کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درخواست کمک-چرا خداوند خود را سه گونه در قران خطاب میکند؟
۲۳:۳۵, ۱۴/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۲ ۰:۰۰ توسط Islam.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

امروز استادمون از بنده خواست تا جواب این سوال رو با مدرک پیدا کنم.

چرا خداوند به سه شکل خود را در قران مورد خطاب قرار میدهد؟ 1) من (أنا ) / 2) ما (نحن) / 3) هو (او)

از دوستان خواهش میکنم که نظرات مفسر های مختلف رو ارائه کنند چون کار یک تحقیق است و باید جامع باشه.

همونطور که گفتم منبع رو هم بگید.

لطفا سریع جواب بدید چون هفته ی بعد جواب رو ارائه بدم.

الحمد لله - خیلی ممنون



تو نت جست و جو کردم. راجع به من و ما یک چیزهایی نوشته ولی راجع به هو چیز خاصی نیست به جز مسئله مذکر و مونث که مورد سوال من نیست.لذا دوستان بیشتر راجع به هو جواب بدن. ممنون
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، عبدالرحمن ، ندا دهنده ، mahdy30na ، Hadith ، فرشته مهربون ، m.hossein ، Aryha ، سدرة المنتهی ، سیمرغ ، Secret ، ali.khm

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۱۵, ۱۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

از همه دوستان تشکر میکنم. نظرات و منابع مفیدی دادند.


(۱۵/مهر/۹۲ ۱۱:۲۰)سید ابراهیم نوشته است:  بسم الله.


چون اسمش تحقیقه و باید هم تحقیق کنید پاسخ کامل نمی دهم. Wink

اقا سید خیلی ممنون.
راستش استاد اجازه داده اند از افراد مختلف بپرسم ،بنده هم منابع مختلفی رو سعی میکنم جست و جو کنم و با استفاده از منابع مختلف به جوابی خوب و نتیجه ای مفید برسم. از این رو اگه امکانش هست بیشتر کمک کنید تا نتیجه کامل تر باشه إن شاء الله.
دوستان دیگه هم اگه امکانش هست منابع دیگری رو هم معرفی کنند.

إن شاء الله تا اخر هفته به یه جمع بندی که رسیدم اینجا هم ارسال میکنم .

بخش هایی از تفسیر المیزان و نمونه و تسنیم رو نگاه کردم اما جایی رو ندیدم که راجع به این مبحث توضیح داده باشه. میدونید کجای این تفاسیر میشه این مبحث رو گیر اورد؟

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرشته مهربون ، سید ابراهیم
۲۳:۵۲, ۱۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
معمولا در تفاسیر روایی همچون " البرهان " و " صافی " به اینگونه نکات پاسخ داده اند .
یک سری هم به این کتب بزنید ان شاء الله به مقصود خود می رسید .


التماس دعا .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Islam
۱۹:۲۵, ۲۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

شرمنده دیر شد.



أنا :
برخی از افعال الهی مستقیما از ذات اقدس اله نشات گرفته است مثل انی جاعل .....
-گاهی كه عنايت خاص به چيزى است یا می خواهد خلق بلاواسطه چيزى را معلوم کند و احتمال دخالت غير و واسطه ها را دفع نماید، از ضمیر متکلم وحده استفاده می کند ، مثلا خطاب به حضرت موسی می فرماید: « انّنى أنا الله». در اين مورد آوردن ضمير جمع منافى با مقصود است. (همان)
نحن :
[b]1) عظمت و بزرگداشت خداوند :

1-1) شكي نيست كه خداوند داراي عظمت و كبريايي است كه در آيات متعدد قرآن، و روايات معصومين عليهم السلام زياد به آن اشاره شده است، خداوند براي اين كه عظمت خود را به بندگان گوشزد كند گاهي از ضمير جمع و متكلم مع الغير استفاده مي‌كند، چرا که ضمير جمع در رساندن عظمت و بزرگي فاعل، بليغ‏تر است.( جرجاني، آيات الاحكام، ج2 ص390 ذيل آيه31 سوره احزاب.)

1-2) گاهى جمع آوردن ضمیر فقط براى گرامیداشت و تعظیم است، مانند: «انّا هدیناه السبیل؛(3) ما راه را به شما نشان دادیم» (آیت الله صافی، معارف دین، ج 1، ص 178 )

1-3) در مورد ضمير جمع و مفرد نيز مي بينيم كه بارها افراد به جاي ضمير مفرد از ضمير جمع استفاده مي كنند مثلاً : ما آمديم شما نبوديد. كه هم در ضمير "ما" و هم در ضمير "شما" كه حالت جمع دارد، منظور گوينده و شنونده، مفرد است اما براي تعظيم، احترام و شخصيت بخشيدن از ضمير جمع استفاده شده است در مورد خداوند تبارك و تعالي نيز از باب تشريف و تعظيم از "نحن" استفاده مي شود.(معارف قران، ایت الله مصباح یزدی)

1-4) در آیه اوّل سوره فتح می‌فرماید: "إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِینا".
علامه طباطبایی در المیزان میفرمایند که :در این جا خداوند به خاطر اشاره به عظمت خود گفته است: ما شهر مکه را فتح کردیم: اما این که چرا در این آیه تعبیر به ما فرمود، براى این است که تعبیر به ما که به عظمت اشاره دارد، با ذکر "فتح" مناسب‏تر است.

2) عظمت و بزرگداشت کار انجام شده:

بي گمان افعال خداوند از آن نظر كه منسوب به اوست داراي اهميت و عظمت مي‌باشد، خداوند براي نشان دادن اين اهميت و عظمت گاهي ضمير جمع يا متكلم مع الغير بكار برده است.( تفسير احسن الحديث ج8 ص156/ الميزان، ج 16ص145.) مانند حفظ و نگه دارى قرآن از تحریف. خداوند مى فرماید: «انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کردیم و خود آن را حفظ مى کنیم.»

3) براي توجه دادن به اسباب و علل


3-1) براي توجه دادن به اسباب و عللي است كه براي انجام كار قرار داده است چون خداوند اكثري از كارهاي خويش را در اين جهان از طريق مجموعه اسباب و علل به انجام مي رساند. از اين‏رو در اين گونه موارد ضماير به صورت جمع آمده است.
(اطيب البيان في تفسير القرآن ج11 ص24)

3-2) گاهي ارتباط داشتن يك پديده، به دو عامل يا دو فاعل قابل استناد است كه درطول يكديگرند هم به يكي از عامل ها نسبت داده مي شود و هم به عامل ديگر. يكي در ديگري اثر مي گذارد و دومي واسطه مي شود تا اثر اولي را به شكل خاصي به معلول منتقل كند. بطور مثال در نزول باران گروهي از مخلوقات الهي نقش ايفا مي كنند و لذا از نزول آن با ضميرجمع اشاره مي شود. (معارف قرآن، آيت الله مصباح يزدي)

3-3) و همین تعبیر به ما، (ما بعضی را بر بعضی برتری دادیم) خالى از اشعار به این معنا نیست که در این بین، غیر از خداى سبحان اسباب الاهى نیز در کارند، که به امر او عمل نموده، و همه به خداى سبحان منتهى مى‏شوند.( المیزان، ترجمه، ج 11، ص 401)

3-4) در ذیل آیه 61 از سوره یونس در تفسیر نمونه چنین آمده است : تعبیر به صیغه جمع در مورد خداوند، با این که ذات پاک او از هر جهت یگانه و یکتا است، براى اشاره به عظمت مقام او است و این که همواره مأمورینى سر بر فرمان او دارند، و در اطاعت امرش آماده و حاضرند، و در واقع سخن تنها از او نیست، بلکه از او است و آن همه مأموران مطیع او هستند.

4) برای اشاره به اینکه با صفات خود کارها را انجام میدهد

براي اينكه خداوند داراي صفاتي است كه عين ذات اوست مانند قدرت، علم، حيات و... و با جمعيت صفات خود كارها و افعال خويش را انجام مي‌دهد، از اين جهت ضمير جمع يا متكلم مع الغير بكار برده است.( الفرقان في تفسير القرآن ج30 ص376و478 ذيل تفسير سوره قدر و كوثر.)

5) روایی


ایه : هنگامى که ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتیم (زخرف، آیه 55) از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که: خداوند عزوجل به مانند ما به خشم نمى‏آید ولکن براى خودش اولیاى آفریده است که آنها به خشم مى‏آیند یا خشنود مى‏شوند پس خشم و خشنودى آنان را خشم و خشنودى خودش دانسته و به خودش نسبت داده است.( کافى، ج 1، ص 144 - برهان، ج 4، ص 150)

هو:

1) در جاهایی که ضمیر غایب آمده هر جایی تفسیر خاصی دارد بیشتر جاها اسم «الله» یا « رب» یا «رحمن»آمده و بعد از آن ضمیر «هو» آمده که به آن اسم بر می گردد مانند:« الله لا اله الا هو» بعضی جاها برای شأن و عظمت خداوند ضمیر «هو» آمده مانند «قل هو الله احد» ضمير" هو" كه ضمير مفرد غائب است از مفهوم مبهمى حكايت مى‏كند، در واقع رمز و اشاره‏اى به اين واقعيت است كه ذات مقدس او در نهايت خفاء است، و از دسترس افكار محدود انسانها بيرون، هر چند آثار او آن چنان جهان را پر كرده كه از همه چيز ظاهرتر و آشكارتر است،سپس از اين حقيقت ناشناخته پرده برمى‏دارد و مى‏گويد: هو الله احد" او خداوند يگانه و يكتا است".( مکارم شیرازی،ناصر، تفسير نمونه،انتشارات اسلامیه، ج‏27، ص: 433)

2) «هو» اشاره به ذات و حقیقت تامه بسیطه حق دارد که غایب از همه چیز و همه کس است... لذا اشرف اذکار است و به همین دلیل سالک طریق برای رهایی از حجب کلانیه «یا هو» و «یامن لا هو الا هو» می گوید . (تفسیر القرآن، شیرازی، ج 1، ص 43)

3) در معناي جمله لا اله الا هو ، ضمير هو هر چند به الله بر مي‏گردد كه گفتيم به معناي ذات شامل همه كمالات است ليكن چون در اثر كثرت استعمال نام خداي تعالي شده ، تنها بر ذات دلالت مي‏كند .( المیزان)

4) بحث روایی:
4-1) در حديثى از امام باقر (علیه السلام) آمده است كه فرمود: كفار و بت‏پرستان با اسم اشاره به بتهاى خود اشاره كرده، مى‏گفتند:" اين خدايان ما است اى محمد! تو نيز خدايت را توصيف كن تا او را ببينيم و درك كنيم" خداوند اين آيات را نازل كرد: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ..." ها" در" هو" اشاره به تثبيت و توجه دادن به مطلب است،" واو" ضمير غائب است و اشاره به غائب از ديد چشمها و دور از لمس حواس"(مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ بیروت، جلد 3 صفحه 221)

4-2) در کتاب توحید از صدوق در تقسیر سوره ی توحید از امام باقر علیه السلام امده است که :«...کفار از خدای خود با حرف اشاره به محسوس وقابل درک تعبیر اورده و می گفتند: اینان خدایان قابل درک و محسوس ما با دیدگان هستند. پس تو ای محمد! به خدای خود که به ان فرامیخوانی ،اشاره نما تا او را ببینیم و درک کنیم و حیران و سرگردان نباشیم. که خداوند قل هو الله احد را نازل کرد. که حرف (( هاء)) در هو برای تثبیت و اگاه سازی به معنای ثابتی است و ((واو)) اشاره به غایب از درک دیدگان و لمس حواس و اشاره به این معنی است که خدا بسیار متعالی تر و فراتر از ان است که با دیدگان درک شود، بلکه اوست که درک ابصار را عنایت میکند و اوست که پدید اورنده ی حواسّ می باشد.»( تفسیر صافی، ملا فیض کاشانی- به تلخیص)


منابعی که در متن اشاره نشد و در جمع اوری این اطلاعات مفید بودند: سایت پژوهشگاه بین المللی المصطفی – پایگاه پرسمان قران – پایگاه پاسخگوئی به سوالات و شبهات – سایت تبیان – سایت اندیشه قم – انجمن بیداری اندیشه – انجمن گفتگوی دینی – سایت پرسشکده – سایت حوزه میبد – پایگاه اطلاع رسانی حوزه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرشته مهربون ، بیداری اندیشه ، اکرم شعبانزاده ، سدرة المنتهی ، Secret ، mkashipazha
۲۱:۴۴, ۱۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #14

با سلام و تشکر از اطلاع رسانی شما.

فکر می کنم که این موضوع (که خداوند رحمن خود را در قران کریم به سه ضمیر خطاب می کند) تا حدودی مربوط به آورنده پیام الهی

توسط فرشته وحی "جبرئیل "برای حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باشد.که در شرایط خاص ضمائر استفاده شده متفاوت می باشد.

البته این نظر شخصی من است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، Secret ، Islam
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا