کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اثبات خلافت شیخین (نویسنده پاک کرد و رفت)
۱۶:۵۲, ۵/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/بهمن/۹۲ ۰:۰۰ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1

....................................................................................................​.........................................................................
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، FN_AntiZionism
۱۷:۳۶, ۵/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۲ ۱۶:۱۶ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #2

....................................................................................................​.........................................................................
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، FN_AntiZionism
۱۸:۱۸, ۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
خانوم فرمیسک گرامی

ایا مایلید منطقی و مستدل با هم در مواردی که ۲ طرف مطرح میکنند وارد بحث شویم ؟

به شرطی که مباحثه نیمه کاره رها نشود . البته از شما اخلاق خوب و منطق قابل قبولی سراغ دارم . همین باعث میشود که وقت عزیز را برای این کار صرف نماییم

اگر قبول میکنید تا با هم صحبت کنیم .
و ان شاالله حقیقت مکشوف را بپذیریم
یا علی (علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مصباح ، شاهد ، sagheb ، محب الزهرا ، ELENOR ، mahdy30na ، فرمیسک ، FN_AntiZionism ، حسن.س. ، Woodi2020 ، میلاد.م ، Havbb 110 ، ali0077 ، ضحی
۱۵:۵۲, ۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۲ ۱۷:۱۱ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #4

....................................................................................................​....................................................................
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، FN_AntiZionism ، Woodi2020 ، محب الزهرا
۱۶:۱۶, ۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۲ ۱۶:۱۶ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #5

....................................................................................................​.........................................................................
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، FN_AntiZionism ، Woodi2020 ، شاهد ، سید ابراهیم
۱۶:۴۴, ۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۲ ۱۷:۰۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #6
آواتار
به نام خدا

خوب دوستان طبق معمول اداب بحث رو رعایت میکنبم ان شاالله . دیگه همه میدونند و من توضیح نمیدم .
خانوم فرمیسک در این تاپیک سوالاتی مطرح میکنند و حقیر جواب میدم

بنده هم در تاپیکی دیگر سوال میکنم ایشون جواب میدن .

موضوع بحث هم جانشینی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است

دوستانی که میخوان جواب بدن جواب رو برای بنده بفرستن تا قرار بدم . برای اینکه بحث قاطی نشه با عرض پوزش . بحث ها و جواب های دیگه پاک خواهد شد

دونه دونه جلو میریم . به امید خدا
.
نقل قول:
ایشان همچنین در خطبه 228نهج البلاغه نسبت به خلیفه ی ثانی عمر بن خطاب تمجید نموده و می فرمایند:"فقدقوم الاود و داوی العمد و اقام السنه و خلف الفتنه، ذهب نقی الثوب قلیل العیب اصابخیرها و سبق شرها ادی الی الله طاعته و اتقاه بحقه"
یعنی: کژیها را راست کرد و بیماری را مداوا نمودو سنت را بپا داشت و فتنه را پشت سر نهاد و پاک جامه و کم عیب از این جهان رفت به خیر آن رسید و از شر آن پیشی رفت و رهایی یافت و حق را اطاعت کرده و چنانکه بایداز او تقوی گزید.
آیا اگر حضرت علی شیخین را غاصب خلافت می دانست آنان را با لفظ صالح یاد میکرد؟
آیا اگر غدیر خم صحت داشت و دستور خدا مبنی بر جانشینی ایشان در آن مکان اعلام شده بود حضرت علی افرادی راکه برخلاف سخن پیامبر مسند خلافت را غصب کرده بودند "عامل به کتاب وسنت" می خواند و می فرمود آنها "از سنت و سیره ی رسول خدا تجاوزنکردند؟"!!!!!!

بنده به خطبه 228 نگاه کردم

اگر ممکنه بفرمایید چطور نتیجه گرفتید که منظور از فلان عمر بن خطاب است

متن کامل خطبه :

لِلَّهِ بِلَاد فُلَانٍ (بلاء فلان) فَقَدْ قَوَّمَ الْأَوَدَ وَدَاوَى الْعَمَدَ وَأَقَامَ السُّنَّةَ وَخَلَّفَ الْفِتْنَةَ. ذَهَبَ نَقِيَّ الثَّوْبِ قَلِيلَ الْعَيْبِ أَصَابَ خَيْرَهَا وَسَبَقَ شَرَّهَا أَدَّى إِلَى اللَّهِ طَاعَتَهُ وَاتَّقَاهُ بِحَقِّهِ. رَحَلَ وَتَرَكَهُمْ فِي طُرُقٍ مُتَشَعِّبَةٍ لَا يَهْتَدِي فِيهَا الضَّالُّ وَلَا يَسْتَيْقِنُ الْمُهْتَدِي


خدا شهرهاى فلان را بركت دهد و نگاه‏دارد كه (خدا او را در آنچه آزمايش كرد پاداش خير دهد كه) كجى‏ها را راست، و بيمارى‏ها را درمان، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به پاداشت، و فتنه‏ها را پشت سر گذاشت.

با دامن پاك، و عيبى اندك، درگذشت، به نيكى‏هاى دنيا رسيده و از بدى‏هاى آن رهايى يافت، وظائف خود نسبت به پروردگارش را انجام داد، و چنانكه بايد از كيفر الهى مى‏ترسيد.

خود رفت و مردم را پراكنده بر جاى گذاشت، كه نه گمراه، راه خويش شناخت، و نه هدايت شده به يقين رسيد.

لطفا خطبه را کامل قرار دهید .

تشکر

تشکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، سید ابراهیم ، آیلار ، FN_AntiZionism ، حسن.س. ، rastin ، mahdy30na ، Woodi2020 ، فرمیسک ، شاهد ، sagheb
۲۰:۴۲, ۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۲ ۱۶:۱۷ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #7

....................................................................................................​.........................................................................
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، سید ابراهیم
۲۳:۰۶, ۶/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۲ ۲۳:۱۱ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #8
آواتار
نقل قول:به نظر شما این عجیب نیست که اختلاف عجیب دقیقا در خطبه ای باشه که عده زیادی از فرقه اسلام اون را درباره خلیفه دوم میدونن؟
ببینید موضوع اصلی فلان هست . نه بلاد یا بلا
نقل قول:
البته در خطبه به طور مشخص اسم خلیفه دوم برده نشده اما مصداقهایی که در این خطبه گفته شده به اشخاص عادی مانند سلمان و ابوذر و ... مطابقت نداره. حتی نمیشه آن را به مالک اشتر که منصب حکومتی داشته اطلاق کرد. چون مفاهیمی و اعمالی که در این خطبه هست بسیار گسترده تر از شرح وظایف مالک اشتر هست و باید متعلق به یکی از خلفا باشه.

خوب اول اینکه ممکن است مطابقت هم داشته باشد . مثلا با جناب سلمان .

اما من یه سوال دارم . ایا امام علی (علیه السلام) دروغ هم میگویند ؟
مطمءنا خیر

بنابرین در این جمله
نقل قول: و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به پاداشت،
و این
نقل قول:با دامن پاك، و عيبى اندك، درگذشت، به نيكى‏هاى دنيا رسيده و از بدى‏هاى آن رهايى يافت، وظائف خود نسبت به پروردگارش را انجام داد، و چنانكه بايد از كيفر الهى مى‏ترسيد.

سوال : اگر کسی در دین و سنت پیامبر بدعت اشکار بنا نهد . خداوند را دارای صورت و مجسم بداند . قایل به تحریف قران باشد . شایسته این تعاریف است ؟

نقل قول: خود رفت و مردم را پراكنده بر جاى گذاشت، كه نه گمراه، راه خويش شناخت، و نه هدايت شده به يقين رسيد.

و این چگونه ممکن است با جملات قبلی مطابق باشد؟
نقل قول: (خصوصا که برخی مترجمان کلمه خلافت را در ترجمه شان استفاده کردن بدون اینکه اسمی از خلیفه دوم برده باشن)
اگر شارحان دلیلی برای این نداشته باشند خب دلیل حساب نمیشود

نقل قول:.فیض الاسلام درشرح خطبه فلان را جناب عمر می دونن:


از سخنان آن حضرت علیه السّلام است در باره عمر که از راه توریه فرموده یعنى در ظاهر مى‏نماید که او را ستوده، ولى باطنا توبیخ و سرزنش نموده، واز اینرو این سخن با آنچه در خطبه سوّم فرموده منافات ندارد:


خانوم فرمیسک گویا کسی که این مطلب را از او نقل کرده اید معنای واژه توریه را نمیداند . البته در همین جمله هم هست . ایشان میگوید حتی اگر عمر مقصود باشد سرزنش فرموده اند مولا (علیه السلام) عمر را

پس این جمله را شما نباید مدرک بیاورید چون به نفع دفاع از مبحث شما نیست

در مورد دیگر لطفا منبع را قید بفرمایید تا بررسی کنم چون در ادامه خواهید دید بسیاری از مستدرکات شما اشتباه است و نویسنده متاسفانه حتی اسم کتاب و نویسنده را هم جعل کرده . که در پست های بعدی توضیح میدهم

ابن ابی الحدید هم اشعری و سنی مذهب هستند (نگید شیعه که اشعری شیعه نمیشه ) دو نفر بعدی هم به همچنین .


بدون شك گفتار شخصى همچون ابن أبي‌الحديد و محمد عبده كه هر دو از دانشمندان سنى مذهب هستند، براى ما ارزش نداشته و چيزى را ثابت نمى كند؛ بويژه كه همين روايت در كتاب‌هاى اهل سنت از زبان اشخاصى همچون مغيرة بن شعبه نقل شده است.

طبيعى است كه آن دو با توجه به رسوبات ذهنى و اعتقادات از پيش پذيرفته شده‌اى كه دارند، كلمه «فلان» را به عمر بن خطاب تفسير نمايند.

اهل سنت اگر بخواهند ثابت كنند كه اين جملات را امير مؤمنان عليه السلام در باره خليفه دوم گفته است، بايد سه مقدمه را ثابت نمايند:

1. گوينده اين سخنان امير مؤمنان است؛
2. مقصود از کلمه فلان، عمر است؛
3. هدف امام عليه السلام، مدح عمر بوده است.
در حالى كه هيچ يك از آن‌ها دليلى جز سخن ابن أبي‌الحديد ندارند كه آن‌هم نمى‌تواند شيعه و حتى اهل سنت را قانع نمايد.
دوم این جنابان میبایست بفرمایند که از کجا به نتیجه رسیده اند . به صرف اینکه فلانی گفته سند حساب نمیشود

در مورد دکتر شریعتی هم اصلا از ایشان سند نیاورید . بنده به عنوان عالم دینی ایشان را قبول ندارم . ایشان صرفا ادیب و ادم خوبی بوده . ولی در حد استناد نیست (بحث هم در این مورد خارج از حیطه این نوشتار است )

اما در مورد ادعای جناب ابن ابی الحدید

ابن أبي‌الحديد در شرح اين خطبه مى‌نويسد:
وقد وجدت النسخة التي بخط الرضي أبي الحسن جامع نهج البلاغة وتحت فلان عمر، حدثني بذلك فخار بن معد الموسوي الأودي الشاعر، وسألت عنه النقيب أبا جعفر يحيى بن أبي زيد العلوي، فقال لي: هو عمر، فقلت له: أيثني عليه أمير المؤمنين رضي الله عنه هذا الثناء؟ فقال: نعم... فإذا اعترف أمير المؤمنين بأنه أقام السنة، وذهب نقي الثوب، قليل العيب، وأنه أدى إلى الله طاعته، واتقاه بحقه، فهذا غاية ما يكون من المدح.

نسخه‌اى به خط سيد رضي، گرد آورنده نهج البلاغه ديده شده كه زير کلمه «فلان» عمر، نوشته شده است.

اين مطلب را براى من فخار بن معد الموسوى شاعر نقل کرده است. از ابوجعفر نقيب در اين باره پرسيدم، گفت: مقصود عمر است. گفتم: آيا اميرمؤمنان كه خداوند از او راضى باد، عمر را چنين مى‌ستايد. گفت: بلي.

هنگامى كه اميرمؤمنان اعتراف كند كه عمر سنّت پيامبر را به پاداشت، و با دامن پاك، و عيبى اندك، درگذشت،وظائف خود نسبت به پروردگارش را انجام داد و تقواى الهى را رعايت كرد، اين بالاترين درجه مدح و ستايش است.

ابن أبي‌الحديد با زيرکى تمام، در آغاز كلام خود چنين وانمود مى‌كند که هر خواننده‌اى در لحظه اول يقين مى‌کند که خود او در نسخه‌اى به قلم سيد رضى ديده‌ كه او نام عمر را در كنار كلمه «فلان» نوشته است. و اگر کسى جمله دوم را نخواند گمان مى‌کند که عبارت چنين است «وَجَدتُ» يعنى خودم ديدم؛ اما هنگامى كه خوب دقت شود مى‌گويد «وُجِدَت» چنين نسخه‌اى ديده شده است.
باز هم تشکر
یا علی (علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرمیسک ، عبدالرحمن ، سید ابراهیم ، sagheb ، jafar ، MohammadMeraj
۰:۲۲, ۷/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۲ ۱۶:۱۷ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #9

....................................................................................................​.........................................................................
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، سید ابراهیم
۰:۴۶, ۷/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/مهر/۹۲ ۰:۵۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #10
آواتار
نقل قول:سلمان در مقام حکومتی نبوده و این جملات که سنت را بپا داشت و مردم را در میان راههاى مختلف رها ساخت با ایشان مطابقت نداره.

جناب سلمان و عمار یاسر در زمان خلیفه ثانی فرماندار بودند .
جناب سلمان فرماندار مداءن بوده که این خیلی واضح است . شما عبارت سلمان . فرماندار را سرچ کنید خواهر گرامی

نقل قول: شما الان کلا بحث را به خطبه ای بردین که به طور مشخص اسم جناب عمر در آن نیست.

یکی یکی میریم جلو

مطمءن باشید به یک یک استنادات شما میرسیم .
نقل قول:
شما حتی سخنان بزرگان شیعه (فیض الاسلام و ابن میثم بحرانی) را هم قبول ندارین که گفتن مقصود از فلان جناب عمر ست!
حتی جناب فیض الاسلام خواسته که این جملات را توجیه کنه و معنی عکس آن را نتیجه بگیره!!!!! ولی فرقی درقضیه نمیکنه. چون ایشان پذیرفته این سخنان مربوط به جناب عمر است.

بنده از شما مدرک خواستم . یعنی بفرمایید ایشان در کدام کتاب چنین گفته اند

ولی جهت اطلاع شما یک اصل مسلمی داریم که میگه نمیتونید شهادت کسی رو تجزیه کنید
مثلا : من دیدم که فرهاد امین را در دفاع از خود کشت
شما نمیتوانید این عبارت را تجزیه کنید و فرهاد را اعدام کنید

نهایتا اول منابع را قرار دهید تا در موردش صحبت کنیم

نقل قول:
به همین دلیل من اصراری ندارم شما آن را بپذیرین.
که

اگر دلیل منطقی قابل قبول بیاورید حتما میپذیرم .
فعلا دلیلی ندیده ام

نقل قول:
اما اینکه گفتین با جملات قبلی ایشان در تناقض است پرسش من از شما این هست آیا نامه ایشان به مردم مصر در مورد شیخین هم جعلی است؟
آیا خطبه ایشان درباره جناب عثمان هم جعلی است؟!!!!!!!!

همانطور که عرض کردم یکی یکی به همه انها میرسیم . فعلا تکلیف این فقره مشخص بشود بعد بقیه
نقل قول:
آیا خطبه ایشان درباره جناب عثمان هم جعلی است؟!!!!!!!!
ایشون مشخصا اسم سه خلیفه را در این خطبه بردن که کاملا خطبه 228 را تایید میکنه. اگر شما این خطبه را هم قبول ندارین پس کلا سندیت نهج البلاغه که گردآوری سیدرضی شیعی مذهب هست را زیر سوال بردین!
پس می بینین بجای تناقض تایید این خطبه هست/

قصد رد ندارم اما در شیعه همه احادیث قابل بررسی است حتی اگر نهج البلاغه سید رضی باشد . یعنی فقیه میتواند خودش هر حدیث و سندی را بررسی کند

همانطور که گفتم یکی یکی خواهر من .

شما ابتدا خطبه را ناقص نقل کردید و نوشتید منظور خلیفه دوم هست .
با توجه به اینکه در خطبه امده فلان . بنده سوال کردم چطور فلان میتواند ایشان باشد و هنوز دلیل قانع کننده ای نیافتم .

یا حق

در ضمن لطفا گزینشی عمل نکنید و به تمام مطالب پاسخ بفرمایید

نقل قول:سوال : اگر کسی در دین و سنت پیامبر بدعت اشکار بنا نهد . خداوند را دارای صورت و مجسم بداند . قایل به تحریف قران باشد . شایسته این تعاریف است ؟

نقل قول:این مطلب در تاریخ معتبر طبری و به نقل از مغیره بن شعبه آمده

که البته از نظر شیعه مغیره بن شعبه هیچ سندیتی ندارد . و کتاب طبری هم کاملا قابل قبول نیست . از نظر ما .
پس تمیتوانید برای ما از ان مدرک استفاده کنید Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، میلاد.م ، rastin ، سید ابراهیم ، یاســین ، منادی حق ، sagheb ، محب الزهرا ، jafar
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه وحید110 204 87,396 ۱۱/دی/۹۳ ۰:۳۴
آخرین ارسال: وحید110
  میزان کدورت فاطمه سلام الله علیها از شیخین چه اندازه بود؟ عالم مقدس لاهوت 5 2,907 ۱۹/تیر/۹۳ ۱:۳۲
آخرین ارسال: عالم مقدس لاهوت

پرش در بین بخشها:


بالا