|
علم طب از رهگذر علامه حسن زاده آملی[حفظه الله]
|
|
۲۲:۰۳, ۱۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۲۲:۰۹ توسط اولولالباب.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
علم طب در سخنانی از
علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) علم پزشکی از بین رفته بود، بقراط آن را یافت. مرده بود، جالینوس زنده اش کرد. کور بود و حنین چشم های آن را گشود. پراکنده شده بود و محمد بن زکریا جمعش کرد و ناقص بود تا این که ابوعلی سینا کاملش کرد1 اول ملتی از قدما که به علم تشریح، اعتنا کرده بود، حکمای اسطخر[2] فارس بودند، و پس از آنها اطبای مصر و پس از آن یونانیان در این علم شریف، دقت کردند.[3]
استاد علامۀ ذوالفنون شعرانی در آغاز نخستین جلسه درس قانونچه فرموده است: آقا، در حوزه های علمی ما کتب طب، مانند دیگر رشته های علوم تدریس می شد، و علمای ما در علم شریف طب نیز دست داشته اند. یک عالم دینی در فهم بسیاری از اخبار و حلّ و درک کثیری از مسائل فقهی از قبیل حدود و دیات به طب و تشریح آن نیازمند است. آنگاه انگشت شهادتش را در زیر جانب راست فکّ اسفلش نهاد و به مطایبت گفت:- آخوند باید به تشریح آشنا باشد که لااقل بداند مثلا کلیه ی او در اینجا آویزان نیست.[4] طبیب در میان ابناء خود بدان سعادت و مقام و مرتبت است که به مظهر بودن اسم شریفۀ «محیی» که از اسمای بزرگ الهی است، نایل آمده است. استاد بزرگوارم، آیت دین، جناب حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای، در جلسۀ درسی حکایت فرمود که: در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) طبیبی یهودی در گذشت. آن حضرت را از وفات وی خبر دادند، رسول اکرم از شنیدن آن اظهار تأسف کرد؛ عرض نمودند یا رسول الله، این متوفی یهودی بوده است؛ فرمودند: مگر نمی گویید طبیب بوده است[5] 1- طب و طبیب و تشریح، ص 62 2- این شهر تا پایان پادشاهی ساسانیان از آبادترین و باشکوه ترین شهرهای ایران باستان بود. 3- طب و طبیب و تشریح، ص 52 4- هزار و یک کلمه؛ ج1،کلمه یک،ص19 5- طب و طبیب و تشریح، ص 16 نقل از وبلاگ طب اسلامی |
|||
|
|
۱۶:۲۸, ۲۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
برادران و خواهران محصل در رشته های پزشکی و زیرشاخه های ان
دست کم نگیرید خود را ![]() ![]() ![]() شکر نعمت نعمتت افزون .. ![]() کفر نعمت............
|
|||
|
|
۱۳:۳۹, ۲۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آذر/۹۲ ۱۳:۴۰ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ممنون از مطلب خوبتون. درسته که من طبیب نیستنم .اما در حال تحصیل توی شاخه پیرا پزشکی ام.فیلد کاری ما تو اتاق عمله. جایی که بیمار با ماکسیمم اضطراب اونجا حضور داره و از طرفی هیچکدوم از بستگانش هم کنارش نیستن.فقط یه جمله بگمهر وقت دیدی دلت داره پیر میشه داری میمیری دنیا برات تنگ شد برو بالین مریضی بهش بگو پدر جان (مادرجان) خوبید عزیزم؟ بعضی شغلا واقعا سختی خودشو داره اما در کنار تمام حواشی و ... چیزهایی توش پیدا میکنی که هیچ جای عالم پیدا نمیشه. باورتون شاید نشه اما من به تجربه دیدم یک لبخند به مریض اون رو شفا میده. ارام بخواب چون که پرستار زینب است...
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| بیانات عرشی حضرت علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی | نسیم | 1 | 1,835 |
۱۴/شهریور/۹۰ ۱۴:۱۳ آخرین ارسال: Zegile |
|











