کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کلب گفتن ادب است یا بی ادبی؟
۲۱:۳۳, ۱۸/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۹۲ ۱۷:۵۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

چند شب پیش سر این کلب گفتن بحث پیش اومد

میخوام خیلی منطقی یچیزی رو بگم خواهشا بدون تعصب روش فکر کنید

..........وقتی با آقایون بحث می کنیم وقتی میخوان منطقی ترین جواب رو مطرح کنند میگن سگ فلان صفت رو داره و ....

حالا سوال اینجاس مگر انسانی که دارای چنین صفاتی است وجود ندارد برای الگو که خود را به سگ تشبیه کنیم؟

من اسم نمیبرم چون در این تاپیک بهشون بی احترامی میشه

اما واقعیت رو بگم

من رو این قضیه فکر کردم به این رسیدم

اگر حرفم غیر منطقی بود بگید

امام خمینی یه عبارتی دارند در مورد حضرت بقیه الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء

همین عبارت تراب مقدمه رو خود ایشون زیاد بکار میبردند

حقیقا راه رو بهمون نشون میده

اون جمله اینه


من نمیتوانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم،بزرگترازاین است،نمیتوانم بگویم كه شخص اول است برای اینكه دومی دركار نیست، ایشان رانمی توانیم ما با هیچ تعبیری تعبیركنیم الا همین كه مهدی موعود است،آنی است كه خدا ذخیره كرده است برای بشر


بحث من اینه

شما وقتی خودتو سگ میخوانی یعنی خودتو جلو امام حسین عددی میبینی و میگی من در برابرشون سگم!!!

در حالی که خود همین این یه بی احترامیه!

اصلا دومی وجود نداره

یک نفر بیشتر وجود نداره...

.............

اصلا شما نباید خودتو ببینی چه برسه به اینکه یه مقام و منصبی برا خودت در نظر بگیری

و این رو هم بگم که این نه از روی تواضع بود نه غلو بلکه عین واقعیت است که بعد از مرگ معلوم خواهد شد

اگر حرفم اشتباهه بگید

طیف افرادی هم که خیلی اصرار دارند روی این قضیه کلب گفتن رو هم بررسی کنید

البته این حرفایی که زدم نه اینکه من عارفم به امام حسین

فقط خواستم در حد عقل کم خودم یه مطلبی رو گفته باشم

این شعر آقای بُرقعی رو گوش کنید با تاپیک مرتبطه

مخصوصا مصرع دوم بیت 3



یا علی مدد



شعر بالا دلیل من نبود!

گفتم اهل دل گوش کنن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، help me ، سیمرغ ، یاســین ، مجنون العباس ، Behnam-Az ، السا ، Bahar ، ساقی ، neyestan23 ، m.hossein ، مرغ باغ ملکوت ، عشقم کربلا ، حوریه سادات ، حضرت عشق ، مجید املشی ، مصطفي مازح7610 ، رهگذر. ، میثم.ح ، لبخند خدا

آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۳۸, ۲۹/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #81
آواتار
علویون عزیز. دعوا که نداریم داریم گفتگو میکنیم.Smile
هرچند علی عزیز حق مطلب را بیان کردند. امروز روز فرار کردن از بسیاری از هیآت بیشتر به خاطر همون رفتارهای زننده است.

چه کسی از علم و دانش و آگاهی بدش می اید. چه کسی از این بدش می آید که بیاید بشینید تو هیات و سخنرانی گوش کند و بعد هم آگاهانه سینه بزند و اشک بریزد؟

ولی فوج فوج مردم (چه سنی و چه شیعه و چه مسیحی) یا در حال تاسف هستند یا تمسخر از اینکه قلاده بر گردن من و شمای نوعی باشد.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، میثم.ح ، Ali#59 ، مجتبی110 ، Eve ، عبدالرحمن
۱۳:۳۶, ۲۹/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/شهریور/۹۳ ۱۹:۰۵ توسط | جستجوگر |.)
شماره ارسال: #82
آواتار
سلام علیکم.

نقل قول:۱٫ نفس انسان در اثر گناه و ستیزه با حق، دچار خباثت می شود. از این روست که خداوند متعال در آیات متعددی خطاب به همین انسان نمایان می فرماید: «اولئک کالانعام بل هم اضلّ»، «آنها مانند چهارپایان اند بلکه بدتر از آن». یا اینکه می فرماید: «مثله کمثل الکلب»، «مثل او مثل سگ است.»

بفرمایید محبان اهل بیت بلکل ول‌معطلیم ! چرا که نتیجه‌ی محبی و دنباله رویی، درآخر شده «مانند چهارپایان» .
انسان از بدو تولد نتنها از حیوانات که از دیگر موجودات برتری داره بخاطر خلیفه‌ی خدا بودن . پس حاصل دینداری و محبی بعد از عمری باید این باشد که ما از مقامی که در بدو تولد داریم نزول کنیم؟؟

نقل قول:
خوشا به حال کسی که زندگیش مثل زندگی سگ باشد !در سگ ده خصلت پسندیده است که مؤمن به داشتن آن سزاوارتر است.
سگ در میان مردمان ، قدر و قیمتی ندارد که این حال «مساکین» است. سگ مال و مِلکی ندارد که این صفت «مجردین» است. خانه و لانه ای مشخص و معینی ندارد و هر جا که رود همان جا را خوابگاه خود سازد و همه زمین بساط اوست که این از نشانه های «متوکلین» است.اغلب اوقات گرسنه است و این عادت «صالحین» است.اگر صد ضربه تازیانه از صاحب خودش بخورد، در خانه او را رها نمی کند و این صفت «مریدین» است. شبها به جز اندکی نمی آرامد و این از صفت های «محبین» و دوستداران است.رانده می شود و ستم می بیند ولی اگر او را بخوانند بدون دلگیری بر می گردد و این از علامت های «خاشعین» و فروتنان است. به هر خوراک که صاحبش به او می دهد و راضی است و این حال «قانعین» است.بیشتر لب فروبسته و خاموش است و این از علامت های «خائفین» است.وقتی می میرد ارثی از او باقی نمی ماند و این حال «زاهدین» است.

پس بنابر این اگر روزی کسی شمارو خدایی نکرده "سگ" خطاب کرد، نباید ناراحت بشید چه بسا خوشحال بشید چرا که در اصل شمارو اینگونه خطاب کرده :
ای مسکین، ای مجرد، ای متوکل، ای صالح، ای مرید، ای محب، ای خاشع، ای قانع، ای خائف و ای زاهد ! (جالبه، هیچ کلمه‌ای توی تاریخ ادبیات فارسی به این اندازه پر معنی و پر مفهوم نبوده !! )
اگر خدایی نکرده کسی شمارو اینطور خطاب کنه، طرف رو به 10 قسمت مساوی تقسیم نمی‌کنید؟؟ (که هیچکس همچین حقی نداره، منو ببخشید مجبورم این مثال و بزنم)

نقل قول:همون پست مورد نظرتون رو بخونین,لکن جهت نیافتادن به زحمت من براتون منابعش رو میزارم :
1-آیات قرآن.
2-دیوان شعر مرحوم آیت الله کمپانی.
3-سنگ قبر خواجه نصرالدین طوسی در نجف اشرف.
4-دفتر شعر حضرت آیت الله وحید خراسانی.(به انضمام تائید کتبی ایشان)
5-
ثمین و ماء مَعین: ص ۴۵۷ ؛ از کتاب لئالی الاخبار:ج ۵ – ص۳۸۷- ۳۸۸ ؛ تحریر المواعظ العددیة، ص: ۵۵۲(در مورد سخنان حضرت امیر)
6-فایل سخنان حضرت آیت الله وحید خراسانی(حفظهم الله) در نقد افراد ایراد کننده به بکارگیری الفاظ مورد نظر شما

قرآن کامل‌ترین و صحیح‌ترین کلامی هست که بشر دیده و خواهد دید.
اما این دلیل نمیشه هر برداشتی از قرآن کریم هم درست باشه :

نقل قول:
« فَلْیَضْحَکُواْ قَلِیلًا وَلْیَبْکُواْ کَثِیرًا »
سوره توبه آیه 82
در یک نگاه سطحی و بدون دقت به تمام آیه و آیات قبل و بعد آیه فوق ، که بعضی از افراد نیز بدان استناد می کنند ، زیاد خندیدن یک عمل قبیح و زشت بشمار می آید در حالی که این آیه چیری غیر از این مطلب را بیان می کند . این آیه بیان نفرین و عذاب الهی برای منافقان است ، خداوند متعال منافقان را به سبب تخلف از فرمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و عدم شرکت در جنگ تبوک وعده عذاب کم خندیدن و زیاد گریه کردن را در این آیه می دهد ؛ یعنی اینکه شور و نشاط و خندیدن و شادی از نعمات و رحمت الهی به حساب می آید ؛ولی گویا از آیات جز این می فهمند و فکر می کنند یک مومن باید صبح تا شب بگرید و همیشه غمین باشد ، خوب اینگونه برداشت های غلط باعث می شود ؛تا جوانان و نوجوانان که لازمه شرایط سنی آنان شور و نشاط است از دین زده شوند و به آیین های پوچ روی آورند . پس بیاییم دین را درست بشناسیم و از اهل فن و تدبر بیاموزیم و هر مطلبی را بدون دلیل و تفکر نپذیریم تا طعم و لذت دین اسلام را بچشیم .
ان شاء الله
منابع:
1- قرآن کریم
2- کتاب گفتارها 2- ج4 - ص 224 و 225
3- arzideh.persianblog.ir

حالا توجهتون رو به ادامه‌ی آیه جلب میکنم :

« فَلْیَضْحَکُواْ قَلِیلًا وَلْیَبْکُواْ کَثِیرًا جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ »

به سزای اعمالی که انجام داده اند بايد که اندک بخندند و فراوان بگريند

(در اثبات وجود برداشت غلط از برترین منابع دینی)



ببینید، به نظر من ما یکی از مشکلاتمون این هست که حجت نهان رو گاهی فراموش میکنیم . مگر نه اینکه خدا برای ما دو حجت قرار داده؟؟ بنظرتون دلیل این کار اینه که نعوذبالله حجت ظاهری مرتکب اشتباه میشده؟؟ نه خیر دوسان گرامی، دلیل این هست که اگر گاهی همچین شبهاتی پیش میاد ما مقداری هم تفکر و تعقل کنیم .

ما توی دورانی زندگی میکنیم که دشمنانمون خیلی قوی و باهوش هستن . دشمنان اسلام منتظرن که من و شما اشتباهی بکنیم تا انگشت تمسخرشون رو به سمت اسلام (نه ما بلکه کل اسلام و مسلمین) بگیرن و بگن : «بفرما، اینم از دین، اینم از بنده‌ی مؤمن خدا !» ما توی دورانی زندگی میکنیم که امام زمانمون غایبه ! دیگه نه از حجت ظاهری خدا خبری هست، نه از معجزه‌ای (ب جز قرآن) !
در این شرایط که بسیار بسیار دارن علیه اسلام و مسلمین تبلیغات منفی میکنن، آیا کلب خوندن خودمون (به عنوان مسلمان و شیعه) کار درستی هست؟؟ آیا به صلاح هست؟؟
اگر شما مسیحی بودی و همچین صحنه‌ای رو میدیدی، مسلمان می‌شدی؟؟

این شما و اینم وجدانتون !Wink


اگر خدایی نکرده دوستی از مطالب من ناراحت شد، من شرمندم؛
البته نه اینکه من قصد توهین داشته باشم خدایی نکرده، موضوع ی جوری هست که ممکنه سؤ تفاهم پیش بیاد [تصویر: Flower_Yahoo_smiley.gif].
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Ali#59 ، Eve ، عبدالرحمن ، m.hossein
۱۷:۰۳, ۲۹/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۳ ۱:۵۰ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #83
آواتار
باسلام

١.به نظرمن کپی هیچ ایرادی نداره قرارنیست همیشه فقط انچه درخاطرداریم بنویسیم یابگیم بلکه لازمه درمورد موضوعی که قراره تحقیق کنیم به جاهایی که لازمه سرک بکشیم ویاحتی کپی کنیم تا داشته های به روزتری داشته باشیم.

٢.این مطالعه وتحقیق دراین زمینه را قبلا انجام داده بودم وتصمیم داشتم پله پله تمام آنچه دراین راه پیدا کردم را به اشتراک بگذارم ودرنهایت نظرشخصی ام را اعلام کنم.

اما انگار اینجا خیلیها زود قضاوت میکنن زود عصبانی میشوندوزود حکم صادرمیکنندو...............

پس نتیجه میگیرم ازاین به بعد به حرف بزرگتران تالار(که قبل ازارسال مطالب در مشورتی به من توصیه کردندکه بعضیها(عده قلیلی درتالار)باصبوری ومجال دادن میانه خوبی ندارندو....)گوش کنم.

ادامه نداردانشالله...Wink

ومن الله التوفیق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: | جستجوگر | ، Bidel.s ، دالاهو ، عبدالرحمن ، سید ابراهیم ، m.hossein
۱۲:۱۹, ۳۰/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #84
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

گفت : گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

والا ما خودمون رو ترکوندیم که بگیم ؛ مکان و زمان استفاده از یک اسم یا صفت واحد در دو یا چند جمله منفک از هم دگرگونی در معنای حاصله از اون اسم یا صفت ایجاد میکنه٫باز دوستان مینویسن اگه یکی به شما بگه سگ شما باهاش چی کار میکنین و از این به بعد اگه یکی تو خیابون به شما گفت سگ ازش تشکر کنید و ...
یا من کلاٌ نمیفهم صنایع ادبی در ادبیات چیه٫یا ادبیاتی که دوستان پاس کردن
ادبیات فارسی نبوده ...

در ثانی به اون عزیزانی که به خاطر لخت سینه زدن و هروله کردن از هیئتها فراری شدن از قول من بفرمائید که دوستان جناب عبدالرحمن و اساتید دیگر توی دانشگاه امام صادق(علیه السلام) هستند در خدمتشون و تازه بعد از هیئت هم نمیرن کافه فدک و غدیر و بین الحرمین ...

ایضاٌ ما شیعه معاویه(؟؟؟)٫حضرات که انشاالله شیعه امیرالمومنین هستند چرا به این راحتی به دیگران لقب اعطاء میکنن و برچسب میزنن ؟

همچنین جناب سید ابراهیم عزیز٫در تمام هیئات مورد نقد شما(به جز یک یا دو هیئت)سخنران و واعظ تشریف میارن و اکثر ذاکرین هم تا اونجایی که من اطلاع دارم تاکید بر موعظه و حضور در جلسه وعظ دارن و حسب اطلاع شما اکثر بچه هیئتیهایی که من باهاشون در ارتباط هستم هم قلاده به گردن انداختن و استفاده از زنجیر و با کله تو دیوار رفتن رو افراط میدونن و بهش نقد دارن و باز این اعمال هم به جزء در دو سه هیئت بخصوص انجام نمیشه٫لکن بحث هروله و لطمه زدن و ... ریشه وسند تاریخی داره که چون لزوم و ظرفیتی برای بیان اسنادش نمی بینم ازش رد میشم.

نوالسادات نوشته است:به نظرمن کپی هیچ ایرادی نداره قرارنیست همیشه فقط انچه درخاطرداریم بنویسیم یابگیم بلکه لازمه درمورد موضوعی که قراره تحقیق کنیم به جاهایی که لازمه سرک بکشیم ویاحتی کپی کنیم تا داشته های به روزتری داشته باشیم.
من هم نگفتم که کپی کردن اشکالی داره٫اگه مطلب من رو با دقت مطالعه می کردین لازم به توضیح دوباره نبود:
علویون نوشته است:من منظورم با دوست عزیزی بود که نمی دونم فرمایشات حضرت امیر رو از وسط کدوم مطلب(بدون در نظر گرفتن موضوعیت در بحث)کپی پیست کرده بودند ...

موفق باشید انشاالله.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم
۱۷:۵۲, ۳۰/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۳ ۱۷:۵۴ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #85
آواتار
باسلام.

ازآنجایی که با قاطعیت اعلام کردم ادامه ندارد انشاالله ازپاسخ به شمادررابطه با موضوعیت بحث معذورم .(یاحرفی نمیزنم یااگه زدم زیرش نمیزنمSmile)

یاعلی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: | جستجوگر | ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا