|
واکاوی معضلات زن امروز
|
|
۲۰:۵۸, ۲۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۲ ۲۳:۳۷ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
تایپکی تحت نهایت زن بودن توسط عبدالرحمن مطرح شد که به دلایلی حذف شد در این راستا سوالی دارم میدانیم که زن بودن در همسر بودن خلاصه نمیشود یک زن میتواند 4نقش داشته باشد 1.مادر بودن 2.همسر بودن 3.دختر بودن 4.خواهر بودن بحثهایی در پست های مختلفی صورت گرفت که در واقع جز جدل کردن به نتیجه خاصی نرسیدیم ایا حقوق یک زن تنها تحت عنوان نقش همسری نادیده گرفته میشود؟ یا این نادیده گرفتن شامل نقشهای دیگر زن هم میشود؟ . . . اما در خصوص تایپک نهایت زن بودن اسلام هیچ گاه زن را محدود به خانه داری نکرده و زن میتواند به امور خارج منزل بپردازد میتواند شغل داشته باشد ادامه تحصیل دهد میتواند ورزش کند..... اما وظیفه اصلی یک زن مدیریت خانواده است وتمام اموری که از انها نام بردیم نباید این وظیفه اصلی را تحت شعاع قرار دهد در جامعه امروزی اگر به دید عمیق نگاه کنیم معمولا یک زن به تمام امور فرعی میپردازد و از وظیفه اصلی خود غافل مانده است و این به نوبه خود سرچشمه بسیاری از مشکلات......... |
|||
|
| آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۹:۱۷, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
|
سلام
(۲۲/آذر/۹۲ ۲۱:۰۳)عبدالرحمن نوشته است:بهتره ب سوالاتتون اینم اضافه کنین:چن تا خانواده هستن ک میخان فرزند صالح تربیت کنن؟ سه حالت داره: 1.کسایی ک کلا بی خیال اند و اعتقاد دارن ک بچه خودش بزرگ میشه(اینا ک هیچ) 2.کسایی ک فرزند صالح تربیت میکنن 3. کسایی ک اصلا میخان ک بچشون امل(!!!)نباشه(تربیت فرزند صالح کجا بود طرف قبله خونشم نمیدونه) اینا دغدغه ی فکری شماس خیلیا اینطور فک نمیکنن این مسئله ک شما مطرح میکنین عقبه داره عقبش ب جایی برمیگرده ک زن ها با حجاب خداحافظی کردن فیلم های ماهواره ای (و بعضا داخلی) جای بازی بچه ها رو گرفتن تو صفه های قبل دوستان گفتن مادر شدن نیاز فطری زنه حالا فک کن یکی از اشناهام شرط ضمن عقدش این بود ک بچه دار نشه!! فک کن اب چقد سر بالا رفته طرف خیلی ادم خوبی و مومنی باشه میره با دوست دخترش ازدواج میکنه شما از کسی ک دغدغه ی فکریش مدل مو و لباس و مهمونیه توقع چی داری؟؟؟ از همچین مردم غرب زده و فرهنگ غربی ای انتظار نداری ک سرباز امام زمان دربیاد؟؟؟ بله...خانه از پای بست ویران است / خواجه در فکر کاشی ایوان است یا علی... |
|||
|
|
۹:۳۹, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
(۲۴/آذر/۹۲ ۰:۵۳)عبدالرحمن نوشته است: متاسفم که دانسته یا نادانسته از موضوع اصلی تاپیک باز ماندیمسوالایی که مطرح کردین سوالات خوبیه هر خانومی بیاد نظرشو بگه اما اقایون از دور دنبال کنند تجربه نشون داده البته شما رو نمیگم بعضی اقایون بیشتر باعث تشنج مباحث خانومانه تالار میشن دست خودشونم نیس |
|||
|
|
۱۰:۰۴, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #73
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم چی شده که تو جامعه ما تربیت فرزند تعطیل شده؟ تربیت فرزند واقعا زحمت داره،اولا مادر باید قبل از تولد فرزند کلی روی خودش کار کنه اگه واقعا میخواد فرزند صالح تربیت کنه،مثل داستان علما که موجوده،بعدشم در حین تربیت کلی مطالعه داشته باشه،هر جایی نره،هر چیزی هر جایی نخوره ،کلا تربیت فرزند از همه کاری سخت تره،با حرف هم که بچه تربیت نمیشه باید الگوی عملی بود. به قول دوستان بعضیا اصلا نمیخوان بچه صالح تربیت کنند،فکر میکنند بچه گلدونه،هرزگاهی بهش اب و غذا بدی کافیه در همسایگی ما (فقط تصور کنید با صدای دالبی سرو صدای واحد بغلیه ما میاد خونمون) ،یه مامانی هست با یه بچه دو ساله دم به دقه دعوا ،مامان جیغی میکشه ها ،مثلا بچه بازی کرده به یه چیز دست زده،اینا حرف خوباشه،بمیری ایشالا ،پدر فلان ...... بقیه هم در شان تالار نیس اینجوری بچه میخوابونه:داد میزنه بخواب،دیوونه ام کردی،بمیری ایشالا،به نظرم باید بچه رو بغل کرد خوابوند نه اینکه بگی بخواب اونم بخوابه تازه بعد 8 سال بچه دار شدن منم با بچه ها موافقم 1- مادرانی که اخر فداکاری هستن ،همونایی که حتی با وضو شیر میدن و ... واقعا فکر و ذکرشون تربیت اولادشونه 2-مادرانی که دوست دارن خوب تربیت کنند یا جهل دارن(که این پذیرفته نیست چون طرف باید جهلش رو برطرف کنه) یا اینکه درست و غلط رو میدونن اما حالا تربیت بچه واسشون الویت نیست. 3-اینا اصلا به صالح و فلان و غیره اعتقاد ندارن ،اول خودشون بعد بقیه،که این حالت کلا با مادر بودن مغایره دوستم تو مهد کار میکنه،میگه یه بچه ای هست کل هفته با یه جوراب میاد کلی هم جورابش بو گند میده،مادر باید جوراب بچه 2 ساله رو هر روز عوض کنه دیگه حالا مامانه جوری میاد بچه رو تحویل میگیره که ناخونا کاشته،ارایش فلان،موها هیچ وقت ریشه در نمیاد از رنگ و .... من با این مادرا مشکل دارم،چه شاغل باشن چه خانه دار،مادری مادره،مادری بهشت زیر پاشه که الویت اولش بچه اش باشه نه اینکه به بچه اش یه خوراکی نده ببره مهد اونوقت کلی وقت صرف ارایش کردنش کنه از اینا هیچ توجیهی پذیرفته نیست جمع بندی: اکثر مادرا خودخواه شدن ،اینو از افزایش امار طلاق ها هم میشد فهمید |
|||
|
|
۱۱:۰۱, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #74
|
|||
|
|||
|
به نظرم بحث خیلی خوبی شده تا به اینجا در این تاپیک به شخصه استفاده ی زیادی دارم می برم از این مبحث ممنونم از همه ی شما ![]() بعضی از چیزها رو در هیچ کتابی نمیشه یافت. تجربه معلم بزرگیه. سعی کنیم باهم تجربیاتمون رو در میون بگذاریم. امیدوارم همچنان بحث روند خوب خودش رو حفظ کنه. |
|||
|
|
۱۱:۴۲, ۲۴/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۲ ۱۱:۴۸ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #75
|
|||
|
|||
|
صادقانه میگم:
امیدوارم کابرایی که کل کل دوست دارن به هیچ وجه دیگه توی این موضوع پست ندن تا کم کم با بحث به سوالات کاربر عبدالرحمن یا تلمیخا جواب داده بشه. خوب یه سول پیش میاد... چرا یه مادر که قبلاً هم گفتم فقط برای به دنیا آوردن بچه کلی از خودش میگذره، به جایی میرسه که بچه رو ول میکنه که پاهاش کپک بزنه و خودش رو هفت قلم آرایش میکنه. چند تا موضوع دخیلن: 1. بچه ها هم از حقوق قانونی ای که غرب براشون تعریف کرده به واسطه کارتون ها آگاه شدن و برنمی تابن که مادری بهشون بگه فلان جوراب رو نپوش.(البته نمیخوام بگم این موضوع هست، اما ممکنه که باشه.) بچه ها همه فکر میکنن یه قدرت نهفته ای مثل اسپایدر من و بن تن و شرک دارن... پناه بر خدا هم که توی تمام تخیلات کودکانه توهین به والدین مثل نقل و نباته. یعنی یه دلیلش میتونه خیره سری بچه باشه که اجازه نمیده مادر جوراب دیگری پاش کنه. چون حس مال دوستی در بچه ها بسیار قویه و دوست داره همیشه جوراب مثلاً بن تنش رو بپوشه. 2. مادر نسبت به بچه بی اهمیت شده. آخه چرا بچه اش رو دوست نداره؟ یا بهتره بگیم آخه چرا بعضی چیزا رو از بچه اش بیشتر دوست داره. اینجا بحث یه کم طولانی میشه و باز هم تاکید میکنم اگر مدیران صلاح دیدن میتونن ادیت کنن یا حذفش کنن... مادرها برای زایمان باید 40 هفته دوران بارداری رو طی کنند یا به قول قدیمی ها 9 ماه و 9 روز. در این مدت به خصوص ما ایرانی ها که به چای معتادیم، حداقل روزی یک لیوان چای و در واقع کافئین به بدن خودمون و بچه میرسونیم. در ماه های اول بزرگ شدن بچه با کشیدن خون بسیار زیادی از مادر همراهه. به خاطر همین طبق یه حرف اشتباه شروع میکنیم شکلات میخوریم تا بدن به اصطلاح خونسازی کنه. در واقع ما ویار شکلات میکنیم. از اونجایی که شکلات و قهوه و چای و نوشابه و دلستر جزئی از زندگی هستن که با خوردن بیشتر میل و علاقه به خوردنشون بیشتر میشه، مادرهای ایرانی با تغذیه بسیار اشتباهی که دارن، کافئین به بدن بچه خود میرسونن. کافئین همونقدر که در بزرگسالان موجب آرامش میشه، در کودکان به عصبی کردنشون منجر میشه. توی همون شکم مادر ما خودمون بچه رو تنس و عصبی بار میاریم. عوض این که قرآن گوش بده که در احادیث گفته شده بچه رو آروم میکنه، چون پزشکان غربی گفتن در روز باید 20-30 دقیقه قر بده، پس مادر آهنگهایی میاره تا شروع کنه به چرخوندن کمر. البته این نسخه برای زایمان های طبیعی بیشتر پیچیده میشه. نه اونهایی که سزارین میشوند. با صداهای بلند بچه رو میترسونن. برای بچه توی شکم قصه نمیخونن که بچه با صدای مادر آشنا بشه و وقتی اومد بیرون از مامانش نترسه. از خوردن چیزهایی مثل خرما و زیتون که در احادیث بسیار به خوردنش تاکید شده برای صبور کردن بچه اجتناب میکنن، اما حتماً سیب میخورن که بچه شون خوشگل باشه. همه دختر خانوم ها از درد زایمان از مامان هاشون شنیدن و بنا به هزار و یک دلیل که یکیش هم مسائل زناشوئیه، زیاد علاقه ای به زایمان طبیعی ندارند. از اونجایی که عمل سزارین اگر تجویزی نباشه، یعنی به خواست خود مادر باشه، در هفته 38 ام انجام میشه که علم ناقص پزشکی به این نتیجه رسیده که بچه 38 هفته ای با بچه 40 هفته ای فرقی نداره. لذا بچه رو 2 هفته زودتر به دنیا میارن. این دو هفته برای رشد بچه دنیاییه. بچه هایی که 40 هفته شون کامل شده باشه، به قول پزشکان اینقدر رسیده است که نه دل درد داره و نه زیاد گریه میکنه. بگذریم از بچه هایی که به قول قدیمی ها ذاتاً نحس و گریه کن هستن. اما قاعده کلیش اینه که بچه هایی که 40 هفته رو کامل در شکم مادر و در آرامش میمونن، شب زنده داری ندارن. وقتی بچه به دنیا میاد... مادر تازه سزارین کرده و عمل سزارین بعد از بیهوشی و بیحسی دردهاش رو نمایان میکنه. یعنی اگر خانمی طبیعی زایمان کرده باشه، بعد از یکی دو روز دیگه دردی نداره و فقط باید مراقب سلامتیش باشه. در حالی که خانمی که سزارین کرده تازه بعد از زایمان با کوچکترین حرکتی بخیه هاش درد میگیره. ساعاتی بعد از به هوش اومدن که اثر داروی بیهوشی توی بدن مادره، بسیار عصبیه و حوصله بچه رو خیلی نداره. حق هم داره ها... واقعاً درد میکشه. خانم از بیمارستان با هزار سلام و صلوات میره خونه شون... تازه اول بدبختیه... بچه روزا میخوابه و شب ها تا صبح بیداره. بابا ها هم که خیلی نمیتونن کمک کنن. این مادر بیچاره است که بعد از زایمان با اون درد و سرگیجه ناشی از خونریزی زیاد و ضعف بدنی شبها باید بیدار بمونه و بچه رو آروم کنه. در این بین هم اکثر پدرها که صبح باید به سر کار برن عصبی میشن و بچه یا مادر رو دعوا میکنن یا مقصر میدونن. در تمام مدت 2 سال که مادر به بچه باید شبها شیر بده، داستان همینه. یه بادگلو گرفتن از بچه شاید نیم ساعت از وقت مادری رو بگیره که شاید تا هفته قبل با دوستاش دوره میذاشتن و همه فکر و ذکرش چت با دوستاش و فیس بوک و مهمونی های خانوادگی و دوستانه بوده. باید پی پی بچه رو بشوره. آدمی که ناخن هاش رو هر هفته میرفت مانیکور میکرد حالا باید بچه رو بشوره. (باز خدا خیر اونی بده که پوشک رو اختراع کرد، وگرنه ما هم باید مثل مامانامون کهنه میشستیم.) تا بچه رو از شیر بگیره و از جیش بگیردش، کلی از این بچه متنفر شده. بچه میخواد باهاش حرف بزنه، مادر علاقه ای نشون نمیده و زنگ میزنه به فی فی جون و ساعت ها با هم فک میزنن. بچه هم که نق نق میکنه... یه سی دی بن تن یا شرک یا تام و جری و ... درمون درده. بذار توی دستگاه و بچه ساعت ها مشغول گرفتن اطلاعاته، در حالی که این اطلاعات رو پس نمیده که کسی غلطش رو بگیره. منظورم رو میفهمین؟ یعنی فقط داده وارد مغزش میشه. بچه ها هم مثل طوطی هستن. همونا رو تکرار میکنه. کسی هم ازش ایراد نمیگیره. چون تلویزیون گوشی برای شنیدن نداره. فقط میگه. رابطه اش با آدم ها یکطرفه است. طبیعیه که مادری که در کودکی خودش سیر میکنه و همسری داره که پا به پاش راه نیومده، بچه رو مقصر همه بدبختی هاش میدونه. من توصیه ام اینه که حداقل قبل از بارداری هر چی میخوان سینما هاشون رو برن، گردش ها و کوه هاشون رو برن، اونقدر مهمونی بدن تا یه حرفی چیزی از توش دربیاد و از همه اون جمع متنفر بشن و چه میدونم... هر کیف و لذتی که فکر میکنن بچه با اومدنش ممکنه از اونا بگیره رو انجام بدن... بچه که به دنیا میاد، معصومه. گناهی نداره. اگر گریه میکنه، یه چیزی داره اذیتش میکنه. یا گشنشه، یا تشنشه، یا پوشکش کثیفه، یا خوابش میاد و در نهایت و از همه مهمتر چیزی که اکثر مامان ها فراموش میکنن، یا بازی میخواد. اما مامان خودش یه اسباب بازی به نام فیس بوک داره که با همزبون های خودش حرف میزنه. مامان سرگرمی های خودش رو داره. بچه براش جالب نیست. این میشه که بچه و مادر در همون ماه های اول تولد از هم جدا میشن. برای این جور زن ها شاید برهم خوردن نظم روزمره زندگی خیلی سخت باشه. یعنی ازدواج که کردن، باید دیگه صبح زود پا میشدن و صبحانه درست میکردن و ناهار میپختن و زندگی رو مرتب نگه میداشتن، در حالی که تو خونه بابا این مسئولیت ها در کار نبود. ضربه اول رو اونجا میخورن. بعضی ها در مقابل این ضربه عکس العمل نشون میدن و اون زندگی هایی میشه که خیلی زود به قهر و دعوا و کتک کاری میکشه... بعضی ها هم بروز نمیدن، اما ازش هم نگذشتن. لذا با تولد بچه مثل یه آتشفشان بیرون میریزه و همه عقده ها سر باز میکنه. این میشه که تازه بعد از بچه دار شدن، یادش میفته من کلاس ایروبیک نرفتم... من کلاس زبان نرفتم. من کلاس کامپیوتر باید برم. در این بین آقایون هم تقصیر های خودشون رو در ایجاد چنین رفتارهایی در بین خانم ها دارن که بعداً ان شاء الله درباره اش صحبت میکنم. فقط جون هر کی دوست دارین بحث رو به بیراهه نکشونین. با شما هم هستم دوست عزیز!!!D: |
|||
|
|
۱۲:۰۲, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #76
|
|||
|
|||
|
سلام موزه جان
من با قسمت اول حرفت موافق نیستم من مادر نشدم اما مادرای با هوش زیاد دیدم، اگه بچه اون جوراب رو دوست داره مادره باید یکی دیگه ام بخره،بچه رو باید گول زد چند تا مثال میزنم از سه تا از دوستام که من خیلی خوشم اومد 1-بچه دوستم گوشت نمیخوره، بالاخره واسه رشدش لازمه اما عاشق مغز استخوانه،سر سفره بودیم مامانش اول مغز استخوان رو داد بچه خورد بعد گوشت ها رو له میکرد میذاشت تو قاشق، با استخوان میکوبید روش،بچه فکر میکرد اونم مغز استخوانه ومیخورد،اصلا نفهمید مزه این با اون فرق داره 2-یه دوست دیگه ام میگه بچه اش خیلی بد غذاست،اما عاشق لازانیاست،مامانه هم موادی که بچه اش نمیخوره ریز میکنه میرزه تو لازانیا،بچه هم میخوره 3-این دوستم که تو مهد کار میکنه،بچه دستش ضرب دیده بود میخواستن ببینن میتونه تکون بده یا نه،بچه لج بازی میکرد تکون نمیداد،حالا یه ربع همه دارن التماسشو میکنند،دوستم میگه چقدر قدت بلند شده،بچه دستشو میبره بالا میگه اره تا اینجا هم میرسه... موضوع اینه مادر باید باهوش باشه ،هر روز که بچه بزرگ میشه یه چلنج و معمای جدید پیش روی مادر هست اما با قسمت دوم حرفتون موافقم،افسردگی بعد از زایمان هم بهش اضافه کنید و البته بماند که خیلی جاهاش باز مقصر خودمونیم و میشه این اثرات رو کم کرد من یه دوست دارم که علاقه اش طوریه که با بچه دار شدنش هیچ مشکلی واسش پیش نیومد نقاشه،حالا با بچه اش نقاشی میکنه و کاردستی درست میکنه،تصویر ساز کتاب کودک بوده،خودش واسه بچه اش شکل میکشه و داستان میگه،میگه بچه ها منبع خلاقیت هستن،اون داره از بچه اش ایده میگیره میدونم همه خوب شرایط و علایق دوست من رو ندارن اما گاهی اوقات باید فکر کرد،تو بعضی رشته که لطافت وطراوت زن رو از بین میبره |
|||
|
|
۱۳:۰۶, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
نقل قول:وقتی در اینجا توان گذاشتن احترام به خواسته کوچک خانوما رو تو این جامعه مجازی کوچک ندارید دیگه وا اسفاااااااا در جامعه حقیقی و بزرگ و این میشه که از عبارات دیگر در قبالتون استفاده میشه |
|||
|
|
۱۴:۱۶, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #78
|
|||
|
|||
|
نینا جان!
شما یه چیزی گفتی که تو مایه های "مدینه گفتی و کردی کبابم" شد... خانمی که مهندسی عمران خونده، ظرافت شغلی و تکنیکیش کجاست؟ البته من قصدم توهین به تحصیل کرده ها نیست ها!!! من خودم ریاضی محض خوندم. اما واقعاً دانشگاه های ما رشته ها رو گزینشی میکردن. حضرت عباسی نقاشی برای کودکان یه رشته عالیه برای تحصیل. چون زمانی که اون خانم مادر میشه، به دردش میخوره. اما رشته هایی مثل رشته های فنی واقعاً به درد خانم ها نمیخوره. یعنی ما 4 تا رشته توی دانشگاه اختصاصی خانمها که به درد آینده شون بخوره نداریم... ما که هر وقت توی یه جمع پر از آقایون صحبت کردیم و گفتیم کاش رشته های آشپزی و خانه داری و همسرداری در دانشگاه ها تحصیل میشد، یا حتی واحدی براش در نظر گرفته میشد، مردها بلافاصله گفتن: "شماها خودتون هم که بکشید، باز هم حتی بهترین آشپزهای دنیا هم مرد هستن." یعنی همونطور که قبلاً گفتم آقایون با درآرودن لج خانم ها، مانع از پذیرش بعضی وقایع از جانب خانم ها میشن. بگذریم... اما من چون خودم هم نقاشی کار کردم و ادبیاتم هم بدک نیست، تمام وقتم رو با دختر 1/5 ساله ام میگذرونم. طوری که دختر من توی سن 1 سال و چهار ماهگی سوره کوثر میخونه، هر چی شعر کودکانه است میخونه، اونقدر باهوش و بامزه است که تمام فامیل برای این که زهرای من باهاشون حرف بزنه، هر روز زنگ میزنن خونه ما... به خدا اینو چون مامانشم نمی گم... باور کنین یه بچه خیلی ویژه ایه. نه این که چون نابغه است... نه این که چون خوشگله... فقط به دو دلیل... یکی این که اهل گریه و نق نق نیست و دیگری این که شیرین زیونه. باور کنین تمام وقتم رو در روز میگیره. اما خداییش هیچی بهتر از این نیست. نماز که میخونم، تمام مدت توی چادر من وول میخوره و بازی میکنه و رو کولم سوار میشه و گاهی هم سجده میکنه و آروم شروع میکنه به حرف زدن و ادای نماز خوندن منو در میاره... هیچ چیزی خنده دار تر و شیرین تر از اون لحظه نیست. از ته دل توی نماز دست و پا شکسته ای که میخونی، از خدا میخوای که "خدایا ازش بپذیر" سر و کله زدن با بچه ها واقعاً کیف میده. |
|||
|
|
۱۴:۲۸, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #79
|
|||
|
|||
|
من اومدم سلامی عرض کنم
![]() واقعا تشکر میکنم از این بحث منطقی همین مدنظرم بود فقط خانم موزه قسمت های مهم رو رنگی کنید در مورد فرزند صالح هم بحث کنید |
|||
|
|
۱۴:۴۱, ۲۴/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۲ ۱۴:۴۲ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #80
|
|||
|
|||
|
خانمی که مهندسی عمران خونده، ظرافت شغلی و تکنیکیش کجاست؟ همون خانم هم میتونه ظرافتش رو حفظ کنه به شرطی که تک بعدی نباشه،البته خیلی سخت تر "شماها خودتون هم که بکشید، باز هم حتی بهترین آشپزهای دنیا هم مرد هستن." درسته چون وظیفه واقعی زن هیچ کدوم از این کارا نیست.دلیلی نداره توش بهترین شه. یعنی همونطور که قبلاً گفتم آقایون با درآرودن لج خانم ها، مانع از پذیرش بعضی وقایع از جانب خانم ها میشن. این جمله رو باید از طلا نوشت،بخاطر همین منم با زرد نوشتم،خیلی از مشکلات ما متاسفانه سر همین مسائله،قبلنا،یه سری از تفریحات اقایون فامیل ما این بود که از این حرفا به من بزنن منم همیشه سعی بر اثبات داشتم و دعوا میشد و .... تمام وقتم رو با دختر 1/5 ساله ام میگذرونم. خدا حفظش کنه و ان شاء الله خانوادگی عاقبت به خیر بشین ،زیر سایه اهل بیت علیه السلام تو تلوزیون میگفت بچه ها یی به حرف مامانشون گوش میدن که مامانشون باهاشون بازی کنه،این تعامل خیلی مهمه و احسنت بر شما اره بچه ها اینقدر معصوم و خوب و فرشته اند،که ادم فکر میکنه اون موقع تو عالم ملکوته استادمون میگفت بچه ها تا زمانی که معصوم هستند باهاشون فرشته هست،(حتی وقتی که زن بارداره)،الان خونه تون پره فرشته است (۲۴/آذر/۹۲ ۱۴:۲۸)عبدالرحمن نوشته است: من اومدم سلامی عرض کنماز دست شما ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() خوبه در خلال بحث از خانوم های عالم میتونید سوالاتون رو بپرسید
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ازدواج دختران جوان با مردانی به سن پدرشان! واکاوی علت!! | AMINI | 0 | 1,143 |
۲۰/آبان/۹۵ ۱۳:۳۱ آخرین ارسال: AMINI |
|













