|
"شرح دعای سحر - از لسان حضرت آیت الله مظاهری"
|
|
۱۴:۳۹, ۱۸/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۵:۴۰ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ در تمام سال، ماهى به عظمت ماه پربرکت رمضان نیست; زیرا ماهى است که خداوند آن را جهت اهداى بالاترین هدیه خود به جهان بشریّت، یعنى «قرآن مجید» برگزیده است. از سوى دیگر، ماهى است که شب قدر در آن واقع شده، شبى که مقدّرات یکسال انسانها - بر حسب شایستگى ها و لیاقت هایشان - تعیین مى گردد و عبادت آن برتر از عبادت هزار ماه است! از سوى سوم، بهار عبادت و ماه تعلیم و تربیت، ماه طهارت و پاکى، و ماه تقوا و خودسازى است; ماهى که مراحل قرب الهى و سیر و سلوک الى اللّه را با گام هاى سریع و استوار مى توان پیمود. در اهمّیّت این ماه همین بس که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در آستانه ماه مبارک رمضان طىّ خطبه اى چنین فرمود: «اى مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده; ماهى که نزد خدا برترین ماه هاست، روزهایش برترین روزها، و شبهایش برترین شبها، و ساعاتش برترین ساعات است. ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید، و مورد کرامت و احترام الهى قرار گرفته اید; نفس هاى شما در آن حکم تسبیح را دارد، خواب شما در آن عبادت، عمل شما مقبولِ (درگاه الهى) و دعاى شما در آن مستجاب است! خوشبخت و سعادتمند کسانى هستند که ارزش والاى این ماه را بشناسند و از برکاتِ بى پایان آن بهره گیرند و مشکلات معنوى و مادّى خود را به برکت روزه ها و عبادات در این ماه حل کنند. اما از پربارترین دعاهایی که توصیه فراوان به خواندن آن در سحرهای ماه مبارک رمضان شده است، دعای سحر می باشد که دارای مضامین ارزشمند و در سلوک الی الله بسیار کمک می کند و توجه به معانی آن، معارف توحیدی ناب و خالص را به ما می آموزد. درباره این دعای با عظمت، از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: این دعا را امام محمد باقر(علیه السلام) در سحرهای ماه مبارک رمضان می خواندند و می فرمودند: اسم عظم الهی در آن است و در سرعت اجابت دعا بسیار موثر است.[1] حال با توجه به نکات ذکر شده بر آن شدیم تا بیست و چهار فراز این دعای عظیم الشان را از لسان حضرت آیت الله مظاهری شرح دهیم. فراز اوّل - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ بَهآئِكَ بابْهاهُ وَكُلُّ بَهآئِكَ بهىٌّ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِبَهآئِكَ كُلِّهِ. فرازدوّم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِا جْمَلِهِ و كُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّه. فرازسوم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاجَلّهِ وَ كُلُّ جَلالِكَ جَليل اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلّهِ. فرازچهارم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاعْظَمِها وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظيمَةٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها. فراز پنجم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ نورِكَ بِانْوَرِه وَ كُلُّ نورِكَ نَيّرٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِنورِكَ كُلِّهِ. فرازششم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِا وْسَعِها وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَة اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها. فرازهفتم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاتَمِّها وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّها. فرازهشتم - انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاكْمَلِهِ وَ كُلُّ كَمالِكَ كامِلٌّ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِهِ. فرازنهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ اسْمآئِكَ بِاكْبَرِها وَ كُلُّ اسْمآئِكَ كَبيرَةً اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِاسْمآئِكَ كُلِّها. فرازدهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ عِزَتِكَ بِاعَزِّها وَ كُلُّ عِزَتِّكَ عَزيزَةً اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها. فراز يازدهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها وَ كُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِامْضاها. فراز دوازدهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى كُلّ شَيْئْىٍ وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُستَطيلَةٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلّها. فراز سيزدهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِانْفَذِهِ وَ كُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِعِلمِكَ كُلهِ. فراز چهاردهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِارْضاهُ وَ كُلُّ قَوْلِكَ رَضىٌّ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلهِ. فراز پانزدهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ مَسائِلِكَ بِاحَبِّها الَيْكَ وَ كُلُّ مَسائِلِكَ حَبيبَةٌ اللَّهُمَّ انّى اسئَلُكَ بِمَسائِلِكَ كُلِّها. فرازشانزدهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاشْرَفِه وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَريفٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ. فرازهفدهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِادْوَمِه وَ كُلُّ سُلْطانِكَ دائِمٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِسُلْطانِكَكُلِّهِ. فراز هيجدهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِافْخَره وَ كُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّه. فراز نوزدهم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِا عْلاهُ وَ كُلُّ عُلُوِّكَ عالٍ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّه. فراز بيستم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِا قْدَمِهوَ كُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِمَنِّكِ كُلِّهِ. فراز بيستم و يکم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ آياتِكَ بِاكْرَمِهاوَ كُلُّ آياتِكَ كَريمَةٌاللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِآياتِكَ كُلِّها. فراز بيستم ودوم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِما انْتَ فيهِ مِنَ الشَّأنِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اسْئَلُكَ بِكُلّ شَأنٍ وَحْدَهُ وَجَبَروتٍ وَحْدَها. فراز بيستم و سوم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِما انْتَ فيهِ مِنَ الشَّأنِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اسْئَلُكَ بِكُلّ شَأنٍ وَحْدَهُ وَجَبَروتٍ وَحْدَها. فراز بيستم وچهارم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِما تُجيبُنى بِه حين اسْئَلُكَ فَاجِبْنى يا اللَّهُ. پی نوشت: 1. به نقل از مفاتیح نوین - آیت الله مکارم شیرازی بارالها! همه ما را موفّق بدار، و قرین رحمت و عنایت کن. 10 شعبان 1435 |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۵۰, ۱۷/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۳ ۱۵:۵۱ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
اعُوْذُ بِاْللَّهِ مِنَ اْلشَّيْطانِ اْلرَّجْيم
فرازهفتم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاتَمِّها وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّها شرح عرفانى بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ كسى كه به درخانه خدا ميرود اگر متنبّه و هوشيار باشد، متوجه ذات مقدس و نيز صفات جمال و جلال كه ميشود مىگويد: «اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاتَمِّها» خدايا! به درخانه تو آمدهام توجهم به كلمات تو است و تو را به اتَمّ كلماتت- يعنى ذات مقدس قسم ميدهم. ولى وقتى توجه پيدا ميكند كه تام و اتمى نيست و بين كلمات خدا تفاضلى نيست همه اسما و صفات خدا عين ذات وجود مقدس اوست، ميگويد: «وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّه اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِها»اى خدا! همه كلماتت تام است. اى خدا! به درخانه تو آمدهام و به همه كلماتت تو را قسم ميدهم. يعنى: اى خدا! به درخانهات آمدهام و به ذات مقدست تو را قسم ميدهم.گاهى هم توجه به «كُنِ» رحمانى و كثرات آن است. توجه از عالم اسما و صفات به صفات افعال است. ميآيد در اين عالم و كثرتها را مشاهده ميكند و ميبيند كه حقيقت پيغمبراكرم«صلى الله عليه و آله و سلّم» اتَم كلمات است. ميگويد:«اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاتَمِّها» خدايا! به درخانهات آمدهام، نظرم به فيض مقدس است. نظرم به «كن» رحمانى است و تو را به اتمّ كلمات قسم ميدهم. (يعنى: به حقيقت پيغمبر اكرم«صلى الله عليه و آله و سلّم» تو را قسم مى دهم). ناگهان توجه ميكند به بساطت فيض مقدس، و ميگويد:«وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّه اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِها» درس ولايى عارف و دعا كننده، گاهى هم نظر به اهلبيت«سلاماللهعليهم» دارد؛ اهلبيتى كه مظهر صفات و اسما هستند، اهلبيتى كه اتمّ كلماتند، و نظر به كثرت دارد؛ يعنى نظر به پيغمبر اكرم، حضرت زهرا«سلاماللهعليها»، اميرالمؤمنين«سلاماللهعليه» و ساير ائمه«سلاماللهعليهم» دارد. در اين نظر مى گويد:«اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاتَمِّها»خدا! به درخانه تو آمده ام، چهارده معصوم را آوردهام و تو را به اتمّ كلماتت كه پيغمبر اكرم «صلى الله عليه و آله وسلّم» است قسم مى دهم. در همين توجه، نتيجه حاصل اين است كه تفاضلى ميان ائمه«سلاماللهعليهم» نيست و همه يك نورند و از نظر فضيلت يكى هستند. اگر چنان چه ما هم فضيلتى مى بينيم الّا اينكه در هر يك، صفت يا صفات خاصى بروز و ظهور بيشترى كرده نيست و معصومين«سلاماللهعليهم»همه از نظر علم و از نظر هر صفتى كه ما فرض كنيم همگى نور واحدند:«كُلُّهُمْ نورٌ واحِد»لذا مىگويد:«وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّها»اى خدا! به درخانهات آمدهام، چهارده معصوم«سلاماللهعليهم» را آوردهام و تو را به اهلبيت«سلاماللهعليهم» قسم مى دهم. |
|||
|
|
۹:۳۲, ۱۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۳ ۹:۳۵ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
ادامه فراز هفتم... تذكر اخلاقى نكتهاى كه در اين جا بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه انسان ميتواند كلمه تامه خدا بشود. وجود انسان كلمه است براى خدا و ذات مقدس او؛ يعنى بهترين دليل براى وجود مقدس خدا و اثبات او همين انسان است. «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقد عَرَفَ رَبَّه»[3] هر كسى خودش را بشناسد خدايش را شناخته است. اما اين انسان گاهى به واسطه سير و سلوكش ميرسد به آن جا كه «كلمه تامه خدا» مىشود. در قدسيّات ميخوانيم كه:«عَبْدى اطِعْنى حَتَّى اجْعَلَكَ مِثلى أو مثلى اقوُلُ للشي كُنْ فَيَكُونَ تَقوُلُ للشي كُنْ فَيَكوُن»[4] اى بنده من! عبد شو، اطاعت من كن، و در اثر اطاعت من، تشبّهى به من پيدا ميكنى؛ يعنى چنان چه من مىتوانم در تكوين تصرف كنم تو هم مى توانى. روزه ماه مبارك رمضان تشبّه ميدهد. تشبّه مخلوق به خالق. بهترين عبادت از اين نظر روزه است. لذا در روايات هم مىخوانيم:«الَصَّومُ لى وَ انَا اجْزى بِه»[5]روزه مال من است. [چون كه عبد تشبّه به من پيدا ميكند و اگر روزه خوب هم بگيرد] جزايش خود من هستم. دل شب مخصوصاً قبل از اذان صبح، طلوع فجر، راز و نياز با خدا، بين الطلوعين، خواندن قرآن مخصوصاً در ماه مبارك رمضان، اينها آدمى را ميرساند به اين جا كه مظهر صف جمال و صفت جلال ميكنند:«تَتَجا فى جُنُوبُهمْ عَنِ الْمَضاجِع يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون.»[6] عدهاى از مردم رختخواب را رها، و راز و نيازها با خدا دارند. در حالى كه دل آنها هم صفت جلال و هم صف جمال در آن رسوخ كرده است. صفت جمال خدا بر دلشان حكومت دارد؛ يعنى اميد و رجاء دارند. صفت جلال خدا بر دلشان حكومت كرده است؛ يعنى خوف دارند از عظمت و كبريايى خدا و از قهّاريّت او. قرآن مى گويد اگر بنده من اين گونه شد و نماز شب با خوف و رجاء را به جا آورد همين راز و نياز با خدا همراه با خوف و رجاء او را به اين جا مى رساند كه:«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ.»[7] ديگر هيچ كس نمى تواند درك بكند چه مقامى پيدا مى كند! الّا برسد به آن مقام. مقام لقاء و مقام فناء است. مقام جِوارُ الله و مقام عِندَاللّه است. ============================= پي نوشت ها 1. بحارالأنوار، ج 2، ص 32، (باب 9-/ استعمال العلم والإخلاص ...)، ح 22.چ. 2. با اختلاف در عبارت، ر. ك: مستدرك، ج 11، ص 258، (باب 18)؛ بحارالانوار، ج 90، ص 376، (باب 24)، ذيل ح 16، و الفوائد العلية، ج 2، ص 394. 3. بحارالانوار، ج 70، ص 11،( باب 122)، ذيل ح 3. 4. سجده، آيه 16. 5. سجده، آيه 17.
پایان فراز هفتم - ان شاء الله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۴:۵۶, ۲۴/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/تیر/۹۳ ۱۴:۵۶ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
اعُوْذُ بِاْللَّهِ مِنَ اْلشَّيْطانِ اْلرَّجْيم
فرازهشتم - اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاكْمَلِهِ وَ كُلُّ كَمالِكَ كامِلٌّ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِهِ. بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ شرح عرفانى عارف،يعنى كسى كه بر در خانه خدا رفته است وقتى به عالم اسماء و صفات توجه مىكند، و اين كه اكمل همه كمالها ذات مقدس خداست، مىگويد: «اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاكَمَلِها» اى خدا! به درخانهات آمدهام، توجهم به كمال توست و به كاملترين كمالهايت تو را قسم مىدهم؛ يعنى به ذات مقدست تو را قسم مى دهم. ممكن است كه اصلًا نظر به ذات نباشد، بلكه نظر به خود صفات باشد. اگر چنين باشد معنايش اين مى شود كه: «اى خدا! به درخانه ات آمدهام، به كاملترين كمال هايت، يعنى به قيوميتت تو را قسم مى دهم.» اما وقتى توجه پيدا مىكند كه همه صفات عين ذات خداست، مى گويد: «وَ كُلُّ كَمالِك كامِل اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِه» اى خدا! به درخانهات آمدهام، و به همه كمالهايت تو را قسم مى دهم؛ يعنى به ذات مقدست تو را قسم مى دهم. و اما اگر توجه به «كُنِ رحمانى»، فيض مقدس و اسماء افعال باشد در آن جا كثرتها را مىبيند، و از نظر سعه وجودى مشاهده مىكند كه در اين عالم بعضى اوسعاند و برخى واسع؛ لذا مى گويد: «اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كمالِكَ بِاكَمَلِه» اى خدا! به درخانهات آمدهام، توجهم به كمال توست، به كاملترين كمالهايت، يعنى به اوسع وجودهايت تو را قسم مى دهم. حقيقت احمدى«صلى الله عليه و آله وسلّم»؛ اوسع وجودها عارف وقتى توجه مىكند كه فيض مقدس بسيط است، مى گويد: «اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكمالِكَ كُلِه» اى خدا! همه كمال تو يك چيز بيشتر نيست، يك رحمت است، يك فيض مقدس است. «وَ ما امْرُنا الّا واحِدَةٌ كَلَمِح بِالْبَصَرِ»[1] در اين نظر مى گويد: «اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِّه» اى خدا! به درخانه تو آمدهام، و تو را به كمال مقدست، به مظهر «كن رحمانى» ات؛ يعنى به عالم وجودت قسم مى دهم. ان شاء الله ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۰:۳۸, ۱/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مرداد/۹۳ ۱۰:۴۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
ادامه فراز هشتم
درس ولايى گاهى هم توجه به اين پيدا مىكند كه اهل بيت، اسما، صفات و كمال خدا هستند. در اين نظر كثرت، چهارده معصوم را مشاهده مىكند؛ لذا متوسل به چهارده معصوم«سلاماللهعليهم» و به اتم آنان مىشود و مى گويد: «اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ كمالِكَ بِاكْمَلِها» اى خدا! به درخانه تو آمدهام، چهارده معصوم را آوردهام، و به كاملترين آنها، يعنى به پيغمبر اكرم تو را قسم مىدهم.» و وقتى توجه به بساطت مىكند و اين كه همه آنها يك نور و يك كمالند، مىگويد: «وَ كُلُّ كمالِكَ كامِلٌ اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِه» خدايا! همه كمالهايت كامل است، يك چيز بيشتر نيست. اى خدا! به در خانهات آمدهام، چهارده معصوم را آوردهام، و به همه آنها تو را قسم مىدهم. نكتهاى دقيق و لطيف از امام خمينى«ره» استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشأن انقلاب حضرت امام خمينى«ره»مى فرمايد: از قرآن استفاده مىشود كه ولايت،كمال دين است؛ قرآن مىفرمايد:الْيَوْمَ اكْمَلْتُلَكُمْ دينَكُمْ وَ اتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاسْلامَ دينا [2]؛امروز [روز غدير خم] دين را براى شما كامل گرداندم و نعمت را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين برايتان برگزيدم.[3] ولايت، يعنى كمال دين همين طور كه فصل،كمال جنس است و اگرفصل نباشد جنسى نيست، اگر صورت نباشد هيولايى نيست و اگر ولايت نباشد دينى نيست، دين اسلام و صورت، هويت و حقيقت او ولايت است؛ لذا در روايات مىخوانيم: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ امامَ زَمانِه ماتَ ميتَةَ كُفْرٍ وَ نِفاقٍ»[4] «وَ قالَ رَسُولُ اللّهِ مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ امام زَمانِهِ ماتَ ميتَةَ جاهِليَّةً»[5] اگر كسى بميرد و امامش را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است؛ يعنى مسلمان نيست، و در حال كفر، نفاق و ضلالت مرده است.» بنابراين ما نبايد تصور كنيم كه ولايت از واجبات است، بلكه از اركان و به منزله صورتى براى عبادات، عقايد و اسلام است، و چنان چه اين انسان صورت و اصل نداشته باشد چيزى نيست، اسلام هم اگر ولايت نداشته باشد چيزى نيست. بدين جهت هم شيعه مىگويد: اصول دين پنج چيز است و چهارم آن امامت است. نقل قول امام خمينى«ره»از عارف بزرگوار، مرحوم شاه آبادى«ره» در مورد ولايت باز ايشان از استاد بزرگوارشان، مرحوم شاه آبادى«ره» نقل كردهاند كه: بعضى گفتهاند كه ولايت يكى از فريضههاى الهى است، مثل ساير فرائض و واجبات، و استناد به اين حديث كردهاند كه امام باقر«سلاماللهعليه»فرمود: «بُنِىَ الاسْلامُ عَلى خَمْس: عَلَى الصَّلوةِ، و الَصَّوْمِ، و الَزَّكوةِ، و الْحَجِّ، وَ الْوِلايَةِ وَلَمْ يُنادَ بِشىءٍ كَما نُودِىَ بِالْوِلايَةِ»[6] اسلام بر پنج پايه است: نماز، روزه، زكات، حج و ولايت. و به ولايت خيلى سفارش شده است. ايشان فرمودهاند: اين ولايت و دوستى مربوط به ولايت اهلبيت نيست، بلكه مربوط به حكومت است؛ يعنى اسلام پنج ركن دارد، يكى، اين است كه ما بايد اهل بيت را دوست داشته و تولى و تبرى داشته باشيم؛ يعنى با مردم دوست باشيم؛ يعنى همان چيزى كه در آيه شريفه ذيل آمده است:
«مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّه وَالَّذينَ مَعَهُ اشِدّاءُ علَىَ الْكُفّار رُحَماءُ بَينَهُمْ»[7] محمد،پيامبر خدا است و كسانى كه با او هستند بر كافران سخت گيرند و با مومنان رئوف و مهربان. لذا ايشان فرمودهاند: اين روايت كه ولايت را از جمله واجبات مىداند به معناى سرپرستى مردم در امر حكومت است، نه ولايت به معناىِ دوستىِ اهلبيت و مردم. اين روايت نمىخواهد ولايت را معنا كند، ولايت از جمله واجبات نيست، ولايت ركن و همه واجبات وابسته به آن است، اسلام وابسته به آن است.[8] شاهد ديگر هم اين آيه است:«يا ايُّها الرَّسولُ بَلِّغْ ما انْزِلَ الَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ»[9] اى پيامبر! آن چه را كه بر تو نازل كردهايم تبليغ كن، [آن چيزى كه بناست عمل كنى به آن عمل كن و اميرالمؤمنين عليه السلام را منصوب به خلافت كن] و اگر اين كار را نكنى رسالت خود را به انجام نرسانده اى. از اين آيه مى توان استفاده كرد كه اسلام منهاى ولايت ناقص و پوچ است و اصلًا اسلام نيست، و نظير جنس منهاىِ فصل و هيولاىِ منهاىِ صورت است. ======================== پينوشتها 1. قمر، آيه 50. 2. مائده، آيه 3. 3. تفسير دعاء سحر، ص 114. 4. ر. ك: بحارالأنوار، ج 25، ص 159، (باب 4)، ذيل ح 30. 5. وسائل الشيعه، ج 16، ص 236، (باب 33) و بحارالانوار، ج 8، ص 368، (باب 27)، ذيل ح 41. 6.بحارالأنوار، ج 65، ص 329، (باب 27- دعائم الإسلام والإيمان و ...)، ح 1. 7. فتح، آيه 29. 8. تفسير دعاى سحر، ص 115. 9. مائده، آيه 67. با توجه به نزدیک شدن به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، به تعداد هشت فراز از بیست و چهار فراز یاد شده اکتفا می کنیم. باشد که مورد قبول حضرتش قرار گیرد. التماس د عا
پایان |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







