|
حرف زدن در خواب!
|
|
۱۷:۵۱, ۲۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم چند وقتی است که مسئله ای ذهن مرا مقداری درگیر کرده، گفتم اینجا مطرح کنم شاید دوستان تجربه و یا اطلاعاتی داشته باشند.بنده سالهاست شاید از کودکی، اکثر اوقات در خواب حرف می زنم ولی خودم که در خواب هستم متوجه نیستم و بعد از بررسی هایی که انجام دادم و از دیگران حرف های زده شده را پرسیدم، این حرف ها ربطی به خواب و رویایی که میدیدم نداشته است. البته به غیر از خودم، چند نفری هم در خانواده این مسئله را دارند. اگر دوستان علت این حرف زدن ها و درمان و علاجش را می دانند، اظهار نظر کنند. منتظر جواب دوستان تالار هستم. یا حق |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۳۸, ۲۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۲۶/مهر/۹۲ ۲۲:۳۵)حسن.س. نوشته است: نه تنها مغز بلکه یک سلول هم بدون روح فعالیتی ندارد. روح وقتی به عوالم دیگر می رود همزمان تدبیر بدن را هم به عهده دارد.آیا وقتی که یه نفر میمیره، دیگه سلولهاش کار نمیکنن؟ چرا. نمونهی بسیار بارزش رو توی افراد مرگ مغزی میبینیم که تا چند هفته بعد هم سلولهاشون(به شرط رسیدن اکسیژن و مواد غذایی) کار میکنه. پس فعالیت سلول وابسته به روح نیست. (۲۶/مهر/۹۲ ۲۲:۳۵)حسن.س. نوشته است: یکی از دلایل سکته های قلبی هنگام صبح به خاطر این است که ما قبل از خواب آب نخورده ایم و حدیث هم با این منافاتی ندارد. قبل از خواب تخلیه مثانه انجام شود تا برای کلیه و دیگر مجاری مشکل پیش نیاید و آب هم برای تغلیظ نشدن عروق استفاده شود.در کدام افراد؟ بله! اگه بعد از شام، به مقداری که برای گوارش کافی هست آب خورده نشه(در ساعات بعد حدوداً هر ساعت 1 لیوان) آبی که توسط دستگاه گوارش استفاده میشه بدن رو کمآب میکنه و خون رو غلیظ میکنه، و اگه میزان آب خیلی کم باشه کمآبی بدن بدتر میشه و غلظت خون خطرناک میشه. |
|||
|
|
۱:۰۵, ۲۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۲ ۱:۵۰ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۷/مهر/۹۲ ۰:۳۸)درست پسند نوشته است: آیا وقتی که یه نفر میمیره، دیگه سلولهاش کار نمیکنن؟ درست پسند عزیز فرد مرگ مغزی روحش متوجه بدنش است و این توجه مرتبه دارد. چون سلول های مغزی شخص از بین رفته است دیگر روح هر چه تلاش می کند نمی تواند به بدنش به طور کامل بازگردد. پس تنها می تواند مثلا به شدت روح نباتی در گیاهان به بدن خود رجوع کند. حتی بعد از مرگ هم تا مدتی روح متوجه بدن است. اینکه بدن بزرگان نمی پوسد چون روحشان قوی است و توجه اش به بدن تا مدت ها اجازه تخریب را به عوامل حارجی نمی دهد و بدن سالم باقی می ماند (البته یکی از دلایلش اینگونه است). این چهلم و برخی زمان های دیگر که در احادیث داریم ناظر به همین انس روح با بدن است که باید تا مدتی به میت کمک کرد که آرام آرام خودش را به عالم دیگر منتقل کرده و از بدنش کناره گیرد. پس این فرد حیات نباتی دارد و این حیات نباتی به اندازه توجه روحش به بدن ادامه می یابد تا منصرف شود. سخن شما مثل این است که بگوییم گیاهان همه مرده هستند!
نخیر تک به تک سلول های زنده عالم به مرتبه ای از توجه ارواح نیاز دارند چه ارواح انسانی باشد مثل انسان مرگ مغزی چه ارواح نباتی و حیوانی.(۲۷/مهر/۹۲ ۰:۳۸)درست پسند نوشته است: در کدام افراد؟ بنده روی این فرآیند اعتراضی نداشتم. داریم درباره ی آب خوردن قبل از خواب حرف می زنیم!
به هر صورت ساعت ها خواب احتیاج به آب دارد و تحقیقات علم جدید و قدیم هم نشان می دهد که این مرگ ها ناگهانی در شب مثل سکته با کمبود آب بدن مرتبط است. یک انسان عادی بهتر است قبل از خواب هم آب بخورد و هم مثانه را تخلیه نماید. |
|||
|
|
۲:۳۸, ۲۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۲۵/مهر/۹۲ ۱۷:۵۱)rezamohammadi نوشته است: سلام اصولا خواب یا مربوط یا خاطرات گذشته هست که ذهن شما رو مشغول کرده یا نگرانی هست که راجع به اتفاقی از آینده که قرار هست براتون بیافته ، دارید . ولی نمیشود که کلا حرفی که در خواب می زنید کلا از خوابتان جداگانه باشد چون محتوای خوابتون رو به زبان می آورید .
نگذارید این مسئله خودش براتون استرس ایجاد کنه .
|
|||
|
|
۳:۰۳, ۲۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مهر/۹۲ ۹:۵۵ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
ویرایش: در اینجا به اشتباه «نفس» و «روح» یکی فرض شده. برای اطلاعات بیشتر به ارسال 16 مراجعه فرمایید.
(۲۷/مهر/۹۲ ۰:۰۷)rezamohammadi نوشته است: البته وقتی که روح کاملا از بدن جدا شود، مرگ صورت می پذیرد.ببینید، اصلاً براساس آیهی قرآن حرف بزنیم. در اونجا خداوند میفرماید: خداست كه جانها را هنگام مرگشان مىگيرد و آن را كه نمرده باشد در خوابش [مىگيرد]. پس آن را كه حكم مرگ بر آن رفته است نگاه مىدارد و ديگران را تا سرآمدى معین بازمىفرستد. قطعاً در اين براى مردمى كه مىانديشند نشانههایی است. معنی این کاملاً مشخصه. نمیفرماید که «آن را که حکم مرگ بر آن رفته است باقی روحش را هم میگیرد»، بلکه میفرماید «آن را که حکم مرگ بر آن رفته است نگاه میدارد». یعنی روح تماماً جدا شده بوده. سخن تفسیر مبین که فرمودید مسلماً منطبق با این سخن قرآن بیان شده. (۲۶/مهر/۹۲ ۲۲:۵۹)دل خسته نوشته است: من باز خواب می بینم ازجام بلند شدم،در حالی که هنوز خوابم،امروز صبح فکر می کردم بیدارم، هر کار کردم تکون نمی خوردم،اول فکر کردم مردم،بعد فهمیدم خوابم،بسم الله گفتم پاشدم.من اگه خیلی خوابم بیاد و سردیام کرده باشه، چند بار شده که خواب ببینم پا شدهام و رفتم فلانکار رو میکنم، مثلاً رفتم دست و صورتم رو میشورم، و بعداً میفهمم خوابم! حتی بعضی مواقع شده که چند بار پشت سر هم فکر کردم بیدار شدم. (۲۷/مهر/۹۲ ۱:۰۵)حسن.س. نوشته است:دوست عزیز، اصلاً من چرا با دلایل دیگه صحبت میکنم؟ همون آیهی قرآن به غایت روشنه. شما لطفاً بفرمایید چطور از اون آیه، این حرف رو تفسیر میکنین؟ اولاً همین صحبتی که در بالا خدمت آقای rezamohammadi عرض کردم. ثانیاً «یتوفی» یعنی بطور کامل، همونطور که میبینیم تعدادی از ترجمهها، بصورت «به طور كامل مىگيرد» یا «به تمامی بازمیستاند» ترجمه کردهاند. (۲۷/مهر/۹۲ ۱:۰۵)حسن.س. نوشته است: داریم درباره ی آب خوردن قبل از خواب حرف می زنیم!خب اگر بعد از شام، در چند ساعتی که بدن در حال گوارش هست، فرد آب مناسبی تأمین کنه، اصلاً از شب تا صبح دچار کمآبی نمیشه. من فقط «درست قبل از خواب» بودنش رو دارای اشکال میدونم، وگرنه میشه 40 دقیقه قبل آب خورد، و درست قبل از خواب تخلیه کرد، و باز هم بههیچوجه دچار کمآبی نشد. اصلاً اگر درست قبل از خواب آب خورده بشه، برفرض اینکه: «بدن طرف حرارت کافی داره و دچار دلدرد نمیشه(که خود این مسئله میتونه به علت تأمین نشدن مقدار آب مورد نیاز در طول روز باشه)» و بر فرض اینکه: «بخاطر کمتر بودن حرارت بدن در زمان خواب، طبع بدن رو سرد نمیکنه(که اگر اینطور بشه فقط مقدار کمی از آب جذب میشه و بقیه دفع میشه(در چنین مواقعی از رنگ بسیار کمرنگ ادرار هم میشه بروز این حالت رو حدس زد))» باز هم این آبی که جذب میشه طی مدت یکچندم مدت خواب به درون مثانه میره! خب اینطوری که باز مثانه تخلیه نیست! «تخلیه و آب خوردن بعدش» چه دردی از مثانه دوا میکنه؟ |
|||
|
|
۱۶:۰۶, ۲۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۲ ۱۶:۲۸ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۲۷/مهر/۹۲ ۳:۰۳)درست پسند نوشته است: دوست عزیز،
بنده آن همه سخن گفتم و شما اصلا به هیچ کدام از حرف های بنده نقدی یا استنادی نفرمودید.
به نظرم بحث دارد به جدل و مراء تبدیل می شود. به هر صورت حقیر دوباره عرض می کنم که بدن بیمار مرگ مغزی اگر توجه روحش را نداشته باشد به سرعت از کار می افتد؛ حرف هایم را عرض کردم و اگر می خواستید لابد قانع می شدید.اما درباره ی این آیه حدیثی را که حضرت باقر(علیه السلام) عرض می کنم. امیدوارم با بیان به این واضحی درباره ی آیه ای که این همه به آن استدلال نمودید به شیوه ی قبلی تان ادامه ندهید و بپذیرید که روح در وقت خواب مدبر بدن است. بنده در کامنت های قبلی ام عرض نمودم که روح به شدتی وجودی در اندازه روح نباتی و حیوانی و ...در هنگام خواب یا مرگ مغزی عنایت به بدن دارد. درست است که شاید توجه روح به عوالم بالایی اش بیشتر باشد اما قطعا به بدن توجه دارد که در قبل دلایلش را مختصری عرض نموده بودم. حدیث زیر در ذیل همین آیه در تفسیر مجمع البیان آمده است: امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: "هركس می خوابد نفس او به آسمانها صعود می كند و روحش در كالبدش باقى می ماند، و در ميان اين دو حقيقت رابطه هاى بسان پرتو خورشيد است؛ هنگامى كه خدا فرمان مرگ و برگرفتن روح انسانى را صادر می كند، «روح» فراخوان «نفس» را پاسخ می گويد و با ترك كردن كالبد خاكى به سوى آن حقيقت آسمانى پر می كشد، و زمانى كه خدا اجازه بازگشت آن را بدهد و انسان فرصت حيات داشته باشد، «نفس» فراخوان «روح» را اجابت می کند و به كالبد خاكى بازمی گردد؛ آرى، مفهوم آيه شريفه است كه می فرمايد: خداست كه جانهاى مردم را به هنگام مرگشان می ستاند." دیگر از این واضح تر چه گفته شود تا شما قانع شوید. دلایل عقلی و تجربی و این هم نقلی. ![]() چند نکته عرض نمایم: 1- در هنگام بحث عقلی اگر به آیه یا حدیثی اشاره می شود باید دلالتش را به عینه نشان دهیم. مثلا در همین مورد نفس و روح چه از نظر حکماء چه زبان وحی و معصوم(علیه السلام) دو اشارت مختلف از حقیقت آدمی است و نمی توان به صرف زبان عامه از یکی به جای دیگری استفاده نمود. 2- پیرامون تفاوت روح و نفس سخن فراوان است. حکماء روح را مرتبه ی عالیه نفس می گیرند و این سخن با برخی احادیث مطابقت دارد. از طرفی برخی احادیث هم برای روح مرتبه ی های نازلی را نشان می دهد و آن را روح نباتی و حیوانی می گوید. این سخن نیز در کلام حکماء با روح بخاری قابل تطابق است. 3- به نظر می رسد بنا به متن قرآن نفس یک جنبه ی شخصی دارد و به افراد انسانی گفته می شود. از این رو جامعیتش به نوعی است که محدوده ای از بدن و ارواح قدسی و حیوانی و نباتی و غیره در این کل قابل استناد هستند. 4- پذیرش اختیار چه به اراده گیاهی چه حیوانی و چه انسانی و غیره لازمه اش حضور موجودی از عوالم بالاتر است. عدم پذیرش این سخن که دلایل عقلی و نقلی و تجربی فراوان دارد اولین نتیجه اش روی آوردن به داروینسم است. زیرا با پذیرش فعالیت حتی یک سلول بدون توجه روح به راحتی استدلال بر نبود روح در تمامی موجودات پیچیده تر قابل اقامه است. درباره آب خوردن قبل از خواب هم که بنده عرض کردم طب جدید و سنتی می گوید آب خورده شود تا سکته یا مشکلی از این دست در طی شب رخ ندهد. این سخن هیچ تضادی با احادیث ندارد که گفته اند قبل از خواب مثانه تخلیه شود. قرار نیست که یک تانکر اب بخوریم. به اندازه ای که کمبود آب، سکته های قلبی را ایجاد نکند. پس این ها دو مورد جداست. دیگر به نظرم روشن است و اجازه بفرمایید خواننده قضاوت می نماید. |
|||
|
|
۲۱:۴۹, ۲۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۲ ۲۱:۵۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۲۷/مهر/۹۲ ۱۶:۰۶)حسن.س. نوشته است: بنده آن همه سخن گفتم و شما اصلا به هیچ کدام از حرف های بنده نقدی یا استنادی نفرمودید. ![]() ![]() ![]() ![]() آخه کدوم دلیلی در صحبتهای شما بود، که باید براساسش قانع میشدم، یا برای رد صحبتهاتون بهش استناد میکردم؟ فرموده بودید: روح فرد مرگ مغزی نمیتونه بخاطر سلولهای از بین رفته به بدن برگرده: از کجا میگید که اصلاً میتونسته برگرده؟ بدن بزرگان نمیپوسد(فرض کنیم که چنین چیزی رو پذیرفتیم): از کجا میگید بخاطر چنین مسئلهای هست؟ چهلم و بعضی زمانهای دیگر: از کجا میگید که چنین منظوری در کار بوده؟ آخه به چی استناد میکردم؟ شما چیزی که باید ثابت بشه رو فرض فرمودهبودین، و تنها توضیح داده بودین که این نظر با یه دسته مسائل متناقض نیست! من هم که کار بدی نکردم که! دیدم از این راه دلایلی مطرح نمیشه، و دستاویز محکمی برای اثبات نظر وجود نداره، رفتم از آیهی قرآن که میتونه برای اثبات استفاده بشه استفاده کنم. (۲۷/مهر/۹۲ ۱۶:۰۶)حسن.س. نوشته است: [size=large]خیلی خوب بود که از اول میفرمودید این حدیث رو. ما فرض میکنیم این حدیث موثق هست. پس براساس این حدیث، من اشتباه کردهام که نفس و روح رو یکی فرض کردهام. البته علتش این بود که در ترجمهها این دو مترادف هم قلمداد شده بودند. از 5 ترجمه فقط 2تاشون «نفس» رو «جان» ترجمه کردهاند، و بقیه اون رو «روح» ترجمه کردهاند. حالا اگه نفس و روح رو از هم تفکیک کنیم، پس این آیه در مورد جدا شدن روح در زمان خواب هیچ صحبتی نمیکنه. ولی این حدیث هم به روشنی دربارهی موندن روح در بدن در زمان خواب، و جدا شدنش در زمان مرگ صحبت میکنه، که با صحبتهای شما متفاوت هست. آیا این: «هركس میخوابد نفس او به آسمانها صعود میكند و روحش در كالبدش باقى میماند.» مساوی هست با این: «روح وقتی به عوالم دیگر می رود همزمان تدبیر بدن را هم به عهده دارد.» آیا این: «هنگامى كه خدا فرمان مرگ و برگرفتن روح انسانى را صادر میكند، روح فراخوان نفس را پاسخ میگويد و با ترك كردن كالبد خاكى به سوى آن حقيقت آسمانى پر میكشد، و زمانى كه خدا اجازه بازگشت آن را بدهد و انسان فرصت حيات داشته باشد، نفس فراخوان روح را اجابت میکند و به كالبد خاكى بازمیگردد.» مساوی هست با این: «فرد مرگ مغزی روحش متوجه بدنش است و این توجه مرتبه دارد. چون سلول های مغزی شخص از بین رفته است دیگر روح هر چه تلاش می کند نمیتواند به بدنش به طور کامل بازگردد. پس تنها میتواند مثلا به شدت روح نباتی در گیاهان به بدن خود رجوع کند.» (۲۷/مهر/۹۲ ۱۶:۰۶)حسن.س. نوشته است: 1- در هنگام بحث عقلی اگر به آیه یا حدیثی اشاره می شود باید دلالتش را به عینه نشان دهیم. مثلا در همین مورد نفس و روح چه از نظر حکماء چه زبان وحی و معصوم(علیه السلام) دو اشارت مختلف از حقیقت آدمی است و نمی توان به صرف زبان عامه از یکی به جای دیگری استفاده نمود.کاملاً صحیح هست. از اول میگفتید خب. (۲۷/مهر/۹۲ ۱۶:۰۶)حسن.س. نوشته است: 4- پذیرش اختیار چه به اراده گیاهی چه حیوانی و چه انسانی و غیره لازمه اش حضور موجودی از عوالم بالاتر است. عدم پذیرش این سخن که دلایل عقلی و نقلی و تجربی فراوان دارد اولین نتیجه اش روی آوردن به داروینسم است. زیرا با پذیرش فعالیت حتی یک سلول بدون توجه روح به راحتی استدلال بر نبود روح در تمامی موجودات پیچیده تر قابل اقامه است.با قسمت مشکی صد در صد موافقم، و با حرف بنده هم هیچ تناقضی نداره. ولی نمیدونم چه ربطی به قسمت آبی داره، چون سلولها بطور کاملاً مادی و مولکولی کار میکنن، و برای کار کردنشون نیاز به اختیار ندارن. (۲۷/مهر/۹۲ ۱۶:۰۶)حسن.س. نوشته است: درباره آب خوردن قبل از خواب هم که بنده عرض کردم طب جدید و سنتی می گوید آب خورده شود تا سکته یا مشکلی از این دست در طی شب رخ ندهد. این سخن هیچ تضادی با احادیث ندارد که گفته اند قبل از خواب مثانه تخلیه شود. قرار نیست که یک تانکر اب بخوریم. به اندازه ای که کمبود آب، سکته های قلبی را ایجاد نکند. پس این ها دو مورد جداست. دیگر به نظرم روشن است و اجازه بفرمایید خواننده قضاوت می نماید.باشه، قضاوت کنن! من دیگه بلد نیستم کاملتر از اون حرف بزنم!
|
|||
|
|
۱۹:۵۵, ۳۰/مهر/۹۲
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
من هم سال کنکور خیلی تو خواب حرف میزدم ، گاهی هم داد میزدم
دقیقا زمانی بود که به خاطر استرس تمام بدنم به هم ریخته بود حتی پرانول هم می خوردم (آلپرازولام هم داده بودن اما نخوردم:cool ![]() شب کنکور هم تا صبح حرف میزدم ، همینطور زمان اعلام نتایج ... خلاصه اینکه ، این ها بخاطر استرسه ... من خیلی آدم آرومی هستم اما ضمیر ناخودآگاهم خیلی استرسیه ( )ظاهرم استرسو نشون نمی ده ، حتی به کنکور فکر هم نمی کردم ، اما ناخودآگاهم استرسو تجربه می کرد و باعث حرف زدن تو خواب می شد . یا حق.
|
|||
|
|
۱۹:۱۶, ۱۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام من فرصت نکردم پاسخ ها را بخوانم اما: علت برخی اختلال ها در خواب نحوه تغذیه است... در هر صورت به هیچ وجه من الوجوه سه ساعت قبل از خواب هیچ گونه طعامی میل نکنید هضم طعام در هنگام خواب خصوصا هضم طعام بد و فاسد موجب پریشانی ها در خواب ودیدن خواب های آشفته می گردد. به تغذیه توجه ویژه داشته باشید وتوصیه های دکترهای سنتی واطباء سنتی را پیگری واجرا نمایید ان شاءالله موفق باشید... |
|||
|
|
۱۱:۵۷, ۱۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
من هم قبول دارم که اختلالات حین خواب بیشتر مربوط به مسائل روانیه . یعنی ریشه ی خیلی از بیماری ها روانیه به نظر من.
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
















)