|
مفهوم و تاثیرات اجتماعی حیا
|
|
۳:۰۵, ۶/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۲ ۱۹:۳۴ توسط محمد حسین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مقدمه
حياء يكي از خصلتهاي نيكوي اجتماعي است ، چنانچه امير المؤمنان علي (عليه السلام) آن را خلق و خوي زيبا (1)و خصلتي پسنديده (2)معرفي نمودند و بلكه آن را بهترين صفت آدمي بر شمردند(3) با اين اوصاف ، حياء با تجلي در معاشرت اجتماعي و حضور مستمر در فرهنگ عمومي ، به فرهنگ اجتماعي ، زيبائي بخشيده و مايه رشد و تعالي افراد جامعه مي گردد .اين خصلت پسنديده تمام ابعاد زندگي انسان را اعم از كلام و گفتار ، اعمال و رفتار و حتي ايماء و اشاره در بر گرفته و وجود آن در فرد ، تماما او را دوست داشتني نموده و عدم وجود آن ، او را منفور و مطرود جامعه مي نمايد و آثار مخرب دنيوي ، اخروي و حتي اعتقادي در فرد و جامعه از خود بر جاي مي گذارد . مفهوم حياء : حيا در لغت به معناي شرمساري و خجلت(4)آمده است ؛توضيح آنكه ، حياء به انقباض و گرفتگي نفس از كار قبيح و ترك نمودن آن به جهت زشتي آن عمل (5) و يا به جهت ترس از مذمت و سرزنش مردم (6)گفته مي شود . اين تعاريف و معاني ، باز دارندگي حيا را از هر كار زشتي بيان مي دارد ؛ چه اين زشتي از طريق شرع بيان شده باشد و رنگ ديني و مذهبي به خود گرفته باشد و چه قبح عرفي داشته باشد و در نظر عموم مردم ، عمل زشتي محسوب گردد . چه اينكه حيا در جامع السعادات - از كتب مشهور اخلاقي – اينگونه تعريف شده است: حيا محدوديت و در تنگنا افتادن نفس و شرم داشتن از ارتكاب محرمات شرعي و عقلي و عرفي ، از ترس نكوهش و سرزنش هست (7)به عبارت ديگر ،حيا نيروي بازدارنده اي است که انسان را از ارتکاب اعمال قبيح باز مي دارد .حال ، آن عمل ، عمل قبيح شرعي باشد و يا عقلي و يا اينکه عرف آن را قبيح بداند . در ادامه ، حيا اعم از تقوا معرفي شده؛ چرا كه تقوا ، اجتناب از گناهان شرعي است و حيا اعم است از اين و اجتناب از آنچه عقل و عرف نيز زشت و ناپسند مي دانند .(8)علامه مجلسي ، آن را ملكه اي نفساني دانسته كه به خاطر ترس از سرزنش موجب گرفتگي نفس آدمي گشته و او را از مخالفت با آداب (9) منزجر مي نمايد .(10) مونتسيكو ، حجب و حيا را خجلتي معرفي نموده كه شخص از نقص و عدم كمال خود دارد .(11) ويل دورانت ، آن را نوعي عقب نشيني مدبرانه ارزيابي نموده كه از ترس و پاكدامني زائيده مي شود و با لطف و زرنگي گسترش مي يابد . (12) فصل الخطاب اين تعاريف ، تعريفي است كه از وجود نازنين صادق آل محمد (صلي الله عليه و آله ) نقل شده است . ايشان فرمودند :« حيا نوري است كه جوهرش جلو دار و پيشگام ايمان است و توضيح و تفسيرش ، بازداررنگي و توقف نزد هر چيزي است كه توحيد و معرفت ، آن را انكار نمايد . (13)ايشان با اين بيان ، بی حيایی را مخالف اساسي ترين اصل از اصول دين اسلام و هر دين الهي معرفي نموده و با معرفت باري تعالي مغاير دانسته اند ، گو اينكه هر كه حيا ندارد ، از شناخت باري تعالي ، بي بهره است . ان شا ء الله ادامه دارد ... |
|||
|
|
۹:۴۷, ۶/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۲ ۹:۴۹ توسط محمد حسین.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
انواع حيا :
يک واژه و اصطلاح ممکن است به اعتبارات مختلف ، تقسيمات گوناگوني بپذيرد . اين واژه نيز در بيانات مختلف ، تقسيمات متفاوتي پيدا نموده است كه از اين قرار است : الف: حياي نفساني و ايماني : حياي نفساني ، شرمي است كه خدواند آن را در همه نفوس آورده است ؛ مانند شرم از كشف عورت …و حياي ايماني ، شرمي است كه مؤمن را از ارتكاب معاصي از ترس خدا باز مي دارد . (14) ب: حياي ضعف و قوت : از رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) نقل شده كه حيا بر دو وجه است ، پس يكي از وجوه ضعف و نا تواني است و وجه ديگر آن ، توانائي و اسلام و ايمان است .(15)ضمن اين كه از امير مؤمنان – علي عليه السلام - در اين رابطه رسيده كه براي هر چيزي آفتي است و آفت حياء ضعف و نا تواني است(16) توضيح آنکه حياء با وجود آنکه از محسّنات اخلاقي است ، افراط در آن ماية ضعف و زبوني مي گردد و صاحب اين گونه حياء را از فعاليتهاي صحيح اجتماعي باز مي دارد و او را دچار عقب نشيني و گوشه گيري مي نمايد و این بخاطر شرمساري بيش از حدّي است که او را به ورطة وسواس کشانيده است .همچون شرم بيش از اندازه در سوالات علمي و يا شرمساري بيجا از گرفتن حقِ خويشتن . ج: حياي عقل و حياي حمق از وجود مقدس نبي اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل گرديده كه حياء دو گونه است ، يكي حياء عقل است و ديگري حياء حمق(17)، پس حياء عقل همان علم و دانش است و حياء حمق همان جهل و ناداني است .(18)علامه مجلسي (رحمة الله علیه) توضيح زيبائي از اين دو نوع حيا دارند كه به اين شرح است : حيا بنابر اين روايت به دو قسم ممدوح و مذموم تقسيم مي گردد . حياء پسنديده ناشي از عقل است ، به اين صورت که گرفتگي نفس از چيزي حاصل مي گردد که عقل صحيح و يا شرع ، به زشتي آن چيز حکم مي نمايد . مثل حيا از گناهان و مکروهات .اما حياء مذموم ، از حماقت نشأت گرفته است ، به اين صورت که حيا از اموري است که عوام از مردم آن را زشت مي شمارند ، در حالي که قبح واقعي نداشته و از جانب عقل صحيح و يا شرع به صراحت ، بر قبح آن حکم رانده نشده است ؛ مثل خجالت کشيدن از سؤال علمي و يا شرم نمودن از انجام عبادات شرعي . پس اين که حياء عقل را علم ناميدند به اين جهت است که اين نوع حياء موجب وفور علم مي گردد و يا اين که سبب اين حياء علمي است که زشت و نيکو را تشخيص مي دهد .حياء حمق را نيز از اين جهت ، جهل ناميدند که اين نوع حياء موجب جهل است . چرا که بر طبق اين نوع حياء انسان در سؤال از مسائل علمي ، شرم داشته و خجل است و يا اين که سبب آن ، جهل و ناداني است و عدم تشخيص حسن و قبح افعال (19) د: تقسيم پنجگانه حياء : از امام صادق (عليه السلام ) در انواع حيا نقل شده که حياء پنج نوع است :حياء از گناه ،حياء از کوتاهي نمودن ، حياء از روي کرامت و ارجمندي، حياء از روي حب و دوستي وحياء از جهت هيبت و عظمت و براي هر کدام از اينها اهلي است و براي اهل هر کدام ، مرتبة جداگانه اي است. (20) به نظر مي رسد که تقسيم بندي اخير به اعتبار مقام و رتبة انسانها ست؛ به عبارت ديگر هر چه شخصيت انسان رشد يابد ، حياء او نيز از درجة بالاتري برخوردار مي گردد .چه بسا انسانهايي که از اعمال قبيح عرفي و يا اعمال مکروه باکي ندارند ولي آنجا که پاي گناه به ميان آيد از انجام آن ، شرمنده مي شوند و آن را ترک مي نمايند. وقتي شخصيت انسان کمي رشد نمايد از اعمال قبيحي که جزاي اخروي نيز ندارد روي بر مي گرداند و به همين ترتيب با رشد شخصيت و توسعة روحي در انسان ، حياء، رنگ و بوي تازه اي به خود گرفته و آدمي را در کردار خويش ، نکته سنج مي نمايد تا جائي که غفلت از محبوب خويش را نيز برنمي تابد و بر درگاه دوست اظهار شرمساري و خاکساري مي نمايد .با دقت در تقسيمات مختلفي که از حياء شده است ، به اين نکته کلي مي توان دست يافت که اقسام حياء به اعتبار اختلاف در منشأ حياست ؛ به اين نحو که حياء، خود معلول عواملي است که اختلاف اين عوامل ، باعث انقسام و اختلاف حياء گشته است.البته اين تقسيمات صرفاً اعتبار ذهني نيست ؛ بلکه خبر از واقعيتي در عالم خارج مي دهد و هر کدام از اين اقسام ، اثرات و عواقب واقعي در پي دارد . ان شاء الله ادامه دارذ... |
|||
|
|
۸:۴۳, ۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۲ ۸:۵۰ توسط محمد حسین.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
اوصاف حياء :
در اينجا در صدد بيان تمام ويژگيهاي اين خصلت پسنديده نيستيم ، بلکه در جهت اهميت دادن به اين خلق و خوي نيکو به برخي از اوصاف آن مي پردازيم . مبحث کمی طولانیست لطفا تا پایان همراهی بفرمایید . الف : ملازم عقل : همانگونه که نبي اکرم (صلوات الله عليه و آله) فرمودند : از اوصاف عاقل آن است که هيچگاه حياء از او جدا نمي گردد(21) . اصولاً عقل با حياء نسبت مستقيم دارد ، به گونه اي که هر چه انسان از عقل بيشتري بر خوردار گردد ، از حياء بيشتري نيز بر خوردار خواهد شد ، چنانچه امير المؤمنين علي عليه السلام فرمودند : عاقل ترين مردم ، با حياترين آنهاست (22)حکايت زيبائي از وجود نازنين علي (عليه السلام) نقل شده به اين صورت که جبرئيل بر آدم (عليه السلام) نازل شد و به ايشان فرمود : من مأمور شده ام که تو را در انتخاب يکي از سه چيز ، مخير سازم ، پس يکي را بر گزين و دو تا را واگذار . آدم (عليه السلام ) فرمود : آن سه چيز چيست ؟ جبرئيل پاسخ داد : عقل و حياء و دين . آدم (عليه السلام ) فرمود : عقل را برگزيدم . جبرئيل به حياء و دين فرمود : شما باز گرديد و او را واگذاريد . ولي آن دو گفتند : ما مأموريم هر جا عقل باشد ، با او باشيم . جبرئيل فرمود : شأن شما همين است و بالا رفت.(23) ب) ملازم ايمان : حيا آنچنان ارتباط تنگاتنگي با ايمان دارد که از وجود يکي در آدمي مي توان به وجود ديگري پي برد و بدون هر کدام ، ديگري نيز منتفي خواهد شد ؛ چنانچه طبقِ فرمايش امام صادق (عليه السلام) ، حياء و ايمان ملازم و همراه يکديگرند و در صورتي که يکي از آنها از وجود آدمي رخت بر بندد ، ديگري نيز به تبع اولي ، از انسان جدا مي گردد(24) علامه مجلسي (ره ) در اين رابطه مي فرمايد : آن کس که حيائش او را از عمل قبيح در ميان مردم ، باز ندارد ، پس او را از کار زشت در حضور حق تعالي و در برابر او ، باز نخواهد داشت و آن کس که از باري تعالي ، شرم ننمايد و آشکارا مرتکب قبيح گردد ، پس ديني براي او باقي نخواهد ماند و ايماني در قلب او وجود نخواهد داشت . (25)در روايت ديگري از وجود مقدس امام صادق (عليه السلام) نقل شده است : آن کس که حيائي براي او نيست ، هيچ ايماني براي او وجود ندارد(26)و در روايت ديگري از امير المومنين علي (عليه السلام) ايمان به درختي تشبيه گرديده است که نورش ، حياست (27)و مايه جلوه گري و در خشندگي ايمان مي باشد . ج: زينت دين : نبي اکرم (صلوات الله عليه و آله ) حيا را لباس اسلام(28) و زينت بخش آن شمردند(29) اين خصلت ارزنده نه تنها دين را تحت پوشش خود قرار داده که بهترين پوشش ارزيابي شده است(30)و آنکسي که خواهان آن است که دين خويش و عقايد خود را آراسته نموده و به زيبائي آن را معرفي نمايد ، مي بايست ، آن را با اين وصف ، زينت داده و جلا بخشد که حياء زيباست(31)و هر آنچه با حياء ، قرين و هم دوش گردد، از زيبائي آن بهره مند مي گردد . د: معيار سنجش اعمال : روايتي است منقول از معصوم (عليه السلام) مبني بر اينکه قبل از آنکه مورد حسابرسي قرار گيريد ، خودرا حسابرسي نمائيد(32) واما در ادامه ، ميزان و معيار محاسبة اعمال را بيان فرمودند و حيا را ترازوي اعمال بيان داشتند. ايشان فرمودند : و اعمال خود را با ترازوي حيا مورد سنجش قرار دهيد ، قبل از آنکه مورد ارزيابي واقع شود (33) ان شاء الله ادامه دارد ... |
|||
|
|
۱:۳۵, ۸/آذر/۹۲
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
آثار حياء :
اين خلق و خوي پسنديده ، به نوبة خود داراي آثاري است که به صورت مجزا به شرح زير است : الف: آثار اعتقادي از باقر العلوم (عليه السلام) نقل شده است که هر کس چهار چيز را پوشش خود سازد ، اسلامش کامل گردد و برايمانش ياري شود و گناهانش پاک گردد و پروردگارش را در حالي ملاقات کند که از او راضي است و اگر سرتا پا گناه باشد ، خداوند آن را فرو ريزد و آن چهار چيز عبارت است از وفا نمودن به قرار داد هاي الهي و راستگوئي با مردم و شرم نمودن از آنچه نزد خداوند و پيش مردم قبيح مي شمارد و خلق نيکو با خانواده و مردم(34) . دراين روايت شريف که متضمن آثار اعتقادي و غير اعتقادي است ، کمال يافتن اسلام آدمي و تقويت ايمان قلبي او ، در گرو حيا شمرده شده است . ب: آثار اخلاقي وجود نازنين امام صادق (عليه السلام) صفاتي چند از ، مکارم اخلاق را بر شمردند که عبارت از : راستگوئي ، شجاعت و مردانگي ، اعطاء (کمک ) به سائل ، پاداش نيکي ، امانتداري ، صلة رحم و محبت (يا اظهار محبت ) به همسايه و معاشر(دوست ) و مهمان نوازي مي باشد(35). در ادامه ، رأس اين مکارم اخلاقي را حياء بر شمردند(36). و نيز طبق فرمايش امير مؤمنان علي (عليه السلام) جوانمردي آنگاه ، تام و تمام شود که انسان از خويشتن حيا نمايد(37)ازديگر صفاتي که سر منشأ آن ، حيا ست ،عفاف مي باشد . عفت يکي از صفات بر جستة آدمي است که امام باقر (عليه السلام) ، آن را با فضيلت ترين چيزي بر شمردند که وسيلة عبوديت حق تعالي قرار مي گيرد (38) حال ، اين صفت پسنديده به سبب حياء حاصل مي گردد چنانچه حضرت علي (عليه السلام) فرمودند : منشأ و سبب عفت ، حياست (39)در نتيجه با نبودن حياء ،عفت نيز از وجود آدمي رخت بر مي بندد . ديگر اين که اميال انسان ، مي تواند جهات مختلفي به خود گيرد و يکي از مؤلفه هائي که به اين خواسته ها، جهت صحيح مي بخشد ، حياست .امام سجاد (عليه السلام) در دعاي خويش از باري تعالي در خواست مي نمايد که اميال و خواسته هاي خويش و ديگران را با حيائي همراه سازد که آن اميال را از شهوات جدا گرداند(40). از حيا ، صفات اخلاقي و رفتارهاي پسنديده اي ، منشعب مي گردد که طبق فرمايش نبي اکرم (صلوات الله عليه و آله ) عبارت از نرمي ،رأفت و رحمت ، مراقبت براي خدا در نهان و آشکار سلامتي ، دوري گزيدن از شرّ ، بشاش بودن ، بخشنده بودن ، ظفر و ستايش شدن به نيکي مردم است(41). ان شاء الله ادامه دارد ... |
|||
|
|
۰:۴۴, ۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۲ ۰:۴۷ توسط محمد حسین.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
ج: آثار دنيوي :
از امير المؤمنان علي (عليه السلام) نقل شده که اگر عيوب شما بر يکديگر آشکار مي شد ، بدن يکديگر را به خاک نمي سپرديد(42) .اما حيا باعث ايجاد الفت و محبت بين انسانها مي گردد ؛ چرا که عيوب انسان با حيا مخفي نگه داشته و او را زينت مي دهد و در نزد ديگران او را دوست داشتني جلوه مي دهد . در اين رابطه از جانب پروردگارعالم ، در حديثي– موسوم به حديث قدسي– آمده است : بندة من ! همانا تو هنگامي که از من حيا نمائي ، عيوبت را از ياد مردم مي برم و گناهانت رااز ياد جاي جاي زمين مي برم و لغزشهايت را از نامة ( اعمالت) محو مي گردانم و در روز قيامت ، در حساب تو ، دقت و خرده بيني نخواهم داشت ( تو را مورد باز خواست و باز جوئي قرار نخواهم داد .(43)) حيا ، همچون لباسي است که عيوب مردم را مي پوشاند ، چنانچه طبق فرمايش امير المؤمنين (عليه السلام) نتيجة پوشيدن لباس حيا، مخفي ماندن عيوب آدمي بر مردم مي باشد(44) و باعث مي گردد که نواقص و زشتيهاي انسان در ديد آنان قرار نگيرد(45) . حيا ، سراسر خير است و جز خير به ارمغان نمي آورد ؛ چرا که وقتي ، انسان، با حيا گرديد ، حيائش از مخلوقات ، به او اجازه نمي دهد که به هيچ يک از زشتيها آلوده گردد ، چه رسد به اين که از خداي (عزوجل) شرم داشته باشد(46). همانگونه که عمل قبيح ، چهرة زشتي از انسان عرضه مي کند ، برعکس آن ، حيا از زشتي و شرم از عمل قبيح ، او را آراسته ساخته و در نظرها ارزش و اعتبار مي بخشد در اين رابطه رسول گرامي اسلام (صلوات الله عليه و آله ) فرمودند:هرگز عمل قبيح و زشتي در چيزي واقع نگردد ، مگر آنکه آن چيز را زشت گرداند و هرگز حيا در چيزي واقع نشود ، مگر آنکه آن را آراسته سازد (47) د: آثار اخروي : حضرت موسي (علي نبينا و آله و عليه السلام) از خداوند متعال سؤال نمودند : خدايا ! پس جزاي آن کس که خيانت را از روي شرم و حيا از تو ترک نمايد چيست؟ و خداوند فرمود : اي موسي ! جزاي او ، امنيت و آرامش ( يا سلامتي ) در روز قيامت است(48).ضمن اين که حيا پاکي از گناهان را در پي دارد ، چنانچه از حضرت صادق (عليه السلام) نقل گرديده که خداوند عزوجل به داود نبي ( علي نبينا و آله و عليه السلام ) وحي نمود: اي داوود ! همانا بندة مؤمن من هنگامي که گناهي از او سر زد ، سپس باز گشت و از آن گناه توبه نمود و هنگام ياد آوري آن ، از من شرم نمود ، او را بخشيده و آن گناه را از ياد فرشتگان نگهبان و کاتبان اعمال ، مي برم و آن گناه را به حسنه مبدل مي سازم و(به آن گناه ) اهميت نمي دهم و توجه نمي نمايم و من مهربانترين مهربانان هستم (49)در مورد آثار اخروي حيا، باز مي توان به حديث قدسي ذکر شده اشاره نمود که متضمن هر دو آثار دنيوي و اخروي مي باشد . ان شاء الله ادامه دارد ... |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |






