|
تحریف شک یا یقین؟
|
|
۷:۴۷, ۱۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۲ ۷:۴۸ توسط MehrabonLady.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
چطور میشه فهمید احادیث نقل شده از امامان و پیامبران جعلی نیست ؟ چطور میشه فهمید تو قران تحریف نشده ؟ تاریخ رو فاتحان می نویسن . چطور میشه اعنماد کرد . الان با این تکنولوژی شخصی حرفی میرنه فردا با مدرک و تصویر هم بیاری جلوش قانعت میکنه و باورت میشه من برداشت اشتباه کردم . من در کل پرسیدم . نظرم حدیث یا آیه مشخصی نیست . |
|||
|
|
۱۳:۱۹, ۱۷/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۲ ۱۸:۱۴ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
در مورد حقانیت قرآن کریم، خود من بهترین دلیلم معجزات علمی قرآن هست. البته بعضی ادعاها در مورد معجرات علمی قرآن با ادلهی کامل همراه نمیشن، و بنابراین نمیگیم که هر مطلبی که به این عنوان ارائه میشه اونقدر محکم هست که بشه معجزه حسابش کرد، ولی مسلماً موارد زیادی وجود دارند که اعجازشون غیر قابل انکار هست. برای یافتن مطالبی در این مورد میتونید لینکهای این ارسال رو ببینید. یک مستند هم در این باره در تالار هست(که البته بنده هنوز ندیدهام). این مطلب هم نوشته خودم هست.
اما در اثبات اینکه به هیچ وجه کوچکترین تحریفی هم در قرآن کریم انجام نشده، یک راه، استناد به نُسَخ تاریخی قرآن کریم در نقاط مختلف جهان هست، که همگی با همدیگر و قرآنهای امروزی کاملاً یکسان هستند. یک راه دیگه، استفاده از سیستم ریاضیای هست که در این ارسال شرح داده شده. تنها راه مطمئن شدن از صحت این مطلب در مورد سیستم ریاضی قرآن هم این هست که خودمون یه نسخهی الکترونیکی از قرآن داشته باشیم، و یه برنامهی کامپیوتری بسازیم که بررسیاش کنه. |
|||
|
|
۱۴:۰۱, ۱۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
برای اینکه این رو بفهمید باید کتاب های زیادی رو مطالعه کنید . صرف اینکه بخواهید در یک تاپیک نتیجه بگیرید ممکن نیست . خصوصا در مورد حدیث .
|
|||
|
|
۱۹:۳۷, ۱۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
در این رابطه یکسری علوم هست به نام علوم حدیث.
دانشگاهی تخصصی هم در این زمینه هست که در قم و تهران (در حرم شاه عبدالعظیم) هست. در این زمینه میتوانید به کتب و مقالات زیادی که متن آنها در سایت http://hadith.net/ موجود است مراجعه فرمائید. ولی بطور خلاصه این است که یک حدیث یک زنجیره راویان دارد تا اینکه به معصوم میرسد یا نمیرسد. یک حدیث فقط وقتی میتواند معتبر باشد که زنجیره راویان آن (که مثلا 4 یا مثلا 6 نفر هستند تا اینکه میرسند به یک عالم شناخته شده در عصر نزدیکی ما مثلا علامه مجلسی) افرادی کاملا شناخته شده و معتبر و راستگو باشند. و اگر در کل مطالب و شواهد تاریخی یک مطلب پیدا شود که مثلا فلانی آدم کلاهبرداری بوده یا دروغی گفته یا کار اشتباهی کرده آن فرد در زنجیره نقل حدیث حذف میشود و آن حدیث دیگر معتبر نیست. مثلا علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار میگه: من از پدرم شنیدم که او از فلانی شنیده که او از x شنیده که او از y شنیده که امام صادق علیه السلام گقته فلان و فلان. خود علامه مجلسی هم که معتبر شناخته شده است. قرآن هم خودش یک نوع حدیث است ولی فرقش اینه که این حدیث آنقدر معتبر است و آنقدر توسط زنجیره های مختلف از مسلمانهای کشورهای مختلف (که مستقل از هم هستند) از قول پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی امین علیه السلام نقل شده است دیگر جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمانده است. یعنی بیش از 500 زنجیره معتبر از راویان قرآن را روایت کرده اند. در مورد متن قرآن بین شیعه و سنی هم اختلافی نیست. علما تاریخی که فاتحان نوشته باشن را قبول ندارن و فقط تاریخی که افراد راستگو و معتبر نوشته باشند قبول دارند مانند علامه مجلسی، شیخ کلینی و... اگر در شخصیت نویسنده یا راوی حدیث کوچکترین شکو شبهه ای باشد آن حدیث ارزش ندارد. درست است که الان عصر تکنولوژی است ولی همین الان کتابهای دستنویس حدیثی از مثلا 700 سال پیش در کتابخانه های قم موجود است. علما اصلا کاری به تاریخ ساخته تکنولوژی ندارند. مثلا در کتابخانه علامه مرعشی نجفی کتب زیادی از چندصد سال پیش نگهداری میشود که آنها را با چنگ و دندان و با فروختن مایحتاج ضروری زندگی خودش خریده تا انگلیسی ها آنها را نخرند. زمانی بود که در ایران و عراق و نجف یکسری افراد که به اسم انگلیسی ها معروف بودند تمام کتابهای قدیمی را میخریدند و جمع میکردند و میبردند. ولی افرادی مثل آقای مرعشی نجفی با چنگ و دندان یکسری از کتابها را نگه میداشتند و حتی با انگلیسی ها هم درگیرمیشدند ولی کتابها را نمیدادند و با چه دردسری کتابها را مخفی میکردند که دست انگلیسیها نیفتند. مثلا لای دیوار خانه مخفی میکردند و رویش را کچ میکشیدند و.... به هر حال پاسخ شما در علوم حدیث است که مجموعه علوم مختلف در مورد حدیث است. |
|||
|
|
۲۲:۴۸, ۲۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
شانون هر سیستم انتقال اطلاعات رو به سه بخش تقسیم می کنه. و بعد هم عنوان می کنه این سه بخش درگیر پارازیت ها هستن. بنابراین کسی که ادعا می کنه قرآن تحریف نشده باید روی سه محور بحث کنه.
1- فهم خواننده از قرآن برداشت صحیحیه نامتاثر از پیش فرض های تئوریک خودش یا جریان های فکری هم عصر. 2- قرآن در مرحله ی دریافت، نگه داری و ابلاغ توسط پیامبر اسلام دچار تحریف نشده. (اکبر گنجی مقاله ی جالبی در این مورد داره) 3- قرآن در سیر تاریخی خودش از تالیف تا کنون دچار تغییر نشده. پ.ن. 1. فرضیه های علمی سه ویژگی مهم دارن. الف) پیش بینی کنندن ب)ابطال پذیرن ج) آزمایش پذیرن. مفسران قرآن جایی که گزاره های قرآن با دانسته های علمی متعارض شده اون ها رو تاویل کردن. مثلا در سوره فصلت آیه 7 به وجود هفت آسمان اشاره شده که در زمان پیدایش قرآن مفهوم رایج ستاره شناسی بطلمیوسی (ماه، عطارد، زحل، خورشید، مریخ، مشتری و اورانوس) بوده. اما از زمان اتقان مدل کپرنیکی که مفهوم هفت آسمان فروریخته قائلان به اعجاز هفت آسمان رو به معنای متافیزیکی تاویل می کنن: «آنچه صحيحتر به نظر مىرسد ، اين است كه مقصود از سماوات سبع همان معنى واقعى آسمانهاى هفتگانه است ، تكرار اين عبارت در آيات مختلف قرآن ، نشان مىدهد كه عدد سبع در اينجا به معنى تكثير نيست ، بلكه اشاره به همان عدد مخصوص است. منتها از آيات قرآن چنين استفادهمىشود كه تمام كرات و ثوابت و سياراتى را كه ما مىبينيم همه جزء آسمان اول است ، و شش عالم ديگر وجود دارد كه از دسترس ديد ما و ابزارهاى علمى امروز ما بيرون است و مجموعا هفت عالم را به عنوان هفت آسمان تشكيل مىدهند.» تفسیر نمونه نتیجه این که ب نظر می رسه که مفسران قرآن در پی سازگارسازی قرآن با علم روز از آیات قرآن گزاره های ابطال ناپذیری ساخته و ارزش علمی شون رو گرفتن. نکته 2. از دستاورد هایی که به عنوان معجزه علمی قرآن ازش یاد می شه مثل کروی بودن زمین، مراحل تکوین جنین، پیدایش جهان از غبار و غیره قابل تطبیق به نظریات یونانیان پیش از اسلام هست... |
|||
|
۲۳:۵۴, ۲۲/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۲ ۰:۲۰ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۲۲/آبان/۹۲ ۲۲:۴۸)namekarbary نوشته است: 2- قرآن در مرحله ی دریافت، نگه داری و ابلاغ توسط پیامبر اسلام دچار تحریف نشده. (اکبر گنجی مقاله ی جالبی در این مورد داره) سخنان گنجی و سروش و کدیور و شبستری و ...از هرمونتیک غربی محلی از اعراب ندارد. به هر صورت خواستید موردی بحث می کنیم. (۲۲/آبان/۹۲ ۲۲:۴۸)namekarbary نوشته است: مفسران قرآن جایی که گزاره های قرآن با دانسته های علمی متعارض شده اون ها رو تاویل کردن. مثلا در سوره فصلت آیه 7 به وجود هفت آسمان اشاره شده که در زمان پیدایش قرآن مفهوم رایج ستاره شناسی بطلمیوسی (ماه، عطارد، زحل، خورشید، مریخ، مشتری و اورانوس) بوده. اما از زمان اتقان مدل کپرنیکی که مفهوم هفت آسمان فروریخته قائلان به اعجاز هفت آسمان رو به معنای متافیزیکی تاویل می کنن: همیشه از این سنخ استدلالات شما ......
. انسان باید همه زوایای یک سخن را بسنجد و بعد اظهار نظر بفرماید. هفت آسمان در احادیث ما مکرر اشاره شده است و هر نوآموزی که اندکی قرآن و حدیث خوانده باشد بدون شک می فهمد که محل هفت آسمان قرآن ربطی به دستگاه بطلمیوس ندارد. چند نکته عرض کنم:1- بطلمیوس بنده خدا گفت نه آسمان و نه هفت آسمان. پس سخنش در نگاه نخست اصلا ربطی به قرآن و حدیث ندارد. 2- بطلمیوس بیچاره خواست سخنان حکمای صاحب کشف قبل از خود را تطبیق مادی نماید و چون تفکر استدلالی خشک ارسطویی بر او غلبه داشت مجبور به این شد که کشفیات روحانی را بر اجسام نورانی قابل رویت در آسمان منطبق نماید؛ در ضمن نه آسمانی که قدمای یونانی می گفتند اصلا از جنس ماده نبود و این را می شود در سخنان متقدمینشان یافت. 3- اگر به احادیث متعددی که پیرامون هفت آسمان مخصوصا حدیث معراج پیامبر ص رجوع شود (ذیل آیات اول تفسیر سوره اسراء المیزان) خود ایشان می فرمایند که بعد از عبور از آسمان هایی که ستاره در آن بود (که قرآن می فرماید: و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح) به تاریکی رسیدیم که بعد از آن هفت آسمان آغاز شد و هفت آسمان هر کدامش خصوصیات خود را داشت و هیچ فردی که اندکی اسلام می داند حتی به عقلش هم خطور نکرده که هفت شی نورانی که در آسمان است را منطبق بر هفت آسمان کند. این در متن حدیث که خود پیامبر ص می فرمایند آمده است و ایشان خودشان از روز نخست محل هفت آسمان را جدای از این ستاره ها دانستند و اصلا خصوصیات که برای آن ها در احادیث آمده ربطی به عالم ماده ندارد. نتیجه: شما فرمودی که مسلمانان برای تصحیح اشتباه تطبیق هفت آسمان به سخن بطلمیوس دچار تاویل شده اند. خواستم عرض کنم اولا اصل سخن شما بر تطبیق مسلمانان بر هفت آسمان از ریشه غلط است و ثانیا خود پیامبر ص از همان نخست محدوده این ستارگان مادی را از هفت آسمان جدا کرده اند و این حاصل بی سوادی عده ای مغرض است که فکر کرده اند این کهکشان های مادی در برابر عالمی که مد نظر قران است چیزی به حساب می آید. کل این عالم مادی(میلیارد ها کهکشان) در لسان آیات قران اغلب به ارض یاد می شود و حتی گاهی برزخ هم در محدوده ارض است. پس اصلا این ساده انگاری ها به ساحت قرآن وارد نیست. محدوده ی عالم و موجودات آن چنان عجیب است که علامه مجلسی در کتابی مستقل از بحار جلد چهاردهم (سماء و عالم) به احادیث مربوط به آن پرداخته است که دریایی از حیرت را بر می انگیزد. (۲۲/آبان/۹۲ ۲۲:۴۸)namekarbary نوشته است: نکته 2. از دستاورد هایی که به عنوان معجزه علمی قرآن ازش یاد می شه مثل کروی بودن زمین، مراحل تکوین جنین، پیدایش جهان از غبار و غیره قابل تطبیق به نظریات یونانیان پیش از اسلام هست... هر کس سعی کرده است بدون فهم درست، سخنان قرآن را با بحث های علم مدرن تطبیق دهد اشتباه کرده است. خیالت را راحت نمایم namekarbary عزیز که اصلا علم مدرن کلیتش زیر سوال است. مجموعه ای از تجربیات که با سعی و خطا کنار هم گذاشته می شود در نظر تعقل دینی علم نمی باشد. علم ان است که رجوع به حقیقت یک شی کنیم و عرض کنم که 400 سال است تمدن متوهم غربی از آن با شتاب فاصله گرفته است. نقد علم مدرن و اینکه ذره ذره اش بی خردی است از جذابیت های این قرن است!
به هر صورت بنده یک مورد معجزه خاص در قرآن دیده ام که شما را دعوت می کنم که به استقبالش بروید بلکه با اخلاقی که در شما سراغ دارم شاید بتوانی این را نقدش کنید تا ما هم از اشتباه خارج شویم :http://forum.bidari-andishe.ir/thread-26083.html |
|||
|
|
۰:۵۹, ۲۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
در مورد ۷ اسمان
بجز مسایل ادبی و عرفانی و ... بنده مدتی در مورد نجوم و هیءت مطالعه داشتم . منظور از ان نه این است که زمین مرکز کاءنات است و ... . یعنی از دید یک زمینی این ۷ ستاره و یا سیاره نزدیک به زمین اینگونه حرکت میکنند و داستان هایی که دارد ... یا حق |
|||
|
|
۲:۰۶, ۲۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
نقل قول:به هر صورت خواستید موردی بحث می کنیم.حتما. 100% نقل قول:اگر به احادیث متعددی که پیرامون هفت آسمان مخصوصا حدیث معراج پیامبر ص رجوع شود (ذیل آیات اول تفسیر سوره اسراء المیزان) خود ایشان می فرمایند که بعد از عبور از آسمان هایی که ستاره در آن بود (که قرآن می فرماید: و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح) به تاریکی رسیدیم که بعد از آن هفت آسمان آغاز شد و هفت آسمان هر کدامش خصوصیات خود را داشت و هیچ فردی که اندکی اسلام می داند حتی به عقلش هم خطور نکرده که هفت شی نورانی که در آسمان است را منطبق بر هفت آسمان کند. این در متن حدیث که خود پیامبر ص می فرمایند آمده است و ایشان خودشان از روز نخست محل هفت آسمان جدای از این ستاره ها دانستند و اصلا خصوصیات که برای ان ها در احادیث آمده ربطی به علم ماده ندارد. شما namekarbary گرامی زیاد به خودت فشار نیاور که اشکال های به این آبکی از اسلام بگیری. ما در دوران کودکی هم اینقدر ساده فکر نمی کردیم!نمونه دانشمندان مسلمان که سعی می کنه قرآن رو بر هفت آسمان (و نه نه آسمان که گاهی دو آسمان بر آن اضافه می شه) بطلمیوسی منطبق کنه، ابن سیناست. به هر حال حسن جان "لب کلام" اغین بود که گزاره های قرآن به واسطه ی ابطال ناپذیر بودن فاقد ارزش علمی هستن. البته جای قدردانی داره که خودت کار من رو راحت کردی به ایراد خودت جواب دادی ![]() نقل قول:namekarbary عزیز که اصلا علم مدرن کلیتش زیر سوال است.آیا با چیزی که کلیتش زیر سوال است می شود چیز دیگری را استناد کرد؟ چه تاپیک جالبی بود اتفاقا. اگر قراره با گزاره های علمی قرآن به صورت صریح برخورد کنیم پس نقل قول:با انحراف و فساد عمومي بشر، خداوند که انسانها را با همه آفريده هاي جاندار ديگر هلاک سازد. او نوح را آگاه مي سازد و به فرمان ساختن کشتي را مي دهد که در آن زنش و سه پسرش و و سه زنشان و ديگر موجودات زنده را وارد خواهد ساخت. در مورد اخير دو متن متفاوتند. عبارتي از حکايت (منبع رباني) تصريح مي کند که نوح (علیه السلام) يک جفت از هر نوع مي گيرد، سپس در عبارت بعدي (در منبع يهوه ) ذکر شده که خداوند فرمان مي دهد در مورد حيوانات پاک از هر نوع نر و ماده هفت تا و در مورد حيوانات نا پاک فقط يک جفت گرفته شود.اما کمي دور تر تصريح شده که سرانجام نوح (علیه السلام) تنها يک جفت از هر حيوان وارد کشتي خواهد نمود.اجازه بدید این رو از اشتباهات علمی قران به حساب بیاریم. کشتیی که شامل ده ها میلیون جانور بوده! در مورد فرعون هم می تونی به مقاله های زیر رجوع کنی: http://www.answering-islam.org/Campbell/bucaille.html http://www.answering-islam.org/authors/s...araoh.html http://www.answering-islam.org/authors/k...aille.html |
|||
|
۲۱:۲۴, ۲۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۲ ۲۱:۲۶ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۲۳/آبان/۹۲ ۲:۰۶)namekarbary نوشته است: نمونه دانشمندان مسلمان که سعی می کنه قرآن رو بر هفت آسمان (و نه نه آسمان که گاهی دو آسمان بر آن اضافه می شه) بطلمیوسی منطبق کنه، ابن سیناست. وقتی می خواهند اسلام را نقد کنند به متون معتبر ان که عبارت از قرآن و حدیث را مراجعه می کنند و نه نظریات برخی مفسران. شما بفرمایید کجای اسلام هفت آسمان را با نه آسمان بطلمیوس منطبق نموده است. اسلام در احادیث معتبره محدوده هفت آسمان را خارج از عالم ستارگان می داند. حالا بنده تعجب می کنم که شما چرا اصرار دارید از یک کتاب و از یک مفسر خاص که نظر شخصی اش را داده محاجه نمایی؟!؟ در ضمن برای بررسی سخن ابن سینا باید اول دید که او چه تفسیری از هفت فلک بطلمیوس دارد. در بالا عرض کردم بطلمیوس خود از قدمای یونانی سخنانی را شنیده بود که می خواست در دستگاه مادی ارسطویی تنظیمش نماید و الا نه آسمان برخی متقدمین یونانی حاصل کشفیات عرفانی بود که عرفای اسلامی هم از نه آسمان بیان نموده اند. پس اولا اسلام را با متونی که تفسیر شخصی نیست نقد بفرما ثانیا اگر بحث علمی می فرمایی باید دقیقا متن سخن ابن سینا و تفسیر ایشان را بیان نمایی. ابن سینا عقول عشره و غیره را با تفسیر بطلمیوسی غیر از اقوال مجسطی توضیح می دهد که باید در آن دقیق شویم. البته عرض کردم سخن غیر از قرآن و حدیث محل اشکال نیست.
(۲۳/آبان/۹۲ ۲:۰۶)namekarbary نوشته است: به هر حال حسن جان "لب کلام" اغین بود که گزاره های قرآن به واسطه ی ابطال ناپذیر بودن فاقد ارزش علمی هستن. یعنی می فرمایی چون نمی توانی سخن را ابطال کنی ارزش علمی ندارد! جل الخالق! (۲۳/آبان/۹۲ ۲:۰۶)namekarbary نوشته است: البته جای قدردانی داره که خودت کار من رو راحت کردی به ایراد خودت جواب دادی زیر دیپلم بگو حقیر هم بفهمد. (۲۳/آبان/۹۲ ۲:۰۶)namekarbary نوشته است: آیا با چیزی که کلیتش زیر سوال است می شود چیز دیگری را استناد کرد؟ بستگی به شیوه زیر سوال رفتن کلیت دارد. یک وقت می گوییم علم مدرن مسیرش غلط است اما گزاره های درستی را تعیین می نماید. مثل اینکه می گوییم برای دیدن 22 نفر که در یک زمین فوتبال دنبال یک توپ می افتند وقت بسیاری از انسان ها گرفته شود کار بی فایده ای است. اما این دلیل نمی شود که قوانین داخل مستطیل سبز هم خیالی باشد.
(۲۳/آبان/۹۲ ۲:۰۶)namekarbary نوشته است: چه تاپیک جالبی بود اتفاقا. اگر قراره با گزاره های علمی قرآن به صورت صریح برخورد کنیم پس namekarbary گرامی به نظرم عادتان شده است که به بحث های حاشیه ای مراجعه نمایید؟ اینکه اصلا طوفان نوح منطقه ی محدودی از زمین بوده است یا نه ؟ اینکه تمام ادیان و بلکه غیر ادیان در تاریخ خود به آن اشاره نموده اند؛ اینکه برخی تحقیقات می گوید که مثلا دریای مدیترانه حال حاضر می تواند همان محل طوفان باشد؟ اینکه کشتی که در کوه های ارارات پیدا شد را چگونه می خواهی رد نمایی؟ و اینکه...صدها نکته ی مبهم وجود دارد.... به نظرم اجازه بفرما هر بحثی با جزئیات خودش در محل مناسب پرادخته شود و اینجا جایش نبود.
حالا چون کمال همنشین در بنده اثر کرده عرض کنم شما چگونه تاثیر خوبی و بدی را روی مولکول های آب که آن دانشمند ژاپنی اثبات نمود توجیه می فرمایی؟
(۲۳/آبان/۹۲ ۲:۰۶)namekarbary نوشته است: در مورد فرعون هم می تونی به مقاله های زیر رجوع کنی: برای من که لینک ها باز نمی شود. اگر ردیه است که خلاصه اش را بفرما.....
|
|||
|
|
۲۱:۵۰, ۳۰/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۲ ۲۲:۳۵ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
نقل قول:وقتی می خواهند اسلام را نقد کنند به متون معتبر ان که عبارت از قرآن و حدیث را مراجعه می کنند و نه نظریات برخی مفسران. وقتی مفسری در برداشت از احادیث دچار لغزش می شه چرا تو نشی؟ من یک سوال می پرسم. آیا مفسرین در تفسیر قرآن جز از قرآن و حدیث استفاده می کنن؟ دوم این که هرنئوتیک جزء جدایی ناپذیر سخنه. از هر سخنی هر برداشتی بخوای داشتی باشی ناچاری به هرمنوتیک رجوع کنی، حتی اگه جمله ی ساده ای مثل این باشه به پیش فرض های ذهنیت رجوع می کنی... نقل قول:یعنی می فرمایی چون نمی توانی سخن را ابطال کنی ارزش علمی ندارد! جل الخالق!البته که نه. این طوری می خوای فلسفه علم غرب رو نقد کنی! وقتی می گیم ادعای علمی ابطال پذیر نیست منظور این نیست که نمی شود اون سخن رو رد کرد. منظور این هست که سخن به ذات ردپذیر نیست. مثلا نظریه خورشید مرکزی رو کسی نمی تونه ابطال کنه، اما این ادعا قابلیت رد پذیری داره. مثالی می زنم، اگه تو یه صندوقچه به من بدی و بگی داخلش سیبی هست، من می توم با باز کردن در جعبه ادعای تورو تایید یا رد کنم. اما اگه با باز کردن در جعبه بگی این سیب قابل دیدن نیست و هنگام وزن کردن جعبه بگی که سیب وزنی نداره، من نمی تونم هرگز ادعای تو رو تایید یا رد کنم. اما از طرفی ادعای تو فاقد ارزش علمی می شه، حتی اگه در جعبه رو باز کنم و ببینم داخلش سیبی هست. واضحه چی می گم؟ برای اطلاعات بیشتر: http://en.wikipedia.org/wiki/Unfalsifiability نقل قول:namekarbary گرامی به نظرم عادتان شده است که به بحث های حاشیه ای مراجعه نمایید؟ اینکه اصلا طوفان نوح منطقه ی محدودی از زمین بوده است یا نه ؟ اینکه تمام ادیان و بلکه غیر ادیان در تاریخ خود به آن اشاره نموده اندمن مشکلی ندارم با منقه ای بودن طوفان. منتهی وقتی خدا می گه جهانی بوده من کی باشم که بگم منطقه ای بوده؟! بعد از آنكه طوفان به دليل آيه 77 سوره صافات عالمگير شده و مردم روي زمين همه غرق شدند ، خداي تعالي به زمين فرمان داد تا آب خود را ببلعد ، و به آسمان نيز فرمان داد تا از باريدن بايستد ، آب از ظاهر زمين كاسته شد ، و كشتي بر بالاي كوه جودي قرار گرفت و فرمان و قيل بعدا للقوم الظالمين - دوري باد بر عليه ستمكاران صادر شد ، آنگاه خداي تعالي به نوح وحي كرد كه : اي نوح ! از كشتي پايين آي و با سلامي از ناحيه ما و بركاتي بر تو و امتهايي كه با تواند پياده شو ، كه بعد از اين طوفان ، ديگر هيچگاه دچار طوفاني عالمگير نخواهند شد چيزي كه هست بعضي از اين نجات يافتگان امتهايي هستند كه خدا در دنيا از متاعهاي زندگي دنيا برخوردارشان ميكند ، و سپس عذابي دردناك آنان را فرا ميگيرد ، پس نوح و همراهان او از كشتي خارج شده و در زمين قرار گرفتند و خدا را به توحيد و اسلام پرستيدند ، و زمين را به ارث دست به دست به ذريههاي خود سپردند ، و خداي سبحان تنها ذريه نوح را باقي گذاشت . این هم حرف من نیست که بگی برداشت اشتباه از قرآنه. حرف یکی از بزرگترین مفسرین شیعه ست. نقل قول:بستگی به شیوه زیر سوال رفتن کلیت دارد. یک وقت می گوییم علم مدرن مسیرش غلط است اما گزاره های درستی را تعیین می نماید. مثل اینکه می گوییم برای دیدن 22 نفر که در یک زمین فوتبال دنبال یک توپ می افتند وقت بسیاری از انسان ها گرفته شود کار بی فایده ای است. اما این دلیل نمی شود که قوانین داخل مستطیل سبز هم خیالی باشد اتفاقا قوانین داخل زمین توهم محضن. تو علم تنها کاری که اتفاق می افته اینه از بین چند فرضیه برازنده ترین هاش طبق مشاهدات انتخاب می شن. این فرضیه ها هم چیزی دور دست تر از ذهنیت های برامده از دیدگاه های علمی هر عصر نیستن. گهگاه هم که جهش های علمی اتفاق می افتن تنها ما رو از قله ی شناختی به دامنه ی شناختی دیگه ای منتقل می کنن، اما هرگز نمی تونیم از این که روی بالاترین قله ایستادیم مطمئن باشیم. خلاصه عمیق ترین تئوری های علمی از تغییر و تحول گریزی ندارن. نمونه مشهورش: فضا زمان سراسری نیوتن که با اومدن نسبیت منحل شد. اما اگر هم بخوایم برای علم اعتباری قائل بشیم و صحت پدیده ای (مانند قرآن) رو بهش استناد کنیم، لازمه گفته هایی رو بپذیریم که مورد تایید علم روزه، نه گفته هایی از علم روز که مورد تایید اون پدیده ست رو انتخاب کنیم. وگرنه ایجاد دور می شه و دور هم باطله. نقل قول:حالا چون کمال همنشین در بنده اثر کرده عرض کنم شما چگونه تاثیر خوبی و بدی را روی مولکول های آب که آن دانشمند ژاپنی اثبات نمود توجیه می فرمایی؟بله، اولا که اون عکاس ژاپنی موفق به ثابت کردن قضیه ی مولکول های آب نشده. با جایزه 1000000 دلاری تعیین شده هم هنوز کسی نیومده ادعا کنه که آزمایش رو به طریق علمی بازسازی کرده. ایشون میومده برچسب های نوشته های مختلف رو روی بطری های آب می چسبونده. زبانشناسی هم به ما می گه ساختار واژه ها از معانیشون جدا هستن. یک کلمه در یک زبان می تونه معنای خوبی و در زبان دیگه معنای بدی داشته باشه. پس نه عقل موید این پدیده ست نه علم موفق به اثباتش شده. عرض شود ما باید در مورد اون حقایقی صحبت کنیم که علم تایید می کنه، نه اون حقایقی که خوش داریم علم تایید کرده باشه. وگرنه اتفاق خوبی نمی افته. نکته ی دیگه، اگر منظورت تاثیر ذهن بر جهانه، بله، این هم مورد تایید فیزیک کوانتوم و فیزیکالیسم هست. در چنین شرایطی که نظریه علمی منطبق بر مشاهده ست، لزومی نداره به نظریه های غیر عقلی رجوع کنیم. نقل قول:برای من که لینک ها باز نمی شود. اگر ردیه است که خلاصه اش را بفرما.....اشکال نداره، متنشو برات می فرستم. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |











. انسان باید همه زوایای یک سخن را بسنجد و بعد اظهار نظر بفرماید. هفت آسمان در احادیث ما مکرر اشاره شده است و هر نوآموزی که اندکی قرآن و حدیث خوانده باشد بدون شک می فهمد که محل هفت آسمان قرآن ربطی به دستگاه بطلمیوس ندارد. چند نکته عرض کنم:
: