کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چمران بازرگان یا چمران خمینی و یا چمران حاتمی کیا؟
۲۰:۳۰, ۱۶/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۳ ۲۰:۳۵ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
چمران بازرگان یا چمران خمینی


و یا چمران حاتمی کیا ؟



[تصویر: wz2g9idmju0o1xitv681.jpg]


وقتی 5 سال پیش فیلم چه در دو قسمت به کارگردانی استیون سودربرگ به نمایش درآمد، در انتهای تحلیل و بررسی آن فیلم چنین نوشتم :

"... اما نکته آخر اینکه پس از دیدن دو قسمت فیلم "چه" ضمن اینکه به یاد دو فیلم امیر قویدل درباره میرزا کوچک خان جنگلی افتادم که در اوایل پیروزی انقلاب با چه تلاش و خون دل خوردن هایی ساخته شد ، اما تاسف خوردم که ... علیرغم در اختیار داشتن اسطوره های زنده و جاوید در تاریخ 30 سال اخیرمان مانند دکتر چمران ( که زندگی اش از بار دراماتیک بسیار بیشتر از چه گوارا برخوردار بوده و به تصویر درآوردن خاطرات مکتوبش در آمریکا و مصر و لبنان و کردستان و ...خصوصا برای مخاطبان امروز به ویژه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی اروپا و آمریکا به شدت می تواند تاثیر گذار باشد ) و یا سید علی اندرزگو ( که در برابر 3-4 سال زندگی چریکی امثال چه گوارا ، بیش از 14 سال این نوع زندگی را در سخت ترین شرایط پلیسی و در کشورهای مختلف تجربه کرد ) و یا ...سینمای ایران کمترین حرکتی برای تهیه فیلم از چنین شخصیت هایی نشان نمی دهد...."

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، هادی... ، شیدا ، SAViOR ، یاســین ، mahdy30na ، شهیدطیبه واعظی ، رضوانه ، رمز شب ، black ، Havbb 110 ، سید ابراهیم ، سیمرغ ، میلاد.م ، m.hossein ، fatemeh ، مرضیه.م ، neyestan23 ، fiftynine ، السا ، لبخند خدا ، ali0077 ، Justice Bringer ، fazel ، عبدالرحیم ، azade ، سونای ، آفتاب ، دل خسته ، MohammadMeraj ، حضرت عشق

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۰۸, ۲۰/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
(۲۰/فروردین/۹۳ ۱۸:۰۱)captaincharisma نوشته است:  پس امروز برنامه راز رو از دست ندید
ساعت 21:30 از شبکه چهار با حضور آقای حاتمی کیا و گفتگو درباره فیلم چ
فکر کنم در مورد شهید آوینی باشه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، مجتبی110 ، هادی... ، Admirer
۱۸:۱۲, ۲۰/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
نقل قول:
فکر کنم در مورد شهید آوینی باشه

بله خوب مطمئنا از شهید آوینی هم صحبت خواهد شد
چون ایشون کمتر در رسانه حاضر میشن احتمالا از همه دری باهاشون صحبت بشهBig Grin
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، مجتبی110 ، اسکای ، هادی... ، انتصـار ، Admirer
۲۲:۴۰, ۲۰/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #13

درود به ابراهیم حاتمی کیا!Heart
چه حرفهای قشنگی زد (البته هنوزم ادامه دارهWink)

خدا حاتمی کیا رو از سینمای ما نگیره!

بلند بگو الهی آمین!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، رضوانه ، Ali#59 ، هادی... ، captaincharisma ، black ، Admirer ، Silence ، سید ابراهیم ، آفتاب
۲۲:۴۷, ۲۰/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
بزنید شبکه چهار٬ برنامه راز
خواستم یاداوری بشه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، مجتبی110 ، هادی... ، Admirer ، سید ابراهیم
۱۵:۵۵, ۲۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #15
آواتار
به نام خدا

سلام..

تشکر می کنم از دوستانی که در این تاپیک شرکت کردن!Smile

در چمران خمینی و چمران بازرگان و بحث تحول شهید چمران که در واقع چمران حاتمی کیا یک سیر تکامل از بازرگان به خمینی رو در طی فیلم داره، باید بگم که یکی از نکات بارز بحث مذاکره با دشمن انقلاب اسلامی برای صلح هست که این در واقع از مکتب امام خمینی حاصل نمیشه!!! مذاکره با دشمن مسلم جمهوری اسلامی برای صلح اشتباه مسلم چمران بود که در انتها به اشتباهش پی می بره..

شما اگر به دو صحنه ی ابتدایی و انتهایی فیلم که چمران حاتمی کیا با دکتر عنایتی رو به رو میشه توجه کنید کاملا متوجه این تغییر درونی شهید چمران خواهید شد.


------------------------------------


می توان گفت کاراکتری که ابراهیم حاتمی کیا از دکتر چمران در فیلم "چ" ترسیم کرده و پرداخت نموده است ، یکی از بی نظیرترین شخصیت پردازی های اسطوره ای در تاریخ سینمای ایران است که به جرات می توانم آن را بی سابقه بدانم. تاکنون هر آنچه در تولیدات سینمای ایران از اسطوره ها و قهرمان های تاریخ ایران و انقلاب پرداخت شده، شخصیت هایی تک بعدی و تخت بوده اند که از همان ابتدا دارای ویژگی های خاص و والای انسانی ترسیم شده اند که تا پایان نیز با همان خصوصیات و ویژگی ها پیش رفته اند. اما شهید چمران فیلم "چ" از لحظه ورودی اش در فیلم (که در نمایی درشت مشغول پاک کردن شیشه های عینکش است ) تا انتهای آن که در پس از شنیدن اثرات پیام امام ، اشک هایش را از پشت شیشه های عینک پاک می کند و سپس در آن سکانس به اصطلاح اپی لوگ با نمایش نابودی تنها یادگار همسر و فرزندانش ، چمران دیگری را به نمایش می گذارد ، فراز و نشیب های متعددی دارد. او در ابتدای ورودش همراه تیمسار فلاحی ، به اصغر وصالی می گوید که برای ارزیابی اوضاع آمده و اساسا دیدگاه جامعی از شرایطی که در پاوه اتفاق افتاده ، ندارد. او حتی نسبت به دشمن نیز ارزیابی دقیقی ندارد و از همین روی در آغاز، اقدام به مذاکره را در دستور کار قرار داده و در حین همین مذاکره حتی اسلحه های خود و یارانش را تحویل می دهد اما در اواخر فیلم ، وقتی با لباس مبدل و مابین فرصت 30 دقیقه ای به سراغ عنایتی می رود تا آخرین مذاکرات را انجام دهد ، نارنجکی در دست دارد که حتی ضامن آن را نیز کشیده است.

می توان گفت در واقع حاتمی کیا ، همه تحولات و تغییرات روحی و فکری شهید چمران در طول حدود 30 سال ( از مرداد 32 و فعالیت در نهضت مقاومت ملی و بعد ازآن انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و سپس دوران زندگی در آمریکا و ناسا و شرکت بل و سپس مهاجرت به لبنان و حضور در بنیانگذاری جنبش امل در کنار امام موسی صدر و بعد از آن و پیروزی انقلاب اسلامی ، حضور در ایران و دولت بازرگان و بالاخره نماینده امام در شورایعالی دفاع و وزیر دفاع و ستاد جنگ های نامنظم در کنار مقام معظم رهبری و شهادت در دهلاویه) را در 48 ساعت محاصره پاوه خلاصه کرده و چمرانی را که در طول 30 سال ، چمران خمینی می شود را در همان زمان محدود یا بهتر بگوییم حدود 130 دقیقه فیلم "چ" نمایش داده است. از همین روی است که در بیشتر لحظات فیلم ، چمران را ثابت و به صوزت تیپ نمی بینیم ، بلکه انسانی بی قرار است و در حال تغییر و تحول یا بهتر بگوییم همان شدن تا بالاخره خود را در برابر فرمان ولایت می بیند که چگونه همه کید و مکر دشمنان را با خیل ساز و برگ نظامی شان و انبوه افرادشان ، همچون موم در برابر نور خورشید ، آب می کند.

ادامه دارد...

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هادی... ، m.hossein ، captaincharisma ، fiftynine ، شیدا ، سید ابراهیم ، MAHDI59 ، PWLG ، آفتاب
۱۸:۵۳, ۲۲/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #16
آواتار
و لحظه اصلی فیلم که تمامی اوج و فرودها و درگیری ها و شخصیت پردازی ها و بحث و جدل ها، گویی برای همان لحظه چیده شده اند، زمانی است که شهید اصغر وصالی زخمی و لنگان، تکیه داده به دیگر همرزم مجروحش به داخل سنگر محاصره شده شهید چمران و معدود یارانش می آید و رادیوی دستی خود را با دست دیگر بلند کرده تا دلیل قطع شدن رگبار مسلسل ها و توپ ها و آر پی جی هفت ها از سوی ضد انقلابیون و فریادهای الله اکبر را برای سنگر نشینان بگوید. اما او فقط می گوید : "همه رفتند، فرار کردند، چون خمینی عصایش را بلند کرد..." و بدنبال آن، پیام و فرمان امام به نیروهای مسلح برای پایان بخشیدن به محاصره پاوه (که ضبط کرده بود) را برای حاضرین پخش می کند.

اعتراف می کنم که پس از گذشت بیش از 34 سال از صدور آن پیام و اگرچه همان زمان را خوب به خاطر دارم، اما با شنیدن مجدد آن، واقعا تکان خوردم و به عظمت آن بیشتر واقف شدم که شاید در آن زمان، آنچنان برایمان مکشوف نبود. به نظرم حاتمی کیا با زبان و ابزار سینما به خوبی فضایی را بوجود آورده که پیام حضرت امام خمینی پس از گذشت این سالها و در شرایط امروزی، برجان تماشاگر بنشیند. یعنی مخاطب به خوبی آن زمان را حس کرده و از عمق جان درک کند در حالی که همه آن تعامل ها و مذاکرات و مقاومت ها و ایثارگری ها، نتوانست به غائله پایان دهد ، یک پیام و یک فرمان و یک امریه چگونه از صدها کیلومتر آن سوتر می تواند کار را تمام کند. پیام و فرمانی که برگرفته از معارف الهی و ولایت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت ایشان است. از جنس همان پیام هایی که طومار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی را در هم پیچید.

[تصویر: cnb9lqg2stkpr74o9vs8.jpg]

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: captaincharisma ، هادی... ، عبدالرحیم ، درست پسند ، Ali#59 ، سید ابراهیم ، m.hossein ، MAHDI59 ، آفتاب
۵:۴۲, ۲۳/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/فروردین/۹۳ ۱۳:۱۶ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #17

(۲۰/فروردین/۹۳ ۵:۴۴)درست پسند نوشته است:  مصاحبه‌ی شهید چمران در خصوص ماجرای پاوه
گشتم و این یکی رو یافتم که بسیار کامل و دیدنی هست: مصاحبه‌ی شهید چمران بعد از آزادسازی پاوه


(۲۱/فروردین/۹۳ ۱۵:۵۵)Admirer نوشته است:  تشکر می کنم از دوستانی که در این تاپیک شرکت کردن!Smile
خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنمSmile
اینکه شما اینقدر تشکر می‌کنید یعنی دیگه نظر ندم؟Big Grin

برنامه‌ی راز رو ندیدم، ولی بخشی از متن پیاده شده‌اش رو اینجا خوندم، و همچنین این مقاله رو یافتم که گفته صحبت‌های حاتمی‌کیا درباره نکات محتوایی و فنی «چ» را از لابه‌لای یکی دو گفت‌وگویی که حاتمی‌کیا با رسانه‌های غیرمکتوب انجام داده مرور کرده.
این صحبتها نظر کارگردان رو مشخص میکنه، که در ادامه بر اساسشون به صحبتهای شما پاسخ میدم.

(۲۱/فروردین/۹۳ ۱۵:۵۵)Admirer نوشته است:  باید بگم که یکی از نکات بارز بحث مذاکره با دشمن انقلاب اسلامی برای صلح هست که این در واقع از مکتب امام خمینی حاصل نمیشه!!! مذاکره با دشمن مسلم جمهوری اسلامی برای صلح اشتباه مسلم چمران بود که در انتها به اشتباهش پی می بره..
اولاً، بر اساس سخنرانی امام خمینی(رحمة الله علیه) که در ارسال قبل آوردم و نیز با بررسی منطقی، صحبت شما رد میشه.
از سخنرانی می‌فهمیم که مکتب امام خمینی موافق با چنین صلحی(در صورت امکان) هست(اون که دارای اشکال هست سازش هست).
با بررسی منطقی نیز می‌بینیم کسی که صلح رو می‌پذیره از کسی که نمی‌پذیره پیش از مذاکره قابل تشخیص نیست! اینکه می‌فرمایید «دشمن مسلم» من نمیدونم از کجا میشه پیش از مذاکره تشخیصش داد و فهمید که فلانی دشمن مسلم هست! در آیات قرآن کریم و سیره‌ی حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز می‌بینیم که با مشرکانی که پیش از این با ایشون جنگیده بودند پیمان صلح می‌بندند، و بعداً عده‌ای از مشرکان پیمان رو می‌شکنند. این یعنی ما نمیتونیم از پیش بگیم فلانی پیمان نخواهد بست یا خواهد شکست، چرا که خدا و پیامبرش چنین نکردند. شیوه‌ی اسلام این هست که اگر ستمی دیدیم پیش از جنگیدن حق رو مطرح کنیم، و پیش یا پس از جنگیدن با کسی که خواستار صلح باشه صلح کنیم. ما نباید نگران آسیب دیدن از این کار باشیم و باید به خدا توکل کنیم، همونطور که شکستن اون پیمان موجب نفع مسلمانان شد.

ثانیاً، بر اساس صحبتهای کارگردان درمی‌یابیم که نظر کارگردان نیز این نبوده که صلح اشتباه هست:
در پیاده‌سازی برنامه‌ی راز، از قول آقای حاتمی‌کیا نوشته است:چمران وقتی برایم چمران شد و شکل گرفت که شخصیتی از چمران برای همه شکل گرفته که چریک است و از لبنان آمده است و جنگجوست. در حالی که من می‌دانم چمران این کار را نکرده است. اتفاقاً زمانی که وارد پاوه می‌شود هدفش ختم به خیر کردن قائله است. این همان حرفی است که احساس می‌کردم برای اکنون ما است. من به عنوان شاخک‌های حسی اهل هنر حس می‌کردم نیاز به عقلانیت است. و این عقلانیت را در چمران که صاحب علم، حلم، قدرت، تجربه و شجاعت است و پیش قدم می شود تا قائله را ختم به خیر کند، می‌دیدم.

من فیلمنامه را دو قسمت مذاکره برای صلح و جنگ برای صلح تعریف کردم.

در هر دوی این بخش‌ها قرار است حدود و تمامیت ارزش‌ها حفظ شود. تمام سعی خود را کردم که با علم به این مسائل حرکت کنم.
در نقل‌قول از آقای حاتمی‌کیا در مقاله‌ای که پیوندش در بالا اومده نوشته است:«من کار روی این فیلم را از سال ۸۰ شروع کردم، اما وقتی در سال ۹۰ می‌خواستم فیلمنامه را بازنویسی کنم، چمران روزی برای من چمران شد و از لحظه‌ای برای من زنده شد که دیدم چمران مرد صلح است. اما نه به هر قیمت. این تحلیلی است که در وضعیت موجود، آن را با پوست و گوشتمان احساس می‌کنیم. آقای چمران آن روز‌ها درست در آن وضعیت روحی و روانی که آن قتل‌های فجیع در بیمارستان رخ داده، مصاحبه کرده... روحیات افکار عمومی به خاطر آن فاجعه بزرگ جریحه‌دار شده بود. آقای چمران در آن فضا نفس می‌کشد و احساس می‌کند باید آن روح را آرام کند و به خاطر همین از آنها حرف می‌زند.»

(۲۱/فروردین/۹۳ ۱۵:۵۵)Admirer نوشته است:  در چمران خمینی و چمران بازرگان و بحث تحول شهید چمران که در واقع چمران حاتمی کیا یک سیر تکامل از بازرگان به خمینی رو در طی فیلم داره
در بالا دیدیم که کارگردان نه تنها مذاکره برای صلح رو اشتباه نمیدونسته، بلکه اتفاقاً اون رو عقلانیت می‌دیده و هدفش نشون دادن عقلانیتی بوده که احساس می‌کرده امروزه بهش نیاز هست. بنابراین بحث تحول و سیر تکامل شهید چمران هم منتفی هست. در صحبتهای کارگردان نیز میشه این رو دید:
در مقاله‌ای که پیوندش در بالا اومده نوشته است:وجوهی که در طول فیلم هم با یک سوال اساسی در یکی از دیالوگ‌های فیلم مطرح می‌شود و انگار چالش اصلی فیلم در همین سوال است؛ «چمرانِ خمینی یا چمرانِ بازرگان؟». حاتمی‌کیا درباره انتخاب زاویه دید خودش برای روایت شخصیت چمران می‌گوید: «همه این وجوه شخصیتی و البته به قدر توان و تجربه‌ام و صدالبته امکان ظهور در ساختار نمایشی که تعیین کرد‌ه‌ایم. ماجرا در دو روز بحرانی چند ماه اول انقلاب می‌گذرد. سعی بر آن بود که مقطعی از حیات دکتر چمران را برگزینیم که امکان ظهور این خصوصیات در شکل فشرده فراهم باشد.»

(۲۱/فروردین/۹۳ ۱۵:۵۵)Admirer نوشته است:  شما اگر به دو صحنه ی ابتدایی و انتهایی فیلم که چمران حاتمی کیا با دکتر عنایتی رو به رو میشه توجه کنید کاملا متوجه این تغییر درونی شهید چمران خواهید شد.
از کارگردان می‌خونیم:
در پیاده‌سازی برنامه‌ی راز، از قول آقای حاتمی‌کیا نوشته است:من فیلمنامه را دو قسمت مذاکره برای صلح و جنگ برای صلح تعریف کردم.
در صحنه‌ی مواجهه با دکتر عنایتی توی ماشین، شخصیت چمران آخرین تلاشش رو میکنه تا دکتر عنایتی صلح رو بپذیره، و پس از ناامید شدن اقدام به جنگ میکنه. به روشنی می‌بینیم این صحنه برای این ساخته شده که آخرین بخش از قسمت «مذاکره برای صلح» و شروع قسمت «جنگ برای صلح» رو مشخص کنه.
تغییر در رفتار شخصیت چمران وجود داره، اما تغییر درونی او نیست، بلکه تغییر دید او نسبت به امکان صلح با این افراد هست، که این هم پس از تلاش برای صلح و مذاکره اتفاق میفته(و منطقاً هم نمیتونه پیش از تلاش برای صلح به این نتیجه برسه).

----------
یه‌خورده‌اش مونده. إن‌شاءالله بعداً عرض می‌کنم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، عبدالرحیم ، PWLG
۱۹:۲۸, ۲۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #18
آواتار
به نام خدا

باز هم سلام..

ببینید! بحث تحول شهید چمران بسیار ظریف و در عین حال عمیق به تصویر کشیده شده که باید خیلی به صحنه پردازی های فیلم توجه بفرمایید!

یکی از موارد، همین بحث مذاکره بود که خدمتتون عرض کردم. شما در دو سکانسی که چمران با عنایتی مواجه میشه دو نوع مختلفی از مذاکره رو می بینید!! دقت بفرمایید!!!! چمران ابتدای فیلم حتی اسلحه های خودش رو هم تحویل میده و با دست خالی به دشمن مسلم اسلام و جمهوری اسلامی اعتماد می کنه!!! اما چمران اتنهای فیلم اساسا با بدبینی و عدم اعتماد به دشمن وارد میدان مذاکره میشه!!! طوری که علاوه بر این که اسلحه همراه خودش میاره حتی ضامن نارنجک رو هم از قبل کشیده و فقط برای اتمام حجت تن به مذاکره البته با عینک بدبینی میده!! اما چمران ابتدای فیلم با عینک خوش بینی وارد مذاکره شده بود... دیگه خیلی برای اثبات این که آیا باید با خوش بینی یا بدبینی وارد مذاکره با دشمن شد نیازی به کند و کاش در تاریخ اسلام و قرآن نیست. بلکه شما کافیه به صحبت ها و رهنمودهای اخیر رهبری در مورد مذاکرات ژنو با آمریکا تامل بفرمایید تا تصدیق بفرمایید اساسا خوش بینی به دشمن اسلام اشتباه مسلم یک مسلمان هست... مگر این که اساسا اعتقادی به دشمنی دکتر عنایتی و دار و دسته اش با اسلام و جمهوری اسلامی نباشید که دیگه گمان می کنم بسیار پر واضح باشه!!! از قتل عام بیمارستان بگیر تا قتل عام مردم بی گناه و موارد دیگه...

ضمن این که این یکی از موارد بود. یه مورد مهم و در عین حال ظریف دیگه به تصویر کشیدن خاطرات شهید چمران در زمان های دور و دورانی که در آمریکا بوده هست. که اگر به سکانس بندی ها دقت بفرمایید. تصدیق می کنید که موضع چمران در مورد خاطراتش در طول فیلم کم کم دچار تغییر میشه!!! در ابتدا در عین ناخوشی درونی فقط نظاره گر هست ولی در انتهای فیلم با خروش وجدان درونیش تمام خاطرات رو از بین می بره تا محکم و با قدرت به سمت حقیقت حرکت کنه...


-----------------------------------------


حاتمی کیا در طول حدود 130 دقیقه فیلم، تنگنا و سختی و محاصره شدید برای مردم و پاسداران پاوه و ارتش عظیم ضد انقلاب را در کادر خود قرار می دهد که حتی پیشرفته ترین جنگنده های نظامی را هدف قرار می دهند و از نگاه دوربینی که از فراز پرواز هلیکوپتر، استعداد آن را ارزیابی می کند، در تمام دشت پهناور و کوهستان های پیرامون پاوه گسترده شده است و امید چندانی هم به کمک از سوی ارتش خودی نمی رود و هلیکوپترهای امداد نیز هدف موشک قرار می گیرند. حتی بیمارستان و مجروحانش، مورد حمله قرار می گیرند و در نهایت همه درون پایگاه سپاه پاسداران حبس شده تا جایی که حیاط آن نیز به تصرف ضد انقلاب درمی آید و مردم حبس شده حتی از راه مخفی نیز که در زیرزمین پایگاه پیدا شده ، قطع امید می کنند. در چنین شرایطی که چمران و 2-3 نفر دیگر درپیشاپیش مردم با تفنگ هایشان ، آماده شهادت هستند ، ناگهان آن صحنه ورود اصغر وصالی خسته و مجروح و خونین را می بینیم که تکیه داده بر شانه های همرزمش می گوید خمینی عصایش را بلند کرد...

حاتمی کیا با به کار گیری هوشمندی هنرمندانه ( که همه ابزار های سینمایی را برای فراهم آوردن فضای آن بکار گرفته ) ، در اوج ناامیدی تنها امید یعنی فرمان ولایت را به میدان می آورد تا برای اولین بار در تاریخ سینمای پس از انقلاب ، سینما مفهومی رهایی بخش و پرقدرت از این مفهوم را به نمایش بگذارد که شاید دهها کتاب و صدها جلسه سخنرانی ، نمی توانست کار آن را بکند و به نظر بنده اگر همین مورد را از تمام فیلم"چ"در نظر بگیریم کفایت می کرد که آن را بهترین فیلم جشنواره سی و دوم فیلم فجر و حتی یک دهه اخیر سینمای ایران بدانیم.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، captaincharisma ، سید ابراهیم ، m.hossein ، هادی... ، MAHDI59 ، مجتبی110
۲۰:۰۰, ۲۴/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/فروردین/۹۳ ۲۰:۰۶ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #19
آواتار
شاید اگر آن روزها واقعیت نداشتند و شاهدان زنده آن روزها نبودند و اسنادی معتبر وجود نداشت ، این پایان بندی برای فیلم "چ" را یک پایان بندی سردستی و شعاری به شمار می آوردند اما به نظرم پیام کوتاهی که خود شهید دکتر چمران پس از پیام امام به ملت ایران فرستاد و حوادث و تحولات پاوه و عمق تاثیر فرمان انقلابی امام را به اطلاع مردم رساند، روشن تر و قاطع تر از هر سند و مدرک و شاهدی بتواند ، حقیقت پایان فیلم "چ" را بیان نموده و وی را بسیار جلوتر از آن "چمران خمینی" نشان دهد . دکتر چمران در بخشی از آن پیام با دستخط خودش نوشت :

"معجزه ای رخ داد، آنچنان کوبنده و زیر ورو کننده که برای هیچکس قابل تصور نبود، همانگونه که چند ماه پیش یک چنین معجزه عجیبی به وقوع پیوست و انقلاب پرافتخار ایران را پیروز کرد. فرمان امام صادر شد، به کوهها و دره ها و دشتها لرزه انداخت، پاسداران از جان گذشته با فریاد الله اکبر می خروشیدند و زمین و زمان و آسمان لبیک می گفتند ، چه معجزه ای که فقط از مردان برانگیخته خدا میسر است و بس ...نیروهای دشمن از هر سو پا به فرار گذاشتند و مومنین به انقلاب آنچنان نیرو گرفتند که دست به پیشروی زدند ...در این چند روز مصیبت ، می توانم به جرات بگویم که حتی یک قطره اشک نریختم و در برابر سخت ترین فاجعه های منقلب کننده با اینکه درون خود گریه می کردم ولی در ظاهر قدرت خود را به شدت حفظ می نمودم و همه دردها و رنج ها و ناراحتی ها را در ضمیر نابخود حبس می کردم تا لحظه ای که در فرمانداری به عکس امام برخوردم ، یکباره سیل اشک ریختن کرد و همه عقده ها و فشارها و ناراحتی ها آرامش یافت و خوب احساس می کردم که فقط یک قدرت روحی بزرگ در یک ابرمرد تاریخ قادر است چنین معجزه ای کند..."

[تصویر: 05.jpg]

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هادی... ، سید ابراهیم ، MAHDI59 ، مجتبی110 ، عبدالرحیم ، آفتاب
۱۶:۲۸, ۲۵/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/فروردین/۹۳ ۱۶:۳۲ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #20

(۲۳/فروردین/۹۳ ۱۹:۲۸)Admirer نوشته است:  باز هم سلام..
علیک سلام

(۲۳/فروردین/۹۳ ۱۹:۲۸)Admirer نوشته است:  ببینید! بحث تحول شهید چمران بسیار ظریف و در عین حال عمیق به تصویر کشیده شده که باید خیلی به صحنه پردازی های فیلم توجه بفرمایید!

یکی از موارد، همین بحث مذاکره بود که خدمتتون عرض کردم. شما در دو سکانسی که چمران با عنایتی مواجه میشه دو نوع مختلفی از مذاکره رو می بینید!! دقت بفرمایید!!!!
دوست عزیز، بنده از خود کارگردان نقل‌قول آوردم که حرفش از این فیلم چی بوده! نمیدونم چطور اونها رو نادیده می‌گیرید و دوباره تأکید می‌فرمایید که به صحنه‌پردازی‌ها توجه کنم و در سکانس‌ها دقت کنم! دیگه خود کارگردان که دقت داشته که حرفش چی هست!Smile

با این حال باز هم مورد پایین رو کمی بیشتر شرح میدم:

(۲۳/فروردین/۹۳ ۱۹:۲۸)Admirer نوشته است:  چمران ابتدای فیلم حتی اسلحه های خودش رو هم تحویل میده و با دست خالی به دشمن مسلم اسلام و جمهوری اسلامی اعتماد می کنه!!! اما چمران اتنهای فیلم اساسا با بدبینی و عدم اعتماد به دشمن وارد میدان مذاکره میشه!!! طوری که علاوه بر این که اسلحه همراه خودش میاره حتی ضامن نارنجک رو هم از قبل کشیده و فقط برای اتمام حجت تن به مذاکره البته با عینک بدبینی میده!! اما چمران ابتدای فیلم با عینک خوش بینی وارد مذاکره شده بود... دیگه خیلی برای اثبات این که آیا باید با خوش بینی یا بدبینی وارد مذاکره با دشمن شد نیازی به کند و کاش در تاریخ اسلام و قرآن نیست. بلکه شما کافیه به صحبت ها و رهنمودهای اخیر رهبری در مورد مذاکرات ژنو با آمریکا تامل بفرمایید تا تصدیق بفرمایید اساسا خوش بینی به دشمن اسلام اشتباه مسلم یک مسلمان هست... مگر این که اساسا اعتقادی به دشمنی دکتر عنایتی و دار و دسته اش با اسلام و جمهوری اسلامی نباشید که دیگه گمان می کنم بسیار پر واضح باشه!!! از قتل عام بیمارستان بگیر تا قتل عام مردم بی گناه و موارد دیگه...
خب البته که دید شخصیت چمران نسبت به امکان صلح با اونها تغییر میکنه!Smile
ساده است: پس از تلاش برای صلح، مشخص میشه که آیا امکان‌پذیر هست یا نیست!
حتی تأییدی برای این تلاش رو در کلام امام خمینی(رحمة الله علیه) هم براتون آوردم!
راه دیگری وجود نداره!
شما از چه راه دیگری می‌فهمید فلانی «دشمن مسلم» هست و صلح نخواهد کرد؟(این رو حتماً جواب بدید)

شما دارید خوش‌بین نبودن رو مساوی مذاکره نکردن قلمداد می‌کنید، در حالی که رهبر فرمودن مذاکره انجام بشه ولی نسبت به نتیجه‌دار بودنش خوش‌بین نیستن.
نباید خوش‌بین باشیم که کسانی که فاسد و تجاوزکار هستن و به دیگران تعدی میکنن صلح و صلاح رو بپذیرن، ولی از سوی دیگر، نباید بیش از اون مقدار که به واقعیت علم داریم بدبین باشیم و بگیم که امکان نداره بپذیرن!

آیا مشرکینی که در چند جنگ با مسلمانان جنگیده بودن و پیش از اون در مکه بشدت آزارشون داده بودن و بعداً هم پس از پیمان، پیمان شکستن، داخل تعریف چیزی که شما اسمش رو «دشمن مسلم» میذارید قرار نمیگیرن؟
پس در این صورت آیا خدا و پیامبرش نمیدونستن با چه کسانی طرف هستن؟
از آیات ابتدایی سوره توبه(که میتونید از این ارسال بخونید) می‌فهمیم که عد‌ای از مشرکان پیمان رو شکستن و عده‌ای دیگر چیزی از پیمانشون فروگذار نکردن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، PWLG
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (( چ )) ، آخرین حرف حاتمی کیا هادی... 27 10,750 ۳۱/خرداد/۹۴ ۰:۴۶
آخرین ارسال: انتصـار

پرش در بین بخشها:


بالا