کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تعرض به دختر خانم محجبه در مانتو فروشی!
۲۲:۵۴, ۲۳/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۲ ۲۳:۳۴ توسط help me.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 13896374258241.jpg]
فروشنده فروشگاه "ع" وقتی با اعتراض بانوی محجبه مبنی بر هتک حرمت و لمس نکردن بدن وی هنگام پرو لباس و همچنین عدم دخالت در روند خرید مواجه می شود، شروع به فحاشی به بانوان چادری می کند.
چهارشنبه شب گذشته در یکی از مانتو فروشی های معروف خیابان هفت تیر تهران که شعب دیگری نیز در سطح شهر دارد، به سه بانوی چادری و یک بانوی محجبه فحاشی و هتک حرمت می شود.

فروشنده طبقه فوقانی از خلوتی فضا سوءاستفاده کرده، از همان ابتدا شروع به بکاربردن الفاظ ناشایست می نماید که با بی محلی بانوان محجبه مجبور به سکوت می شود.

در زمان پرو (سایز کردن) مانتو وقتی بانوان چادری در حال بررسی مانتوی پرو شده بانوی محجبه هستند و راجع به مدل مانتو نظر می دهند؛ فروشنده بی هیچ اطلاع قبلی، خود را به درب اتاق پرو نزدیک کرده و بدن وی را از ناحیه زیر بغل به منظور نمایش میزان گشادی مانتو لمس می کند و شروع به اظهار نظر می نماید که "لابد الان لباسش نازکه یه لباس زخیم بپوشه..."

فروشنده با اعتراض بانوی محجبه مبنی بر عدم لمس بدن وی برای سایز کردن لباس و همچنین اعتراض بانوی چادری مبنی بر عدم دخالت در روند خرید مواجه می شود اما بجای عذرخواهی و پذیرش نهی از منکر، شروع به آسمان ریسمان بافتن برای توجیه نوع شغلش و بدو بیراهه گفتن به بانوی چادری می کند.

بانوی چادری با مراجعه به طبقه پائینی از مدیر فروشگاه در رابطه با برخورد ناشایست فروشنده توضیح می خواهد اما مدیر فروشگاه با معذرت خواهی سوری وعدم برخورد با فروشنده اش باب فحاشی و لفاظی را باز کرده و فروشنده جوان در حضور مدیر فروشگاه اقدام به توهین های بیشتر و فحاشی می نماید و بانوی چادری را " زنیکه بی حیا" خطاب می کند.

هرچند با دخالت پلیس و همچنین وساطت یکی از مدیران فروشگاه، فروشنده جوان بطور ضمنی از بانوان عذرخواهی می نماید اما به عقیده شاهدان عینی ماجرا، غفلت دایره منکرات در زمینه مشاغل مربوط به حوزه زنان و الزام فروشندگان به استفاده از فروشنده زن و همچنین عدم پاسخگویی مناسب مسئولین باعث می شود هر از چند گاهی چنین اتفاقاتی بیفتد که دل هر مستمع با غیرتی را به درد می آورد.

روزی هزار تا ازین دختر خوشگلا به اینجا رفت و آمد دارند و من به همشان دست می زنم

خانم م .د از شهود عینی ماجرا می گوید: وقتی دوستم به همراه فروشنده برای اعتراض به مدیر فروشگاه به طبقه پایین رفت و فروشنده در حضور مدیر فروشگاه اقدام به فحاشی به وی کرد و وی را " زنیکه بی حیا" خطاب کرد، مدیر می توانست با یک تشر فروشنده را به سکوت فراخواند اما سکوت کرد تا فروشنده هرچه می خواهد بگوید.

وقتی فروشنده بالا آمد، هنوز ما در پرو بودیم تا لباس خود را عوض کنیم. فروشنده بعد از فحاشی به دوستم، به طبقه بالا برگشت و هر چه دلش خواست به ما گفت.

وی می افزاید: گفت یک لچک به سر انداختید فکر کردید کی هستید و همه چیز تمامید؟ خیلی خوشگلید؟ روزی هزار تا ازین دختر خوشگلا به اینجا رفت و آمد دارند و من به همشان دست می زنم تازه خوششان هم می آید! من و دوستم دیدیم شان ما اجازه نمی دهد با این جوان که هم سن و سال خودمان است دهن به دهن بدهیم، پس سکوت کردیم.

عدم امر به معروف عامل رواج بی عفتی است

خانم ع که مورد هتک حرمت قرار گرفته می گوید: گرچه من چادری نیستم ولی محجبه ام و حجابم را به نشان اعتقاد اسلامی ایرانیم انتخاب کردم و اجازه نمی دهم کسی به من و حجابم توهین کند. هرچند این آقا نیازی به اجازه نداشت و هرچه دلش خواست به دوستانم گفت و من با سکوتم مثل بقیه خانم هایی که در مقابل این مواضع سکوت می کنم باعث پررو تر شدن این دست فروشنده ها شدیم تا جایی که دست زدن به نوامیس مردم را نه تنها بد و غیر اخلاقی ندانند، بلکه به آن افتخار هم کنند و بخاطر همین عمل ما را نیز تحقیر کند، سکوت عامل ترویج بی عفتی است. در جامعه ای که امر به معروف بمیرد، بی عفتی جایش را می گیرد... فروشنده بجای آنکه ما را ناموس خود بداند، دشمن خود می دانست و به عمد کاری کرد که عصبانیت من و دوستانم را در بر داشت."

بیرق حضرت زهرا را سر کرده ام تا چشم امثال تو کور شود

خانم ف.م می گوید: وقتی صاحب فروشگاه در مقابل هتاکی و فحاشی فروشنده اش سکوت کرد، فروشنده ترغیب شد که آزادانه توهین کند و حتی در بیرون از فروشگاه نیز اقدام به فحاشی علیه چادری ها کرد و من را مورد بدترین خطابه ها قرار داد؛ من هم به او گفتم " این بیرق حضرت زهرا رو سرم کردم تا امثال تو چشمشون کور شه"...

هر چادر پرچمی برای جمهوری اسلامی است

وی که از آن ماجرا به شدت ناراحت است و مشخص است یک دل سیر اشک ریخته، با چشمانی اشک بار و صدایی لرزان می گوید: شهید آوینی فرمودند "در جمهوری اسلامی همه آزادند جز بچه حزب اللهی ها" و من واقعا امشب این جمله را درک کردم. کجای دنیا وقتی از مقدساتت دفاع می کنی، نهی از منکر می کنی و می خواهی بر باورت استوار باشی بجای معذرت خواهی به تو فحاشی می کنند جز کشورهایی که ظاهر دموکراتیک دارند ولی در باطن...؟ مگر ما به بی ریش بودن آن آقا یا لباس ایشان توهین کردیم که ایشان اقدام به فحاشی علیه چادری ها کرد و بدترین الفاظ را در حق این عزیزان بکار برد؟ غیر از این است که هر چادر پرچمی برای جمهوری اسلامی است و تحقیر چادر و چادری عملا تحقیر پارادایم های این نظام است ؟! آیا نباید دفاع از پرچم نظام یکی از وظایف مسئولین نظام باشد؟ پس چرا سکوت کرده اند تا هر کس هر چه دلش می خواهد به پرچمشان توهین کند؟! یک مرد در آن جمعیت نبود که تودهنی به این پسر بزند و او را مجاب کند که کارش ناشایست است. مردان ما به تماشا ایستاده بودند و زنان هم سرشان را به نشانه تاسف تکان می دادند وعبور می کردند. باز خوب است که فحاشی این آقا بعدها بولوتوث نشود!

حرمت از دست رفته ام را چه کسی به من بر می گرداند؟

ف.م می افزاید: اگر چه این فروشنده در نهایت مجبور به عذرخواهی لفظی شد اما آیا عذرخواهی ظاهری وی که قطعا کوچکترین باوری پشت آن نبود، برای من می شود حرمت از دست رفته ام؟ می شود پاسخ صدایی که بلند کردم و فریادی که تاکنون نزده بودم؟ ایشان آنچنان مرا به خشم آورد که من مجبور شدم برای دفاع از خودم داد بزنم؛ کاری که تابحال نکرده بودم! اصلا چرا نباید اداره منکرات، فروشگاه را ملزم کند که فروشنده لباس زنانه حتما زن باشد یا اصلا دخالتی در خرید نکند؟! می گوید شغلش این است؟ خیلی خب، لااقل ببینید چه کسی نیاز به مشورت دارد به او کمک کند نه اینکه همان برخوردی را که به قول خودش با دختر خوشگل ها می کند با بقیه نیز تکرار کند! چرا نیروی انتظامی ارشاد را از همین مغازه ها شروع نمی کند؟ چرا به این مغازه ها سرک نمی کشد و نمی بیند که در خلوت این مغازه ها چه آسیب هایی منتظر جوانان محجبه ما است؟ وزارت فرهنگ کجاست که ببیند جوانانی را که همه جوره پای اعتقاداتشان مانده اند و بدترین هجمه ها را به جان می خرند تا یادآور سیلی مادرمان زهرا(سلام الله علیها) باشند و به انتظار "ایستادن" را بیش از پیش به منصه ظهور بگذارند؟

این رفتار باز هم تکرار می شود

خانم م .ک از دیگر شهود عینی ماجرا می گوید: آنقدر سکوت کردیم و امر به معروف نکردیم که حالا توهین به محجبه ها نه تنها عادی شده، از سوی بی غیرتان نیز مورد استقبال هم قرار می گیرد، خودمان شده ایم مایه خرسندی دشمنانمان، این پسر اگر پول نگرفته باشد که عقده گشایی کند، بی شک نوکر بی جیره مواجب دشمن شده است. چندی پیش نیز در تاکسی تنها به این دلیل که به یک بانو تذکر دادم که وزنش را موقع نشستن روی من نیندازد، بدترین الفاظ ممکن را در حق چادری ها بکار برد و این یعنی ...؟

تذکر دوستم چه ربطی به چادر ما داشت؟

وی معتقد است: این فروشنده امروز با من و دوستانم این کار را کرد، فردا با دیگر بانوان محجبه و قص علی هذا... و این می شود که سرانجام جامعه ما بسمتی کشیده می شود که تلقی افراد از ارزش ها تغییر می کند. من هنوز نمی دانم آن تذکر دوستم که ایشان در خرید ما دخالت نکنند چه ربطی به چادر ما داشت؟! انگار دوستم به او گفته باشد چرا لباست زشت است یا در شان تو نیست؟!

تنها به احترام بچه های جبهه از شکایتمان صرفنظر کردیم

وی همچنین می افزاید: پاشنه آشیل بچه حزب اللهی ها بچه های جبهه و جنگ اند. مدیر فروشگاه بجای آنکه تو دهنی محکمی به فروشنده اش بزند یا او را به سکوت دعوت کند، دائم از اینکه در جنگ حضور داشته و حتی آزاده هم بوده صحبت می کرد تا دل ما را به رحم بیاورد و از شکایت صرف نظر کنیم و همین هم شد؛ تنها به احترام ایشان از شکایت مان گذشتیم.

م.ک می گوید: دوستم به مدیر گفت"شما جبهه رفته اید، اسارت را تحمل کرده اید که امروز هتک حرمت نوامیس مردم را نبینید، که حرمت چادر من و امثال من حفظ شود، پس چه شده که سکوت کرده اید و می گذارید فروشنده تان به ما توهین کند؟" اما مدیر که ظاهرا کارکشته حل و فصل اینگونه مناقشات بود و هتک حرمت نوامیس دیگر برایش عادی شده بود، بر آزاده بودنش! اصرار و ما را مجاب کرد که از شکایت صرف نظر کنیم. درواقع نقطه ضعف ما را نشانه گرفت و گرنه گذشت ما از فروشنده بی فرهنگ این فروشگاه "ترحم بر پلنگ تیز دندان" بود.

امید است با پیگیری مسئولان مربوطه کمتر شاهد چنین اتفاقاتی باشیم. اتفاقاتی که هر از چندگاهی دل هر انسان آزاده ای را به درد آورده و با مشاهده اشک های دختران نجیب سرزمین مان روح هر باغیرتی را خدشه دار می کند. امید است دایره اصناف و منکرات این حوزه با برخورد مناسب با این مانتو فروشی مانع از تکرار چنین اتفاقاتی شوند.

منبع:صراط نیوز
البته من صحت وسقم این اتفاق رو نمیدونم ولی بارها برای خودم اتفاق افتاده که فروشنده نسبتا گرامی[تصویر: angry.png] برای پرو کردن مانتو نظر میدن و حتی یبار اصرار میکردن که اشکال نداره بدون چادرتون بیا بیرون تا ببینم مانتو اندازه تون هست!! ولی با نگاه معناداری که من بهشون با عصبانیت کردم فهمیدن احتمالا اندازه ام هست[تصویر: biggrin.png].حتی در مورد پرو شلوار نیز همین گونه.....
واقعا متاسفم براشون نمیدونم این قضیه رو چطور باید ریشه کن کرد تا دیگه شاهد چنین ماجراهایی نباشیم منتظر پیشنهادای شما کاربرای عزیز هستمHuh
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هانا ، Hadith ، Aryha ، aboutorab ، ELENOR ، السا ، soheyl68 ، نجف آبادی ، لبخند خدا ، SAViOR ، عبدالرحمن ، Havbb 110 ، nasimesaba ، شیدا ، یاســین ، یا زهرا ، Justice Bringer ، قلب ، sarallah ، hessam ، sadegh313 ، طالب نور ، mahdy30na ، انتصـار ، fafa* ، MohammadMeraj ، جویای حقیقت ، صهبا ، حضرت عشق ، Eve ، سجاد313 ، vade313 ، رضوانه ، NARJES ، neyestan23 ، azade ، zahra11 ، hamediran ، مسجد عشاق ، قبیله منتظر ، فدک زهرا ، ترنم

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۰۰, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #31
آواتار
من قصد توهین به تعریف کننده داستان رو ندارم.
اما به نظرم داستان یکم غیر معقوله...
یه خانم محجبه که بیرون اتاق پرو داره مانتوش رو به 3 تا دوست چادریش نشون میده...
مسلماً میخواد خودش رو توی آینه ببینه، پس از اتاق پرو دور نمیشه و در اتاق پرو در یک سمتش قرار داره.
اتاق پرو هم در یک سمتش قرار داره...
3 تا خانم چادری هم تنها در دو سمت باقیمونده وایستادن و دارن مانتوی دوستشون رو نگاه میکنن...
بعد این یارو چه جوری یواشکی نزدیک شده و زیر بغل این خانم رو لمس کرده بدون این که این 4 تا آدم عاقل و بالغ آدم به این گندگی رو نبینن؟
اما به نظرم این داستان ها مطرح میشه که ناتوانی چادری ها رو در 4 تا 4 تا جواب دادن به این اراذل نشون بده.
البته باز هم میگم ...
قصد متهم کردن کسی رو ندارم.
شاید بشه اینجوری گفت که این داستان کامل نیست.
بلاخره داستان محاله که اینجوری باشه.
کلاً خانم های محترم فن آبدولیاچاگی رو یاد بگیرین...D:
100% جواب میده...D:
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هادی... ، Ali#59 ، السا ، help me
۲۲:۲۷, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۲۲:۳۰ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #32
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۱۷:۴۹)نجف آبادی نوشته است:  
من که چشمم آب نمیخوره اون بعد کتک خوردن وایسه و نگاهی معنا دار بکنه و بعدش بره توی فکر و سرشو بندازه پائین. و بعدش بره و بعدش کجا؟ بره یه گوشه و زار زار مثل خر گریه کنه.

اینقدر اونا در دکون بلدند که بگو و بپرس


اصلا مهم نیست که چشم آب بخوره یا نه

در این موارد شخص باید یطوری کتک بخوره که یادگاری براش بمونه!

البته من که آدم خشنی نیستم (دوستام میدونن چه روحیه لطیفی دارمBig Grin)

ولی خدای نکرده با 10 تا واسطه چنین چیزی پیش بیاد یه لحظه احساس میکنم طرف مقابلم مسعود رجویه Big Grin


خانم موزه قراره چی بشه که بهش بگیم فاجعه؟

برای یک محجبه حد خیلی فرق داره با یه نفر دیگه

(۲۴/دی/۹۲ ۱۹:۴۵)captaincharisma نوشته است:  من قیاس نکردم دوست عزیز اگر قیاس کرده بودم بودند دوستانی که شمشیرشون تیز تر از شما باشه Big Grin
این تحلیل شما درست نیستش اگر بحت انتقام و تلافی باشه که شما رو یه سیلی بزنن 1سال بعدش ببینیدش میرید تلافی حالا بحث کشتن زن آدمی که جای خود داره پس امام به دنبال انتقام و تلافی نبودند
بحث درباره صبر آرامش و مصلحت اندیشی هستش



بیا شمشیرو داشته باش

جناب کپتان

حضرت امیر برای مصلحت اسلام صبر کردند

اگر اینطور نبود که یه اتفاق دیگه افتاده بود اساسی

داستان آن پیرزن یهودی که سربازای معاویه خلخال از پاش در اوردن رو بخوانید که حضرت چی گفتن

ببین چه صبری کردند!!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Aryha ، السا ، help me
۲۲:۳۱, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #33
آواتار
موزه جان حتی اگه این داستان واقعی نباشه
من با چشم خودم کم ندیدم ،محجبه و غیر محجبه فرقی نداره واسشون، حالا با غیر محجبه ها رفتارشون بدتره
مخصوصا تو بعضی پاساژای تهران
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Aryha ، السا ، ترنم ، help me ، صهبا
۲۲:۴۲, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #34
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۱۸:۰۸)aboutorab نوشته است:  اول نخواستم همه چی رو بگم - روم نشد . گفتم این نسخه رو اول بپیچم بچه ها رو ما حساب بدی باز می کنند درست همونطوری که رو داداش عبدالرحمن باز شده .
اما
داش وحید مون فرمودند که یکی زیر گوشش . اما نفرمودند یه چیزهایی دیگه هم میشه ضمیمه اش کرد .
پایین آوردن شیشه مغازه و کل دکوراسیون مغازه و کتک کاری مفصل با هر کسی که بیاد دخالت کنه و از اون عوضی حمایت کنه رو هم وقتی ضمیمه اش کنی تاثیر بسزایی داره . باور کنید مجربه . ثابت شده
خوب حالا این شانس ماست که تو تهران نیستیم یا اونا که تو شهرستان نیستند .
ان شاءالله که خیره
یا علی علیه السلام


راسی یکم از تخیلات بیا پائین.تو تهرون یاد گرفتند تا دعوایی یا چیزی میشه دوربین در میارن و فیلم برداری میکنند و کسی جلو نمیره و در ضمن . در ضمن بیشتر دخترا شر نیستن . این تو تخیلات جا میشهDodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۲, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #35
آواتار
حالا من هم تایید نکردم شکری رو که فروشنده خورده...
فقط گفتم معقول نیست از یه مربع نهایتاً یک متر در یک متر که سه نفر آدم چادری درورشن، یکی یواشکی رد شه و بیاد حالا گوشه مانتو هم نه،...
زیر بغل خانم رو بگیره و همه مثل ماست نگاهش کنن تا اظهار نظر هم بکنه که لباس کلفت پوشیده.
اگه یه همراه داشت، معقول بود...
اگه همراه نداشت معقول بود...
اگه پشت و کمر مانتو رو میگرفت بازم معقول بود.
یعنی یارو چه جوری یواشکی به زیر آستین اون خانم رسیده؟؟
وگرنه من که مدت هاست یا مانتوهام رو خودم میدوزم یا مانتو عربی میخرم.
مانتوهای ما حتی اگه خیلی هم خوش برش و خوش دوخت باشه، با چنان پارچه آشغالی دوخته شده که پس از خریدشون، انگار پولت رو ریختی دور...
این از اوضاع اجناس...
فروشنده ها هم جنسشون خوب نیست.
حتی اگه دختر باشن...
نصف جنایت هایی که تو این مملکت میشه، باعث و بانیش همین صنف مانتو دوزان و مانتو فروشان هستن...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، عبدالرحمن ، یاســین ، صهبا
۲۲:۵۴, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۲۲:۵۵ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #36
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۲۲:۲۷)عبدالرحمن نوشته است:  داستان آن پیرزن یهودی که سربازای معاویه خلخال از پاش در اوردن رو بخوانید که حضرت چی گفتن
به نکته ی کاملا درستی اشاره کردید(البته شما هم اشاره نمیکردید من خودم میخواستم اشاره کنمSmile)
دوستان به نظرتون اگه مومنی این خبر پست اول رو بخونه و از غصه بمیره بهش ایرادی وارد هست؟؟؟؟
خلخال از پای زنی بیرون کشیدن بدتره یا قصد عفت و شرافت زنی رو کردن؟؟
من از صحت این خبر کاملا بی اطلاعم
اما واقعا با این تیکه موافقم
(۲۳/دی/۹۲ ۲۲:۵۴)help me نوشته است:  
اتفاقاتی که هر از چندگاهی دل هر انسان آزاده ای را به درد آورده و با مشاهده اشک های دختران نجیب سرزمین مان روح هر باغیرتی را خدشه دار می کند.

(۲۴/دی/۹۲ ۲۲:۵۲)moze84 نوشته است:  نصف جنایت هایی که تو این مملکت میشه، باعث و بانیش همین صنف مانتو دوزان و مانتو فروشان هستن...
SmileSmileBig GrinBlush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هادی... ، عبدالرحمن ، fafa* ، یاســین ، help me ، صهبا ، السا
۲۳:۰۵, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۲ ۲۱:۲۳ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #37
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۱۸:۲۶)captaincharisma نوشته است:  نمیدونم شایدم حق با شما باشه و اگر خودم تو این موقعیت قرار میگرفتم از اینا هم بدتر شاید پیش میاوردم ولی همیشه این سئوال بوده واسم که حضرت امیر (علیه السلام) مگه نمیدونست کی همسرش رو کتک زده و حتی کشته؟؟؟ ولی چرا شمشیر انتقام رو بر نداشتند و نرفتند تیر و طایفه طرف رو به آتیش بکشن؟؟!! چرا؟؟؟ هم قدرتش رو داشتن همه طایفه هم مبارز؟؟؟؟
چرا Cool



قياس مع الفارق

ببين كي رو با چه مقامي چي رو با چه موضوعي . اصلاً قابل قياس نيست

اما درباره مولايم علي عليه السلام گفتي ، حيفم مياد اين روايت رو نگم :

يه روايتي از يه بزرگي شنيدم جا داره اينجا بنويسم . البته شايد ربطي به موضوع نداشته باشه ولي بي ربط هم نيست .

ميگن دوران خلافت غاصب دوم در مكه حضرت امير المومنين علي عليه السلام يكي را كه عمل زشتي ( هتك حرمت به نواميس )مي كرد چنان با سيلي ميزنه و اون شخص مياد پيش خليفه وقت و از مولاي ما علي عليه السلام شكايت مي كنه .
خليفه به اون شخص ميگه چه كنم « عين الله تو را ديد و يدالله تو را ادب كرد »

اگه سندشو مي خواهيد من ندارم

موفق باشيد
يا علي عليه السلام

(۲۴/دی/۹۲ ۱۹:۴۵)captaincharisma نوشته است:  من قیاس نکردم دوست عزیز

بحث درباره صبر آرامش و مصلحت اندیشی هستش



قبول قياس نكرديد . خدا خيرت بده


خوب تا كي صبر و تحمل

تو اين چند سال اخير كم صبر و تحمل شده ؟ اوضاع بهتر شده ؟

يا در عوض نه تنها بهتر نشده بلكه فساد و جنايات بيشتر هم شده

بايد خانواده ها بيشتر مواظب نواميس خود باشند و همينطور مردها غيرت بيشتري از خود نشون بدن

نه اينكه مردها خود را شبيه زنان كنند و مردها شبيه زنان

حالا كه مسئولان به فكر مردم نيستند و هيچ نظارتي به فروشگاها و فروشندگان نميشه . مردهاشون صبر كنن كه چي بشه

هر كي هر چي دلش خواست بكنه و صبر كنند و مصلحت بيانديشند كه چي بشه اون جونور عوضي بعد از سالها توبه كنه و به راه راست بياد .

اين چه فرمايشيه شما مي فرماييد .

نمي خوام قياس كنم . چرا امام حسين عليه السلام قيام نمود ؟

زبانم لال صبر و مصلحت انديشي رو بلد نبود ؟

امر به معروف و نهي از منكر هم نوعي مصلحت به حساب مياد . حالا درجات مختلفي داره . يكي رو بايد اشاره كرد يكي رو بايد ....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، السا ، help me
۲۳:۲۱, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #38
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۱:۴۰)ترنم نوشته است:  به هر حال بهتره هميشه ي بزرگتري يه مردي باهامون باشه.دخترا نگن ما دنبال استقلاليم!!بعضي وقتا بعضي از آزاديها بيشتر به ضرر دختره و بايد اينو قبول كنيم.
به نام خدا


این حرفی که میزنین درست. ولی مایی که مردی نداریم همراهمون بیاد و بزرگترمونم دیگه پای دنبال ما راه افتادن ندا ره .. نباید بتونیم با آرامش خرید کنیم؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Ali#59 ، ترنم ، help me ، السا
۲۳:۲۴, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #39
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۲۲:۴۲)نجف آبادی نوشته است:  راسی یکم از تخیلات بیا پائین.تو تهرون یاد گرفتند تا دعوایی یا چیزی میشه دوربین در میارن و فیلم برداری میکنند و کسی جلو نمیره و در ضمن . در ضمن بیشتر دخترا شر نیستن . این تو تخیلات جا میشهDodgy


تهرون نمي دونم چيا بلدند و چيا دوست دارند ياد بگيرند و از دوربين وحشت دارند يا فرار مي كنند .

تو شهرستان وقتي به نواميس اونم محجبه هتك حرمت بشه منتظر كسي نمي مونند خدارو شكر . از خجالت طرف درميان .

الحمد الله تا به اين روز تخيلي نبوديم خدا كنه تا آخر عمر هم نباشيم

موفق باشيد
يا علي عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، وحید110 ، help me ، السا ، yamin ، مرغ باغ ملکوت
۲۳:۳۰, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #40
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۲۳:۲۱)fafa* نوشته است:  به نام خدا


این حرفی که میزنین درست. ولی مایی که مردی نداریم همراهمون بیاد و بزرگترمونم دیگه پای دنبال ما راه افتادن ندا ره .. نباید بتونیم با آرامش خرید کنیم؟


همیشه یه راهی هست

پدر ، شوهر ، برادر و ....

اون آرامش که جای خود

خانما اگر رعایت کنند گرگ ها کمتر میتونن کاری بکنند

بحث اینه بعضی خانما فکر میکنن یه چادر که سرشون کردند دیگه همه چی حله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، yamin ، fafa*
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا