|
خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.)
|
|
۹:۳۹, ۸/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مرداد/۹۲ ۱۴:۲۲ توسط rastin.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
1- هرگونه توهین به اقوام ولهجه ها ،استفاده ازکلمات وعبارات نامناسب و فحش به هر زبانی وتوهین به سایرکاربران ممنوع است. بعد از سلامتی،خنده بزرگترین نعمت خداست.(مولا علی علیهالسلام) خواهشمند است قبل از ارسال پست از رعایت قوانین زیر اطمینان حاصل کنید: 2- لطفا ازقراردادن کاریکاتور دراین موضوع خودداری کنید کاریکاتور وتصاویر مرتبط بااحوال روز رودراین تاپیک قراربدید: عکس وکاریکاتور روز 3- به دلیل سنگین شدن صفحات وسرعت مناسب لود صفحات لطفا ازقراردادن تصاویرمتعدد درخنده حلال خودداری کنید. حداکثر درهرپست فقط 2تصویر قراردهید(بارعایت سایز وحجم حداکثر اندازه عرض تصاویر 800 پیکسل) 4- در مورد trol ها قبل از قرار دادن دقت کنید که حاوی فحش و تصاویر زشت و خشن و تحقیر مردم نباشد (توجه داشته باشیم که هر ایمیل دریافتی ارزش انتشار ندارد!) 5- درصورت رویت هرگونه پست نامربوط وعدم رعایت قوانین ،بدون تذکر مستقیم ازدکمه گزارش استفاده کنید. در صورت همکاری نکردن در امر نظارت، موضوع بسته خواهد شد 6- هرگونه ویرایش وحذف پستهای خلاف قوانین ،تکراری ونامربوط بدون اطلاع به کاربر مربوطه خواهد بود. 7- عدم رعایت قوانین و توجه نکردن به تذکرات پیشین ،اخطار ومحرومیت بهمراه خواهدداشت. 8- پست طنز سیاسی ، ممنوع است . همچنین از جناب EMPERATOR بابت پیشنهاددهنده اصلی این موضوع تشکر میشود. "شادبودن وداشتن لحظات خوش حق همه ماست،حق یکدیگر راضایع نکنیم."
درپناه حق============================ این نکات رو مدنظر داشته باشیم: شوخی کردن با مقدسات . استهزا . تمسخر کاملا مردوده این از مسلمات دینی و شرعیه . وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ 1 - هشدار به عيبجويان، 2 - هشدار به بدگويان و طعنه زنان، 3 - خصلتهاى نكوهيدهاى كه در خور آتش است، 4 - مستى ثروت و قدرت باد آورده و تباهىهاى آن. 1 - واى بر هر عيبجويى طعنهزننده! 2 - همان كسى كه ثروتى[ هنگفت] گرد آورد و به شمارش آن پرداخت. 3 - مىپندارد كه ثروتش او را جاودان ساخته است. 4 - چنين نيست؛ بى ترديد در آن [آتش] درهم شكننده افكنده خواهد شد. 5 - و تو چه مىدانى كه آن [آتش] درهم شكننده چيست؟ 6 - آتش بر افروخته خداست، 7 - كه بر دلها سرمىكشد. 8 - بى ترديد آن [آتش] بر آنان پوشيده شده است، 9 - در ستونهايى كشيده و [طولانى]. در مورد افراد صدق میکنه . وای بر اینکه این تمسخر در مورد اولیا خدا باشه این به دین لطمه نمیزنه اما خواندنش بازگو کردنش شنیدنس به خود و نفس و ایمان فرد ضربه میزنه . این نوع به استهزا گرفتن مقدسات برای اینه که ارام ارام وارد فاز های دیگه هم بشن ...(پیرامون بعضی الفاظ استفاده شده در مورد اعتقادات حقه دینی ) |
|||
|
| آغاز صفحه 18 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۵۴, ۲۲/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۲ ۱۷:۳۲ توسط *ركن الهدي*.)
شماره ارسال: #171
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
۱۹:۲۰, ۲۲/تیر/۹۲
شماره ارسال: #172
|
|||
|
|||
|
قبل رفتن به جهنم این دیالوگ را خواهم گفت : خدایا ببخش که ناامیدت کردم …
|
|||
|
|
۲۱:۴۲, ۲۲/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/تیر/۹۲ ۹:۰۶ توسط rastin.)
شماره ارسال: #173
|
|||
|
|||
|
مادره خطاب به پسرش: نیوتن رو میشناسی ؟
پسره :نه کی هست؟ مادره : اگه به درسات بیشتر توجه میکردی میشناختیش ! پسره: خیلی خوب ، پارمیدا رو میشناسی ؟ مادر : نه !!! پسره : اگه به شوهرت بیشتر توجه میکردی میشناختیش ! مامانم بهم گفت سحر صدات کنم؟ گفتم نه همون محسن خوبه :دی بی مزه هم خودتی :| ﻓﺮﻫﺎﺩ ﻭ ﻫﻮﺷﻨﮓ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﯾﮏ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺭﻭﺍﻧﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ ؛ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻗﺪﻡ ﻣﻰ ﺯﺩﻧﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻤﯿﻖ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺁﺏ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ . ﻫﻮﺷﻨﮓ ﻓﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﭘﺮﯾﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻒ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺸﯿﺪ. ﻭﻗﺘﻰ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻧﻪ ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪ ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﻣﺮﺧﺺ ﮐﻨﺪ. ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﯾﮏ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﻭ ﯾﮏ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺩﺍﺭﻡ. ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻯ ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺎ ﭘﺮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﺟﺎﻥ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ، ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻋﻘﻼﻧﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺑﺤﺮﺍﻧﻬﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻯ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﺖ . ﻭ ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﻯ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺩﺍﺩﻯ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﻨﺪ ﺣﻮﻟﻪ ﺣﻤﺎﻣﺶ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﯾﻢ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﻫﻮﺷﻨﮓ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﻫﺎﻯ ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻮﺵ ﻣﻰﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺍﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺭ ﻧﺰﺩ ، ﻣﻦ ﺁﻭﯾﺰﻭﻧﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺧﺸﮏ ﺑﺸﻪ |:… میگن تو جهنّم ترتیب روزا اینجوریه: شنبه عصر جمعه عصر جمعه عصر سیزده به در 31 شهریور عصر جمعه |
|||
|
|
۲۲:۰۱, ۲۲/تیر/۹۲
شماره ارسال: #174
|
|||
|
|||
|
|
۲۲:۰۵, ۲۲/تیر/۹۲
شماره ارسال: #175
|
|||
|
|||
|
دیدگاه من ب زندگی...
. . . . . . . . . . حل میشه... |
|||
|
|
۲۲:۴۶, ۲۲/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۲ ۲۳:۰۱ توسط سجاد313.)
شماره ارسال: #176
|
|||
|
|||
|
شیخ را گفتند ادب از که آموختی؟ فرمود از بابام! و مریدان در شگفت شدندی و گریستندی...! شیخ فرمود: زهرمار...! چیه من هرچی میگم شما گریستندی...! و مریدان غش غش خندیدندی...!
یکی از مریدان مشغول صرف غذا بودندی که شیخ از او پرسید: آیا غذا میخوری؟ مرید گفت بلی. شیخ پرسید آیا گرسنه ای؟ مریدگفت بلی. شیخ پرسید آیا پس از صرف غذا سیر خواهی شد؟ مرید گفت بلی. شیخ شمشیر برکشید و مرید را به دو نیم کردندی. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که فرصت پ نه پ را از دست دهدندی........ روزی شیخ مطلب کتابت مینمود، مریدان بر او فرو شدند و پرسیدنت: یا شیخ چگونه میشود موش را به هویت دیگری تغییر بداد؟ شیخ اندکی درنگ فرمود و در آخر فرمود: نقطه های شین را نگذارید. مریدان عربده ها بکشیدند و بر سر ها بکوفتنت. از آنجا موس اختراع شد. یکی از اصحاب از شیخ پرسید: در روایات آمده که در بهشت برای مومنان شرابهایی وجود دارد كه مست كننده نیست، پس برای چه آن را مینوشند؟ شیخ پاسخ داد: بخاطر آنتی اكسیدانش !!! مریدان نعره زدند و هرچه در اطرافشان بود پاره کردند [size=xxx-large]آورده اند که : هدفمندی یارانه ها تاثیر چندانی بر قیمت مسکن ندارد. شیخ را گفتند این تاثیر “نه چندان زیاد” چقدر است؟ شیخ فرمود پنجاه شصت میلیون ! و مریدان گریستند و یقه را پاره کردند.[/size] [size=xxx-large]شیخ روزی با مریدان از بازار میوه فروشان گذر کردی و گیلاسی همی دید که کرمی در آن لولیده و به ولع تمام گیلاس همی خورد. [/size] [size=xxx-large]شیخ گریست و فرمود : خوشا به آن کرم و توانگریش . عمری زیستم و نتوانستم چارکی گیلاس بخرم. [/size] [size=xxx-large]دست ما کوتاه و خرما بر نخیل[/size] [size=xxx-large]آسمان و زمین بر ما شده بخیل [/size] [size=xxx-large]و مریدان رم کردندی و سر به بیابان گذاشتندی. [/size]
رﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﯾﺎ ﺷﯿﺦ ﺑﺎ "ﻣﺎﺗﯿﺰ " ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﺑﺴﺎﺯ ﺷﯿﺦ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯾﺎ میﺗﻮﺍﻧﻢ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻼﺩِ ﮐﻔﺮ ﺑﺴﺎﺯﻡ؟ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﻀﻞ ﺷﯿﺦ یقه ﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﺎﺩﻩ ﺩﺭﯾﺪﻥ ﺷﺪﻧﺪی ...! ﺷﯿﺦ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺑﻔﺮﻣﻮﺩ ":ﻣﺎﺗﯿﺰ ﯾﻮﺭ ﻧﯿﻢ؟ " ﻣﺮﯾﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﯿﺦ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ یقه به یقه ﺍﻓﺮﯾﻦ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪﯼ ﻭ ﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻨﺪی. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺗــﺎﻓﻞ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺗﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﻤﺮﻩ 110 ﺍﺧﺬ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩی ﭼﻨﺎﻥ یقه ی ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺪندی ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺯﯾﺮﻩ ﭘﺎﯾﺶ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺷﮑﺎﻓتندی :|!! آورده اند شیخ به همراه تنی چند از مریدان عازم بلاد کُفر گشته و به هتلی دخول کردند. به محض جلوس در اتاق، همی برق ها برفت و شیخ و مریدانش جملگی اندر کف برق بودندی , تا آنکه مریدی تلفنی در آن حوالی بیافت و با هزار بدبختی داخلی مورد نظر را شماره گیری نموده، لکن نتوانست منظور خود را بر هتل دار تفهیم نماید. مریدان یک به یک گوشی در دست گرفته و هرچه زور زدند تا منظور خویش تفهیم نمایند نشد که نشد !!! از قضا شیخ رو بر ایشان کرده و فرمودند: Animal ها، تلفن را بر من همی عرضه دارید تا شما را کار یاد دهم. شیخ چونان که گوشی در دست گرفتند با لهجه ای بسیار شیوا و فصیح عرض کردند: " Edison Dead In This Hotel " !!! و چون چشم بر هم زدنی برقها بیامد ... !!! آورده اند که مریدان دو به دو سرهای خویش را بر یکدیگر کوبیده و یقه های خویش جر همی بدادندی و سپس در گروه های سه تایی عازم خیابان های بی روح شهر پاتایا گشتند, بلکه اندکی آرام گیرند.
|
|||
|
|
۲۳:۴۹, ۲۲/تیر/۹۲
شماره ارسال: #177
|
|||
|
|||
|
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ !
ﮐﭙﻲ ۱۰۰ﺗﻮﻣﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ نیس … |
|||
|
|
۹:۲۸, ۲۳/تیر/۹۲
شماره ارسال: #178
|
|||
|
|||
(۲۲/تیر/۹۲ ۲۲:۴۶)سجاد313 نوشته است: سلام خیلی توی ریز کل یک یک مسایل موجود در این چنین مطالبی نمیرم. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که این تکیه کلام امامان نیست؟ عازم خیابان های بی روح شهر پاتایا گشتند پاتایا را برای چه مقاصدی می روند؟ چرا طنز شیخ گفتندی بر سر زبان ها افتاده است؟چرا در یکی از این چنین طنز هایی (که اینجا موجود نیست)گفته شده شیخ بیعت برداشت و چراغ خاموش کرد و.....این جز عمل امام حسین است؟ جز تخریب ائمه و در درجه بعد علمای دین چیز دیگری در ان وجود دارد؟خواهشمند است بچه های مذهبی چنینی مطالبی را بازنشر ندهند. [/b] |
|||
|
|
۱۲:۳۲, ۲۳/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/تیر/۹۲ ۱۲:۳۴ توسط Night moans.)
شماره ارسال: #179
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ترسناک ترین داستان کوتاه دنیا، داستان زیر است که نویسنده اش مشخص نیست !!!!! """ آخرین انسان زمین، تنها در اتاقش نشسته بود، که ناگهان در زدند !! ؟ """ |
|||
|
|
۱۳:۰۸, ۲۳/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/تیر/۹۲ ۱۳:۱۰ توسط Patriot.)
شماره ارسال: #180
|
|||
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خنده چیست، حلال چیست | درست پسند | 63 | 43,068 |
۱۷/تیر/۹۳ ۲۲:۵۲ آخرین ارسال: درست پسند |
|
| خنده حلال 6 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | mohamad | 329 | 223,112 |
۱۱/تیر/۹۳ ۰:۰۰ آخرین ارسال: السا |
|
| خنده حلال 5 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | میلاد.م | 713 | 275,358 |
۲۴/خرداد/۹۳ ۱۹:۳۰ آخرین ارسال: mohamad |
|
| خنده حلال 4 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | Hadith | 718 | 277,030 |
۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۷:۱۰ آخرین ارسال: میلاد.م |
|
| خنده حلال 3 (قوانین را در پست اول مطالعه بفرمائید.) | rastin | 704 | 284,307 |
۱۹/بهمن/۹۲ ۲۲:۰۴ آخرین ارسال: Hadith |
|
| خنده حلال2(لطفا قبل ازارسال پست قوانین را مطالعه کنید.) | MAHDI59 | 707 | 298,811 |
۸/تیر/۹۲ ۹:۴۲ آخرین ارسال: rastin |
|













![[تصویر: 3Jokes_Funny_Animals%20%2882%29.jpg]](http://www.3jokes.com/images/2013/Data/Animals/3Jokes_Funny_Animals%20%2882%29.jpg)
![[تصویر: 3Jokes_Funny_Animals%20(87).jpg]](http://www.3jokes.com/images/2013/Data/Animals/3Jokes_Funny_Animals%20(87).jpg)