|
گروه فکری اقتصاد اسلامی
|
|
۱:۴۳, ۷/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۰ ۱:۴۸ توسط asier.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
به نام خداوند و با استعانت از او تشکیل گروه فکری اقتصادی را اعلام میکنم. قوانین گروه: 1.مباحث به صورت موضوعی و تنها اقتصادی است و دوستان از بحث خارج از موضوع مطروحه و غیر اقتصادی خودداری کنند. 2.دوستانی که اطلاعات اقتصادی کمی دارند و یا ندارند از ورود به بحث خودداری و تنها در صورت نیاز سوال مورد نظر را که مربوط است مطرح نمایند. 3.دوستانی که در بحث شرکت میکنند از آوردن دلایل دیگران خودداری کنند و تنها از اصول کلی منطقی برای استدلال استفاده نمایند. 4.دوستان همواره انسجام بحث را رعایت نموده و از پرداختن و پاسخگویی به موارد غیر مرتبط خودداری نمایند. الهی به امید تو ....یا علی موضوع اول: اقتصاد اسلامی:از رویا تا واقعیت....!!! جهت گیری موضوع:کلیت وجود و امکان سنجی وقوع اقتصاد اسلامی بدون پرداختن به مصادیق آن. مباحث مطروحه:تاریخچه نظام اقتصادی اسلامی،ارکان نظامهای اقتصادی و بخصوص اسلامی ،رویکرد تحول در اقتصاد اسلامی،تفاوت اسلامی و غیر اسلامی بودن اقتصاد و پیامدها پرسشهای کلی: 1.اقتصاد و نظام اقتصادی اسلامی چیست؟ 2.چرا نظام اقتصادی اسلامی منزوی است؟ 3.اندیشه گرانسنگ در اقتصاد با مکتب چه تفاوتی دارد؟ 4.پایایی اقتصادی چیست؟ 5.ضرورت بکارگیری اقتصاد اسلامی چیست؟ رهیافت مورد انتظار در پایان بحث: یافتن موانع وقوع اقتصاد اسلامی و راههای عبور از آن. دوستان ضمن بهره گیری از این دستور العمل لطفا به بحث و ایراد نظر بپردازند. پیشاپیش از همکاری دوستان سپاسگذارم.... در پناه حق... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۴۳, ۱/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آذر/۹۰ ۲۱:۴۵ توسط asier.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۷/اردیبهشت/۹۰ ۱:۴۳)asier نوشته است: پرسشهای کلی: سلام دوستان از آنجا که مشارکت دوستان فیاض بسیار بالا بود و کلا از بحث چیزی نموند ادامه بحث را با پاسخ به پرسشهای کلی پی میگیریم. 1.اقتصاد منظومه ای است که بر مبنای اندیشه نظام ها دارای 3 بعد اصلی است : اول شالوده یا بنیان، دوم بنا یا سازه، سوم رهنمود یا استراتژی. اقتصادها به جز اسلامی دارای بنیانی از جنس اندیشه یا فلسفه اندیشه است.بنا یا سازه این اقتصادها معمولا مادی گرایانه یا تهور گرا و به اصطلاح خودشان تک ستونی است.رهنمود یا استراتژی همه اقتصادها دنبال کردن نظم منطقی از دیدگاه نفس است نه عقل. اقتصاد در جهان امروز تنها به دو شکل دیده می شود: اقتصاد لیبرالی و غیر لیبرالی.(دوستان توجه کنند ما در اینجا تاریخچه اقتصادهای جهان و نظامهای اقتصادی منسوخ شده را پی نمیگیریم.) در اقتصاد لیبرالی اندیشه بنیان نیست بلکه بنیان فلسفه اندیشه است.مثالی می زنم تا فرق اندیشه و فلسفه اندیشه مشخص گردد.مثلا وقتی شما میگویید رباتهای برقی امروزه در جهان رو به تکثیرند نوعی برداشت اندشه ای دارید حالا اگر بگویید امروزه در جهان استفاده از برق رو به افزایش است در حقیقت فلسفه اندیشه را شناخته اید. فلسفه اندیشه اقتصاد لیبرالی مبتنی بر چهار عنصر است که قبلا توضیح داده شد.اما هنگامی که این منظومه شکل گرفت کافی نیست باید بتواند این منظومه اهداف خود را بدست آورد تا ما آن را منظومه بنامیم. سوال: چرا اکنون ما اقتصاد لیبرالی را اقتصاد مینامیم یعنی نام منظومه را به آن میدهیم؟ جواب: برای اینکه تمامی اهداف این نظام محقق شده است!!!! شوکه نشوید...اهداف نظام لیبرالی در ابتدا در معرض عموم قرار نگرفت آنچه که امروز بر سر این نظام آمده است به زعم ما بی خبر ها نوعی بحران است در صورتی که نوعی دگر دیسی نظام اقتصادی لیبرالی است.(لطفا در مورد بحران مالی و چگونگی آن و واقعیتهای در پس آن بحث نشود انشاا... در تاپیکی جدا در صورت نیاز به آن خواهیم پرداخت.) براساس نوشته های پایه گذاران این نظام اقتصادی نظیر آدام اسمیت و مارکس و فریدمن و ... اهداف نظام اقتصاد لیبرالی جهت دهی نظام اجتماعی و کنترل آن به سوی تقویت طبقه نخبه یا برتر و تاکید بر حفظ این طبقه و نیل به اهداف و مطامع این طبقه است. اما نظام اقتصادی غیر لیبرالی دارای بنیانی از اندیشه است که براساس آن اندیشه که عموما تنها در ظاهر با اندیشه لیبرالی متفاوت است به جزئیات تاکید میشود و از طرح کلیات پرهیز میشود مثل نئو مارکسیسم، سوسیالیسم، کمونیسم (البته توجه کنید منظور از همه اینها نظامهای اقتصادی است) این نظامها به اهداف خود رسیده و چون برای ادامه راه خود دلیلی نداشتند جای خود را به نظام لیبرالی داده اند. در مورد نظام اقتصاد اسلامی در ادامه بحث میکنیم بنابراین در این سوال به آن پاسخ نمیدهیم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







