|
*** توصیه رهبری به آقاتهرانی: زود ازدواج کنید و بچه دار شوید
|
|
۱۴:۰۲, ۵/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۰۳ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
از حدود یک ماه پیش و پس از دیدار دستاندرکاران همایش «تغییرات جمعیتی» با رهبر معظم انقلاب، مسأله ازدواج و بچهدار شدنِ جوانان به یکی از دغدغههای اصلی استاد آقاتهرانی تبدیل شده است. ایشان پس از آن دیدار، طرح افزایش جمعیت را در کمیسیون فرهنگی مجلس به صورت جدی پیگیری کردند که نسخه نهایی آن جهت بررسی و اظهار نظر، در سفرِ دو روز پیش اعضای کمیسیون فرهنگی به قم، در اختیار حضرات آیات جوادی آملی و مصباح یزدی قرار گرفت. این روزها، کمتر جایی است که ایشان با جوانان بنشینند و این مسأله را مطرح نکنند. اخیراً، ایشان در مراسم هفتگی هیأت فاطمیون قم و پیش از شروع سخنرانی، با تکیه بر بیانات حضرت آقا در آن دیدار، خطاب به جوانان در مورد ازدواج و بچهدار شدن توصیههایی کردند که AGHATEHRANI.IR متن و صوت این سخنان را منتشر میکند: « حدود یک ماه پیش خدمت حضرت آقا بودم. ایشان فرمودند که یک عدهای به ما تعبد دارند. وقتی ما یک حرفی را میزنیم، انجام میدهند. زمانی که ما گفتیم که تکثیر نسل کنند و باروری را زیاد کنند، اینها به حرف ما عمل میکنند و ما از آنها متشکریم؛ دعایشان هم میکنیم. حتماً زود زن بگیرید. خانمهای هیأت حتماً زود ازدواج کنید. بیجهت خودتان را معطل نکنید. میخواهم لیسانس بگیرم، میخواهم دکترا بگیرم و اینها را میشود زمانی که ازدواج کرد هم دنبال کرد. چرا که ما همین کار را کردیم. اول زن گرفتیم، بعد یکییکی مدرکهایمان را هم گرفتیم. اگر اینگونه عمل کنید مشکلی پیش نمیآید. ما در آینده جامعهی پیری خواهیم داشت و اگر جامعهمان پیر شود، قاعدتاً نمیتوانیم انقلاب را حفظ کنیم. بنابراین به نسل جوان نیاز داریم. کشور ظرفیت و گنجایش صد و پنجاه میلیون نفر را دارد و قابل اداره هم میباشد، ولی مدیریت میخواهد. به هر حال سریع ازدواج کنید و بچهدار شوید. در این جهت بخل نورزید. مخصوصاً از آن جهت که توازن جمعیتی در ایران در حال به هم خوردن میباشد و این موضوع بسیار برای کشور خطرناک است. ترس از این است که در آیندهای نه چندان دور، نسل شیعه با مشکل مواجه شود. نگاه کنید در عراق، افغانستان، پاکستان، سوریه و بحرین، در سراسر دنیا، شیعیان را ترور میکنند. تنها کشور ما میماند که اگر در کشور ما هم این توازن به هم بخورد، مشکل پیدا میکنیم. این حرفها را جدی بگیرید و شوخی نگیرید. حرف حضرت آقا را که میفرمودند: «بعضی به ما تعبد دارند» را جدی بگیرید و به ایشان تعبد داشته باشید. ما آقا را از چشمانمان بیشتر میخواهیم. فرمان ایشان و خواست ایشان باید عملیاتی شود تا که إنشاءالله امام عصر ارواحنا فداه از ما راضی شوند. به یکی و یا دو تا بچه هم قناعت نکنید. این مدل، مدل غربی و حاصل مدرنیته است که برای ما آمده است و از آفات غرب میباشد. این کار اشتباهی است که نه با سنت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و نه با سخنان ائمه علیهمالسلام، هیچکدام سازگاری ندارد. از جنبه تربیتی هم که گاهی بعضی افراد میگویند که ما یک فرزند را هم نمیتوانیم تربیت کنیم. درست است، یک بچه را نمیتوانی تربیت کنی، ولی هنگامی که سه یا چهار تا بشوند، تربیتشان هم سادهتر میشود. دلایل مختلفی دارد که این حرف را زدم. من رشتهام هم روانشناسی است. اگر کسی بخواهد میتواند مباحث روانشناختیاش را هم دنبال کند و آن این است که زمانی که شما در حدود سی و پنج سالگی زن میگیرید، قاعدتاً سی و هفت یا هشت سالگی هم بچهدار میشوید. تنها فرزندی که شما دارید، با شما حدود چهل سال تفاوت سنی دارد. نه شما میفهمید او چه چیزی میخواهد و نه او میفهمد شما چه چیزی میخواهید. این دو با هم جفت و جور نیستند و به همین دلیل نمیتوان بچه را تربیت کرد. اما زمانی که زود ازدواج کنید، به عنوان مثال من نوزده سالگی ازدواج کردم، بیست سالگی بچهی اولم به دنیا آمد. وقتی بچهی دوم هم به دنیا میآید، دومی اولی را درک میکند. همینطور دومی، سومی را درک میکند و سومی چهارمی را. وقتی نگاه میکنید، میبینید که خودشان همدیگر را پوشش میدهند. البته اینگونه نیست که همه چیز دست شما باشد. چون بحثهای دیگری هم وجود دارد. شما اگر کودک را در کودکستان هم بگذارید، آنگونه که باید و شاید نمیشود. البته برای اجتماعی شدن کودک تا مقداری مؤثر است؛ اما معلمی که غریبه است، با مادر فرق میکند. شیر مادر با شیرخشک و... تفاوت دارد. این مطالبی که در اسلام آمده، کمکم از لحاظ علمی هم در حال ثابت شدن است و آنها هم دارند میفهمند. فریب این روشنفکربازیها را نخورید و اشتباه نکنید. بعضیها اشتباه کردند و بعداً هم پشیمان شدند و پشیمانی هم دیگر فایدهای ندارد. » منبع |
|||
|
|
۱۴:۴۰, ۵/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۴۴ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:به یکی و یا دو تا بچه هم قناعت نکنید. این مدل، مدل غربی و حاصل مدرنیته است که برای ما آمده است و از آفات غرب میباشد. این کار اشتباهی است که نه با سنت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و نه با سخنان ائمه علیهمالسلام، هیچکدام سازگاری ندارد. در سورهی مبارکهی آلعمران برمیخوریم به خانمی که از آن تعبیر میشود به «امْرَأَةُ عِمْرَانَ». این همسر عمران، همان مادر حضرت مریم است که «نَذَرْتُ لَک مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا»؛ فرزند درون رحمش را نذر خداوند کرد و این یعنی همان بستهی «نگران رزق نباش» است، زیرا این فرزند افق بلندی دارد. مادرش میگوید من این بچه را به دنیا میآورم، ولی این بچه برای من نیست؛ این بچهی تو است که یک مدتی به من امانتش میدهی تا بزرگش کنم. این کودک من، آزادِ در راه توست و در بند من نیست، بچهی نذرشده است. خداوند متعال هم متقابلاً میفرماید: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا» یعنی قبولش کرد و رشدش را بر عهده گرفت. خداوند کفالت فرزند ما را بر عهده میگیرد، ولی به شرطی که او را سپرده باشیم به خدا. یکی از حیلههای شیطان، تربیت استدر منظومهی توحیدی میتوان گفت که خیال آدمها باید کاملاً از رزق و روزی راحت باشد. حتی بهتر بگویم که خیال آدمها باید از رشد و تربیت فرزندشان هم راحت باشد. الان یکی از دغدغههای مذهبیهای ما رزق نیست، بلکه تربیت صحیح فرزندان است. این یکی از فتنههای شیطانی برای جلوگیری از فرزندآوری است که: آیا اگر بچههایی به دنیا بیاورم، میرسم تربیتشان کنم یا نه؟ یعنی همان «خَشیَةَ إملاقٍ» را به اسم تربیت مطرح و وسوسه میکند. قرآن صریحاً گفته که اگر پدران و مادران توانستند فرزندانشان را نذر خداوندشان کنند، خداوند خودش تربیت آن را کفایت میکند. در قرآن، آنجا که میگوید شیطان از چپ و راست و جلو و عقب میآید، مرحوم علامهی طباطبایی توضیح میدهد که یعنی به اسم کار خوب، مانع کار خوب میشود. الان یکی از دغدغههای مذهبیهای ما رزق نیست، بلکه تربیت صحیح فرزندان است. این یکی از فتنههای شیطانی برای جلوگیری از فرزندآوری است.من نمیخواهم بگویم که اگر چنین کاری کردیم، دیگر لازم نیست به رشد و تربیت بچهها اقدام کنیم؛ بلکه میگویم آدم برای رشد و رزقش تلاش کند و خیالش هم راحت باشد که کسی پشتش ایستاده است. مگر شده کسی به خدا اعتماد کند و جواب نگیرد؟ مشکل اینجاست که ما به شکل «بگیر و نگیر» اعتماد میکنیم؛ یکی دو روز اعتماد میکنیم، اما شک میکنیم و دیگر ادامه نمیدهیم. چقدر آدمها در تاریخ از ترس ذلیلنشدن، ذلیلانه زندگی میکنند. این روایت را امیرالمؤمنین علیهالسلام فرموده که: از ترس ذلیلشدن، ذلیل زندگی نکنید. اگر در "منظومهی اعتماد به خدا" همه چیز درست و کامل چیده شود، و این زنجیره قطع و وصل نداشته باشد و اتصالی نکند، این سیستم قطعاً درست کار خواهد کرد. |
|||
|
|
۱۶:۴۰, ۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
الان خدایی چند نفر میتونن بگن ما با 6 تا بچه میتونیم به راحتی زندگی کنیم؟؟!!
من هرکی توی فامیل میشناسم تک فرزنده و یا فوقش 2 فرزند داره...!! دلیل اصلیش هم میپرسی میگه خرج و مخارج بالاس!!! |
|||
|
|
۱۷:۱۰, ۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
نقل قول:الان خدایی چند نفر میتونن بگن ما با 6 تا بچه میتونیم به راحتی زندگی کنیم؟؟!!خدایی با اومدن بچه ی سوم آرامش خونه ی ما خیلی بیشتر شد.تربیتش هم با توجه به اینکه دو فرزند بزرگتر در خانه وجود دارند آسانتر است بعلاوه فشار مالی هم کم شد با کم شدن اسراف در خانه ی ما همراه بود. خدا وکیلی با درست کردن سبک زندگی و کم شدن اسراف و خیلی از خرج و مخارج بی خود وضع زندگی ها که سهله وضع مملکت خیلی بهتر میشه. |
|||
|
|
۱۸:۵۷, ۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۱۰)m.hossein نوشته است: خدایی با اومدن بچه ی سوم آرامش خونه ی ما خیلی بیشتر شد.تربیتش هم با توجه به اینکه دو فرزند بزرگتر در خانه وجود دارند آسانتر است بعلاوه فشار مالی هم کم شد با کم شدن اسراف در خانه ی ما همراه بود. خدا وکیلی با درست کردن سبک زندگی و کم شدن اسراف و خیلی از خرج و مخارج بی خود وضع زندگی ها که سهله وضع مملکت خیلی بهتر میشه. شما مستاجرید یا صاحبخونه ؟ کارتون دائم و دولتیه یا شرکتی و قراردادی ؟ شما تهرانید یا شهرستان ؟ بله با سبک درست همه چی حل میشه . اما در تمام ابعاد جامعه . |
|||
|
|
۲۰:۰۸, ۵/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۰۸ توسط HermeS.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
من قانع شدم. خانم بیا بچه! فقط کفن و کافورش هم از قبل بزار کنار.
نقل قول: اگر جامعهمان پیر شود، قاعدتاً نمیتوانیم انقلاب را حفظ کنیم. بنابراین به نسل جوان نیاز داریم. کشور ظرفیت و گنجایش صد و پنجاه میلیون نفر را دارد و قابل اداره هم میباشد، ولی مدیریت میخواهد. نقل قول:ترس از این است که در آیندهای نه چندان دور، نسل شیعه با مشکل مواجه شود. نگاه کنید در عراق، افغانستان، پاکستان، سوریه و بحرین، در سراسر دنیا، شیعیان را ترور میکنند. تنها کشور ما میماند که اگر در کشور ما هم این توازن به هم بخورد، مشکل پیدا میکنیم. |
|||
|
|
۲۰:۲۵, ۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
نه مملکت داره آبش خشک میشه، یه دو جین بچه ی شپش زده تحویل جامعه خواهیم داد.
مسئولان رسیدگی کنن.آب نداریم . بچه مسلمون شپشی میخوام چیکار
|
|||
|
|
۲۱:۴۱, ۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
این قضیه خیلی به اعتقاد آدمها بستگی داره.
گاهی ما آدمها میشینیم همه چی رو با حساب دو دو تا چهار تا حساب می کنیم. می خوایم خودمون مدیریت همه جنبه های زندگی خودمون رو دست بگیریم. معلومه تو این وضعیت اقتصادی و فرهنگی با حساب عقل حسابگر جور در نمیاد. طرف میگه من 1 میلیون حقوق دارم دو نفری به زور زندگی می کنیم یعنی نفری 500 هزار تومن. حالا سه نفر شد و چهار نفر شد حقوقمون 50 هزار تومن اضافه میشه اما بچه ها هر کدومشون 1 میلیون خرج دارن. بله با چنین حساب کتابهایی که من خودم به تنهایی میخوام امورات دنیایی و رزق خودم رو در بیارم جور در نمیاد. یه بچه هم زیاده... اما این اسلام نیست. این معنای علی الله یتوکل المومنون نیست. خدایی خیلی بی معرفت هستیم نسبت به خداوند. اینهمه قول رزق و روزی و خیر الرازقین و .... شده حکایت اون مومن بی معرفتی که موقع مردن بزرگی اومد بالای سرش گفت مشکلی نیست؟ گفتم نگرانی از مرگم ندارم فقط نگران دخترم هستم که بعد از من کی بهش نون میده. اون بزرگ از بی معرفتی بنده خدا تعجب کرد. گفت بنده خدا مگه فکر کردی تا الان تو روزی بچه ات رو می دادی که نگران بعد از خودتی؟ یعنی خیلی از لحاظ معارف توحیدی کم داریم. همه کاره زندگیمون شدیم خودمون و توجهی به همه کاره هستی نداریم. من واقعا معتقد هستم باید نگرش ما در زندگی اعتقاد به مفهوم برکت باشه. خدا می دونه با حساب ریاضی توی این شرایط جهانی که همه کشورها از لحاظ اقتصادی در وضعیت بدی هستن جواب نمیده. کاری به بچه هم نداره. اول باید والدین دیدشون تصحیح بشه. اینم راحت نیست. کسی که به سختی های زندگی با دید منفی نگاه میکنه و همه عمر دنبال رفع اونهاست چطور می تونه بچه بیاره؟ کسی که میخواد بچه تن پرور بزرگ کنه و به قول غلط بعضی والدین نمیخواد سختی هایی که خودش کشیده بچه اش بکشه، این توی مدیریت همون زندگی دو نفره خودش هم گیره. بحث مادیات الان خیلی سخت شده. اما نیستن اطراف شما کسانی که در عین نداری در زندگیشون برکت دارن؟ بعضی ها بعضی زندگی های فقیرانه رو زندگی نمی دونن اما بنده زیاد می شناسم چنین خانواده هایی رو که با وجود سختی های مادی واقعا فرزندان سالم و محیط آرامی توی خونه دارن. باید دید تعریف زندگی خوب چیه. می بینین که خیلی تعاریف بسته به اعتقادات می تونه متفاوت بشه. باید هدف از خلقت و زندگی 2 ساعته دنیایی رو فهمید. سیره بهترین خلایق خداوند پر از سختی ها هست. این یعنی چی؟ جای فکر و تامل داره که حالا ما برای اینکه به سختی نیافتیم قید خیلی چیزها رو می زنیم از جمله دروغ، ریا، رزق حرام، وام ربوی و ... غافل از اینکه اینها بدتر ما رو گرفتار می کنن. چیزی که بود اون سختی های اول زمینه رشد ما بودن اما این سختی ها عقوبت های دنیوی اعمال گناه آلود ما و عقوبت اخروی هم جای خودش.... در بحث تربیت یکی از بزرگان می گفت شما نمی خواد بچه رو تربیت کنید. بچه خودش تربیت شده خدایی هست شما لطفا بی تربیتش نکن. خداییش اگر والدین نسبت به هم اخلاق اسلامی رو حالا تا جاییکه می تونن رعایت کنن و محیط خانواده رو با آرامش و احترام و مهربانی پر کنن ولو غذا نون پنیر بخورن، بچه چطور میخواد بی تربیت بشه؟ این وسط باز هم مهمتر توکل به خداوند هست. زندگی علمای بزرگ ما به تبعیت از معصومین در نداری بوده. کلا 30 سال پیش بچه بودیم مگه چقدر سخت بود و مگر نه اینکه اون سختی ها باعث رشد ما شد؟ تامل کنیم... کلا رزق مادی و معنوی و سلامتی جسمی و روحی و اخلاقی و ایمانی بچه رو آدم می سپاره به خداوند و خودش هم همه تلاشش رو می کنه. سبک زندگی خیلی مهمه. الان غالب جامعه دنبال لوازم خانه آخرین مدل و لوکس و تجملاتی و مارک دار و خارجی (متاسفانه) هست. حتما باید 42 اینچ باشه ولو وام گرفته بشه. حتما باید ساید بای ساید خارجی باشه ولو یه سایدش هیچوقت پر نشه. خوب اینطوری برکت هم از زندگی میره و میشه همون حساب کتابی که جور در نمیاد. صرفه جویی و ساده زیستی و تغذیه سالم و درست مصرف کردن بسیار بسیار موثر هست در اینکه زندگی بچرخه. هم برکت داره هم صرفه جویی یعنی آزاد شدن منابع مالی جدید... تربیت دینی فرزندان در این دوره نیاز داره والدین در این زمینه ها آگاهی داشته باشن. باید خودشون روی تربیت خودشون کار کنن. بهترین زبان تربیت کودک، عمل والدین هست و محبت. اینها هم به خود والدین بستگی داره... نوع نگاه به زندگی والدین باید تغییر کنه. نگاه لذتگرا و بهشت زمینی باید عوض بشه به دنیا مزرعه آخرت بودن. باید والدین بفهمن که دنیا مسافرخونه هست. نباید همه هدف زندگی خلاصه بشه به عمران و آبادی مسافرخونه و فراموشی مقصد سفر. البته این به معنای فقیرانه زندگی کردن نیست. مهم اینه که توجه اصلی به آخرت باشه. مثال میزنم. سوار تاکسی فرودگاه شدم. گفتم چند کوچه قبل از خونه یه نیش ترمز بزنین خانمم سوار بشه بچه کوچیک داره پیاده سختشه. بعد بریم خونه. طرف گفت 4000 تومن بیشتر می گیرم. می خواستم از ناراحتی هم دعواش کنم هم گریه کنم. یه کم که آروم شدم باهاش صحبت کردم. گفتم تا کی می خوایم همه چیز زندگی رو خودمون بدست بگیریم بدون نیاز به خداوند؟ چی میشه به من لطف کنی یه نیش ترمز بزنی هم ما دعای خیر برات می کنیم هم خداوند چندین برابر اون دنیا رو برات آباد میکنه. همه هدفت خلاصه شده توی این دو ساعت عمر دنیوی. واقعا دعای خیر دیگران خیلی موثر هست. طرف گفت وضع خرابه همین دیروز 2500 دادم سوزن سرماخوردگی. گفتم منم بحثم همینه. شما اگر برای خدا از این 4 تومن می گذشتی دعای مثل من هم دنیات رو آباد میکنه هم آخرتت رو. این دعا و برکت رو هیچوقت نمیشه به چشم دید باید اعتقاد داشت. شنیدین قصه های برکت کردن فلان قضا که تموم نمیشد چون خاک تربیت یا فلان دعا و سوره بهش خونده شده... اینها در دنیا هست کافیه بهش اعتقاد داشته باشیم... اعتقاد به غیب... چطور قدیم علما وقتی وضعشون خیلی خراب میشد مهمانی می گرفتن و وضعیت بهتر میشد. چطور اکرام مهمان و طعام یک وعده ای دادن اینقدر برکت به همراه داره اونوقت به دنیا آوردن بچه و دادن غذا و تر و خشک کردن و بیداری کشیدن و ... اینها از دید خداوند برکت نداره؟ اینقدر نعوذ بالله خداوند رو عاجز می دونیم در اینکه غذای بچه رو برسونه و بچه رو سالم و صالح تربیت کنه؟ بیشتر از این حرافی نکنم. هر چقدر حسن ظن به خداوند داشته باشیم همونقدر در اطاعت از ولی فقیه عزیزمون استقامت به خرج میدیم. یادمون نره همه ما با هر وضعیتی بالاخره زندگیمون با سختی هایی همراه هست و غلط هست همه عمر بدویم دنبال رفاه تا بعد راحت زندگی کنیم. نمیشه. اساسا زندگی دنیا با سختی ها پیچیده شده. مهم اینه که آخر عمر و وقتی یادمون به حساب کتاب اون دنیا افتاد چقدر به آخرت امیدوار باشیم و چقدر بخوایم افسوس عمری رو بخوریم که در غفلت و بی برکتی هدر رفته... این بحثها هم برای اونهایی که طرز فکرشون در مسائل توحیدی و توکل و صبر و ایثار و ... تفاوت داشته باشه به نتیجه نمی رسه. هر کس باید با عقلش درستی موضوعی رو بهش برسه و با توکل و توسل و صبر به پیش بره... |
|||
|
|
۲۲:۱۷, ۵/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۳ ۲۲:۱۷ توسط اسکای.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سبک زندگی ما کلا مشکل داره.
تو این سبک، حرف از ازدیاد جمعیت با خیلی چیز ها جور درنمیاد. من زبونم مو دراورد که آب نداریم. حداقل تو این حوزه که هستم میدونم داریم میریم به سمت خشکی . خشکی هم یعنی وابستگی یک کشور . |
|||
|
|
۲۲:۲۴, ۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
فرق بین زندگی خدا محور با خودمحور همینه
یک نفر به خودش اعتماد میکنه یکی به خدا اعتماد میکنه آقااااااااااااااااااااا برکت واقعیت داره |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









یکی از حیلههای شیطان، تربیت است
الان یکی از دغدغههای مذهبیهای ما رزق نیست، بلکه تربیت صحیح فرزندان است. این یکی از فتنههای شیطانی برای جلوگیری از فرزندآوری است.



