|
انگیزه علم جویی و بر حذر داشتن از خودنمایی ،جدل،و مراء....
|
|
۱۴:۳۲, ۲۰/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۲ ۲۲:۵۸ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تاپیک شرح قسمتی از توصیهی امیرالمؤمنین«علیهالسلام» به فرزندشان در رابطه با انگیزهی علمجویی و برحذرداشتن او از اینکه بخواهد در علمجویی گرفتار روحیهی خودنمایی و مراء و جدال گردد و بتوانیم به عنوان یک توصیهی مستقل از ان استفاده کنیم. آفت علمی که مراء افزاید حضرت مىفرمايند: فرزندم! اگر مىخواهى خودت تحقيق كنى و علمِ لازم جهت ادامهی زندگیات را خودت کسب کنی مانعی نیست ولی مواظب باش به بهانهی عالِمشدن در گرداب شبهات غرق نگردی و در ورطهی مجادلات و مراءهای برتریطلبانه گرفتار نشوی. «فَلْيَكُنْ طَلَبُكَ ذلكَ بِتَفَهُّمٍ وَ تَعَلُّمٍ لابِتَوَرُّطِ الشُّبُهاتِ وَ عُلُوِّ الْخُصوُماتِ» به گونهاى به دنبال دانایی مباش که ناخودآگاه در ورطهی شك و شبهه بيفتى و یا به حالت خودبرتربينى گرفتار شوی. زیرا تحقيقى كه براى اثباتِ مهمتر بودن محقق صورت پذيرد، جان را نورانى نمىكند. حتى ممكن است به سراغ قرآن مجيد برويم و آيات مختلف آن را بررسى كنيم تا به رقيبمان ثابت كنيم نظرش اشتباه است و سواد خودمان را به رخ او بكشيم. ان شاءالله ادامه دارد..... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۰۶, ۲۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۲ ۲۳:۲۸ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مراء؛ حجاب حقیقت تأكيدهاى فراوانی كه در آيات قرآن و روايات متواتر اسلامى در مذمت جدال و مراء و جرّ و بحثهاى پرخاشگرانه وارد شده به خاطر آن است كه اوّلا: نخستين اثر منفى اين كار پردهافكندن بر چهرهی حقايق است و بدترين حجاب را ميان انسان و درك حقايق ايجاد مىكند به گونهاى كه بعضاً واضحترين بديهيات انکار میشود و اين نيست مگر به خاطر اينكه انسان وقتى مشغول مراء و جدال مى شود همهچيز را غير از آنچه خودش مىگويد، انكار مىكند. اينكه در بعضى از روايات فوق خوانديم مراء، قلب را بيمار مىكند ممكن است اشاره به همين معنى باشد زيرا قلب به معنى عقل است و بيمارى عقل به معنى عدم درك حقايق میباشد. و نيز اگر در حديث اميرمؤمنان على ع آمده كسانى كه به جدال روى آورند كارشان به كفر مىكشد و يا اينكه جدال موجب شك در دين خدا و فساد يقين مى گردد، همهی اينها اشارهی لطيفى است به آنچه در بالا گفته شد. ديگر از آثار منفى اين اخلاق رذيله ايجاد عداوت و دشمنى در ميان دوستان و فراموشى ياد خدا و كشيدهشدن به انواع دروغها است كه در احاديث گذشته به آنها اشاره شده بود دليل آن هم روشن است زيرا كسى كه مى خواهد با جدال و مراء بر دوستان خود غلبه كند و برترى بجويد آنها را بر ضدّ خود تحريك مىكند و غالبا گفتار آنها به تحقير و دشنامدادن به يكديگر مىكشد و اينها بدترين اسباب نفاق و جدائى است حتّى گاهى براى توجيه سخنان خود به انواع دروغها متوسّل مىشوند كه اين خود بلاى بزرگ ديگرى است و مجموع اينها سبب مىشود كه انسان از خدا دور گردد و در دام شيطان گرفتار شود و به هلاكت معنوى بيفتد. ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۶:۳۷, ۲۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به همين دليل در احاديث گذشته خوانديم كه انسان به حقيقت ايمان دست نمى يابد تا زمانى كه مراء و جدال را ترك گويد هر چند خود را بر حق بداند زيرا سخنان ستيزه جويانه در مسائل حق نيز سبب انواع خصومتها و عداوتها است و گاه انسان را به انواع گناهان ديگر مانند تحقير مؤمن و اهانت از طريق سخن يا اشارات دست و چشم و ابرو و دروغ و كذب و تكبّر و برترى جوئى آلوده مى كند. چه بهتر كه انسان مسائل خود را با ديگران با محبّت و دوستى و تواضع و مهربانى و با انگیزهی جستجوی حق برگزار كند كه هم از علم و دانش آنها بهره گيرد و هم آنها از علم و دانش او بهرهمند شوند و با كمك يكديگر بتوانند مطالب پيچيده را بشكافند و به واقعيّتها برسند و اين همان جدال بر حق است . از عوامل مهّم جدال و مراء كبر و غرور است كه به انسان اجازه نمىدهد به آسانى در برابر حق تسليم شود و او را وادار مىكند كه براى حفظ برترىجويىِ خود حق را از طريق جدال و مراء انكار نمايد. لذا در حديثى از امام صادق ع از پدران بزرگوارشان نقل شده است كه فرمود: «إِنَّ مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ يَرْضَى الرَّجُلُ بِالْمَجْلِسِ دُونَ الْمَجْلِسِ وَ أَنْ يُسَلِّمَ عَلَى مَنْ يَلْقَى وَ أَنْ يَتْرُكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كَانَ مُحِقّاً وَ لَا يُحِبَّ أَنْ يُحْمَدَ عَلَى التَّقْوَى»[8] در اين حديث؛ امام چهار چيز را نشانهی تواضع دانستهاند: نشستن در هر جاى مجلس كه ميسّر باشد و سلامكردن بر هركسى كه ملاقات مىكند و ترك مراء هرچند حق با او باشد و عدم خشنودى از ستايش ستايشگران در برابر تقوا. ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۵:۰۸, ۳۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
يكى ديگر از انگيزه هاى جدال و مراء آن است که انسان بخواهد فضيلت خويش را به بقیه نشان دهد يا بخواهد در برابر ارباب فضل جايى براى خود بگشايد، در این رابطه از امام حسين ع داریم كه فرمودند: «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَيُوَسْوِسُ لِلرَّجُلِ وَ يُنَاجِيهِ وَ يَقُولُ نَاظِرِ النَّاسَ فِي الدِّينِ كَيْلَا يَظُنُّوا بِكَ الْعَجْزَ وَ الْجَهْل»[9] شيطان پيوسته انسان را وسوسه مىكند و در گوش او مىخواند و مىگويد با مردم در امر دين مناظره كن تا گمان نكنند تو عاجز و نادانى. نفرین امام بر اهل مراء امام صادق ع طالبان علم را به سه گروه تقسيم مىكنند؛ گروهى براى جدال و مراء طالب علماند و گروهى براى فخرفروشى بر مردم و گروه ديگرى براى فهميدن و انديشيدن. سپس در توصيف گروه اوّل مىفرمايد: «فَصَاحِبُ الْجَهْلِ وَ الْمِرَاءِ مُوذٍ مُمَارٍ مُتَعَرِّضٌ لِلْمَقَالِ فِي أَنْدِيَةِ الرِّجَال»؛ آنكس كه علم را براى جدال و مراء مىطلبد سخنانش آزاردهنده و پرخاشگرانه است، در مجالسى كه شخصيتها حضور دارند سخن مىگويد و خودنمايى و اظهار فضل مىكند و در پايان حديث امام ع به او نفرين مىكنند و مىگويند: «فَدَقَّ اللَّهُ مِنْ هَذَا خَيْشُومَهُ»؛ خداوند بينى او را بر خاك بمالد. از ديگر انگيزههاى مراء جهل و نادانى نسبت به مقام خويشتن و ديگران است چرا که مراءکننده خود را بزرگترين و عالمترين مىپندارد و ديگران را جاهل و نادان. لذا در حديثى كه قبلا از امام صادق ع نقل كرديم بعد از آنكه امام ع مراء را يك بيمارى دردناك مىشمرند و آن را از صفتهای شيطانى معرّفى مىكنند مىفرمايند: «فَلَا يُمَارِي فِي أَيِّ حَالٍ كَانَ إِلَّا مَنْ كَانَ جَاهِلًا بِنَفْسِهِ وَ بِغَيْرِهِ»؛ هيچكس در هيچ حالى مراء نمىكند مگر آنكه نسبت به موقعيّت خود و ديگران جاهل است ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۴:۱۸, ۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
انتقامجوئى و حَسد، دو انگيزهی ديگر از انگيزههاى جدالکنندگان و مراءجویان است؛ براى اينكه آبروى طرف مقابل را ببرند و از او انتقام بگيرند و حسادت خود را اعمال نمايند و از قدر و مقام او در نظرها بكاهند متوسّل به جر و بحثهاى توأم با توهين و تحقير مىشوند تا از اين طريق آبى بر آتش كينه و حَسد كه در دلشان نهفته است بپاشند. همچنان که تعصب و لجاجت نيز از عوامل مهم جدال و مراء است، چرا كه اشخاص متعصّب و لجوج حاضر نيستند به آسانى دست از عقائد فاسد خود بردارند لذا روى آن مىايستند و پيوسته جرّ و بحث مىكنند، آسمان و ريسمان را به هم مىبافند و به هر حشيشى متشبث مىشوند تا اعتقاد فاسد خود را بر كرسى بنشانند. كوتاه سخن اينكه عوامل منفى فراوانى دست بهدست هم مىدهد و انسان را به مراء و جرّ و بحثهاى دور از ادب و انسانيّت و انصاف مىكشاند و او را وادار مىكند كه با لجاجت و سرسختى در برابر حق بايستد و در برابر باطل دفاع كند. قرآن در مورد مراء مى فرمايد: «أَلا إِنَّ الَّذينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفي ضَلالٍ بَعيد»[10] آگاه باشيد آنها كه در وجود قيامت مراء مىكنند در گمراهى عميقى هستند. هرگاه حالت مراء و به تعبير روايات، جدال غير اَحْسن در درون انسان ريشه بدواند، و به صورت خُلق و خُوى او درآيد، دين و ايمان و تقوای چنين انسانى در مخاطره قرار مىگيرد، و لازم است براى نجات از خطراتى که ناشى از اين صفت رذيله است دست به كار شود و آن را درمان كند، و خود را از شرّ آن رهايى بخشد. نخستين راه درمان كه شايد جزء مقدّمات يا يك عامل تسكين دهنده محسوب شود تا به درمان عمقى بپردازد، اختيار سكوت است، در هر جا كه احتمال مىدهد مراء در میان آید سکوت را اختیار کند و هرگاه اين سكوت را مدّتى ادامه داد، و به اصطلاح دندان برجگر بگذارد و مشكلاتش را تحمل كند، زمينهی بسيار مساعدى براى درمان نهايى فراهم مىشود. ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۰:۳۶, ۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دورى از افراد لجوج و متعصب و پرهيز از گفتگو با اينگونه افراد كه خواه ناخواه انسان را به مراء و جدال مىكشاند يكى ديگر از راههاى درمان مراء است. در حديثى از اميرمؤمنان على ع مىخوانيم: «مَنْ جَالَسَ الْجَاهِلَ فَلْيَسْتَعِدَّ لِقِيلٍ وَ قَال»[11] كسى كه با آدم جاهل همنشين شود بايد آمادهی قيل و قال و جدال و مراء باشد. نقطهی مقابل مراء و جدال، انصاف در بحث است، يعنى انسان به سخنان ديگران آن گونه بنگرد كه به سخنان خويش مىنگرد و از سخن دیگران همان گونه دفاع كند كه از سخن خويش دفاع مىكند و به تعبير ديگر طالب حق باشد و آن را در نزد هركس و هرجا بيابد پذيرا شود هرچند گويندهی حق يك فرد عادى باشد و او عالمى بزرگ و پُرآوازه، تا آنجا که حتّى اگر كودكى يا كافر و ظالمى هم سخن حقى بگويد آن را بپذيرد. در حديث معروفى مىخوانيم كه امام صادق ع فرمودند: «سَيِّدُ الْأَعْمَالِ ثَلَاثَةٌ؛ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ حَتَّى لَا تَرْضَى بِشَيْءٍ إِلَّا رَضِيتَ لَهُمْ مِثْلَهُ وَ مُوَاسَاتُكَ الْأَخَ فِي الْمَالِ وَ ذِكْرُ اللَّهِ عَلَى كُلِّ حَال»[12] برترين اعمال سه چيز است: رعايت انصاف در حق مردم نسبت به خويشتن تا آنجا كه چيزى را براى خود نخواهى مگر اينكه همانندش را براى آنها بخواهى و مواسات با برادر دينى در مال و ذكر خدا در هر حال. جالب اينكه در بعضى از روايات مى بينيم كه امام صادق ع هنگامى كه چهارخانهی بهشتى را در برابر چهار عمل تضمين مىكنند ترك مراء را سوّمين عمل و انصافدادن در برابر مردم را چهارمين عمل بر مىشمرند كه ممكن است اشارهاى به انصاف در سخن بوده باشد. ان شاءالله ادامه دارد.... |
|||
|
|
۱:۵۵, ۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مراء؛ دروازهی ورود به اخلاق رذیله اساتید اخلاق يكي از شاخههاي خودپسندي را مراء میدانند. مراء و جدال يعني حالتی که انسان بخواهد حرفش را به هر صورتی شده بر كرسي بنشاند با این فرض که از ابتدا در مورد موضوع مورد بحث قضاوت خود را کرده و حالا به دنبال اثبات آن است، بدون آنكه ابتدا از طرف مقابل سؤال کند که آیا برداشت او از آن سخن درست است و یا منظور گوینده چیز دیگری بوده است. «مراء» يعني حرف را بردن و آوردن! مرتب بگويد دو دفعه بشنود و بگرداند دو مرتبه بگويد و كوتاه نيايد. قرآن ميگويد مراء و جدال از آن شيطان است كه به تو وسوسه ميكند. «إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ»[13] شيطان دوستان خود را به مراء و جدال با شما واميدارد. لذا هركس در زندگي خود سعی در مراء و جدال دارد بداند شيطان دوست او، و او دوست شيطان است و بداند كه مراء و جدال كار شيطاني است نه كار رحماني. فقيه بزرگ شيعه، شهيد ثانى در كتاب «منيةالمريد فى آداب المفيد والمستفيد» در آفات و نتايج سوء مراء و جدال مىگويد: «بايد متوجه باشيم مناظرهاى كه به منظور غلبه بر ديگران و اسكات طرف و تمايل به اظهار فضل صورت مىگيرد، منبع و سرچشمهی همهی خوىها و رفتارهايى است كه از نظر خداوند متعال ناستوده ولى از ديدگاه ابليس ستوده است. همانگونه كه اگر كسى ميان شرب خمر و ساير گناهان و زشتكارىها مخيّر باشد و شرب خمر را به خاطر ناچيزشمردن جرم آن، بر ديگر گناهان ترجيح دهد و در نتيجهی همين گناه به طرف گناهان ديگر كشيده شود، همينگونه نيز اگر بر روحيهی كسى حس علاقه به غلبه بر ديگران و اسكات آنها در مناظره و جاهطلبى و مباهات بر ديگران چيره و مستولى گردد، اينگونه تمايلات او را به اظهار و ارتكاب علنى تمام پليدىها سوق مىدهد و بايد دانست كه جدالِ غيرِ احسن و مراء دروازهی ورود به آفات فراوان اخلاقی و روحی است». ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۱:۲۳, ۹/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۲ ۲۱:۲۶ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امام باقرع میفرمایند: «مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِيُبَاهِيَ بِهِ الْعُلَمَاءَ أَوْ يُمَارِيَ بِهِ السُّفَهَاءَ أَوْ يَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَيْهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»[14] هرکس علم بجوید، تا به وسیلهی آن بر دانشمندان مباهات و فخرفروشی کند، یا با سفیهان، ممارات و جرّ و بحث نماید، یا چهرهها را به سوی خود برگرداند، جای خود را در دوزخ آماده سازد. شیوهی مراء، ناشی از عدم صداقت است و مفهوم آن ، به تعبیر مرحوم نراقی: عبارت است از طعن در سخن دیگری برای آشکارساختن خلل آن، و هدفی جز تحقیر و توهین نیست و مرائی، میخواهد برتری هوش خود را بنمایاند. سیرهی ائمهی دین در اینکه چه وقت با دشمن، بحث میکردند و چه موقع، از بحث اعراض مینمودند و در چه شرائطی سکوت میکردند جهت روشنشدن بحث بسیار مهم است. اگر بحث، برای افزایش معرفت و ارشاد گمراهان به نیت کشف حقیقت باشد، خوب است. گرچه شنیدن حرف مخالف، دشوار است، اما تحملکردن و صبوربودن و از کوره، درنرفتن، شجاعت است. تحملناپذیری نسبت به افکار دیگران، راه را به روی یک بحث آزاد و مناظرهی سالم میبندد و تکفیر و تفسیق و تهدید، هیچوقت جلوی فکری را نمیگیرد و اندیشهای را از رسوخ و نفوذ، باز نمیدارد. لیکن؛ باید آمادگی قبول و حسن نیت و قدرت درک طرف مقابل را سنجید و به همان میزان، پیش رفت. به گفتهی فردوسی: مجال سخن تا نیابی، مگوی.....چو میدان نبینی، نگهدار، گوی اگر استعداد پذیرش نباشد، قویترین بحّاث هم کاری از پیش نمیبرد و تیغش در میدان جدل نمیبُرد و اگر لجاجت و عناد در کار باشد که بدتر! به قول سعدی: فهم سخن چون نکند مستمع.......قوت طبع، از متکلم مجوی فسحت میدان ارادت بیار .........تا بزند مرد سخنگوی، گوی ان شاءالله ادامه دارد.... |
|||
|
|
۱۸:۰۰, ۲۱/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۲ ۱۸:۰۳ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
- توصیهی امام صادق ع چنین است: «با مردم مخاصمه نکنید، مردم اگر توانائی داشته باشند که ما را دوست بدارند، دوست میدارند، خداوند از مردم میثاق و پیمان گرفته و کسی در آن میثاق، هرگز کم و زیاد نمیتواند بکند»[15] یعنی بر سر مسائل مکتبی و اعتقادی و پذیرش ولایت ائمه هم، نباید با دیگران که فاقد زمینهی لازماند جرّ و بحث و دعوا کرد.
ادب مناظره مرحوم فیص کاشانی برای مناظره، شروط و آدابی برمیشمارد به قرار زیر: 1. هدف باید، رسیدن به حق و آشکارشدن آن باشد، نه آشکارشدن درستی نظر من و فراوانی علم! که این، مراء است و از آن نهی شده است. قصد حق از آنجا دانسته می شود که امید تأثیر و پذیرش در طرف باشد، و اگر انسان بداند که صحبت بیتأثیر است و طرف از رأی خود بر نمیگردد، این مناظره جایز نیست، چون آفاتی بر آن مترتب میشود. 2. مناظرهکننده، صاحبنظر در مسئله باشد و اگر حق بر زبان طرف مقابل جاری شد، از موضع فکری خود، به رأی طرف مقابل عدول کند. 3. اَهم و مهم مسئله و ضرورت بحث و مجادله را محاسبه کند و سپس وارد بحث شود. 4. مناظره، کمتر در ملأ عام باشد، زیرا در حضور مردم، انگیزههای ریا و حرص و برتریجوئی بیشتر آشکار میشود و عمل میکند. 5-در پیجوئی حق، مثل آن باشد که دنبال گمشدهای است که اگر یافت، خوشحال شود، هرچند در کلام حریف باشد و او را یاور خویش در یافتن گمشده ببیند، نه دشمن. 6. هرگاه رقیب میخواهد از سؤالی به سؤالی و از دلیلی به دلیلی دیگر منتقل شود، جلوگیر نشود، بلکه او را در رسیدن به مقصود و نکتهی مورد نظر، یاری کند. 7. با کسانی مناظره کند که استقلال علمی دارند، تا اگر جویای حق است، از آنان بهره ببرد. بسیاری از افراد از بحث و مناظره با زبردستان و پختگان پرهیز میکنند، تا مبادا حقی بر زبان آنان جاری شود، بلکه بیشتر علاقهمند به بحث با افراد پائینتر و ضعیفترند تا باطل خود را ترویج کنند.[16] ان شاءالله ادامه دارد...... |
|||
|
|
۲۲:۴۸, ۲۹/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۲ ۲۳:۰۰ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
جدال احسن و بحث آزاد، کار هرکس نیست. هم سعهی صدر و وسعت نظر میخواهد، هم تسلط بر مطلب، هم قدرت بر استدلال لازم دارد، هم حوصلهی نتیجهگیری. امامان معصوم ع به ما تذکر دادهاند که هرگاه انسان با دانشمندى مراء كند، وى پى مىبرد كه آن فرد در جست و جوى علم نيست و دانش خويش را عرضه نمىكند و اگر با جاهل مراء كند، جاهل او را خوار و پست مىسازد؛ پس انسان در هر دو صورت بايد از اين عمل بپرهيزد. امام صادق ع از وصيت ورقه بن نوفل بن خديجه مىفرمايد: «لَا تُمَارِي جَاهِلًا وَ لَا عَالِماً فَإِنَّكِ مَتَى مَارَيْتِ جَاهِلًا أَذَلَّكِ وَ مَتَى مَارَيْتِ عَالِماً مَنَعَكِ عِلْمَهُ وَ إِنَّمَا يَسْعَدُ بِالْعُلَمَاءِ مَنْ أَطَاعَهُمْ الْخَبَر»[17] با فرد نادان و با دانشمند مراء نكن؛ زيرا اگر با جاهل مجادله كنى، آزارت مىدهد و اگر با دانشمند مجادله كنى، علمش را به تو عرضه نمىكند. كسانى به وسيلهی دانشمندان سعادتمند مىشوند كه خواهان علم، و در برابر دانش و دانشمند فروتن باشند. حضرت رضاع مى فرمايند: «لَا تُمَارِيَنَّ الْعُلَمَاءَ فَيَرْفُضُوكَ وَ لَا تُمَارِيَنَّ السُّفَهَاءَ فَيَجْهَلُوا عَلَيْك»[18] با دانشمندان مراء نكن ، تا تو را از خودشان دور نسازند و با نادانان نيز مراء نكن، تا با تو جهالت نكنند. امام صادق ع در جاى ديگرى مىفرمايند: «لَا يُمَارِيَنَّ أَحَدُكُمْ سَفِيهاً وَ لَا حَلِيماً فَإِنَّهُ مَنْ مَارَى حَلِيماً أَقْصَاهُ وَ مَنْ مَارَى سَفِيهاً أَرْدَاه»[19] هيچيك از شما نبايد با بردبار و نادان مراء كند، همانا هركس با بردبار مراء كند، بردبار او را (از خود) دور مىسازد و هركس با سبكمغز مراء كند، آن نادان او را به نابودى مىكشاند. ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۰:۴۲, ۵/آذر/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مراء موجب نابودى اعمال نيك انسان مىشود. امام صادق ع به محمد بن نعمان فرمودند: «يَا ابْنَ النُّعْمَانِ إِيَّاكَ وَ الْمِرَاءَ فَإِنَّهُ يُحْبِطُ عَمَلَك»[20] اى پسر نعمان! از مراء بپرهيز، همانا مراء عمل تو را از بين مىبرد. پيامدهاى مراء غير از اينكه در وجود خودِ فرد آشكار مىشود، به اجتماع نيز سرايت مىكند. اين رفتار ناپسند سبب مىشود از محبت دو طرفه كاسته شود تا به آنجا كه شايد اين محبت، از بين برود. امام صادق ع فرمودند: «إِذَا أَحْبَبْتَ رَجُلًا فَلَا تُمَازِحْهُ وَ لَا تُمَارِه»[21] اگر كسى را دوست دارى با او شوخى و مراء نكن. اميرمؤمنان على ع هم مىفرمايند: «لَا مَحَبَّةَ مَعَ كَثْرَةِ مِرَاء»[22] هيچ محبتى با دامنزدن به مراء پايدار نخواهد ماند. خردهگيرى از گفتار ديگران، دوستىها را از بين برده، دلها را از هم چركين مىكند تا جايى كه در پى آن دشمنى و كينه پديد مىآيد. در اين صورت شخص يا دشمنى خود را ظاهر مىكند يا اگر نتوانست، به ظاهر ادعاى دوستى كرده ولی در باطن كينه مى ورزد و عملاً یک نوع نفاق بروز میکند و بر این اساس امام صادق ع به نقل از حضرت على ع مىفرمايند: «إِيَّاكُمْ وَ الْمِرَاءَ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهُمَا يُمْرِضَانِ الْقُلُوبَ عَلَى الْإِخْوَانِ وَ يَنْبُتُ عَلَيْهِمَا النِّفَاق»[23] از مراء و دشمنى بپرهيزيد. همانا اين دو، دلهاى برادران (دينى) را بيمار مىكند و نفاق بر آن دو مىروياند. مراء نهتنها انجامدهندهی خويش را به وادى گناه مىكشاند، بلكه طرف مقابلِ او را نيز به نفاق وا مىدارد. عامل مراء چه بسا مىكوشد تا طرف مقابل را با دروغ، تهمت و توهين، كوچك كند يا حتى براى رسيدن به هدف خود سخنان ركيك و ناهنجار بر زبان آورد. از حضرت زين العابدين ع چنين روايت شده است: «وَيْلُمِّهِ فَاسِقاً مَنْ لَا يَزَالُ مُمَارِئاً»[24] واى بر کسى كه خلق و خوى او مراء است. امام صادق ع فرمودند: «لَا تُمَارِ فَيَذْهَبَ بَهَاؤُك»[25] مراء نكن تا ارزش تو از بين نرود. روشن است كه رشد و كمال جامعه به دو چيز بستگى دارد: یکی وحدت و يگانگى قلبها و دیگری پيشرفت دانش. حال اگر در جامعهاى مراء و پيكار لفظى رايج شد، پيوند قلبها گسسته، يكپارچگى از بين مىرود. همچنين در آن جامعه ديگر دانشمند علمش را عرضه نمىكند، و اکثر افراد گرفتار فسق، بدبينى و بىمنطقی مىشوند؛ در نتيجه، دانش از رشد باز ايستاده، جامعه از ارزش تهى میشود. ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






