باشد.در این مسیر «کشف»، البته فیلم یک ایراد عمده دارد و آن، تأکید بیش از حد کارگردان بر برخی وجوه سانتیمانتال گونه و پرحجم و معجزهگونهی فیلم است. چنانکه مثلاً در سکانس کشف غار حرا، موسیقی پرحجم، میان «محمد» و مخاطب فاصله میاندازد و نمیگذارد او هم در خلوتی رازگونه، همچون «محمد»، «غار حرا» را کشف کند و این اتفاق در مورد چند سکانس دیگر فیلم نیز رخ میدهد. در واقع، کارگردان گاه با انتخاب غلط موسیقی و نماهای بیش از حد شاعرانه، حس عمیق کشف و شهود فیلمش را به یک حس تصنعی تأثرگونه تقلیل میدهد. انگار که کارگردان میخواهد به هر ترتیب، از مخاطبش اشک بگیرد. گرچه این سکانسها با توجه به مدت زمان طولانی فیلم، کاملاً قابلیت تعدیل شدن و حتی حذف دارند.![[تصویر: 1176913_993.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/5/28/1176913_993.jpg)

![[تصویر: IMG12461101.jpg]](http://media.nasimonline.ir/larg/1394/05/26/IMG12461101.jpg)