کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زنده باد تساوی ...!!!
۰:۵۷, ۲۳/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۲ ۱۴:۳۷ توسط soshiant.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

ما به مردها گفتیم می خواهیم مثل شما باشیم.

مردها گفتند: حالا که این قدر اصرار می کنید ، قبول ،
(و ما نفهمیدیم چه شد که مردها ناگهان این قدر مهربان شدند.)

وقتی به خود آمدیم، عین آنها شده بودیم. کیف چرمی یا سامسونت داشتیم و اوراقی که باید بهش رسیدگی می کردیم و دسته چک و حساب کتابهایی که مهم بودند...

با رئیس که دعوامون می شد ، اخم و تخم اش را می آوردیم خونه سر بقیه خالی می کردیم. ماشین ما هم خراب می شد، قسط وام ما هم دیر می شد... دیگه با هم مو نمی زدیم.



تازه نظام آموزشیمون رو هم که تو کتاباش پر بود از داستان مردانی که فداکاریاشون شهرت عام و خاص داشت، تغییر دادیم و به جاش داستان کوکب خانم را گذاشتیم که تنها زن فداکار روستا بود! و روزها از خونه میرفت کنار ریلهای قطار میشست تا اگه لازم بود مشعلی روشن کنه و قطار رو نجات بده اما
یه روز که مهمون داشت و کوکب خانم غذا درست نکرده بود و می خواست از سوپر مارکت دم خونشون غذای آماده بگیره متوجه شد سد ریزش کرده و باید خودشو سریع به اونجا برسونه تا با انگشتش مانع آسیب به اهالی روستا بشه و .... مردها به وعدشون عمل کرده بودند و به ما خوشبختیهای بی پایان یک مرد رو بخشیده بودند

تازه دیگه تو نوشته هاشون از مرد بودن خودشون شرم نمی کردند؛ اما در عوض یه چیز دیگه رو ازمون گرفته بودند. سالها بود حسودیشون می شد که فقط ما می توانیم با ذوقی کودکانه به چیزهای کوچک عشق بورزیم. فقط و فقط ما بودیم که بلد بودیم در معامله ای که پایاپای نبود ، شرکت کنیم . میتونستیم بدیم ولی پس نگیریم. ببخشیم و از خود بخشیدن کیف کنیم. بی حساب و کتاب دوست بداریم .

در هستی عناصر ریزی بودند که مردها با چشم مسلح هم نمی دیدند و ما میدیدیم. زنانگی فقط مهارت آراستن و فریفتن نبود و آن قدیم ها بعضی از ما این را می دانستیم. مادربزرگ من ، زیبایی زن بودن را می دانست .وقتی زنی از مردی ، از بی ملاحظگی ها و درشتیهاش شکایت داشت و هق هق گریه می کرد، مادربزرگ خیلی آرام میگفت: مرده دیگه؛ از مرد بودن مثل عیبی حرف می زد که قابل برطرف شدن نیست.



مادربزرگ میدونست مردها از بخشی از حقایق هستی محروم اند. لمس لطافت در جهان ، در انحصار جنس زنه و ذات جهان لطیفه. مادربزرگ می گفت : کار زنها با خدا آسونه . مردها از راه سخت باید بروند. راه میانبری بود که زنها آدرسشو داشتند و یک راست می رفتند نزدیک خدا. شاید این آدرس رو امروز گم کرده باشیم. به هر حال ما الان اینجاییم و داریم از خوشبختی خفه میشیم.

تو دانشگاها به خاطر پوششی که مرتب به ما تذکر میدادن و ما هم ملزم به اجرای اون بودیم -مثل مانتوی بلند و گشاد تا مقنعه بلند و پوشش اجباری موها!!!- و باعث تحت فشار قرار دادن ما میشد و فعالیتهای ما رو مخدوش می کرد!!! ، تصمیم گرفتیم سهمیه پسرها رو به صفر برسونیم. و حالا هم تو محیط کاری فقط ما دختراییم. حتی شبها بچه ها با شعر « شبها که ما می خوابیم خانوم پلیسه بیداره» خوابشون میبره ولی صبحا ساعت 11 به مدرسه میرن چون مادرشون تا صبح بیدار بوده و صبح دیر بیدار شده و باباشون هم یادش رفته که اصلا بچه ای داره.

چقدر مادربزرگ بدبخت بود که تو اون خونه می شست و می پخت. حیف که زنده نموند و ببینه ما به چه آزادیه شیرینی دست پیدا کردیم. ما چقدر رشد کردیم. دستاورد بزرگیه که ما اینقدر مثل هم شدیم. فقط نمیدونم به چه دلیل گنگی شبها وقتی که میخوایم بخوابیم از شدت درد دست و پاهامون باید تا مدتها تو رختخواب غلت بزنیم و فکر کارهای عقب مونده فردا رو بکنیم.

مادربزرگ سنت زده و عقب افتاده ی من کجا میتونست شکوه این پیروزی مدرن رو درک کنه؟ ما به همه ی حق و حقوقمون رسیدیم.

زنده باد تساوی!




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: soheyl68 ، عبدالرحیم ، Mohammad Trust ، شهیدطیبه واعظی ، میلاد.م ، سید ابراهیم ، جویای حقیقت ، sarallah ، ترنم ، meshkat ، حسن عزتي ، keyvan-rostamy ، کربلا ، viana ، zahra11 ، رضا میزانی ، M.Payam ، در جستجوی سختی ، محمد حسین ، Night_World ، SHA.453 ، عبدالرحمن ، مجنون الحسین ، یاســین ، MohammadSadra ، أین المنتظر ، ELENOR ، عشقم کربلا ، fiftynine ، مصباح ، السا ، مجید املشی ، Eve ، azade ، mahdy30na ، بیداری اندیشه ، Tolou

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۷:۱۳, ۲۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #41
آواتار
کسی جواب منو وقتی نمیده،من بیشتر مطمئنتر میشم.
حرف من رو گویا کسی نمیگیره.میگم اگه من با فوق لیسانس بشینم تربیت فرزند صالح و شوهرداری.شوهرهم بی شعور از آب در اومد.من با دو جین بچه و اعصاب خراب و بیکاری نمیتونم که بچه ی سالم تربیت کنم.سنم میره بالا ،کارم به من نمیدن.
نگید مهریه.چون من دختر مهریه سبکیم.جایی از زندگیم رو نخواهد گرفت.Smile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zahra11 ، السا ، Tolou
۷:۲۶, ۲۶/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۳ ۷:۳۰ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #42
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجعَل لَهُ مَخرَجًا
و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند


وَيَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ
و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد


وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُه
و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند


إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ
خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند


قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدرًا
خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است

(سوره مبارکه طلاق،انتهای آیه2+آیه3)
_____________________________________________________________________
آینده غیر قابل پیش بینی هست
مهم اینه در زمانی که داریم زندگی میکنیم(زمان حال) طرف معامله " خدا " باشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: zahra11 ، مجید املشی ، السا ، یاســین ، Tolou
۱۳:۵۵, ۲۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #43
آواتار
اسکای جان عزیزم ! آخه کی گفته شما فوری کارت رو ترک کن و بشین تو خونه!!
یه مدت که با همسرت زندگی کنی شعورش بهت ثابت میشه!!
تازه ازون گذشته امکان نداره یه بی شعور بیاد سراغ تو!! سه سوته متوجه می شی!!خودش هم نمیاد چون قطعا هیچ پسری دوست نداره مدام از طرف خانمش اسکل بشه !!!

برو توکل به خدا کن زندگیتو شروع کن ! سخت نگیر!!!همه زندگیا بالا و پایین داره !خیلی از خانمها هم که شاغلن مردای خیلی
با شعوری دارن ولی خب با یه تنگنا هایی مواجه شدن که باید کار کنن!! چاره ای نیست!! خیلی از خانمها هم واقعا انرژی زیادی برای کار خونه و بیرون دارند!! و همسرشون هم موافقه!! قانون نیست که!!

باور کن تو داستان فرضی هم اگه اصغر از ته دلش با کار و پیشرفت همسرش موافق بود شاید زندگیشون داغون نمی شد!
(البته بیشتر مردا دوست دارن همسرشون تو کار و درآمد و ....ازشون جلو نزنهBig Grin)

تازه بیشتر مشکلاتی که در مورد کار خانم پیش میاد زمانیه که مادر میشن!!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، اسکای ، مجید املشی ، السا ، هادی... ، مجنون العباس ، یاســین ، Tolou ، soshiant
۱۵:۰۱, ۲۶/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/فروردین/۹۳ ۱۵:۰۴ توسط اسکای.)
شماره ارسال: #44
آواتار
(۲۶/فروردین/۹۳ ۱۳:۵۵)zahra11 نوشته است:  اسکای جان عزیزم ! آخه کی گفته شما فوری کارت رو ترک کن و بشین تو خونه!!
یه مدت که با همسرت زندگی کنی شعورش بهت ثابت میشه!!
تازه ازون گذشته امکان نداره یه بی شعور بیاد سراغ تو!! سه سوته متوجه می شی!!خودش هم نمیاد چون قطعا هیچ پسری دوست نداره مدام از طرف خانمش اسکل بشه !!!

برو توکل به خدا کن زندگیتو شروع کن ! سخت نگیر!!!همه زندگیا بالا و پایین داره !خیلی از خانمها هم که شاغلن مردای خیلی
با شعوری دارن ولی خب با یه تنگنا هایی مواجه شدن که باید کار کنن!! چاره ای نیست!! خیلی از خانمها هم واقعا انرژی زیادی برای کار خونه و بیرون دارند!! و همسرشون هم موافقه!! قانون نیست که!!

باور کن تو داستان فرضی هم اگه اصغر از ته دلش با کار و پیشرفت همسرش موافق بود شاید زندگیشون داغون نمی شد!
(البته بیشتر مردا دوست دارن همسرشون تو کار و درآمد و ....ازشون جلو نزنهBig Grin)

تازه بیشتر مشکلاتی که در مورد کار خانم پیش میاد زمانیه که مادر میشن!!!
ممنون از شما. خوب دارم قانع میشم.یکی منو بیاره سر منطق.شماییدHeart.
شما دعا کن یه مرد درست و حسابی تو این بازار کساد مردی و مردانگی نه (بی شوهری) پیدا بشه برای من .Smile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، Eve ، مجید املشی ، السا ، هادی... ، soshiant ، zahra11 ، Tolou
۶:۵۰, ۲۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #45
آواتار
(۲۶/فروردین/۹۳ ۳:۰۸)مجنون الحسین نوشته است:  دوستان مجرد(خواهران)
قطعا خودتون با شروع زندگی متاهلی و گذشت زمان و تربیت بچه بخصوص در سنین بحرانی بلوغ ، تجربه های زیادی کسب میکنید
ولی مطمئن باشید استفاده از تجربیات دیگران هم براتون خیلی مفیده
.
.
.
بنده هم مثل خواهر گرامی،zahra11 تجاربی خدمتتون عرض میکنم:

همسرم که کلا با کار کردن خارج از منزلم مخالف بود،موقعیتهای شغلی خوب تو زمینه های مورد علاقه ام هم زیاد پیش اومد ولی ایشون مخالفت میکرد و بنده هم به خاطر اعتقادم به این تکلیف شرعی که هر فعالیت خارج از منزلی باید با رضایت قلبی همسر باشه،قبول میکردم
.
.
تا اینکه پسرهام بزرگتر شدند و به سن بلوغ نزدیکتر شدند و با مطالعاتی که در زمینه دوران بلوغ داشتم و کلاسهای مختلفی که میرفتم به اهمیت این دوران بیشتر از پیش پی بردم و به این نتیجه رسیدم که برای تربیت صحیح بچه ها حتی باید خیلی از فعالیتهایی که همسرم هم رضایت قلبی داشت و انجام میدادم ،کنسل کنم و ساعاتی که منزل هستند تنهاشون نذارم
.
.
به طور خلاصه عرض کنم حدود 2سال هست با میل خودم کاملا خودم رو محدود کردم و هر کار ورزشی و فرهنگی و غیره رو به ساعاتی که مدرسه هستند منتقل کردم(بدیهی است که تابستونها محدودیتم خیلی بشتره چون از مدرسه خبری نیست و ...)
.
.
و وقتی بحمدالله میبینم پسرهام از نظر دینی و فرهنگی و اجتماعی و عاطفی و عقلانی و... یه سر و گردن(چند سرو گردن) از هم سن و سالهای خودشون بالاترن خستگیهام در میره
.
.
نه اینکه سوسکه به بچه اش بگه قربون دست و پای بلوریت
تعاریفی هست که هر دوست و اشنایی در مورد این 2تا گل دارند
(ماشاءالله..لا حول و لا قوه الا بالله)
به عنوان مادر همیشه براشون دعا میکنم که در صراط مستقیم روز به روز بهتر بشن و یار و یاور صاحب الزمان(ارواحنافداه) باشن
من کاره ای نیستم ... در کنار توسلهای پی در پی که به پیشگاه ائمه علیهم السلام داشتم و دارم این موهبت الهی رو ،لطف خدا می دونم برای کسی که می خواسته تو زندگی به تکلیفش عمل کنه
مطمئنم اگر می خواستم به خواسته های خودم عمل کنم ، در مورد بچه هام قضیه فرق داشت
.
.
وقتی همسر شدید ممکنه لازم باشه بنا به شرایط از یک سری خواسته هاتون بگذرید
ولی وقتی مادر شدید باید خودتون رو فدای بچه و تربیت صحیح بچه ها کنید ، چون تربیت صحیح فرزندان ، تربیت یک نفر 2نفر 3 نفر نیست...تربیت یک نسل هست
.
.
تربیت یک نسل....(فکر کنید به حرفم،فرزندانی که من تربیت میکنم میخوان برن خانواده و فرزندانی دیگه رو بسازن)




به نام خدا
باتشکرازعزیزانی که تجارب ارزنده ی خودرادراختیارماقرارمیدهند
من به شخصه وازنزدیک باخانم مجنون الحسین گرامی درارتباط هستم
وواقعامادری باتجربه ونمونه وبسیارخوش فکروایده آل هستند
وحتمادرزندگی آینده ازتجارب ایشون استفاده خواهم کرد
.........

امضای مجنون العباس
یاعلی ماراسفارش کن به دل بندت حسین
عشق این دردانه ماراآبرو بخشیده است.Heart
صلوات
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، zahra11 ، soshiant ، مجنون الحسین ، Tolou ، السا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا