کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پیوستگان به امام حسین علیه السلام
۱۱:۱۳, ۱۸/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۲ ۱:۳۹ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


صل الله علی الباکین علی الحسین علیه السلام

مانند تاپیک جدا ماندگان از امام حسین علیه السلام این تاپیک هم به همت میلاد و سید ابراهیم بوده

جناب حر بن یزید ریاحی سلام الله علیه

او سرآمد دگرگون شدگان است.وی فرستاده ابن مرجانه برای بستن راه بر حضرت بود و چه بسا اگر حضرت وارد کوفه می شدند جماعت آفتاب پرست کوفی دوباره تغییر رنگ می دادند و عاشورایی اتفاق نمی افتاد.حر و سپاهش در هنگام ظهر به امام برخورد و چون تشنه بودند امام دستور دادند به وی و سپاهش و حتی اسبان آنها آب بدهند.هنگامی که حر مانع حرکت حضرت شد حضرت فرمودند مادرت به عزایت بنشیند(این اصطلاحی بود در آن زمان و نه با معنای بد ادبانه)
حر گفت اگر شخص دیگری از عرب چنین می گفت از جوابش نمی گذشتم ولی من نمی توانم جز به نیكی نام مادرت را ببرم ولی من تو را رها نمی كنم و گفت من دستور جنگ با تو را ندارم اگر امتناع داری از راهی برو كه به كوفه نرود و به مدینه نرسد این پیشنهاد مورد ستون واقع شد و سپس حضرت به سوی غریب سپس قادسیه و سپس به بیضه رسید و برای اصحاب خود و حر بن یزید خطبه ای خواند (بعد از حمد و ثنا فرمود هر كه سلطان جوری ببیند كه حرام خدا را حلال شما رد و پیمان خدا را بشكند و سنت رسول خدا را مخالفت كند و در میان بندگان خدا به ناحق عمل كند و در برابر او سكوت نماید بر خدا لازم است كه او را همنشین وی سازد این زمامداران به فرمان شیطان چسبیده اند و فرمان خدا را وا نهاده اند و فساد را رواج دادند و بیت المال را خاص خود نمودند و حرام خدا را حلال و حلالش را حرام دانستند من سزاوارتر هستم برای تغییر دهند = خاصه های شما به من رسید و فرستادگان شما گفتند كه با من بیعت كردید و تععهد نمودید مرا به دست دشمن ندهید من حسین بن علی فرزند فاطمه دختر رسول خدایم جانم با جان شماست و خاندانم، خاندان شما عهد خود را شكستید و اینكار را با پدر و برادر و پسر عمم مسلم بن عقیل كردید ، فریب خورده شما بیچاره است بخت خود را واژگون كردید و خدا مرا از شما بی نیاز كند والسلام علیكم ...

بعد از شروع کارزار حر وقتی فهمید كارجنگ با حسین بن علی جدی است، صبح عاشورا به بهانه آب دادن اسب خویش، از اردوگاه عمر سعد جدا شد و به كاروان حسین پیوست. توبه كنان كنارخیمه های امام آمد و اظهار پشیمانی كرد، سپس اذن میدان طلبید. حر با اذن امام به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه كوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ كرد. چیزی نمانده بود كه سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ باحسین منصرف سازد، كه سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد امام بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجز خوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود:
انی انا الحر و ماوی الضیف اضرب فی اعناقكم بالسیف عن خیر من حل بارض الخیف اضربكم و لا اری من حیف «من حّر هستم که میزبان میهمان هایم. شمشیرم را بر شما فرود می آورم و از بهترین کسی که ساکن سرزمین بلا شده است حمایت می کنم. می زنم شما را و باکی ندارم».
كه حاكی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: تو همانگونه كه مادرت نامت را "حر" گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمند در آخرت! انت الحر كما سمتك امك و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش كشید. امام حسین با دستمالی سر حر را بست.

جناب علی پسر حر بن یزید سلام الله علیه
او نیز با جدا شدن پدرش از سپاه کوفه از منافقان جدا شد و همراه پدر به امام پیوست و چون نزدیک حضرت رسید از اسب پیاده شد و زمین ادب بوسید.
امام پرسید:ای جوان تو کیستی؟ گفت:من علی بن حرّ ریاحی میباشم، آمده ام تا جان خود را در راه شما نثار کنم.آن حضرت برای او دعا کردت.هنگامی که اجازه نبرد یافت وارد میدان گردید در حالی که رجز میخواند.با همان حال جنگید تا اینکه به فیض شهادت رسید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پرنیان ، در جستجوی سختی ، mahramaneh ، سید ابراهیم ، Patriot ، mahdy30na ، عبدالرحیم ، میلاد.م ، مصباح ، help me ، Night moans
۱:۳۶, ۱۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
جناب زهیر بن قین بجلی سلام الله علیه

زهیر بن قین، از بزرگان قبیله بَجیله بود که در کوفه می ‌زیست.زهیر نخست طرفدار «عثمان» بود، تا این ‌که در سال شصتم هجری، هنگام بازگشت از سفر مکه، در یکی از منازل بین راه،(بنابر نقل دینورى، این ملاقات در منزل‌گاه« زَرُود» انجام گرفته است) همزمان با کاروان امام حسین علیه السلام در یک جا فرود آمد. امام علیه السلام شخصی را نزد زهیر فرستاد و خواستار ملاقات با او شد. زهیر نخست از این دیدار اکراه داشت. اما به توصیه همسرش- دیلم یا دَلْهم دختر عَمرو- .به محضر امام حسین علیه السلام تشرف پیدا کرد.کسی از محتوای این دیدار چیزی نمی داند و هیچکس نفهمید امام به زهیر چه فرمودند که مانند یک مجنون به دنبال ایشان به راه افتاد. این دیدار بسیار مبارک بود و مسیر زندگانی زهیر را تغییر داد. او پس از این ملاقات، شادمان نزد خانواده و دوستانش بازگشت و فرمان داد تا خیمه و بار و بُنه او را به کنار خیمه امام علیه السلام منتقل کنند.با همسرش نیز وداع کرد و گفت: «من عازم شهادت همراه امام حسین علیه السلام هستم. تو با برادر خود نزد خانواده ‌ات برگرد، زیرا نمی ‌خواهم از سوی من چیزی جز خوبی به تو برسد.»

شب عاشورا، وقتی امام حسین علیه السلام به همراهانش اجازه بازگشت به شهر و دیارشان را داد، هر کدام از آنان به نوعی وفاداری و پایداری خود را اعلام داشتند؛ و زهیر بن قین گفت: به خدا سوگند دوست دارم کشته شوم، سپس زنده شوم و دوباره کشته شوم، تا هزار مرتبه این گونه کشته شوم و خداوند بدین وسیله جان شما و این جوانان خاندان شما را سلامت دارد.

امام حسین علیه السلام، پس از اقامه نماز صبح عاشورا، یاران خویش را سازماندهی کرده و زهیر بن قین را به فرماندهی جناح راست سپاه برگزید؛ که نشان لیاقت و شایستگی‌ های اخلاقی و نظامی «زهیر» است.

در زیارت ناحیه مقدسه، از وفاداری و ایثار زهیر این گونه تجلیل شده است: السَّلامُ عَلی زُهَیْرِ بْنِ الْقَیْنِ الْبَجَلِیِّ، الْقائِلِ لِلْحُسَیْنِ وَقَدْ اذِنَ لَهُ فِی الانْصِرافِ: لا وَاللَّهِ لا یَکُونُ ذلِکَ ابَداً، اتْرُکُ ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اسیراً فِی یَدِ الَاعْداءِ وَانْجُو! لا ارانِیَ اللَّهُ ذلِکَ الْیَوْمَ.
سلام بر زهیر بن قین بَجَلیّ، کسی که وقتی امام حسین علیه السلام به او اجازه بازگشت داد، به حضرت عرض کرد: به خدا سوگند، نه، هرگز چنین نخواهد شد. آیا فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را اسیر در دست دشمنان رها کرده، خود را نجات دهم؟ خدا آن روز را به من ننماید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، میلاد.م ، در جستجوی سختی ، سید ابراهیم ، مصباح ، mahdy30na ، Night moans
۱:۰۷, ۲۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
جنابان ابوالحتوف و سعد سلام الله علیهما

این دو برادر که از فرزندان حرث هستند از پیوستگان به امام یاد شده اند و گویند این دو نفر هر چند که سابقه درخشانی نداشتند و در سپاه کوفه برای جنگیدن با امام آمدند، اما هنگامی که تنهایی آن حضرت را دیدند و ندای "هل من ناصر ینصرنی" و گریه اهل حرم را شنیدند دگرگون شده و به سوی امام روی آوردند و در صحنه پیکار با کوفیان جنگیدند تا اینکه سرانجام به شهادت رسیدند



جناب شبیب کلابی سلام الله علیه

وی در شمار تابعان و از یاران امیرالمومنین بود.او که مردی دلیر و رزمنده به ویژه در میدانهای صفین بود با جناب مسلم بن عقیل در کوفه بیعت کرد امّا پس از شهادت ایشان همراه سپاه کوفه به کربلا آمد و تا شب نهم محرم در اردوی کوفیان بود، اما هنگامی که در عصر روز نهم شمر ملعون نامه ابن زیاد ملعون را به عمر سعد ملعون داد و گفت باید کار حضرت را یکسره کند شبیب دانست که کار به کشتن امام می انجامد.از این رو بسیار ناراحت و افسرده خاطر شد و در تاریکی شب دهم خود را به امام رسانید و در روز عاشورا به فیض شهادت نائل آمد


جناب غرّه سلام الله علیه (غلام حر)


وی که غلام حر بود پس از شهادت اربابش عنان از کف بداد و با چشمانی گریان بر کوفیان تاخت و گروهی را کشت.آنگاه نزد امام بازگشت و گفت:ای پسر رسول خدا گستاخی کردم مرا معذور دار زیرا هنوز آداب و رسوم جنگیدن را نمیدانم.امروز میخواهم اجازه دهی که جان خود را در قدمت نثار کنم،تا فردا در عرصه محشر بر خواجگان افتخار نمایم.امام نیز به وی اجازه داد.او با شور و نشاط فراوان به میدان رفت تا اینکه پس از جنگیدن به شهادت رسید


جناب مصعب بن یزید سلام الله علیه (برادر حر)


مصعب پس از شهادت حر و پسرش علی و غلامش غره که همگی درسپاه کوفه بودند و از کوفیان جدا شدند و یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند


جناب حارث بن امرء القیس کندی سلام الله علیه


وی مردی بسیار توانا بود به گونه ای که او را از قهرمانان عرب شمرده اند.حارث در تیر اندازی سرآمد دوران به شمار میرفت.وی نخست از سپاهیان ابن سعد بود که در کربلا حاضر شد ولی آن گاه که رفتار سستمکارانه و جنایتکارانه عبیدالله را با امام از جمله بستن آب بر آن حضرت و یارانش را از نزدیک دید همراه چهار تن از قبیله خود به یاران امام پیوست و همگی در راه حق و جاودانه ساختن اسلام محمدی به شهادت رسیدند


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، help me ، در جستجوی سختی ، Night moans
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,560 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,363 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا مدت سوگواری امام حسین ع طولانی است؟ aliabad 72 16,801 ۲۳/مهر/۹۵ ۲۱:۲۹
آخرین ارسال: aliabad
  زندگی از دیدگاه امام حسین ع aliabad 0 1,203 ۱۲/مهر/۹۵ ۱:۱۶
آخرین ارسال: aliabad
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,245 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,948 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,694 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام

پرش در بین بخشها:


بالا