|
ایا منتظر واقعی هستید؟! منتظر واقعی را از کجا باید شناخت
|
|
۸:۱۲, ۸/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
دوستان به نظر شما منتظر واقعی چه کسی است و از کجا باید او را شناخت ؟ از کجا بدانیم فقط ادعای منتظری نداریم و اگر مولا ظهور فرمودند جزو یاران باوفایشان هستیم؟ با تشکر از دوستانی که در بحث شرکت میکنند در پناه خدا |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۳۶, ۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۳۷ توسط sarallah.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بابا بسه دیگه این حرفها.
اخه تا کی زمینه سازی و انتظار... اگر این روال ادامه داشته باشه روز به روز از امام زمان دورتر میشیم. |
|||
|
|
۱۶:۴۶, ۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۶:۴۶ توسط Imam12.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
ما که منتظر نیستیم ما معطلیم منتها خودمون خبر نداریم
|
|||
|
|
۱۷:۰۳, ۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۸:۴۰ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
جوابتون توی پست قبلیم موجوده |
|||
|
|
۱۸:۰۶, ۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۱ ۱۹:۳۰ توسط رهیافته.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام
همانطور که جناب Havbb 110 فرمودند منتظر کسیکه زمینه سازی کنه مهدویت باید تمام عرصه های زندگی یک مدعی تشیع را تحت تاثیر قرار بده . به قول دکتر حسن عباسی : زمینه سازی اینه که، ما اقتصادمون را متحول کنیم به جای اینکه بانکداری اسلامی را با دو کلمه ی متضاد هم بکار ببریم، ربا رو از اقتصاد پاک کنیم. به جای اینکه در دانشگاهها فلسفه غرب را تفسیر کنیم بیایم حکمت و معرفت را جایگزین کنیم. اما همه ی اینها کنار چون وقتی میخوای این اصلاحات را رقم بزنی اول قدم اینه که خودت فرد صالح باشی جناب Imam12 ما چقدر در جهت این اصلاح درونی قدم برداشتیم؟! این سوالی است که باید هر شب از خودمون بپرسیم. خودسازی با یک دانه بادام زیر زبان گذاشتن و 40 روز نشستن حاصل نمیشه من از شما یک سوال دارم لطفا به این سوال پاسخ بدهید. آیا به جای همه ی این مطالبی که شما شعار خواندید. بیایم و به صورت منسجم حضرت مهدی را به زبان های مختلف به همه معرفی کنیم. چند نفر این را میپذیرن؟! این راهش نیست برادر من ، در جامعه امروز که اقتصاد لیبرالیسم در حال فروپاشیه ما با نظریه های اقتصادی جدید که واقعا مبتنی بر اسلام باشه و یا با معرفی یک نظام غیر وابسته به اندیشه های صرفا مادی است که میتونیم، مهدویت را به جهان معرفی کنیم. امروز بشر بعد از سالها داره به مفاهیمی میرسه که 1400 سال پیش قرآن بهش اشاره کرد. در دنیای نابهنجار امروز با پاسخ دادن به مشکلات بشر است که میشه اندیشه مهدویت را به دنیا معرفی کرد. و در آخر بگم که حرکت باید در قلب ما صورت بگیرد تا شاهد حرکت در جامعه باشیم. و در مرحله آخر شاهد آن هستیم شاید یکی از دلایلی که خداوند سوره ی نصر را به عنوان آخرین سوره نازل کرد همین باشه آنجا که میخوانیم "اذاجاء نصرالله و الفتح و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا" وقتی بشر پاسخ و راهکارهای تمام مشکلات و نیازهای دنیوی و اخرویشو در قرآن و عترت یافت آن موقع است که مردم دسته دسته به دین خدا وارد میشوند و به حمد الله امروز ما شاهد موج پنجم بیداری اسلامی هستیم و این تفسیر به عینه این آیه است. در پناه حق باشید یا علی (علیه السلام) |
|||
|
|
۰:۱۳, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
مدعيان عشق امام زمان عليه السلام و دلدادگان حقيقي
توسل و يادآوري به ساحت مقدس امام زمان عليه السلام يکي از وظايف شيعه در دوران غيبت آن امام همام است که شنيدن برخي حکايات، شيفتگي و دلبستگي خاصي در وجود انسان پديدار مي کند. در اين رابطه يکي از اساتيد در يکي از جلسات هفتگي شان به داستان زير اشاره فرمودند: شيخ علي اکبر نهاوندي قدس سره نقل مي کند: زماني از نجف اشرف براي انجام کاري به حله (6 )سفر کردم . هنگام عبور از ميان بازار آن شهر چشمم به قبه مسجد مانندي افتاد که بر سر در آن زيارت کوتاهي از حضرت صاحب الزمان و خليفه الرحمان عليه السلام بود و بالاي آن نوشته شده بود:«هذا مقام صاحب الزمان».(7 )مردم آن سامان از دور و نزديک به زيارت آن مکان جنت نشان مي آمدند و با دعا وتضرع و زاري به ساحت قدس باري تعالي توسل و تقرب مي جستند . من از اهالي حله علت نام گذاري آن مکان را به مقام صاحب الزمان جويا شدم. همگي به اتفاق آرا گفتند: اين مکان ، خانه مردي عالم ، زاهد ، عابد و باتقوا به نام شيخ علي بوده که هميشه در انتظار ظهور حضرت مهدي عليه السلام به سر مي برده است. او پيوسته نسبت به امام زمان عليه السلام عتاب و خطاب مي کرد و مي گفت : دراين غيبت از انظار در اين زمان ، براي چيست؟ در حال يکه مخلصين شما در شهرها و اقطار عالم هم چون برگ درختان و قطره هاي باران فراوان هستند. در همين شهر خودمان، شيفتگان و دوستان شما بيش از هزار نفرند. پس چرا ظهور نمي فرماييد تا دنيا را پر از قسط و عدل نماييد؟» تا آنکه روزي شيخ علي با همان حال سر به بيابان نهاد و همان سخنان را آغاز کرد که ناگهان ديد: شخصي در هيات عربي بدوي نزد او حاضر است و به او فرمود: جناب شيخ ، به که اين همه عتاب و خطاب مي نمايي؟ عرض کرد: خطابم به حجت وقت امام زمان عليه السلام است که با وجود اين همه مخلص و ارادتمندي که در اين عصر دارد چرا ظهور نمي کند در حالي که فقط بيش از هزار نفر از محبان و ياران حضرت در حله هستند. آقا فرمودند: اي شيخ ، صاحب الزمان من هستم . با من اين همه عتاب و خطاب نکن! مطلب اين گونه نيست که تو فکر کرده اي ! اگر 313 نفر اصحاب من موجود بودند ، ظاهر مي شدم. در شهر حله که مي گويي بيش از هزار نفر مخلص واقعي دارم ، جز تو و فلان شخص قصاب ، کسي دوست با اخلاص من نيست. حال اگر مي خواهي صورت واقع برايت مکشوف و روشن شود ، برو مخلصين مرا که مي شناسي ، در شب جمعه به منزلت دعوت کن و در صحن حياط ، مجلسي آماده ساز. فلان قصاب را هم دعوت کن و دو بزغاله روي بام خانه ات ببند. آن گاه منتظر ورود من باش تا حاضر شوم و واقع امر را به تو بفهمانم و آگاهت کنم که اشتباه نموده اي . چون فرمايشات حضرت به پايان رسيد، امام از نظر شيخ غايب شدند. شيخ علي حلاوي، مسرور از اين ماجرا با خوشحالي فراوان به حله برگشت. نزد قصاب رفت و قضيه زا با او در ميان گذاشت. آن دو با کمک يکديگر 40 نفر را از بين هزار نفري که ايشان از ابرار و منتظران حقيقي حضرت حجت عليه السلام مي پنداشتند انتخاب کردند و دعوت نمودند که در شب جمعه به منزل شيخ بيايند تا به لقاي امام عصر عليه السلام مشرف شوند. شب جمعه موعود فرا رسيد . مرد قصاب با آن 40 نفر برگزيده به خانه شيخ علي حلاوي آمدند و در صحن حياط نشستند. همه با وضو، رو به قبله، در حال ذکر و صلوات و دعا در انتظار قدوم قائم منتظر عليه السلام لحظه شماري مي کردند. شيخ علي نيز طبق فرمان حضرت، قبلاً دو بزغاله را روي پشت بام بسته بود و خود در صحن حياط، در حضور ميمانان، تشريف فرمايي مولا را انتظار مي کشيد. چون پاسي از شب گذشت، به ناگاه همگي ديدند نور با عظمت و درخشاني که به مراتب از خورشيد و ماه درخشنده تر بود، در آسمان ظاهر شد و تمام آفاق را روشن ساخت. سپس آن نور به طرف خانه شيخ علي آمد تا آن که بر پشت بام منزل قرار گرفت و فرود آمد. دقايقي بيش نگذشت که صدايي از پشت بام، آن مرد قصاب را فرا خواند. مرد قصاب امتثال امر کرده، برخاست و روي بام رفت و به خدمت حضرت شرفياب شد. پس از چند لحظه امام به او فرمودند: يکي از اين دو بزغاله را نزديک ناودان ذبح کن، به طوري که تمام خونش از ناودان سرازير گردد و در صحن خانه جاري شود، آن 40 نفر گمان کردند که حضرت مهدي عليه السلام مرد قصاب را گردن زده و اين خون اوست که از ناودان فرو مي ريزد. پس از اندکي صدايي از پشت بام به گوش رسيد و شيخ علي حلاوي را احضار فرمود. شيخ برخاست و خود را به روي بام رساند، ديد مرد قصاب سالم و سلامت روي بام در محضر امام ايستاده ، اما يکي از دو بزغاله را سر بريده و خون بزغاله بوده که در صحن حياط جاري شده است. در اين هنگام، قصاب به امر حضرت بزغاله دوم را نيز نزديک ناودان سر بريد و بار دوم خون از ناودان به ميان حياط سرازير شد. وقتي آن 40نفر دوباره خون تازه را در صحن منزل جاري ديدند، گمان شان تبديل به يقين شد و همگي قطع پيدا کردند که حجت ابن الحسن اواحنا فداء مرد قصاب و شيخ علي حلاوي را به قتل رسانده و زود است که نوبت يک يک آن ها فرا رسد و ملاقات با امام زمان عليه السلام به قيمت جان شان تمام شود. از اين روي بي درنگ از جا برخاستند و از منزل شيخ علي حلاوي گريختند . سپس حضرت رو به شيخ علي کرده ، فرمودند: اينک به ميان حياط برو و به آنان بگو که به روي پشت بام بيايند تا با من ديدار کنند. شيخ علي از بام به زير آمد و هنگامي که به صحن حياط رسيد، حتي يکنفر از آن 40 برگزيده را نديد و دانست که همه فرار کردند . به سرعت به پشت بام برگشت و گريختن آن 40 نفر را به عرض مبارک آن حضرت رسانيد. حضرت فرمودند:«اي شيخ، ديگر آن همه با من عتاب و خطاب نکن! اين شهر حله بود که مي گفتي بيش از هزار نفر از ياران ومخلصان ما فقط در اين شهر هستند . پس چه شد که بين آن دوستان انتخاب شده ، کسي جز تو و اين مرد قصاب باقي نمانده است؟! اينک ساير جاها را نيز به همين گونه قياس کن!» اين جمله را فرمود و از نظر آن دو ناپديد گشت. پس از اين ماجرا شيخ علي حلاوي آن بقعه را مرمت کرد و به مقام صاحب الزمان عليه السلام موسوم نمود. از آن زمان تاکنون آن مقام شريف، محل طواف مردم و زيارت گاه عام و خاص است. |
|||
|
|
۸:۴۳, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
اگر ما منتظر بودیم تو عصر غیبت آقا خودشون سراغمون میومدن
نیستیم که نمیان منتظر واقعی کسیه که وقتی آقا رو میبینه از خجالت آب نشه به خاطر کارهای کرده و نکرده ش خدایا عاقبت بخیرمون کن |
|||
|
|
۱۹:۱۹, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۱۶ توسط رهیافته.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
از خودمون بپرسیم ما چه تفاوتی با نسل های گذشته داریم؟
چرا آقا باید برای ما بیاد در حالیکه 1200 سال هست که شیعیان خود را منتظر میدانند!! شاید آقا منتظر ما باشه، شاید آقا منتظر یک تحول است که ما باید رقم بزنیم! تحولی که در درون صورت بگیرد و بازتابش بدنه جامعه را ترمیم کند! به نظر من منتظر واقعی خود آقاست و ما باید خودمون را به حضرت برسونیم. |
|||
|
|
۱۶:۱۵, ۱۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
یادمه توی برنامه تلوزیونی شنیدم که گفتند اگر تعداد یاران امام به ده هزار نفر منتظر برسه حتما اقا ظهور می کنند من فکر میکنم انقدر که اقا و خداوند منتظرماهستند ما منتظر نباشیم مثل کسانی می مانیم که از دیدن مناظر دنیا و اب رنگ ان انقدر معطل کردیم که کار ظهور به اینجارسیده و خلیلی ها هم وهم برشان داشته که اصلا بیایند اعتقاد مارا به مسخره بگیرندو ما صدامون درنیاد تنبل شدیم تعارف که نداریم همه چیز دراختیار داریم و هیچ نداریم هرچقدر بیشتر پیشرفت دنیایی کنیم بازهم ندیدن اقا بزرگترین عقب ماندگی ماست این ماییم که دیر کردیم کسی در اوج اسمانها منتظر ماست ایات و برکاتش به واسطه عشقی که به مادارد به ما میرسد اما حیف که ماقدر نمیدانیم هنوز هم فکر میکنیم ما منتظریم در صورتی که اقا منتظر رسیدن ماست باید تلاشمان را بیشتر کنیم دیدن ظریف و دقیق اطرافمان حتما به ما خواهد گفت که نمان به راهت ادامه بده دیر کنی تو هم ازدیدن اقا محروم میشوی شاید عمرمان قد ندهد ما کجا مانده ایم نمیدانم یک میلیارد مسلمان و هفتاد میلیون مسلمان شیعه ایرانی داریم وهنوز به اندازه ده هزار تن نشده ایم |
|||
|
|
۱۸:۱۹, ۱۲/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
منتظر واقعی باید مثل کوه باشه، فقط سر به امر امامش. نه مثل یک ارزن در باد، با هر وسوسه شیطان به طرفش سرازیر بشه. آیا امام چنین یارانی دارن؟
|
|||
|
|
۱۱:۲۵, ۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
به نام الله
![]() علاوه بر صحبتهای دوستان؛ در این زمان و در این لحظه موثرترین و مهمترین وظیفه ما اطاعت محض از ولایت فقیه است.اطاعت از مقام ولایت =»»»» وحدت و انسجام امت اسلامی همانطور که حضرت ایت الله علامه حسن زاده آملی فرمودند: گوشمان به دهان رهبر باشد چون ایشان گوششان به دهان امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (B)سلسله پست ها با عنوان ( بایدها و نبایدهای یک منتظر) | علی 110 | 4 | 3,907 |
۱۸/مرداد/۹۶ ۱۳:۰۸ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| مدیریت زمان منتظر (روایت عهد31) | عبدالرحمن | 56 | 32,952 |
۱۰/بهمن/۹۴ ۱۴:۵۱ آخرین ارسال: خانی |
|
| منتظر حسینی باشیم... | Farzaneh | 0 | 1,298 |
۲۴/آبان/۹۳ ۲۳:۲۴ آخرین ارسال: Farzaneh |
|
| مسولیت های منتظر | امیربهادر | 1 | 1,251 |
۱۸/آبان/۹۳ ۰:۳۵ آخرین ارسال: میم.حسین.الف |
|
| مدیرت زمان منتظر**//مدیریت پروژه\\**(پست ویژه) | ضحی | 7 | 4,332 |
۲۱/مرداد/۹۳ ۲۲:۰۲ آخرین ارسال: ضحی |
|
| منتظر واقعی، ناراضی است | ISOD | 0 | 1,023 |
۱۵/تیر/۹۳ ۱۰:۰۸ آخرین ارسال: ISOD |
|
| دید سیاسی یک منتظر در اسلام(بسیار مهم) | عبدالرحمن | 8 | 4,997 |
۲۰/آذر/۹۲ ۱۳:۳۲ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|












