|
گروه فکری اقتصاد اسلامی
|
|
۱:۴۳, ۷/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۰ ۱:۴۸ توسط asier.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
به نام خداوند و با استعانت از او تشکیل گروه فکری اقتصادی را اعلام میکنم. قوانین گروه: 1.مباحث به صورت موضوعی و تنها اقتصادی است و دوستان از بحث خارج از موضوع مطروحه و غیر اقتصادی خودداری کنند. 2.دوستانی که اطلاعات اقتصادی کمی دارند و یا ندارند از ورود به بحث خودداری و تنها در صورت نیاز سوال مورد نظر را که مربوط است مطرح نمایند. 3.دوستانی که در بحث شرکت میکنند از آوردن دلایل دیگران خودداری کنند و تنها از اصول کلی منطقی برای استدلال استفاده نمایند. 4.دوستان همواره انسجام بحث را رعایت نموده و از پرداختن و پاسخگویی به موارد غیر مرتبط خودداری نمایند. الهی به امید تو ....یا علی موضوع اول: اقتصاد اسلامی:از رویا تا واقعیت....!!! جهت گیری موضوع:کلیت وجود و امکان سنجی وقوع اقتصاد اسلامی بدون پرداختن به مصادیق آن. مباحث مطروحه:تاریخچه نظام اقتصادی اسلامی،ارکان نظامهای اقتصادی و بخصوص اسلامی ،رویکرد تحول در اقتصاد اسلامی،تفاوت اسلامی و غیر اسلامی بودن اقتصاد و پیامدها پرسشهای کلی: 1.اقتصاد و نظام اقتصادی اسلامی چیست؟ 2.چرا نظام اقتصادی اسلامی منزوی است؟ 3.اندیشه گرانسنگ در اقتصاد با مکتب چه تفاوتی دارد؟ 4.پایایی اقتصادی چیست؟ 5.ضرورت بکارگیری اقتصاد اسلامی چیست؟ رهیافت مورد انتظار در پایان بحث: یافتن موانع وقوع اقتصاد اسلامی و راههای عبور از آن. دوستان ضمن بهره گیری از این دستور العمل لطفا به بحث و ایراد نظر بپردازند. پیشاپیش از همکاری دوستان سپاسگذارم.... در پناه حق... |
|||
|
|
۱۱:۲۵, ۷/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۰ ۱۱:۲۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
چند نكته مهم هست اول اينكه اقتصاد اسلامي رو تنها در جامعه ي مسلمان ميتوان به طور كارا پياده كرد يعني نياز به تقوا داره پرداخت خمس و زكات اگه واقعاً عملياتي بخواد بشه كه يك تحول عظيم در ساختار اقتصادي به وجود مياره نياز داره كه يك عده مسلمان معتقد اينكار رو انجام بدهند مبناي نظام اقتصاد امروز جهان بر پايه ي ربا هست پول اعتبار در ذات خود ربا دارد ولي پول اسلامي كه طلا و نقره هست ارزش حقيقي دارد و نه اعتباري پشتوانه ي ارزش پول در جهان امروز طلا و نقره نيست!!!!!!!!!!!!!! يكي از اركان مهم نظام اقتصادي همين پول هست كمي مقاله اش سنگين هست اما بد نيست مطالعه ي مقاله ي تفاوت پول اسلامي و ساير پول هاي رايج امروز جهان اما مهمترين بحث من اين است كه نظام اقتصاد اسلامي تحقق نميابد مگر در جامعه مسلمانان واقعي اگه ميگن بعد از ظهور فقيري پيدا نميشه يكي از دلايلش توضيع عادلانه ي ثروت هست تحت مديريت منابع واحدي كه عادل است علت اصلي اون اين هست كه با ظهرو حضرت حجت وقتي عقول بشر كامل شد يعني فهميدند و باور كردند كه انسان آمده تا ابديت خودش رو آباد كنه دعوا بر سر جمع كردن نيست بلكه دعوا بر سر انفاق هست!!!!!!!!!!!!! فعلاً تا همين حد كافيه باقي دوستان هم خوب هست شركت كنند در مباحث |
|||
|
|
۱۵:۰۲, ۷/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۰ ۱۵:۰۵ توسط مسافر.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
نظام اقتصاد اسلامی عبارت است از مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات اقتصادی ، در راستای تامین عدالت اجتماعی
اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی،بر قناعت و پرهیز از مصرفگرایی تأکید دارد. اقتصاد غربی نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود میداند؛ در حالی که در اسلام منابع و امکانات نامحدود معرفی شدهاند. وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا ( سوره ابراهیم، آیه ۳۴ ) و اگر بخواهید نعمتهای خداوند را در شمار بیاورید نمیتوانید نعمتهای خداوند را به حد و حصری محدود کنید اسلام مسألهی اقتصاد را بر اساس اصالت بخشی به انسان، بعنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها میتواند قسمتی از نواحی حیات انسانی را تنظیم کند، مورد توجه قرار داده و حل مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم میداند وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَْرْضِ قرآن مجید، آیهی ۹۶ و اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما ابواب بركات زمین و آسمان را بر آنها گشوده بودیم... اسلام اقتصاد را در جهت اهداف بلند بشر دانسته و بر این اساس، نگرش سوسیالیستی و یا سرمایه داری که اقتصاد را مبنا قرار میدهند، رد میکند. از جمله مهمترين معيارهاي اقتصاد اسلامي دوري از اسراف و احسان است. دوري از اسراف مشابه معيار کارايي فني در اقتصاد است که بيانگر ضرورت استفاده از حداقل منابع براي توليد محصول است. معيار دوم يعني احسان به معني اقتصاد اسلامي ملازم با معني شکر است و به معني "کار نيکو" است.کار نيکو به معني کار اثر بخش و با بالاترين کيفيت است. اين بيان نيز مشابه معيار کارايي تخصيصي در اقتصاداست. تشویق به اعطای صدقه و زکات به عنوان هزینه داوطلبانه یا انفاق، هدیه و اهدا به فقرا، افراد محتاج، پیران، ناتوانان، در راه مانده گان، سربازان باز نشسته، زنان بیوه، یتیمان، ساخت مدرسه، بیمارستان و منع شدید و تقبیح احتکار، کم فروشی و گران فروشی از نقاط مثبت اقتصاد اسلامی است. در اسلام کمک به همسایگان بسیار سفارش شده است تا جاییکه پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود من فکر کردم جبرئیل ممکن است وحی بیاوردکه همسایه نیز از انسان ارث ببرد. یکی دیگر از نقاط قوت اقتصاد اسلامی، نظام بانکداری بدون بهره می باشد که مدت زیادی ( قبل از اینکه نظام مبتنی بر نرخ بهره غربی اقتصاد دنیا را ویران کند )بکار گرفته شده. بهره در نسخ قدیمی انجیل نیز ممنوع شده بود. قرآن نیز از آن به عنوان جنگ با خدا نام می برد. در نظام اقتصادی اسلامی پول به عنوان وسیله مبادله تعریف می شود ولی در اقتصادهای غربی که مبتنی بر نرخ بهره هستند، جامعة مصرف کننده به جای قرار گرفتن در کامروائی وخوشنودی در زیر بار سنگینی از بدهی ها وبهره قرار گرفته که باز پرداخت وامها به سالها وقت نیاز دارد. در اقتصاد اسلامی برای درمان این معضل، مفاهیمی چون مضاربه، مشارکت واجاره تعریف می شود. یعنی شراکت عادلانه در سود و زیان. همینطور طبق سنت پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، اگر قرض گیرنده، دچار ورشکستگی شد به جای مصادره اموال، قرض دهنده باید یک مهلت اضافی به قرض گیرنده بدهدو....ودر صورت مرگ قرض گیرنده، قبل از تقسیم ارث، باید ابتدا دیون او پرداخت شود. عمدتاً از آنجا كه علم اقتصاد متعارف در بستر تفكر و فلسفه دوران رنسانس متولد گرديده و نظام انگيزشي و اخلاقي كه توصيه نموده لزوماً با مباني اخلاقي و موازين شرعي اسلام همخواني نداشته است، پذيرش دستاوردهاي آن با ترديد همراه بوده است. به تعبير مرحوم شهيد مطهري رضوان الله عليه: «قوانين اقتصاد اسلامي نميتواند و نبايد بر خلاف اصول اوليه اقتصاد نظري باشد، چه در غير اين صورت شكست يا ركود و سرانجام مرگ اقتصادي اين جامعه بيمار حتمي است.» |
|||
|
|
۲:۱۶, ۸/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ممنون فکر کنم خیلی لازم بود. امیدوارم بتونم کمکی بکنم هرچند بیشتر تو این زمینه نیازمند توجیه هستم.
|
|||
|
|
۱:۲۹, ۱۳/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۰ ۱:۳۱ توسط asier.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
ادبيات اقتصاد اسلامي در اوايل قرن بيستم بشدت مورد توجه قرار گرفت و گسترش يافت، مهم ترين دلايل توجه به اقتصاد اسلامي عبارت بود از:
۱) استقلال كشورهاي اسلامي، كشور پاكستان در ،۱۹۴۷ اندونزي در ۱۹۴۵ و همين طور كشور الجزاير، تونس و ساير كشورها در اين دهه ها كه از استعمار كهنه نجات پيدا مي كنند و تنظيم اقتصاد خويش را برعهده مي گيرند. ۲) در اين دوران جهان به بلوك غرب و شرق تقسيم شده بود، بلوك شرق به رهبري شوروي آموزه هاي ماركس را تبليغ كرده و گسترش مي دهد. عالمان ديني با مراجعه به انديشه هاي ماركس درمي يابند كه ايده هاي وي مخالف دين و اسلام بوده و پذيرفتن الگوهاي كمونيستي مستلزم دست كشيدن از دين و آئين اسلام مي باشد. ۳) كشورهاي غربي كه داراي نظام سرمايه داري بودند درگير بحران بزرگ ۱۹۲۹ مي شوند، ميزان بيكاري بسيار افزايش يافته، كارخانجات ورشكسته شده و اقتصاد سرمايه داري درگير ركودي مي شوند كه توانايي تفسير و برون رفت از آن را ندارند. علماي دين الگوبرداري از نظام سرمايه داري را نيز نمي پذيرند زيرا علاوه بر وجود بحران داراي نهادهاي ربوي است كه صريحاً مورد نهي اسلام مي باشد. با توجه به اين سه حادثه توجه انديشمندان به اقتصاد مثبتي بر تعاليم اسلام جلب مي شود مخصوصاً وجود سابقه تمدن اسلامي در قرون اوليه را دليل روشني بر عملي شدن آن مي يابند. اولين كتاب ها به زبان اردو نوشته مي شود، مي توان از كتاب الاقتصاد الاسلامي نوشته سيدمناظر احسن جيلاني و كتاب النظام الاقتصاد الاسلامي نوشته محمد حفيظ الرحمن كه به زبان اردو بودند نام برد. در شبه جزيره هند، پاكستان، اقتصاد اسلامي توسط ابوالاعلي مودودي و در شمال آفريقا توسط سيدقطب و حسن البنا گسترش پيدا مي كند. اينان شخصيت هاي برجسته اي بودند كه افكار مسلمانان را تحت تاثير قرار داده و راه بازگشت به تعاليم اسلام را معرفي نمودند. نويسندگان دهه سوم و چهارم قرن بيستم عموماً تحصيلات دانشگاهي نداشتند و اغلب از علماي دين بودند. نوشته هاي اين دوره عموماً به انتقاد از مكاتب سرمايه داري و كمونيستي مي پرداخت و مباحث اقتصاد اسلامي را به صورت پراكنده مورد توجه قرار مي داد. در دهه پنجم قرن بيستم برخي از دانشگاهيان نيز به اقتصاد اسلامي مي پردازند. از پيشتازان اين گروه دكتر انور اقبال قريشي مي باشد كه با تاليف كتاب «الاسلام و نظريه الفائده» در ۱۹۴۶ سعي نمود، نظريه بهره را مورد انتقاد قرار دهد. در اين دوران مباحثي همچون تحريم ربا، فريضه زكات، نقش دولت و توزيع ثروت مهم ترين موضوعاتي هستند كه محافل علمي مسلمانان را مشغول نموده است. در دهه ششم قرن گذشته ميلادي، كتابي تحت عنوان «اقتصادنا» توسط شهيد محمدباقر صدر تاليف مي شود، اين كتاب نقطه عطفي در رشد دانش اقتصاد اسلامي به شمار مي آيد زيرا توانست مباحث پراكنده را براساس اصول معيني سازماندهي نموده و مكتب اقتصاد اسلامي را تدوين نمايد، وي در اين كتاب علاوه بر اين كه بنيان انديشه هاي اقتصادي معاصر را مورد نقد قرار مي دهد استخراج مكتب اقتصادي اسلام را نيز روشمند مي نمايد. اين كتاب مورد توجه انديشمندان زيادي قرار گرفت و تاثيرات آن تاكنون نيز باقي مانده است. در اين دوره اقتصاد اسلامي پيشرفت آرامي در برخي از دانشگاه ها مخصوصاً دانشگاه اسلامي در شهر «ام درمان» از كشور سودان و دانشگاه هاي عربستان سعودي مي نمايد و كشورهاي اسلامي براساس شرايط اقتصادي و مشكلات خويش به جوانب خاصي از اين دانش توجه مي نمايند به طوري كه در پاكستان بر زمين، رشد و اداره فعاليت هاي اقتصادي، در تركيه و كشورهاي عربي بر جنبه هاي اجتماعي تاكيد مي شود. اما موانعي بر سر راه رشد اين دانش قرار داشت از جمله تنوع زبان مسلمانان، عدم ارتباط محققين مسلمان با يكديگر، عدم دسترسي به منابع و تحقيقات يكديگر را مي توان نام برد. علاوه بر اينها مشكل ديگري نيز وجود داشت و عبارت از اين بود كه اقتصادداناني كه تحصيلات دانشگاهي داشتند از تحصيلات منظم در منابع ديني بي بهره بودند و به همين دليل نمي توانستند از منابع ديني حداكثر استفاده را ببرند. از طرف ديگر عالمان ديني تسلط كافي به منابع درسي دانشگاهي نداشتند. براي از ميان برداشتن اين موانع سمينارهاي بين المللي مورد توجه قرار گرفت. نخستين سمينار بين المللي اقتصاد اسلامي در ۱۹۷۶ در مكه مكرمه و به رياست دكتر محمد عمرالزبير (رئيس دانشگاه ملك عبدالعزيز) برگزار شد. در اين سمينار ۴۰۰ اقتصاددان مسلمان شركت كردند، مقالات زيادي مورد بحث قرار گرفت و نتيجه سمينار به صورت كتاب هاي مختلف چاپ و منتشر شد. يكي از چهره هاي برجسته اين سمينار دانشمندي پاكستاني به نام خورشيد احمد مي باشد. استمرار سمينارهاي بين المللي در سال هاي بعد و مشاركت علماي ديني و دانشمندان اقتصادي در اين سمينارها با مليت هاي مختلف بسياري از موانع پيش گفته را از بين برد. تحقيقات اقتصاد اسلامي رشد زيادي پيدا كرد و جايزه اي نيز تحت عنوان جايزه فيصل براي تحقيقاتي كه گامي در پيشبرد اقتصاد اسلامي بردارند اختصاص يافت، يكي از برندگان اين جايزه دكتر نجات الله صديقي مي باشد. در دهه هاي هشتم و نهم توجه دانشگاه ها به مباحث اقتصاد اسلامي افزايش مي يابد و مواد درسي مربوط به اقتصاد اسلامي در برنامه هاي آنان قرار مي گيرد، گسترش ادبيات اقتصاد اسلامي موجب مي شود گرايش هاي خاص در مقاطع دكتري ايجاد شود و پايان نامه هاي زيادي در اين زمينه نوشته شود، پايه هاي علمي اقتصاد اسلامي تقويت شد و مقالات مربوطه در نشريات معتبر بين المللي همچون صندوق بين المللي پول (IMF) چاپ شده است. همپاي تحقيقات علمي، نهادهاي پولي و مالي مبتني بر تعاليم اسلام نيز به وجود آمد. بانك توسعه اسلامي براي حمايت و كمك به توسعه كشورهاي مسلمان تاسيس شد. مواد موافقتنامه اين بانك در كنفرانس وزراي كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي در ۱۹۷۴ تصويب و در ۱۹۷۵ به مرحله اجرا درآمد، سرمايه اوليه اين بانك توسط دولت هاي عربستان سعودي، كويت، بحرين، پاكستان، بنگلادش، تركيه و اندونزي تامين شده است. در سال ۱۹۷۸ ضياءالحق رئيس جمهور پاكستان، بانك ها و رهبران مذهبي را بر آن داشت كه نظام بهره متداول را كنار زده و مؤسسات مالي اسلامي را كه براساس مشاركت در سود و زيان فعاليت هاي اقتصادي مي باشد جايگزين آن نمايند. در سال ۱۹۸۳ انجمن بين المللي بانك هاي اسلامي (IAIB) با شركت ۱۱ شركت سرمايه گذاري اسلامي و بيمه اي تاسيس شد كه از جمله اعضاي آن مي توان به بانك همبستگي اسلامي (سودان)، بانك اسلامي فيصل (بحرين)، بانك اسلامي قبرس، بانك اسلامي وين (اتريش) و تعدادي از بانك هاي اسلامي در سنگال، نيجر و باهاما و شركت هاي سرمايه گذاري اسلامي اشاره كرد. در ايران به سال ۱۹۸۵ همزمان با نوروز تمامي عمليات بانك ها اسلامي شد. به جز ايران و پاكستان در ساير كشورهاي اسلامي بانك هاي ربوي و غيرربوي كنار هم فعاليت هاي خويش را انجام مي دهند، بانك هاي غيرربوي و اسلامي توانستند در رقابت با بانكداري ربوي ادامه حيات داده و رشد يابند. انديشمندان اسلامي پس از موفقيت نسبي بانكداري اسلامي براي حل مشكلات نقدينگي، گسترش و تعميق فعاليت هاي مالي به فكر طراحي ابزارهاي مالي اسلامي افتادند. در دهه ۱۹۹۰ استفاده از ابزارهاي اسلامي شدت گرفت دارايي هاي مالي به اوراق بهادار تبديل شده و مورد استفاده قرار گرفتند همانند صكوك سلف، مرابحه، اجاره، مضاربه، مشاركت، حق الامتياز، مساقات، مزارعه و غيره كه در كشورهاي مختلف مورد استفاده قرار مي گيرند. برگرفته از مقاله دوست عزیزم حجت الاسلام دكتر علي باقري |
|||
|
|
۱:۳۸, ۱۳/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام
زیباست جدا زیباست و حوشحالم از اینکه داریم به سمت احیاء اقتصاد دینی و اسلامی پیش می رویم |
|||
|
|
۲:۰۷, ۱۳/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۷/اردیبهشت/۹۰ ۱۱:۲۵)علی 110 نوشته است: بسم الله الرحمن الرحيم دوست عزیزم سلام بازهم تذکر میدهم که با توجه به دستورالعمل ایراد نظر کنید. اشکالات صحبتهای شما: 1.لطفا نکته خارج بحث نفرمایید،چون بحث هم چارچوب داره هم جهت گیری و نیاز به تبیین بیشتر نیست. 2.اقتصاد نظامی مستقل از حکومت است و لزوم همراهی حکومت وجود نداره.این مطلب را میتوانید از پیاده و اجرایی شدن اصول خمس و زکات در کشورهای سوئد و نروژ ببینید. 3.نظام اقتصاد امروز جهان مبتنی بر ربا نیست بلکه اقتصاد لیبرالی ربا را بد نمیدونه.پایه اقتصاد لیبرالی منفعت گرایی شخصیه نه ربا.اصل آدام اسمیت پدر اقتصاد لیبرالی در کتاب ثروت ملل اینه:"...هر انسانی ذاتا و عقلا باید انتخابهایی بر مبنای بیشتر کردن مطلوبیت و رفاه خودش انجام دهد..." 4.پول یک پدیده برون داد است و نه نظام و پول اعتباری نیز یکی از اشکال پول است که تنها در شکل و نوع حسابداری متفاوته.اصولا ادعای حضرتعالی از پایه بی اساسه...بر مبنای تحقیقات بسیاری از اندیشمندان بکار بردن اشکال اعتباری پول به افزایش بهرهوری اقتصادی و کاهش هزینه های گردش پول کمک میکنه ضمن اینکه شفاف سازی اقتصادی را افزایش میده. 5.واژه ای به نام پول اسلامی و غیر اسلامی وجود نداره.لطفا واژه هاب بی معنی بکار نبرید.پولی که پشتوانه آن طلا و نقره باشد اصطلاحا پول خزانه ای یا ثابت و پول با پشتوانه شناور ارزشی را پول صنعتی یا شاخصی میگویند.هر چقدر نظام اقتصادی پیچیده تر باشد و مبادلات در آن جریان بیشتری داشته باشد برای سهولت مبادلات و ارزشگذاری سریع داراییها ما نیازمند ارزشگذاری درست پول هستیم و باید به سمت پول شاخصی پیش برویم. 6.ارکان نظام اقتصادی 4 محور دارد:رفتار فعالان اقتصاد(کنشگرها) ، مبادلات (کنش) ، ساختارهای سازنده (محیط کنش) ، قواعد اقتصادی (قوانین کنش) بنابراین پول از ارکان نظام اقتصادی نیست بلکه زیر مجموعه کوچکی از ابزارهای مبادله است.ضمنا مقاله حضرتعالی بسیار پر غلط و یکسویه و غیر علمی است.این مسئله را به ضرث قاطع عرض میکنم که هر چیزی که نظر شخصی جمعی را تامین میکند حقیقت نیست.در مورد مقاله شما در صورت نیاز جداگانه بحث میکنیم فلذا لطفا اختلاط بحث نفرمایید. 7.نظام اقتصادی هدفش توزیع ثروت نیست،حتی اسلامیش.تعریف نظام اقتصاد اسلامی::: نظامی منظم و واحد محور بر مبنای یک تفکر و اندیشه بنیاد گراست که تمامی ارکانش(یعنی مواردی که قبلا ذکر کردم) را در جهت همسویی با تفکر خدا گرایی سوق میدهد.در این نظام محور واحد خداست و تمامی عناصر نظام باید نظر خدا را تامین نماید. حتی تلویحا هم خدا نفرموده که من توزیع ثروت میخوام مگر اینکه به شخص خاصی گفته باشه شما هم شنیده باشی.عدالت جزء شروط لازم برای اقتصاد اسلامی نیست.شرط لازم و کافی برای نظام اقتصاد اسلامی تامین نظر خداست. 8.دوستان عزیز لطفا از ایراد نظرات غیر کارشناسانه و غیر علمی و خارج از بحث به شدت پرهیز کنند. ضمنا شما نیز دوست عزیز پاسخ حضرتعالی را جامع و کامل بقدر کفایت جمع دادم اما اگر بحثی یا نکته ای دارید لطفا خصوصی مطرح کنید که بحث به حاشیه کشیده نشود و انتظارات هدفگذاری شده حاصل بشود. از دوستان دیگر هم انتظار دارم که نسبت به ایراد نظر طبق دستورالعمل ارئه شده اقدام نمایند تا وقت بحث گرفته نشود. دوست عزیزم از شخصیت و شایستگیهای حضرتعالی هم چیزی کم نمیشه اگر هر مساله و پاسخی درباره پاسخ اینجانب دارید بصورت شخصی مطرح کنید تا انشاءالله بحث بطور منظم به پیش برود. از تمامی دوستان سپاسگزارم در پناه حق... |
|||
|
|
۱:۲۱, ۳۰/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
نميدونم اما رشته بحث فكر ميكنم يك خورده دچار مشكل شده چون مباني اقتصاد رو بهتر بود بيان ميكرديد.
سوال اول اينه مباني اقتصاد غرب كه بر مبناي كدام فلسفه طرح ريزي شده؟ و اينكه مطمئنا براي مقابله با چنين مبنا و منطقي كه اقتصاد غرب داره و متاسفانه اقتصاد ايران هم برداشت شده از اين طرح ميباشد و فقط اسم اسلامي را يدك ميكشد نياز به فلسفه اي ميباشد كه متقابلا بتواند با مباني اقتصاد غرب رويارويي داشته باشه اينكه توزيع عادلانه ثروت بايد باشد درست اما طبق كدام معيار ديني ؟ اگر قائل به اسلامي شدن اقتصاد هستيم بايد پايه هاي به حجيت رسيده فلسفي ان را ابتدائا پي ريزي كرد . و متاسفانه فلسفه موجود(اصالت وجود ) پاسخگو چنين نيازي است . البته خوشبختانه فلسفه اصالت الولايه اين مشكل را حل كرده. |
|||
|
|
۱۳:۰۱, ۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
فارس: در قرآن جهاد و سعي و تلاش در معاني مختلف اعم از مادي و معنوي بكار رفته است. در برخي آيات، در معناي تلاش در امور معنوي و برخي آيات ديگر،در امور مادي به كار رفته است
وفاي به عقود و معاملات ----------------------------- «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ»[20]؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد، به پيمان ها و قراردادها وفا كنيد. «وَفي» و«اَوْفي» هر دو به معناي تمام كردن و كامل كردن است. رشد اقتصادي ------------------ «وَ ءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي ءَاتَئكُمْ»[21] در آيه اي ديگر: «وَ أَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَكمُ مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ»[22] كه آيات مذكور توجه به تلاش و جهاد اقتصادي و رشد اقتصادي دارد. هم چنين؛ گواه بر آن است كه خداوند متعال مال را به عنوان امانت در دست انسان قرار داده تا همگان از آن بهره ببرند و مالك اصلي خداست. و از اينرو ، هيچ فردي حق ندارد بدون اذن و رضاي خداوند، در مال به دست آورده خويش تصرف نمايد . پرداخت زكات سبب بركت مال در نظام اسلامي ----------------------------------------------------- نهادينه كردن فرهنگ زكات در جامعه توسط نهادهاي ديني نظام و بيان اينكه زكات همطراز نماز است، زكات را بيش از بيش در جامعه تسري دهند، «وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ ارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ»[23]؛ و نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد و با ركوع كنندگان ركوع كنيد. آثار و بركات زكات الف) پرداخت زكات مانند نماز عامل تقويت روحي است. «لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ» [24] ب) زكات مال، تزكيه نفس از آلودگي تعلق به ماديات است. از همين رو تطهير و تزكيه را به خود افراد نسبت مي دهد نه به مالشان و نشان آن است كه در وجود خود انسان هاي مانع الزكاة نوعي ناخالصي است كه پرداخت زكات آن ها را پاك مي سازد.[25] ج) زكات علاوه بر تزكيه نفس، تزكيه مال از ناخالصي است و تا اين حق از مال جدا نشود، مال پاكيزه و خالص نگرديده است بلكه مال مورد زكات عيناً متعلق حق ديگران است.[26] د) پرداخت زكات موجب جلب رحمت خاص خداوند مي گردد.[27] ه) پرداخت زكات عامل جلب ياري خدا است.[28] و) زكات عامل هدايت ويژه خدا، و مؤثر در بالابردن ايمان و قدرت مقاومت و موجب افزايش محبت و برادري مي گردد.[29] انفاق كننده، نايب خداوند در زمين است ---------------------------------------------- گاهي برخي از مسائل بنيادي اسلام به ورطه فراموشي سپرده مي شود مانند انفاق، اما شايد ذكر اين مورد خالي از لطف نباشد كه قرآن كريم انفاق را در رديف ايمان به خداي متعال قرار داده است و آن را عملي نيابي به شمار مي آورد، يعني كسي كه انفاق مي كند، چيزي از مال خود نمي دهد، بلكه به عنوان نايب از مالك اصلي (خداوند متعال) آن را مي بخشد: «ءَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَكمُ مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكمُ ْ وَ أَنفَقُواْ لهَُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ»[30]؛ به خدا و پيامبر او ايمان آوريد و از آنچه شما را در [استفاده از] آن جانشين [ديگران] كرده انفاق كنيد، پس كساني از شما كه ايمان آورده و انفاق كرده باشند، پاداش بزرگي خواهند داشت. انفاق عامل تزكيه و آرامش ------------------------------ -«خُذْ مِنْ أَمْوَالهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِم بهِا وَ صَلّ ِ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوتَكَ سَكَنٌ لهَّمْ»[31] از اموالتان صدقه بدهيد كه سبب آرامش است. «وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةِ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ...».[32] انفاق باعث بركت و افزايش در مال -------------------------------------- «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ... أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فيِ كلُ ِّ سُنبُلَةٍ مِّاْئَةُ حَبَّةٍ»[33] سعي و تلاش مجاهده اقتصادي است ------------------------------------------- سعي و تلاش در معاني مختلف اعم از مادي و معنوي بكار رفته است. در برخي آيات در معناي تلاش در امور معنوي و برخي آيات ديگر؛ در امور مادي به كار رفته است؛ مثل: «أَمَّا السَّفِينَةُ فَكاَنَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فيِ الْبَحْرِ»[34]؛ اما آن كشتي مال گروهي از مستمندان بود كه با آن در دريا كار مي كردند. «رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فيِ الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كاَنَ بِكُمْ رَحِيمًا»[35]؛ پروردگار شما كسي است كه كشتي را در دريا براي شما به حركت در مي آورد تا از نعمت او بهره مند شويد. او نسبت به شما مهربان است. «وَ مِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكمُ ُ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكمُ ْ تَشْكُرُونَ»[36]؛ و از رحمت اوست كه براي شما شب و روز را قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براي بهره گيري از فضل خدا تلاش كنيد و شايد شكر نعمت او را بجا آوريد. «وَ جَعَلْنَا الَّيْلَ وَ النهَّارَ ءَايَتَينْ ِ فَمَحَوْنَا ءَايَةَ الَّيْلِ وَ جَعَلْنَا ءَايَةَ النهَّارِ مُبْصرِةً لِّتَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّكمُ ْ»[37]؛ ما شب و روز را دو نشانه قرار داديم، سپس نشانه شب را محو كرديم و نشانه روز را روشني بخش ساختيم تا فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگي برخيزيد). «فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَوةُ فَانتَشِرُواْ فيِ الْأَرْضِ وَ ابْتَغُواْ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُواْ اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكمُ ْ تُفْلِحُونَ»[38]؛ و هنگامي كه نماز پايان گرفت در زمين پراكنده شويد و از فضل خدا بطلبيد و خدا را بسيار ياد كنيد، شايد رستگار شويد. «لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ»[39]؛ گناهي بر شما نيست كه از فضل پروردگارتان طلب كنيد. «هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُواْ فيِ مَنَاكِبهِا وَ كلُواْ مِن رِّزْقِهِ»[40]؛ او كسي است كه زمين را براي شما رام كرد، بر شانه هاي آن راه برويد و از روزي هاي خداوند بخوريد. اين آيه نيز از آيات مطلق است و انسان ها را به تصرف در طبيعت و فعاليت و تلاش اقتصادي امر مي كند. «وَ مِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَ يَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ»[41]؛ و گروهي از شياطين براي او (حضرت سليمان) غوّاصي مي كردند و كارهايي غير از اين نيز براي او انجام مي دادند. «وَ مِنَ الْجِنّ ِ مَن يَعْمَلُ بَينْ َ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ»[42]؛ و گروهي از جن پيش روي او (حضرت سليمان) به اذن پرودگارش كار مي كردند. «لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ ممِّا اكْتَسَبنْ َ»[43] مردان را نصيبي است از آنچه به دست مي آورند و زنان را نصيبي) جواز فعاليت اقتصادي و اشتراك ميان زن و مرد ------------------------------------------------------- هر فردي مي تواند تلاش، جهاد اقتصادي و فعاليت اقتصادي داشته باشد اعم از زن و مرد؛ مانند آيات ذيل: «وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْما طَرِيّا وَ تَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَي الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»[44]؛ او كسي است كه دريا را مسخّر [شما [ساخت تا از گوشت آن بخوريد و زيوري براي پوشيدن از آن استخراج كنيد و كشتي ها را مي بيني كه سينه دريا را مي شكافند تا شما [به تجارت بپردازيد و [از فضل خدا بهره گيريد؛ شايد شكر نعمت هاي او را بجا آوريد. «رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيما[45] ؛ پروردگار شما كسي است كه كشتي را در دريا براي شما به حركت در مي آورد تا از نعمت او بهره مند شويد. او نسبت به شما مهربان است. «وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ»[46]؛ ما شب و روز را دو نشانه قرار داديم، سپس نشانه شب را محو كرديم و نشانه روز را روشني بخش ساختيم تا فضل پروردگارتان را بطلبيد (و به تلاش زندگي برخيزيد.) «وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»[47]؛ و از رحمت اوست كه براي شما شب و روز را قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براي بهره گيري از فضل خدا تلاش كنيد و شايد شكر نعمت او را بجا آوريد. «فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاَةُ فَانتَشِرُوا فِي الأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[48]؛ و هنگامي كه نماز پايان گرفت در زمين پراكنده شويد و از فضل خدا بطلبيد و خدا را بسيار ياد كنيد، شايد رستگار شويد. «لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ»[49]؛ گناهي بر شما نيست كه از فضل پروردگارتان طلب كنيد. «هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ»[50]؛ او كسي است كه زمين را براي شما رام كرد، بر شانه هاي آن راه برويد و از روزي هاي خداوند بخوريد. اشتغالات خاص اقتصادي ------------------------------ 1. صيادي: «وَ إِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ»[51] در آغاز سوره مائده، خداوند صيد چهارپايان و خوردن گوشت آن ها را حلال كرده و فرموده است: «أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الاَنْعَامِ.»[52]سپس در ادامه، با جمله «غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنتُمْ حُرُمٌ»[53]، كساني را كه مشغول مناسك حج و در حال احرام هستند از شكار حيوانات منع كرده است. همچنين در آيات «لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ»[54] و «حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُما»[55] ممنوعيت شكار در حال احرام را بيان كرده است. 2. ماهي گيري و غوّاصي: «وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْما طَرِيّا وَ تَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا»[56]؛ او كسي است كه دريا را مسخّر ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريد و زيوري براي پوشيدن از آن استخراج كنيد. در اين آيه، خداوند متعال با برشمردن برخي نعمت ها به دو نوع اشتغال اشاره كرده است: نخست ماهي گيري؛ زيرا مقصود از خوردن گوشت تازه از دريا، گوشت ماهي است كه متوقف بر صيد آن است. بنابراين، تقدير آيه چنين است: «... لتصطادوا و تأكلوا.» دوم غوّاصي و استخراج زيور آلاتي مانند لؤلؤ و مرجان از دريا. 3. دايگي: «فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُن»[57] در اين آيه، به مرداني كه زن خود را طلاق داده اند و كودك شيرخوار دارند و مادر كودك حاضر است به آن شير دهد، امر كرده كه اگر زنان به فرزندان شما شير دادند، مزد آنان را بدهيد. سپس در دنباله آيه مي فرمايد:«وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَي»[58]؛ و اگر به توافق نرسيديد، زن ديگري شير دادن او را به عهده مي گيرد. 4. دامداري: «وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّي يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِير»[59] و هنگامي كه به چاه آب مدين رسيد، گروهي از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مي كنند و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند. به آن دو گفت: كار شما چيست؟ گفتند: ما آن ها را آب نمي دهيم تا چوپانان همگي خارج شوند و پدر ما پيرمرد كهنسالي است. نقش دارائي ها در قوام زندگي اجتماعي ---------------------------------------------- اموال و دارايي افراد بهترين پشتوانه آنها است.« وَ لَا تُؤْتُواْ السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتيِ جَعَلَ اللَّهُ لَكمُ ْ قِيَامًا».[60] اموالتان را تا زماني كه افراد به حد رشد نرسيده اند نسپاريد تا قوام زندگيتان حفظ شود. ................................................................. پي نوشت: [20]. مائده / 1 [21]. نور / 33 [22]. حديد / 7 [23]. بقره / 43 [24]. بقره / 277 [25]. توبه / 104-103 [26]. انعام / 141 [27]. اعراف / 156 [28]. حج / 41 [29]. نمل / 3-1 و توبه / 11و17 [30]. حديد / 7 [31]. توبه / 103 [32]. بقره / 265 [33]. بقره / 261 [34]. كهف / 79 [35]. اسراء / 66 [36]. قصص / 73 [37]. اسراء / 12 [38]. جمعه / 10 [39]. بقره / 198 [40]. ملك / 15 [41]. انبياء / 82 [42]. سبأ / 12 [43]. نساء / 32 [44]. نحل / 14 [45]. اسراء / 66 [46]. اسراء / 12 [47]. قصص / 73 [48]. جمعه / 10 [49]. بقره / 198 [50]. ملك / 15 [51]. مائده / 2 [52]. مائده / 1 [53]. مائده / 1 [54]. مائده / 95 [55]. مائده / 96 [56]. نحل / 14 [57]. طلاق / 6 [58]. طلاق / 6 [59]. قصص / 23 [60]. نساء / 5 ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۳:۵۰, ۳۰/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آذر/۹۰ ۰:۰۳ توسط asier.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۳۰/اردیبهشت/۹۰ ۱:۲۱)kahani1788 نوشته است: نميدونم اما رشته بحث فكر ميكنم يك خورده دچار مشكل شده چون مباني اقتصاد رو بهتر بود بيان ميكرديد.سلام دوست عزیز لطفا از بحث خارج نشید.از شما خواهشمندم دستور العمل ابتدای این تاپیک را یک بار دیگر مطالعه کنید.ممنونم اما پاسخ به چند سوال شما به نظرم میتونه به باقی دوستان هم کمک نماید. پایه و مبنای نظام اقتصادی لیبرالی دارای چند بعد است.یک یه یک در مورد ابعاد آن صحبت میکنم. اولین بعد در این نظام و به اصطلاح مرکز ثقل آن اومانیسم (انسان محوری ) است.بر مبنای اندیشه اومانیسم انسان محور عالم و رابطه همه چیز با انسان مطرح است.علم در خدمت انسان و شناخت نیازهای انسان است و تمامی عالم باید پاسخگوی انسان باشد.اما چرا ما این موضوع را نمی پذیریم؟ علت عدم پذیرش این بعد و یا به عبارت بهتر اومانیسم از دیدگاه اسلام این است که در اسلام تئوئیسم (خدا محوری ) مطرح است.یعنی خدا محور عالم و به همین جهت رابطه همه چیز با خدا و یا به عبارت بهتر رضایت خدا مطرح است.در مورد این بعد به نظرم همین قدر کافی است ولی اگر دوستان مشکلی داشتند حتما بیشتر توضیح میدهم. دومین بعد در این نظام تفکر مادیگری است البته توجه کنید منظور ما منفعت طلبی نیست.در تفکر مادیگری بنای تمامی رفتارها و اثرات آن مادی است و به اصطلاح ماورای مادهمنتفی است.مثال روشن آن نظریات مختلف غربی است که تنها اثرات مادی در زندگی انسان را دنبال میکنند.نظیر ثروتمند شدن،قدرتمند شدن،کسب درآمد بیشتر و .... سومین بعد در نظام لیبرالی اصل انتفاع است.این تفکر از زمان آدام اسمیت در نظام اقتصاد غرب پایه گذاری شد که درباره چگونگی آن قبلا توضیح دادیم. چهارمین و آخرین بعد نظام لیبرالی اصل بازار است که زیرمجموعه تفکر نظام خود ناظم هیوم است.دیوید هیوم تفکر منظومه خود ناظم را بنیان گذاشت که براساس آن همه پدیده های عالم نیاز به ناظم ندارد.اقتصاد نیز براساس همین تفکر عمل می کند.آنچه از این اصل همه در ذهن خود دارند اصل اقتصاد بازار است. در مورد مبنای نظام لیبرالی این توضیحات در این تاپیک کافی است اما اگر دوستان سوالی داشتند حتما پاسخ خواهم داد. اما سوال دیگر شما فلسفه اقتصاد بود.دوست عزیزم در اقتصاد ما به دنبال فلسفه یا مکتب نمی رویم بلکه اقتصاد مانند هر نظامی نیاز به زیر بنا و دیگر عناصر دارد که به ترتیب ساخته و پرداخته میشود.در ادامه به این اشکالی که در صحبتتان بود بیشتر پی خواهید برد. متشکرم از توجهتان در پناه حق (۱/تیر/۹۰ ۱۳:۰۱)محمود نوشته است: فارس: در قرآن جهاد و سعي و تلاش در معاني مختلف اعم از مادي و معنوي بكار رفته است. در برخي آيات، در معناي تلاش در امور معنوي و برخي آيات ديگر،در امور مادي به كار رفته است دوست عزیزم سلام لطفا قوانین این تاپیک را مطالعه کنید و نگاهی به مطلب ارسالی خود بندازید.دوست عزیز لطفا مطالب خارج از بحث ارسال نکنید.بنده سوالات راهبردی بحث را مطرح کردم تا با جهت گیری درست و بدون انحراف مطلب مورد نظر بدست مخاطب برسد.مطلب شما کاملا متین ولی در حال حاضر کاملا بی ربط و حاشیه است. لطفا رعایت فرمایید تا تکرار نشود. دوستان آزادند در چهار چوب بحث و فقط و فقط در چهار چوب مطرح شده در بحث شرکت نمایند. با تشکر از همه دوستان |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











