|
اکتشافاتی که غرب از ما دزدید
|
|
۱۶:۳۱, ۱/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۲ ۱۱:۲۲ توسط rastin.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۲۴, ۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
سلام
چه کسی گفته مشتق رو نمی شناختند؟ در یک تابع خطی (مثل تابع مورد بحث قانون نیوتون) مشتق یعنی شیب نمودار ، این هم که از قوانین ساده ریاضی هست. |
|||
|
|
۴:۱۰, ۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۵/مرداد/۹۲ ۰:۲۴)دل خسته نوشته است: سلام نه این که مشتق بخشی از حسابان و از اختراعات نیوتن هست! نه حتی به این دلیل که این انتزاع مشتقه به شیب نمودار مفهوم می بخشه. تنها به این علت که اگه مشتق رو می شناخت مجبور نمی شد از عبارتی مثل «طبع خاص» استفاده کنه که هیچ استنباطی از اون در دنیای فیزیک نمی شه کرد. این متن خودش نشون می ده که ابن سینا چه قدر با ریاضیات بی گانه بوده. |
|||
|
۴:۳۲, ۵/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۲ ۱۷:۱۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
بله برادر خوب میدونیم و مشخصه که پایه علوم ریاضی و هندسه و نجوم و ... از یونان باستان و روم بوده که پیامبر بزرگ ادریس یا به قول رومی ها (هرمس )اومده که بزرگان این حوزه شاگردای ایشون بودن و در اسلام این علوم بسیار پیشرفت کرد .
اینم از ویکی بخونید نوشتههایی از بیرونی در دست است که به وضوح در آنها از گردش ِ زمین به دور ِ خودش نام برده میشود. در کتاب ِ «استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب» ابوریحان میگوید: «از ابو سعید سجزی، اُسطرلابی از نوع واحد و بسط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکّب نبود و آن را اسطرلاب زورقی مینامید و او را به جهت اختراع آن اسطرلاب تحسین کردم چه اختراع آن متکی بر اصلی است قائم به ذات خود و مبنی بر عقیدهٔ مردمی است که زمین را متحرّک دانسته و حرکت یومی را به زمین نسبت میدهند و نه به کرهٔ سماوی. بدون شک این شبههای است که تحلیلش در نهایت ِ دشواری. و قولی است که رقع و ابطالش در کمال صعوبت است. مهندسان و علمای هیئت که اعتماد و استناد ایشان بر خطوط مساحیه(= مدارات و نصف النهارات و استوای فلکی و دائرةالبروج) است؛ در نقض ِ این شبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقریر دلیلی نتوانند نمود. زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کرهٔ سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمیرسد و اگر نقض این اعتقاد و تحلیل این شبهه امکان پذیر باشد موکول به رای فلاسفهٔ طبیعی دان است.»[sup][۷][/sup] ضمناً بیرونی در کتاب «الاسطرلاب» روشی برای محاسبهٔ شعاع زمین ارائه میکند (بوسیلهٔ افت ِ افق وقتی از ارتفاعات به افق نگاه میکنیم). بعدها در کتاب ِ «قانون مسعودی» ابوریحان عملی کردن این روش توسط خود را گزارش میدهد.[sup][۸][/sup] اندازه گیری ِاو یک درجهٔ سطح زمین را ۵۸ میل بدست آوردهاست که با توجه به اینکه هر میل عربی ۱۹۷۳٫۳ متر است، شعاع ِ زمین ۶۵۶۰ کیلومتر (بر حسب ِ واحدهای ِ امروزی) به دست میآید که تا حد ِ خوبی به مقدار ِ صحیح ِ آن نزدیک است.[sup][۹][/sup] اینم عکسی از کتاب ایشون چیزی که مسلمه اینکه علوم باستانی هم از طریق مسلمانها به اونور رفته . البته نوع پیشرفتش . خصوصا در همین نجوم . ![]() یه چیز دیگه هم هست . این که میگن هیعت(من همزه نداره صفحه کلیدم) زمین مزکز از دوره آريستارخوس (Aristarchos ) تیوری خورشید مرکزی شکل میگیره منتها برای محاسبه حرکت اجرام سماوی از دید یک زمینی این مطلب گفته میشه ... یه چیز دیگه اقای نام کاربری تا وقتی در نوشتار شدیدا دوست دارید طرفتون رو تحقیر کنید هیچ تمایلی به بحث باهاتون نیست . یا حق http://iec-md.org/farhangi/elm_nojoum_qorbani.html اینم مقاله در مورد همین زمین مرکزی بخونید |
|||
|
|
۱۳:۴۸, ۵/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۲ ۱۴:۲۵ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
ن: خواهشا متن را کامل بخوانید برادر نام کاربری چون من نمی گویم نیوتون کلا متقلبه و بنظر من تلاش هم داشته به مقدار زیاد
و از مطالب مسلمانان قابل درکتر و کاملتر و خلاصه تر و علمی تر نوشته. نقل قول:قانون اول: جسم در حال سکون یا حرکت در خط مستقیم می باشد و تا نیرویی به آن وارد نشود حالتش تغییر نمی کند. نه انصافا یک مقایسه و یک جمع بندی انجام بده بنظر من تفاوت خاصی وجود ندارد. من کمتر تفاوتی از نظر زبانی بین قانون اول مطرح شده توسط شما و قانون اول مطرح شده توسط آقا وحید می بینم و تفاوت خیلی کمی هم با سخنان دانشمندان مسلمان می بینم یعنی از نظر زبانی تفاوت خاصی با هم ندارند. فقط میتوانم بگویم تعریف نیوتون علمی تر و خلاصه تر از تعریف دانشمندان مسلمان است. نقل قول:مقداری با هم تفاوت دارند ببیند شما میگویید نیرو متناسب است با جرم در شتاب(تبدیل شده ی شتاب برابر است با نیرو بر روی جرم) اینجا جرم و شتاب ذکر شده(البته با تفسیر جرم و شتاب نه خود آنها) این بخش:آنچه در کوچکتر وجود دارد به مقدار بیشتر در جسم بزرگتر وجود دارد .) به معنای جرم است. و این بخش(اختلاف حرکت در دو جسم) منظور شتاب است . من بصورت پایه عرض میکنم(دانشگاهی نمی دانم) هرگاه سرعت یک جسم در زمانی معین تغییر کند ما میگوییم حرکتش دارای شتاب است. من میدانم احتمالا در این بخش چه پاسخ هایی به من می دهید ولی من آماده ی دوباره جواب دادن هستم چون بصورت تقریبی سوالات شما را می دانم. من کل دیشب را فکر کردم و جملات نیوتون و دانشمندان مسلمان را مقایسه کردم و بازهم می گویم نیوتون هم تلاش کرده و قطعا سخنان او علمی تر و خلاصه تر و کامل تر و قابل درک تر است اما این دلیل نمی شود که ما دانشمندان مسلمان را بکوبیم که همچین چیزی وجود ندارد. نقل قول:قانون سوم: هر عملی عکسی العملی به دنبال دارد که مخالف آن و مساوی آن است ببخشید بی خود اشکال وارد نکنید منظور آقا وحید این است که عمل توسط یک جسم انجام می شود و عکس العمل توسط یک جسم دیگر حرف آقا وحید با برداشت درست کاملا منطقیه. این حرف نیوتون بدون واسطه مطرح شده ولی حرف دانشمندان مسلمان با واسطه یعنی چی؟ یعنی دانشمندان مسلمان برای برخورد آن دو جسم واسطه ی حلقه(شی)ذکر کرده اند گواه حرف من قسمتی است که میگوید نقل قول:حلقه ی که بین دو نیروی متضاد البته یکی از اساتید می گوید منظور مسلمانان با منظور نیوتون در قانون سوم متفاوت است ولی سخنان بالا فکر خودم بوده. نقل قول:من دانشمندان اسلامی رو جاعل نخوندم. تاریخ نگار های مسلمان رو جاعل خوندم. با این حال اگه فکر می کنی جمله ی بهتری هست که می تونم جایگزین اون جمله کنم بگو. در هر جامعه ی تاریخ نگار جاعل وجود دارد اما این به این معنی نیست که همه ی تاریخ نگاران اسلامی جاعل باشند.بعد هر تاریخ نگار جاعلی نمیتواند همه چیز را جعل کند یعنی هم درست وجود دارد هم غلط. همه ی تاریخ نگاران جاعل نیستند.واینکه شما می گویید تلاش مسلمین در جعل ستودنیه، یعنی همه ی مسلمین شامل همه میشه حتی خود من و کسی حق نداره به من توهین کنه من شدیدا محکومش می کنم![]() بله من اینجور انسانی هستم ![]() اما برگردیم سر اصل مطلب ما همه ی منابع خودمون را از یونانی ها نگرفتیم یک قسمت پایه ی زیادی را از آنها گرفتیم یعنی همچین هیچ هیچ هم نیست(که ما همه ی اطلاعاتمون را از یونانی ها گرفتیم.) خود ایران باستان دارای علم بوده. در بعضی نکته های علمی امامان معصوم(علیهم السلام) اطلاعاتی به ما دادند. دانشمندان اسلامی علم را در دوران خودشون خیلی گسترش دادند دستور داده شد به تشکیل دارالحکمه کارهای مختلف از جمله ترجمه ی کتابهای عبری به عربی توسط دارالحکمه انجام شد.(ابتدا کتاب های یونانی به عبری ترجمه شد)کتاب های یونانی فقط به عنوان منبع استفاده می شدند. گسترش علم و انتقال آن به اروپا اصلش کار مسلمانان بوده (تبادل علمی) اما برخی دانشمندان اروپایی خیلی از کشفیات مسلمانان را به نام خودشون زدند. مسلمانان متاسفانه بعد از جنگ های صلیبی و اواخر آن دچار حمله ی چنگیز مغول شدند بعد دچار حمله ی هلاکوی مغول شدند بعد دچار ابن تیمیه و شاگردانش شدند بعد دچار جنگ بعد دچار حمله ی تیمور گورکانی شدند بعد دچارحکومت های محلی شدند و جنگ های داخلی و فرقه بازی و حکومت بازی و اینجور چیزها شدند بعد عثمانی ها و بعد استعمار اروپا خود مسلمانان در حکومت بازی هایشون کتاب و کتابخانه آتش زدند(نه به شدتی که الآن می گویند) با حمله ی مغول(چنگیز) ایران نابود شد با حمله ی هلاکو نه تنها ایران بلکه بغداد با خاک یکسان شد. در سه حمله ی تیمور ایران و قسمتی از عراق نابود شدند. یعنی علت پیشرفت نکردن اسلام این بود و چند دلیل دیگر. بعد دانشمندان مسلمان چندین قرن قبل از نیوتون زندگی می کردند قطعا خیلی تفاوت وجود دارد در موضوعات مختلفی که مطرح می شد و اسامی هم متفاوت بود. |
|||
|
|
۱۷:۲۳, ۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوستان عزیز :مخاطبم کسائیه که موقع مباحثه های دینی میگن ما اسلام رو قبول نداریم و اسلام تمدن ما رو خراب کرد . ما ایرانی هستیم و از این صحبت ها ! اما امروز می بینیم که همون افراد حالا که صحبت از اکتشافات و برتری های ایرانی ها شده ، ایرانی ها رو قبول ندارن و دارن از غرب حمایت می کنن . اینجور جاها مثل اینکه خبر از وطن پرستی و ایران ـ ایران نیست ! بالاخره ما کدوم حرف شما رو قبول کنیم ؟ حس وطن پرستی تون رو یا حس غرب پرستی تون رو ؟ خود نویسندگان و دانشمندان غربی دارن اعتراف میکنن که بعضی از افراد دارن از اکتشافات ایرانی ها و مسلمونا به اسم خودشون استفاده میکنن ؛ ولی بعضی ها میگن این مدارک درست نیست . خدائیش اون حس وطن پرستی که بعضی اوقات دم از کوروش و داریوش زدنمون حال بقیه رو بهم میزنه ، یه همچین جاهایی استفاده کنیم . خدا عاقبت ما رو بخیر . . . در پناه الله یا مهدی مدد |
|||
|
|
۱۷:۳۰, ۵/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۲ ۰:۲۰ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
با عرض خرسندی از این که در نهایت در نظرت تجدید کردی و علم نجوم رو به صاحبان اصلیش، یعنی یونانی ها، برگردوندی.
با این حال هنوز چند اشتباه داشتی. اول: چیزی که واضحه این هست که به طور قطع آريستارخوس خورشید رو در مرکز قرار می داده. نه برای انجام محاسبات؛ به معنی واقعی کلمه. طوری که کلئانتس رواقی معتقد بود آریستارخوس رو باید به دلیل "به حرکت انداختن آتشدان دنیا" (یعنی زمین) محکوم کرد. البته، زمین مرکزی اگر چه وجود داشت هیچ گاه تا زمان کوپرنیک نظریه غالب نشد. چرا که معتقدان به زمین مرکزی دلایلی رو عنوان می کردن که تا زمان کپرنیک غیر قابل انکار بود. (ویل دورانت) دوم: ابوریحان بیرونی طرفدار هیچ یک از دو نظریه خورشید مرکزی و زمین مرکزی نبوده و قائل به تناظر این دو بوده. در واقع مدل زمین مرکزی با مدل خورشید مرکزی کپرنیک از نظر رصدی تفاوتی نداشته. بیرونی هم قضاوت در این مورد رو یک مسئله فلسفی می دونسته. همون طور که خودش عنوان می کنه: «در نقض ِ این شبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقریر دلیلی نتوانند نمود. زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کرهٔ سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمیرسد و اگر نقض این اعتقاد و تحلیل این شبهه امکان پذیر باشد موکول به رای فلاسفهٔ طبیعی دان است.» سوم: چیزی که در تاریخ یونان باستان ثبت شده است این است که اراتستن با مشاهده ی خورشید در ظهر انقلاب صیفی در شهر سوئنه و با اطلاع از سایه ی یک مسله در اسکندریه توانست محیط زمین را 38600 کیلومتر برآورد کند. می بینیم که نه تنها مسلمانان اولین کسانی نبودند که شعاع زمین را اندازه گرفتند اولین کسانی هم نبودن که قائل به کرویت زمین شده بودند. (استرابون) چهارم: اشتباهی که بعضی از علاقهمندان به تاریخ نجوم اسلامی به آن دچار میشوند این است که گمان میکنند ابوریحان بیرونی یا ابوسعید سجزی به خورشید مرکزی معتقد بودند. علت این اشتباه از اینجا بر میخیزد که بیرونی در کتاب "بررسی همه جانبه روشهای ساخت اسطرلاب" از اسطرلابی موسوم به زورقی یاد میکند که ابوسعید سجزی آن را ساخته بود و برخی بر این گمان انداخته است که سجزی به حرکت وضعی و انتقالی زمین و نظریه خورشید مرکزی معتقد بوده است. اسطرلاب سجزی بر این اساس کار میکند که به جای اینکه صفحه ستارگان (عنکبوتی) بچرخد، و دایره افق ثابت باشد، صفحه ستارگان ثابت است و دایره افق به دور قطب سماوی گردش میکند. این باعث میشود که ساخت و استفاده از این نوع اسطرلاب راحتتر باشد. ولی بعضیها گمان کردهاند که ساخت یک اسطرلاب میتواند نشان دهنده ارائه یک مدل نجومی باشد! در حالی که کسانی که با تاریخ علم آشنایی دارند می دانند که ابزارسازی فرصت مناسبی برای ارائه مدلهای نجومی نیست. ابزار کاربردی دیگر دارد که با مدلسازی و کیهانشناسی تفاوت دارد. اگر سجزی میخواست مدل جدیدی در نجوم ارائه کند می توانست کتابی بنویسد و در آن اثر دست به چنین کاری بزند. در حالی که نه تنها در میان آثاری که از وی باقیمانده اثری از چنین بحثی نمییابیم، بلکه هیچ کدام از منجمین دیگر پس از او، چنین ایدهای را از آثار او نقل نکردهاند. (ویکی) پنجم: کوپرنیک نیز مانند دیگر منجمان غربی عمده مطالعات خود را برروی کارهای منجمان یونانی مانند المجسطی بطلمیوس متمرکز کرده. البته این موضوع آشکار هست که کوپرنیک با آثار مسلمانان آشنا بوده. به طوری که نام چند منجم مکتب مراغه در کتاب De revolutionibus orbium coelestium ذکر شده و کوپرنیک بعضی راهکار های هندسی (مانند روش فلک تدویر ابن شاطر یا قضیه هندسی جفت طوسی) را از این منجمین اقتباس کرده. البته این موضوع به هیچ عنوان بدین معنا نیست که منجمین مکتب مراغه به خورشید مرکزی معتقد بودند و یا حتی از آن استقبال میکردن. در تمامی آثار نجومی منجمین مراغه از جمله خواجه نصیرالدین طوسی و قطب الدین شیرازی فصلی در رد حرکت زمین و اثبات مرکزیت آن هست. آنچه کپرنیک را به مکتب مراغه پیوند میزند انگیزهای است که برای حذف حرکت نایکنواخت (که توسط نقطه معدل المسیر ایجاد میشد) در آثار کپرنیک مشاهده میشود و همچنین راه حلهایی که ایشان برای این مشکل پیدا کردند. ششم: متوجه منظور تصویر نشدم؟ نقل قول:من کمتر تفاوتی از نظر زبانی بین قانون اول مطرح شده توسط شما و قانون اول مطرح شده توسط آقا وحید می بینم و تفاوت خیلی کمی هم با سخنان دانشمندان مسلمان می بینم یعنی از نظر زبانی تفاوت خاصی با هم ندارند. فقط میتوانم بگویم تعریف نیوتون علمی تر و خلاصه تر از تعریف دانشمندان مسلمان است. اون چیزی که ابن سینا گفته بیان کننده ی هیچ قانونی در فیزیک نیست. هیچ معنایی را برای "طبع خاص" در علم فیزیک یا ریاضیات نمی شه متصور شد. (مگر این که از قبل با قانون نیوتن آشنا باشیم) دوم، شتاب و سرعت معنای خاصی و "متفاوتی" در علم فیزیک دارن. چیزی که مسلم هست اون هست که در قانون دوم بیان شده هیچ توضیحی در مورد حرکت داده نشده که با معنای شتاب منطبق باشه. این تلاش شما برای انطباق باز هم به دلیل آشنایی با قانون نیوتن هست. سوم، بنده عرض کردم. علم عبارت نیست از بیان گزاره های فلسفی حاصل از خرده مشاهدات، بلکه اندازه گیری کمیات و رابطه ی بین آن ها. اون چیزی که در قانون دوم ذکر شده بیان گر هیچ گونه رابطه بین شتاب و جرم نیست. هیچ تعریفی در مورد این گزاره ها ذکر نشده. تناسب آونا معلوم نیست. همانطور که ذکر شد شکل گیری این قیاس تنها به دلیل آشنایی پیشین مخاطب با قوانین نیوتن هست و سوء استفاده تاریخ نگار از این قضیه. اگر نیوتن می گفت جرم با شتاب متناسب هست آن وقت می گفتید اختلاف حرکت در دو جسم به معنی سرعت هست. ("سوگیری پس نگر" رو گوگل گنید) نقل قول:ببخشید بی خود اشکال وارد نکنید منظور آقا وحید این است که عمل توسط یک جسم انجام می شود و عکس العمل توسط یک جسم دیگر حرف آقا وحید با برداشت درست کاملا منطقیه. این حرف نیوتون بدون واسطه مطرح شده ولی حرف دانشمندان مسلمان با واسطه یعنی چی؟ نقل قول:حلقه (شی) که بین دو نیروی متضاد ساکن می ماند به علت این است که هر دو نیروی وارد بر جسم مساوی و مخالف هم هستند. عزیز دل! این یک مغالطه ی معروف در قانون سوم نیوتن هست که می گه نیروی عمل و عکس العمل علت ساکن ماندن شیء هست. زدید کار را خراب تر کردید که! http://fa.wikipedia.org/wiki/قوانین_حرکت...8.AA.D9.86 نقل قول:در هر جامعه ی تاریخ نگار جاعل وجود دارد اما این به این معنی نیست که همه ی تاریخ نگاران اسلامی جاعل باشند.بعد هر تاریخ نگار جاعلی نمیتواند همه چیز را جعل کند یعنی هم درست وجود دارد هم غلط. همه ی تاریخ نگاران جاعل نیستند.واینکه شما می گویید تلاش مسلمین در جعل ستودنیه، یعنی همه ی مسلمین شامل همه میشه حتی خود من و کسی حق نداره به من توهین کنه من شدیدا محکومش می کنم بسیار خوب، (با وجود این که بسیار از این جعلیات دیده م...) اما بدون در نظر گرفتن این که شما هم همه ی اروپایی ها رو محکوم کردین و بدون در نظر گرفتن این که دروغ های گفته شده رو تایید کردین، تنها برای نشون دادن حسن نیت من حرفم را پس می گیرم: مشروط به آن که خیل عظیم تهمت هایی که به دانشمندان غربی زده شده پس گرفته بشه و دزدی هایی که از یونایی ها شده رو به صاحبان اصلیش نسبت بدید.
|
|||
|
۲۰:۱۶, ۵/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
نقل قول:اول: چیزی که واضحه این هست که به طور قطع آريستارخوس خورشید رو در مرکز قرار می داده. نه برای انجام محاسبات؛ به معنی واقعی کلمه. متوجه منظور من نشدی در علم هییت برای محاسبه اجرام سماوی زمین و مرکز میگیرن که بتونند از دید یم نفر در زمین حرکت و دیده شدن اون جرم رو محاسبه و توصیف کنند ... بجز ابوریحان هم کسان دیگری بودند .. به هر حال این ها نشان میده سرقت اکتشاف در کاره ... ببخشید که وقت نیست کامل بخونم و جواب بدم یا حق |
|||
|
|
۲۰:۳۹, ۵/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۲ ۲۰:۴۵ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
سلام
من یک سری پاسخ هایی داده بودم در خنده حلال که متاسفانه حذف شدند. ببین آقای نام کاربری در اون متن داریم حرکت جسم کوچکتر نیروی کمتری نسبت به حرکت جسم بزرگتر نیاز داره ، یعنی حرکت (سرعت) با وزن معکوس و با نیرو متناسبه خوب پس نتیجه می گیریم(به قاعده علم فیزیک و علوم تجربی) : v=kf/m خوب ، سرعت در یک سیستم برای دو جسم با نیروی مساوی برابر با چی میشه ؟ برابر میشه با at درسته؟ که a میانگین شتاب هست، درسته؟ پس در اصل قانون اصلی نیوتن v=f/m*t هست ، تازه بماند این که باید بریم ببینیم مفهوم حرکت در دیدگاه اون نویسنده چی بوده؟ در حالت کلی قانون نیوتون فقط یک بعد زمان نسبت به این کلام اضافه داره ، که اون هم از واضحات هست که سرعت رفته رفته زیاد میشه. |
|||
|
|
۲۳:۵۷, ۵/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۲ ۴:۳۷ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۵/مرداد/۹۲ ۲۰:۳۹)دل خسته نوشته است: سلام1. در این متن واژه ای وجود نداره که مبین تناسب یک پارامتر با پارامتر دیگه باشه. 2. هیچ عبارتی نمی بینیم که مبین سرعت باشه. 3. سخنی از جرم به میان نیومده. جالبه که واژه جرم رو با اندازه و سرعت رو با حرکت جا به جا کردی که به نتیجه دلخواهت برسی!! قرار نیست واژه ها رو هر طور که دوست داشتیم معنی کنیم عزیز دل. وگرنه هر عبارت تصادفی-تولید-شده رو می شه به قوانین نیوتن ربط داد. (جواب بسیط در پست قبل) ثانیا حتی اگر عین فرمول نیوتن هم در کتاب دانشمند مسلمان موجود بود باز هم دزدی علمی نیوتن رو ایجاب نمی کرد. در غیر این صورت باید بتونید مدرکی بیارید که نیوتن به طور مستقیم یا غیر مستقیم با این کتاب آشنا بوده. (۵/مرداد/۹۲ ۲۰:۱۶)وحید110 نوشته است: بجز ابوریحان هم کسان دیگری بودند ..اگه زوره و قراره بدون این که مدرک محکم تری از دلایل عنوان شده بیاری حرفو رد کنی که گردن ما از مو باریکتره. وگرنه می تونی در رد گفته ام هر چه قدر دلیل خواستی بیاری... |
|||
|
۱۰:۱۶, ۶/مرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۲ ۱۰:۱۹ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۵/مرداد/۹۲ ۲۳:۵۷)namekarbary نوشته است: 1. در این متن واژه ای وجود نداره که مبین تناسب یک پارامتر با پارامتر دیگه باشه.سلام یعنی واقعا حرکت رو مبین سرعت نمی دونی؟ این که خیلی واضحه.اگر این طور باشه پس وقتی اون ها می گن velocity باید بگیم این معنی سرعت نمی ده و .... خوب این که واضحه حرکت = سرعت ، حرکت یعنی چی؟ حرکت یعنی جابجایی در زمان ، غیر اینه؟ اندازه رو هم خود شما بهتر می دونی مراد چیه، خوب در زمان قدیم که کلماتی مثل جرم و ... مفهوم کنونی رو نداشتند ، رفته رفته مفاهیم اختیار شده و استاندارد سازی شده.در بین عامه مردم اندازه مبین جرم هست.وقتی می گی به اندازه برام بریز ، یعنی چی؟اندازه در ذهن عامه مبین دو کمیت جرم و یا حجم هست (که در دنیای قدیم جرم مهم تر بوده و برای اندازه گیری حجم امکانات نبوده ، ترازو ها نشان دهنده جرم هستند). من که نمی گم نیوتون دزدی کرده (احتمالا مستقیم یا غیر مستقیم بهره برده و نمی شه گناهش رو ثابت کرد به این راحتی ها) ، بلکه جهان غرب بی انصافه.خیلی از دست نوشته های مسلمانان استفاده کردند ، بهره بردند ، خرابکاری کردند ، از آخر هم به اسم خودشون ثبت کردند! (حتی به خودشون هم رحم نمی کنند! ادیسون بی انصاف لامپ رو به اسم خودش ثبت کرد ، چون پارتیش کلفت تر بود واون بدبخت دیگه اسمی ازش در تاریخ نیست (که حتی من که کارم همینه یادم می ره اسمش رو!)) نمونه اش حمام شیخ بهایی بود که اومدند خرابش کردند بفهمن چجوری کار می کنه ، نتونستند بفهمند ، گنجینه ملی ما رو هم از دست دادند ، حالا تازه فهمیدند از سوخت گاز H2S فاضلاب انرژی تولید می کرده. اما میان بگن مخترع این شیوه چه کسی بوده؟ نه! مثل این همه دزدی مالی که از ما کردند ، سرمایه های ملی ما رو که دزدیدند ، بلوکه کردند و ... ، دزدی معنوی هم کردند ، حتی افتخارات ما رو هم دزدیدند. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |












![[تصویر: Lunar_eclipse_al-Biruni.jpg]](http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/6/62/Lunar_eclipse_al-Biruni.jpg)

