|
روایت تصویری داستان خانه سینما؛ از تعطیلی تا بازگشایی
|
|
۱۸:۴۱, ۲۴/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
داستان خانهی سینمای ایران پس از ۲۰ ماه کش و قوس به سرانجامی خوش برای هنرمندان ایرانی رسید. پنجشنبه 21 شهریور 1392 همزمان با روز ملی سینمای ایران با دستور علی جنتی، وزیر ارشاد حسن روحانی این نهاد صنفی بازگشایی شد.
دستور انحلال خانه سینما دیماه سال ۱۳۹۰ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت محمود احمدینژاد به مدیر عامل خانه سینما ابلاغ شده بود. در حالی که در سوم خرداد ماه سال ۱۳۹۱ دیوان عدالت اداری حکم انحلال خانه سینما را لغو کرد، عدهای از نیروهای شبهنظامی که خود را "هنرمندان حزباللهی" معرفی میکردند به ساختمان خانه سینما حمله کردند. حملهکنندگان به خانه سینما بر روی تابلو این تشکل صنفی رنگ سیاه پاشیدند. اعضای خانه سینما و هنرمندان سرشناس ایرانی چندین تجمع اعتراضی را مقابل خانهی سینمای ایران ترتیب دادند. پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و پیروزی حسن روحانی، بازگشایی خانه سینما به خواست اساسی هنرمندان تبدیل شد. وزارت ارشاد دولت احمدینژاد تا آخرین روزهای کاری خود سعی کرد از شروع به کار خانه سینما خودداری کند. شامگاه دوشنبه ۲۴ تیرماه ۱۳۹۲ ساختمان شماره یک خانه سینما در خیابان سمنان از سوی حراست وزارت ارشاد پلمپ شد. اعضای خانه سینما در اعتراض به این اقدام بار دیگر صبح سهشنبه ۲۵ تیرماه مقابل دفتر این نهاد صنفی تجمع کردند. محمود احمدینژاد پس از پلمپ ساختمان خانه سینما اعلام کرد که کار اشتباهی صورت گرفته و در نامهای خواستار بازگشایی زودتر آن شده بود.اما جواد شمقدری، رئیس سازمان سینمایی وزارت ارشاد، پلمپ این ساختمان را "کاملا قانونی" خواند و تاکید کرد که خانه سینما طبق قانون منحل شده است. اعتراض سینماگران و اعضای خانه سینما روز پنجشنبه ۲۷ تیرماه با برگزاری تجمعی اعتراضی مقابل ساختمان شماره یک خانه سینما بار دیگر از سر گرفته شد. آنها نگران بودند که ساختمان خانه سینما در اختیار "خانه اصناف سینمای ایران" قرار بگیرد. "خانه سینمای ۲" که مورد حمایت وزارت ارشاد دولت محمود احمدینژاد بود، ۱۹ تیرماه با برگزاری مجمع عمومی و تایید آن از سوی وزارت ارشاد اعلام موجودیت کرده بود. اعضای این تشکل را کسانی تشکیل میدادند که اکثرا در زمان دولت محمود احمدینژاد به سینمای ایران راه یافته بودند. درب ساختمان شماره یک خانه سینما در خیابان سمنان صبح روز پنجشنبه ۲۱ شهریور همزمان با روز ملی سینمای ایران باز شد. بنا بر گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سینماگرانی چون بهمن فرمانآرا، رخشان بنیاعتماد، غلامرضا موسوی، منوچهر محمدی، کیومرث پوراحمد، محمدمهدی عسگرپور، فرهاد توحیدی، تورج منصوری، مهدی فخیمزاده، علیرضا داوودنژاد، فرشته طائرپور، گوهر خیراندیش، جمال شورجه و ... در خانه سینما حضور پیدا کردند. هنرمندان سرشناسی که در جشن روز ملی سینمای ایران شرکت داشتند از بازگشایی خانه سینما ابراز خوشحالی میکردند. بسیاری از هنرمندان آرم خانه سینما را بر روی لباس خود نصب کردند. جریان بازگشایی خانه سینما بهانه نخستین دیدار هنرمندان و اعضای هیأت مدیره خانه سینما با حجتالله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. عکس: شادمانی هنرمندان ایرانی از بازگشایی مجدد خانه سینما. |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۱۳, ۲۵/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
(۲۵/شهریور/۹۲ ۲۰:۰۶)A L I نوشته است: من نمیخواستم وارد بحثتون بشم چون قبلا زیاد با این جماعت این فکری بحث کردم! درسته.! 8 ساله این منطق حاکمه : باید بریم در خانه ی سینما رو گل بگیریم! فیلم رو ندید بکوبیم! سینما رو کلا ببندیم پولش رو بزنیم به زخم دیگر ! . . یعنی کلا عقل رو تعطیل و تعصب و هوچی گری رو مجهز کنیم!
|
|||
|
|
۱۰:۱۰, ۲۶/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/شهریور/۹۲ ۱۰:۴۶ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
(۲۵/شهریور/۹۲ ۲۰:۱۳)110 نوشته است: به نام خدا اولا که داری توهین میکنی و اگر ادعای فرهنگ داری این ادبیاتی که در بالا برای مخالفین خودت بکار بردی بسیار زشت میباشد و مشتی از نمونه خروار تفکرات امثال جنابعالی در همان سینما میباشد که خودشان را علامه دهر میدانند در صورتیکه نیستند. این قضیه رو کش نمیدم تا جهت تاپیک منحرف نشه و باعث گرفتن اخطار از آدمین محترم و در نهایت بسته شدن موضوع نشه، چون بی احترامی کردن به یکدیگر که کاری نداره . اهله بحثه منطقی نیستی شاید به این دلیل که بی تجربه هستی و از روی نا آگاهی سینمای ورشکسته ایران را که به زور پول بیت المال رو پا ایستاده رو چشم بسته ازش حمایت میکنی. ببین، سینما یک استانداردی داره چه از لحاظ فنی چه از لحاظ محتوایی که سینمای ایران در اکثر فیلمهای ساخته شده نه فن را رعایت میکند نه آن محتوی را. فیلمهای خوب سینمای ایران هم انگشت شمار هستند ولی همان فیلمهای خوب هم یا از نظر تکنیکی یا از نظر فنی دارای مشکل هستند و شاید محتوای خوبی را ارائه کنند. گفتی سینمای جهان یا هالیوود هم دارای فیلمهای بد زیاد و فیلمهای خوب کم است ولی باید بهت بگم که کمی بیشتر فیلمهای سینمایی دنیا را دنبال کن تا بفهمی فیلمهای بد آنها هم حتی درجه B ، از نظر استاندارد فنی بسیار جلوتر از اکثر همین فیلمهای شاخص ما هستند. سینما وظیفه اصلیش سرگرمی و تفریح میباشد و بعد از آن به ابعاد معرفت شناسی و هدایت جامعه میرسد و چه بهتر که اکثر کارگردانان شاخص دنیا این دو وظیفه را با هنرمندی تمام با یکدیگر مخلوط میکنند و در قالب سرگرمی، افکار خود یا تفکر مورد علاقه خود را نشر میدهند. جنابعالی ادعا داری که بنده و امثال بنده فیلم ندیدم یا ندیده نقد میکنیم ولی خودت که فیلم ((گذشته)) را دیدی میگویی ریتم فیلم کند نبوده یعنی این نشان میده جنابعالی یا فیلم را بسیار سطحی دیده ای و یا احتمالا در بخشهایی از فیلم خواب بودی چون خود فرهادی هم تاکید داشته که ریتم فیلم کند باشد . خوب نیست انسان وقتی در جایی کم میاورد در بحث، طرف مخالف خود را به انواع و اقسام انگها متهم کند و از آنطرف خود را نابغه بداند در حالیکه نیست. شما به جای بحث منطقی اومدی به تکرار چند کلمه از جانب بنده اعتراض میکنی و اصل کلام و مطلب رو ول کردی. خوب این یعنی نداشتنه چیزی در چنته که به تکرار دو سه کلمه ایراد میگیری و اصل مطلب رو ول کردی. اگه میخوای از سینمای ایران حمایت هم کنی خوب و منطقی و با علم و استدلال و در مقایسه با استاندارد روز سینمای دنیا باید صحبت کنی نه با استاندارد ذهن خودت. با تاکید فراوان میگویم که سینمای ایران همین چند فیلم خوبی را هم که دارد بخاطر همین سانسورهایی میباشد که صدقه سر نظام جمهوری اسلامی میباشد چون اگر همین سانسورها هم نبود سینمای ایران الان همان فیلمفارسیهای سخیفه زمان پهلوی و حتی بدتر از آن را میساخت و از صد فیلم در سال شاید دو سه تاش هم خوب در میومد البته از نظر استاندارده سینمای ایران و نه استاندارد سینمای جهان چون بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران هم شاید از نظر محتوایی در حد عالی باشد ولی از نظر تکنیک و یا فنی و یا سرگرمی و جذب مخاطب عام در حد متوسط یا زیر متوسط میباشد. در مورد دهنمکی هم ایشون کارگردان مورد علاقه بنده نیست که شما میخواهی دشمنی خودت با او را به بنده تعمیم دهی ولی از یک صفت دهنمکی خوشم میاید و آن اینکه با شخصی تعارف ندارد و حرفش را رک میزند مثلا در ماجرای شهادت دو مستند ساز ایرانی در سوریه به راحتی کل بدنه سینمای ایران را زیر تیغه نقد برد که چرا سکوت کردید در برابر کشته شدن دو مستند ساز در سوریه و از آنطرف از شبه هنرمندانه مستندساز برای شبکه بی بی سی که به راحتی به کشور در فتنه هشتاد و هشت خیانت کردند حمایت میکنید؟؟؟؟؟ چرا سینمای ایران در مورد مسائل ارزشی و عقیدتی یا در سکوت عمیق است یا بی اعتنا یا حتی به این اصول دهن کجی میکند؟؟؟؟؟؟ میدانید چرا چون اصل سینمای ایران و پشت پرده آن تحت نفوذ مافیای صهیونیست و استکباری و ادامه دهنده راه همان زمان پهلوی میباشد که فعلا به زور سانسورها تحت فشار قرار دارد و خیلی از اینها از آنور خط میگیرند و این چیزی میباشد که در ماجرای دستگیری چند فیلمساز و مستندساز در خانه سینما علنی شد که اصلا مشکل خانه سینما از همان جا شروع شد. فیلمسازانی که در برابر شهادت همکارشان و هم صنفشان در سوریه بی تفاوت هستند ولی از چند وطنفروش و خائن در فتنه هشتاد و هشت حمایت میکنند و برای خبرگزاری های کثیفه غربی مانند بی بی سی، خوراک خبری تهیه میکنند ، اصلا لیاقت نام هنرمند را ندارند. نمونه واضح افرادی که اگر تیغه سانسور به کنار برود هویت واقعی خود را افشا میکنند همین خانوم گلشیفته فراهانی بود که سانسور در ایران از او یک هنرپیشه تا حدی خوب و تا حدی دارای کلاس ساخت ولی وقتی که فراری شد و به خارج رفت تبدیل به یک هنرپیشه دست چندم شد که فقط در حال بازی درنقشهای رده چندم است و یا در حال عریان کردن خود در برابر دوربینهای عکاسی. گلشیفته فراهانی مثالی کامل از کنار رفتن سانسورها از سینمای ایران و افتادن سینمای ایران در ورطه فساد و تباهی میباشد. حالا کاری به زندگی خصوصی و فساد شدیده برخی از این به اصطلاح هنرمندان ندارم که آن خود داستانی جدا دارد و ذکر بعضی از آنها خودش اشاعه فحشا و فساد است. همین چند فیلم خوب که بعد از انقلاب ساخته شده به لطف همین سانسورها میباشد زیرا در زمان پهلوی و در دوره طلایی فیلمسازی ژانره فیلمفارسی! شاید از میان هزار فیلم، پنج شش فیلم مانند گاو یا قیصر یا طوقی، ماندگار شد که آنها هم بیشتر از نظر محتوی قابل قبول هستند تا از نظر تکنیک. |
|||
|
|
۱۱:۱۰, ۲۶/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/شهریور/۹۲ ۱۱:۱۴ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
باز هم شروع کردی به غر زدن! برای اینکه به حرفت برسی که سینمای ایران رو باید گل گرفت اون رو با هالیوود که بودجه ی یک فیلمش از کل فیلمای ما بیشتر هست مقایسه می کنی! خوب آدم عاقل می فهمه این قیاس مع الفارغه اما چطور شما نمی فهمی در عجبم!
شیوه ی نقد کردنت مثل مسعود فراستیه، اما با این تفاوت که اون برای رشد سینما این حرفها رو می زنه یک چیزی هم بارشه و با چماق بدست بودن هم مخالفه اما شما نقد می کنید که سینما رو کلا ببرید زیر سوال، ادا دربیارید که خیلی بارتونه و با چماق بدست بودن هم موافقید (یا حداقل سکوت کردید)! شما که اینقدر ادعا می کنی از سینما چیزی بارته و خیلی می فهمی با این جمله ماهیت خودت رو نشون دادی (۲۵/شهریور/۹۲ ۱۷:۰۶)عدالت نوشته است: بهتر است که دربه این سینما که نود درصد خروجیش آثاری بسیار سطحی و حتی غیر سینمایی میباشد را گل گرفت و بودجه ای که صرف این سینما میشود را به زخم دیگری زد، که هم رضایت خداوند متعال را در پی دارد هم بنده خدا را.شما با این حرف خیلی چیزا رو ثابت کردید! تقصیر منه که با همچین تفکری دارم بحث می کنم. می گن با آدم نادان هیچ وقت بحث نکنید اطرافیان نمی توانند تفاوت شما رو تشخیص دهند (سریع به خودت نگیر ، شما فرض کن من نادان، شما دانا) به هر حال خیلی خوبه که سینما به دست شما دانا ها نیافتاده! راستی شما که اینقدر از سانسور دفاع می کنید نمونه ای از سانسور های احمقانه ی وزارت ارشاد رو براتون می گذارم شما فقط روش فکر کنید (البته بعید می دونم فکر کنید چون اگه فکر کرده بودید تا الان اینقدر از سانسور دفاع نمی کردید) . سه عکس زير عکس هايي است که براي کنسرت کودکان گروه پارسيان گرفته شده است. عکس اول به علت بي حجاب بودن دختربچه ها رد شد. ![]() در عکس دوم عليرغم باحجاب شدن دختربچه ها بازهم اداره ارشاد به معلوم بودن دست هاي دختربچه ها ايراد گرفتند ![]() و نهايتا عکس سوم تاييد شد تا تا مبادا کسي به گناه بيفتد!!! ![]() . البته این رو قبلا گذاشته بودم اما انگار شما یا ندیدید یا روش اصلا فکر (!) نکردید! ذات سانسور مشکل نداره اما سانسور تو ایران بسیار احمقانه است و شما هم نمی خواد ازش دفاع کنید چون باعث می شه مثل اونها به نظر برسید!
|
|||
|
|
۱۱:۵۰, ۲۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
ضمن احترام به همه ی دوستان عزیز، خواهش می کنم با لحن بهتر و دوستانه تری با هم صحبت کنید و از کنایه زدن پرهیز کنید.
چند ارسال کمی ویرایش شد. مواردی که عنوان می کنید باید در چارچوب قوانین تالار باشه. خارج شدن بیش از حد، از عنوان تاپیک موجب پراکندگی بحث میشه. لطفا رعایت کنید. ![]() با تشکر |
|||
|
|
۱۳:۲۴, ۲۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
(۲۶/شهریور/۹۲ ۱۱:۱۰)110 نوشته است: باز هم شروع کردی به غر زدن! برای اینکه به حرفت برسی که سینمای ایران رو باید گل گرفت اون رو با هالیوود که بودجه ی یک فیلمش از کل فیلمای ما بیشتر هست مقایسه می کنی! خوب آدم عاقل می فهمه این قیاس مع الفارغه اما چطور شما نمی فهمی در عجبم! به نام خدا هر موقع تونستی درست و منطقی بحث کنی بیا بحث رو ادامه بدیم با این تهمتهایی که میزنی و کلمات زشتی که استفاده میکنی نمیشه باهات بحث کرد چون موضوع تاپیک رو منحرف میکنی و فضا رو متشنج. فقط به دنبال حاشیه ای و به متن نوشته های بنده اصلا دقت نمیکنی. در سانسور هم مانند هر پدیده دیگری افراط و تفریط وجود دارد ولی یک سانسور استاندارد همیشه لازم است چون اسلام اجازه نمیدهد که هر صحنه ای در انظار عمومی به نمایش در بیاید. بنده با تندروی مخالف هستم ولی افراط بعضی از همین هنرمند نما ها در کارهای خلاف شرع و یا نشان دادن بعضی مسائل مانند خیانت باعث میشود که سانسورچیان مجبور باشند که از تیغه سانسور برای کنترل اینگونه رفتارها استفاده کنند. یک نکته را نظر نگرفتی که به هر حال چه بخواهی چه نخواهی اینجا حکومت اسلامی برقرار است و قوانین اسلامی. |
|||
|
|
۱۳:۴۰, ۲۶/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/شهریور/۹۲ ۱۳:۵۳ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
خب فکر می کنم به یک توافقی رسیدیم! اونها اینه که با هم دیگه بحث نکنیم!
ایشالا هر موقع فهمیدید که سینما یک پدیده ی اجتناب ناپذیره و باید بجای گل گرفتن درش ، نقاط قوتش رو بولد کنیم و تقویتش کنیم اون موقع می تونیم یک بحث منطقی با هم انجام بدیم! (در ضمن اینجا جمهوری اسلامی هست! نه حکومت اسلامی) یاعلی! |
|||
|
|
۲۲:۲۸, ۱۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمته دوستان... یه چند تا نکته هست ، من بگم و رفع زحمت کنم ...
1.یه بنده خدایی که یادم نیست(توی صفحه های قبل بود ) گفت : بچه های آسمان داره سیاه نمایی می کنه!!!!! من از آقای مجیدی، از همین تریبون عذر خواهی می کنم .... 2.آقای عدالت هم یه چیزهایی راجع به دهلیز و حوض نقاشی و گذشته و یه حبه و ..... می زد که باور کنید ، حتی یه جمله از اینها رو که گفتن، وقتی این فیلم ها رو می دیدم به ذهنم ختور نکرد!!!!!! نتیجه گیری: یه بنده خدایی در مورده این گفت که، چرا حزب اللهی ها ، افساره سینما رو نمی گیرن دستشون و چرا این افراد وارده این فضا نمی شن... من به این نتیجه رسیدم که این دوستمون داره راست میگه ولی نمی دونید از کجا شروع کنید ، به جای این که بشینید توی این تالار و فیلم ها رو دو دسته کنید ، یکی اونهایی که دارن سیاه نمایی میکنن و دومی فیلمهایی که اصلاً جذابیتی نداره ، پاشید برین اینجایی که بهتون می گم ... تو رو خدا جدی بگیرید .... پیشنهاده هفته: یه جایی هست ، توی خیابانه طالقانی ، اسمش حوزه هنری هست ، شما می توانید بدونه دادنه حتی یک هزاری ، تمامه دروسه سینما را یاد بگیرید با اساتیده مجرب و انقلابی ، مثله آقای شاه حسینی ، آقای فراستی ، آقای مجید انتظامی.... 1. شما همین الان زنگ بزنید به 118 و شماره حوزه هنری رو طلب کنید 2.زنگ بزنید و بگید وصل کنه به قسمته آموزش ، وقتی وصل شدید، یه وقت برای صحبت کردن با آقای مدیر بگیرید ... 3.در تاریخه مقرر ، برید واسه مصاحبه .. 4. اون جا همه مذهبی هایی هستند که از خودتون هم بدترند ، آقای زینال پور من رو هم که مساله ی جنگ و انقلاب رو دارم هم، راه نداد ، منی که کارم ، جمع آوریه تاریخه شفاهیه جنگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یارو با همه مشکل داره ، ولی نه با شما ، مطمینم که می گما... نکته : موهاتونو چپ بزنید ، از پوشیدنه شلواره لی جداً خود داری کنید (من به همین دلیل مردود شدم) ریشهاتون، سه تیغ نباشه ... 5 . خلاصه این آقای زینال پور ، شما رو به شدت تفتیشه عقاید می کنه، و حالتون ممکنه از این رفتار به هم بخوره ... 6.من نتونستم قبول شم ، ولی فکر می کنم مخاطب های آقای زینال پور اینجا دوره هم جمعند.. 7. اون موقع میاید اینجا و دو تا تحلیله درست حسابی می زارید و ما خوشحالیم از این که رفیقامون به یه جایی رسیدن 8. اصلا ممکنه یه کارگردان شین و کلاً مسیره زندگیتون عوض شه ، و چارتا فیلمه ارزشی ساختین ... 9. با این آقای ده نمکی هم دم خور نشین ، زیاد صورته خوشی نداره .... 10. بجنبین ، وقت داره میره ، الان ترمه جدیدشون شروع شده ، می تونین ثبت نام کنین . برای عموم آزاده و مفتکی .... به شرطه این که حزب اللهیی باشی که زینال پور می خواد ، 11. تو رو خدا جدی بگیرین،،، جای خوبیه ، اگه وقت دارین برین ، همه ی علوم سینما رو یاد می گیرین ، از تاریخ سینما گرفته تا دوربین و صدا و موسیقی و تدوین ..... |
|||
|
۱۲:۱۳, ۱۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
(۱۳/مهر/۹۲ ۲۲:۲۸)هادی... نوشته است: به نام خدا دوست عزیز وضعیت سینمای ایران بر همگان روشن است و توضیح درباره آن یعنی تکرار مکررات. میدانید مشکل از کجاست. مشکل اینجاست که ما سینمای خودمان را با سینمای خودمان مقایسه میکنیم که به وضعیت بغرنج کنونی رسیده ایم که هر اراجیفی به نام فیلم ساخته میشود و به خورد مخاطبی داده میشود که سلیقه او به شدت پایین آمده. بله فیلمهایی که در بالا ذکر کردید شاید در برابر خیلی از فیلمهای ایرانی شاهکار باشد ولی در سینمای بین المللی و جهانی حرفی برای گفتن ندارد و تماشاگری را به سینما نمیکشاند. منظور بنده از مثالهای فیلمهای بالا این بود که این فیلمها برای شخصی که سینمای دنیا را پیگیری میکند هیچ جذابیتی ندارد و هیچ هیجان و یا داستان عمیقی در آنها وجود ندارد و در بعضی از آنها حتی استانداردهای ابتدایی هم رعایت نشده. فیلم دهلیز: این فیلم چه پیچیدگی و چه معما و چه داستانی را حتی طرح میکند تا من بیننده جذب آن شوم و تا آخر فیلم مجبور نباشم که زجر بکشم تا زودتر تمام شود. یک معلم قاتل که شخصی را مورد حمله قرار داده و به قتل رسانده است و حالا میخوان خانواده مقتول را مجبور کنند که از قصاص بگذرد و در کنار آن نشان دادن مصائب خانواده او. این کل داستان فیلم در یک ساعت و اندی در چهار پنج لوکیشن تکراری. فیلم گذشته: داستان تکراری خیانت با روندی کند البته پیچش داستانی برای همراهی مخاطب تا حدی حفظ شده ولی باز هم کشش لازم برای جذب مخاطب بین المللی را ندارد و صرفا به نظر بنده البته، فیلمهای فرهادی بیشتر تحت تاثیر جو پر بیننده شد و فرهادی بخشی از شهرت خود و حتی اسکار گرفتن خود را مدیون اتفاقات بعد از سال هشتاد و هشت میباشد که آنرا بیشتر باز نمیکنم. حوض نقاشی: داستانی انسانی و درس آموز درباره دانستن قدر نعمتهایی که خداوند به ما عطا کرده و بی توجهی و ناشکری و غفلت افرادی که این نعمتها را دارند در برابر افرادی که این نعمتها را ندارند ولی زندگیشان بسیار انسانی تر و زیباتر است ولی باز هم با تمام این حرفها خسته کننده است. یک حبه قند : اصلا این اثر را جزو آثار سینمایی نباید حساب کرد بیشتر یک مستند از زندگی یک خانواده سنتی با رگه های مدرن که کمی از سینما هم به آن تزریق شده. نزدیک به دو ساعت باید چیدن سفره و روابط این خانواده را با یکدیگر تحمل کرد و در آخر هم با پریدن قند به گلوی پدر خانواده مثلا یک احساس عرفانی و زیبا و مثلا شیرینی مرگ و مرگ همان زندگیست و فاصله مرگ و زندگی یک حبه قند است و از اینجور نتیجه گیریهای کلیشه ای کرد. نمیگویم این فیلمها بد است نه اصلا نسبت به خیلی ساخته های داخلی بسیار هم زیباست ولی هنوز با سینمایی که در سطح جهان صحنه های بدیع یا داستانهای پیچیده و پر کشش را به نمایش میگذارد فاصله زیادی دارد و اکثریتشان در جذب مخاطب بین المللی ناموفق هستند.. |
|||
|
۱۶:۴۰, ۱۴/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۲ ۱۷:۵۶ توسط هادی....)
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
نقل قول:فیلم دهلیز فیلمی در مورد مثلا بخشیدن فرد مجرم و مظلوم نشان دادنه یک قاتل و در کنار آن ایجاد شبهه در حکم قصاص آنهم با ساده ترین روایت ممکن بدون هیچ پیچیدگی یا هیجان یا تعلیقی و با کمترین جذابیتی برای بیننده با بازیهای بسیار سطحی که عجیبه آنهمه هم از بازی هانیه توسلی تعریف کردند ولی بازیش بسیار متوسط و گاهی هم زیر متوسط بود.آقای عدالت شاید بتونیم بگیم که ایده ناظره ی فیلم دهلیز ، این است که اگر کاره بدی کردیم ، بگوییم ببخشید ... اما فیلم در مورده بخشش نیست ... فیلم در مورده تعارض رفتاره یه پسر بچست ، موقعی که بابا داره و موقعی که نداره ... و این رو پسره جوری در آورد که انگار یارو 30 ساله بازیگره ..... من که فَکَم خورد زمین.... بازی توسلی که عالی بود ، بنده تا حالا از توسلی یه همچین بازی ، ندیده بودم ..... فیلم به قصاص هم کاری نداشت .... این رو هم در نظر بگیرید که کارگردان ، فیلم اولی بود ... نقل قول:منظور بنده از مثالهای فیلمهای بالا این بود که این فیلمها برای شخصی که سینمای دنیا را پیگیری میکند هیچ جذابیتی ندارد و هیچ هیجان و یا داستان عمیقی در آنها وجود ندارد و در بعضی از آنها حتی استانداردهای ابتدایی هم رعایت نشده.عدالت جان اگر این فیلم ها برای شما هیجان آور نیست ، ژانره فیلم هایی که می بینی رو عوض کن!!! جدی می گم ... من فیلم های کریستف کیشلوفسکی رو می بینم ، از این فیلم هایی که گفتی ، 10 بار ساکت تر و کم دیالوگ تره ... ولی این کارگردان، داره من رو دیوونه می کنه، و سره هر اتفاقی ، نا خود آگاه فکرم معطوف می شه طرفه کارهای ایشون... منظوره من از این حرفها این بود که شما دیگر غصه ی کسانی که فیلم های روز دنیا رو دنبال می کنند را نخورید ، چرا که فیلم های دهلیز ، حوض نقاشی و یه حبه قند برای ما، هم جذابیت داشت و هم دوست داشتنی بودند... توی جشنواره ، همه به اتفاق، ایستاده برای این فیلمه دهلیز و حوض نقاشی، دست می زدند، احتمالاً این ژانر با سلیقه ی شما ، در تعارض می باشد .... |
|||
|
۱۹:۱۶, ۱۴/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۲ ۲۲:۳۹ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
با تشکر از عدالت که درست و محکم وبه جا سینمای امروز رو شناختن سینمای امروز ایران رو نمیتوان اسلامی دونست
من نمیدونم وزارت ارشاد در چه فکر و چهار چوبی عمل میکند که برای هر اثر پوچ و مخربی پروانه ی نمایش صادر میکنه!!!!!! چرا باید فرهادی ستاره ی کارگردانهای ما باشد؟امروز الگو و متد و هدف فیلمها سریالها و حتی پیام بازرگانیهایی که پخش میشود چیست من هیچ اخلاق و منش درستی از به اصطلاح هنرمندهای این دوره ندیدم الا قلیلا |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خانه سینما: لطفا به شیار 143 رای ندهید+عکس | انتصـار | 8 | 4,229 |
۲۱/بهمن/۹۲ ۲۲:۰۰ آخرین ارسال: Yaser_h2011 |
|







...!جنگ 8 ساله اول اینقد مخرب نبود!!

![[تصویر: vjmk2kug924zp56nsi6.jpg]](http://up.pnu-club.com/images/vjmk2kug924zp56nsi6.jpg)
![[تصویر: wcy2gm66qsp3gi6mdxm.jpg]](http://up.pnu-club.com/images/wcy2gm66qsp3gi6mdxm.jpg)
![[تصویر: 5bqh91zjfbwedie9wrc3.jpg]](http://up.pnu-club.com/images/5bqh91zjfbwedie9wrc3.jpg)


