کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوالاتی ویژه خانواده
۱۵:۱۴, ۱۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
با عرض سلام خدمت شمادر واقع تصمیم گیری و برنامه ریزی به عهده خود مرد باشه و نه خانواده مردچون تصویری که در ذهن زن شکل میگیره یه مردیه که اقتدار نداره،خانوما با این تصویر خیلی مشکل دارندبرای مثال
- علی بریم سفر

-بذار ببینم مامانم چی میگه
یا میگه

- به خاله ام زنگ بزن،مامانم خیلی سفارش کرد
اگرم مرد دید نظر خانواده اش برای مشورت مناسبه مشورت بکنه اما در نهایت باز خودش و همسرش تصمیم بگیرن
من یه مورد دیدم که سر همین مسئله از هم جدا شدن

خونه عروس و داماد بالای مادر شوهر بود
اقا هر وقت از سر کار میومد اول به مادرش سر میزد،چای میوه اش رو میخورد بعد میرفت خونه تازه عروسش،چرا؟ چون مادرش ازش میخواس
یا اگه مسافرت میخواستن برن حتما خانواده شوهرش براش نظر میدادن و سرانجام جدا شدن.
حالا نمیدونم منظور رو رسوندم یا خیر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، شیدا ، خادمة الزهرا ، در جستجوی سختی ، help me ، ضحی ، Ali#59

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۰۵, ۱۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #11
آواتار
نه بابا مجرد ها نترسن! ازدواج با همه سختیاش از مجرد بودن بهتره!!!

من فقط می خوام که واقع بین باشن ! در تایید صحبتای شما که گفتین مرد دوست داره زن و زندگی بر پایه ی او باشه !!

باید بدونن که زندگی همش گل و بلبل نیست !! مجموعه ای از انسانها با مجموعه ای از تفکرات ما رو احاطه کردند و هر کسی از ظن خود شد یار من !همونطور که زینب جان هم اشاره کردن !!!!

در این مورد خاص که آیا همسر اجازه میده یا نه باید بگم متاسفانه در بیشتر موارد به زن میگن: هیس زنها غر غر نمیکنن!! بشین سر جات پدر و مادرت پسر دارن وظیفه ی اونه!!

به نظرتون اگه اینطور نبود زوجین جلوی در محضر چی کار می کردن !! همش به خاطر اینه که مردا دور از جون آقایون مومن و خداترس تالار خودمون همش میگن: من من من !!! زندگی باید همه جا بر پایه من باشه!!

چی بخوریم؟ هر چی برای من خوبه!

با کی بریم مسافرت ؟ با فامیلای من !

مهمونی کجا بریم؟ خونه ی فامیلای من !

چی برای خونه بخریم؟ هر چی من میگم !

کجا زندگی کنیم؟ نزدیک خونواده من !(این موردو که موزه جان اشاره کردن چه مشکلاتی بوجود میاره)

همینطور اگه این منیت ها و بی گذشتیها از طرف زن صورت بگیره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، شیدا ، Ali#59 ، مجید املشی ، ELENOR ، Hadith ، Eve ، fafa* ، ضحی
۲۲:۰۸, ۱۳/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/بهمن/۹۲ ۲۲:۱۳ توسط Aryha.)
شماره ارسال: #12
آواتار
با یاد حق

هر چند در این موارد خیلی ناشی ام ولی نظر شخصیم رو میگم ..
(۱۳/بهمن/۹۲ ۲۰:۰۰)moze84 نوشته است:  
اما در مورد مسافرت...
تا تازه عروس هستین، میختون رو محکم بکوبین...
مسافرت بدون همسر رو کلاً قدغن کنین...
اون اوایل هم اگه قهر کنین، معمولاً دیگه اون شرایط پیش نمیاد..
قهر ها!!!
نه دعوا و کتک کاری...
بیشتر تو مایه های اخم و ناراحتی و یکم گریه الکی هم چاشنیش بشه خوبه...D:
در 99% موارد جواب میده...

شخصا با این امر شدیدا مخالفم ..
به نظرم هیچ آقایی دوست نداره خودش رو در حصار خانمش ببینه ... ***
شاید اوایل ازدواج با این امر کنار بیاد... اما 15 یا 20 سال بعد بالاخره خسته میشه و از اون طرف بوم می افته! حداقل دو مورد رو به عینه و در بین نزدیکان دیدم!( من باب تجربه از دیگران میگم)
اگه مثل یک بار بشینی روی دوشش و سنگین بشی بالاخره یک روزمیگذارت زمین!!

این حق یک آقاست که یک وقت هایی برای خودش باشه ..
با دوست های دوران مجردیش بره بیرون .. بره مسافرت ..
ولی خب خوبه به جای غرغر کردن!! از اخلاقیات خانم ها با خبرش کنید(غیر مستقیم )
که اولا همچین خوشتون نمیاد!و به خاطر اون تحمل میکنید!
دوما! قرار نیست همیشه همین طور تحمل کنید ...[تصویر: wink.png]

بازم تاکید میکنم چون گفتید کلا قدغن!! مخالفت کردم! [تصویر: blush.png]
___________________
*** شاید اشتباه میکنم .. لطفا آقایون شفاف سازی کنند!

یاالله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، مجید املشی ، ضحی ، soshiant
۲۲:۲۰, ۱۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
دو نکته وجود داره
اون اقایی که خودش مجردی میره مسافرت مطمئن باشه خانمای امروزی بیکار نمیشینن و اونا هم میخوان که برن مسافرت
همانطور که اقا حریم شخصی میخواد خانم هم میخواد

اما تجربه اینو نشون داده:
یکی از دوستام شوهرش جدا میره میگرده،دوست منم جدا
دوستم با رفیقاش رفت ترکیه و میگفت خیلی بیشتر از با همسر بودنش بهش خوش گذشته چون با همسر مجبوری یه سری مسائل رو رعایت کنی اما با رفقا نه
اینا که تکرار شن،زوجین بیشتر از اینکه از باهم بودن لذت ببرن با دوست هاشون تفریح میکنند،این میشه قربانی شدن خانواده در برابر لذت های شخصی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، Havbb 110 ، در جستجوی سختی ، مجید املشی ، zahra11 ، Aryha ، Eve ، من انقلابی ام ، fafa* ، ضحی ، soshiant
۲۲:۴۰, ۱۳/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
(۱۳/بهمن/۹۲ ۲۲:۲۰)nina نوشته است:  دو نکته وجود داره
اون اقایی که خودش مجردی میره مسافرت مطمئن باشه خانمای امروزی بیکار نمیشینن و اونا هم میخوان که برن مسافرت
همانطور که اقا حریم شخصی میخواد خانم هم میخواد

اما تجربه اینو نشون داده:
یکی از دوستام شوهرش جدا میره میگرده،دوست منم جدا
دوستم با رفیقاش رفت ترکیه و میگفت خیلی بیشتر از با همسر بودنش بهش خوش گذشته چون با همسر مجبوری یه سری مسائل رو رعایت کنی اما با رفقا نه
اینا که تکرار شن،زوجین بیشتر از اینکه از باهم بودن لذت ببرن با دوست هاشون تفریح میکنند،این میشه قربانی شدن خانواده در برابر لذت های شخصی

البته فکر نکنم منظور دوستمون اینطور سفر ها باشه که منم به شدت مخالفم
مثلا هر از چندگاهی آقا با رفیق های بابشBig Grin بره کوه یا استخر یا ....
یا خانوم هم هر از چند گاهی با دوستاش بره خرید یا بعد از ظهر دور هم جمع بشن
فکر کنم واسه ی هر دوشون خوب باشه
ولی اکثر مسافرت ها و تفریح ها باید با خانواده باشه دیگه وگر نه واسه چی ازدواج کردن که مجردی برن تفریح معنی نمیده کهDodgy

امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، یاســین ، در جستجوی سختی ، مجید املشی ، Aryha ، zahra11 ، مرهم ، عبدالرحمن ، السا ، من انقلابی ام ، fafa* ، ضحی ، soshiant
۰:۰۰, ۱۴/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۲ ۰:۰۳ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #15
آواتار
شیدا جان!
موضوع اینه که مردا رفیق باب ندارن...
همه شون نابابن...
ممکنه خنده تون بگیره. اما رفت و آمد با رفیق ها فقط در شرایطی که با خانواده اون رفیق رفت و آمد داشته باشین و همسرتون هم معذب نباشه...
دیگه هر خانمی قلق آقاشو بهتر میدونه دیگه...
با هر شیوه ای که بلدین، پای رفیق بازی رو از زندگی مشترک ببرین.
یعنی از کراک بهتون بیشتر ضربه میزنه...
چراش رو هم بهتون میگم...
پسرها اهل شوخی هستن. خیلی هم بد شوخی میکنن. وقتی دور هم جمع میشن اینقدر از این شوخی ها با هم میکنن که ساعت ها بلند بلند میخندن و شادن.
اما با همسر نمیشه شوخی وحشتناک کرد...
یعنی مثلاً اگه 10 تا رفیق با هم تصمیم بگیرن، نفر یازدهم رو وقتی خوابه ببرن و بندازن تو استخر، همه شون کلی میخندن و همون نفر یازدهم هم بدش نمیاد...
اما خدا نکنه وقتی همین آقا خوابه، زنش پاشو قلقلک بده...
میدونین چی میگم؟
یه قانون طبیعت اینه که "وقتی ضایع شدی خودت بلند تر بخند تا کمتر ضایع بشی..."
مردها جلوی ده تا پسر دیگه که قدرتی ندارن، پس ضایع شدن. اونا از این قانون به خوبی استفاده میکنن و میزنن زیر خنده...
اما زورشون به یه زن میرسه...
پس اونجا این قانون کاربردی نداره و اصلاً هم ضایع نشدن. پس طبق غریزه وقتی از خواب پریدن ناراحت میشن و دادی هم ممکنه بزنن....
اینه که اولاً
زن میبینه شوهرش با دوستاش همچین میخنده که صدای خنده اش به آسمون هشتم رسیده و من باب ذات حسادت زنانه خوشش نمیاد شوهرش با کسی به جز اون بیشتر بهش خوش بگذره و بخنده و بهانه گیری و شاید انتقامجویی کنه...
ثانیاً مرده مدام پیش خودش میگه اگه این زن رو نداشتم، حتماً الآن با دوستای مجردم چالوس بودیم و امشب فلانی رو می انداختیم تو آب و بهمانی رو سر کار میذاشتیم و ...
البته این به این معنی نیست که ما زن ها برای مردها بشیم رفیق جینگشون که زیر یه خم ما رو هم بگیرنا!!!
به این معنیه که مردها باید از جمع رفیق مجردی جدا شن و به این بلوغ و باور برسن که بای بای مجردی...
اما در مورد خانواده...
از ما به شما نصیحت...
العاقل بالاشاره...
یعنی نذارین یه اتفاق بد دو بار تو زندگی تون بیفته.
اگه دیدین یه دفعه همسر محترم تنها رفت پیش مامانش و هفته بعدی شما همش با هم جر و بحث داشتین، دیگه اجازه ندین تنها بره...
هر وقت دیدین داره تنها میره، بگین "منم دلم برای مامانت اینا تنگ شده، صبر کن منم باهات بیام..."
پسرای خوب این تالار!
اگه مامانتون این کاره بود، شوهر خودش که بشه بابای شما هیچ وقت با مامانتون دعوا نمی کرد.
مامان ها مشاورهای خوبی نیستن...
چون ناجور احساساتین...
همونجور که یه دختر اگه بره برای باباش درد و دل کنه، احمقه.
اما همه این ها به قول دوستان برای زندگی های معمولیه.
زندگیهایی که مشکل دارن، این نسخه ها شاید جواب نده.
خیلی هم براتون مهم نباشه که شوهر شما برای مامانش لباس و طلا و جواهر میخره.
مردها، استثنا نداره، همه شون یه روزی میفهمن زنشون چه فداکاری هایی براشون کرده و چه سختی هایی در مواجهه با مامانش کشیده.
و اون روزی که بفهمن، به زنشون بسیار ابراز علاقه و عشق میکنن...
اما...
آق پسرای محترم!
مبادا اون روز روزی باشه که زن دیگه به شما علاقه نداشته باشه.
که اون موقع دیگه محاله دوباره عاشقتون بشه...
محاله...

بازم رفتم بالا منبر دیگه...D:
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، مرهم ، شیدا ، عبدالرحمن ، یاســین ، من انقلابی ام ، fafa* ، مجید املشی ، ضحی ، soshiant
۰:۱۱, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #16
آواتار
با اجازه بزرگترا منم یه چیزی بگم....

دوم دبیرستان بودم یه روز دبیر شیمیمون که اتفاقا خیلی هم مهربون و دوست داشتنی بود از تدریس خسته شد و شروع کرد به خاطره تعریف کردن از مسافرتهاشون.
و جالبه داشت برنامه ریزی این رو میکرد که خودش و پسر کوچکش عید برن کیش و ساحل دریا و...


اونجا من همچین مثل برق پریدم واااااااااااااااااااHuh خانم مگه میشـــــــــــــــــــــــــــــــه؟ یعنی شوهر و پسر بزرگتون برن تهران شما و پسر کوچیکتون برید کیش؟

همینجا بود که من برا اولین بار به این نتیجه رسیدم خونواده ها جدا از هم هم میرن صفا سیتی.


راستش ما همچین برنامه ای تو زندگیمون نداشتیم و نخواهیم داشت مگر در سفر های خاص نه گردشی و...
فقطم یه بار پدر و مادرم ما رو تنها گذاشتن اونم وقتی بود که تو یه اوضاع شدیدا بحرانی میخواستن برن کربلا...


و یه چیز جالب هم بگم بهتون بچه ها ...یه بار اونم بنا به اتفاقی همه تهران بودیم پدرم به اندازه 48 ساعت مجبور بود بیاد خونه و دوباره برگرده پیش ما
جالبه وقتی برگشت تعریف میکرد وقتی بدون بچه ها خونه بودم(البته منظور بدون زن و بچه)انگار در و دیوار خونه فریاد میکشیدن...
بماند که پدر من بنا به ماموریت های کاری خیلی میشد که ما رو تنها بزاره.قضیه صرف تنها گذاشتن نیست نیت تنها گذاشتنه تا چی باشه...


دوستای خوبم این با هم بودن ها و زندگی سنتی هم لطف خودش رو داره...
بالاخره بعضی سبک ها به عنوان( کلاس داره!) نباید سبک زندگی سنتی رو که دیگه امتحانش رو پس داده بهم بزنه...
گردش و سیاحت با دوستان قشنگش اینه که مثلا یه روزهایی خانم ها با هم باشن شوهر همین خانوم ها هم باهم باشن ...حالا تو فاصله های نه چندان دور و غیر قابل دسترس...شاد باشینRose
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، شیدا ، عبدالرحمن ، یاســین ، السا ، من انقلابی ام ، fafa* ، مجید املشی ، ضحی
۰:۱۴, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #17

با سلام .

اول اینکه اسم این بخش رو به >>> حقوق زن تغییر بدین و خواهشا این کلک های زنانه ای رو که به مردها میزنید رو علنی نکنید , یه حس خیلی بدی به من دست میده , احتمالا این حس رو بقیه اقایون تالار هم کم کم متوجه بشن !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مرهم ، شیدا ، Fatemeee ، پرنیان ، عبدالرحمن ، Aryha ، یاســین ، fafa* ، ضحی
۰:۴۹, ۱۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #18
آواتار
نقل قول: به این معنیه که مردها باید از جمع رفیق مجردی جدا شن و به این بلوغ و باور برسن که بای بای مجردی...

و اگر مرتبا هی اقاتون رو از علایقش جدا کنین و بشین یه پارچه امر و نهی ایمان داشته باشین از دستش میدین . به همین راحتی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مرهم ، شیدا ، عبدالرحمن ، Havbb 110 ، Aryha ، یاســین ، السا ، Reza2035 ، fafa* ، مجید املشی ، ضحی
۰:۵۴, ۱۴/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۲ ۰:۵۹ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #19
آواتار
(۱۴/بهمن/۹۲ ۰:۰۰)moze84 نوشته است:  شیدا جان!
موضوع اینه که مردا رفیق باب ندارن...
همه شون نابابن...
ممکنه خنده تون بگیره. اما رفت و آمد با رفیق ها فقط در شرایطی که با خانواده اون رفیق رفت و آمد داشته باشین و همسرتون هم معذب نباشه...
دیگه هر خانمی قلق آقاشو بهتر میدونه دیگه...
با هر شیوه ای که بلدین، پای رفیق بازی رو از زندگی مشترک ببرین.
یعنی از کراک بهتون بیشتر ضربه میزنه...
چراش رو هم بهتون میگم...
پسرها اهل شوخی هستن. خیلی هم بد شوخی میکنن. وقتی دور هم جمع میشن اینقدر از این شوخی ها با هم میکنن که ساعت ها بلند بلند میخندن و شادن.
اما با همسر نمیشه شوخی وحشتناک کرد...
یعنی مثلاً اگه 10 تا رفیق با هم تصمیم بگیرن، نفر یازدهم رو وقتی خوابه ببرن و بندازن تو استخر، همه شون کلی میخندن و همون نفر یازدهم هم بدش نمیاد...
اما خدا نکنه وقتی همین آقا خوابه، زنش پاشو قلقلک بده...
میدونین چی میگم؟
یه قانون طبیعت اینه که "وقتی ضایع شدی خودت بلند تر بخند تا کمتر ضایع بشی..."
مردها جلوی ده تا پسر دیگه که قدرتی ندارن، پس ضایع شدن. اونا از این قانون به خوبی استفاده میکنن و میزنن زیر خنده...
اما زورشون به یه زن میرسه...
پس اونجا این قانون کاربردی نداره و اصلاً هم ضایع نشدن. پس طبق غریزه وقتی از خواب پریدن ناراحت میشن و دادی هم ممکنه بزنن....
اینه که اولاً
زن میبینه شوهرش با دوستاش همچین میخنده که صدای خنده اش به آسمون هشتم رسیده و من باب ذات حسادت زنانه خوشش نمیاد شوهرش با کسی به جز اون بیشتر بهش خوش بگذره و بخنده و بهانه گیری و شاید انتقامجویی کنه...
ثانیاً مرده مدام پیش خودش میگه اگه این زن رو نداشتم، حتماً الآن با دوستای مجردم چالوس بودیم و امشب فلانی رو می انداختیم تو آب و بهمانی رو سر کار میذاشتیم و ...
البته این به این معنی نیست که ما زن ها برای مردها بشیم رفیق جینگشون که زیر یه خم ما رو هم بگیرنا!!!
به این معنیه که مردها باید از جمع رفیق مجردی جدا شن و به این بلوغ و باور برسن که بای بای مجردی...
اما در مورد خانواده...
از ما به شما نصیحت...
العاقل بالاشاره...
یعنی نذارین یه اتفاق بد دو بار تو زندگی تون بیفته.
اگه دیدین یه دفعه همسر محترم تنها رفت پیش مامانش و هفته بعدی شما همش با هم جر و بحث داشتین، دیگه اجازه ندین تنها بره...
هر وقت دیدین داره تنها میره، بگین "منم دلم برای مامانت اینا تنگ شده، صبر کن منم باهات بیام..."
پسرای خوب این تالار!
اگه مامانتون این کاره بود، شوهر خودش که بشه بابای شما هیچ وقت با مامانتون دعوا نمی کرد.
مامان ها مشاورهای خوبی نیستن...
چون ناجور احساساتین...
همونجور که یه دختر اگه بره برای باباش درد و دل کنه، احمقه.
اما همه این ها به قول دوستان برای زندگی های معمولیه.
زندگیهایی که مشکل دارن، این نسخه ها شاید جواب نده.
خیلی هم براتون مهم نباشه که شوهر شما برای مامانش لباس و طلا و جواهر میخره.
مردها، استثنا نداره، همه شون یه روزی میفهمن زنشون چه فداکاری هایی براشون کرده و چه سختی هایی در مواجهه با مامانش کشیده.
و اون روزی که بفهمن، به زنشون بسیار ابراز علاقه و عشق میکنن...
اما...
آق پسرای محترم!
مبادا اون روز روزی باشه که زن دیگه به شما علاقه نداشته باشه.
که اون موقع دیگه محاله دوباره عاشقتون بشه...
محاله...

بازم رفتم بالا منبر دیگه...D:
همسر شما تالار بیداری می آیند؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر نه من بی صبرانه منتظر آن روزیم که بیایند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، یاســین ، fafa*
۰:۵۷, ۱۴/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/بهمن/۹۲ ۱:۰۳ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #20
آواتار
آقای رضا!
ما نخواستیم این جا کلک زدن به خانم ها یاد بدیم.
شاید یه جور آموزش شیوه بیانه...
وگرنه نه دروغه و نه کلک...
ما خانمها حق نداریم دلمون واسه مادرشوهرمون تنگ بشه؟
علی الخصوص که چون زود هم وابسته میشیم، واقعاً زود هم رابطه عاطفی برقرار میکنیم.
همین...
حساس نشین.
حس بدی هم بهتون دست نده...
علاوه بر این...
توی زندگی مشترک، خیلی وقتا آدم میدونه طرف داره کلک میزنه ها، اما چون قشنگ و بامزه کلک میزنه و کلکش هم ضرری نداره، آدم اجازه میده طرفش کلک بزنه...
مثل این که همسر آدم کلک میزنه و یواشکی میره از تو یخچال خوراکی های ممنوعه میخوره و داره از سبیلش چکه میکنه ها، اما انکار میکنه...D:
شادی برامون میاره، ضرر هم نداره...
پس عیبی نداره...

آقای النور!
همسر من هر از چند گاهی میاد و پست های منو میخونه...
از نظر اون من نویسنده خیلی خوبی هستم و از خوندن مطالب من کیف میکنه.
اگرم نخونه، خودم همه اینا رو بهش میگم و قبل از نوشتن هم در واقع باهاش مشورت میکنم یه جورایی.
آقای وحید!
همسر من هم برای من یه سری چارچوب ها تعیین کرده، من هم برای اون.
زیاد هم گیر الکی نیست.
به همین دلیل سختمون نیست که به میل اون یکی راه بیایم، در عوض کلی تو زندگی خوشی کنیم...
دو روز مهمونی و یا سفر مجردی به یه ماه اخم و تخم و یه عمر کینه به دل داشتن نمی ارزه...
هم من به این درجه از شعور رسیدم هم همسرم...
امیدوارم همه تون ازدواجی مثل ازدواج من داشته باشین...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، مرهم ، عبدالرحمن ، شیدا ، وحید110 ، Aryha ، یاســین ، help me ، السا ، Eve ، Fatemeee ، من انقلابی ام ، fafa* ، مجید املشی ، ضحی ، soshiant
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا