|
امام زمان به شهادت نمیرسند بلکه بعد از 70 تا 3000 سال وفات م
|
|
۱۷:۰۱, ۱۳/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اردیبهشت/۹۳ ۱۹:۰۳ توسط ashab313mahdi.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
امام زمان به شهادت نمیرسند بلکه بعد از 70 تا 3000 سال وفات میکنند بسم الله الرحمن الرحیم طبق رویات اهل بیت ، حضرت ، بعد از ظهور تا 8 ماه میجنگند با کفار و ظالمین و منافقین و ... از بین رفتن شیطان در این مدت شیاطین جنی و انسی به دست حضرت نابود میشوند و حتی [b]خود ابلیس را هم حضرت مهدی عج گردن میزنند و از بین می برند ... کم کم حضرت جهان را مالک میشوند و حکومت حضرت آغاز میشود و ... به به حکومت الهی اللهم رزقنا تزکیه نفس اماره ![]() و در اصل چون شیطان از بین میرود دیگر چیزی نیست که نفس اماره را وسوسه کند تا نفس اماره هم ما را وسوسه کند در حالی که گفتم نفس اماره هم با تکمیل عقل و علم و معرفت ناب اهل بیت توسط ولی خدا تزکیه میشود مثل همین الانِ اصحاب امام زمان عج وفات امام زمان عج اون روایتی که میگوید امام زمان شهید میشود جعلی است و ضعیف السند و در منابع متاخر شیعه نیست بلکه در یک منبع سنی هاست و دشمنان اهل بیت برای اینکه بگویند در حکومت امام زمان عج هم ظلم و ظالم هست چنین حدیثی را جعل کرده انددر حالی که با توجه به 2 موضوع فوق که بنابر روایات صحیح است هیچ ظلمی باقی نمی ماند در نتیجه ظالمی هم نیست ![]() سال طبق روایات (و با توجه به روایاتی که میگوید هر یک سال آن زمان برابر با 10 سال قبل از ظهور شماست ود در روایات حداقل 7 سال و حد اکثر 309 سال به اندازه درنگ اصحاب کهف که وقتی 10 برابر شود میشود 70 سال تا بیش از 3000 سال) حکومت میکنند بعد امام حسین رجعت میکنند و ... کار تدفین حضرت را برعهده میگیرند چون امام را امام باید غسل دهد و کفن کند و دفن کند طبق عقیده شیعه در روایات داریم امام حسین علیه السلام بعد از امام زمان عج حدود 40000[/b] سال حکومت میکنند و بعد بقیه امامان معصوم تا قیامت ... قدرت خدا جای تعجب ندارد به خصوص وقتی در مورد خیلی های دیگر این سنت الهی اتفاق افتاده است مثل حضرت نوح 2500 سال التماس دعای فرج والسلام علی من اتبع الهدی منبع : اصحاب مهدی عج پایگاه معارف حقه ی اهل بیت لینک ثابت نظر دهید امام حسین علیه السلام بعد از حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر اساس روایاتی که درباره رجعت وارد شده، امام حسین علیه السلام در اواخر حکومت ولی عصر، با اصحاب باوفایش رجعت می کند و برای همه مردمان معرفی می شود، تا کسی در مورد آن حضرت دچار تردید نگردد. هنگامی که همه مردم او را شناختند، اجل حضرت بقیة الله فرا رسیده، چشم از جهان فرو می بندد. آن گاه امام حسین علیه السلام متصدی و متولی امر غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می گردد. امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه «ثم رددنا لکم الکرة علیهم » [sup] (70) [/sup] می فرماید: «مقصود زنده شدن دوباره امام حسین علیه السلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است; در حالی که کلاه خودهایی طلایی بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسین علیه السلام را اطلاع می دهند تا مؤمنان به شک و شبهه نیفتند» . این در حالی است که حضرت حجت در میان مردم است; چون معرفت و ایمان به حضرتش در دل های مردم استقرار یافت، وفات او فرا می رسد. پس امام حسین علیه السلام متولی غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می شود و هرگزغیر از وصی، وصی را تجهیز و خاک سپاری نمی کند» .[sup] (71) [/sup] امام صادق علیه السلام می فرماید: «حسین علیه السلام با اصحابش می آیند و هفتاد پیامبر آنان را همراهی می کنند; چنان که همراه موسی علیه السلام هفتاد نفر فرستاده شدند. آن گاه حضرت قائم علیه السلام انگشتر را به وی می سپارد و امام حسین علیه السلام غسل و کفن، حنوط و دفن حضرت قائم را بر عهده می گیرد» .[sup] (72) [/sup] «اللهم بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة » 70) سوره اسراء، آیه 6. 71) کافی ج 8، ص 206; تاویل الایات الظاهرة، ج 1، ص 278 و ج 2، ص 762; مختصر البصائر ص 48; تفسیر برهان ج 2، ص 401، بحار الانوار، ج 53، ص 13 و ص 51 ص 56; تفسیر عیاشی، ج 2، ص 281; نور الثقلین ج 3، ص 138; المحجة ص 121; الایقاظ ص 309. http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart...ntID=79999 |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۰۷, ۱۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
امام زمان به شهادت نمیرسند بلکه بعد از 70 تا 3000 سال وفات میکنند / 8 ببینید قسمت کوچی از حکومت الهی نور الهی مولانا مهدی سلام الله علیه را ببینید اندکی از فرق بی نهایت بین سلیمان و حکومتش با محمد و آل محمد و حکومتشان را به دست مهدی شان ان وقت دیگر نابودی شیاطین و تزکیه نفس اماره و وفات امام زمان عج و ... برای شما سنگین که نمی اید خیلی ساده نیز میشود حديث البساط المعروف و رويته من نسخة قديمة عندي قال الرّاوي: خبر من خزانة مولانا مفترض الطاعة على الخلق أجمعين أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب عليه السّلام. حدّثنا أبو عبد اللَّه بن زكريّا عن ابن جوهر بن الأسود عن محمّد بن سابغ يرفعه إلى سلمان الفارسي (رض) أنّه قال: كنا جلوسا عند مولانا أمير المؤمنين عليه السّلام ذات يوم أنا و ولديه الحسن و الحسين عليهما السّلام و محمّد بن حنفية و محمّد بن أبي بكر و عمّار بن ياسر و مقداد بن أسود الكندي فاذا التفت إليه الحسن عليه السّلام و قال: يا أمير المؤمنين إنّ سليمان بن داود قال: فهب لي من لدنك ملكا لا ينبغي لأحد من النّاس و أعطاه اللَّه تعالى ذلك، فهل ملكت شيئا من ملك سليمان؟ فقال له أمير المؤمنين: و الّذي فلق الحبّة و برء النّسمة لقد ملك أبوك ملكا لا يملك أحد قبله و لا بعده، فقال الحسن عليه السّلام: إنّا نحبّ أن ننظر مما ملّكه اللَّه إيّاك من الملكوت ليزداد النّاس إيمانهم ..... منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى)، ج6، ص: 229 ترجمه : ابن بابویه به سند معتبر از جناب سلمان فارسی رحمةالله علیه نقل می کند : در زمانی که مردم با عمر بن خطاب ل بیعت کرده بودند .نزد سید و مولایمان امیر المومنین علیه السلام نشسته بودیم .حضرت امام حسن علیه السلام ، محمد بن حنفیه ،محمد بن ابی بکر ، عمار یاسر و مقداد اسود نیز در خدمت آنحضرت بودند . و از هه جا می گفتند تا اینکه امام حسن علیه السلام متوجه پدر بزرگوارشان شدند و فرمودند : یا امیر المومنین علیه السلام : خداوند متعال به جناب سلیمان علیه السلام سلطنتی داده بود .آیا از آنچه خداوند به ایشان مرحمت داشته اند به شما هم نصیبی رسیده است . حضرت تبسمی کرد و فرمودند : به آن خدایی که دانه خشک را در زمین سبز می گرداند و به آن قادری که ادم را از خاک تیره آفرید ، آنچه که خدای متعال به پدر تو داده به هیچ یک از اوصیای گذشته نداده و بعداز این هم نخواهد داد. سپس امام حسن علیه السلام و حضار التماس کردند ، یا امیرالمومنین علیه السلام :می خواهیم گوشه ای از آنچه خداودند متعال به شما موهبت داشته اند را ببینیم تا موجب ازدیاد ایمان و تقویت علم و یقین ما گردد . در این هنگام مولا فرمودند : آنچه میخواهید انجام می دهم و گوشه ای از آنچه خداوند به من عطا کرده است را بر شما ظاهر می سازم سپس بر خاستند و دورکعت نماز خواندند و بعد از نماز کلماتی بر لسان مبارکسان جاری شد که هیچ یک از حضار توانایی فهم آن را نداشتند و بعد از اتمام آن به میان خانه آمدند و دست مبارکشان را به سمت مغرب دراز کردند ولحظه ای بعد دست مبلرک را پایین آوردند بر کف دست مبارکشان دو پاره ابر دیدیم . همه ما شنیدیم وقتی آندو پاره ابر از کف دست جدا می شدند شهادت می دادند که « اشهد ان لا اله الاالله و ان محمداً رسول الله و انک وصی نبی کریم من شک فیک هلک ومن تمسک بک فقد سلک سبیل النجاة » یعنی گواهی می دهیم که خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد برگذیده خداست و تو وصی و خلیفه پیامبر بخشنده ای هر کس در خلافت تو شک کند هلاک گردد وهر کس دست در عروة الوثقی محبت توزند نجات یابد . پس دیدم آن دو پاره ابر مانند دو قالیچه پهن شدند و پهلوی یکدیگر قرار گرفتند واز آن ابر ها بوی خوش مشک به مشام می رسید . سپس فرمودند : بر خیزید و بر این بساط بنشینید .همه ما بر خاستیم و بر یک بساط نشستیم و ان حضرت به تنهایی بر ابر دیگر سوار شدند سپس کلماتی بر لبهای مبارک جاری شد کههیچ کس نفهمید و به ابر خطاب کردند ، ای ابر به جناب مغرب برو ،آنگاه بادی به زیر ان دو ابر بر آمد و ابر ها را به اهستگی تمام برداشت و به هوا برد و ما درآن هنگام وقتی نگاهمان به حضرت افتاد دیدیم دو جامه زرد پوشیده و تاجی از یاقوت سرخ بر سر دارد و کفشی که بند ان از یاقوت ابدار بود در پای داشت و انگشتری از مروارید سفید براق که روشنی آن چشم را خیره می ساخت در انگشتش بود و به کرسی از نوز نشسته بود .امام حسن علیه السلام گفت : ای پدر بزرگوار !مخلوقات سلیمان نبی را به خاطر انگشترش اطاعت می کردند ،شما را به چه جهتی مطیع هستند؟ فرمود: «یا ولدی انا وجه الله ، انا عین الله و انا لسان الله الناطق فی خلقه و انا ولی الله و انا نور الله الذی لا یطفی و انا باب الله الذی یؤتی منه و انا حجة الله علی عباده و انا کنز الله فی ارضه و انا قسیم الجنة والنار و انا سد ذی القرنین و انا جعلتهما له » یعنی : ای فزرندم ! منم صورت خدا و چشم بینای خدا وزبان گویای خدا در بین خلقش ، منم ولی خدا ، منم نوری که خاموشی ندارد و منم ان بابی که که از آن می توان به خدا رسید منم حجت خدا بر بندگانش ،منم گنج خد ا د زمین و منم قسمت کننده بهشت و جهنم ، منم سدی که ذوالقرنین بسته ومنم که دو قرن را از برایش قرار دادم. می خواهی خاتم سلیمان را به تو نشان بدهم ؟ دست در بغل کرده انگشتری بیرون آورد از طلای احمر و نگینش از یاقوت سرخ،و فرمود: ای فرزند این خاتم سلیمان است و نام های ما است که بر آن نقش کرده اند. سلیمان گوید: تعجب حضار زیاده شده به حدی که گویا او را نمی شناختند پس فرمود :مثل این ها در من عجیب نیست . به خدا سوگند که بنمایم به شما آن چه پیش ازاین ندیده باشید. پس امام حسن(علیه السلام) گفت:آرزوی ما این است که سد ذواقرنین را به ما بنمایی. پس آن حضرت باد را امر فرمود : ما را به طرفی که فرزندم حسن می خواهد ببر.مقارن آن ، آوازی از باد – چون آواز رعد ــ به ما رسید ، ما را برداشته به هوا برد.امیرالمومنین بر کرسی نور نشسته، از پی ما می آمد، تا باد ما را به کوهی بلند رسانید درختی عظیم بر آن کوه بود خشک شده و برگ هایش ریخته یکی از ما گفت:یا امیرالمومنین این درخت را چه رسیده که اوراقش ریخته؟ آن حضرت فرمود: از او بپرسید تا حال خود بگوید حضرت امام حسن (علیه السلام) پیشی نموده از آن درخت سوال کرد که : «ما لک ایتها الشجرة» یعنی:چه شده است تو را ای درخت که سبزی از تو رفته و برگت ریخته؟جواب نداد. امیرالمومنین فرمود که:«اجیبیهم باذن الله تعالی ایتها الشجرة و اخبریهم بخبرک» یعنی:ای درخت به فرمان الهی جواب ایشان بگو. سلمان گوید که:به خدا قسم که آن درخت متکلم شده،گفت:«لبیک لبیک یا وصی رسول الله و خلیفته من بعد حقا» و خطاب به امام حسن نمود که:یا ابا محمد هر شب وقت سحر پدرت به نزد من می آمد و دو رکعت نماز می گذارد و به تسبیح و تهلیل و تقدیس حق تعالی مشغول می شد و می رفت و در آمدن و رفت بر کرسی از نور و در میان ابر سفید می بود که از آن بوی مشک ازفر به مشام من می رسید و من از استشمام روح افزای آن حضرت و آن نور سرسبز و با طراوت می بودم.اکنون چهل شب شد که تشریف ارزانی نفرموده و مرا از مفارقت پدرت حال به این مرتبه رسیده اگر از او استدعا کنی لطف خود را از این مهجور دور ندارد آمدن او مرا به حال خود باز می آورد. پس شاه ولایت به نزد آن درخت رفته دو رکعت نماز گزارده دست مبارک بر آن درخت مالید؛ سلمان گوید:به خدا سوگند که از آن درخت ناله مشتاقانه برخاست و فی الفور سبز شد، به حدی که بزرگ شد و میوه در آورد ،پس آن حضرت بر کرسی خود قرارگرفت باد ما را برداشته بلند شد به طرزی که تمام دنیا در نظر ما به مقدار سپری می نمود و در هوا فرشته ای دیدیم که سر او در زیر قرص آفتاب وپای او درقعر بحر محیط بود و یک دست او در مشرق و یکی درمغرب بود . ازآن حضرت پرسیدیم که این کیست؟ فرمود که : این فرشته ای است که به حکم خدا من او را دراین موضع نصب کرده ام و به تاریکی شب و روشنی روز موکل ساخته ام و چنین خواه بود تا روز قیامت . پس باد ببرد ما را به نزد قوم یأجوج و مأجوج رسانیده و آن حضرت به ابر خطاب نمود که : اهبطی تحت هذا الجبل یعنی ای ابر !در زیر این کوه فرود آی و آن کوهی بود ظلمانی که گویا شبی بود سیاه بوی دود از آنجا به مشام می رسید . یأجوج و مأجوج را دیدیم و از کثرت ایشان تعجب نمودیم و ایشان را سه صنف یا فتیم یکی طول قامت بیست گز و صنفی قدشان صد گز و عرض هفتاد گز و صنفی دیگر یک گوش را لحاف و گوش دیگر را تشک کرده بودند و یکی از ما از آن حال پرسید ، آن حضرت فرمود: حاکم این جمع نا محصور منم و همه اینها در حکم من اند . پس به با د حرفی گفت ، با ما را برداشته به کوه قاف رسانید . کوهی دیدیم چون یاقوت سرخ که محیط همه دنیا بود و فرشته ی به شکل آدمی بر او موکل ، چون آن فرشته را چشم بر امام علیه السلام افتادگفت : السلام علیک یا امیر المومنین پس از آن رخصت از آن حضرت طلبید که مطلب خود را عرض کند آن حضرت فرمود : من بگویم ، چه می خواهی یا تو می گویی ؟ فرشته گفت : شما بفرمائید! امیر المومنین علیه السلام فرمودکه : رخصت زیارت برادر و مصاحبت می خواهی ، رخصت دادم . پس فرشته گفت : بسم الله الرحمن الرحیم و راهی شد بعد از آن درختی دیگر دیدیم ، چون درخت اول و به همان طریق جواب و سوال واقع شد . درخت گفت : در ثلث اول شب امیر المومنین نزد من می آمد و پس از نماز و تسبیح و تقدیس بر اسبی سوار شده ، می رفت و من سبز و خرم می بودم و چهل روز است که فیض قدوم خود را از من باز گرفته و تنم گداخته و بر گهایم فرو ریخته ،از مفارقت است. امام حسن علیه السلام التماس نموده حضرت امیر المومنین علیه السلام دست مبارک بر آن درخت کشیده درخت گفت : «اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و انک امیر المومنین فی الامامة المبارکة الطیبة ووصی رسول رب العالمین من تمسک بک نجی من تخلف عنک هوی » پس ، آن درخت سبز وخرم شد و طروات یافت و ما ساعتی در زیر آن آرام گرفته ،پرسیدیم که یا امیر المومنین ! آن فرشته به کجا رفت ؟ فرمود که : دیروز بر جبل ظلمت عبور نمودم ،فرشته ای که بر آن موکل است ، رخصت یارت آن فرشته طلبیده بود ، امروز این رفت که تدارک ان نماید. یکی از یاران گفت : مگر ملائکه به اذن شما از محل و مکان خود حرکت می کنند؟ فرمود: به خدایی که آسمان را بر ستون برافراشته ، که هیچ یک از ملائکه بی رخصت من از جای خود حرکت نمی کنند و بی اذن من به قدر نفسی از جا جنبش نمی نمایند ، مگر آنکه حضرت عزت ، به برق غضب خود آنها را بسوزد و بعد از من فرزندم حسن و بعد از او فرزندم حسین و بعد از او نه کس از اولاد او که نهم ایشان قائم آل محمد است ، این حال دارند هیچ ملکی از ملائکه مقربین را حد نباشد که یک نفس بی اراده ایشان بر آورد . پس یکی نام فرشته ای که موکل آب است پرسید ، فرمود: بر خائیل نام دارد. من گفتم یا امیر المومنین ! نه ما ، دیروز در خدمت شما بسر می بردیم کدام وقت و محل ، نزول اجلال در آن کوه شده بود ؟فرمود: چشم خود را بپوشانید ! پوشانیدیم ، پس امر به گشودن نمود ، چون چشم گشودیم خود را در مملکت دیگر یا فتیم . گفتیم : هذا شی عجیب ! فرمود : که امر ملکوت در قبضه اقتدار من است که شما را طاقت بر اطلاع آن نیست و مع هذا من بنده مخلوقم که در اکل و شرب و خواب ونکاح ( ظاهرا ) مانند دیگر بندگان می باشم . اگر اندکی از آنچه من می دانم بدانید ، دل های شما تاب نیا ورد و بدانید اسم حق تعالی هفتادو سه حرف است ، نزد آصف بن برخیا که تخت بلقیس را به یک چشم برهم زدن نزد سلیمان حاضر ساخت ، یم حرف بود و نزد من هفتاد و دو حرف است و یک حرف علم غیب اسنت که مخصوص به ذات اوست :لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم و شناخت مرا هر که شناخت و نکر شد هر که منکر شد. پس ان ابر را امر نمود که ما را به باغی رسانید که در خرمی و سبزی با روضه جنان برابری می نمود ، ودرآنجا جوانی را در میان دو قبر مشغول به نماز دیدیم گفتیم : یا امیر المومنین ! این جوان کیست ؟ گفت : برادر من صاح نبی است و این دو قبر از پدر و مادر اوست و چون چشم صالح بر صالح المومنین یعنی امیر المومنین افتاد بی تابانه پیش آمد و سینه بی کینه ان حضرت را بوسه داد، و گریه کنان به شکوه امد و آن حضرت او را تسلی می داد پرسیدیم که : چرا گریه می کند : فرمود: از او بپرسید. امام حسن گفت :ایها العبد الصالح چه چیز تو را می گریاند ؟ فرمودکه : پدرت هر روز وقت طلوع صبح به نزد من می آمد و با هم نماز می کردیم و با عث نشاط و رغبت من در عبادت بود و امروز دو روز شده که تشریف نیاورده ، چون او را دیدم طاقتم نماند . گفتم : یا امیر المومنین !این عجیب تر است که ما هرروز صبح در خدمت شما به سر می بردیم ، پس چگونه بی اطلاع ما اینجا آمده و با حضرت صالح نماز گذارده ای ؟ فرمود که : می خواهید که حضرت سلیمان را زیارت کنید ؟ گفتیم : بلی یا امیر المومنین !ما را آرزو این است. ![]() پس شاه ولایت روانه شد ومادر خدمتش به بستانی رسیدیم که کس مانند آن ندیده ونشنیده، آب های جاری ومرغان خوش الحان و فواکه بسیار ، چون آنمرغان را چشم بر آن حضرت افتاد دور اورا گرفته ، پر می زدند وطواف می کردن ودر میان بستان تختی فیروزه دیدیم وجوانی بر آن خوابیده و دست بر سینه خود نهاده ودو مار بر بالای سر و پایین پای او قرار گرفته ، چون مارها ان حضرت را دیدند ، درقدم او غلطیدند . پس ، زمانی آن سرور نزد سلیمان بنشست وما به پای بوس آن بزرگوار مشرف شدیم .پس سلیمان را وداع نموده برخاست و سلیمان به حال خود برگشت و ما پرسیدیم که : یا امیر المومنین !شما را علمی به انچه عقب کوه قاف است می باشد ؟ فرمودکه : خالق عالم و بوجود آورنده بنی آدم درعقب کوه قاف ، چهل عالم آفریدهکه هر عالمی چهل برابر دنیاست وعلم من به ماورای قاف همچون علم من است به حال این دنیا وآنچه دردنیاست وبعد از رسول خدا منم حافظ و نگهدارنده عالم ها و همچنین بعد از من اولاد من حافظ شریعت نبوی ووارث علوم مصطفوی خواهند بود تا روز قیامت . و من داناترم به راه هایی که در آسمان هاست ازراه هایی که در زمین است و ماییم مخزون مکنون الهی و ماییم اسماء حسنی که چون خدا را به آن اسما بخوانند اجابت کند ومایم صاحب آن نام هایی که بر عرش و کرسی نوشته است و ماییم قسمت کننده بهشت و دوزخ ، از ما تعلیم گرفتند ملائکه آسمان ها تسبیح و تهلیل و تقدیس و توحید و تکبیر الهی را، وماییم کلماتی که چون آدم صفی تلقی به آن نموده توبه اش قبول شد. ومن می دانم ان امورعجیبه و اسرار غریبه را به برکت اسم اعظم که اگر به برگ زیتون چیزی به ان نویسند و درآتش اندازند، نسوزد! وطراوتش میل به پژمردگی نکند وتاریکی شب وروشنی روز ، از برکت نام های ماست واسامی سامیه مارا چون بر آسمان نقش کردند بی ستون استقامت یا فت وزمین به ان مسطح شد وچون برباد خواندند در حرکت درآمد وبرق نوشتند،لمعان پیداکرد وبررعد رقم نمودند اشع شد وبرجبهه اسرافیل نقش کردند متکلم به کلام سبوح قدوس رب الملائکة والروح گردید. وچون کلام معجز نظامش بهاین مقام رسید فرمود: چش های خودرا بپوشانید ! پوشیدیم باز فرمود:بگشایید!گشودیم خودرا درشهری دیدیم مشتمل بر بازار های معموره وقصر های رفیع ومردمش در نهایت بلندی قامت وکمال استقامت هریکی چون نخلی ! پس فرمودکه: این گروه از بقیه قوم عادند که درکفرو ضلالت و ظلم و جهالتند . ایمان به رب ارباب وروز حساب ندارندوشهرایشان از شهر های مشرق بود ومن به امر خلاق بی چون قلع و قمع مساکن ایشان نموده به این مکان نقل نمودم وشماایشان را دراینجا ببینید وبرآن مطلع شوید که من داعیه دارم که به این گروه مقاتله کنم. پس قوم را به وحدانیت خدا ورسالت مصطفوی وولایت خود دلالت نموده ایشان ابا نموده مکرر به اسلام شان خواند همان امتناع ورزیدند پس برایشان حمله کرد وآنها براوحمله کردند بسیاری از ایشان را بکشت وچون خوف مارا مشاهده نمود ، نزدما آمده دست مبارکش بر سینه مامالیده خوف از ما زایل شده بار دیگر به آواز بلند ایشان را به ایمان و اسلام دعوت نمود ، ایمان نیاوردند برق و صاعقه ظاهر شد چیزی چند می خواند که مل نمی فهمیدیم ما چنان مشاهده میشد که این برق و صاعقه از دهن مبارک آن حضرت بیرون می آید وچنان صداهای هولناک پدید آمد که ما گفتیم البته اسمان بر زمین می افتد وکوه ها ازهم می ریزد تاآنکه یک متنفس از ایشان نماند و چون از مجادله آن قوم خارج شد رعد و برق برطرف شد استدعا نمودیم که یا امیر المومنین ما را به وطن خود بر سان که زیاده بر این طاقت نداریم . پس حضرت آن ابر را طلبید وما برآن سوار شدیم آن حضرت متکلم به کلامی شد و با د ما را به هوا برده به جایی رسانید که دنیا را قدر درهمی می دیدیم و بعد از لمحه ای نشستیم بانگ مؤذن شنیدیم اذان می گفت وما اول صبح بعداز طلوع افتاب راهی شده بودیم دراین پنچ ساعت ، پنجاه سال راه طی نموده بودیم چون مارا متعجب دید فرمود: بدان خدایی که نفس من به ید قدرت اوست که اگر خواهید شما را درهمه آسمان ها و زمین بگردانم برآن قادرم واین همه قدرت عظیمه به اذن خالق البریه و به برکت خیر خلقه یافته ام ومنم ولی ووصی ان حضرت در حین حیات ودرزمان رحلت ولیکن اکثر مردمان نمی دانند سلمان گفت : لعن الله من غصب حقک و جحدک و اعرض عنک و ضاعف علیه العذاب الالیم. نقل از کتاب شریف حدیقة الشیعه ص 389 فصل یازدهم در معجزات علوی منبع : اصحاب مهدی عج پایگاه معارف حقه ی اهل بیت لینک ثابت نظر دهید |
|||
|
|
۱۱:۵۶, ۲۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
رجعت، مخصوص برخی افراد خاص است؛ کسانی که مؤمن محض و یا کافر محض هستند و این افراد به دلایل خاص و متفاوتی رجعت می کنند و رجعت آنان، فلسفه های متعدّدی دارد. اکنون می خواهیم به بیان روایتی بپردازیم که می فرماید: هر کس از مؤمنان ولایت مدار که به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند، باز می گردند تا به مقام والای شهادت نایل آمده و با فوز شهادت از دنیا بروند و هر کس کشته شده است باز می گردد، تا دوره ناتمام عمر را به پایان رسانده و به مرگ طبیعی از دنیا برود.
این روایات، چند فایده دارند؛ از جمله این چون ترک این دنیا و مردن جز به دو نحو مرگ طبیعی یا کشته شدن نیست، اثبات می کند که هر فرد فقط یک بار فرصت رجعت را به دست می آورد، تا به کمالات نهفته ای که لایقشان بوده، ولی به علّت انقطاع رشته حیات از آن محروم مانده است، برسد. 1.عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ المُغِیرَةِ عَن جَابِر عَن أبِی جَعفَر (علیه السّلام) قَالَ سُئِلَ عَن قَول اللَّهِ تَعَالَی «وَ لَئِن قُتِلتُم فِی سَبیلِ اللَّهِ أو مُتٌّم» قَالَ أتَدری یَا جَابِرُ مَا سَبِیلُ اللُّهِ فَقُلتُ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا أن أسمَعَهُ مِنکَ قَالَ سَبیِلُ اللَّهِ عَلِی وَ ذُرِِّیَّتُهُ فَمَن قُتِلَ فِی وَلَایَتِهِ قُتِلَ فِی سَبیِلِ اللَّهِ وَ مَن مَاتَ فِی وَلَایَتِهِ مَاتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَیسَ مَن یُؤمِنُ مِن هَذِهِ الأمَّة إِلَا وَ لَهُ قِتلَةٌ وَ مِیتَةٌ إِنَّهُ مَن قُتِلَ یُنشَرُ حَتَّی یَمُوتَ وَ مَن مَاتَ یُنشَرُ حَتِّی یَمُوتَ وَ مَن مَاتَ یُنشَرُ حَتَّی یُقتَلَ(1)؛ عبدالله ابن مغیره از جابر نقل کرده است که از امام باقر (علیه السّلام) درباره قول خداوند «اگر هم در راه خدا کشته شوید یا بمیرید» پرسیدم. حضرت فرمود:«ای جابر! آیا می دانی سبیل الله چیست؟» عرض کردم: «نه؛ به خدا سوگند! منتظرم تا از شما بشنوم.» فرمود: «سبیل الله، علی و ذریه او است. پس هر کس با داشتن ولایت او کشته شود، در راه خدا کشته شده است و هر کس در ولایت آن ها بمیرد، در راه خدا مرده است. نیز کسی از این امّت ایمان نمی آورد، جز این که یک شهادت و یک مرگ دارد. هر کس کشته شده باشد، زنده می شود تا به مرگ طبیعی بمیرد و هر کس مرده است، زنده می شود تا کشته شود.»(2) 2. در روایت دیگری از امام باقر (علیه السّلام) آمده است: لیس من المؤمنین أحد الّا و له قتلة و موتة، إنّه من قتل نشر حتی یموت، و من مات نشر حتّی یقتل، و ما من هذه الامة برّ و لا فاجر الّا سینشر، فأمّا المؤمنون فینشرون إلی قرة أعینهم، و أمّا الفجّار فینشرون إلی خزی الله ایاهم، انّ الله یقول: «ولیذیقنّهم من العذاب الأدنی دون العذاب الأکبر(3)،(4)؛ هر مؤمنی مرگی دارد و شهادتی، هر کس شهید شده باشد، باز می گردد تا به مرگ طبیعی بمیرد و هر که مرده باشد، باز می گردد تا به شهادت برسد. هیچ فردی از این امّت نیست جز این که انسانی نیک باشد یا بد، باز می گردد. اما مؤمن باز می گردد، تا چشمش روشن شود و کافر باز می گردد تا دچار عذاب خدا شود؛ چنان که در قرآن می فرماید:« به آنان از عذاب نزدیک [عذاب این دنیا ] پیش از عذاب بزرگ [آخرت ] می چشانیم.» 3. در تفسیر قمی می نویسد: عن المفضل عن أبی عبدالله (علیه السّلام) فی قوله تعالی:« وَ یَومَ نَحشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوجاً» (5) قال لیس أحد من المؤمنین قتل إلا یرجع حتی یموت و لا یرجع إلا من محض الإیمان محضا و من محض الکفر محضا(6)؛ مفضل از امام صادق (علیه السّلام) درباره آیه «آن روزی که از هر امّتی گروهی را محشور می گردانیم» نقل کرده است که آن حضرت فرمود: هیچ مؤمنی کشته نشده است، مگر این که باز می گردد، تا به مرگ طبیعی از دنیا برود و باز نمی گردند، مگر مؤمنان محض و کافران محض. پی نوشت ها : 1.تفسیر عیاشی، ج1، ص 202؛ تفسیر برهان، ج1، ص 323؛ بحارالانوار، ج35، ص371. 2.همین مضمون به سندی دیگر در بحارالانوار، ج53، صفحه 40 به نقل از منتخب البصائر، توسط محمّد بن طیار از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده است. 3. سوره سجده: 21. 4.الإیقاظ، ص 272. 5.سوره نمل: 83. 6.تفسیر قمی، ج2، ص 131. حال سوال اینجاست زمانی که بر طبق آیات و روایات هر مومن کاملی یک بار حداقل شهید از دنیا می رود آیا امام زمان انسان کامل نیستند از نظر نگارنده ی تاپیک؟ |
|||
|
|
۱۶:۵۴, ۲۰/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
1- امام حسن مجتبي (علیه السلام) مي فرمايد: به خدا سوگند رسول خدا اين عهد و وعده را به ما داده است كه امر امامت را دوازده تن از فرزندان علي (علیه السلام) و فاطمه (علیه السلام) به دست خواهند گرفت و هيچ كدام از ماها نيست مگر اينكه يا به وسيلة سم و يا با كشتن، شربت شهادت خواهند نوشيد. [1]
2- از امام صادق (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) نيز روايت شده است كه هيچ يك از ما نيست مگر اينكه مسموم و يا مقتول مي باشد. [2] [1] بحار الانوار، ج 27، ص 217. و اعلام الوري باعلام الهدي، طبرسي، ص 349، دارالمعرفه ـ بيروت لبنان. [2] همان |
|||
|
۱۵:۲۷, ۲۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۱۳ توسط ashab313mahdi.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۲۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۵۶)III I III نوشته است: رجعت، مخصوص برخی افراد خاص است؛ کسانی که مؤمن محض و یا کافر محض هستند و این افراد به دلایل خاص و متفاوتی رجعت می کنند و رجعت آنان، فلسفه های متعدّدی دارد. اکنون می خواهیم به بیان روایتی بپردازیم که می فرماید: هر کس از مؤمنان ولایت مدار که به مرگ طبیعی از دنیا رفته اند، باز می گردند تا به مقام والای شهادت نایل آمده و با فوز شهادت از دنیا بروند و هر کس کشته شده است باز می گردد، تا دوره ناتمام عمر را به پایان رسانده و به مرگ طبیعی از دنیا برود. چرا دوست داری مثل سنی ها و وهابی ها و ناصبی ها و دیگر دشمنان اهل بیت فکر کنی امام زمان شهید مییشن و اون زمان ظلم هست و قتل و فساد هست و ... !!!؟؟؟ یک کمی عقلت را زیاد کن با محبت و ولایت اهل بیت تا درک کنی اختلاف روایات را که ذکر شده است در همین تایپیک اگر کمی ولایت داشتی از همین روایاتی که خودت هم اوردی میفهمیدی که خطاب با ما هاست با انبیا و اولیا است با مومنین است یعنی هر کس که به محمد و آل محمد ایمان آورده است از مردم منظور اهل بیت نیست چرا که خودشان که به خودشان نباید ایمان بیاورند !!!! ( روایت خودتان : سبیل الله، علی و ذریه او است. پس هر کس با داشتن ولایت او کشته شود، در راه خدا کشته شده است و هر کس در ولایت آن ها بمیرد، در راه خدا مرده است ) پس مومن به کسی میگویند که ولایت اهل بیت را داشته باشد در غیر این صورت اگر توحید و نبوت و عدل و معاد و... را هم قبول داشته باشد مومن نیست اهل بیت که نور خدا هستند و در اصل شهادت و مرگی ندارند که در همین تایپیک اثبات شده است حضرت امیرالمومنین سلام الله علیه خودشان در حدیث نورانیت میفرمایند : َ أَنَا الْخَضِرُ عَالِمُ مُوسَى وَ أَنَا مُعَلِّمُ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ أَنَا ذُو الْقَرْنَيْنِ وَ أَنَا قُدْرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ....... قسمتی از این حدیث نورانی : بحارالأنوار ج : 26 ص : 6 من همان کسی هستم که نوح را به امر پروردگار در کشتی حمل کرد من همان کسی هستم که به امر پروردگار یونس را از شکم ماهی بیرون آورد من همان کسی هستم که به امر پروردگار موسی را از دریا عبور داد من همان کسی هستم که به اذن پروردگار ابراهیم را از آتش بیرون آورد من همان کسی هستم که به اذ ن پروردگار نهر ها را جاری ساخت.و چشمه ها را شکافت و درختها را کاشت. ای سلمان و ابوذر من محمدم و محمد من است من از محمدم و محمد از من است هر آینه مرده ما نمی میرد و غایب ما غیبت نمی نماید و هر آینه کشتگان ما هر گز کشته نمی شوند (این روایاتی که شما اوردید برای مومنین (ایمان اوردنگان ) به اهل بیت است ) وگرنه اهل بیت که در اصل مرگی ندارند در ادامه حضرت میفرمایند : هر کس به آنچه گفتم ایمان آورد و آنچه را تبین نمودم تفسیر کردم.شرح گفتم توضیح دادم و روشن ساختم و مبرهن نمودم تصدیق کند. مومن آزموده ای است که خداوند قلب او را برای ایمان آزموده و سینه اش را برای پذیرفتن اسلام گشاده ساخته و هم او عارف روشن بین و اهل بصیرتی است که به نهایت و بلوغ و کمال رسیده است و کسی که شک کند و عناد ورزد و انکار بورزد و باز ایستد و متحیر شود و تردید نماید پس او مقصر و ناصبی است آل الله هر کس را به اندازه عقل خودشان پاسخ میدادند شما همه روایات را باید ببینی بعد به اندازه عقلت میفهمی و میگیری مطلب را [/b] و 13 معصوم قبلی 13 نور الهیی قبلی علی الظاهر به شهادت رسیده اند با شمشیر یا سم وگرنه جبرئیل میگه قبل از 30000 ضرب در 30000 سال پیش من امیرالمومنین را در اسمانها دیده ام و ایشان مربی من بوده است و ... شما معرفتت را زیاد کن متوجه میشوی حقیقت را این پس را بخوان شاید خدا هدایت کرد شما را در زمان ظهور همگان مسلمانِ مومن ( شیعه ) می شوند http://ashab313mahdi.blogfa.com/post-110.aspx در زمان ظهور هیچ ظلم وظالمی (حتی یک مورد هم ) وجود ندارد (۲۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۵۴)ISOD نوشته است: 1- امام حسن مجتبي (علیه السلام) مي فرمايد: به خدا سوگند رسول خدا اين عهد و وعده را به ما داده است كه امر امامت را دوازده تن از فرزندان علي (علیه السلام) و فاطمه (علیه السلام) به دست خواهند گرفت و هيچ كدام از ماها نيست مگر اينكه يا به وسيلة سم و يا با كشتن، شربت شهادت خواهند نوشيد. [1]وفات امام زمان (نه شهادت) برخي از بزرگان عقيده دارند كه همة امامان(علیه السلام) به شهادت نمي رسند، مجلة حوزه، ويژه نامة امام زمان، ص 59 - 60 در روایات وفات اختصاصا نام امام زمان برده شده است اما در روایات شهادت نام امام زمان اختصاصا برده نشده است و فقط به شهادت کلی ائمه اشاره شده است بنابر این روایات وفات دقیق تر اشاراه شده و قابل استناد تر است در ضمن شما حدیث بساط را بخوان متوجه میشوی چه قدر از اهل بیت و معرفت به ایشان اکثر مردم عقب هستند و این خیلی بد است برای محبین و دوستداران اهل بیت حديث البساط المعروف http://ashab313mahdi.blogfa.com/post-109.aspx از جمله رواياتي كه دلالت بر مرگ طبيعي حضرت ـ عليه السّلام ـ دارد، تفسيري است كه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد آيه شريفه «ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ»[1] نقل شده است. حضرت مي فرمايد: مراد، زنده شدن امام حسين ـ عليه السّلام ـ با اصحاب خود در عصر امام زمان است در حاليكه كلاه خودهاي طلائي بر سر دارند و به مردم رجعت امام حسين ـ عليه السّلام ـ و يارانش را اطلاع مي دهد تا مؤمنان به شك و ترديد نيفتند. اين در حالي است كه حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ در ميان مردم حضور دارد. هنگامي كه مردم امام حسين ـ عليه السّلام ـ را به خوبي شناختند و به او ايمان پيدا كردند، مرگ حضرت حجّت ـ عليه السّلام ـ فرا مي رسد و امام حسين، غسل و حنوط و كفن و خاكسپاري حضرت را برعهده مي گيرد زيرا كه امام را جز امام، غسل نمي دهد»[2]. 2. در روايتي ديگر نيز امام صادق ـ عليه السّلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه: اولين كسي به دنيا رجعت خواهد كرد چه كسي است؟ مي فرمايد: اولين رجعت كننده به دنيا، امام حسين است كه پس از رجعت او و يارانش در حاليكه هفتاد پيامبر نيز او را همراهي مي كنند، حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) انگشترش را به امام حسين واگذار مي كند و چشم از جهان فرو مي بندد امام حسين ـ عليه السّلام ـ نيز تجهيز غسل و كفن و دفن حضرت را برعهده مي گيرد»[3]. [2] . بحار الانوار، ج 27، ص 217، [3] . بحار الانوار، ج 27، ص 217. روایات دیگری است که فقط به شهادت کلی ائمه اشاره شده نه شهادت امام زمان در حالی که در روایات فوق دقیقا اشاره به وفات امام زمان شده نه شهادت و این موضوع مهم مشخصا در این روایات فوق ذکر شده است و از جمع این دو نوع روایات کاملا مشخص است که شهادت برای ائمه قبلی بوده که در حکومت های طاغوت و پر ازظلم و فساد و ظالم و ... بوده است نه حکومت عدل الهی و حق مولا صاحب الزمان عج در ضمن اگر امام زمان را هم جزء شهادت کلی ائمه در نظر بگیریم حال از این 2 دسته روایات هم فقط یک دسته میتواند درست باشد که همین روایات وفات حضرت صحیح است طبق روایات دیگر و توضیحاتی که داده شد در اخر دوباره این نکته مهم را تاکیید میکنیم که دشمنان برای اینکه بگویند در حکومت الهی حضرت هم ظلم و ظالم و قتل و قاتل و فساد و ... است آن دسته از روایات را تبلیغ و القا کرده اند که یک جورائی حکوت حضرت را تضعیف کنند اصلا چه ظلمی بالاتر از قتل امام معصوم !!؟؟ انهم در حکومتی که فرموده اند : یملأ الارض عدلا و قسطاکما ملئت ظلما و جورا ببینید دشمنان کجا را نشانه گرفته اند شیعیان باید بسیار هوشیار و زیرک باشند و دقت نظر بیشتری در علوم الهی اهل بیت داشته باشند (3). بحارالانوار، علامه مجلسي;، ج 11، ص 108، (4). بحارالانوار ، ج 11، ص 154 و 405. منبع : اصحاب مهدی عج پایگاه معارف حقه ی اهل بیت در قران داریم ان من شیعتة لابراهیم که امام معصوم درباره این ایه میفرماید وقتی ابراهیم به ملکوت اسمانها وزمین نگاه کرد و نور اهل بیت را دید اطراف این انوار الهی انوار دیگری دید شبیه ستارگان اسمان که میدرخشند بعد از خدا پرسید خدا یا اینان کیانند خدا فرمود اینها شیعیان امیرالمومنین علی س هستند بعد از خدا خواست که خدایا مرا هم یکی از این شیعیان قرار بده و .... خدا هم دعایش را مستجاب کرد این را ابراهیم بعد از اینکه به مقام خلیل اللهی برسد از خدا خواست و خدا هم تا دعایش را مستجاب کرد به مقام امامت رسید و ... شما متاسفانه اهل بیت را که کم میشناسید (سنگین نیاد قبول کنید شناختتان کم است شمای نوعی را عرض نمیکنم همه ما شیعیان که اشتباه است اگر بگویم شیعه طبق کلام خود معصومین ما محبین یعنی دوستداران اهل بیت همه ما شناختمان کم است ایمانمان کم است معرفتمان خیلی کم است سلمان را هم نمی شناسیم رسول الله فرمود سلمان منا اهل البیت ... الله اکبر برای شناخت بیشتر سلمان شما میتوانید روایات قسمت والی مدائن بودن سلمان را مطالعه بفرمائید تا ببینید ولایت یعنی چه ... یکمشو بگم وقتی قصاب شهر مدائن به کنیز یکی از اهالی مدائن گوشت خوبی نمیدهد و این کنیز برای شکایت نزد جناب سلمان سلام الله علیه میرود و ... سلمان به کنیز میگوید برو به اون قصاب بگو سلمان میگه بیا ... اگر نیامد به اون سنگهای ترازوی قصاب بگو ای سنگ ها سلمان میگوید این قصاب را نزدش بیاورید ! الله اکبر ... بعد همین طور هم میشود و کنیز به سنگ ها میگوید قصاب را بیاورید سنگ های ترازو هم حرکت میکنند و بالای سر قصاب و ... خلاصه میارنش نزد سلمان این یعنی ولایت ولایت بر زمین و ادم و سنگ و ... و قضیه سگ های شهر مدائن و قضیه رود خانه و .... این ولایت و حکومت چند ساله سلمان در مدائن به امر باطنی حضرت امیرالمومنین س و ظاهری عمربن خطاب ل همه نشانه ای کوچک از ولایت و حکومت عظیم حضرت بقیة الله است که خدا میخواسته به مردم نشان دهد برای همین اگر اشتباه نکنم سلمان میگوید اگر مردم در همان ابتدای کار میرفتند سراغ امیر المومنین و ... اون وقت مردم اگر به مرغان و پرندگان اسمان اشاره میکردند به نزدشان میامدند (فقط بگم شما و ما هیچی از حکومت الهی نمیدانیم و ندیده ایم و فقط 4 تا چیز اونم بنابر عقل ناقص خودمان از روایات یا دیگران خوانده یا شنیده ایم و به اندازه معرفت و عقلمان برداشت کرده ایم ) وگرنه خدا و اولیای خدا میدانند وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا یعنی چه ؟ زمین به نور مولا صاحب الزمان نورانی میشود یعنی چه ؟ حکومت ملکوتی یعنی چه ؟ به خدا اگر سنگین نبود چیزهایی میگفتم که ... اینها فقط ذره ای بود از حکومت الهی و حقایق و ... طبق روایات و ایات برادر وقتی روایات صحیح السندی داریم که حضرت وفات میکنند و ... امام حسین علیه السلام ایشان را غسل و کفن و ... میکنند همین کافیست هرچند روایاتی دیگر داشته باشیم که ما اهل بیت کشته میشویم و... اما در این روایات نامی به صورت خاص از حضرت مهدی عج برده نشده در حالی که در روایات وفات نام حضرت اختصاصا برده شده جمع بین این روایات صحیح السند است این است که 13 نور الهی علی الظاهر به شهادت میرسند اما 14 همین ایشان خیر طبق روایات و جمع بین همین روایات وگرنه نستجیربالله باید بگوییم اهل بیت کلام ضدِ هم و متناقض فرمورده اند ما باید معرفتمان را زیاد کنیم تا این تفاوت ها را بفهمیم اشکال از ماست نه از کلام الهی اهل بیت در ضمن قبول جاهلانه شهادت حضرت یعنی قبول قتل امام معصوم انهم در حکومت الهی حضرت ! چه ظلم و فساد و قتلی از این بالاتر این یعنی قبول ظلم و قتل اونم هم در این حد و در آن حکومت !!! این فقط خواست دشمنان اهل بیت و القای اونهاست و باور جاهلانه محبین ضعیف (خود بنده هم از محبین جاهل ضعیف هستم نه از شیعیان کامل) حتی یک روایت صحیح السند نداریم که اختصاصا شهادت حضرت را ذکر کرده باشد نه عموما کلی اهل بیت را نه بشر توانمش گفت .. نه خدا توانمش خواند ... متحیرم چه نامم ... شه ملک لا فتی را دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین ... به علی شناختم من به خدا قسم خدا را امام صادق در اصول کافی میفرماید ما اهل بیت علم غیب نداریم و ... و ما فرشتگان را نمیبینیم و فقط صدای انها را میشنویم و ....همان امام صادق میفرمایند ما اهل بیت علم گذشته و اینده و اون چیزی که در علم خدا هست و اون چیزی که پدید می اید و ... را میدانیم و ... خب این یعنی چی ؟ غیر از این است که هر کس از روات را به اندازه عقل و معرفتش بیان فرموده اند قران هم همین گونه است هر کس به اندازه عقل و معرفتش میفهمد امام به طور کامل ، اولیای خدا یک طور ، بنده و شما یک کم ، سنی و وهابی هیچی و ... ما فقط باید به کلام خودشان رجوع کنیم تا بفهمیم تفسیر و تاویل ایات را ایه قران انا بشر مثلکم را کنار ایات و روایات دیگر و روایات زیر بگذارید و از خدا بخواهید از ولی خدا بخواهید تا بفهمید تناقضات ظاهری را مثل ناسخ و منسوخ مثل محکم و متشابه مثل ضرب و مثل های قران و اسرار قران و ... چرا به سدرة المنتهی تا عرش الهی هیچ بشری راهی ندارد حتی ابراهیم و موسی و ... راهی نداشتند حتی جبرائیل ... (چون هیچ بشری با جسم خاکی این توان را ندارد اما رسول الله در احادیث معراجیه میفرمایند : رفتند روبروی خدا نشستند و ... با خدا صحبت کردند و ... به طرف راست نگاه کردند دیدم پسر عمم علی هم اینجاست و ... دیدم خدا با صدای پسر عمم علی با من سخن گفت و ... ؟(چون اینها از خاک افریده نشده اند بلکه از نور الهی خلق یعنی مشتق شده اند و فقط نور خدا این توانایی را درد که روبروی خداوند بنشیند در عرش الهی و لا غیر ) من و علی نور واحدی بودیم مشتق شده از نور علی اعلی خداوند متعال که خداوند نورش را دو نیم کرد به نیمی گفت محمد باش و به نیمی گف علی باش و ...پس چرا سایه نداشتند در حالی که بشر سایه دارد ؟ پس چگونه امیر المومنین ابراهیم را از اتش نجات داد نوح را از طوفان کشتی وموسی را در دریا و ... در حالی که هنوز علی الظاهر از حضرت ابی طالب س به دنیا نیامده بودند ؟ پس چگونه جبرئیل میگوید امیرالمومنین در اسمان ها هزاران سال قبل از خلقت ادم معلم و (رب من) یعنی مربی من بوده است ؟ پس چگونه جبرئیل به رسول الله وقتی ستاره ای را در پیشانی امیرالمومنین میبیند میگوید من 30000 بار است هر 30000 سال این ستاره را دنواحی عرش الهی میبینم پس یعنی چه که اینها اول و اخرند انتم الاول و الاخر زیارت ال یس در زیارت جامعه دقت کنید تدبرکنید ... و ایاب خلق الیکم ... میبینید چه قدر از معارف حقه ی اهل بیت دور هستیم به مردم اهل بیت را نشناسانده اند بعد از سالها تازه آقای میرباقری اون روحانی سید در شبکه 3 برنامه سمت خدا شنبه ها ساعت یک و نیم ظهر به بعد دارن درباره حقیقت اهل بیت و و نورانیت اهل بیت و بحث حجب و ... صحبت میکنند حتما ببینید دیگه بیش از این این مطالب را ادامه ندهیم صلاح نیست همه شماها و ما در پی کسب معرفت بیشتر باشیم و از خدا بخواهیم و دعا کنیم و استغاثه کنیم تا خدا ایات و روایات و علم حقیقی را به ما و به قلب ما بفهماند باید بندگی کنیم طبق کلام امام صادق تا به علم واقعی برسیم با 1000 تا کتاب خوندن و روایت خوندن و ... آدم ، ادم نمیشود بنده نمیشود حتی عالِم نمیشود وگرنه علمای سنی و وهابی همه ایات و روایات را بلدند میدانند خوانده اند در ظاهر عالم و فقیه هستند اما در واقع هیچی نمیفهمند ادم نیستند عالم نیستند چون تسلیم نیستند بنده نیستند یعنی مطیع خدا و رسول خدا و ولی خدا نیستند طبق ایه قران ما محبین هم همین طور شیعیان اسمی هستیم ولایت را قبول داریم اما ایمان و معرفت و یقین و علم حقیقی و ... مان کم است چرا چون مطیع محض نیستیم بنده مخلص نیستیم اول باید بنده شویم بعد علوم اهل بیت را میفهمیم حضرت میفرماید کلام ما حدیث ما صعب مستصعب است و ان را نمیفهمد تحمل نمیکند درک نمیکند مگر نبی مرسل و اگر نبی مرسل نباشد نمیپذیرد یا فرشته مقرب و اگر فرشته مقرب نباشد نمیپذیرد یا بند ه ای که خداوند قلبش را به ایمان ازموده و کامل کرده و ... مثل جناب سلمان و مقداد و شهدای کربلا و ... رسول الله میفرماید علمای امتی افضل من انبیا ء بنی اسرائیل تا به حال توجه کرده بودید که داوود و سلیمان و یوسف و موسی و عیسی و ... از بنی اسرائیل یعنی فرزدان یعقوب اند حال برای شما سنگین نمیاید مقام علمای حقیقی اون علمی که امام صادق میفرماید أَلْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّهُ فِى قَلْبِ مَنْ يَشآءُ یعنی اولیای خدا مثل سلمان و مقداد و اویس قرنی و ... و .... حجربن عدی و رشید هجری و .... عثمان بن سعید و محمد بن عثمان و ... سید بن طاوس و سید بحر العلوم و سید کریم کفاش و ... و الان اصحاب خاص حضرت اوتاد و ابدال و 313 تا و ... حال متوجه میشوید که چرا ابراهیم از خدا میخواهد که یکی از شیعیان واقعی حضرت امیرالمومنین باشد حضرت خضر میگوید من یکی از شیعیان امیرالمومنین هستم بعد همین خضر استاد و معلم حضرت موسی بود در قران هم اشاراتی شده ... موسایی که پیامبر الوالعزم یکی از 313 نبی مرسل بود همین خضر در کنار عیسی و الیاس و ادریس یکی از یاران حضرت بقیة الله هستند دیگه به این بحث ادامه نمیدهم سوال نفرمائید فقط اگر سوالی در اصل موضوع این تایپیک دارید بفرمائید ؟ در ضمن قبول جاهلانه شهادت حضرت یعنی قبول قتل امام معصوم انهم در حکومت الهی حضرت ! چه ظلم و فساد و قتلی از این بالاتر این یعنی قبول ظلم و قتل اونم هم در این حد و در آن حکومت !!! این فقط خواست دشمنان اهل بیت و القای اونهاست و باور جاهلانه محبین ضعیف (خود بنده هم از محبین جاهل ضعیف هستم نه از شیعیان کامل) این جعل و القای یهودیان است تا الان اسرائیل و انگلیس و و امریکا و ... چرا !؟ چون حکومت خودشان در جهان را چیزی شبیه حکومت الهی حضرت نشان دهند برای همین اینها خودشان را منجی و ... میدانند در فیلم هایشان نیز اشاراتی میکنند چون میخواهند القا کنند در آن حکومت مثل حکومت خودشان ظلم و فساد و قتل هست و ... چون می خواهند ارزش حکومت الهی را پایین بیاورند و هزاران نقشه ی پلید دیگر ... بعد ما نا دانسته حرف معصیت میزنیم چرا چون کلام معصوم را خوب درک نکرده ایم چرا چون بند ه ی مخلص و خوبی نبوده ایم ولی باید بشویم و وظیفه داریم باید خودمان را برای فرج حضرت بسازیم و ادم کنیم و اماده کنیم با توکل به خدا و توسل به حضرت و تلاش شبانه روزی در مبارزه با نفس و اطاعت از همه دستوراتشان و اطاعت و اطاعت و اطاعت این کتاب را بخوانید ان شاءالله متوجه خواهد شد رجعت در عصر ظهورketabestan.ir/معرفی-کتاب/دین/تاریخ-اسلام/حجت-بن-الحسن-عج/438-2013-08-02-19-42-21 مسئلة بازگشت انسانهای کامل پس از قیام و استقرار حکومت جهانی حضرت حجت، صلوات الله و سلامه علیه، (رجعت) به دلیل پیچیدگی خاصی که دارد کمتر مورد توجه محققین صاحب نظر قرار گرفته است، اما نویسندة این اثر با استفاده از آیات، روایات، زیارتها، دعاها و سخنان بزرگان شیعه که این امر را از ضروریات مذهب شیعه شمردهاند حقانیت این واقعة خارقالعاده و شگرف را اثبات کرده است. ![]() همچنین کیفیت و خصوصیات این موضوع از ابعاد مختلف همچون عدم تکرار رجعت، طول عمر رجعت کنندگان، تکلیف در عالم رجعت، جهان پس از حکومت مهدی، عجل الله تعالی فرجه الشریف، و... با شیوهای استدلالی مورد مداقه قرار گرفته است. رجعت در عصر ظهور محمدعظیم محسنی دایکند بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
|
|||
|
|
۱۲:۴۷, ۲۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
یا الله...
با عرض سلام و درود به شما خوانندگان مطالب... اشاره دارم به اون بخش که میگن امام زمان شهید نمیشود... روایات در این باره زیاده.... و اما درسته شیطان به درک میره..اما یک نکته اینه که بعضا حرفی در مورد پیرزنی که از مغرب میاد و سنگی به حضرت میزنه و حضرت رو شهید میکنه هم هست..سوال پیش میاد که مگه شیطان به درک نرفت؟ خب بله شیطان از بین میرود اما نفس انسان هنوز پا برجاست... |
|||
|
|
۰:۴۸, ۲۵/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۳ ۰:۵۹ توسط ashab313mahdi.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۲۴/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۴۷)am22 نوشته است: یا الله... تزکیه نفس امارهِ ( روح حیوانی ) همگان (همه ی مردم) بعد از ظهور این مطالبِ حق فقط دشمنانِ اهل بیت را ناراحت میکند ، بکند خدا لعنتشان کند خداوند متعال ، قرآن ، سوره الشمس : وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها وَ السَّماءِ وَ ما بَناها وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها .... و قسم به نفس و کسی که آنرا پدید آورده ... پس رستگار شد کسی که نفسش را تزکیه کرد این اثبات تزکیه نفس آیت الله مکام شیرازی در تفسیر قرآن در کتاب تفسیرش : هر قدر سوگند های قرآن در یک زمینه بیشتر و محکمتر باشد موضوع اهمیت افزونتری دارد طولانی ترین و موکد ترین سوگندهای قرآن در این سوره است به خصوص اینکه 3 بار سوگند به ذات پاک خداوند در ان تکرار شده و سرانجام بر این نکته تاکیید شده که رستگاری فقط در تزکیه نفس است این هم اثبات تزکیه نفس ِ همگان بعد از ظهور حضرت ابو جعفر باقر (عليه السلام) : اذا قام قائمنا وضع الله يده على روس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم هرگاه قائم ما قيام كند، دست ( ولایتش ) را بر سر همه بندگان قرار دهد، پس عقلها و بردبارى شان جمع و كامل گردد. كافى , ج 1 ![]() اول: اينكه آن حضرت عقلهايشان را بر اقرار به حق جمع مىكند كه ديگر هيچ اختلافى نخواهند داشت. دوم: اينكه عقل هر كدام از آنها جمع میشود، يعنى قواى نفسانى و نيروهاى حيوانى تسليم عقل گردند (همان تزکیه نفس که در آیه فوق ذکر شد) اما باز هم بخوانید و لذت ببرید ای شیعیان و منتظران عزیز امام باقر ( ع ) در مورد آيه « الذين اِنْ مَكَّنَّاهُم فى الارضِ اَقامُوا الصَّلوه و ءَ اتَوُا الزَّكوه وَ اَمَرُوا بِالمعروفِ و نَهَوا عَنِ المنكر وَ للهِ عاقبه الامور » ( سوره حج ، آيه 41 ) فرمود : اين آيه درباره خاندان محمد ( ص ) است در مورد مهدى ( عج ) و يارانش مى باشد ، خداوند آنان را فرمانرواى شرق و غرب زمين قرار مى دهد و دين آشكار مى گردد ، خداوند به وسيله مهدى ( عج ) و يارانش بدعت ها و باطل را مى ميراند ، همانگونه كه سفيهان حق را ميرانده بودند تا اين كه نشانه اى از ستم باقى نماند . آنان به معررف ، فرمان داده ، از زشتى باز مى دارند و پايان امور از آن خدا است . منتخب الاثر ، ص 470 نشانه ای ازستم باقی نمی ماند یعنی شیطان و نفسی در کار نیست این خواست و اراده ی الهی است اما تکلیف هست بندگی هست عبادت هست تازه اولش است امام باقر ( ع ) فرمود : « قائم ( عج ) و يارانش مى جنگند تا همه به توحيد و يكتاپرستى رو آورند و چيزى را شريك خدا قرار ندهند . پيرزن ناتوان از شرق زمين به غرب آن مسافرت مى كند ، بدون اين كه از ناحيه كسى آسيب ببيند . . . . » همه به توحید و یکتاپرستی .... یعنی یک نفر ظالم هم نیست یک ظلم هم نیست و چیزی را شریک خدا قرار نمیدهند یعنی شیطان و نفس نیست که برای خدا شریک قرار دهند البته این نکته را یاداوری کنیم که نفس اماره در وجود انسان است و طبق روایات در زیر قلب و بین پهلوها قرار دارد پس تا زمان مرگ هر کسی در بدنش این نفس هست و یکی از چهار روحی (روح الهی (نفس ملکوتی یا قدسی) ، روح انسانی (نفس عاقله یا ناطقه) روح حیوانی (نفس اماره) روح نباتی (نفس گیاهی (رشد و نمو) ) ) است که همواره در بدن انسان می باشد و نفس اماره از بین نمیرود فقط تزکیه میشود یعنی دیگر به بدی ها و زشتی ها امر نمیکند ولی چون دشمن ترین دشمنان انسان است باز هم امر میکند اما به خوبیها چرا ؟ چون دشمن شماست و میخواهد حالا که تزکیه شده اید لا اقل اخلاص را از شما بگیرد یعنی شما به دستور این نفس کار خوبی انجام دهید نه دستور الهی یعنی مشرک در اطاعت اگر دقت کرده باشید در ابتدای کار با نفس مبارزه میکنید تا نماز اول وقت خوان شوید بعد از مدتی که این ملکه نفستان شد دیگر مبارزه نیمیکنید و تازه میبینید یک چیزی از درونتان شما را امر به نماز اول وقت میکند ! این همان نفس اماره است که به خوبی امر میکند تا اخلاص را از شما بگیرد یعنی شما به دستور نفس نماز اول وقت خوانده اید نه به دستور خداوند (یا روح الهی ) اما اولیای الهی حواسشان هست و توجه ای به امر نفس نمیکنند و او را کنار میگزارند و فقط برای خدا و به دستور خدا و قربة الی الله کارهایشان را انجام میدهند یعنی به نداهای نفس اماره توجهی نمیکنند و فقط به نداهای نفس الهی و نفس انسانی توجه میکنند و عمل میکنند پس تزکیه نفس به این معنا نیست که نفس به کلی از بین برود بلکه به این معناست که بدی هایش از بین میرود و تزکیه میشود یعنی دیگر امر به معصیت نمیکند بحار الانوار ج 52 ، ص 336 امام صادق ( ع ) فرمود : « علم و دانش 27 حرف است و مجموع آنچه پيامبران آورده اند ، دو حرف است . مردم تا روز ظهور بيش از آن دو حرف را نمى دانند ، وقتى قائم ( عج ) قيام كند ، 25 حرف بقيه را بيرون آورده و در ميان مردم منتشر مى سازد و بدين سان مجموع 27 جزء دانش را نشر مى دهد » بحار الانوار ج 52 ، ص 336 با کامل شدن علم و عقل و حلم و همچنین با تزکیه نفس و از بین رفتن شیاطین جنی و انسی توسط ولی الله اعظم حضرت بقیة الله طبق ایات و روایات صحیح السندی که در این عنوانها ذکر شد بعد ازظهور به کوری چشم دشمنان اهل بیت دیگر هیچ ظلم و قتل و جنگ و فسادی در روی زمین نیست چرا که أُطَهِّرَ الْأَرْضَ ذَلِكَ الْيَوْمَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الشِّرْكِ وَ الْمَعَاصِي در نتیجه امام زمان عج حد اقل 70 سال تا حد اکثر 3090 سال (میانگین 1400 سال ) حکومت میکنند بعد از ایشان هم امام حسین علیه السلام حدود 40000 سال حکومت میکنند بعد از ایشان امیرالمومنین و ... تا بقیه ی اهل بیت ... تا قیامت ... الحمدلله ... همه طبق آیات و روایاتی که برخی از انها را ما در این پست های 5 گانه ذکر کردیم برای خشنودی قلب مطهر و مقدس مولایمان حضرت مهدی عج و بالابردن معرفت دوستان حضرت الهی به گیسوان پریشان حضرت زینب سلام الله علیها قسم ، دگر باقی مانده غیبت ولی عزیزت را بر ما ببخشا و پدر مهربان ما را حبیب قلوب ما را طبیب نفوس ما را به ما بیچارگان بر گردان . والسلام علی من اتبع الهدی منبع : اصحاب مهدی عج پایگاه معارف حقه ی اهل بیت لینک ثابت 2نظر |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چگونه امام زمان به شهادت می رسد مگر ظلم هنوز پا برجاست؟ | IR66 | 1 | 1,387 |
۳۰/خرداد/۹۳ ۲۲:۵۵ آخرین ارسال: Justice Bringer |
|





![[تصویر: 2______________.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/10201/medium/2______________.jpg)
![[تصویر: 1__________________________________2_.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/10201/1__________________________________2_.jpg)





![[تصویر: viewpost-left.png]](http://www.askdin.com/images/askdin/buttons/viewpost-left.png)
![[تصویر: rejatdarasrezohor.jpg]](http://ketabestan.ir/images/book/NEW02/rejatdarasrezohor.jpg)