|
افسانه آتش سوزی کتب ایرانی بدست مسلمانان
|
|
۱۸:۰۳, ۲۱/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۲ ۱۸:۰۸ توسط ss8248.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
"کتابسوزی مسلمین" از دروغهای تاریخی بزرگی بود که از سوی سلطه گران "هویت ساز" جهانی و وابستگان آنها کاملا آگاهانه و برنامه ریزی شده پیوسته تکرار شد تا آنجا که بسیاری از مسلمانان نیز آنرا باور کردند! غافل از آنکه اساسا کتاب و کتابخانه ای در کشور ساسانی یافت نمی شد؛ و پژوهشگران تنها از احتمال وجود تعداد اندکی نوشتارهای دینی در این دوره سخن گفته اند. تنها بیاری خط و زبان عربی بود که زبان فارسی توان کار فرهنگی گسترده و نگارش علمی یافت؛ هر چند دانشمندان ایرانی مسلمان کار با زبان عربی را ترجیح می دادند. بگفته باستان گرایان عرب ستیز دروغ پرداز، عرب جز قرآن کتابی ندیده بود؛ با خط و کتابت آشنایی نداشت؛ ارزشی برای آثار فرهنگی قائل نبود؛ "کتابهای بیشمار ایرانیان"!؟ آنها را شوکه کرد و به کتابسوزی واداشت!؟ زرین کوب در کتاب "دو قرن سکوت" با یک منطق صوری آتش زدن کتابهای موهوم کشور ساسانی بدست اعراب مسلمان را، علیرغم نبود اسناد، امری قطعی گرفته است؛ زیرا عرب مسلمان "جز کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی دانست" و کتاب را "بدیده حرمت وتکریم نمی دیده است". بی تردید هر مسلمانی قرآن را برترین نوشتار می داند زیرا سخن خداوند است؛ ولی درست به همین دلیل باید به آثار فرهنگی ارج نهد زیرا خداوند در قرآن به "قلم و آنچه می نویسند" سوگند می خورد(سوره قلم) آموزش و فرهنگ نوشتاری را امری خدایی می داند (سوره علق، آیات ۶تا3) که نشان از ارزش والای کار فرهنگی در اسلام است؛ و پیامبر مسلمانان از زن و مرد را به فراگیری دانش حتی تا چین و نزد کافر هم تشویق کرده است و بر نگارش دانش هم تأکید کرده است (قیدوا العلم با الکتابه). بنابراین اعراب مسلمان نباید دست کم تا زمانیکه به محتوای کتابهای ادعایی در کتابخانه های ادعایی کشور ساسانی شناختی نیافته اند دست به نابودی آنها زده باشند. زرین کوب می گوید: "در دوره ای که دانش و هنر به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بوده است، از میان رفتن این دو طبقه ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمی گذاشته است" زیرا آن کتابها هیچ "فایده" ای هم برای اعراب و"محیط مسلمانی" نداشته است (دو قرن سکوت، ص ۱۱۷). پس اگر به اعتراف زرین کوب آن کتابهای ادعایی هیچ دانشی که به درد دیگران بخورد در بر نداشته و تنها به کار موبدان و اشراف ساسانی در فریب و سرکوب و چپاول مردم ایران می آمده است، پس از سرنگونی ساسانیان خودبخود و یا بدست مردم ایران از میان می رفت و باز نیازی به "سوزاندن" و "غرق کردن" از جانب اعراب مسلمان، و غم و اندوه ایرانیان از این بابت، نبوده و نیست. بگفته زرین کوب، ابنخلدون در مقدمه چاپ مصر نوشته است چون سعد بر مدائن دست یافت و کتابهای بسیاری آنجا دید، به عمر نامه نوشت و در باره آنها دستوری خواست عمر در پاسخ نوشت که آنها را به آب افکن که اگر رهنماینده باشند قرآن رهنماینده تر است؛ و اگر مایه – گمراهی باشند از آنها آسوده گشته ایم. پس آنها را در آب یا آتش افکندند (همانجا، ص ۱۱۸)روشن نیست چگونه این دروغ بزرگ تاریخی در مقدمه چاپ مصر ابن خلدون راه یافته است؛ و چرا ابن خلدون که خود در کتاب تاریخش گفته است: سعد چون بر مدائن دست یافت "هیچیک از تصاویر و تندیسها را تغییر نداد" (ص ۵۰۸ ) در مقدمه اش او را به نابود کردن "کتابها" متهم ساخته است!؟ چگونه حکومت جدید که آثار مادی و برجسته نظام پیشین را نمی زداید، نوشتارهای آنرا بدون هیچ کنجکاوی و بررسی از میان می برد؟ و باز روشن نیست که چگونه رخدادی که از نگاه تمامی مورخان نزدیکتر به "حادثه" چون یعقوبی، بلاذری، طبری، ابن هشام و... پنهان مانده، هشت قرن بعد در اندلس به ابن خلدون الهام شده است!؟ اسناد و مدارک تاریخی باید بهم پیوستگی داشته باشند. مورخی که با فاصله زمانی به گزارش رویداهای تاریخی می پردازد باید به مدارک پیشین استناد کند؛ وگرنه سخن او اعتباری ندارد. زرین کوب که سپس به سستی استدلالهای خود در کتاب "دو قرن سکوت" و نیز این حقیقت کهمسلمانان بنیانگذاران کتابخانه های بزرگ عمومی در جهان بوده اند پی برد؛ و دید که مسلمانان نه تنها بی علاقه به کتاب نبوده بلکه در همان سده نخست هفتاد کتابخانه عمومی تنها در غرناطه اسپانیا (اندلس) ایجاد کردند (زرین کوب، کارنامه اسلام، ص ۱۶ )، ادعای کتابسوزی مسلمین را پس گرفت و روایتهای مربوطه را چه در رابطه با کتابخانه اسکندریه و چه در مورد مدائن و خوارزم "افسانه ای"، "بی اساس"، "تازه ساز" و "مشکوک" خواند (همانجا). وی همچنین ادبیات عربی را سرچشمه ادبیات فارسی می خواند؛ ابونواس شاعر عرب را الهام بخش رودکی(پدر شعر فارسی) می داند؛ و قصیده های عربی ابولطیب، بحتری و ابوتمام را نیز الهامبخش عنصری، منوچهری و حتی سعدی (همانجا، ص ۵۵ ). منبع:تاریخ سیاسی ایران باستان صفحه 264-265
|
|||
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۵۶, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
آقای
هر کس یه نگاه به بلاگ شما بندازه میفهمه که هدف شما چیست بنابراین بحث با شما اتلاف وقت هستش و گرنه تمام گفته های شما نقض صریح تاریخ هستش ایشان تک تک ایرانیان رو هم حرام زاده می نامند و بد جوری به منابع تاریخی یهود صهیونیست چنگ انداخته اند
|
|||
|
|
۱۵:۵۴, ۲۲/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۲ ۱۶:۰۳ توسط ss8248.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۲۲/دی/۹۲ ۱۱:۱۴)Tishtar نوشته است: ببینید،ما یه چیزی داریم به اسم اختیار و اراده،یه چیزی هم داریم به اسم قضا و قدر.خداوند قطعا آینده رو پیش بینی میکنه،اما دلیل نمیشه به خاطر این پیش بینی قدرت اختیار رو از انسان سلب کنه. سلام. در پست اصلی هم ذکر شده ک در دوران ساسانی کتب مذهبی موجود بوده اینهایی ک فرمودید بیشترش کتب مذهبی ست البته نصف این کتب در دوران اسلامی توسط موبدانی ک میخواستند ابرویی به دینشان در مقابل پیشرفت اسلام در ایران بدهند نوشته شد اما نکته اصلی اینجاس،چطور نهضتی ک ابن المقفع شروع کرد و در ان کتب ساسکریت و مذهبی اوستا رو ترجمه یا بازنویسی کرد، ان کتبی ک ادعای اتش سوزی انها شده ،بازنویسی نشد؟! غیر از انکه اینچنین کتبی وجود نداشته و روایت کتابسوزی یک روایت جعلیست ک در قرن هفتم ساخته شد! (۲۲/دی/۹۲ ۱۱:۵۶)captaincharisma نوشته است: آقای سفسطه پرداختن به شخص سخنگو ! اگر گفته ای به نظرتون نقض تاریخ هست،خب خلافش رو ثابت کنید جمله دومتون فکر کنم درباره ازدواج با محارم در ایران باستان هست. منابعی ک دران مطلب استفاده شده نوشته مورخین معتبر هست ک منبعشان اوستا هست. و ان وبلاگ برای مقابله با تاریخ یهودساخته ایران ،راه اندازی شده. (گرچه وبلاگ متعلق به بنده نیست) |
|||
|
۱۶:۱۱, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
نقل قول: فاصله روزبه (ابن مقفع ) تا دوران آتش سوزی و لشکرکشی اعراب چقدر هستش؟؟ در طول چند نسل اگر در اذهان باقی مونده باشه آیا در زمان منصور عباسی جرات درج چنین موضوعی وجود داشته؟ |
|||
|
|
۱۷:۰۶, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۲۲/دی/۹۲ ۱۶:۱۱)captaincharisma نوشته است: فاصله روزبه (ابن مقفع ) تا دوران آتش سوزی و لشکرکشی اعراب چقدر هستش؟؟هر فاصله ای بوده باشه ، اگر تمدنی غنی باشه باز میتونه خودش رو سرپا نگه داره. مثله تمدن ایران پس از اسلام که بعد از اتش سوزی هولناک مغول باز علوم اسلامی و ایرانی سر پا ایستادندبیشتر دانش ایران در زمان ساسانیان وارداتی بوده. همانطور که اقای کریستین سن در کتاب ایران در زمان ساسانیان اساره کرده اند: ایرانیان همواره از دانش یونان و روم استفاده می کردند(شدر ، مشرق و میراث یونان ص9)در آن زمان اشخاصی بودند که کمابیش وقت خود را منحصرا صرف مطالعات علمی می نموده اند چون اوستانی ساسانی منبع اصلی تمام علوم محسوب می شد تردیدی نمی توان داشت که این علما همه از طبقه روحانیان بودند.متن و تفسیر کتاب اوستایی موسوم به هوسپارم نسک شاملتفاصیلی راجع به طب و اطبا بوده است . می گفتند اوهرمزد برای خواباندن هر مرض لااقل یک نبات خلق کرده است!! ایران در زمان ساسانیان – پروفسور کریتسین سن ص 407 تاریخ را از منابع تاریخی بررسی میکنند. وقتی منبع دست اولی برای کتابسوزی مسلمانان نیست،چرا باید باور کنیم ک چنین اتفاقی افتاده؟ |
|||
|
۱۷:۳۹, ۲۲/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۲ ۱۷:۴۱ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۲۲/دی/۹۲ ۱۷:۰۶)ss8248 نوشته است: هر فاصله ای بوده باشه ، اگر تمدنی غنی باشه باز میتونه خودش رو سرپا نگه داره. مثله تمدن ایران پس از اسلام که بعد از اتش سوزی هولناک مغول باز علوم اسلامی و ایرانیسر پا ایستادند تمدن اسلامی اگه سرپا ایستاد دلیلش صرفا این بود که مغول ها چیزی از دین سر در نمی آوردند و کلا دین خاصی هم نداشتند! وگرنه بخش عظیمی از طب ابوعلی سینا و صد ها دانشمند هم سطح اون،از بین رفت و علوم نظری و عملی اسلام،کاملا ناقص شدند. (۲۲/دی/۹۲ ۱۷:۰۶)ss8248 نوشته است: اما نکته اصلی اینجاس،چطور نهضتی ک ابن المقفع شروع کرد و در ان کتب ساسکریت و مذهبی اوستا رو ترجمه یا بازنویسی کرد، ان کتبی ک ادعای اتش سوزی انها شده ،بازنویسی نشد؟! غیر از انکه اینچنین کتبی وجود نداشته و روایت کتابسوزی یک روایت جعلیست ک در قرن هفتم ساخته شد! بله نکته اینجاست.اکثرا متون مذهبی بازنویسی شدند.اما چرا؟؟چون که موبدان زرتشتی رسمی دیرین داشتند که اوستا و متون دینیشون رو حفظ میکردند و به همین دلیل بعد از حمله اسکندر و بعد از سال ها حکومت اشکانی(که دین زرتشت رو به رسمیت نمیشناخت) باز هم اوستا حفظ شد.دلیلش این بود که موبدان سینه به سینه اوستا رو منتقل میکردند. این خودش دلیلی برای اثبات آتش سوزی کتب ایرانیه.چرا هیچ اثری از کتب پزشکی مختلفی(که در برخی کتابها نام آنها آمده است)نیست؟؟! (۲۲/دی/۹۲ ۱۷:۰۶)ss8248 نوشته است: سلام. در پست اصلی هم ذکر شده ک در دوران ساسانی کتب مذهبی موجود بوده اینهایی ک فرمودید بیشترش کتب مذهبی ست اصلا اینطور نیست.کلا متونی که از پهلوی ساسانی یافت شده به سه دسته تقسیم میشن [/font] [b][font=Arial]1- کتابهای مذهبی. 2- متون پهلوی غیرمذهبی شامل ؛ آثار تاریخی زندگانی شاهان و داستانهای پهلوانی. 3- مجموعه های حقوقی، اجتماعی و فرهنگی تاریخ ایران که این آثار به زبان پهلوی جنوبی یا ساسانی نگاشته شده است که در آن واژه های آرامی به حالت خاصی وارد شده است یعنی برخی از الفاظ را به آرامی می نوشتند اما در هنگام خواندن به واسطۀ ترجمه ای که در ذهن می نمودند کلمه ایرانی آن را به زبان جاری می ساختند و این کلمات را اوزوارشن می نامیدند که از چهارصد واژه تجاوز نمی کرد بسیاری از داستان هایی که امروزه بین مردم ما باقی مونده از آثار داستان پردازیهای همین دوره ساسانی هستش.شما می فرمایید تمدن ساسانی به دلیل غنی نبودن نابود شد و چیزی ازش باقی نموند؟؟در حالی که داستانهای معروف ما از قبیل سلامان و ابسال، ویس و رامین[/b]، شیرین و فرهاد، بهرام [i]نامه، حکایات کوچک شاهنامه، گرشاسب نامه، برزونامه، بهمن نامه، سام نامه، رستم نامه یا مستقیماً در زبان پهلوی بود و یا اینکه از یونانی و سریانی و غیره بدین زبان ترجمه گردید و به پارسی درآمد. با این وجود بیشتر ادبیات پهلوی در مغرب ایران پدیدار گشت و مروج آن دبیران و روشنفکران بودند که بعدها راه را برای کتاب اسلامی گشودند.[/i] |
|||
|
|
۱۷:۵۳, ۲۲/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۲ ۱۷:۵۴ توسط anti.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
ss8248
همه به تاریخ کشورشون تو جهان افتخار میکنن،آدمی دیده نمیشه که بیاد تاریخ کشور و وطن خودش رو به گند بکشه،اونوخت شما اومدی تو روز روشن کل تمدن ایران رو زیر سوال میبری،فقط یه نتیجه میشه گرفت از این کارت:ایرانی نیستی من واقعا متاسفم برای مدیرا،به هر خزعبلی که پست میشه که نباید اجازه بحث داد،الان من بیام در مورد شرکت 2 امام عزیز تو نبرد طبرستان اینجا بحث کنم خوبه؟البته فک کنم جناب ss8248 خوش خوشنون بشه
|
|||
|
|
۱۷:۵۶, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۲۲/دی/۹۲ ۱۷:۵۳)anti نوشته است: ss8248 البته تنها منبعی که به وجود دو امام عزیز در نبرد طبرستان اشاره کرده تاریخ طبریه که اگه خواستید یه بخش هاییش رو براتون میزارم تا خودتون قانع بشید که قابل اعتماد نیست!
|
|||
|
|
۱۸:۳۴, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۲۲/دی/۹۲ ۱۷:۵۶)Tishtar نوشته است: البته تنها منبعی که به وجود دو امام عزیز در نبرد طبرستان اشاره کرده تاریخ طبریه که اگه خواستید یه بخش هاییش رو براتون میزارم تا خودتون قانع بشید که قابل اعتماد نیست!مثال زدم عزیزم،به من باشه که اتفاقاتی که دو روز پیش افتاده رو هم دیگه باور نمیکنم چه برسه 1400 سال پیش ،همون قدر که اون اتفاق رو واقعیت میدونم،همون قدر هم احتمال میدم که واقعیت نداشته باشه
|
|||
|
|
۱۸:۴۳, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
دوستان دعوا نکنید...
تاریخ کشور ایران اونقدری غنی هست که یه عده میان و اینطوری میخوان به اسم اسلام و تعصب بیجا خرابش کنن... همین بس که منشور حقوق بشر رو در زمانی که افتخار همه قتل و غارت بود در کوروش کبیر نوشته و الان مجسمه های اون در کشورهای دیگه برافراشته میشه... ضمنا در وبلاگ مورد نظر که دوستان نام بردن وقایع خنده دار تاریخی نقل میشه به نام وقایع معتبر... از تاریخ زندگی کوروش کبیر و دیگر پادشاهان اطلاعات زیادی در دست نیست جز چند روایتی که روی کتیبه ها پیدا شده... اما خوب ظاهرا جدیدا کتیبه جدید در راستای انواع و اقسام مجازاتها به دست شخص خاصی که از قضا شاهنشاه هم تشریف داشته پیدا شده!! به نگارنده ی مطلب شدیدا توصیه میکنم اگه از صحت اطلاعات خودتون مطمئن هستید به انجمنهای تاریخی که تاریخ نگاران و دانش پژوهان تاریخ در اون هستند برید تا میزان عیار نوشته های شما رو ببینیم... وگرنه طرح این مطالب در انجمن مهدوی بیشتر به جک شباهت داره. یه بار با دوستی مثل شما بحث کردیم ولی نتیجه ای نداشت و کلا فقط بحث بیخود بود... پس یه اشتباه رو دوبار تکرار نمیکنیم. اقا خلاصه ی مطلب این دوستمون اینه که لشگر با شکوه عرب!! با صلح ایران رو گرفتن و اصلا کتابی هم نبود که بخواد بسوزه!! یا ایرانیها خودشون هل شدن کتاباشون رو سوزوندن!! اینقدر گیر به اعراب ندید... فعلا بذار پوتین بزنه عربستان رو با خاک یکسان کنه بعدا اگه عربی باقی موند دربارشون حرف میزنیم. |
|||
|
|
۲۰:۵۷, ۲۲/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۲ ۲۱:۱۳ توسط ss8248.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۲۲/دی/۹۲ ۱۷:۳۹)Tishtar نوشته است: تمدن اسلامی اگه سرپا ایستاد دلیلش صرفا این بود که مغول ها چیزی از دین سر در نمی آوردند و کلا دین خاصی هم نداشتند! دوست عزیز خودتون میفرمایید کتب مذهبی. بمده هم ک کتب مذهبی رو انکار نکردم/ گرچه بخشی از این کتب مذهبی بعد از اسلام نوشته شدند. برای اثبا کتاب سوزی مسلمانان نیاز به منابع معتبر و دست اول هست، که نیست. اگر هست بفرمایید ذکر کنید. مثلا بفرمایید چرا قبل از ابن خلدون هیچ روایتی در این باره نداریم؟ یا چرا در اثار شعوبیه ی ضد عرب چنین روایتی وجود نداره؟ نمیشه ک با خیالپردازی بگیم کتب ایرانی رو اتش زدند (۲۲/دی/۹۲ ۱۷:۵۳)anti نوشته است: ss8248 دوست عزیز ما هم به تاریخمون افتخار میکنیم و به ان بیشتر از شما علاقه داریم ک سعی میکنیم ان را از دروغ و جعل و تحریف پاک کنیم اگر معتقدید ک تاریخ ما پرافتخار هست،پس چه نیازیست به دروغ و جعل و تهمت به بقیه ملل؟ واقعا عجیبه ک به کسی میگید غیر ایرانی ک تنها جرمش اینه ک میگه قبل از قرن هفتم روایتی برای کتابسوزی در ایران موجود نیست شما تاریخ را از چه طریقی میخونید؟ از راه خیالپردازی و افتخارسازی ملی یا از طریق کتب تاریخی؟ اگر از طریق کتب تاریخی میخونید بفرمایید بگید که چرا قبل از قرن هفتم روایتی درباره کتابسوزی نیست؟ و چرا این روایت در همان تاریخ طبری ک به ان علاقه دارید نیامده؟ (۲۲/دی/۹۲ ۱۸:۴۳)Reza71 نوشته است: دوستان دعوا نکنید...سفسطه پرداختن به شخص سخنگو! اینجا تالار تاریخ اسلام و تشیع هست و این مطلبم مربوط به تاریخ اسلام هست ان اجمن هایی هم ک میفرمایید منطقشان این است ک اگر مطلبی موافقشان بود میگوییند به به .اگر مخالفشان بود میگویند اه اه.دشمن ووو خلاصه گرفتار توهم توطئه هستند این مطلب فقط دنبال یک چیز هست ان اینه ک چرا درتواریخ طبری و بلاذری و ...و قبل از ابن خلدون روایتی دال بر اتش سوزی کتب نیست؟ و یا چرا روایت ابن خلدون متناقض هست؟ |
|||
|
|
|
|









)وهمه مردم هم این رو میدیدن،دیگه پیروان این ادیان از لحاظ اعتقادی ارزشی داشتند؟دیگه کافری باقی میموند؟؟؟