کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.8 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هشدار در زمینه علوم غریبه و ....
۶:۴۳, ۳۰/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۱ ۱۴:۲۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان
مطالبی رو که مینویسم به تجربه برام ثابت شده و حاصل یک سری تحقیقات هست .از انجامشون ضرر نمیکنید .
در اینترنت و دستفروشی ها کتابهایی رو میبینید که در مورد جادو و علوم غریبه نوشته شده برای هر کسی جذابیت داره .اونی که دوست داره جن احضار کنه .اونی که می خواد دل معشوقه خودش رو بدست بیاره و بعضیها هم کنجکاو
قبل از این که از این دست کتابها استفاده کنید حتما این چند سطر رو بخونید

دوستان عزیز این کتابها شامل چند مورد عملیات است که یکی از انها احضار و تسخیر میباشد
اکیدا توصیه میکنم به هیچ عنوان به این اعمال دست نزنید چون بسیاری از مطالب مکمل و لازم برای این اعمال در کتابها نوشته نشده .یا از عمد یا نویسنده فکر میکرده در زمان خودش از واضحات است

مثلا شما نمیدانید که با این احضار شیاطین را احضار میکنید یا اجنه بسیار خطرناک را
در مورد هر احضار اوراد مخصوصی است که باعث میشود انها به شما اسیب نزنند ولی نوشته نمیشود .همچنین اورادی است که باعث میشود بعد از هر کاری انها را مرخص کنید (اصراف)و اگر این کار را نکنید موجب عصبانیت و اذیت خود را فراهم کرده اید .این ها نیز نوشته نشده است

همچنین برای هر عمل خاصی که باید انجام بدهند عزیمت خاصی است که اینها هم نوشته نشده و دیدن و اعمال دیگری که لازم است

برای احضار قدرت روحی خاصی پیش نیاز است تا بتوانید این کار را انجام دهید وگرنه بیمار میشوید
بنده افراد یادی را دیده ام که به بیماری های خطرناکی در این راه مبتلا شده اند و پیدا کردن کسی که بتواند شما را درمان کند بسیار مشکل است .

در واقع شما با این اعمال به انها اجازه ورود به حصار خود را داده اید .و بعضی از این نوشته ها توطعه خود شیاطین است برای تسخیر شما....
بیماری های صرع واریکوسل لقوه و ......بسیاری دیگر.
اعمال دیگر و نوشتن دعا ها و بخورات دیگری هم هست که ممکن است همین اثر را داشته باشد و شما نمیدانید این عمل جادوست و یا چیز دیگر و چه اثرات حقیقی دارد

البته بسیاری از دستورات هم به دلیل اینکه کامل نوشته نشده یا نتیجه نمیدهد یا نتیجه عکس میدهد
حتی ممکن است برای اطرافیان شما هم دردسر ساز شود
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan ، بیداری اندیشه ، gerdu ، arnh ، فاطمه خانم ، فرهاد ، یاران مهدی ، خاک ، انتصـار ، Gryffen ، rastin ، zarati313 ، mhklord ، ترنم وحیدی ، أین المنتظر ، Hadith ، مجید121 ، libera ، A L I ، hadi.ah ، MohammadMeraj ، مسافر ، Seyed Mohsen ، سوفیا ، ST92 ، خادمة الزهرا ، oO DaViD Oo ، Anti gods ، سرود پیروزی ، zaeim ، Amir ، MohammadSadra ، aghah ، saloomeh ، Maysam-1st ، a.l.? ، Admirer ، hesam110 ، Agha sayyed ، Islam ، عاطفه س ، حسن.س. ، یا صاحب الزمان ، heaven ، ELENOR ، Havbb 110 ، black ، mofa ، آیلار ، یاســین ، قلب ، rezamohammadi ، ZaHrA110M ، فدايي ولايت ، mohammad reza ، fafa* ، در جستجوی سختی ، El-Yasin ، farzad313 ، azade ، help me ، t.kam67 ، fiftynine ، 59-11(یامهدی) ، kh-MAHDI ، ضحی ، ADAM ، neyestan23 ، محمدهادی ، کربلا ، cena ، میرزا احمد ، سیدمرتضی ، ساقی ، SHA.453 ، یا زهرا ، nasimesaba ، meisam317

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۱۰, ۲۰/دی/۹۲
شماره ارسال: #21

شما قرار بود ادامه بدید ولی انگار یادتون رفت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
۱۳:۲۷, ۲۱/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۲ ۱۳:۴۹ توسط قلب.)
شماره ارسال: #22
آواتار
استفتائات ایت الله مکارم شیرازی در رابطه با علوم غریبه و...
به نام خدا

حکم طلسم

ميخواستم نظر حضرتعالي را در باره "طلسم" بدانم..در منطقه محل سكونت اين جانب "رامسر" متاسفانه برخي اهالي اقدام به اينكار ميكنند و حتي بنده به شخصه ديدهام كه آثار طلسم واقعا مشهود بوده كه بعد از شكستن آن از بين رفت... آيا اين كارها كه عدهاي انجام ميدهند و حتي كسي كه طلسم ميشكند به وضوح مشخصات طلسم كننده و راه شكستن آن را ميدهد از نظر شرعي مورد قبول هست و آيا اصلا چنين چيزي در دين مبين آمده است..؟ با آرزوي طول عمر با عزت براي حضرتعالي
اين كار حرام است.
2- ارتباط انسان با جن
باعرض احترام سئوال بنده اين است كه آيا ممكن است انسان باجن ارتباط برقراركند با توجه به اينكه اين دو از يك عالم وجودي نيستند آيا اين ارتباط ميسر است. آيا رجوع به افرادي كه ادعاي ارتباط باجن را دارند به هر نيت وغرض مثلا براي مداوا از لحاظ شرعي اشكالي ندارد .
اين ارتباط امكان دارد ولي رفتن دنبال اين كارها جايز نيست.

4- فراگیری علوم غریبه از نظر شرع
فراگرفتن علوم غريبه، مثل علم رمل و جفر و اسطرلاب، كه هر يك فوائدى دارد، و بعضى از علماى بزرگ نيز رغبت به اين علوم داشته اند، چگونه است؟
دستيابى به اين علوم به طور صحيح مشكل است، و چه بهتر كه از صرف وقت در آن بپرهيزيد.


5- اعتبار تقویم های نجومی
تقویم هایی در بازار موجود است که معروف به تقویم های نجومی است.در این تقویم ها مواردی همچون ورود برج های فلکی به یکدیگر ( به طور مثال داخل شدن برج قمر به برج عقرب ) و مسایلی از این قبیل مطرح می باشد. و در اثر این تغییرات نجومی نتایجی همچون موارد زیر در آن موجود است:
- در فلان ایام انجام کارهای خیر، خوب است.
- در فلان ایام انتقال منزل و اسباب کشی خوب است.
- و موارد دیگر.
حال سوالي که از حضرتعالي داشتم اين است که :
آیا میتوان به چنین تقویم هایی اطمینان داشت و آیا چنین مواردی در شرع مقدس اسلام میباشد. و آیا در اثر عمل نکردن و یا عمل کردن به این موارد ، تاثیری در نتیجه کار دارد یا خیر؟
اعتباری ندارد ولی آنچه درباره قمر در عقرب می نویسند مطابق برخی از روایات دارای آثاری است.

6- جدا کردن آگاهانه روح از بدن
در رابطه با موضوع متافیزیک و جدا کردن آگاهانه روح از بدن، آیا این کار به منظور شناخت بیشتر عالم غیر مادی جایز است؟
اگر چنین چیزی فرضاً امکان داشته باشد مانعی ندارد.
------------------------------------------------------
احکام احضار ارواح
احضار ارواح و هیپنوتیزم افرادي هستند که کار هيپنوتيزم و احضار روح مي کنند. مي خواستم بدانم که کا ر آنها از نظر شرعي عيب دارد؟ البته اگر اين کار براي تقويت ايمان انسان هاي ديگري که مثلا در حال ديدن احضار روح هستند باشد (همچنين افرادي که کار احضار روح مي کنند پولي را نگيرند و فقط براي رضاي خدا باشد ) از نظر شرعي اشکال دارد يانه؟
اگر احضار روح و يا هيپنوتيز براي روشن شدن حقيقتي باشد اشکال دارد يا نه؟
غالب اينگونه مدعيان در خطا و اشتباه اند هرچند اصل عمل امكان پذير است و اگر براي كشف امور پنهاني انجام گيرد حرام مي باشد.
2- حکم احضار ارواح
نظر حضرتعالى در مورد احضار ارواح چيست؟ آيا عقلا اين كار امكان پذير است؟ و چنانچه ممكن باشد، آيا از ديدگاه شرع مجاز است؟
اين كار عقلا امكان پذير است، ولى شرعاً جايز نيست، و مفاسد زيادى به بار مى آورد.(1)

منبع

ادامه دارد ...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، rezamohammadi ، help me
۱۵:۲۸, ۲۲/دی/۹۲
شماره ارسال: #23
آواتار
ادامه :

مدتي است كه به شدت به بحث روح و روحشناسي و احضار روح علاقمند شده ام و كتاب هايي در اين رابطه مطالعه نموده ام لطفاً برايم بنويسيد از نظر شرعي بايستي درچارچوب خاصي به تحقيق ادامه دهم يا خير؟ در صورت ممكن منابع سالم و مطمئن معرفي نمائيد؟ نظرتان درباره ارتباط با روح يك عالم رباني چيست؟



پاسخ :

مقدمه: قبل از پاسخ گوئي به اين سؤال، از شما مخاطب گرامي تقاضا داريم كه در تصميم گيري خود در اين جهت و علاقه مندي خود نسبت به اين مسير تجديدنظر جدّي بفرمائيد و با بررسي عميق از انگيزه و علاقه خود راه خويش را انتخاب كنيد. چون غالباً اينگونه تصميمات رنگ الهي نداشته و مورد رضايت الهي نمي باشد.
آيا احضار ارواح مجوز شرعي دارد يا خير؟
دفتر آيت الله فاضل لنكراني (دام ظله): احضار ارواح اگر باعث اذيت مرده احضارشده نشود اشكال ندارد.
دفتر آيت الله خامنه اي (دام ظله): اگر موجبات اذيت صاحب روح نشود و غرض عقلاني داشته باشد، اشكال ندارد.
دفتر آيت الله بهجت (دام ظله): اگر تمام شرائط آن (مثل اذيت نرساندن به صاحب روح) رعايت بشود اشكال ندارد؛ ولي به سخن كساني كه اين روزها مدعي چنين كارهائي هستند، اعتباري نيست.[1]
علومي مثل هيپنوتيزم، مانيه تيزم و تله پاتي و احضار ارواح اگرچه علوم مثبتي به نظر مي آيند كه در بسياري از شئون زندگي مورد بهره برداري صحيح قرار مي گيرد، ولي ساحران از آن سوء استفاده مي كرده و مي كنند و براي اغفال و فريب مردم آنها را به كار مي بندند. اگر امروز هم كسي از آنها چنين استفاده اي را در برابرمردم بي خبر كند سحر محسوب خواهد شد (مسلماً سحر از جمله كارهاي حرام است) اين نكته نيز به ثبوت رسيده كه نيروي ارادة انسان، قدرت فراواني دارد و هنگامي كه در پرتو رياضتهاي نفساني قويتر شود كارش به جائي مي رسد كه در موجودات محيط خود تأثير مي گذارد، همانگونه كه مرتاضان بر اثررياضت اقدام به كارهاي خارق العاده مي كنند. از آنجا كه رياضتها گاهي مشروع است و گاهي نامشروع، رياضتهاي مشروع در نفوس پاك نيروي سازنده ايجاد مي كند و رياضتهاي نامشروع نيروي شيطاني، و هر دو ممكن است منشأ خارق عادات گردد كه در اول مثبت و سازنده و در دوم مخرب است؛[2] لذا شما بايد ببينيد از چه كسي در زمينه احضار ارواح، كمك مي گيريد و چه راهي را مي خواهيد طي كنيد (شرعي يا غير شرعي).
با اينكه بعضي از مراجع احضار ارواح را حرام نمي دانند؛ ولي با توضيحي كه در بالا آمد معلوم مي شود، قدم برداشتن در چنين مسيرهائي، كار چندان آساني نخواهد بود؛ زيرا اگر استاد[3] مورد اعتماد نداشته باشيد چه بسا دچار رياضتهاي نامشروع و اذيت و آزار رساندن به ارواح مؤمنين بشويد كه مسلماً نتايج بدي را براي زندگي شما خواهد داشت.
نكته ديگر اينكه هر جايزي در دين مقدس اسلام مورد سفارش نيست مثلاً طلاق يك امر حلال و جايز است و مرد تحت شرائط خاصي مي تواند زن خود را طلاق دهد امّا همين طلاق، مغبوض ترين حلال ها خوانده شده است. حال، درست است كه به دنبال احضار ارواح رفتن طبق نظر بعضي از مراجع، مانع شرعي ندارد ولي اولاً ‌با قيد اينكه اذيت به روح حاضر شده نشود[4] كه هيچ تضميني نسبت به اين امر براي احضاركننده وجود ندارد) و ثانياً منجر به كشف اسرار مردم نگردد[5] (يعني بالاخره يك لازمه حرامي به همراه نداشته باشد) ثالثاً اسلام به اخبار و مطالب حاصل از اين طريق و وقعي نمي نهد و احكام شرعي و دستورات اجتماعي خود را بر پايه اين گونه اطلاعات بنا نمي كند. رابعاً: اين نوع كارها در مسير تكامل و رشد انسان به سوي خدا نيست كه اگر چنين بود، در قرآن و روايات به عمل به آن سفارش مي شد. ولي هيچ آيه يا روايتي نمي يابي كه سفارش به يادگيري علم احضار ارواح شده باشد، بلكه همانطور كه گذشت اگر از آن استفاده هاي سوء بشود تحت سحر رفته و حرام يقيني خواهد بود.
درباره ارتباط با روح علماي رباني نيز مي توان گفت در صورت اذيت نشدن ايشان، بستگي به هدف از اين كار دارد؛ اگر مثلاً‌ براي رفع يك مشكل علمي باشد، مفيد خواهد بود ولي اگر براي بدست آوردن اسرار مردم يا علومي كه به خاطر مصلحتي بايد مخفي باشد، انجام گيرد و يا بدون قصد عقلائي اين كار صورت گيرد مسلماً مفيد نخواهد بود.
نتيجه گيري: انسان مي تواند در مسير كمال افتد تا بدانجا كه به خدا برسد، و خداوند در مسيري كه به سوي او طي مي كند گاهي توانائي هائي را عطا مي فرمايد مثلاً به شخص طي الارض و... عطا مي فرمايد: و اين در صورتي است كه شخص براي اين چيزها در مسير سير الهي قرار نگرفته باشد بلكه صرفاً براي خدا و به سوي او حركت كند. حال بايد ديد كسب توانائي بر احضار ارواح به چه هدف و انگيزه صورت مي گيرد، اگر انگيزه الهي است كه هيچ! و اگر انگيزه شيطاني ما را به اين راه دعوت مي كند ديگر طي اين مسير موجب كمال واقعي نخواهد بود بلكه سبب انحطاط را فراهم مي نمايد.
منابع براي مطالعه بيشتر:
1. حسين الماسيان، قواي نامرئي در بيان علوم؛ انتشارات گوتنبرگ، ص 103.
2. فريد وجدي، دائرة المعارف القرن العشرين، دارالمعرفة، بيروت، لبنان، ج 4، ص 387.
3. بيست پاسخ از هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق، در راه حق، 1360، ص 151.
4. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، ج 1، ص 382.
قال امام باقر ـ عليه‎ السلام ـ :
الكمال كل الكمال: التفقه في الدّين و الصبر علي النائبة و تقدير المعيشة
برترين كمالات عبارتست از: آگاهي و شناخت نسبت به دين، تحمّل سختيها و ناگواريها، تنظيم زندگي.
تحف العقول، كلمات قصار امام باقر ـ عليه‎ السلام ـ

[1] . همه اين مطالب استفتاء شفاهي از دفاتر اين آيات عظام مي باشد.
[2] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، ج 1، ص 382.
[3] . بيست پاسخ از هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق، ص 152.
[4] . برگرفته از استفتائات شفاهي گذشته.
[5] . برگرفته از كتاب بيست پاسخ از هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق، ص 151.


ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: help me ، یاســین ، rezamohammadi
۱۵:۱۲, ۲۳/دی/۹۲
شماره ارسال: #24
آواتار
ادامه:

نظر مراجع درباره معامله کتاب‌های احضار ارواح



"تاریخچه روش های احضار ارواح، آشنایی با دو روش احضار روح o-b و t-t، آموزش احضار ارواح و ساخت ابزار مورد نیاز، نظر موافقان و مخالفان، گزارشاتی از احضار ارواح، انواع مختلف ارواح، آیا آنچه تماس می گیرد روح است جن است یا همزاد و..." این جملات مواردی است که در اکثر کتاب‌هایی که در بازار موجود است مشترک است؛ جالب اینکه برخی از اشخاصی که در سایت، وبلاگ و یا مطالب مکتوب خود از این نوع موضوعات می نویسند، توصیه می کنند"از قسمت های آموزشی این کتاب به هیچ عنوان در عمل استفاده نفرمایید. هدف از تهیه این کتاب صرفا آشنایی با مقوله احضار روح و کسب آگاهی نسبت به دیدگاه های مختلف در دنیا، پیرامون این موضوع است.نویسنده هیچ گونه مسوولیتی در قبال عواقب احتمالی استفاده عملی از مطالب کتاب را بر عهده خود نمی داند."

اما در این میان کنجکاوی، برخی را بر آن می دارد تا مطالب کتاب هایی با مضمون احضار ارواح را مطالعه کرده و برخی از روش های مطروحه در آنها را عملی کنند؛ در مقابل عده ای نیز با استفاده نادرست از مطالب اینگونه کتاب‌ها، سعی در فریب دیگران در این زمینه دارند و خود را رابطی بین دنیای زمینی و دنیای از ما بهتران می نامند و موجب انحراف در دیدگاه ها و اعتقادات مردم می شوند.در همین رابطه خبرنگار خبرگزاری برنا حکم فقهی این مساله را از مراجع عظام تقلید پرسیده است که سؤال و پاسخ آن را در زیر می توانید ببینید.


سوال: خرید و فروش کتاب‌های احضار ارواح چه حکمی دارد؟ آیا جایز است؟


رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): موارد مختلف است و در هر صورت اگر منع قانونى در میان باشد جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: چنانچه مخالف قوانین و مقررات حکومت اسلامی باشد جایز نیست و توجه داشته باشید احضار روح و ارتباط با ارواح عقلا امکان پذیر است، ولى این کار شرعاً جایز نیست و مفاسد زیادى به بار مى آورد. شرح این مطلب را در کتاب «ارتباط با ارواح» نوشته ایم.

حضرت آیت الله سیستانی: فى حد ذاته اشكال ندارد.

همچنین دو تن از مجتهدین و مدرسین حوزه علمیه این گونه پاسخ داده اند:

آیت الله علوی گرگانی: خرید و فروش این گونه کتابها و ترویج آنها برای عموم مردم کار شایسته ای نیست و موجب دردسر است و باید ترک شود .

آیت الله بطحائی گلپایگانی: اولاً ارواح پس از عروج و خروج از جسم، دیگر مختار نیستند که بتوانند در اختیار کسی قرار بگیرند ثانیاً این اقدام؛ مجوز شرعی ندارد و جایز نیست بنابراین چاپ و نشر و خرید آن ها درست نمی باشد و باعث تشویش افکار می گردد و احیاناً آن هایی که خیال می کنند احضار روح کرده؛ ممکن است حضور اجنّه و پریان باشد والا احضار ارواح غیر ممکن است.

ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rezamohammadi ، Havbb 110 ، یاســین ، kh-MAHDI
۱۵:۱۳, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #25
آواتار
سلام به همه
تشکر میکنم بابت توجهتون
خب تا اینجا ما فهمیدیم که :
1- تسخیر و احضار جن
2- احضار ارواح
3-تسخیر ملک و انواع و اقسام موجودات
اینها حرام هستش و دردسرها و مشکلات زیادی ایجاد میکنه

----------------------------------

علم سیمیا چیست؟
آیا این علوم واقعیت دارند؟
نظر اسلام در این مورد علوم چیست؟
آیا منابع و ماخذ برای این علم است؟

پاسخ:

علم سیمیا یکی از علوم غریبه است. علومى که از عجائب و غرائب آثار بحث مى‏کند، متعدد است، به طورى که نمی توان در تقسیم آن ها ضابطه‏اى کلى داد. در این بحث معروف ترین آن ها را که در میان متخصصان شهرت دارد، نام مى‏بریم.
1- علم سیمیا، که موضوع بحثش هماهنگ ساختن و خلط کردن قواى ارادى با قواى مخصوص مادى است،براى دست یابى و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعى که یکى از اقسام آن تصرف در خیال مردم است، که آن را سحر دیدگان می نامند. این فن از تمامى فنون سحر مسلم‏تر و صادق‏تر است.

2- علم لیمیا ، که از کیفیت تاثیرهاى ارادى، در صورت اتصالش با ارواح قوى و عالى بحث مى‏کند، که مثلا اگر اراده من متصل و مربوط شد با ارواحى که موکل ستارگان است، چه حوادثى مى‏توانم پدید آورم؟ اگر اراده من متصل شد با ارواحى که موکل بر حوادثند، و بتوانم آن ارواح را مسخر خود کنم و یا اگر اراده‏ام متصل شد با اجنه، و توانستم آنان را مسخر خود کنم، و از آن ها کمک بگیرم، چه کارهایى می توانم انجام دهم؟ این علم را علم تسخیرات نیز مى‏گویند.

3- علم هیمیا، که در ترکیب قواى عالم بالا، با عناصر عالم پائین، بحث مى‏کند، تا از این راه به تاثیرهاى عجیبى دست یابد، و آن را علم طلسمات نیز می گویند، چون کواکب و اوضاع آسمانى با حوادث مادى زمین ارتباط دارند، همان طورى که عناصر و مرکبات و کیفیات طبیعى آن ها این طورند، پس اگر اشکال و یا نقشه آسمانى که مناسب با حادثه‏اى است، با صورت و شکل مادى آن حادثه ترکیب شود، آن حادثه پدید مى‏آید، مثلا اگر بتوانیم در این علم به شکل آسمانى که مناسب با مردن فلان شخص، یا زنده ماندنش و یا باقى ماندن فلان چیز مناسب است، با شکل و صورت خود این نامبرده‏ها ترکیب شود، منظور ما حاصل می شود ،یعنى اولى می میرد، دومى زنده می ماند، سومى بقا مى‏یابد، و این معناى طلسم است.

4- علم ریمیا و آن علمى است که از به کارگیری قواى مادى بحث مى‏کند تا به آثار عجیب آن ها دست یابد، به طورى که در حس بیننده آثارى خارق العاده در آید و این را شعبده هم می گویند.

این چهار فن با فن پنجمى که نظیر آن ها است، و از کیفیت تبدیل صورت یک عنصر، به صورت عنصرى دیگر بحث مى‏کند، یعنى علم کیمیا همه را علوم خفیه پنجگانه مى‏نامند که مرحوم شیخ بهایى در باره آن ها فرموده:
بهترین کتابى که در این فنون نوشته شده، کتابى است که نامش کلّه سر: همه‏اش راز است، که حروف آن از حروف اول این چند اسم ترکیب شده، یعنى کاف کیمیا و لام لیمیا، و ها هیمیا، و سین سیمیا و راء ریمیا.
(1) در این باب کتاب‏های گوناگون نوشته شده است. نیاز به سال ها تعلیم و تعلّم و استاد دارد، اما تعلیم و تعلم این علوم غیر از علم سحر، از نظر مراجع در صورتی که مفسده برآن مترتب نشود، اشکالی ندارد. (2)
اما در باره منابع و ماخذ این علوم به کتاب «مفاتیح المفالیق و زبدة الالواح» محمود دهدار عیانی و یا «شرح کنوزالاسما» عیانی که استاد علامه حسن‏زاده آملی در کلمه 343 هزار و یک کلمه به طور مبسوط آن اشعار را توضیح داده است، مراجعه کنید.

در یک تقسیم بندی علوم را به دو بخش تقسیم نموده اند: علوم خفی (علوم غریبه) و علوم جلی (علوم مانند علوم نظری و تجربی).
خفی به معنی پنهان و جلی به معنی آشکار است.
بنابراین علوم غریبه جزء علومی است که اربابان این فن و یا علم، آن را همواره از دید نامحرمان و ناشناسان پنهان داشته، در تعلیم و تعلم شرایطی را مورد نظر قرار داده اند.

روشن شد که هدف علوم غریبه، رسیدن به مطلوب و کشف مجهول است . دیگر این که این علوم، مانند بسیاری از علوم تجربی و نظری، دارای شاخه های گوناگونی است. هر شاخه ای نیز عهده دار وظیفه ای خاص.
یادگیری این علوم برای استفاده­های مشروع، اشکال ندارد ،مثل ارشاد و تبلیغ افراد و تشخیص حق از باطل؛ مثلاً اگر کسی ادعای پیغمبری نماید ،همان طور که در گذشته افراد شیادی با فراگرفتن این علوم چنین ادعاهایی ‏کرده‏اند، چنان که در مورد مبارزه مرحوم شیخ بهایی با مردی که ادعای نبوت داشته، نقل شده است . از طریق این علوم بخواهد مردم را اغفال کند، یاد گرفتن این علوم برای مبارزه با مدعی اشکال ندارد، ولی برای استفاده های غیر مشروع و کسب مال جایز نیست.(3)

پی‌نوشت‌ها:
1. علامه طباطبایی ، تفسیر المیزان ، نشر جامعه مدرسین قم، 1377 ش ،ج 1 ، ص367و368.
2. آیت الله خامنه ای ،استفتاءات ، س 1230. نشر پیام عدالت 1289 ش .
3. دایرة‌المعارف فارسی، نشر امیرکبیر، تهران 1381ش. ج 2، ص 1759؛ استفتاءات تلفنی از دفتر آیت الله وحيد خراسانی، و آیت الله سیستانی.

منبع
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، یاســین
۱۵:۴۳, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
من یه سوال داشتم
اونجایی که میگیم در خیال تصرف میشه مثل ساحره ها
یعنی اگه کسی به مارهای ساحره دست میزد پس نباید اسیب میدید درسته؟ چون فقط تو خیال اتفاق افتاده
بعد اگه کسی از نظر روحی قوی باشه پس کسی نمیتونه سحرش کنه درسته؟ یعنی نباید تو تخیلش دخل و تصرف بشهHuh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، rezamohammadi
۱۷:۳۲, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۷:۵۶ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #27
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۱۵:۴۳)nina نوشته است:  من یه سوال داشتم
اونجایی که میگیم در خیال تصرف میشه مثل ساحره ها
یعنی اگه کسی به مارهای ساحره دست میزد پس نباید اسیب میدید درسته؟ چون فقط تو خیال اتفاق افتاده
بعد اگه کسی از نظر روحی قوی باشه پس کسی نمیتونه سحرش کنه درسته؟ یعنی نباید تو تخیلش دخل و تصرف بشهHuh

عالم خیال با بروز کاملش از عالم ماده به مراتب قوی تر است. خیال به نوعی نزدیک به سنخ موجودات خاص مثل جنیان و شیاطین است و از این رو قلمرو اصلی تحریک ابلیسیان خیال است.

دقیقتر عرض کنم هر عالمی که در وجود خودمان داریم ما به ازای خارجی آن هم موجود است. مثلا تعقل ما به ازایش عالم عقل است (البته عقل کنونی ما نازله ی بسیار بسیار ضعیف از آن عقلی است که اول موجود خلقت است. مثل پرتویی از خورشید نسبت به خود خورشید-تشکیک وجود-) که فرشتگان مقرب از آن سنخ هستند. دلیل این امر هم این است که انسان موجود کامل است و برای سلطه به تمامی عوالم ابزار مربوط به آن را دارد (این رمز پیروزی عقل بر خیال است).(البته این داشتن ابزار نه اینکه مثلا مانند نجار که چکش و میز و تخته دارد و هر کدام جدای از حقیقتش است بلکه روح در هر ابزاری مانند آن می شود مثل آب که در هر ظرفی مانند آن می شود یا بهتر بگویم شما وقتی خیال می کنید خودتان را در خیال و هم نوع آن می پندارید و وقتی تعقل به همین صورت. به قول ملاصدرا نفس در وحدتش کل قوا است.)

اما اینکه چرا ما خیال را فعلا ضعیف تر می بینیم؟ زیرا الان درگیر بدن مادی هستیم و فرصت بروز این عالم و سطح از وجود برای عامه فراهم نیست. در مرگ که بدن مادی گرفته شد به عالم برزخی می رویم که سنخیتش با خیال بسیار است. در کلام اهل معرفت به عالم خیال و موجودات آن که همنسنخ اما جدای از ما هستند عالم مثال منفصل در مقابل مثال متصل(خیال ما) می گویند.

اینکه عوام می گویند این سخن خیال یا توهم است چون اندکی دوام دارد و اگر ملکه شود و اتصال با عالم مثال منفصل برقرار شود آن گاه اولین سنخ مکاشفات رخ می نماید.این مکاشفات برای اهل ریاضات های غیر الهی هم ممکن است رخ دهد. تا مرتبه ای از عوالم بالا برای هر روحی چه کافر و چه مسلمان قابل ورود است و از محدوده ای که قابل بحث است عالم در اختیار موحدان است و غیر آن ها با شهاب ثاقب زده می شوند؛ چه اینکه برخی از عوالم برای جبرئیل ع هم چون مرتبه اش نمی رسد محلی از ورود ندارد.

جادوگران حقیقی کارشان تحریک همین قوه ی خیال است و با آن سحر می کنند. مثلا با تحریک فرد که درون بدن تو سوزن وجود دارد کاری می کنند که مرتبه خیالی این فرد بدنش را مجبور به تولید سوزن واقعی در خود می نماید(از جنبه ی مثبتش هم بنده دیدم که طبیبی با تحریک فردی باعث شد او چشمش که کاملا نابود شده بود را دوباره رشد دهد!). اگر مردم می توانستند می دیدند که اغلب مریضی ها از تحریک خیال است و تنها بروز بیرونی اش میکروب و ویروس و درد است و تا ریشه خشکیده نشود بیماری همچنان ادامه دارد(که توبه و زاری در درگاه الهی کلیدش است). فقط بروزش از مثلا سرما خوردگی به سردرد تبدیل می شود. البته داروهای گیاهی مخصوصا بنا به حرکت جوهری قادرند از عالم ماده به تعمیر خیال بپردازند که بحثش جداست (برای همین مال حرام روح شیطانی می سازد یا برخی غذاهای بزرگان ریشه ی گناهی را می کند).

اینکه ارواح قوی مصون از خیال و سحر هستند مسلم است البته بستگی به موقعیت دارد مثلا کسی ممکن است در مجالی وحدت وجودی اش را از دست بدهد و مورد تعدی ساحران واقع شود. البته بزرگانی مثل پیامبران و معصومین ع تا آنجایی که یادم است بنا به نص روایات چون همیشه در جمع عوالم وجودی هستند و کثرت آن ها را از وحدت منتفی نمی نماید مصون هستند (درباره درخواست ورود شیطان به مقدرات حضرت ایوب یا ظهور شیطان در مقابل امام سجاد ع احادیث خوبی است که دنبال شود). البته با اختیار خودشان هر چیزی ممکن است و الا قطعا هیچ شمشیری در بدن معصوم ع اثر نمی کرد. خودشان تسلیم سم می شوند و با اذن خودشان عزرائیل ع به قبض روح ایشان می پردازد؛ و الا عزرائیل خودش از خدمتکاران عالم انسان کاملی است که تمام دایره وجود ممکنات قلمرو امامت ایشان ع است.

حرف خیلی زیاد است که بین خیال و عقل بزرگان وهم را قرار می دهند که عقل نازل شده در خیال است و در این بین عوالم فراوان است.... این عالم وهم که تقریبا چیزی مثل اصوات طبیعی است که ما می شنویم قدرتمند تر از دیدن است. یعنی با تحریک گوش قوی تر از دین می توان انسان را دچار مشکل کرد. مثلا شما می توانید ده ها ساعت فیلم را در چند صفحه خلاصه کنید. موسیقی می تواند چنان عناصر خیال را مغشوش کند که کمتر عقلی یارای مقابله با آن را دارد. چون ظرفیت شنیدن به عالم عقل نزدیک تر است و دیدن به عالم خیال. از شنیدن بالاتر عالم چشیدنی ها و بوییدنی هاست که اگر ساعت ها غذاها را ببینید و بشنوید مثل چشیدنش لذت نمی برید و از همه بالاتر لمس است که رمزی از اتحاد است و تا عاشق و معشوق هم را لمس نکنند مقصد حاصل نشود. این ها در هر مرتبه به هم نزدیک تر شده تا دیدن و شنیدن و.... همه یکی می شوند و همان عقلی می شود که بنا به احادیث موجودی به آن نمی رسد. مثلا خیال اگر با عقل ملکوتی نزدیک شود عالم قلب رخ می نماید یا اینکه عالم روح بسیار به عقل ملکوتی خالی از صور نزدیک است. به همین ترتیب مراتب وجودی مثل سر و خفی و اخفی که وارد در عوالم اسماء و صفات و ذات می شود.

مطالعه بیشتر:
جایگاه جن شیطان جادوگر در عالم
ادب خیال عقل قلب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، قلب ، rezamohammadi ، حضرت عشق
۱۷:۵۸, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۱۷:۵۹ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #28
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۱۷:۳۲)حسن.س. نوشته است:  
عالم خیال با بروز کاملش از عالم ماده به مراتب قوی تر است. خیال به نوعی نزدیک به سنخ موجودات خاص مثل جنیان و شیاطین است و از این رو قلمرو اصلی تحریک ابلیسیان خیال است.

دقیقتر عرض کنم هر عالمی که در وجود خودمان داریم ما به ازای خارجی آن هم موجود است. مثلا تعقل ما به ازایش عالم عقل است (البته عقل کنونی ما نازله ی بسیر بسیار ضعیف از آن عقلی است که اول موجود خلقت است. مثل پرتویی از خورشید نسبت به خود خورشید-تشکیلک وجود-) که فرشتگان مقرب از آن سنخ هستند. دلیل این امر هم این است که انسان موجود کامل است و برای سلطه به تمامی عوالم ابزار مربوط به آن را دارد (این رمز پیروزی عقل بر خیال است).

اما اینکه چرا ما خیال را فعلا ضعیف تر می بینیم زیرا الان درگیر بدن مادی هستیم و فرصت بروز این عالم و سطح از وجود برای عامه فراهم نیست. در مرگ که بدن مادی گرفته شد به عالم برزخی می رویم که سنخیتش با خیال بسیار است. در کلام اهل معرفت به عالم خیال و موجودات آن که همنسنخ اما جدای از ما هستند عالم مثال منفصل در مقابل مثال متصل(خیال ما) می گویند.

اینکه عوام می گویند این سخن خیال یا توهم است چون اندکی دوام دارد و اگر ملکه شود و اتصال با عالم مثال منفصل برقرار شود آن گاه اولین سنخ مکاشفات رخ می نماید.این مکاشفات برای مرتاض ها هم ممکن است رخ دهد. تا مرتبه ای از عوالم بالا برای هر روحی چه کافر و چه مسلمان قابل ورود است و از محدوده ای که قابل بحث است عالم در اختیار موحدان است و غیر آن ها با شهاب ثاقب زده می شوند؛ چه اینکه برخی از عوالم برای جبرئیل ع هم چون مرتبه اش نمی رسد محلی از ورود ندارد.

جادوگران حقیقی کارشان تحریک همین قوه ی خیال است و با آن سحر می کنند. مثلا با تحریک فرد که درون بدن تو سوزن وجود دارد کاری می کنند که مرتبه خیالی این فرد بدنش را مجبور به تولید سوزن واقعی در خود می نماید. اگر مردم می توانستند می دیدند که اغلب مریضی ها از تحریک خیال است و تنها بروز بیرونی اش میکروب و ویروس و درد است و تا ریشه خشکیده نشود بیماری همچنان ادامه دارد. فقط بروزش از مثلا سرما خوردگی به سردرد تبدیل می شود. البته داروهای گیاهی مخصوصا بنا به حرکت جوهری قادرند از عالم ماده به تعمیر خیال بپردازند که بحثش جداست.

اینکه ارواح قوی مصون از خیال و سحر هستند مسلم است البته بستگی به موقعیت دارد مثلا کسی ممکن است در مجالی وحدت وجودی اش را از دست بدهد و مورد تعدی ساحران واقع شود. البته بزرگانی مثل پیامبران و معصومین ع تا آنجایی که یادم است بنا به نص روایات چون همیشه در جمع عوالم وجودی هستند و کثرت آن ها را از وحدت منتفی نمی نماید مصون هستند (درباره درخواست ورود شیطان به مقدرات حضرت ایوب یا ظهور شیطان در مقابل امام سجاد ع احادیث خوبی است که دنبال شود). البته با اختیار خودشان هر چیزی ممکن است و الا قطعا هیچ شمشیری در بدن معصوم ع اثر نمی کرد. خودشان تسلیم سم می شوند و با اذن خودشان عزرائیل ع به قبض روح ایشان می پردازد؛ و الا عزرائیل خودش از خدمتکاران عالم انسان کاملی است که تمام دایره وجود ممکنات قلمرو امامت ایشان ع است.

حرف خیلی زیاد است که بین خیال و عقل بزرگان وهم را قرار می دهند که عقل نازل شده در خیال است و در این بین عوالم فراوان است.. این عالم وهم که تقریبا چیزی مثل اصوات طبیعی است که ما می شنویم قدرتمند تر از دیدن است. یعنی با تحریک گوش قوی تر از دین می توان انسان را دچار مشکل کرد. مثلا شما می توانید ده ها ساعت فیلم را در چند صفحه خلاصه کنید. موسیقی می تواند چنان عناصر خیال را مغشوش کند که کمتر عقلی یارای مقابله با آن را دارد. چون ظرفیت شنیدن به عالم عقل نزدیک تر است و دیدن به عالم خیال. از آن بالاتر عالم چشیدنی ها و بوییدنی هاست که اگر ساعت ها غذاها را ببینید و بشنوید مثل چشیدنش لذت نمی برید و از همه بالاتر لمس است که رمزی از اتحاد است و تا عاشق و معشوق هم را لمس نکنند مقصد حاصل نشود. این ها در هر مرتبه به هم نزدیک تر شده تا دیدن و شنیدن و همه یکی می شوند و همام عقلی می شود که بنا به احادیث موجودی به آن نمی رسد. مثلا خیال اگر با عقل ملکوتی نزدیک شود عالم قلب رخ می نماید یا اینکه عالم روح بسیار به عقل ملکوتی خالی از صور نزدیک است. به همین ترتیب سر و خفی و اخفی که وارد در عوالم اسماء و صفات و ذات می شود.

مطالعه بیشتر:
جایگاه جن شیطان جادوگر در عالم
ادب خیال عقل قلب

مرسی
خیلی عالی و فوق العاده بود
شما هر چی جواب بدین من سوالام بیشتر میشه،ببخشیدAngel


وقتی من دارم تخیل میزم یعنی به اون عالم وصل میشم؟ ادمایی که اسکیزوفرنی دارن چی؟

مشکل من اینه:
اون موقع که کلاس قران میرفتم ،استاد میگفت سحر میتونه تو جسم پیامبر تاثیر بذاره اما در فکر و خیالش نه،یعنی با سحر پیامبر میتونه مریض شه،همانطور که یه ویروس میتونه پیامبر رو بیمار کنه ،این هم یه علت هست و جز قوانینه افرینشه.
اما ما فکر میکردیم نباید مریض شن!!
بابت لینک ها هم ممنون
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، حسن.س. ، rezamohammadi ، Eve
۱۸:۲۳, ۲۴/دی/۹۲
شماره ارسال: #29
آواتار
سحر با توجه به اسبابش داراى اقسامى است که در ذیل به برخى از آن اشاره مى‏کنیم :
1. سحری که اسباب مادی محسوس دارد .
این سحر، جزء علوم غریبه شمرده می‏شود، مانند کسانی که به خوردن سم و مانند آن عادت کرده‏اند و سموم در آن‏ها اثر نمی‏گذارد. این کار غیر عادی، در اثر تمرین صاحبان این حرفه انجام می‏گیرد.

2. سحری که اسباب مادی غیر محسوس دارد.
در این قسم، ساحران کارهای مادی خارق العاده انجام می‏دهند. این امور، مستند به یک سلسله علل و اسباب طبیعی و مادی است؛ ولی در اثر سرعت عمل، محسوس ما نیست، مانند کار شعبده بازان.

3. سحر با اسباب معنوی در ارتباط است.
این قسم، در اثر قدرت اراده و روح است که می‏تواند کار غیر عادی نظیر پیشگویی و ارائه غیب (خواه غیب مکانی و خواه غیب زمانی؛ یعنی حادثه‏ای را که اکنون در آن مکان غایب یا حادثه‏ای را که در زمان آینده اتفاق می‏افتد،) انجام دهد. البته این قسم گاهی مطابق با واقع، و گاهی غیر مطابق با واقع است. ارتباط با جنیان و یاری گرفتن از آن‏ها در امور سحرآمیز، می‏تواند از این قسم باشد.

در برخی موارد، درست و نادرست بودن گزارش‏ها برای این است که روح از جهان تجرّد است. اگر سرگرمی روح از عالم طبیعت کم شود، به جهان خود که عالم غیب است، سر می‏زند و می‏تواند از آن جهان رهاوردی داشته باشد؛ ولی چون معصوم نیست، گاهی بد می‏فهمد و بد گزارش می‏دهد و گاهی حق می‏فهمد و حق گزارش می‏دهد.
اما باید توجه داشت که اکثر افرادی که مدّعى سحر نوع سوّم اند، بازیگرانى بیش نیستند و در قوه خیال انسان تصرف مى‏کنند و بر آدمى اثر خیالى مى‏گذارند، یعنى گرچه سحر یک اثر واقعى بر آدمى مى‏گذارد، ولى این اثر واقعى به صورت مستقیم نیست و دلیلى بر وقوع آن نداریم، بلکه کانال این اثر، قوّه تخیّل انسان‏ها است. این ساحران با کارهایى در خیال بیننده اثر مى‏گذارند و بیننده سحر اگر انسان ضعیفى باشد، بازار ساحران بسیار گرم خواهد بود، اما اگر انسان قوى باشد، خیال او به آسانى در اختیار ساحران قرار نمى‏گیرد.

از بررسى کلمه سحر و مشتقات آن در قرآن به این نتیجه مى‏رسیم که برخى از انواع سحر حقیقت داشته و به راستى اثر مى‏گذارند. آیه 102 سوره بقره هم که به داستان هاروت و ماروت پرداخته به واقعیت داشتن همین موارد خاص از سحر پرداخته است . البته نباید از این امر تعجب نمود زیرا سحر و جادو تاثيرگذاري علل غيرعادي و ناشناخته است همان گونه که علل طبیعی و شناخته شده اثر گذاری خاص خود را دارند .

اما در عین حال در اسلام از یادگیرى سحر و انجام دادن اعمال سحر و جادوگرى به شدت منع شده و از نظر تمام فقهاى اسلام یاد گرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگرى حرام است. در ذیل به برخى از روایات معتبر اشاره مى‏کنیم:
على(علیه السلام) مى‏فرماید: »کسى که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلّى قطع مى‏شود«.
یادگیرى سحر به قصد ابطال آن اشکالى ندارد، بلکه گاهى به عنوان واجب کفایى مى‏بایست عدّه‏اى سحر را بیاموزند تا اگر مدّعى دروغگویى خواست از این طریق مردم را اغفال یا گمراه کند، سحر و جادوى او را ابطال نماید و دروغ مدّعى را فاش سازند.
اما در نهایت تاکید می کنیم هرچند ممکن است کسی بتواند دیگری را به نوعی جادو کند اما این امر اولا بسیار بسیار نادر خواهد بود زیرا افرادی که در حقیقت از سحر مطلع باشند بسیار کم هستند و افرادی که ادعای این توانایی ها را دارند غالبا شیادانی دروغ گو بیش نیستند ؛ ثانیا محدوده اثر بخشی سحر و جادو محدود و معین است و ممکن نیست فرد با سحر و جادو بتواند هرکاری را انجام دهد و ثالثا برای دفع سحر و جادو راهکارهای مشخصی در منابع دینی مطرح شده که با وجود آن تلاش های ساحران به نتیجه نمی رسد .

برای توضیح بیش تر، رجوع کنید به تفسیر نمونه، ج 1، ص 377.

منبع
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، rezamohammadi ، یاســین
۲۱:۱۵, ۲۴/دی/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۲ ۲۱:۱۶ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #30
آواتار
(۲۴/دی/۹۲ ۱۷:۵۸)nina نوشته است:  مرسی
خیلی عالی و فوق العاده بود
شما هر چی جواب بدین من سوالام بیشتر میشه،ببخشیدAngel


وقتی من دارم تخیل میزم یعنی به اون عالم وصل میشم؟ ادمایی که اسکیزوفرنی دارن چی؟

خواهش می کنم..اگر بلد باشم حتما عرض می کنم....

می دانید این واژه ی وصل شدن خودش جای بحث دارد...در احادیث و ادله حکماء واضح است که همین الان قیامت و بهشت و جهنم ما برپا است؛ پس اگر اتصال از آن طرف را بخواهید همیشه وصل است. اما مشکل این است که از این طرف سیم قطع است و الا لو تعلمون علم الیقین لترون الجحیم. یک اصل است از قول حکماء که می گوید همه ی وجود ما در همه جا حضور دارد مهم این است که متنبه شویم.

کاملتر عرض کنم که در سخن اصحاب شهود ما دو عالم مثال داریم: 1- عالم مثال متصل که همان خیال ماست و 2- عالم مثال منفصل که موجودات و ویژگی های خاص خود را دارد که در احادیث و شهودات فراوان ذکر شده است. از این سخن این استنباط می شود که در نظرگاه ما خیالات شخصی افراد غیر از عالم مثال منفصل است. دقیقتر عرض کنم که ما تا زمانی که از نظر وجودی به قلب راه نیابیم و قدرت تصرف در عالم مثال منفصل نرسیم عملا از آن جا جداییم. بلکه اگر خیال طوری شد که حتی فکر گناه هم نکرد و مانند خیال پیامبر نورانی شد این جدایی کنار می رود (سر بسته عرض کنم عالم مثال منفصل در حقیقت خیال انسان کامل ع است).

کتاب های معرفت النفس خیلی در این رابطه مفید هستند. در ادامه دو تا قرار می دهم که اولی در سطح مقدماتی است و دومی کامل تر است:

ده نکته از معرفت النفس
خویشتن پنهان


(۲۴/دی/۹۲ ۱۷:۵۸)nina نوشته است:  مشکل من اینه:
اون موقع که کلاس قران میرفتم ،استاد میگفت سحر میتونه تو جسم پیامبر تاثیر بذاره اما در فکر و خیالش نه،یعنی با سحر پیامبر میتونه مریض شه،همانطور که یه ویروس میتونه پیامبر رو بیمار کنه ،این هم یه علت هست و جز قوانینه افرینشه.
اما ما فکر میکردیم نباید مریض شن!!
بابت لینک ها هم ممنون

اگر به اصل سخن که ساز و کار سحر را ورود از خیال می گیریم، معتقد شویم و همانطور که شما گفتید خیال معصوم ع غیر قابل خدشه باشد پس سحر روی ایشان بی تاثیر است. ببیند اصولا جسم بزرگان با روحشان بسیار اتصال شدیدتری نسبت به مردم عادی دارد. درباره ی معصومین ع که اصلا احادیث خیلی عجیب است. اگر در کافی ملاحظه کنید: امام ع می فرماید که جسم و روح ما از علیین است و شیعیان ما فقط روحشان از علیین و بقیه هم که....(در دعای ندبه هم است که من و علی از شجره واحدی و بقیه از درختان دیگر که البته پیرامون این موضوع باید خیلی حرف زد که مقصود چه است). پس به نوعی اصلا نمی توان به جسم ایشان خارج از روحشان نظر انداخت.

اما قضیه ویروس بحثش کمی متفاوت است. یعنی ویروس نفوذ جسم مادی در ماده است. مثل شمشیر یا غیره که این جدای از سحر است. مثل این است که یک نفر در غذای معصوم ع سم بریزد. اما باز هم همانطور که عرض کردم معصوم ع که به افتادن یک برگ در آن طرف دنیا آگاه است لابد این جا هم همین گونه است. به نظرم احادیثی هم داریم که معصوم ع می فرماید من به اراده خودم مریض می شوم که..... البته باز جای اشکال است! مثلا معصوم ع می فرماید ما اگر بخواهیم می دانیم و شاید 1- خداوند در محلی این خواستن را اراده نکند(چه اینکه در قضیه گم شدن شتر پیامبر ص یا مطالب دیگر می بینیم که گاهی معصوم ع خودش اراده دانستن نمی کند) 2- یا خداوند اراده بفرماید و معصوم ع دستور به تسلیم داده شود. اینجا حقیقتا باید بیشتر تامل و تدبر شود که بحثی مشابه در تالار داشتیم:

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-39...9%85%D8%AF
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، rezamohammadi ، یاســین ، قلب ، حضرت عشق
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  بحث پیرامون علوم و فنون غریبه مرتضی اقبالی 6 5,173 ۲۶/خرداد/۹۴ ۱۳:۴۴
آخرین ارسال: قلب
  استفاده از علوم غریبه اسلامی شرک است؟! قلب 8 3,609 ۲۱/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۳
آخرین ارسال: محمدهادی

پرش در بین بخشها:


بالا