|
پای درس اخلاق آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه
|
|
۱۳:۵۰, ۹/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۲ ۱۴:۴۳ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ مقدمه گناهان انسان هرچقدر هم که بزرگ و فراوان باشد، با توبة واقعي بخشيده ميشود. مغفرت و رحمت الهي و آمرزش همة گناهان، در قرآن کريم به روشني بيان شده و مورد تأکيد قرار گرفته است. توبه، آثار و برکات ارزشمند و فراواني دارد. کسي که موفّق ميشود به حالت نوراني توبه دست يابد، ثمرات بينظيري در زندگي و نيز در سلوک معنوي خويش مشاهده ميکند که بدون توبه امکان تحقّق آن وجود ندارد. آنچه در ادامه گفته خواهد شد مربوط می شود به ثمرات دستيابي به حالت توبه که از سری مطالب حضرت الله مظاهری می باشد که در دروس اخلاق خود بدان تاکید نموده اند. باشد که مورد قبول حضرتش قرار گیرد، ان شاء الله -------------------------------------------- -------------- 1) جذب محبّت و توجّه الهي پروردگار عالم به کسي که توبة واقعي کند يا تصميم آن را داشته باشد، سلام ميکند و رحمت خویش را شامل حال وی مینماید: «وَ إِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلي نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحيم» (1 ) "و چون كسانى كه به آيات ما ايمان مىآورند نزد تو آيند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته، كه هر كس از شما به نادانى عمل بدى كند آنگاه بعد از آن توبه كند و به اصلاح (كار خود) پردازد، بىترديد خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است." خداوند متعال بندهای که بهسوی او باز گردد و پشیمان و سرافکنده باشد را دوست دارد و او را مطهّر ميداند؛ یعنی بهترينِ درجات را به چنین بندهای عطا میفرماید: «انِّ اللهَ يُحبُّ التِّوّابينَ وَ يُحبُّ الْمُتَطَهِّرينَ»(2) خداوند توبه كاران و پاكيزگان را دوست ميدارد. نکتة ظریفیکه در این آیه نهفته، این است که خدای سبحان، توبهکننده را پاک و پاکیزه میکند و آنگاه به او محبّت میورزد و در واقع میتوان گفت: کسيکه توبه کند، محبوب خداوند تعالی ميشود که اين، مقام بسیار والایی است: «إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ» (3 ) چون بنده توبة نصوح كند خداوند او را دوست دارد. البته محبّت نمیتواند یک طرفه باشد؛ وقتی بندهای محبوب خدای مهربان شد، قطعاً او نیز خدای خویش را دوست ميدارد و به او عشق میورزد و محبّت بین بنده و خدا، دو طرفه میشود و چنانچه بنده، با گناه و نافرمانی خداوند، به این محبّت ضربه نزند، تا آخر عمر بر شدّت آن افزوده خواهد شد. بندهاي که قلبش سرشار از محبّت الهي است، لحظهای نمیتواند از یاد خدا غافل شود و قدمی در مسیر غیر رضای حقتعالی بردارد. چنین بندهای پروردگار خود را طلبیده است و به سمت او حرکت کرده و او را یافته است و کسی که خودِ خداوند را به دست بیاورد، هرگز از دست نخواهد داد. در حديث قدسي از خداوند تعالي نقل شده است که ميفرمايد: «أنِّي حَبِيبُ مَنْ أَحَبَّنِي وَ جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِي وَ مُونِسٌ لِمَنْ أَنِسَ بِذِكْرِي وَ صَاحِبٌ لِمَنْ صَاحَبَنِي وَ مُخْتَارٌ لِمَنِ اخْتَارَنِي ... مَنْ طَلَبَنِي بِالْحَقِّ وَجَدَنِي»(4 ) "من دوست كسى هستم كه مرا دوست بدارد و همنشينم با كسى که با من همنشينى كند و انس دارم با كسى كه با من مأنوس است. همراهى و مصاحبت دارم با كسى كه با من مصاحبت دارد. انتخاب ميكنم كسى را كه مرا انتخاب نمايد. هر كسى حقيقتاً من را بجويد، مرا مى يابد." درهاي رحمت الهی در دنیا و آخرت به سوي کسی که در درگاه الهی سرافکنده، شرمنده و خجالت زده شود و اظهار ندامت کند، گشوده میشود: «الْمُؤْمِنُ إِذَا تَابَ وَ نَدِمَ فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ أَلْفَ بَابٍ مِنَ الرَّحْمَةِ» (5 ) مؤمن چون توبه كند و پشيمان شود، خداوند در دنيا و آخرت هزار در از رحمت بر وى بگشايد. خداوند سبحان، نسبت به بندهای که به سوی او بازگردد، رئوف و مهربان است: «وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحيمٌ وَدُودٌ» (6) و از پروردگارتان آمرزش بخواهيد و آنگاه به او بازگرديد، كه پروردگار من مهربان و دوستدار (تائبان) است. بنابراين، تائب توجّه خدای متعال را به سوی خود جلب میکند و معلوم است کسی که مورد توجّه حقتعالی واقع شود، به چه مقاماتی دست خواهد یافت؛ نظر عنایت خداوند بهسوي چنین کسی است و در دنیا و آخرت سربلند خواهد شد. «فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ.(7) پس هركه پس از ستمش توبه كند و كار خود را به صلاح آورد، خداوند بر او توجّه مىكند و توبهاش را مىپذيرد، كه حقّا خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است. ------------------------------------------ پی نوشت ها: 1- انعام / 54 2- بقره / 222 3- الکافي، ج 2، ص 436 4- بحارالانوار، ج 67، ص 26 5- جامع الاخبار، ص 87 6- هود / 90 7- مائده / 39 منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مظاهری
پایان قسمت اول ان شاء الله ادامه دارد...
|
|||
|
|
۱۴:۲۱, ۱۰/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۲ ۱۴:۳۴ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه /02. بخشش گناهان -------------- گناهان انسان هرچقدر هم که بزرگ و فراوان باشد، با توبة واقعي بخشيده ميشود. مغفرت و رحمت الهي و آمرزش همة گناهان، در قرآن کريم به روشني بيان شده و مورد تأکيد قرار گرفته است: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلي أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ» [1] بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن زيادهروى روا داشتهايد، از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همة گناهان را مىآمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است. سيري در سيرة اهل بيت (و نگرشي بهشيوة برخورد آن بزرگواران با گناهکارانِ نادم و پشيمان، به روشني حاکي از بخشش و آمرزش گناهان انسان، پس از توبه است. روايات و حکايات فراواني شاهد اين ادّعا است: به عنوان مثال، شخصي به نزد پيامبر اکرم(سلام الله علیها) آمد و گفت: زني فرزند خود را کشته است، آيا راهي براي توبة او وجود دارد؟ پيامبر فرمودند: قسم به کسي که جان محمّد در دست او است، خداوند توبة او را قبول ميکند و او را عفو ميفرمايد. سپس افزودند: «إِنَّ بَابَ التَّوْبَةِ مَفْتُوحٌ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ إِنَّ التَّائِبَ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه» [2] باب توبه از بين مشرق تا مغرب گشاده است و کسي که از گناه توبه کند، مانند کسي است که گناهي ندارد. امام صادق(علیه السلام) نيز در روايتي فرمودند: «إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِي الدُّنيَا وَ الْآخِرَة» زمانى كه بندهاى «توبه نصوح» كند، خداوند او را دوست داشته و عيبش را در دنيا و آخرت مىپوشاند. راوی میگوید: به آن حضرت عرض کردم چگونه خداوند عیوب بنده را مىپوشاند؟ فرمودند: «يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عَلَيْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَوْحَى إِلَى جَوَارِحِهِ اكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ أَوْحَى إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اكْتُمِي عَلَيْهِ مَا كَانَ يَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلْقَي اللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ شَيْءٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِشَيْءٍ مِنَ الذُّنُوبِ» [3] خداوند گناهانش را از ياد دو فرشته موكلش برده و به جوارحش وحى مىكند كه گناهان او را بپوشانند و به قطعات زمين وحى مىكند، گناهانى كه بر روى آنها انجام داده است پوشيده دارند، و لذا خداوند را در حالى در روز حساب ملاقات مىكند كه چيزى بر عليه او در باره گناهان شهادت ندهد. بنابراین هرچه گناه بزرگ و فراوان باشد، با توبه بخشیده میشود. پيش از اين در توضيح اينکه پذيرش توبه هم هيچ شرطي ندارد، آورديم که قوم حضرت یونس(علیه السلام) با اينکه خداوند را نافرمانی کردند و یونس پیامبر(علیه السلام) را اذیّت نمودند و موانع بسیاری برای رسالت وی فراهم آوردند، ولی همين که آثار عذاب الهی هویدا شد و آنان حقيقتاً توبه کردند، پذيرفته شد و موجب گرديد که خداوند رحمان و رحیم، آن قوم را ببخشد و عذاب خوارکنندة دنیا را از آنان بردارد و تا زمان اجل طبیعی، به آنان مهلت و حیات مجدّد عطا فرماید. [4] ------------------------------------------ پی نوشت ها: 1- زمر / 53 2- جامع الأخبار، ص 88 3- الکافي، ج 2، ص 436 4- يونس / 98 منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مظاهری
پایان قسمت دوم ان شاء الله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۵:۵۷, ۱۹/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۲ ۱۵:۵۹ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه /03 رفع گرفتاريهاي دنيوي در بسياري از موارد، گرفتاريهاي دنيوي و مصائبي که براي انسان پديد ميآيد و گرههای کوری که در زندگی ایجاد میشود و هیچ کس قادر به باز کردن آن گرهها نیست، ناشي از گناهاني است که خود انسان و يا اطرافيان و نزديکان مرتکب شدهاند. توبه، قادر است گرفتاري و سختي زندگي را برطرف سازد و يک زندگي راحت و آسوده، جانشين زندگي مصيبتبار قبلي کند. وقوع بلاياي طبيعي نظير سيل، زلزله و خشکسالي، علاوه بر عوامل طبيعي، از گناهان مردم نيز نشأت ميگيرد: «ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» [1] تباهى در خشكى و دريا به سبب كردههاى مردمان پديدار شد تا [خداوند جزاى] برخى از آنچه كردهاند به آنها بچشاند، باشد كه باز گردند. توبه و بازگشت به سوي خداوند تعالي، از وقوع بلاهاي طبيعي و حوادث غير مترقّبه جلوگيري ميکند يا دست کم از اثرات سوء آن ميکاهد. عدم بارش باران رحمت الهي، بلاي بزرگي است که خطرات و خسارات فراواني به جامعة انساني و نيز به ساير جانداران و ديگر بخشهاي طبيعت، تحميل ميکند، ولي توبه از عواملي است که موجب نزول باران رحمت ميگردد. قرآنکريم بهصراحت بيان ميدارد که اگر مردم توبه کنند، خداوند متعال، باران فراواني بر سر آنان نازل ميفرمايد: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراًْ »[2] از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس، به سوى او بازگرديد، تا ابر و باران را بر شما ريزان فرستد. بيماريهاي ناعلاج، مرگهاي ناگهاني و گرفتاريهايي از اين قبيل، در اثر گناه و معصيت پديد ميآيند و با توبه و انابه، رفع خواهند شد. در روايت تکان دهندهاي حضرت امام رضا(علیه السلام) تصريح فرمودهاند که گناهان تازه، بلاهاي نو و تازه را پديد ميآورند: «كُلَّمَا أَحْدَثَ االْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْرِفُونَ» [3] هرگاه بندگان گناهان تازهاي را كه سابقه نداشته انجام دهند(ايجاد كنند)، خدا براى آنها بلاهايي را كه سابقه نداشته ايجاد ميكند. مردى خدمت حضرت امام حسن مجتبى(علیه السلام) آمد و از قحطى و گرانى به آن حضرت شكايت نمود؛ حضرت به او فرمودند: از خدا طلب آمرزش كن. ديگرى آمد و به آن حضرت از تهىدستى شكايت كرد، به او هم فرمودند: از خداوند طلب آمرزش نما. مرد ديگرى آمد و به امام عرض كرد: از خدا بخواهيد و دعا كنيد كه خداوند پسرى به من لطف فرمايد، به او هم فرمودند: استغفار کن. راوي ميگويد: ما که در آن جلسه شاهد قضايا بوديم، به امام حسن(علیه السلام) گفتيم: چند نفر خدمت شما آمدند و از گرفتاريهاى گوناگون شكايت داشتند و تقاضاى ايشان مختلف بود، ولي شما همة آنان را به استغفار و طلب آمرزش امر فرموديد؟! حضرت در پاسخ آنان فرمودند: من اين را از پيش خود نگفتم و همانا در اينباره از فرمودة خداوند پند گرفتم و استفاده نمودم كه فرموده است: «اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ إِنَّهُ كاَنَ غَفَّارًا، يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكمُ مِّدْرَارًا، وَ يُمْدِدْكمُ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ يجَْعَل لَّكمُْ جَنَّاتٍ وَ يجَْعَل لَّكمُْ أَنهَْارًا» [4] [5] آثار گناه آدمي، آتيۀ فرزندان او را نيز تغيير ميدهد. به تجربه اثبات شده است که سرنوشت شومي در انتظار فرزندان شخص گناهکار و حتّي افراد بعدي از نسل اوست. بنابراين اگر کسي نگران آيندۀ فرزندان و نسل آیندۀ خويش است، بايد از گناهان گذشته توبه کند و اثر منفي گناه خود را در آيندۀ فرزندان نابود نمايد. «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ ... يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ» [6] از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس، به سوى او بازگرديد، تا ... نيرويى بر نيروى (جانى و مالى) شما بيفزايد. البته بايد توجّه داشت که الزاماً هرکسي يا هر جامعهاي که مبتلا به مصيبتي باشد، گناهکار نيست و نزول بلا، دلايل ديگري از جمله آزمايش الهي نيز دارد. ولي در هر صورت، توبه، رافع گرفتاريها و مانع بلايا و مصائب است. ------------------------------------------ پی نوشت ها: 1- روم / 41 2- هود / 52 3- الكافي، ج 2، ص 275 4- نوح / 12-10 5- وسائل الشيعة، ج 7، ص 178 6- هود / 52 منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مظاهری
پایان قسمت سوم ان شاء الله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۷:۳۹, ۲۹/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۲ ۱۳:۳۸ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه /4. رفع عذاب الهي -------------- اثر مهمّ دیگری که توبه دارد، آن است که عذاب الهی را رفع میکند. قرآن شریف، دو عامل را مانع و رافع نزول عذاب میداند: يکي «وجود مبارک حضرت خاتم الانبیاء(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در بین مردم» و ديگري «توبه»؛ «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » [1] و خدا بر آن نيست كه آنان را عذاب كند در حالى كه تو در ميان ايشانى، و خدا عذابكننده آنان نيست در حالى كه آمرزش مىخواهند. این نوشتار، گنجایش تبیین برکات وجودی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)را ندارد و پرداختن به این موضوع مهم، کتاب مستقلی میطلبد؛ [2] امّا همین مقدار باید دانست که خداوند متعال، به احترام وجود آن نبیّ گرامی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و به سبب آنکه آن حضرت را رحمت جهانيان قرار داده است، مادامی که در قید حیات بودند، عذاب خویش را از امّت ایشان دور ساخت. امیرمؤمنان و مولای متقیّان علي(علیه السلام)فرمودند: «كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِوَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِي فَالِاسْتِغْفَارُ» [3] و چيز در زمين مايه امان از عذاب خدا بود؛ يكى از آن دو برداشته شد، پس ديگري را دريابيد و بدان چنگ زنيد: امّا امانى كه برداشته شد رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)بود و أمان باقي مانده، استغفار كردن است. سپس حضرت، آیة «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ ...» را تلاوت فرمودند. آنچه اکنون مورد بحث ما است، تأثیر توبه و استغفار، در برطرف شدن عذاب است. قرآن کریم، علاوه بر بیان این واقعیّت که توبه، رافع عذاب است، در آیات دیگری برای آن شاهد عینی و عملی میآورد و با استناد به تاریخ، ادّعا میکند که توبه، رافع عذاب الهی است. داستان قوم حضرت يونس و توبه ایشان از نافرمانی خداوند و پیامبر او که قبلاً نيز بدان پرداختيم، داستان عجیبی است. آن قوم، به جهت لجاجت ورزيدن در پذيرش دعوت حضرت يونس به يکتاپرستي، مورد نفرين او واقع شدند و مستحقّ عذاب گرديدند. حضرت يونس از ميان آنان رفت و آثار عذاب هويدا گرديد. به بيان بعضي مفسّرين، فرود عذاب آنچنان واضح بود كه نخست ابرى تيره و تار، آسمان منطقه را فرا گرفت و دود غليظ و تاريكى از ابر زبانه كشيد و سراسر شهر را تيره و تاريک ساخت و ظلمات، تا پشت بام منازل آنان رسيد. آنان دريافتند که عذاب الهي و مرگ، آنان را فرا خواهد گرفت. وقتي ديدند راه گريزي ندارند، به سراغ پيامبر خويش رفتند، ولي او را نيافتند. پس به نزد يکي از بزرگان قوم که از علم و حکمت برخوردار بود، رفتند و از او چارهجويی کردند. آن عالم، به آنان گفت: اى مردم! تا دير نشده، رو به درگاه خدا آوريد، بدان اميد كه او بر شما ببخشايد و رحمت آورد و عذابى را كه كيفر گناهان شماست، از شما رفع کند. بنابر نقل برخي از مفسرين، هر يک از آنان که حقوقي از ديگري بر گردن داشت، بهطور کامل ادا کرد. [4] سپس بنابر توصيه عالم شهر، براى توبه، شهر را ترك نموده و به بيابان روى آوردند. ميان مادران و كودكان و دامها و بچه هاى آنها جدايى افكندند و آنگاه همه با ديدگانى اشكبار و دلى سرشار از ايمان و اخلاص، روى توبه به درگاه خداوند متعال آوردند و نيايش کردند و اين دعا را زمزمه نمودند: «رَبَّنَا ظَلَمْنَا أنفُسَنَا وَ كَذَّبْنَا نَبِيَّكَ وَ تُبْنَا إِلَيْكَ مِنْ ذُنُوبِنَا، وَ إِنْ لَم تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ الْمُعَذَّبِينَ فَاقْبَلْ تَوْبَتَنَا وَ ارْحَمْنَا يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.» [5] خداوند متعال که توبه حقيقي و آه و زاری آنان را مشاهده فرمود، عذاب خويش را از آنان دور ساخت و اين در حالي بود که نزول عذاب آغاز شده بود. قرآن کريم با اشاره به اين داستان عبرتانگيز، ميفرمايد: «فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إيمانُها إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حينٍ» [6] چرا شهرها و آباديها ايمان نميآوردند كه به حالشان مفيد افتد؟! مگر قوم يونس نبود كه چون ايمان آوردند، عذاب خفّتبار و رسوايى را در زندگى دنيا از آنان برداشتيم و آنها را تا دم مرگ، زندگي رفاهي داديم. ------------------------------------------ پی نوشت ها: 1- انفال / 33 2-رجوع کنید به کتاب «تجلّي حق» از تأليفات معظّم له. 3- نهج البلاغه، حکمت 88 4-مجمعالبيان في تفسير القرآن، ج 5، ص 204 5- تفسير العياشي، ج 2، ص 133 6- يونس / 98 پایان قسمت چهارم ادامه دارد...
|
|||
|
|
۹:۴۹, ۲۹/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۹:۵۴ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ ثمرات دستيابي به حالت توبه/5 . محو تجسّم عمل از ديدگاه قرآن کريم و روايات اهلبيت (هر عملي که انسان انجام ميدهد، سه گونه «تجسّم عمل» را براي وي در بر دارد. يک «تجسّم عمل» در دنيا و يک «تجسّم عمل» در آخرت و نوع سوّم آن، هم در دنيا و هم در آخرت وجود خواهد داشت. نوع اوّل از تجسّم عمّل كه مربوط به اين دنياست، آن است كه تمام اعمال آدمي -خوب يا بد- در زندگي دنيايي او تأثير دارد. کارهاي نيک او موجب پيدايش حيات طيّبه يعني زندگي سالم و با ارزش ميشود و کارهاي بد و ناشايست هر شخصي، حيات همراه با خباثت، يعني زندگي ناسالم و بيارزش برايش خواهد ساخت: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون» [1] هر كس از مرد يا زن، عمل نيك انجام دهد در حالى كه ايمان داشته باشد، پس او را بىترديد (در دنيا) به زندگى پاكيزهاى زنده خواهيم داشت و (در آخرت) پاداششان را در برابر عملهاى بسيار خوبشان خواهيم داد. در حقيقت، زندگي سالم يا ناسالمي که آدمي در قيامت با آن مواجه است، بروز و ظهور اعمال او و به بيان دقيقتر «تجسّم عمل» او در اين دنياست؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «وَ لَو أَنَّ اَهْلَ الْقُري امَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَاَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ [2]» «اگر اهل شهرها ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم ولى (آنها حقّ را) تكذيب كردند، ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم» نظير اين آية شريفه و آیهای که در پي میآید، در قرآن کریم بسيار است. در اینگونه آیات، بركات و بلايا همان اعمال انسان معرّفى مىشود: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ امِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِاَنْعُمِ اللَّهِ فَاذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ [3]» خداوند منطقهاى را مثل زده است كه امن و امان بود و روزى (اهل) آن منطقه از هر سو مىرسيد امّا نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مىدادند لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانيد. از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم برويد جو زجو شکل دوّم «تجسّم عمل» مربوط به آخرت است؛ به اين معني که اعمال هر انساني، داراي یک صورت ملکوتي است و همهجا او را همراهي ميکند. اعمال خوب به صورت مونس خوب و اعمال بد به شکل همراه بد، ظاهر و مجسّم خواهد شد؛ مونس و همراهي که داراي حيات و شعور است: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيدا» [4] روزى كه هر كسى هر كار نيكى كه كرده و هر كار بدى كه كرده حاضر بيابد و دوست دارد كه كاش ميان او و كارهاى بدش جدايى دورى مى بود. خدا شما را از [نافرمانى] خويش بيم مىدهد، و خدا به بندگان مهربان است. همچنین از چندین آیه [5] از آیات بیّنات قرآن شريف استفاده مىشود كه نعمتهاى بهشت و نقمتهاى جهنّم نيز، اعمال خود انسان است: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَة [6]» «ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْديكُمْ [7]» آنچه ميکـاري همه روزه بنـوش آنچـه ميبـافي همـه روزه بپـوش اين سخنهاى چـو مار و كـژدُمت مار و كژدُم ميشود گيــرد دمــت «تجسّم عمل» شکل سوّمي نيز دارد که مربوط به هويّت انسان ميشود. به گونهاي که اعمال نيک و بد هر انساني، هويّت او را ميسازد و بنابر آيات قرآن کريم، هم در اين دنيا و هم در آخرت، يک شخصيّت نيکو و شايسته و يا يک شخصيّت حيواني و پست، براي او پدید میآورد: «وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ في عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً، اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً [8]<>قالَ اخْسَؤُا فيها وَ لا تُكَلِّمُونِ [9]» «لَهُمْ فيها زَفيرٌ وَ شَهيق [10]» خوش کن صفتت چرا که در عالم حشر حشر تو به صورت صفت خواهد بود امام صادق% نيز با مشاهدۀ کثرت حجّاج در بيتالله الحرام فرمودند: «مَا أَكْثَرَ الضَّجِيجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِيجَ» [11] چه بسيارند ناله کنندگان و چقدر کم هستند حاجيان! «تجسّم عمل»، به هر سه معني، از نظر قرآن کريم و روايات اهلبيت( و از نظر عرفان و فلسفه، بحث مفصّلي دارد که ذکر جزئيّات آن، خارج از موضوع اين کتاب است؛ ولي آنچه قابل توجّه است، اينکه، توبه، تجسّم اعمال بد و ناشايست انسان را در دنيا و آخرت، محو و نابود ميکند: «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ [12]». در واقع با قاطعیّت میتوان بیان کرد که هر سه شکل تجسّم عمل، بعد از توبه، محو و نابود میگردد. و این لطف خداوند متعال، یکی از برکات و آثار ارزشمند توبه به شمار میرود. ------------------------------------------ پی نوشت ها: 1- نحل / 97 2- اعراف / 96 3- نحل / 112 4- آلعمران / 30 5- ر.ک: آلعمران / 182-181؛ حشر / 18؛ نبأ / 40؛ فجر / 24-23و ... 6- حاقه / 24: «بخوريد و بياشاميد، گواراتان باد، در برابر اعمالى كه در ايّام گذشته انجام دادهايد.» 7-انفال / 51: «اين، در مقابل كارهايى است كه از پيش فرستادهايد.» 8- اسراء / 14-13: «و كارنامه هر انسانى را به گردنش آويختهايم، و روز قيامت براي او نامهاي كه آن را گشوده ميبيند بيرون ميآوريم. [گفته شود] نامهات را بخوان. كافى است که امروز خود حسابرس خويش باشي.» 6- مؤمنون / 108: «[برويد] در آن گم شويد و با من سخن مگوييد.» 10- هود / 106: «و امّا كسانى كه تيرهبخت شدهاند، در آتش، فرياد و نالهاي دارند.» 11- بصائر الدّرجات، ص 358 12- فرقان/70 ان شاء الله ادامه دارد...
|
|||
|
|
۱۱:۴۰, ۳۰/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۵۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه /06. استحقاق بهشت و نعيم الهي توبه، عذاب جهنّم را از آدمی دور میکند و او را مستحقّ بهشت و نعيم الهي میگرداند. انسانی که با کردار زشت خویش، جهنّم و عذاب آن را بر خویش واجب گردانیده است، با توبۀ واقعی میتواند ورود به بهشت و بهره مندی از نعمت های آن را برای خود رقم بزند. آيات چندي از قرآن شريف، [1] جايگاه آدمي را پس از توبه، بهشت ميداند و اوصاف ترغيب کنندهاي نيز براي جايگاه چنين کساني برشمرده است: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسي رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ» [2] اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به سوى خداوند توبه كنيد، توبهاى خالصانه، اميد است پروردگارتان گناهان شما را بزدايد و شما را به باغهايى كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است درآورد. بر اساس گواهي قرآن کريم، ترديدي وجود ندارد که توبه، انسان را به بهشت رهنمون ميشود. حتي اگر کسي گناهان بسيار بزرگي مرتکب شده باشد يا بسيار به خودش و ديگران ظلم نموده باشد، بايد يقين داشته باشد که در صورت توبة حقيقي، جايگاه ابدي او بهشت خواهد بود. زيرا ذات باريتعالي به توبه کننده، وعده داده است که پاداش او را بهشت قرار دهد و هرگز از وعدة خود تخلّف نخواهد کرد: «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلي ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُون، أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلينَ [3]» و آنان كه چون كار زشتى انجام دهند و يا بر خود ستم نمايند، خدا را به ياد آرند و براى گناهان خود آمرزش خواهند- و كيست جز خداوند كه گناهان را ببخشد؟- و بر آنچه كردهاند در حالى كه مىدانند اصرار نمىورزند، آنها پاداششان آمرزشى است از جانب پروردگارشان و بهشتهايى كه از زير آنها نهرها جارى است، جاودانه در آن باشند، و خوب پاداشى است پاداش اين عملكنندگان. در واقع ميتوان گفت: بعد از آنکه گناهان بخشيده شود و انسان، طاهر شود، استحقاق ورود به بهشت را پيدا ميکند. زيرا حق دارد که خداون او را نجات دهد: «كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنينَ [4]» بر ما فريضه است كه مؤمنان را نجات دهيم. بندهاي که توبه کند و به سوي خداوند بازگردد، نسبت به خداي خود حق پيدا ميکند و خداوند نيز بنابر استحقاق آن بنده، توبة او را ميپذيرد و او را به بهشت رهنمون ميشود. زيرا همانطور که بيان شد، پس از پذيرش توبه، گناهان بنده بخشيده ميشود و اثر گناهان نيز نابود ميگردد و افزون بر اين، حسنات جايگزين سيّئات پروندة اعمال ميشود. بنابراين معنا ندارد خداوند بندهاي که گناه در پروندة اعمال او وجود ندارد و بهجاي آن، حسنات و نيکيها ثبت شده است، عذاب کند. قاعدة لطف الهي و رحمت عنائیّة پروردگار نيز اقتضا ميکند که توبة بندة خويش را بپذيرد و او را از جهنّم رهايي بخشد. پاسخ به يک سؤال در مباحث گذشته، مکرراً بيان شد که گناه هرچه بزرگ و هرچه فراوان باشد، اگر گناهکار توبه کند، خداوند متعال او را ميآمرزد. سؤالي که در اينجا مطرح ميشود اين است که تفاوت آنکه که يک عمر گناه کرده است و اکنون با توبه، آمرزيده ميشود و به بهشت ميرود با کسي که يک عمر عبادت و اطاعت کرده و او هم وارد بهشت ميشود، چيست؟ پاسخ کلّي اين سؤال، اين است که بهشت داراي مراتب و درجات گوناگون است و جايگاه اهل بهشت با توجّه به نوع عملکرد آنان در دنيا، تعيين ميشود. به عبارت روشنتر، همۀ بهشتيان به صورت يکسان از نعم بهشتي و درجات آن برخوردار نميشوند. گروهي در بهشت، از چنان مقامي برخوردارند که بهشت و نعمتهاي بهشتي براي آنان جلوهاي ندارد، بلکه به مقام عنداللّهي دست يافتهاند و جايگاه آنان نزد خداوند متعال است: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة» [5] اى جان آرام گرفته، به سوى پروردگار خويش بازگرد در حالى كه تو از او خشنود و او از تو خشنود است. برخي ديگر از بهشتيان به بهشت عدن و بهشت رضوان دست مييابند. اين جايگاه رفيع با توجّه به ميزان ايمان، تقوا و پارسايي به آنان عطا ميشود. چنانکه قرآن کريم هنگامي که وصف نعمتهاي بهشتي را ميکند، ميفرمايد: «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِنات» [6]؛ يا در جاي ديگر ميفرمايد: «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ» [7]. حشر با اهلبيت( در بهشت، مقام والايي محسوب ميشود و کمتر کسي به آن مقام دست مييابد. لياقت همسوئي و همسايگي با حضرت زهرا سلام الله علیها و ائمّۀ هدي) نياز به تناسب دارد که ساخته و پرداختۀ اعمال دنيوي آدمي است. گروهي نيز اعمال درخشاني دارند و از نعمتها و باغهاي بهشتي بهرهمندي ميگردند، ولي به مقام عنداللّهي نميرسند يا لياقت ورود به بهشت رضوان و حشر با اهلبيت پيدا نميکنند. به هر تقدير، اهل بهشت مقامات مختلف و متفاوتي دارند و قرار نيست کسي که به واسطۀ توبه، بهشتي شده است و کسي که عمري تقوا پيشه کرده و در علم و عمل غوطهور بوده است، در يک جايگاه قرار گيرند. در واقع، معناي آمرزش گناهکار، نجات وي از عذاب جهنّم و ورود به بهشت است. امّا اينکه در بهشت، چه جايگاهي و کدام درجه و مرتبه را کسب خواهد کرد، سخن و مطلب ديگري است. نکتة مهمِّ ديگري که در همين راستا بايد به آن توجّه شود، اين است که توبۀ انسانها با يکديگر تفاوت دارد؛ چنانکه برخي اوقات آدمي به وسيلۀ توبه ميتواند راه صد ساله را بپيمايد؛ زيرا در آن حالت، همه چيز را فداي دوست کرده و از دنيا و آنچه در آن بوده، گذشته است. نظير حرّ بن يزيد رياحي که از جملۀ افرادي بود که توانست با توبه، به مقامات والايي دست يابد و نام خود را در زمرۀ شهداي کربلا ثبت کند. يعني پس از توبه، راه را پيمود و به مقصد رسيد. ------------------------------------------ پی نوشت ها: 1- صف / 12، آل عمران / 136، تحريم / 8 و ... 2- تحريم / 8 3-آلعمران / 136- 135 4- يونس / 103 5- فجر / 28- 27 6- توبه / 72 7- آل عمران / 133 ان شاء الله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۰:۲۴, ۳۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۲۸ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه /07. تبديل سيّئات به حسنات شدّت مغفرت و رحمت پروردگار مهربان به بندگان خويش، تا حدّي است که علاوه بر بخشش گناهان و برخورداری از نعمت بهشت، اعمال زشت و معصيتهاي انسان، پس از توبه، به حسنات مبدّل ميگردد و به صورت اعمال صالح، براي او مجسّم ميشود: «وَ الَّذينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً، يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فيهِ مُهاناً، إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما»[1] و آنان كه معبود ديگرى با خداوند نمىخوانند، و نفسى را كه خدا محترم و مصون داشته، جز به حق نمىكشند، و زنا نمىكنند، و كسى كه چنين كند به كيفرى برخورد نمايد، عذاب او در روز قيامت دو برابر شود و در آن عذاب هميشه به خوارى بماند، مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل شايسته نمايند، پس آنهايند كه خداوند گناهانشان را تبديل به نيكىها مىكند و همواره خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است. این آیۀ شریفه، محو تجسّم عمل در آخرت را نيز آشکار میسازد. یعنی به بندگان میفهماند که اگر به توبه و انابه روی آورند و به سوی خداوند متعال باز گردند، عذاب الهی و دیگر آثار اخرویِ گناهان، محو و نابود میشود و افزون بر این، آثار سوء گناهان به آثار نیک محسّنات تبدیل میشود. لعان برخي از علماء دين و نيز برخی از فلاسفه، قائل به «لعان» هستند؛ يعني بر اين باورند که تجسّم اعمال بد انسان نابود نميشود، بلکه حقتعالي بين شخص گنهکار و اثر گناه و تجسّم اعمال او، فاصله مياندازد. بر اساس اين اعتقاد، گناه و آثار آن نابود و محو نميشود، بلکه موجود است و هيچگاه معدوم نخواهد شد و پروردگار متعال از روي تفضّل، گناه را ميآمرزد. يعني تجسّم اعمال و رفتار ناپسند آدمي، پس از توبه بايگاني ميشود و گناهکار از آن پس، آثار گناه خود را احساس نميکند. در روز قيامت نيز با تجسّم اعمال بد، رسوا نميشود و آن اعمال در پروندۀ او محاسبه نميگردد. در واقع، طبق اين نظريه، پروندۀ اعمال بد و تجسّم آن اعمال، پس از توبه وجود دارد، ولي بايگاني ميشود و اثري ندارد. استاد بزرگوار ما حضرت امام خميني! ميفرمودند: امر توبه بالاتر از «لعان» است. و اگر کسي از گناهان گذشتۀ خود توبه کند، پروندۀ آن گناهان صرفاً مختومه و بايگاني نميشود، بلکه نابود ميگردد. آیۀ شریفۀ قرآن کریم نیز مؤیّد همین واقعیّت است؛ آنجا که ميفرمايد: «...يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[2] یعنی اعمال بد کسي که توبه کرده است، در اعمال نيکو و شايسته، بروز و ظهور مييابد. به عبارت روشنتر، توبه، علاوه بر اينکه محو کننده و نابود کنندۀ آثار گناهان گذشته است، موجب گشايش يک پروندۀ درخشان و نوراني در زندگي آيندۀ آدمي است. پروندهاي که در صفحۀ اول آن، ثواب توبه، که بالاترين و برترين عبادات و فضائل است، ثبت شده و در دنیا و آخرت درخشندگي دارد. بنابراین، توبه، با تبدیل سیئات به حسنات، «هویّت حیوانی» و زشت را که در اثر ارتکاب گناه برای آدمی پدید آمده است، به «هویّت انسانی» و نيکو تبدیل میکند و در واقع شخصیّت او را تغییر میدهد. اگر اهل معرفت و کساني که مسير تقرّب به سوي پروردگار رحمان را ميپيمايند، پاداشي به جز گشايش صفحۀ نوراني در پروندۀ زندگي خود و تغییر هویّت و شخصیت درونی خویش، نمييافتند، بس بود که قدم در راه سير و سلوک گذارند و از منزل اوّل که منزل «توجّه» است به منزل دوّم يعني منزل نوراني «توبه» برسند. بهراستي منزل توبه، منزل درخشاني است و راه پر فراز و نشيب سالک را هموار ميسازد. ان شاء الله ادامه دارد... ------------------------------------------- پی نوشت ها 1. فرقان / 70- 68 2. فرقان / 70 |
|||
|
|
۱۱:۱۳, ۳/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/خرداد/۹۳ ۱۱:۱۶ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه /08. برخورداری از نعمتهای گوناگون دنيوي
توبه، باعث میشود نعمتهای الهی مثل باران نازل شود. حضرت هود «علیه السلام» هنگام هدایت قوم عاد، پس از دعوت آنان به پرستش خداوند یکتا، از توبه، به عنوان سببي براي نزول فراوان باران و ازدیاد قوای مالی و نیروی انسانی یاد میکند و میفرماید: «وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ»[1] و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، سپس، به سوى او بازگرديد، تا ابر و باران را بر شما ريزان فرستد و نيرويى بر نيروى (جانى و مالى) شما بيفزايد. بنابر این آیۀ شریفه، جامعهای که اهل توبه و اظهار پشیمانی به درگاه خداوند باشد، با فراوانی نعمت مواجه میشود. محصولات و تولیدات آن قوم یا جامعه مثمر ثمر میشود و بر ثروت و توانایی افراد میافزاید. همچنین فرزندانی توانمند و برخوردار از آیندهای روشن و نیکو در آن جامعه متولّد میشوند و اجتماع خود را از حیث نیروی بدنی و انسانی، قدرتمند و شکست ناپذیر میسازد. قرآن کریم بر اینکه اولاد صالح و شايسته، در سایة توبه روزی انسان میگردد، تصریح می فرماید: «وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ»[2] و سليمان را به داوود بخشيديم، نيكو بندهاى بود، حقّا كه بسيار رجوعكننده (به سوى ما) بود. حضرت داوود نبی «علیه السلام» علاوه بر فرزند شایسته، از قدرت علمی و جسمی مناسبی نیز برخوردار بود. علاوه بر اینکه پیامبر خدا بود و شخصیّت دینی و معنوی مطلوبی داشت، شخصيّت، ابهّت اجتماعي، و محبّتی که مردم نسبت به او داشتند، موجب تبعیّت آنان از وی شده بود. قرآن شریف این نعمتها را نیز مرهون توبههای آن حضرت میداند: «اصْبِرْ عَلي ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ»[3] بر آنچه مىگويند صبر كن، و بنده ما داود را كه داراى قدرت و نيرو بود (قدرت علمى، جسمى و سلطنتى) به ياد آر، زيرا او بسيار بازگشتكننده بود. امام صادق «علیه السلام» نيز در روایتی، توبه را باعث هدایت، روشنایی دل و شفای بیماریهای روحی و روانی میدانند: «وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ نَجَاةٌ مِنَ الرَّدَي وَ بَصِيرَةٌ مِنَ الْعَمَي وَ دَلِيلٌ إِلَي الْهُدَي وَ شِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ فِيمَا أَمَرَكُمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ مَعَ التَّوْبَةِ»[4] و در كتاب خداى تعالى نجات از هر پستى و بصيرت از هر كوردلى و شفا از هر بيمارى اخلاقى، وجود دارد، و شما آن را در آياتى جستجو كنيد كه به توبه و استغفار امرتان مىكند. ----------------------------------------- پي نوشت ها 1. سوره هود / 52 2. ص / 30 3. ص / 17 4. تفسيرالعياشي، ج 1، ص 198 ان شاء الله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۴:۱۳, ۴/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/خرداد/۹۳ ۱۴:۱۷ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه/9. استجابت دعا فايدۀ مهم و اساسي ديگري که توبه، به همراه دارد، تأثير برجسته در استجابت دعا است. پس از تحقّق توبه، به سبب طهارت روحي که نصيب تائب شده است، به خداي خويش نزديک ميگردد و ميتواند خود را در مجاورت خداوند رحمان، حس نمايد. خداوند هيچگاه از بندگان خود دور نميشود و همواره از رگ گردن به آدميان نزديکتر است: ((نحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد))[1] يار نزديکتر از من به من است اين است عجبکهمن ازويدورم با کـه اين راز توان گـفت که او در کـنـار مـن و من مــهـجـورم ولي اين گناهان و اعمال زشت آنهاست که بين آنان و خداوند فاصله مياندازد و حجابي ايجاد ميکند که مانع استجابت دعا و بهرهمندي از فيوضات ربّاني ميشود. هنگامي که حضرت صالح پيامبر «علیه السلام» براي هدايت قوم ثمود فرستاده شد، پس از دعوت به يکتاپرستي، آنان را به توبه و استغفار تشويق نمود و فرمود: «فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَريبٌ مُجيبٌ»[2] پس، از او آمرزش بخواهيد، آن گاه به درگاه او توبه كنيد، كه پروردگارم نزديك و اجابت كننده است. در واقع هنر توبه در آن است که موانع مهم استجابت دعا را رفع ميکند ـ موانعي که انسان را از دريافت رحمت بيمنتهاي پروردگار متعال محروم ساخته است ـ وگرنه خداوند متعال عهد فرموده است که دعاي بندگان را اجابت نمايد: «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»[3] بزرگترين و مهمترين مانع استجابت دعا، گناه است. از اينرو قاطعانه ميتوان گفت: پس از توبه، يعني هنگامي که انسان پاک و پاکيزه ميشود و گناهي در پروندة اعمال او باقي نميماند، دعاي او مستجاب است. معنا ندارد که گناه در زندگی آدمي نباشد و دعاي او مستجاب نشود. عدم استجابت دعا پس از توبه، هم مخالف حکمت الهي است و هم با صراحت قرآن کريم مبني بر اجابت قطعي دعا، منافات دارد. در روايات آمده است که در زمان حضرت موسي «علیه السلام» خشکسالي شده بود. آن حضرت مردم را براي دعاي باران در بياباني جمع کرد. همه مشغول دعا، تضرّع و زاري شدند و از خداوند متعال طلب نزول باران کردند. خداوند سبحان به حضرت موسي «علیه السلام» وحي فرمود: من دعاي تو و همراهانت را مستجاب نميکنم؛ زيرا يک سخنچين در بين شماست که مانع استجابت دعاي جمع ميشود. حضرت موسي «علیه السلام» گفت: پروردگارا، او را به ما معرّفي کن تا از خود برانيم. پروردگار مهربان که در هر حالي ستّارالعيوب است و بندگانش را دوست دارد و مانع رسوايي آنان ميشود، فرمود: وقتي من شما را از رذيلة سخنچيني نهى ميكنم، چگونه خود سخنچين شوم؟ حضرت موسي «علیه السلام» رو به جمعيّت کرده و فرمود: اي کسي که سخنچين هستي، تو مانع نزول رحمت حقتعالي شدهاي! در اين هنگام همة حضّار و به خصوص آن سخنچين توبه کردند و در پي آن، باران رحمت الهي نازل شد. [4] از اين حکايت به روشني ميتوان نتيجه گرفت که نزول رحمت خداوند و جاري شدن باران فراوان، مرهون توبۀ همان سخنچين بوده است؛ زيرا حقيقتاً از گناه خويش پشيمان شده و توبه کرده و بعد از پاک شدن از آلودگي گناه سخنچيني، مانع اجابت دعا رفع گرديده و دعاي او و جمع مستجاب شده است. به بيان ديگر، خداوند در قرآن کريم امر به دعا ميفرمايد و اجابت دعا را نيز وعده فرموده است: «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ»[5] امر پروردگار حکيم نسبت به دعا، حاکي از ارادة ذات بيهمتاي او بر اجابت دعا است؛ زيرا اگر چنين ارادهاي نداشت، اين گونه امر نميفرمود و به بندگان خطاکار بيمقدار، چنين جرأتي نميداد تا از آستان رحمت او تقاضايي داشته باشند. هم دعا از تو اجابت هم ز تو ايمني از تو مهابت هم ز تو پس اگر برخي دعاها مستجاب نميشود، بايد علّت را در عدم شايستگي دعا کننده جستجو کرد؛ زيرا خُلف وعده در درگاه خداوند سبحان جايگاهي ندارد. بهعنوان مثال اگر شيشة در بستهاي سالها در يک اقيانوس پر از آب بماند، قطرهاي از آب اقيانوس در درون آن نفوذ نخواهد کرد، مگر اينکه آن شيشه، آمادگي جذب آب را پيدا کند. چنانکه در روايتي آمده است: شخصي خدمت امام صادق «علیه السلام» عرض کرد: خداوند در قرآن ميفرمايد: «ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ»، ما او را ميخوانيم امّا پاسخي نميشنويم. آن حضرت فرمودند: آيا گمان ميکني خداوند خلف وعده کرده است؟ گفت: خير. امام صادق «علیه السلام» فرمودند: علّت عدم دريافت پاسخ شما اين است که: هرکس از دستورات خداوند متعال پيروي کند، سپس او را بخواند، خداوند پاسخش را ميدهد: «تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَا»[6] گناهانت را يادآور ميشوي و بدانها اعتراف ميکني و از آنها به خدا پناه ميبري، اين است راه دعا کردن. بنابراين، استجابت دعا، در ساية توبة حقيقي تحقّق مييابد و به عبارت رساتر، دستيابي به حالت توبه، خودبهخود، استجابت دعا را به همراه دارد. وقتي بنده به درگاه خداوند متعال تضرّع و زاري کند و به گناهان خويش اعتراف نمايد و از محضر پروردگار خويش عذرخواهي کند، قطعاً بايد منتظر اجابت دعا باشد. اگر هم اجابتِ عينِ تقاضاي بنده، فعلاً به مصلحت او نبوده، يا مطابق با حکمت الهي نباشد، خداوند متعال دعاي او را بيپاسخ نميگذارد و برتر از آنچه خواسته است را به او عطا ميفرمايد يا از وي دفع بلا ميکند. افزون بر اين، تحقّق توبه و پس از آن، دعا به درگاه الهي، صرف نظر از بحث اجابت آن، يک زندگي سراسر نشاط و شادماني و عاري از غم، غصّه، اضطراب، يأس و پريشاني براي انسان رقم ميزند. آرامش و آسايش توأم با امنيّت رواني، در ساية توبه، دعا و ارتباط عاطفي با خداوند، جايگزين پژمردگي و افسردگي جسم و روح ميشود و امراض روحي و رواني انسان را به خوبي درمان ميکند. «فَأَيُّ الْفَريقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون، الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»[7] پس كدام يك از دو گروه (موحّدان يا مشركان) سزاوارتر به ايمنى است، اگر مىدانيد؟! آنها كه ايمان آوردند، و ايمان خود را با شرك و ستم نيالودند، ايمنى تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدايتيافتگانند. چه کسي شايستة برخورداري از امنيّت و آباداني روحي و يک دل منهاي اضطراب خاطر، غم و يأس است؟ پاسخ اين سؤال در آخر آيه بيان شده است. ----------------------------------------- پي نوشت ها 1- ق / 16 2- هود / 61 3- بقره / 186 4-بحارالأنوار، ج 72، ص 268 5-غافر / 60 6- الكافي، ج 2، ص 486 7- انعام / 82-81 ان شاء الله ادامه دارد...
|
|||
|
|
۱۳:۴۶, ۵/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/خرداد/۹۳ ۱۳:۴۸ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه/10. حسن عاقبت اثر ارزشمند ديگري که توبه به همراه دارد، اين است که عاقبت سوء گناهکار را به عاقبت خير و حُسن خاتمت، مبدّل ميکند. عاقبت بد و نافرجام، معمولاً از گناه آدمي سرچشمه ميگيرد و از آنجا که توبه، آثار گناهان را نابود ميکند، سرنوشت شوم گناه را نيز از بين خواهد برد: فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما [1] حُسن عاقبت، يكي از نعمتهاي مهم است که به هرکسي عطا نميشود، همچنانکه سوء عاقبت يکي از نقمتهاي خوف ناک است که بسياري از آدميان به واسطة اعمال خود، بدان مبتلا ميشوند. در تبيين معناي سوء عاقبت، بايد گفت که سوء عاقبت، سه قسم دارد: انسان بايد از شرّ نفس خودش که او را به سوء عاقبت گرفتار ميسازد، به خداوند سبحان پناه ببرد. نفسي که در کمين اوست و هر لحظه براي گمراهي وي تلاش ميکند. امام صادق «علیه السلام» فرمود: «إِنَّ الْعَبْدَ يُصْبِحُ مُؤْمِناً وَ يُمْسِيَ كَافِراً وَ يُصْبِحُ كَافِراً وَ يُمْسِيَ مُؤْمِناً وَ قَوْمٌ يُعَارُونَ الْإِيمَانَ ثُمَّ يُسْلَبُونَهُ وَ يُسَمَّوْنَ الْمُعَارِينَ» [2] بنده، شب را با ايمان به صبح ميرساند و شب كافر ميشود و شب را در حال كفر به صبح مي رساند و شب مؤمن ميشود، و گروهي ايمان را به عاريه ميگيرند، سپس آن را از دست ميدهند و به آنان عاريه گيرندگان گفته ميشود. راهکار اصلي و اساسي رهايي از شرّ عاقبت سوء، بازگشت به سوي خداوند رحمان و رحيم و پناه گرفتن در زير پرچم آن ذات کبريايي است. آياتي از قرآن کريم به ناگواري سوء عاقبت اشاره کرده و گرفتار شدن به آن را ناشي از گناه انسان بر ميشمارد. [3] بر اين اساس، گفته ميشود که توبه، موجب عاقبت به خيري است. در قرآن شريف، با ذکر يک حکايت آموزنده، سرنوشت کسي که دچار فسق بعد از ايمان شده است بيان گرديده تا بندگان، نياز هميشگي به ارتباط با خداوند تعالي و نيز تلاش در جهت ريشهدار کردن ايمان خويش را احساس کنند: وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوينَ[4] و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت. آن گاه شيطان، او را دنبال كرد و از گمراهان شد. حضرت ثامن الائمّه امام رضا «علیه السلام» در خصوص معناي اين آية شريفه ميفرمايند: اين آيه، دربارة مردي از بنياسرائيل به نام بَلعَم باعورا نازل شد. او از بزرگان قوم بود که اسم اعظم را ميدانست و با آن دعا ميكرد و مستجاب ميشد. پس از چندي او به سوي فرعون متمايل گشت. هنگامي كه فرعون بهدنبال حضرت موسي «علیه السلام» و يارانش رفت، به بلعم گفت: به درگاه خداوند دعا كن تا موسي و يارانش از ما دست بردارند. بلعم، سوار الاغ خود شد تا دنبال موسي برود. امّا الاغ از رفتن خودداري كرد، پس به زدن او پرداخت. خداوند الاغ را به سخن آورد و به بلعم گفت: واي بر تو، چرا مرا ميزني؟ آيا ميخواهي با تو بيايم تا پيامبر خدا و گروهي از مؤمنان را نفرين كني؟ بلعم پيوسته الاغ را زد تا آن را از پاي در آورد و اسم اعظم از زبانش افتاد. [5] قصّة بلعم باعورا نکات عبرتانگيز ديگري نيز دارد که اکنون مورد بحث ما نيست، ولي آنچه بايد از اين حکايت آموزنده، ماية عبرت همگان شود، اين است که يک انسان مستجاب الدّعوه در اثر لغزش و ضعف ايمان، به جايي رسيد که پيامبر خدا را نفرين کرد و سرنوشت شومي براي خود فراهم آورد. حال اگر همين شخص توبه ميکرد و به سوي خداوند تعالي باز ميگشت، عاقبت به خير ميشد. تاريخ نيز به روشني گواهي ميدهد که اگر کسي توبه کند و ضمن جبران گذشته، به اصلاح آينده بپردازد، آيندة روشن و درخشاني در انتظار او خواهد بود. به عنوان مثال، عليبنابيحمزه که از ياران امام صادق «علیه السلام» است، در روايتي چنين نقل ميکند: دوستي داشتم كه از كاتبان دستگاه بنياميّه بود. روزي به واسطة من، از امام ششم تقاضاي ملاقات کرد و آن حضرت خواستة او را اجابت کردند. پس از ورود به محضر امام، سلام كرد و گفت: فدايت شوم، من در ديوان بنياميّه هستم و از اموال آنان به ثروت فرواني رسيدهام و در پرداخت حقوق واجب دارايي خود کوتاهي کردهام. امام صادق «علیه السلام» فرمودند: اگر امثال شما بنياميّه را ياري نميکرديد، هرگز حقّ ما را سلب نميكردند. جوان گفت: فدايت شوم، آيا براي من راه نجاتي هست؟ فرمودند: اگر بگويم انجام ميدهي؟ گفت: آري انجام ميدهم. فرمودند: پس، آنچه از دستگاه بنياميّه به دست آوردهاي، رهاكن. هر مالي غصب کردهاي، به صاحبش برگردان و اگر صاحب مال را نميشناسي، از جانب او صدقه بده، من در پيشگاه خداي عزّوجل، بهشت را براي تو تضمين ميكنم. آن جوان پس از سكوتي طولاني گفت: فدايت شوم، آنچه فرمودي انجام ميدهم. سپس، مطابق آنچه عهد کرده بود، عمل کرد؛ يعني از همة اموال خود و حتّي از لباسهايي که به تن داشت، دست شست، تا جايي که من براي اينکه عريان نباشد، برايش لباس خريدم. چند ماهي نگذشت كه مريض شد. روزي به عيادت او رفتم و مشاهده کردم كه در حال احتضار است. چشمانش را گشود و به من گفت: سوگند به خدا كه مولاي تو، به وعدۀ خود وفا كرد. اين جمله را گفت و از دنيا رفت. آنگاه به حضور امام صادق «علیه السلام» رسيدم. آن حضرت چون به من نظر كرد، فرمود: اي علي، سوگند به خدا، ما به وعدهاي كه به دوست تو داديم، وفا كرديم. [6] شبيه اين واقعه براي همسايۀ ابيبصير، که او هم از ياران نزديک امام صادق «علیه السلام» بوده، اتفاق افتاده است. [7] پي نوشت ها ان شاء الله ادامه دارد... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نردبان آسمان~ درس اخلاق حضرت آية الله بهاءالدینی~ | آوا | 1 | 1,278 |
۱۱/آبان/۹۳ ۸:۳۸ آخرین ارسال: آوا |
|
| در محضر درس اخلاق ایت الله شجاعی | یاســین | 4 | 3,053 |
۲۵/تیر/۹۲ ۱۳:۱۱ آخرین ارسال: یاســین |
|







