|
فیلم ویلای من
|
|
۲۰:۲۴, ۶/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۹۱ ۱۴:۳۸ توسط rahbin.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
*ویلای من
کاری جدید از مهران مدیری هدف مهران مدیری از ساخت این فیلم ترمیم کردن و پاک کردن هر آنچه در قهوه تلخ رخ داده است نکته بسیار بسیار مهم این است که تمامی کارهای اینبار مستقیما بر عهده خود مهران مدیری است . این مجموعه به مدت "22 هفته" و 44 قسمت پخش خواهد شد. "فراموش نکنیم که آخرین هدف رسانه سرگرم سازی است." ماجرا چیست؟ ماجرا این است که شاهی با نام مشکین مشکات (مشکات به معنی منفذ وجائی که در آنچراغ بگذارند- که به نظرم به معنی تاریکی که در آن چراغ بگذارند یا چیزی شبیه به این) به کما رفته است آلبرت مشاور مشاور مشکین مشکات طبق معمول در ساعت 7 صبح در اتاق او را می زند تا او را بیدار کند و متوجه می شود که او بیدار نمی شود وارد اتاق او شده و متوجه می شود که او مریض است. پزشک مخصوص دربار خبر می شود و متوجه می شود که "شست بزرگ انگشت پای او ورم کرده است (نمیدانم اشاره به چه حادثه ای دارد اما مطمئن هستم بی معنی نیست)" آزمایشی نوشته و بعد از انجام آزمایش متوجه می شود که او "به نوعی ویروس!" دچار شده است که هیچ درمانی هم ندارد! پزشکش تشخیص می دهد که ویروسی در بدن او وارد شده است و دقیقا مسیر را اینگونه توضیح می دهد ابتدا در شست پا بعد قوزک پا بعد زانو بعد ران بعد پشت باسن بعد توی شکم بعد به قلب او رفته و بعد هم می میرد و هیچ دارو و درمانی ندارد.(اینکه به کجا یا کدام منطقه آدرس می دهد را متوجه نشدم) پزشک تشخیص می دهد که 44 روز تا مرگ او مانده است. آلبرت که مشاور اعظم اوست به بیمارستان زنگ می زند و می گوید من از طرف مشکات هستم و میخواهم یک دستگاه iccu آورده تا ایشان بتواند زنده بماند. (کلمه iccu را در ذهنتان داشته باشید) مشکات از آنجایی که در کماست با وکیل او آقای اعتمادی تماس می گیرند اعتمادی با صحبت با اطرافیان مشکات متوجه می شود که مشکین مشکات هیچگونه ورثه ای ندارد و اطرافیان وی می خواهند تا ثروت او را بین خودشان تقسیم کنند وکیل به علت سکونت در اتریش و ترس از اینکه اگر دیر برسد برایش مشکلی پیش بیای با یکی از وکلا که شاگرد خودش بوده است تماس میگیرد و از او میخواهد تا در رستوران بالای دفترش با هم صحبت و دیدار داشته باشند. قصه به این سمت می رود که دو فرد آواره و دربدری که دزد بوده اند توسط مدیر رستورانی که قرار است اعتمادی و شاگردش در آن همدیگر را ببینند پناه و به آن دو سابقه دار کار داده شده و جای خوابشان در همان رستوران است. ارسلان که نقشش را مهران مدیری بازی می کند با یک کلاه برداری کوچک زندان بوده و الان که در این رستوران است نقش گارسون را دارد و از زنش منیژه جداشده است و باید هر ماه یک سکه به همسرش بدهد. او دوست دیگری دارد که نقشش را سیامک انصاری بازی می کند و یک فرد جاعل است که مادرش شوهر کرده است و اگر بخواهد مادرش را ببیند شوهر مادرش او را طلاق می دهد. شب قرار فرا می رسد و اعتمادی با شاگرد سابقش که هم اکنون وکیل است در رستوران بالای دفترش که ارسلان دوست سابقه دارش در آنجا کار می کنند صحبت می کند و لیست اموال مشکین مشکات که در کماست را میخواند. در همین حال ارسلان (مهران مدیری) با دقت تمام حرفهای این دو فرد را به بهانه روشن کردن شمع سر میز می شنود و در هنگام خواب به دوستش می گوید. آن دو در ابتدا راضی به دزدی از مشکات در قالب برادر زاده اش نیستند اما با دیدن جنبه های سخت کار رستوران راضی به انجام این کار می شوند. وکیل جوان که شاگرد اعتمادی است نیز به ثروت مشکات طمع کرده و وارد منزل او می شود و آلبرت که مشاور اعظم مشکات است او را به اتاقش راهنمایی می کند و با او صحبت می کند. چشم جهان بین در سریال "ویلای من". شاگرد اعتمادی در حال صحبت با آلبرت. او از خانم وکیل میخواهد تا در لحظه مرگ مشکات باشد و تا زمانی که مشکات در کماست اجازه خروج ندارد زیرا او دستور داده است به محض مردنش وصیتش خوانده شود و در عوض ماندنش حقوق و مزایای خوبی دریافت خواهد کرد. او بعد از شرح قوانین می گوید که سر ساعت 11 چراغ های خاموش می شود و در ساعات خاموشی نباید در خارج از اتاقتان ترددی داشته باشید مگر با هماهنگی قبلی!! و با آرامی به وکیل می گوید به یاد داشته باشید که: "من همیشه بیدارم" و این رابطه دقیق با جمله iccu که در واقع به نظر من i see see you است دارد. اما تحلیل قطعی من این است که بحث انتقال قدرت بوده یا در حال انجام است. این مجموعه در هر هفته دو روز به طور گسترده توسط شرکت گلرنگ رسانه در سراسر ایران پخش می شود. شاید باور نکنید ولی به طور اتفاقی کلیپی از شب های برره را دیدم که شیرفرهاد به کیانوش می گفت ما جشن بالماسک داریم و ماسک می زنیم تا شناخته نشویم.حتما و قطعا این کلیپ را گیر میارم و براتون میذارم. بنده هیچکاری با کسانی که من را متهم به توهم توطئه کنند یا به من بگویند باید به اصل ظهور و... بپردازی و اینها را رها کنی ندارم و از آنان خواهش می کنم نظر ندهند. اما از افرادی که دغدغه یهود شناسی و درک استراتژی و نقشه های ماسون ها را دارند خواهش میکنم با دقت این فیلم بسیار بسیار مهم را دنبال کنند و حتما بعد از مشاهده فیلم نتیجه دقیقش را به عموم اعلام کنند. * خوشحالم که در کل اینترنت ایران اولین نفری هستم که این مطلب را ارسال می کنم و از هیچ منبعی هم استفاده نکردم و موضوعی را ایجاد کردم تا بدون تعصب و کینه درباره این فیلم بحث سالم داشته باشیم. یا حق در آخر اینکه دوستان عزیز از شما خواهش دارم حتما این فیلم مهم را ببینید و تحلیل شخصی تان را در همین صفحه ارسال کنید. با سپاس از شما یا حق |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۴۲, ۱۱/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۲ ۲۰:۲۲ توسط Riddler.)
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
سلام به همگی ...
این طور شروع میکنم ؛ من اصلا دوست ندارم راجع به اعتقادات و علاقمندیهای تیم سازندگان سریالهای آقای مدیری و نویسندگانشان و یا حتی شخص آقای مدیری قضاوت کنم و یا بی احترامی . اما مطمئنم که تیم سازندگان این سریال (ویلای من ) همانطور که در قهوه ی تلخ نشانمان دادند ، دارد از عطش مضحکی که جوانان و تحلیلگران ایرانی این روزها دچارش هستند سوءاستفاده ی بدی میکند ، همینکه به شکل مضحک و مسخره و اگزجره ای از نمادهای رویین جنبش فراماسونری که تاریخچه ای قدیمی دارد استفاده ی سوئی داشته و با کاربرد اگزجره و غیرمنطقی در هر سکانس و با تلفیق اسامی و شکلکهایی به همراه دیالوگهای مرموزانه سعی در ساختن فضایی عجیب و نامانوس و فانتزی میکند . این کاربرد سطحی وقتی منزجر کننده می نماید که به این حقیقت واقف باشیم که عملا گرایش داشتن سازندگان و نویسندگان و خود شخص آقای مدیری به این جنبش مذکور چیز محالیست و شاید نشات گرفته از یک علاقه ی سطحی باشد و نه چیز بیشتری . عملا بروز چنین گرایشاتی در ایران پدیده ای محال تلقی میشود با توجه به ریشه ی مذهبی-تربیتی اکثر ایرانیان و اگر هم خلاف این امر به مواردی بربخوریم ، نشان دهنده ی یک علاقه از سر جوزدگی و هیجان باشد باز هم نه چیز بیشتری ... اما در مورد آقای مدیری و تیم سازنده اش شاید با یک احتمال دیگر هم مواجه باشیم ... اینکه ممکن است با یک سفارش دهنده که عاملی بیرونی تلقی میشود مواجه باشیم که در وزارت ارشاد هم نفوذ دارد ... جریانی که میشود در آثار قبلی آقای مدیری و تیم سازنده اش مخصوصا نویسندگان آن و در تک تک آثار حتی قدرتمندی چون مرد هزار چهره در سکانسهای گروه مافیایی جست و جو کرد ... شاید هم فقط قضیه مربوط باشد به تمایلات آقای مدیری به این جنبش و کاربرد نمادهایش صرفا برای ایجاد فضاسازی داستانی نامانوس و فانتزی آثارش ، نکته ای که آثار مدیری را با نمونه های واقع گرایانه و مذهبی عطاران متمایز میکند . اگر چه این تلقی بیشتر نشات گرفته از پافشاری عمیقیست که مهران مدیری در استفاده از این نمادهای ظاهری در آثارش به خرج میدهد که بالاخره یک روز درجایی باید به همه راجع به این نوع استفاده ی واضح پاسخ گفته شود تا مورد قضاوت های بیجا قرار نگیرد . - تا قبل از این چندان مایل به نگارش همچین مطلب تحلیلی نبوده ام چرا که خودم ، شخصا چنین مطالبی را یک وقت هدر دادن تمام عیار می نامم ، اما با دیدن قسمت یازدهم و اجرای سکانسی عجیب که کاملا سیاسی از نظر من مینمود ، عمیقا مشتاق شدم این مطلب را به نگارش دربیاورم . چرا که باور دارم مهران مدیری و تیم نویسندگانش از نمادها و نشانه ها حالا دیگر در این چند سال اخیر و با تجربه های نه چندان موفق قهوه ی تلخ که به شدت نمادگرا بود به خوبی و زیرکی بهره می برند حتی از جنس سیاسی اش . استفاده ای که به نظر من حتی بازیگران آن هم از جزئیاتش آگاه بوده اند .چرا که اجرای چنین سکاسهای عجیب و غریب و بی منطقی مطئنا با پرسشهای بازیگران مواجه میشود که احتمالا آقای مدیری و تیم نویسندگان مجبور به پاسخ دادنشان هستند . 1 . اولا اینکه به نظرم ویلای من سریال سخیفیست که میکوشد عناصر فانتزی و نامانوس آثار قبلی مهران مدیری را نداشته باشد و رگه هایی از داستان ارباب و رعیتی را در جامعه ی واقعی امروز ایران با مشکلات اجتماعی و سیاسی اش بگنجاند که به نظرم آقای مدیری در این مسیر با مشکل جدی تغییر مداوم لحن از فانتزی به رئال در اکثر سکانسها مواجه میشود. اما میخواهم وارد جزئیات شخصیت ها و داستانهایی بشوم که به نظرم همگی به جای اینکه نقد جامعه باشند قبلش رویه ای سخیف به خود میگیرند ، مثلا در شخصیت زن جمشید با نام سوری ، با تمایلات همجنس خواهانه ای در برخی سکانسها مواجه میشویم که مدام با گرفتن دست زنان دیگر ویلا و پرسیدن رنگ چشم آنان و رفتار عجیب و غریب و هوس رانانه ی او مدام به مخاطب القا میشود که بله به احتمال زیاد او یک هوسران آن هم از نوع هم جنس خواهش است البته این میتوانست قبل از اینکه اینگونه به طرز اگزجره و سخیفی به نمایش گذاشته شود به نقد این طبقه از جامعه تبدیل شود اما نتیجه چیز دیگریست که معلوم میشود سازندگانش با توسل جستن به چنین صحنه هایی به دنبال پول و فروش بیشتر بوده اند نه نقد اجتماعی ... 2. در ابتدای قسمت یازدهم ، با مکالمه ای مواجه میشویم که در آن کاراکتر ارسلان با بازی مهران مدیری با گفت و گویی که با دوست جاعلش انجام میدهد خواستار سندی ست که نشان بدهد او از یک بیماری کشنده ی مسری رنج می برد تا از این طریق مانع ایجاد رابطه ی جنسی و تماس با همسر هرمز بشود که این به نوع خود در سریالی که بیننده ی مستقیمش خانواده ها و کودکان و نوجوانان هستند یک سکانس سخیف و زننده هست که حتی بزرگسالان را هم به خنده وا نمیدارد ... 3. در ادامه ی داستان که با ورود مادر و دختری که (تقریبا فاصبه ی سنی زیادی ندارند!) ظاهرا از فرانسه امده اند (لطفا به میزان سن خوف انگیز و به شدت هولناک لحظه ی ورود این مادر و دختر توجه کنید که با یک پن سریع و ادغام وانکشهای متعجب و هراس آور و ترسیده ی افراد داخل ویلا با ترکیب موسیقی دلهره آور به سبک گوتیک همراه میشود که یادآور سبک فانتزی به کار گرفته شده در قهوه ی تلخ هست ... و بعد با زنی مواجه میشویم که به صورت عشوه کنان و مست وارد صحن ویلا در نقطه ی مرکزی شده و جسمی سیاه را با ویترین پرتاب میکند . 4. جالب اینجاست که این مادر و دختر از طبقه ای روشنفکران جامعه ی فرانسه هستند که اهل هنر سینما و عکاسی است . به این توجه کنید که فراماسونری کلمه ایست که از دو عبارت فرانس و ماسون تشکیل شده و به خوبی ریشه های شکل گیری این جنبش را نشانمان میدهد ، حالا با مادر و دختری روبرو میشویم که از مهد این جنبش آمده اند و با یک اسم به نام هرمز که گفته میشود با خانواده ی مشکات نسبت خانوادگی دارد به این ویلا الصاق پیدا میکنند ... البته مهران مدیری در جایی سعی به نقد این پوچ بودن و نهیلیسم این طبقه و خط فکریشان دارد مثلا در مراسم ختم هرمز و عبارت درد پنجره ها را باید فهمید که با یک قاب چوبی نشان میدهد که منظور آقای مدیری را به نظرم حتی بازیگران هم نفهمیده اند .(صحنه های خسته کننده از این دست به وفور یافت میشود) 5. مراسم ختم هرمز از بارزترین و مرموزانه ترین کاربردهای مهران مدیری و تیم نویسندگانش در عمر مجموعه سازیشان از نماد ها و نشانه ها به حساب می آید از نظر من . عرض میکنم چطور ؟! البته بنده سعی میکنم به نمادهایی که در جنبش فراماسونری مفهوم دارند و در این سکانس نمایش داده شدند نپردازم ؛ در ابتدای این سکانس کاراکتر ارسلان با بازی مهران مدیری تنگ پر از آبی را که در آن عکس پرتره ی مردی که ظاهرا هرمز خوانده میشود را با لباس و شمایلی که مربوط به دوران قاجار و مخصوصا دوره ی ناصرالدین شاه قاجار هست روی میز قرار میدهد . لازم به ذکر این نکته هست که تاریخچه ی ورود فراماسونری به ایران در دوره ی ناصرالدین شاه با توجه به مدارک موجود عنوان شده که ظاهرا هرمز با این شمایلی که عملا با توجه به زمان حال بودن اتفاقات داستان و متعلق بودن شخصیتها به زمان حال ، هیچ منطقی به استفاده از این نوع لباس پوشیدن در سریال پاسخ نمیدهد ، مگر اینکه سازندگان این مجموعه عمیقا قصد جهت دادن به ذهن مخاطبانشان از این طریق داشته باشند ( تبلیغ فراماسونری )... به علاوه اینکه احتمال دارد هرمز عضو این جنبش بوده باشد با توجه به تعریف خاطره ای که دختر هرمز از او داشته و اشاره به یک نگاه همیگشی و یک صدای همیشگی و دمیدن روح آزادی در او با گفتن یک جمله . اما میرسیم به بحث اصلی خودم که برای گفتن اش اصلا دست به نگارش این مطلب زده ام . در ادامه ی سکانس مهران مدیری از مردان حاضر در جلسه می خواهد که دور تنگ پر از آبی که این عکس از هرمز در آن قرار داده شده است جمع شوند و با قرار دادن انگشتشان به مدت یک دقیقه به او که در این اتاق با ماست و در کنار ماست احترام بگذارن(دقت کنید که اینجا هیچ صحبتی از روح هرمز نشده است و صرفا از خود هرمز حرف به میان میبرد که این عقیده ی فرقه ی کابالا را گوشزد میکند که روح از جسمی به جسم دیگر منتقل میشود و ممکن است در فرد دیگری حلول کند ) بعد با جمله ی عجیبی از مهران مدیری مواجه میشویم که میگوید ؛ این آب ، آب همان دریاییست که هرمز در آن غرق شده است و بعد خاطرنشان میکند که کاش دهانه ی این تُنگ بزرگ تر بود تا داغدیدگان بیشتری بتوانند با قرار دادن دستشان به او ادای احترام کنند . حالا اینجا با چند سوال عجیب مواجه خواهیم شد ؛ این دریا کدام دریاست که هرمز در آن غرق شده ؟ هرمز در چگونه کشتی ای غرق شده و اصلا برای چه غرق شده ؟ حالاست که به منظور اصلی این سکانس عجیب که در نگاه اول غیرمنطقی و پیش پا افتاده و غیر کمیک به نظر میرسد می رسیم ؛ منظور مهران مدیری و نویسندگان اش از مطرح کردن نام هرمز و تنگه و دهانه و دریا و مراسم ختم چیست ؟ (به تشابه اسمی تُنگ و تَنگه و دهانه ی تُنگ و آب دریا و هرمز داخل آب دقت کنید) بله ، این همان مسئله و قضیه تَنگه ی هرمز و بستن آن است که در چند ماه اخیر در حوزه ی سیاست خارجی ما بحثهای زیادی را به پا کرد و با واکنش جدی مقامات آمریکا و انگلیس و شخص آقای اوباما و پیام های صریحش به مقامات اصلی ایران همراه بود مسئله ای که احتمال بروز اش همراه خواهد شده به فاجعه ای انسانی در منطقه ، حداقل این تلقی مهران مدیری و تیم نویسندگان اش است با برپا کردن مجلس ختمشان . نمیدانم چطور آنها به چنین سکانس جانبدارانه ای که اهداف اصلی انگلیس و آمریکاست رسیده اند آن هم در سریالی کمدی و غیر مرتبط با فضای جدی سیاسی کافی ست تا با چند جست و جوی متعدد به اهداف فراماسونری در ارتباط با تنگه هرمز پی ببرید . هرچند که این نمادپروروی ها ، سطحی و غیرمعقول در ارتباط با یک سریال کمدی شبکه ی خانگی است اما با گذر از خروجی ممیزی ارشاد تبدیل میشود به عاملی تبلیغی از فراماسونری و اهداف استراتژیک مستعمران خارجی ، در عین حال که قبول نداشته باشیم هیچ کدام از عوال سازنده ی ویلای من متعلق به این جنبش فکری باشند ... صرفا با چند استفاده ی سطحی از چند نمادی که در یک خط فکری دارای مفهوم مشخصی هستند نمیشود در مورد سطح فکری فیلسمازش قضاوت کرد ، امیدوارم مهران مدیری روزی در تلویزیون یا هر جای دیگری به این پرسش پاسخ بدهد که تا چه حد از این جنبش تاثیر پذیرفته است چون حالا دیگر هیچ کس نمیتواند نمادهای ریز و درشت استفاده شده در مجموعه آثار وی که برخی اش در تلویزیون ملی هم حتی پخش شده است را نفهمد . اما باید به این نکته هم اشاره کرد که سیاست های ممیزی سفت و سخت حاکم ، فیلمسازانی چون مدیری را مجبور به این کرده که با قرار گرفتن پشت چنین نماد ها و اشارات عجیب و غریبی این ممیزی ها را دور بزنند و نتیجه اش محصولهای نامانوسیست که کوچکترین ارتباطی با سرگرم کنندگی مخاطب و میزان هزینه ای که مشتری قرار است بابتش پرداخت کند نخواهد داشت ... اگر بعدا به چنین موارد واضحی از کاربردهای این چنینی برخوردم حتما نقلشان میکنم ، چون عمیقا به این موضوع معتقدم که سریال ویلای من به شدت سخیف است و به بیننده توهین میکند ؛ به علاوه اینکه مهران مدیری و تیم نویسنده اش با نام بردن از فیلمسازان روشنفکری چون فلینی و کیشلوفسکی و تارکوفسکی که به نظرم هیچ کدامشان فیلمساز نیستند سعی در تحقیر مخاطب عام میکند ... |
|||
|
|
۱۲:۰۸, ۲۱/اردیبهشت/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۲ ۱۲:۲۷ توسط mason-killer.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
(فراماسونری کلمه ایست که از دو عبارت فرانس و ماسون تشکیل شده) تو رو به خدا اول مطالعه کنید بعد پست بزارید ا. فراماسونری (به انگلیسی:Freemasonary) ترکیبی از 2 کلمه ی free به معنی آزاد و mason به معنی معمار است . پس فراماسونری (به انگلیسی:Freemasonary) به معنی معماران آزاد است که برمی گرده به داستان ساخت معبد حضرت سلیمان که مفصله تورو خدا داداش گلم دقت کن. ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۲:۲۹, ۲۱/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
بسیار فیلم قشنگیه.
1 فیلم طنز توی این ممکلت ساخته نمیشه ، بعدش یکی میاد میسازه ، بهش گیر میدید ؟حالا ما چه اشکال بگیریم و چه نگیریم اون فیلم میفروشه و جیب سازندش رو پر میکنه . اول باید از مسئول صدا سیما گله کرد که چرا خودشون فیلم طنز نمیسازن و بعد از اقای مدیری |
|||
|
|
۸:۲۹, ۲۴/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
می بخشید دخالت میکنم،اما چندی پیش مطلبی خوندم که نشون میداد مهران مدیری از نسل امامان شیعه ست.سید هستند!البته نمیخوام بگم این با خوب و بد بودن انسان ها ارتباطی داره ها،اما به هر حال نظرم رو جلب کرد و گفتم دیگه
|
|||
|
|
۲۲:۵۶, ۲۳/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
|
۲۳:۳۴, ۲۳/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۲ ۰:۲۶ توسط termeh.)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۱ ۱۲:۰۴)Mohammad Trust نوشته است: بسیار فیلم جالبیه. خیلی هم خنده دار. الان داشتم 2 قسمت دیگه ازش میدیدم. نمیدونم چرا دوست دارید به همه چی گیر بدید . من یه بار گفتم ولی پاک شد. بی ادبیه ، جدا ببخشید ولی من حساب کردم که گلاب به روتون ، بی ادبیه سنگ توالت ما هم 33 تا خط داره ، ماسونیه ؟ خب این چه حرفیه میزنید. اگه اقای مدیری حتی ماسون باشن ، بازم دمشون گرم ، حداقل عرضشون از خیلی ها بیشتره باید بگم که الان که به تاریخ ها نگاه میکنم میبینم که خیلی از تاریخ ارسالش گذشته و به احتمال زیاد کسی نمیخونه ولی من مینویسم: اول اینکه خوب معلومه که خنده داره پس فکر میکنین این جور هدفا رو توی یه فیلم خسته کننده میارن؟ دوم اینکه این همه دلیل و مدرک دارن واستون میارن شما هی حرف خودتونو تکرار میکنین که توهم زدینو از این جور حرفا؟ هدف شما از عضویت در این سایت چی بوده؟مگه نیومدید که دیدتون وسیعتر شه؟ اخه چرا بعضی از شما اینقدر سطحی نگرید و شخصیت خودتونو زیر سوال میبرید؟؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ((گذشته)) فرهادی ((ویلای من)) مدیری و سقوط فرهنگی | عدالت | 16 | 11,845 |
۵/مرداد/۹۲ ۱۴:۳۳ آخرین ارسال: مجتبی110 |
|










