|
وقتي آخوند ما اين باشه فاتحه دين خونده ميشه. (همسر دوم)
|
|
۸:۱۷, ۲/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۳ ۸:۱۹ توسط مصطفي مازح7610.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام به همه دوستان
دیروز جناب موسوی بجنوردی افاضاتی را در مشرق فرمودند که خلاف خیلی از مبانی اسلامی است لینک مطلب: http://www.mashreghnews.ir/fa/news/30266...8%B3%D8%AA ایشون تو این مطلب ادعا می کنند که همسر دوم شبهه شرعی داره؛ و از مصادیق شکنجه همسر اول هست. و اینکه حکم تعدد زوجات برای اون زمان بوده و اصلاً تعدد زوجات برای شهوترانی نبوده و همش سیاسی بوده. همچنین ایشان گفته من معتقدم که هیچ مردی نمی تواند دو تا زن بگیرد. این تعدد زوجات برای سرپرستان یتیمان است. نکاتی در این زمینه قابل توجه است که به عرض دوستان می رسد: 1- تعدد زوجات به نص صریح قرآن و روایات و فتاوای تمام فقهاء فریقین حلال است. و در فتاوا و روایات مختص سرپست یتیم و ... نیست. فکر کنم تعدد زوجات از مسائلی است که در بین تمامی فقهاء فریقین حتی یک مخالف نیز ندارد. تازه برخی از فقهاء و مفسرین عامه از آیه قرآن جواز تعدد زوجات تا 9 زن همزمان نیز استنباط کرده اند. 2- احکام الهی ازلی ابدی هستند. ظاهراً این جناب یادشان رفته کهَ حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة. پس اینکه بگوئیم حکم تعدد زوجات برای آن زمان بوده نه برای ما؛ حرف غلط و باطلی است. 3- خیلی از فقهاء عظام امامیه حتی در زمان معاصر تعدد زوجات را نه تنها عملی حلال، بلکه مستحب می دانند. مرحوم سید کاظم یزدی أعلی الله مقامه صاحب کتاب وزین العروة الوثقی که تقریباً تمام فقهاء و مراجع معاصر بر این کتاب حاشیه ای نوشته اند در کتاب النکاح مسأله 2 می فرماید: «الاستحباب لایزول بالواحدة بل التعدد مستحب أیضاً؛ استحباب ازدواج، با نکاح یکهمسر، رفع نمیشود بلکه نکاح همسرانی دیگر نیز مستحب است» (العروةالوثقی، کتاب النکاح، م2) و خیلی از فقهاء و مراجع معاصر در حاشیه خویش بر این کتاب بر این فتوای ایشان صحه گذاشته اند. یعنی این فتوا فتوای کثیری از مراجع و فقهاء عظام معاصر هست. حالا بماند که یکی دو تن از مراجع حی فعلی در شرایط فعلی تعدد زوجات را واجب کفائی نیز می دانند. 4- این شکنجه ای که ایشان می گوید همان حس مذموم و کثیف حسادت زنانه است که در روایات ما بشدت هر چه تمام تر این حس مذمت شده است تا جائیکه این حس در حد کفر پائین آورده شده است؛ و گفته شده است اصولاً زنان مومنه حقیقی این حس را ندارند و این حس را فقط زنان ناشایست دارند. فقط کافی است که 5 حدیثی که در کتاب شریف کافی در این باب است مراجعه نمایید. حتی در روایتی امام معصوم(علیه السلام) دستور تنبیه زنی که این حس در او به مرحه عمل رسیده بود می دهند. «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ- إِنَّ امْرَأَتِي حَلَبَتْ مِنْ لَبَنِهَا فِي مَكُّوكٍ فَأَسْقَتْهُ جَارِيَتِي فَقَالَ أَوْجِعِ امْرَأَتَكَ وَ عَلَيْكَ بِجَارِيَتِكَ.مردی نزد امیرالمؤمین(علیه السلام) آمد و گفت: ای امیرمؤمنان! همسر من از شیر خود در ظرفی دوشیده و به کنیزم خورانده است. فرمود: همسرت را تنبیه کن و با کنیزت باش» (وسائلالشیعة ج20 ص393) این روایت، قابل توجه کسانی است که مدعیند در صدر اسلام، حسادت زنان، منتفی بوده و تعدد زوجات، مقبول آنان و یا مدعیاتی از این دست. زنی تحت فشار حسادت و با برداشتی غلط از بحث محرمیت رضاعی، شیر خود را به کنیز شوهرش میخوراند تا به خیال خود، آن کنیز، فرزندش محسوب شده و بر شوهرش حرام گردد! غافل از اینکه: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا رَضَاعَ بَعْدَ فِطَام؛ بعد از دوران شیرخوارگی، محرمیت شیری واقع نمیشود» (الکافی ج5 ص443) نکتهی دیگر روایت، بیاعتنایی حضرت مولا(علیه السلام) به حسادت آن زن و عدم دلسوزی عوامانه برای اوست. کاری که امروزه رایج یا متوقع است و گاه به عنوان «اخلاق دینی» هم توصیه میشود اما میبینیم که حسب حکایت، حضرت مولا(علیه السلام) برعکس، امر به تنبیه آن زن نیز میکند! برخی متمایلان به فمنیسم که ادعای اسلام و تشیع میکنند، در مقابل امثال این روایت، چه جوابی دارند؟ همچنین ما در روایتی داریم که خدا نیز زن حسود را در این دنیا عقوبت داد: «کنت عند أبیالحسنموسی(علیه السلام) قاعداً فأتى بامرأة قد صار وجهها قفاها فوضع یده الیمنى فی جبینها و یده الیسرى من خلف ذلک ثم عصر وجهها عن الیمین ثم قال إنّ الله لا یغیّر ما بقوم حتى یغیّروا ما بأنفسهم فرجع وجهها فقال احذری أن تفعلین کما فعلت قالوا یابن رسولالله و ما فعلت؟ فقال ذلک مستور إلا أن تتکلم به فسألوها فقالت کانت لی ضرة فقمت أصلى فظننت أن زوجی معها فالتفت إلیها فرأیتها قاعدة و لیس هو معها فرجع وجهی على ما کان؛ راوی گوید: نزد امام کاظم(علیه السلام) نشسته بودم که زنی رویبهپشتبرگشته آورده شد. پس حضرت(علیه السلام) دست راست بر پیشانیاش نهاد و دست چپ از پشت آن و چهرهاش را از سمت راست فشار داد. سپس فرمود: خداوند، حال کسانی را دگرگون نکند مگر خود، حالشان را دگرگون کنند. پس روی آن زن را به حال عادی برگرداند. سپس فرمود: مراقب باش آنچه مرتکب شدی را دوباره تکرار نکنی! حضار گفتند: ای پسر رسولخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مگر او چه کرده است؟ فرمود: نزد من نهان است مگر خودش دربارهی آن سخنی گوید. پس از آن زن پرسیدند. گفت: من هوویی دارم. یکبار که به نماز ایستاده بودم خیال کردم شوهرم نزد اوست. رو بهسوی او برگرداندم اما دیدم هوو نشسته و شوهرم با او نیست. این شد که رویم به آن شکل درآمد» (تفسیرالعیاشی ج2 ص205) حتی طبق روایتی همسر امام معصوم(علیه السلام) نیز دارای این حس بود که امام(علیه السلام) نیز برخورد شدیدی کردند. «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فُسْطَاطَهُ وَ هُوَ يُكَلِّمُ امْرَأَةً فَأَبْطَأْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِيلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَكَانَ الَّذِي أَحْبَطَ اللَّهُ فِيهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ كُنْتُ أَرَدْتُ الْإِحْرَامَ فَقُلْتُ ضَعُوا لِيَ الْمَاءَ فِي الْخِبَاءِ فَذَهَبَتِ الْجَارِيَةُ بِالْمَاءِ فَوَضَعَتْهُ فَاسْتَخْفَفْتُهَا فَأَصَبْتُ مِنْهَا فَقُلْتُ اغْسِلِي رَأْسَكِ وَ امْسَحِيهِ مَسْحاً شَدِيداً لَا تَعْلَمُ بِهِ مَوْلَاتُكِ فَإِذَا أَرَدْتِ الْإِحْرَامَ فَاغْسِلِي جَسَدَكِ وَ لَا تَغْسِلِي رَأْسَكِ فَتَسْتَرِيبَ مَوْلَاتُكِ فَدَخَلَتْ فُسْطَاطَ مَوْلَاتِهَا فَذَهَبَتْ تَتَنَاوَلُ شَيْئاً فَمَسَّتْ مَوْلَاتُهَا رَأْسَهَا فَإِذَا لُزُوجَةُ الْمَاءِ فَحَلَقَتْ رَأْسَهَا وَ ضَرَبَتْهَا فَقُلْتُ لَهَا هَذَا الْمَكَانُ الَّذِي أَحْبَطَ اللَّهُ فِيهِ حَجَّكِ.؛ محمد بن مسلم میگوید: خدمت امام صادق علیهالسلام در خیمهاش وارد شدم در حالی که او با زنی صحبت میکرد. کمی این و آن پا کردم. پس امام گفت: نزدیک بیا. این اماسماعیل است (همسر ایشان) و من یقین دارم که این مکان، مکانی است که خدا حج اول او را تباه کرد!قصد احرام (برای حج) را داشتم و گفتم که برایم در آن خیمه آب قرار دهید و کنیز آب را برد و آنجا گذاشت. با آن کنیز بودم... و سپس به او گفتم که سرت را بشوی و خوب خشک کن که خانم (اماسماعیل) متوجه نشود و زمانی که قصد احرام داشتی، بدنت را بشوی و سرت را نشوی، که خانم به تو شک نکند. (توضیح: در غسل برخلاف وضوء، موالات لازم نیست و میتوان بخشی را شست و شستن بخشی دیگر را با تاخیر انجام داد) آن کنیز (پس از شستن سر و خشک کردن آن) داخل خیمه خانم شد تا چیزی بردارد. خانم سر او را لمس کرد و آب به دستش چسبید!! پس سرش را تراشید و بر آن کوبید، پس به او گفتم که این مکانی است که خدا در آن حج تو را تباه کرد.»(تهذیب الأحکام ج1 ص134) البته از این حدیث 2 نکته قابل برداشت است: الف) عدم ایجاد حساسیت توسط امام (برخلاف بعضی از ماها که ممکنه به قصد اذیت، ترویج و ... خانم رو در جریان برخی جزئیات نامناسب قرار بدیم) ب) اینکه امام قبلش متعرض غیرت آن زن نشد و همانطور که گفتم، حساسیتزایی نکرد اما پس از آن رفتار همسرش، با قاطعیت عمل او را محکوم کرد. مانند این روایات شایان توجه افرادی است که می گویند این نارات شدن را زنان صدر اسلام نداشتن و مختص زنان امروزی هست. هر چند که زنان امروزی نیز در برخی مناطق اینگونه نیستند و زنان ایرانی عمدتاً اینگونه هستند. 5- اینکه ازدواج مجدد مرد منوط به رضایت همسر اول است مورد قبول تمامی مراجع نیست؛ بلکه برخی مراجع این شرط را صحیح می دانند و برخی دیگر خیر. فتاوای مراجع محترم در مورد این که آیا زن اول می تواند شرط کند که : برای ازدواج مجدد اجازه زن لازم است، یا شرط کند که در صورت ازدواج مجدد، زن وکیل باشد که خودش را طلاق بدهد، بدین قرا ر است: آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى، فاضل، مکارم و نورى: خیر، این شرط صحیح و نافذ نیست ولى اگر شرط کند که: «زن وکیل شوهر باشد، چنانچه شوهر ازدواج مجدد نماید، خود را طلاق دهد»، صحیح است. ( امام، استفتاءات، ج3، احکام ازدواج، س 55 آیتالله مکارم، استفتاءات، ج 2، س 907 آیتالله خامنهاى، استفتاء، س 7 آیتالله فاضل، جامعالمسائل، ج 1، س 1533 آیتالله نورى، استفتاءات، ج 2، س 637 و توضیحالمسائل، م 2534 دفتر آیتالله بهجت. ) آیات عظام تبریزى، سیستانى و صافى: آرى، این شرط صحیح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج، به این شرط عمل نکرد و ازدواج مجدد نمود، گناه کرده است. ( آیتالله سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 333 آیتالله تبریزى، منهاج الصالحین، ج 2، م 1395 آیتالله صافى، جامعالاحکام، ج 2، 5521. ) آیتالله وحید: بنابر احتیاط واجب، این شرط صحیح و نافذ نیست ولى اگر شرط کند که: «زن وکیل شوهر باشد، چنانچه شوهر ازدواج مجدد نماید، خود را طلاق دهد»، صحیح است (آیتالله وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 9531) البته طبق قول مراجعی که این شرط را صحیح می دانند؛ در صورت اجازه نگرفتن مرد مرتکب گناه شده اما نکاح دوم صحیح است و باطل نیست. 6- خود این جناب گفته باله های 12 شرطی ازدواج را من درست کردم. یکی از آن شروط را از کانون انگلستان – آمریکا گرفتیم، آن هم مبنی بر این که اگر مردی زنش را طلاق داد، باید نصف دارایی خود را به زن بدهد. دراروپا این طوری است که اگر زن طلاق داد، زن باید نصف دارایی خود را به مرد بدهد و اگر هم مرد طلاق دهد، او باید نصف داراییش را به زن بدهد که ما آمدیم و تنها بخش دوم آن را گرفتیم. یعنی اگر مردی زن خود را بدون عذر موجهی طلاق داد باید نصف دارایی خود را که در زمان زناشویی تحصیل کرده است را به زن بدهد. یادم است آیت الله صافی گلپایگانی به ما گفتند، این چه قانونی است که شما وضع کردید؟ این کار باعث می شود تا خانم ها کیسه بدوزند. خب معلوم است وقتی قوانین را بجای اینکه از کتاب و سنت برداشت کنیم از قوانین مزخرف کشورهای کفر و لائیک برداشت کنیم به همچین مواردی نیز می رسیم. 7- چرا ایشان فقط به شکنجه زن در امر ازدواج توجه کرده اند و به شکنجه مرد توجه نکرده اند؟؟!!! چرا مثلاً نمی گوید مثلاً چون کار نکردن زن در خانه موجب ناراحتی و شکنجه مرد می شود این کار بر زنان نیز واجب باشد؟؟؟!!! این جناب آیا نمی داند که: اولاً تعدد زوجات به نص صریح قرآن، مباح است و قید نشده که اگر آزار بود چنین و اگر آزار نبود چنان! ثانیاً آزار عمدی و با قصد آزار، حرام است نه اینکه کسی کاری کند بدون قصد آزار دیگری ولی دیگری به دلیلی آزرده شود ثالثاً در ادلّه استنباط حکم از متن دین، چیزی به اسم ناراحت شدن و شکنجه شدن نداریم نداریم! حکم، حکم خداست که در نص شرعی (کتاب و سنّت) به ما می رسد و اگر چیزی در سلیقه افراد بد باشد لزوماً در دین و عندالله بد نیست رابعاً بر فرض که چنین باشد و بتوان براساس این امور «من درآوردی» حکم صادر کرد ممکن است کسی دقیقاً متناقض آن را بیان کرده و مثلاً بگوید حق آن مرد در تمتّع بیشتر و آن زن دوم که بی شوهر مانده مقدّم است بر حق زن اوّل! می گوید که آزار ندیدن دو نفر، مقّدم بر آزار ندیدن یک نفر است..... اصلاً بهتر نیست رأی بگیریم و خوب و بد را از آراء عموم اخذ کنیم؟ چرا بسان متحجران بر نصوص دین پافشاری کرده و متصلب شویم!؟ در مجموع وقتی روحانی و آخوند ما که به بحرالعلوم نیز مشهور است(!!!!!!!!!) همچین نظراتی داشته باشد از بقیه مردم انتظاری نیست و اینجاست که باید گفت علی الإسلام السلام. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۰۹, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
دوستان آرام تر خواهشا...
فعلا تاپیک بسته می شود. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چکارکنم که خدا ازم راضی باشه؟؟راهش چیه؟؟؟ | حسن عزتي | 8 | 6,362 |
۷/اسفند/۹۲ ۱۱:۳۰ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|







