|
انگیزه علم جویی و بر حذر داشتن از خودنمایی ،جدل،و مراء....
|
|
۱۴:۳۲, ۲۰/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۲ ۲۲:۵۸ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تاپیک شرح قسمتی از توصیهی امیرالمؤمنین«علیهالسلام» به فرزندشان در رابطه با انگیزهی علمجویی و برحذرداشتن او از اینکه بخواهد در علمجویی گرفتار روحیهی خودنمایی و مراء و جدال گردد و بتوانیم به عنوان یک توصیهی مستقل از ان استفاده کنیم. آفت علمی که مراء افزاید حضرت مىفرمايند: فرزندم! اگر مىخواهى خودت تحقيق كنى و علمِ لازم جهت ادامهی زندگیات را خودت کسب کنی مانعی نیست ولی مواظب باش به بهانهی عالِمشدن در گرداب شبهات غرق نگردی و در ورطهی مجادلات و مراءهای برتریطلبانه گرفتار نشوی. «فَلْيَكُنْ طَلَبُكَ ذلكَ بِتَفَهُّمٍ وَ تَعَلُّمٍ لابِتَوَرُّطِ الشُّبُهاتِ وَ عُلُوِّ الْخُصوُماتِ» به گونهاى به دنبال دانایی مباش که ناخودآگاه در ورطهی شك و شبهه بيفتى و یا به حالت خودبرتربينى گرفتار شوی. زیرا تحقيقى كه براى اثباتِ مهمتر بودن محقق صورت پذيرد، جان را نورانى نمىكند. حتى ممكن است به سراغ قرآن مجيد برويم و آيات مختلف آن را بررسى كنيم تا به رقيبمان ثابت كنيم نظرش اشتباه است و سواد خودمان را به رخ او بكشيم. ان شاءالله ادامه دارد..... |
|||
|
|
۲۲:۵۵, ۲۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت مىفرمايند اين برترى طلبىِ خصمانه، آفت هدايتیافتگی است و نفعى براى انسان ندارد. گاهى نيز اطلاعات خود را گسترده میکنیم تا دائم از ديگران اشكال بگيريم این در اسلام نهی شده و در روایت داریم که رسول خداص فرمودند: «وَ أَوْرَعُ النَّاسِ: مَنْ تَرَكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كَانَ مُحِقّاً.»[1] پارساترين مردم كسى است كه مراء را ترك نمايد و اگر چه حقّ با او باشد. از حضرت على ع داریم «ثَمَرَةُ الْمِرَاءِ الشَّحْنَاء» ميوهی مراء دشمنى است . چون تو حرف خود را مىگوئى او هم حرف خود را مىگويد، بى آنكه رجوع به خيرى در كار باشد و یا حضرت میفرمایند: «مَنْ عَوَّدَ نَفْسَهُ الْمِرَاءَ صَارَ دَيْدَنَهُ» كسى كه خود را به مراء عادت دهد خُلق و خوى او تغییر میکند و لذا عاقل بايد براى سلامت دل و جان خود و حفظ شخصيت و حرمتش از مراء بپرهيزد. امیر مؤمنان ع میفرمایند: «إِيَّاكُمْ وَ الْمِرَاءَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَ يَنْبُتُ عَلَيْهِمَا النِّفَاق»[2] از مراء و خصومت بپرهیزید که این دو دلهای برادران را بیمار میکند و نفاق را میرویاند. از زبان چند نفر از صحابه داریم: «خَرَجَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ ص يَوْماً وَ نَحْنُ نَتَمَارَى فِي شَيْءٍ مِنْ أَمْرِ الدِّينِ فَغَضِبَ غَضَباً شَدِيداً لَمْ يَغْضَبْ مِثْلَهُ ثُمَّ قَالَ «إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِهَذَا ذَرُوا الْمِرَاءَ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يُمَارِي ذَرُوا الْمِرَاءَ فَإنَّ الْمُمَارِيَ قَدْ تَمَّتْ خَسَارَتُهُ ذَرُوا الْمِرَاءَ فَإِنَّ الْمُمَارِيَ لَا أَشْفَعُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ذَرُوا الْمِرَاءَ فَأَنَا زَعِيمٌ بِثَلَاثَةِ أَبْيَاتٍ فِي الْجَنَّةِ فِي رِيَاضِهَا وَ أَوْسَطِهَا وَ أَعْلَاهَا لِمَنْ تَرَكَ الْمِرَاءَ وَ هُوَ صَادِقٌ ذَرُوا الْمِرَاءَ فَإِنَّ أَوَّلَ مَا نَهَانِي عَنْهُ رَبِّي بَعْدَ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ الْمِرَاء»[3] روزى پيغمبر اكرم ص بر ما وارد شدند در حالىكه مشغول مراء در يك مسئلهی دينى بوديم، پيغمبرص به شدت غضبناك شدند كه آن حضرت را تا آن زمان آنگونه نديده بوديم. سپس فرمود: اقوام قبل از شما به خاطر همين کارها هلاك شدند. مراء را رها كنيد كه مؤمن مراء نمى كند، مراء را رها كنيد زيرا مراءكننده گرفتار خسارت كامل مىشود، مراء را رها كنيد كه من روز قيامت براى مراءكننده شفاعت نمى كنم ، مراء را رها كنيد كه هركس آن را رها كند هرچند حق بگويد من ضامن سه خانهی بهشتى براى او هستم؛ خآنهاى در رياض بهشت و خآنهاى در وسط و خآنهاى در بالاى بهشت. مراء را رها كنيد كه اولين چيزى كه خداوند بعد از بت پرستى مرا از آن نهى كرد مراء است. ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۳:۱۴, ۲۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
دوست عزیز یه توضیح میدی مراء و جدال دقیقا چیه؟؟ ما قل و دل یا حق |
|||
|
|
۲۳:۲۹, ۲۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:سلام سلام الجدال المفاوضة على سبيل المنازعة و المغالبة گفت و گو به شيوه كشمكش و برترى جويى را جدل نامند. مرحوم مظفر درباره معنى اين واژه مى نويسد: سختى و ستيزه جويى در خصومت و دشمنى به وسيله گفتار كه غالبا با به كار بستن نيرنگ كه گاهى دور از عدل و انصاف است ، همراه مى شود؛ لذا شريعت مقدس اسلام آن را نهى نموده است مراء يعني رد كردن سخن ديگري و اثبات برتري خود، بدين سان كه وقتي انسان اشتباهي مي كند حاضر نمي شود به اشتباه خود اعتراف كند و سخن خود را با مطلب نادرست ديگري توجيه مي كند و درصدد ترميم آن بر مي آيد و اين كار را مرتبا انجام مي گيرد. چون هر بار كه انسان بر اشتباه خود پاي مي فشرد، طرف مقابل نيز كه مي نگرد ديگري مطلب باطلي را حق جلوه مي دهد در رد سخن او پافشاري مي كند. یاعلی. |
|||
|
|
۲۳:۳۸, ۲۰/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۲ ۲۳:۳۸ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
با عرض پوزش خدمت نویسنده تاپیک
راستش من معنی مراء و مصداق های اون رو نمیدونستم موضوع واقعا به درد این تالار میخوره البته فکر کنم ما جدال مناسب هم داریم اما این سبک جدال یکی از بدترین نوع جدال و آفت سایت هایی مثل همین سایت میتونه باشه جدال هم مثل سایر روابط اجتماعی باید جوری باشه که حق ناس و حق الله رعایت بشه و مثلا توش دلشکستن نباشه و این واقعا سخته تعیین مرز جدال صحیح و مراء |
|||
|
|
۰:۱۶, ۲۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:البته فکر کنم ما جدال مناسب هم داریم سلام خدمت برادر گرانقدر بله داریم جدال احسن و برادر پرستیژ قبلا تاپیکشو زده بودن جدال احسن نقل قول:جدال هم مثل سایر روابط اجتماعی باید جوری باشه که حق ناس و حق الله رعایت بشه و مثلا توش دلشکستن نباشه مطلب خوبی گفتید دقیقا این مطلب را توجه کنید و نمیگم در سایت ها هست یا نه!؟ان شاءالله نباشد ولی باید بدان توجه ویژه کنیم و اول از همه خودمو میگم نقل قول: زیرا تحقيقى كه براى اثباتِ مهمتر بودن محقق صورت پذيرد، جان را نورانى نمىكند. حتى ممكن است به سراغ قرآن مجيد برويم و آيات مختلف آن را بررسى كنيم تا به رقيبمان ثابت كنيم نظرش اشتباه است و سواد خودمان را به رخ او بكشيم. یاعلی. |
|||
|
|
۱۴:۵۸, ۲۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم ص آمده است: «ذَرُوا الْمِرَاءَ فَإِنَّهُ لَا تُفْهَمُ حِكْمَتُهُ وَ لَا تُؤْمَنُ فِتْنَتُه»[4] مراء را ترك كنيد چرا كه حكمتى از آن فهميده نمى شود و از فتنهی آن در امان نخواهيد بود. از امام صادق ع آمده : «الْمِرَاءُ دَاءٌ رَدِيٌّ وَ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ خَصْلَةٌ شَرٌّ مِنْهُ وَ هُوَ خُلُقُ إِبْلِيسَ وَ نِسْبَتُهُ فَلَا يُمَارِي فِي أَيِّ حَالٍ كَانَ إِلَّا مَنْ كَانَ جَاهِلًا بِنَفْسِهِ وَ بِغَيْرِهِ مَحْرُوماً مِنْ حَقَائِقِ الدِّين»[5] مراء درد بدى است و هيچ صفتى براى انسان بدتر از آن نيست و آن، اخلاق ابليس و منسوبين به او است و هيچكس در هيچ حالى مراء نمىكند مگر كسى كه نسبت به موقعيت خود و ديگران جاهل است و از حقايق دين محروم مىباشد. در حديثى آمده است كه مردى به امام حسين ع عرض كرد بنشين تا در مسائل دينى با يكديگر مناظره كنيم . امام در پاسخ او فرمود: «يَا هَذَا أَنَا بَصِيرٌ بِدِينِي مَكْشُوفٌ عَلَيَّ هُدَايَ فَإِنْ كُنْتَ جَاهِلًا بِدِينِكَ فَاذْهَبْ وَ اطْلُبْهُ مَا لِي وَ لِلْمُمَارَاةِ وَ إِنَّ الشَّيْطَانَ لَيُوَسْوِسُ لِلرَّجُلِ وَ يُنَاجِيهِ وَ يَقُولُ نَاظِرِ النَّاسَ فِي الدِّينِ كَيْلَا يَظُنُّوا بِكَ الْعَجْزَ وَ الْجَهْلَ»[6] اى مرد! من نسبت به دينم آگاهم و هدايتم براى من روشن است تو اگر نسبت به دينت جاهل هستى برو و تحقيق كن، مرا با مراء چكار و (بدان ) شيطان پيوسته انسان را وسوسه مى كند و در گوش او مى گويد با مردم مناظره و جر و بحث در دين كن تا گمان نكنند تو جاهل و ناتوان هستى. اين بحث را با حديث ديگرى از پيغمبر اكرم ص ادامه مى دهيم كه فرمودند: «لَا يُؤْمِنُ رَجُلٌ حَتَّى يُحِبَّ أَهْلَ بَيْتِي وَ حَتَّى يَدَعَ الْمِرَاءَ وَ هُوَ مُحِقٌّ»؛[7] هيچكس ايمان نمىآورد تا اينكه اهل بيت مرا دوست بدارد و مراء را هرچند حق با او باشد ترك كند. ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۶:۲۳, ۲۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۲۱/مهر/۹۲ ۰:۱۶)مهدی 313 نوشته است: سلام خدمت برادر گرانقدرسلام عذر میخام، من خانم هستم، اشتباه متوجه شدید (۲۱/مهر/۹۲ ۰:۱۶)مهدی 313 نوشته است: بله داریم جدال احسن و برادر پرستیژ قبلا تاپیکشو زده بودنممنون این قسمت خیلی مرتبط بود اینجاهم کپی میکنم نقل قول:پـیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : من یاد تاپیک آقای املشی " توهم دانایی در عین بی خبری " افتادم موضاعاتی هستند که سلسله وار بهم مرتبطند و حتی به روانشانسی شخصیت هم ربط داره نقل قول:مشکلشان جای دیگری است و خودشان هم نمیدانند. |
|||
|
|
۱۶:۳۷, ۲۱/مهر/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام اطلاع نداشتم خانم هستید گفتم برادر ،عذر مرا بپذیرید ،شرمنده ![]() نقل قول:من یاد تاپیک آقای املشی " توهم دانایی در عین بی خبری " افتادم فقط در پست بالا که اشاره کردید که اقا مجید زده بودند منظور بدون دانستن نظر دادن و اینکه طرف توهم دانستن میزد ولی مراء نقل قول: پارساترين مردم كسى است كه مراء را ترك نمايد و اگر چه حقّ با او باشد. حتی بعضی مواقع حق هم با طرفی است و می داند حتی ولی نقل قول:تو حرف خود را مىگوئى او هم حرف خود را مىگويد، بى آنكه رجوع به خيرى در كار باشد و نتیجه اش نقل قول:از حضرت على ع داریم «ثَمَرَةُ الْمِرَاءِ الشَّحْنَاء» ميوهی مراء دشمنى است . یاعلی. |
|||
|
|
۱۷:۲۱, ۲۱/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۲ ۱۷:۳۲ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
از قدیم گفتن درخت هرچه پربارتر، سربه زیر تر. یک مثال کوچک بزنم که گاهی اهل علم چگونه غرور برشان میدارد و خود را عقل کل میدانند. دیروز برای انجام ماموریت کاری با هواپیما عازم شیراز بودم و در حال پرواز، مسافری که مجاور بنده نشسته بود و مردی میانسال بود باب گفتگو با بنده را باز کرد و خود را شخصی به نام ساعی و استاد دانشگاه در رشته جامعه شناسی و تحصیل کرده آمریکا نامید که هم در جامعه شناسی دستی دارد و هم در بیزینس و بحث که بالا گرفت و به سیاست و اجتماع و فرهنگ و مذهب رسید ایشان خود را شخصی تابع سکولاریسم دانست که ادعا داشت که مذهب متعلق به درون خانه هاست و نه اجتماع و هرچه هم که بنده اصرار کردم که اسلام دینی حکومتی میباشد به این دلیل که در آن صراحتا برای برخی گناهان، حکم صادر شده و نه تنها برای مجازات گناهکاران بلکه برای خیلی از امور زندگی دیگر احکامی داده شده که فقط زمانی قابل اجراست که حکومت اسلامی باشد پس در نتیجه اسلام دین گوشه خانه نیست مذهبی کاملا اجتماعی میباشد، ایشان قبول نمیکرد و بنده هم ادامه میدادم که حالا درسته برخی مانند سلفیها از آن سواستفاده میکنند برای تخریب اسلام و با تندروی و برداشت شخصی از اسلام، چهره اسلام را در اذهان عمومی تخریب میکنند ولی حقیقت اسلام این است که به سعادت بشر میاندیشد و همینطور ادامه دادم تا اینکه ایشان به زبان بی زبانی گفت که مذهب و اطاعت از فرآمین مذهبی مخصوص انسانهای سطح پایین و با سواد پایین است و افرادی که کتاب میخوانند دیگر دنبال مذهب و این حرفها نیستند. ایشان میگفت به آینده بسیار امیدوار است چون مردم به خصوص جوانان در حال روشن شدن هستند که بله مذهب دیگر به درد نمیخورد و از آنطرف بنده هم میگفتم که جوانان اکثر در حال افتادن به ورطه فساد و تباهی و کفر میباشند و شما اینرا راه سعادت انسان میدانید و ایشان میگفت بشر آزاد است تا جایی که به دیگران صدمه نزند هرکار که دوست دارد انجام دهد و مذهب دست و پای انسانها را میبندد و باعث سلب آزادی میشود ولی ایشان این اتفاقات را عادی و حتی مثبت میدانست و میگفت اینها لازمه پیشرفت است !!!!! ایشان الگوی خود را کشورهای غربی به خصوص سوئیس به دلیل اینکه به گفته خودش مدتی در آنجا زندگی میکرده، میدانست و خود را شخصی به نام ساعی معرفی کرد که نویسنده کتاب (( من و سوئیس)) است و به بنده هم سفارش کرد که حتما این کتاب را بخرم و بخوانم تا با افکارش بیشتر اشنا شوم. ایشون مدام به صورت غیر مستقیم تاکید داشت که شخصی با دانش بالا در حوزه تحصیلی خود میباشد و وقتی بنده راجب به بعضی مسائل روز و تاریخی با ایشان صحبت کردم به نوعی با زبان بی زبانی گفت که چون مثلا بنده در حوزه سیاست یا تاریخ مدرک تحصیلی ندارم پس نباید راجب به سیاست و تاریخ قضاوت کنم!!!!!!!!!!!!! یعنی ایشان درک و فهم و دانش را فقط در خواندن چند کتاب دانشگاهی و غیر دانشگاهی میدانست و هر شخصی که مثلا مدرک دانشگاهی در حوزه ای نداشته باشد حق ندارد که در مورد آن مطلب صحبت کند حالا چه اجتماعی چه فرهنگی و چه سیاسی. حال از اینها که بگذریم ایشان ادعا داشت که به عنوان یک جامعه شناس، جوامع اروپایی و آمریکایی بسیار تکامل یافته میباشند و در آنها جرمی وجود ندارد یا اگر وجود دارد بسیار کم است و دائم از سوئیس مثال میزد. بعد که بنده به او گفتم که شما که انقدر از سوئیس و فرهنگ بالای مردمش صحبت میکنید هیچ میدانید که فاسد ترین سیستم بانکداری دنیا در سوئیس وجود دارد و اکثر سران مافیا یا کارتلهای بزرگ موادمخدر و خیلی از تروریستها، از حسابهای بانکی سوئیس برای پولشویی استفاده میکنند که ایشان به نوعی به بنده گفتند که چون از اقتصاد سررشته ای ندارند نمیتوانند در اینباره اظهار نظر کنند. استدلال ایشون به نوعی اینگونه بود که حتی اگر میخواهی صحبت کنی باید مدرک دانشگاهی ادبیات داشته باشی و اگر نداری نباید حتی صحبت کنی !!!!!!!!! به هر حال ایشون سوئیس را و کشورهای اروپایی دیگر را به نوعی کعبه آمال خود و بهشت روی زمین میدانست و دائم صحبت از فرهنگ بالای آنها میکرد و اینکه افرادی که دنبال مذهب هستند تندرو هستند و از این حرفها و بنده هم در مخالفت با ایشان دائم مثال میاورم که بالاخره هواپیما فرود آمد و به قسمت جالب ماجرا میرسیم. زمانی که هواپیما به زمین نشست این آقای مغرور که خود را استاد دانشگاه و نویسنده کتاب من و سوئیس میدانست و افرادی که دنبال مذهب هستند را عامی میدانست خیلی راحت دستمالی که با ان دست و دهان خود را پاک کرده بود روی صندلی هواپیما رها کرد و رفت و بنده در دل خود به افرادی مانند او که خود را روشنفکر میدانند و مردم دیگر را عامی، خندیدم که گاهی اوقات انسانها چقدر وهم برشان میدارد و غرور میگیردشان و خودبزرگ پندار میشوند در حالیکه هیچ نیستند و اولین آداب و فرهنگ زندگی عمومی را هم نمیدانند یا فرآموش میکنند و یا شاید هم فکر میکنند که برای برداشتن آشغال خود از روی صندلی هواپیما باید مدرک دانشگاهی جمع کردن آشغال از روی صندلی هواپیما داشته باشند. به هر حال شما فکر کنید دانشجویی که از زیر دست استادانی سکولار مانند اینها بیرون میاید دیگر چه انتظاری میتوان از انها داشت. بیخود نبود که رهبری تشخیص دادند که برخی از دروس مربوط به علوم انسانی یا حذف شوند یا تعدیل شوند. و نکته آخر اینکه حرفهای ایشون بسیار شبیه به حرفهای بعضی کاربران اینجا بود که هر منتقدی را و هرشخصی که مذهبی فکر میکند یا اندیشه اسلامی واقعی دارد را تندرو میدانند و هرشخصی را که کشورهای غربی را بت کند و بپرستد و تفکرات سکولاری و لائیک داشته باشد را روشنفکر و دانا و اهل علم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









