کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 9 رای - 4.11 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
(A)رابطه حب اهل بیت و ایمان!#
۱۶:۳۴, ۱۰/آذر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۱ ۱۷:۳۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
تا امام زمان در قلب ما ظهور نکرده اند، برای ظهورشان نمی توانیم گامهای چندان مؤثری برداریم.
ایمان!
امام زمان را مؤمنین می توانند یاری کنند.
اما ایمان چیست و آثارش چیست از کجا بفهمیم ایمان داریم یا نداریم؟
جایگاه ایمان در قلب انسان است، زمانی که انسانی به چیزی ایمان بیاورد، آن چیز به باور تبدیل شده و جایگاهش قلب است و نه عقل!
به طور مثال همه میدانیم که مرده کاری با آدم ندارد اما چند نفر حاضرند که شب در یک خانه تک وتنها بایک جسد بخوابد؟
بله تنها مرده شور چون علاوه بر اینکه میداند، باورهم دارد. یا مثالی ملموس تر، همه ما میدانیم که ورزش چقدر برای سلامت جسم و جان مفید است امام چند نفر از ما ورزش میکند؟
بنابر این انسان ها بیشتر بر اساس باورهای قلبی خود عمل میکنند تا دانسته های عقلی و اینکه اصطلاحاً میگن فلان اخلاق پسندیده باید ملکه شود در انسان یعنی باید به باور قلبی تبدیل شود.

قلب انسان در مواجه شدن با هر چیز اساساً دو خروجی از خود بروز می دهد، یا چیزی از جنس محبت ، عشق و علاقه و یا چیزی از جنس نفرت، بیزاری و اشمئزاز. البته شدت و ضعف به وجود آمدن و تجلی این امور در قلب، نسبت به هر چیزی که قلب با آن مواجه می شود متفاوت است.

عمل صالح و تقوا، به تنهایی ملاکی حقیقی برای اثبات وجود ایمان در انسان نیست، به گواه قرآن!
اما گواهان

وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً (124)
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (97)
وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى‏ لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً (19)
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً (112)
فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ (94)
و آیاتی از این دست بسیار است
باید توجه داشت که این و هو مؤمن که مرتباً تکرار می شود چیست؟
بعلاوه در خود قرآن و طول تاریخ، متقیان بسیاری داشتیم که از آنجا که ریشه ی تقوایشان حب فی الله نبوده و و حب النفس بوده دچار سوء عاقبت شده اند که معروف ترین این افراد متقی در بین انسانهایی که در قرآن ذکر شده بلعم باعورایی است که با اینکه به واسطه تقوا داشتن، اسم اعظم را هم می دانست اما چون ریشه ی این تقوا، حب فی الله نبود کارش به نفرین کردن حضرت موسی کشید و کافر از دنیا رفت و بعد از این نمونه ی انسانی ، شیطان لعنت الله علیه هم بعد از آنهمه تقوا پیشگی، همه میدانید که چه بلایی به سرش آمد به واسطه ی کرنش نکردن آگاهانه در برابر برگیزیده ی خدا از درگاه خداوند مترود شد و همه از تقوای اهل خوارج هم بسیار شنیده اید.
پس تقوایی که ریشه اش حب خدا و حب دوستان و محبوبین خدا نباشد ما را به سر منزل مقصود نمی رساند!!!!!!!!!!!!!!
اما هر کسی که ادعای حب داشت و تقوا نداشت ، حبش در حد بسیار ضعیف است .
ببینید همه ی ما در این دنیا مسافریم
هر مسافر برای مسافرت به دو چیز نیاز دارد
یکی توشه ی سفر و دیگری مرکب
همه ی شما شنیده اید که توشه ی راه تقوا است، اما شما حالا هی تقوا داشته باش و هی توشه جمع کن بدون مرکب کجا می خواهی بروی؟!!!!!
اما مرکب چیست؟
بله مرکب همان حب خدا و محبوبین خداست یعنی اهل بیت و بغض و دشمنیِ دشمنان خدا ودشمنان دوستان خدا
اما گفتم نشانه ی حب واقعی چیست؟
این است که نه تنها موجب ناراحتی محبوب نشویم بلکه موجبات شادی او را هم فراهم آوریم و هیچ چیز اهل بیت که محبوبترین خلق خدا هستند را به اندازه ی نافرمانیِ خدا وبی تقوایی ناراحت نمی کند و هیچ چیز هم مانند اطاعت از خدا و رعایت تقوای الهی و اطاعت امر خدا، ایشان را خوشنود نمی کند(و از مهمترین دستورات خدا که در قرآن هم آمده اطاعت محض از رسول و ولی امر تعیین شده از سوی خداست که توسط پیامبر معرفی میشود).
پس از نشانه های محب واقعی چیست ؟
عمل به واجب و ترک حرام که می شود همان تقوای الهی آن هم با ریشه و منشاً حب.
یک مثال ساده از تقوای با ریشه ی حب برایتان میزنم
احتمالاً میدانید که مستحب است که انسان در روز جمعه ناخن هایش را بگیرد. یک روز امام خمینی مشغول گرفتن ناخن هایشان بودند در روز جمعه که گویا دخترشان از ایشان میپرسند آقا جان چرا ناخون هایتان را الآن کوتاه میکنید. امام میفرمایند چون خدا دوست دارد.!!!
نکته خیلی دقیق و لطیف است، ایشان نمیگویند که چون مستحب است (یعنی برای ثوابش) بلکه میفرمایند چون خدا دوست دارد، یعنی چه؟ یعنی من میخواهم مطابق میل محبوبم عمل کنم.امام علی میفرمایند: قوماً عَبَدَالله حُباً (مردمی هستند که خدا را از روی حب و عشق عبادت می کنند) خدا خودش روزی ماهم بنماید.

اما محبین ضعیف هم طبق روایات معتبر در نهایت عاقبت به خیر خواهند شد و آن مرکب آنها را به سر منزل مقصود می رساند
اما بدون توشه پدرشان در راه در می آید. بالآخره بهشت جای مطهران است و محب باید قبل از ورود به بهشت که جایگاه مطهران است از رجس و آلودگی پاک شود و برای همین هم ممکن است به انواع بلا ها در دنیا و در هنگام جان دادن و شب اول قبر و برزخ و قیامت مبتلا شود و اگر اوضاعش خیلی از نظر عمل خراب باشد ممکن است مدتی هم طعم جهنم را بچشد اما در نهایت مرکب حب پس از تطهیر او را روانه ی بهشت می کند
و تازه خداوند تنها عمل متقیانه ای را می پذیرد که خالصانه انجام شده باشد
روزی خداوند به حضرت موسی میفرماید: ای موسی تا کنون چه عملی را خالصانه برای من انجام داده ای بعد موسی به طور مثال میگوید مردم را به دینت دعوت کرده ام ، خداوند دلیل می آورد که این عمل خالصانه برای من نبوده بعد میگوید مثلاً نماز خواندم بعد دوباره خدا دلیل می آورد که در حقیقت این عملت هم از روی خلوص و تنها برای من نبوده و خلاصه هر چه موسی علیه السلام عملی را نام میبرد خداوند هم دلیلی می آورد که نشان میدهد این آن عمل خالصانه ی مورد نظر نیست. خلاصه موسی علیه السلام میگوید خدایا من نمیداندم تو خود بگو که عمل خالص برای تو چیست؟
خداوند میفرماید: ای موسی عمل خالص برای من آن است که دوستانِ من را دوست بداری و دشمنانِ من را دشمن بداری این است عمل خالص برای من.
و این درحقیقت همان فراز معروف زیارت عاشوراست که إنی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم الی یوم القیامة ، یعنی من تا روز قیامت با هر که باشما در سلم و دوستی است دوستم و با هر که باشما در جنگ و خصم است نیز دشمنم .
و اساساً یکی از بهترین راه های ربط پیدا کردن و نشان دادن صادقانه ی حب این است که انسان خود را درشادی و بلای اهل بیت شریک کند و روایات زیادی داریم که شیعیان با غم امامشان غمگین میشوند و با شادی امامشان شاد میشوند.
و بزرگترین بلای کل تاریخ عالم که بر جبهه ی حق و حزب خدا واردشده فاجعه ی کربلا است، و تمام انبیا و ائمه و اولیای دین، ما را به مبتلا شدن و همراه شدن در عزای حسین علیه السلام و یارانش توصیه اکید کرده اند و زیارت عاشورا والا ترین سندی است که با توجه به معارف آن میتوان به بلای حسین علیه السلام وجبهه ی حق مبتلا شد و صداقت خود را در محب بودن نشان داد در سایه این همراهی به تهذیب نفس واز آن بالاتر سنخیت با امام زمان رسید. چرا که ایشان روزی دوبار در عزای جد بزرگوارشان مینشینند تا اذن انتقام از سوی خداوند صادر شود و این است وجه تسمیه ی امام زمان علیه السلام به منتقم.
راستی :::::::::::: حتماً همگی غربت و غم غروب جمعه ها را حس کرده اید.....
و البته این یک رابطه ی دو طرفه است و امام هم از غم هر کدام از شیعیانش غمگین میشود
بزرگترین معجزه ی اکسیر عشق آن است که عاشق کم کم در اثر عشق رنگوبوی معشوق را به خود میگیرد و از هر چه معشوق را میازارد بیزار میشود و به هر چه معشوق را خوشحال میکند میل پیدا میکند
در ادامه بحث مختصری را هم درباره ی جایگاه حب اهل بیت در قرآن خواهیم آورد

قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً (فرقان 57)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند

... قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏... (شورى 23)
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏]

از دو آیه فوق در می یابیم که هر کس بخواهد راهی به سمت پروردگارش برگزیند باید اهل مودت و دوستیِ اهل بیت باشد (البته بدیهی است که از لوازم مودت و دوستی واقعی اطاعت از اوامر محبوب است و اوامر و نواهی ایشان نیز اوامر و نواهی خداوند است )


قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم" (آل عمران 31)
بگو اگر خدای را دوست دارید از من(پیامبر) پیروی کنید تا خدا نیز دوستتان بدارد و گناهانتان را بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ (آل عمران32)
بگو: «خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد.» پس اگر رويگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد

همان گونه که در این دو آیه شریفه نیز مشاهده میشود نشانه ی محبت واقعی به خدا، اطاعت از رسول خداست که این اطاعت نیز موجب محبوب شدن بنده نزد خداوند و آمرزش او می شود و همچنین روی گردادن از حکم خدا و رسولش باعث خشم خدا و واقع شدن بنده در زمره کافرین است


مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (نمل 89)
هر کس كارِ نيك را بیاورد پاداشى بهتر از آن دارد و آنان از وحشت آن روز ايمنند
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (نمل 90)
هر كس كار بد را انجام دهد آنها به رو در آتش سرنگون شوند آيا جز در مقابل اعمالى كه مى‏كرده‏ايد سزايتان مى‏دهند

نکته بسیار تأمل برانگیزِ دو آیه فوق این است که در این دو آیه خداوند نمی فرمایند (( من جاء بالحسنات )) و یا ((من جاء بالسیئات )) بلکه برای ایمنی از فزع و وحشت روز قیامت آوردن یک حسنه را کافی می داند و برای سرنگونی در آتش تنها آوردن یک سیئه را .
حال سوال اساسی این است که کدام حسنه است که اگر در فردای قیامت بیاوریم از وحشت و سختی روز قیامت در امان میمانیم ؟
و کدام سیئه است که آدمی را به رو و صورت در جهنم می افکند؟
در روضة الواضعین ص 106 آمده است که امام باقر علیه السلام فرمود: مراد از حسنه ولایت و روش علی علیه السلام است و مراد از سیئه دشمنی و بغض و کینه ی اوست که با آن هیچ عملی مقبول نمیگردد
در کافی از امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارشان از امیر مؤمنان روایت شده است که در مورد این آیه فرموده اند: حسنه، شناخت ولایت و محبت ما اهل بیت است و سیئه، انکار ولایت و دشمنی با ما اهل بیت است
(کافی،ج1،ص185،ح14)

همانطور که مشاهده کردید و در آیه ی ذیل هم به آن تصریح و تأکید شده است
در قرآن مهمترین نشانه ی ایمان، حب و بغض و دوستی و دشمنی با دوستان و دشمنان خدا و اولیای خدا است
مومن با کسی که با خدا و رسولش مخالفت کند محال است که دوستی کند حتی اگر آن مخالفت کنندگان عزیزترین کسان آن شخص باشد:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم




لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَان ﴿۲۲-مجادله﴾



هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمی‏یابی که با مخالفان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنها باشند، آنها کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه قلوبشان نوشته (۲۲)






بعلاوه بحث تکمیلی را هم میتوانید در پست حقیقت ایمان و کفر چیست؟ پیگیری کنید.
این تاپیک هم بسیار می تواند مفید باشد
کمکم کنید:: فقط خدا را دوست دارم، اهل بیت را نه!
یا علی و التماس دعای فراوان!!
جون من پدر مادر من رو هم اگه شد دعا کنید حالا منم دعا نکردید مسئله ای نیست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۵۸, ۹/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #11
آواتار
(۸/شهریور/۹۰ ۲۳:۳۳)علی 110 نوشته است:  حب که به حرف نیست دوست من

شما نمیتونی ادعا بکنی استقلالی هستی و در ورزشگاه در جایگاه هواداران پرسپولیس بنشینی و کاری کنی که باعث خوشحالی پرسپولیسی ها بشه

مثال خیلی قشنگی زدید
محبان اهل بیت مشابه طرفداران فوتبال اند که نشسته تشویق میکنن و خوشحال یا ناراحت میشن ولی کار خاصی نمیکنن بیرون گود نشستن و میگن لنگش کن

این بحثهایی که میگه حب بدون عمل حب نیست بعد از ان رونق گرفت که جامعه عاشق اهل بیت شد ولی در کنارش به انحراف خودش رسید
اصولا چه دلیلی عقلی هست که حب، عمل میاره
از نظر من جامعه ی ما عاشق اهل بیت هستن و در کنارش در جاده خاکی
دلیلش هم اینه که به معشوقشان معرفت ندارن عاشق کمالات فاطمه س نیستن بلکه عاشق دختر پیامبر ص، همسر علی ع و مادر حسن ع و حسین ع هستند
مردم به سادگی میتونن چند لیتر برای فاطمه س گریه کنن ولی 5دقیقه در مورد ایشان فکر نمیکنن
یا حتی چند قدم برای فاطمه س شدن برنمیدارن
عشق بدون معرفت مردم به اهل بیت واضحه ولی در اخر نتیجه ای جز وضعیت فعلی نداره


ضمنا عادت ندارم چیزی را که نخوندم را رد یا تائید کنم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۵, ۹/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۰ ۲۳:۴۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #12
آواتار
(۹/شهریور/۹۰ ۲۰:۵۸)dideban نوشته است:  اصولا چه دلیلی عقلی هست که حب، عمل میاره

من خیلی در مورد این جمله ی شما اظهار نظر نمی کنم

اساس عمل کرد انسان ها بر مبنای حب و بغشان است

شما خودت رو دوستداری، دلت نمیخواد بری جهنم گناه نمیکنی (عبادت خائفین)

شما خودت رو دوستداری دلت میخواد به خودت حال بدی تلاش میکنی بری بهشت(عبادت تاجران)

شما خدا رو دوست داری دلت میخواد مورد رضای خدا عمل کنی به حرفش گوش میدی(عبادت احرار)

اساساً وقتی دو نفر به هم علاقه مند میشن سعی میکنن ظاهر و رفتارشون جور نباشه که محبوبشون رو ناراحت کنند

این اشکال شما بسیار از لحاظ منطقی...


در ضمن ما در این بخش مستند به آیات و روایات صحبت میکنیم و از خودمون قرار نیست بیان کننده ی اصول عقاید شیعه باشیم

دو حالت بیشتر نداره شما یا بیشتر از خدا و 14 معصوم میفهمی یا کمتر میفهمی

این کلام خداست در قرآن


قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً (فرقان 57)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند

... قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏... (شورى 23)
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏]

از دو آیه فوق در می یابیم که هر کس بخواهد راهی به سمت پروردگارش برگزیند باید اهل مودت و دوستیِ اهل بیت باشد



مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ (نمل 89)
هر کس كارِ نيك را بیاورد پاداشى بهتر از آن دارد و آنان از وحشت آن روز ايمنند
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (نمل 90)
هر كس كار بد را انجام دهد آنها به رو در آتش سرنگون شوند آيا جز در مقابل اعمالى كه مى‏كرده‏ايد سزايتان مى‏دهند

نکته بسیار تأمل برانگیزِ دو آیه فوق این است که در این دو آیه خداوند نمی فرمایند (( من جاء بالحسنات )) و یا ((من جاء بالسیئات )) بلکه برای ایمنی از فزع و وحشت روز قیامت آوردن یک حسنه را کافی می داند و برای سرنگونی در آتش تنها آوردن یک سیئه را .
حال سوال اساسی این است که کدام حسنه است که اگر در فردای قیامت بیاوریم از وحشت و سختی روز قیامت در امان میمانیم ؟
و کدام سیئه است که آدمی را به رو و صورت در جهنم می افکند؟

در روضة الواضعین ص 106 آمده است که امام باقر علیه السلام فرمود: مراد از حسنه ولایت و روش علی علیه السلام است و مراد از سیئه دشمنی و بغض و کینه ی اوست که با آن هیچ عملی مقبول نمیگردد

در کافی از امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارشان از امیر مؤمنان روایت شده است که در مورد این آیه فرموده اند:
حسنه، شناخت ولایت و محبت ما اهل بیت است و سیئه، انکار ولایت و دشمنی با ما اهل بیت است(کافی،ج1،ص185،ح14)

خب حالا طبق فرمایش خدا در قرآن و اهل بیت شرط لازم رستگاری محبت اهل بیت هست
قید و شرط هم براش نگذاشتند (شرط کافی اون هم عمل صالح)

با توجه به اینکه مراد از سیئه و گناهی که باعث خلود انسان در جهنم میشود دشمنی و بغض و کینه ی اهل بیت است
لذا بد نیست که برائت و نفرت خود رو از دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت صراحتاً بار دیگه اعلام کنم
لعنت خدا بر دشمنان اهل بیت و ظالمین حقشان
(۹/شهریور/۹۰ ۲۰:۵۸)dideban نوشته است:  اصولا چه دلیلی عقلی هست که حب، عمل میاره

من موندم شما با چه جرأتی رو حرف خدا حرف میزنی

خدا میگه اگه من رو دوستداری باید پیامبر رو اطاعت کنید !!!!!!!!!!!!!!!
خود خدا داره میگه نشانه ی حب واقعی اطاعت و عمل به دستور پیغمبر هست اونوفت شما این وسط حرف حسابت چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم" (آل عمران 31)

بگو اگر خدای را دوست دارید از من(پیامبر) پیروی کنید تا خدا نیز دوستتان بدارد و گناهانتان را بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.



(۹/شهریور/۹۰ ۲۰:۵۸)dideban نوشته است:  محبان اهل بیت مشابه طرفداران فوتبال اند که نشسته تشویق میکنن و خوشحال یا ناراحت میشن ولی کار خاصی نمیکنن بیرون گود نشستن و میگن لنگش کن

این توهین به محبان اهل بیت است
آیا سلمان و ابوذر و مقداد و مالک اشتر از محبین اهل بیت نیستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


بعلاوه از رسول اکرم روایت داریم که : هر کس که به عمل گروهی راضی باشد از آنهاست حال اگر عمل عمل صالح باشد و او به آن عمل راضی باشد جزو صالحین است و اگر عمل زشت باشد و اوبه آن عمل راضی باشد او جزو زشت کاران است


و حتی در یکی از جنگها یکی از محبین مولا علی میاید پس از جنگ نزد ایشان و میگوید یکی از اطرافیانم نتوانست در جنگ شرکت کند
امام میپرسند آیا دلش با ما بود
او میگوید آری
امام میگوید پس در اجر ما شریک است!!!!!!!!!!!!!!!!!!



بعلاوه
روایت دیگری داریم از امام باقر علیه السلام
در محضر امام باقر ( علیه السلام ) بودم , مسافرى از خراسان كه آن راه دور را پیاده طى كرده بود به حضور امام شرفیاب شد . پاهایش را كه از كفش درآورد شكافته شده و ترك برداشته بود . گفت به خدا سوگند من را نیاورد از آنجا كه آمدم مگر دوستى شما اهل البیت .
امام فرمود به خدا قسم اگر سنگى ما را دوست بدارد , خداوند آن را با ما محشور كند و قرین گرداند و
هل الدین الا الحب آیا دین چیزى غیر از دوستى است

مردى به امام صادق ( ع ) گفت :
ما فرزندانمان را به نام شما و پدرانتان اسم مى گذاریم , آیا این كار , ما را سودى دارد ؟ حضرت فرمودند آرى به خدا قسم : و
هل الدین الا الحب مگر دین چیزى غیر از دوستى است ؟

سپس به آیه شریفه :
(( ان كنتم تحبون الله فاتبعونى یحببكم الله )) استشهاد فرمود.


اساسا علاقه و محبت است كه اطاعت آور است .

عاشق را آن یارا نباشد كه از خواست معشوق سربپیچد .


ما این را خود با چشم مى بینیم كه جوانك عاشق در مقابل معشوقه و دلباخته اش از همه چیز مى گذرد و همه چیز را فداى او مى سازد




مطالب و مباحث بسیار بدیهی است هم از لحاظ عقلی و هم از لحاظ استنادی به آیات و روایات

بداهت آن برای کسی قابل درک نیست که از نگون بختی و شقاوتش حب اهل بیت ممکن است در وجودش نباشد و یا از اوج شقاوتش احیاناً بغض آنها را در دل داشته باشد

کفی بالله شهیدا

(۸/شهریور/۹۰ ۱۴:۰۸)dideban نوشته است:  محبت اهل بیت را داشته باشیم کافی است و در اخر به بهشت میرویم
مسیحیت (پولس) اعتقاد به فدا شدن خدوند (عیسی) به تنهایی ما را نجات میدهد و به شریعت نیازی نیست

شرکت در مجالس اهل بیت وعزاداری و شادی برای اهل بیت
دعا ذکر نماز مستحبی و.. مستحبی
روزی که باور کنم اسلام همیناست دیگه مسلمان نمیمانم

حب علی ع موجب رستگاری میشه یا اکرام ایتام؟
حب حسین ع موجب رستگاری میشه یا زندگی با عزت و جهاد با ذلت و ظلم؟
حب امام زمان ع موجب رستگاری میشه یا جهاد برای عدالت ازادی استقلال؟

حب اهل بیت ما را به هیج جا نمیبره
مثل اهل بیت شدن (در حد توان خودمان) ما را بالا میبره
----------
این حرفها نظرات شخصی بود
و مخالف فرمایشات روحانیون است و صرفا جهت تشویش اذهان عمومی بود

یه نکته ی دیگه

ما در بخش اصول عقاید شیعه یه قانون داریم

در این بخش کسی بافتنی های ذهن خودش رو در این جا قرار نمیده در مورد مسائل اعتقادی

بعلاوه

(۸/شهریور/۹۰ ۱۴:۰۸)dideban نوشته است:  ----------
این حرفها نظرات شخصی بود
و مخالف فرمایشات روحانیون است



اگه خواستید در مسائل اعتقادی اظهار فضل های خودتون رو داشته باشید تشریف میبرید در بخش سایر موضوعات یه تاپیک ایجاد میکنید و نظرات شخص خودتون رو بیان میکنید

اگه خواستید این گفتگو ادامه پیدا کنه باید با استناد به آیات قرآن و رویات کار رو دنبال بفرماید


بعلاوه
دوستان تالار رو دعوت میکنم که به این فراز سخن ایشان دقت ویژه مبذول دارند!!!!!!

(۸/شهریور/۹۰ ۱۴:۰۸)dideban نوشته است:  ----------
این حرفها
صرفا جهت تشویش اذهان عمومی بود


تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۵, ۱۰/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۰ ۰:۳۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #13
آواتار
قل ان کنتم تحبون الله فتبعونی
اگر خدا را دوست دارید پس اطاعتش کنید
آیا میشود کسی ادعای دوستی با خدا را بکند اما به دستورات او عمل نکند!؟
امام صادق در حدیثی میفرمایند :من تعجب میکنم از کسانی که ادعای دوستی ما را دارند اما به دستورات ما عمل نمینند.
مراحل یک عمل قصد نیت و عمل است . نیت یا انگیزه باید بر مبنای حب باشد . این نیت است که بین عمل خدا پسندانه و غیر ان جدایی میافکند . عمل بدون حب قبول نیست . حب بدون عمل هم فایده ندارد .چون حب واقعی انسان را به عمل میکشاند و برای محبوب حاضر است است هر کاری انجام دهد ....



در قرآن مجيد پيروي از پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) محور حبِّ خداست. انسان در صورتي خدا دوست است و به او عشق مي ورزد که از دستورهاي پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اطاعت کند: «قُل إِن کُنتم تُحِبّون الله فَاتّبعوني يُحبِبکم الله و يَغفرلکم ذُنوبکم والله غَفورٌ رَحيمٌ»آل عمران/31
علاّمه طباطبايي (قده) مي فرمايند: «آيه بدين معناست که اگر مي خواهيد در بندگي خداوند، بر اساس حبّ واقعي، خالص باشيد از شريعت اسلام که بر اساس حبّ پايه گذاري شده پيروي کنيد؛ حبّ و عشقي که نماد آن اخلاص و اسلام، يعني همان صراط مستقيم خداست؛ صراطي که پويندة آن را به خداوند متعال مي رساند. پس اگر از راه من [پيامبر] با اين ويژگي (ياد شده) پيروي داشته باشيد، حق تعالي شما را دوست مي دارد و به شما عشق مي ورزد. همانا عشق خدا (محبّ) به شما بزرگترين بشارت است. در اين صورت آنچه خواستيد مي يابيد و اين همان چيزي است که محب (خدا) در حبّ خود مي جويد»
(الميزان 3/184)
اکنون به برخي روايات در اين زمينه اشاره مي شود:
1ـ«جاء أعرابي إلي النّبي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فقال يا رسول الله متي السّاعة؟ فقال: ما أعددتَ لها؟ فقال: ما أعددتُ لها کثيرَ صلاةٍ و صيامٍ إلاّ أنّي أحبّ الله و رسوله. فقال له النبّي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): المرء مع من أحبّ. قال أنس: فما رأيتُ المسلمين فرحوا بشيء بعد الإسلام فرحهم بذلک؛ (محجة البيضاء 8/6؛ بحار 27/85) انس گويد: مردي صحرا نشين از پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرسيد: قيامت کي برپا مي شود و رستاخيز چه روزي است؟ پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: براي آن روز چه ذخيره کردەاي؟ گفت: نماز و روزة فراواني ندارم، ولي خدا و پيامبرش را دوست مي دارم. پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: انسان با محبوبش محشور مي شود. انس مي گويد: مسلمانان را نديدم پس از رهايي از جاهليّت و نيل به اسلام به چيزي به اين اندازه خرسند شده باشند؛ زيرا لقاي الهي مهمّ ترين آرمان و بهترين آرزوست. اگر با محبت خدا بتوان به حضور وي بار يافت چنين مطلبي کاملاً مسرّت بخش خواهد بود.

2ـ پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند:
«أحبّوا الله لما يغذوکم به مِن نعمه و أحبّوني لحبّ الله عزّوجلّ و أحبّوا أهل بيتي لحُبّي؛ (بحار 27/76) خدا را دوست بداريد؛ زيرا غذاي جسم و جان و نيز حيات شما را تأمين مي کند، و براي رضاي خدا به من علاقمند، باشيد؛ زيرا من مجراي فيض او هستم و به اهل بيت من به سبب دوستي من علاقمند باشيد؛ زيرا رابط ميان من و شما هستند».

3ـ امير المؤمنين (علیه السلام) مي فرمايند: مردي از انصار به حضورپيامبر شرفياب شد و گفت:
«ما أستطيع فراقک يا رسول الله و إنّي لأدخل منزلي فأذکرک فأترک ضيعتي و أقبل حتّي أنظر إليک حبّاً لک، فذکرتُ إذا کان يومَ القيامة فأدخلتَ الجنّة فرفعتَ في أعلي عليّين، فکيف لي بک يا نبي الله؟ فنزل: «ومن يُطع الله والرّسول فأُولئک مع الّذين أنعم الله عليهم من النّبيّين و الصّديقين و الشُّهداء و الصّالحين و حَسُن أُولئک رَفيقاً»؛نساء/69؛ (درّ المنثور 2/588؛ الميزان 4/413)؛ من طاقت هجران شما را ندارم. چون وارد منزل مي شوم به ياد شما مي افتم و دست از کار مي کشم و به شما رو مي آورم تا به زيارت شما نايل آيم. اين بر اثر آن است که شما را دوست دارم. اکنون به اين فکر افتادم که روز قيامت که شما وارد بهشت شده و به اعلي عليّين عروج کرديد من چه کنم؟ آنگاه اين آيه نازل شد: آنان که خدا و رسول را پيروي کنند البته با کساني خواهند بود که خداوند دربارة آنان لطف و عنايت کامل کرده، يعني با پيامبران، صديقان، شهيدان و نيکوکاران محشور خواهند شد و اينان در بهشت چه نيکو رفيقاني هستند».

4ـ رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:
«من رزقه الله حبّ الأئمة من أهل بيتي فقد أصاب خير الدّنيا و الآخرة. فلا يشکّنّ أحدٌ أنّه في الجنّة فإنّ في حبّ أهل بيتي عشرين خصلة: عشر منها في الدّنيا و عشر في الآخرة.
أمّا في الدّنيا: فالزّهد، والحرص علي العمل، والورع في الدّين، والرّغبة في العبادة، والتّوبة قبل الموت، والنّشاط في قيام اللّيل، واليأس ممّا في أيدي النّاس، و الحفظ لأمر الله و نهيه عزّوجلّ، والتّاسعة بغض الدّنيا والعاشرة السخاء.
و أمّا في الآخرة: فلا ينشر له ديوان، و لا ينصب له ميزان، و يعطي کتابه بيمينه، و يکتب له برائة من النّار، و يبيض وجهه، و يکسي من حلل الجنّة، و يشفع في مأة من أهل بيته و ينظر الله إليه عزّوجلّ بالرّحمة، يتوّج من تيجان الجنّة، و العاشرة يدخل الجنّة بغير حساب، فطوبي لمحبّي أهل بيتي؛(بحار 27/78) کسي که خداوند متعال دوستي پيشوايان از اهل بيت مرا نصيب او گرداند، همانا به خير دنيا و آخرت نايل آمده است. کسي شکّ نداشته باشد که چنين شخصي در بهشت است. همانا در دوستي اهل بيت من بيست ويژگي است که ده تاي آن در دنيا و ده تاي آن در آخرت است مي باشد. اما در دنيا: زهد، حرص بر کردار شايسته، پارسايي در دين، شوق و رغبت در عبادت، توبه پيش از مرگ، شور و نشاط در پرداختن به نماز شب، آيس و نا اميد بودن از مالي که در دست مردم است، پاسداري از امر و نهي خداي عزّوجلّ، بغض دنيا و سخاوت است. اما آنچه در آخرت است: نامة اعمال او را براي قرائت نمي گشايند، ميزاني براي کردار او بر پا نمي گردانند، نامه اعمال او به دست راست وي داده مي شود، براي او برائت از آتش جهنّم نوشته مي شود، چهرەاش نوراني است، از پوشاک بهشتي به او مي پوشانند، در خاندان خود شفيع صد نفر مي گردد، خداي عزّوجلّ نگاه رحمت و لطف به او مي افکند، تاجي از تاج‎هاي بهشتي بر سرش نهاده مي شود، و بدون حساب وارد بهشت مي گردد. خوشا به حال دوست داران اهل بيت من».

سرّ تأثير چنين دوستي اين است که اين محبّت صبغة الهي دارد اوّلاً و هر چه از وجه اللهي برخوردار بود سهمي از بقا دارد: «ما عندکم ينفد وما عند الله باق» نحل/96 و اگر محبّتي داراي اين ويژەگي الهي نبود نمي ماند.

بنابراين، دوستان دنيوي چه بسا در آخرت دشمن يکديگر گردند: «الأخلاّءُ يومئذٍ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين؛ V}زخرف/67 در آن روز دوستان کنوني همه با هم دشمنند به جز پارسايان. قيامت روز ظهور دوستي‎ها و دشمني‎هاي راستين است».1
پی نوشت:
1. آيت الله جوادي آملي،تفسير موضوعي قرآن ج 4 (معاد در قرآن)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۵۹, ۱۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #14
آواتار
سلام

بردار محب اهل بیت ای کاش در برخوردتان کمی هم به سیره اهل بیت توجه میکردید
بارها اهل بیت در مقابل منکران توحید و امامت با کمال اخلاق و خضوع رفتار کردند و دلایل خودشان را با ارعایت احترام بیان کرد
بنده که هم توحید قبول دارم هم امامت و البته تولی و تبری
پست شما هم خوندم اگر چه تکرار پست اول بود با ادبیاتی ...
----------
3بار گفتید که من گفتم صرفا برای تشویش... ای کاش یکبار هم میگفتید که من گفتم حب به اهل بیت در جامعه ما بدون معرفته و جامعه عاشق کمالات اهل بیت نیستن بلکه عاشق خود افرادن
بحث مفصل است که دوست داشتم ادامه بدم و...
-----------
ادامه بحث را صلاح نمیدونم
اگر موجب زحمت شدم صمیمانه معذرت میخوام (جدی میگم)
و از اینکه تونستید یکی از عوامل صهیونیست وهابت و ..به شما تبریک میگم
کلا از تالار میرم که موجب ازردگی خاطر محبان اهل بیت نباشیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۴, ۱۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
(۱۰/شهریور/۹۰ ۱۱:۵۹)dideban نوشته است:  سلام

بردار محب اهل بیت ای کاش در برخوردتان کمی هم به سیره اهل بیت توجه میکردید
بارها اهل بیت در مقابل منکران توحید و امامت با کمال اخلاق و خضوع رفتار کردند و دلایل خودشان را با ارعایت احترام بیان کرد
بنده که هم توحید قبول دارم هم امامت و البته تولی و تبری
پست شما هم خوندم اگر چه تکرار پست اول بود با ادبیاتی ...
----------
3بار گفتید که من گفتم صرفا برای تشویش... ای کاش یکبار هم میگفتید که من گفتم حب به اهل بیت در جامعه ما بدون معرفته و جامعه عاشق کمالات اهل بیت نیستن بلکه عاشق خود افرادن
بحث مفصل است که دوست داشتم ادامه بدم و...
-----------
ادامه بحث را صلاح نمیدونم
اگر موجب زحمت شدم صمیمانه معذرت میخوام (جدی میگم)
و از اینکه تونستید یکی از عوامل صهیونیست وهابت و ..به شما تبریک میگم
کلا از تالار میرم که موجب ازردگی خاطر محبان اهل بیت نباشیم.


بابا حالا قهر نكن !!! SmileHeart
به خودت كه ايراد وارد نكردن .
يه سوال كردي و يه شبه هم وارد كردي بعد دوستان زحمت كشيدند ، از اونجايي كه مساله فراگيري هست و فضاي مناسبي براي بحث داشت جواب كامل و صحيحي دادند .
ديگه چرا جوش مياري ؟ Undecided
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۵, ۲۵/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۰ ۱۱:۳۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #16
آواتار
امام معصوم علیه السلام
إنّ من ادّعی حبّنا و هو لایعمل بقولنافلیس منّا و لا نحن منه
اما سمعوا قول الله تعالی یقول مخبراً عن نبیه:
"قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم" (آل عمران 31)

به درستی کسی که ادعا کند دوستی مارا و او به گفتار ما عمل نکند پس از ما نیست و ما ازاو نیستیم!!!!

آیا گفته ی حق تعالی را نشدیده اند که می فرماید: در حالیکه از پیغمبرش خبر می دهد:
"بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد."


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۶, ۲۵/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۰ ۱۲:۲۲ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #17
آواتار
رابطه ی دوستی با خدا و اهل بیت :

هر قدر انسان به خداوند نزدیکتر باشد به همان اندازه محبت اهل بیت علیهم السلام در دل بیشتر می شود چون اهل بیت صفات خداوندی را در خود به کمال رسانده اند و اینها باعث می شود اهل بیت را مثل خدا دوست بداریم


امام سجاد علیه السلام در ابتدای یک مناجات ، به خدا عرض می کند :

«خدایا ، کیست که شیرینی دوستی با تو را چشیده باشد و غیر تو را طلب کند؟»

«ای آرزوی دل مشتاقان


وای نهایت آرمان دوستان

دوستی تو را از تو می خواهم

و دوستی هر که تو را دوست دارد

و دوستی هر کاری که مرا به تو نزدیک می کند .»


(مفاتیح الجنان ، مناجات المحبّین از مناجات های خمس عشرة)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۲, ۲۶/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۹۰ ۱۱:۴۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #18
آواتار
امام صادق (علیه السلام) خطاب به عبدالله ابن جندب می فرمایند:
این مطلب را به همه شیعیان ما برسان که بی جهت این سو و آن سو نروند و راه را گم نکنند، زیرا دسترسی به ولایت ما جز در پرهیز از گناه و جدیت در انجام وظایف و برطرف کردن نیاز برادران ایمانی میسر نخواهد شد.
پندهای امام صادق (علیه السلام) تألیف:مصباح یزدی

امام باقر(علیه السلام) : اسلام بر پنج پایه بنا شده است، نماز، زكات، روزه، حج و ولایت و در اسلام هیچ چیزی مانند ولایت مورد توجه قرار نگرفته است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۲, ۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #19
آواتار
پيامبر صلى‏ الله عليه ‏و ‏آله :

اَدِّبوا اَولادَكُمْ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ : حُبِّ نَبيِّكُمْ و حُبِّ اَهْلِ بَيْتِهِ وَ عَلى قِراءَةِ الْقُرآنِ ؛
فرزندانتان را به سه چيز ادب كنيد: عشق به پيامبرتان، عشق به خاندان او، و قرآن خواندن.

غرر الحكم، ح 4488
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۸, ۹/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۰ ۰:۱۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #20
آواتار
(۹/شهریور/۹۰ ۲۰:۵۸)dideban نوشته است:  از نظر من جامعه ی ما عاشق اهل بیت هستن و در کنارش در جاده خاکی
دلیلش هم اینه که به معشوقشان معرفت ندارن

عاشق کمالات فاطمه س نیستن بلکه عاشق دختر پیامبر ص، همسر علی ع و مادر حسن ع و حسین ع هستند


ببینید دوستان یک ذات وجود داره یک صفات
امیر المومنین و فاطمه ی زهرا و خلاصه 14 معصوم یکسری صفات دارند و یک ذاتی هم دارند
توجه به ذات بسیار مهم تر است از توجه به صفات
یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببینید دوستان
ممکن من از شجاعت خوشم میاد
خوب به طور مثال هم امیرالمومنین بسیار شجاع است و هم خالدبن ولید و هم بروسلی و هم ناپلئون
یا مثلاً من از آدم دست و دلباز خوشم میاد
خوب هم معاویه حقیقتاً آدم دست و دلبازی بوده هم مولا علی
خوب من از آدم زاهد و کسی که در قید زرق و برق دنیا نیست خوشم میاد
هم گاندی زاهد بود و هم مولا علی
بابا جان
ذات چیزی فراتر از صفات است
محبت داشتن به ذات مولا علی مهم است
محبت داشتن به ذات فاطمه ی زهرا سلام الله علیها مهم است کسی که دخت رسول خداست و هم کُفِّ مولا علی و مادر حسنین است
ذات است که به صفات ارزش میدهد
صفات مهم است اما...
مادر که فرزندش رو دوست داره
ذات فرزند رو دوست داره
حالا ممکن آب دماغ فرزندش هم آویزون باشه و هزار و یه جور اشکال دیگه هم داشته باشه اما مادر از این ذات فرزند خوشش میاد

خدا نگفته صفات رسول الله را دوست داشته باشید
وقتی گفته با اهل بیت مودت و دوستی داشته باشید نگفته چون صفاتشان این است
گفته چون اهل بیت و 14 معصوم دارای یک حقیقت است ذاتشان که این ذات مورد عنایت خداست و البته این صفات هم از همین ذات منبعث میشود
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا