|
انگیزه علم جویی و بر حذر داشتن از خودنمایی ،جدل،و مراء....
|
|
۱۴:۳۲, ۲۰/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۲ ۲۲:۵۸ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تاپیک شرح قسمتی از توصیهی امیرالمؤمنین«علیهالسلام» به فرزندشان در رابطه با انگیزهی علمجویی و برحذرداشتن او از اینکه بخواهد در علمجویی گرفتار روحیهی خودنمایی و مراء و جدال گردد و بتوانیم به عنوان یک توصیهی مستقل از ان استفاده کنیم. آفت علمی که مراء افزاید حضرت مىفرمايند: فرزندم! اگر مىخواهى خودت تحقيق كنى و علمِ لازم جهت ادامهی زندگیات را خودت کسب کنی مانعی نیست ولی مواظب باش به بهانهی عالِمشدن در گرداب شبهات غرق نگردی و در ورطهی مجادلات و مراءهای برتریطلبانه گرفتار نشوی. «فَلْيَكُنْ طَلَبُكَ ذلكَ بِتَفَهُّمٍ وَ تَعَلُّمٍ لابِتَوَرُّطِ الشُّبُهاتِ وَ عُلُوِّ الْخُصوُماتِ» به گونهاى به دنبال دانایی مباش که ناخودآگاه در ورطهی شك و شبهه بيفتى و یا به حالت خودبرتربينى گرفتار شوی. زیرا تحقيقى كه براى اثباتِ مهمتر بودن محقق صورت پذيرد، جان را نورانى نمىكند. حتى ممكن است به سراغ قرآن مجيد برويم و آيات مختلف آن را بررسى كنيم تا به رقيبمان ثابت كنيم نظرش اشتباه است و سواد خودمان را به رخ او بكشيم. ان شاءالله ادامه دارد..... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۱۱, ۱۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آذر/۹۲ ۱:۱۷ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم بهترین توصیه در علمآموزی همهی این مجموعه روایات به این جهت عرض شد تا بدانیم چرا حضرت مولیالموحدین ع به فرزندشان میفرمایند: اگر به دنبال علم و دانش هستی قصد تو فهمیدن و آموختن باشد و نه برای طرح شبهات و برتری بر دیگری و دشمنیورزیدن بر رقیبان، که تحت عنوان نهی از مراء در روایات ما مطرح شده است. يكى از بيماریهايى كه در راه علم به جان انسان میافتد همين روحیهی مراء است. بعضیها صرفاً وارد علم كلام و فلسفه مىشوند تا بتوانند اشكال كنند و رقيب را بشكنند و اين حالت براى تحقيق بسيار خطرناك است. حتى ممکن است انسان مطلبى را براى فهميدن بخواند ولى همين كه قلب او آمادهی پذيرش آن مطلب شد ناگهان شيطان خود را وارد انگیزهی انسان میکند كه «خیلی خوب است ياد بگير تا بتوانی بر رقیبان خود پیروز شوی» اين هم یکی از آفاتی است که در راه علمیابی باید متوجه آن بود زیرا در جای خود به انسان ضربه میزند و او را در این که نور آن علم به قلب او برسد متوقف میکند. به همین جهت حضرت در ادامه میفرمایند: «وَ ابَدَأْ قَبْلَ نَظَرِكَ فى ذلِكَ بالاسْتِعانَةِ بِاِلهِكَ وَ الرَّغْبةِ اِلَيْهِ فى تَوْفيقِكَ وَ تَرْكِ كُلِّ شائِبَةٍ اَوْلَجَتْكَ فى شُبْهَةٍ اَوْ اَسْلَمَتْكَ اِلى ضَلالَةٍ» فرزندم! پیش از قدمگذاشتن در این راه، ابتدا از خدایت کمک بخواه و اینکه توفیق تو را در این راه، در رغبت به سوی خودش قرار دهد، و اینکه ترک کنی هر انگیزهی آلوده و یا فرورفتن در شبهات و ضلالت را. ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱:۳۳, ۱۵/آذر/۹۲
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی معلوم شد میخواهید به عنوان یک شخصیت علمی زندگی خود را دنبال کنید، باید قبل از اينكه تحقيق را آغاز كنید از خدا كمك بخواهید که در این راه توفیق لازم را مرحمت کند، چون خودتان تجربه کردهاید بسيارى مواقع به دنبال یک تحقيق علمی رفته ايم ولى چون مدد الهی در میان نبوده نه تنها نور ايمانمان در آن مسیر افزون نگشته بلکه گرفتار حجابهایی شدهایم که از همهی حجابها غلیظتر بوده، همان حجابهایی که در موردش فرمودهاند: «الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الاكْبَر»[26] علم همان حجاب اکبر است. در جلسهی تفسیر قرآن شركت كرده ايم امّا به جاى اينكه با انگيزهی الهى مطالب را دنبال کنیم که تذکری برای قلبمان باشد، با انگیزهی كسب دانايى وارد شدهایم و همین انگیزهی حجاب بین ما و نور قرآن گشته و روحیهی فخرفروشی بر دیگران را به همراه آورده است. حضرت میفرمايند قبل از اينكه وارد تحقيق شوى از پروردگارت كمك بخواه، به او بگو: خدايا! در اين راه كمكم كن تا آنچه تو میخواهى بشوم. «وَ الرَّغْبَةِ اِلَيْهِ فى تَوْفيقِكَ» و در جهت بهدستآوردن رستگاری و توفیق مخلصانه روی به سوی او بیاور، «وَ تَرْكِ كُلِّ شائِبَةٍ اَوْلَجَتْكَ فى شُبْهَةٍ اوْ اسْلَمَتْكَ اِلى ضَلالَةٍ» و هرگونه آلودگی که تو را در شبهه اندازد و یا به گمراهی بسپارد را ترک کن. بعضاً ملاحظه میکنید که علمایی مثل علامهی طباطبایی«رحمتاللهعلیه» به اندازهی فلان آقا درس خوانده امّا مسائلى كه براى علامهی طباطبایی«رحمتاللهعلیه» به صورتی روان و زلال و نورانى و صريح روشن شده براى آن آقا لاینحل مانده و با اين كه اطلاعات زيادى دارد ولی هنوز اندیشهاش پر از شبهات است به طوری که اين سخناش با سخن دیگرش موافق نیست و هر دو سخن او با سومين سخنش هماهنگی ندارد. چيزهاى زيادى میداند امّا اندیشهاش پاك و يكدست نيست چون آن استعانت و دستگیری الهی به کمکاش نیامده، به همين دليل به شما پيشنهاد میشود كتاب هر كسى را نخوانيد. بگرديد نوشتههای افراد مطمئن و شناخته شده را بخوانيد تا از طریق آن افراد نوری یگانه و هماهنگ به شما برسد. بعضیها سخنان مهمی دارند ولى به جاى اين كه جواب سؤالات ما را بدهند تحيّر و سرگردانى ما را افزون میكنند. حضرت میخواهند ما گرفتار این نوع علمیابیها نشویم لذا میفرمايند طورى در علمیابی سير نكن كه در شبهه و ضلالت بيفتى. از خدا بخواه يك انديشهی ناب و صريح و زلال به تو بدهد. بعد میفرمايند: وقتی مطمئن شدی که قلبات صفا و جلاء لازم را یافته و خاضعانه پذیرای حقیقت شده است و افکارت از پریشانی درآمده و همتات در یافتن حقیقت، همت واحدی شده، نظر کن بر آنچه برایت روشن کردم. در آن حال است که وصيتهاى من به دردت میخورد وگرنه، نه ! ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
۲۱:۳۲, ۱۰/دی/۹۲
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
تلنگری به خودم و نقل قولی از شهید مطهری که مرتبط به موضوع مراء :
>>>><<<<< ولی مع الاسف در تاریخ اسلام جریاناتی پیش آمد که مسلمین درست برخلاف جهتی که کتاب مقدس آسمانی آنها سوق داده حرکت کردند. البته عدهء قلیلی که بروح تعلمیات دینی آشنا بودند دانستند که در چه موضوعاتی فکر کنند و فکر کردند؛و همانها هستند که امروزه از مفاخر مسلمین بلکه از مفاخر بشریت بشمار می روند؛ ولی اکثریت از طریقهء قرآن کریم منحرف شدند و در اطراف موضوعاتی به بحث و جدل پرداختند که نه تنها تشویقی در قرآن کریم نسبت به آنها نشده بلکه جدا" نهی شده ، زیرا لغو است، بی فایده است، بی اثر و ثمر است.مومن به قرآن ؛باید از هرکاری که لغو و بی ثمر و بی فایده است دوری کند «والذینهم عن اللغو معرضون» هر چند به صورت یک بحث علمی یا به صورت یک بحث دینی باشد. >>>><<<<< ----- حالا این شده حکایت بحث من درمورد ذلیل مرده یا ذلیل زنده سامری فتنه گر!
|
|||
|
|
۲۱:۰۶, ۲۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ممكن است فردى به جلسه اى برود که در آن مباحث قرآنی مطرح میشود تا ببيند سخنران چه میگويد كه عده اى جوان به دور او جمع شده اند. معلوم است كه این فرد از اوّل تا آخر جلسه، چيزى به دست نمیآورد چون قلب او به دنبال مطلب ديگرى بوده است. بعضیها میگويند ما «تفسير الميزان» را خواندهايم، مطلب مهمى ندارد! آيا واقعا «الميزان» مطلب مهم ندارد يا آنها به دنبال مطلب دیگری بودند که المیزان برای آن نوشته نشده است. معلوم است كه نمیتوان آن مطالب را از الميزان استخراج كرد و بعد جلوى مردم خودنمايى نمود. «الميزان» آنقدر عجيب است كه گاه مطلبى بسيار مهم و قيمتى را به قدرى آسان و روان بيان میكند كه خواننده گمان میكند اصلاً علامهی طباطبایی«رحمتاللهعلیه»چيزى نگفتهاند. چون علامه نمیخواهند فخرفروشى كنند بلكه میخواهند حرف حقی را که به نظرشان رسیده است بزنند. در داستانى آمده كه مرغ و غاز حرفشان شد، غاز گفت: نمیدانم چرا با اين كه تخمهاى من بزرگتر و از لحاظ مواد غذايى مقویترند، مردم بيشتر به سراغ تخم مرغ میروند!؟ مرغ گفت: چون ما مرغها قبل از تخمكردن، مدتی «قُدقُد» میكنيم تا ديگران به ما توجّه كنند. بعد هم كه تخم كرديم آن قدر قدقدمان را ادامه میدهيم تا همه متوجه شوند تخم گذاشته ايم. امّا شما غازها يواشكى به گوشه اى میرويد و تخم خود را میگذارید و میرويد پى كارتان. از آنجا كه مردم ساده اند، فریب تبليغات ما مرغها را میخورند و اين است كه تخم مرغ گران میشود! حالا حكايت ما آدميان هم همين است. بعضیها وقتى میخواهند سخن بگويند آن قدر مطلبشان را در بوق و كرنا میكنند كه همه خيال میكنند واقعاً مطلب مهمى است. در برابر اينگونه افراد، عده اى هستند كه بدون سر و صدا، با بی تكلّفى نظراتشان را بيان میكنند و با وجود اينكه نظر اينها مهمتر و عميقتر است امّا مردم قدر آن را نمیفهمند ان شاءالله ادامه دارد... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







