|
عشق 8 ساله !
|
|
۱۷:۴۳, ۲۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان.
بنده هشت ساله که عاشق دختر عمه م هستم. اما پنج تا مشکل بود که به خاطرشون عشقم رو مخفی کردم: 1- خانواده ما سر برخی مسائل خانوادگی با خانواده عمه م اینا قطع رابطه داشتن. 2-خانواده عمه م از نظر اعتقادی کاملا عامی بودن ، از اونایی که اعتقاد بالایی به مذهب نداشتن اما بی دین و بی بند و بار هم نبودن. بر خلاف ما که به شدت حزب اللهی هستیم. 3-عمه و و شوهر عمه م سه سال پیش فوت کردن و حالا دختر عمه من ، در منزل عمه خودشون زندگی میکنه. ما کرج هستیم اما اونا رشت هستن. 4- دختر عمه م به چشم برادرش به من نگاه میکنه . تنها راه ارتباطی من با دختر عمه م تلفن همراهه . من تونستم نسبت به دین مشتاقش کنم تا حدودی . اما مشکل بیشتر ارشادیه . لطفا نگید آیا عشق من صحیحه یا واقعیه یا نه. چون به حدی درش کنکاش کردم و پختمش که از عشق فرهاد به شیرین هم پخته تره. هیچ غرض جنسی درش نیست، و بیشتر دغدغه من دینشه . اگه بتونم ازدواج بکنم فبها ، این عشق رو خدا و ائمه یک شب به من دادند. به نظر شما چطور در زمینه ارشادی جلو برم تا بتونم به راه بیارمش؟ و ضمنا ، چه راه هایی میدونید که علاقه ش به من از این حد فراتر بره؟ تشکر. یرحمکم الله تعالی. و ضمنا ، نیمه شعبان پیشاپیش مبارک! |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۰۴, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
ما نمیتونیم نظر بدیم برین پیش یه روانشناس خوب
شاید هم شما به یه پختگی رسیده باشین ولی ما نمیتونیم نظر بدیم از اهل فن بپرسین |
|||
|
|
۱۶:۱۱, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
راست میگن برید پیش یه اهل فن . بعد بیایید و نتیجش رو بگید.
خیلی دوست دارم بدونم یه اهل فن از ازدواج تو 16 و 17 چه ایده ای تو ذهنشه . ![]() تو این سن ازدواج رو قبول داره ؟ معیار پختگی چیه ؟ |
|||
|
|
۱۶:۲۲, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
منم 18 سالمه . بار ها هم این حالت عشق و عاشقی و اینجوری چیزا برام پیش اومد از زمان کودکی بگیر تا همین چند سال پیش .
![]() ولی از سنم می ترسم و خودم رو همیشه کنترل کردم . این سن 13 تا اول 21 سالگی از نظر من فوق العاده خطرناکه ![]() تو این موارد هیچ وقت با صبر کردن ضرر نمی کنی . نقل قول:ماجراش برمیگرده به بچگی. خیلی ناگهانی شروع شد حتی بدون اینکه ببینمش. اسمش توی ذهنم پر رنگ و پر رنگ تر شد تا اینکه دیوانه ش شدم. جالبه توی این هشت سال کلا شاید سه بار هم ندیدمش ! مصطفای جبهه ها جان اگه خیلی ناگهانی شروع بشه خیلی ناگهانی هم از بین می ره حالا هر چقدر هم که می خواد طول بکشه . البته من نمی تونم دقیق نظر بدم چون جای شما نیستم . ببین ما جونا همگی همینطور هستیم . دنیا رو حول محور خودمون می بینیم (منظور شما نیستی خودم هستم ) و گاهی وقتا اطرافیان بهمون می گن نه عقلمون هم می گه نه ولی دلمون می گه این با بقیه فرق داره ![]() من نمی گم شما بی خیال شو ولی صبر کن و باز تر به این ماجرا نگاه کن . حرف های دوستان راهنمای خوبیه چون خودشون هم تو سن من و شما بودن و با تمام وجود درکت می کنن .
|
|||
|
|
۱۶:۴۶, ۲۴/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/خرداد/۹۳ ۱۶:۴۹ توسط soora.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
برادر من بیخیال مگه آدم از 10 سالگی عاشق میشه؟؟؟؟؟
من 17 سالم بود نقشه میکشیدیم چطوری خودمو به مریضی بزنم نرم مدرسه! 6 ماه از سال غیبت داشتم، 1 ماه اخراجم کردن ، بعد شما میگی عاشق شدی! شما تا 24 سالگی صبر کن عمرا دیگه عاشق باشی تو ارسال قبلی هم گفتم وقتی یه دختر به پسر میگه تو مثل داداشمی، یعنی بند و بساط عاشقیت و جم کن.... یعنی نمیخواد مردش بشی، به یکی دیگه فکر میکنه. خیلی رومانتیک به زندگی نگاه نکن تو آسمون سیر میکنی بیا پایین... از طرفی خود خدا بخواد بنده هاشو به طرف خودش مینشونه، به فکر زندگی خودت باش |
|||
|
|
۱۷:۱۴, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
سلام اگر دختر عمه ات به اینترنت دسترسی دارد ، بهش پیشنهاد کن در تالار گفتگوی بیداری اندیشه عضو شود . کارهای ارشادی و عقیدتی باید عمیق و پایه دار باشد تا بتواند در گذر زمان ماندگاری خود را حفظ کند و اینجا محل مناسبی برای تکامل وی می باشد . و من الله توفیق
|
|||
|
|
۱۷:۱۶, ۲۴/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/خرداد/۹۳ ۱۷:۱۷ توسط لبخند خدا.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۲۴/خرداد/۹۳ ۱۵:۲۴)Tishtar نوشته است: با احترام به نظر دوستان،فکر میکنم عشق های 17 سالگی هم میتونن عقلانی باشند... .اینو جالبه بدونین تالار فرمانیه و نیاوران 98 درصد زوج هایی که از سال 92 توی این تالارها مراسم گرفتن رو دعوت کردن و جالب اینجاست که 83 درصد زوج ها از هم طلاق گرفته بودن ...چرا؟؟؟؟ چون یا اقتصاد براشون مهم بوده یا توی این سن عاشق هم شدن و فکر کردن عقلانیه و باهم دوست شدن (البته شماهاکه دوست نمیشین) و حالا که شعورشون رسیده فهمیدن به درد هم نمیخورن مشکلمون همینجاست عقلانی نمیایم جلو به حرف دلمون گوش میدیم .بنظرم الان باید روی این متمرکز بشیم که بریم همسرداری یاد بگیریم تا عشق خودش با پای خودش بیاد. |
|||
|
|
۱۷:۱۶, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۲۴/خرداد/۹۳ ۱۵:۵۹)moze84 نوشته است: آقا تیشتر!نه،قبول ندارم... . شاید دو سال از زندگیشون بیشتر نگذشته باشه اما موفقیت به سال نیست،حتی توی دو روز هم مشخصه! ![]() خیلی از قدیمی ها توی همین سن و سال ازدواج میکردند و کردند،الان هم دارن زندگیشون رو میکنن. حالا یا به جدیدی ها به اندازه قدیمی ها اعتمادی نیست یا اینکه اونها هم شانس می آوردن؟! |
|||
|
|
۱۷:۳۲, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
گفتم که...
قدیما امکانات ناسازگاری و خیانت و طلاق زیاد مهیا نبوده... این آقای 17 ساله که 2 ساله ازدواج کرده و ازدواجش هم موفق بوده، اجازه بدین 25-26 سالش بشه، بعد ببینین چی میگه... بذارین بره دانشگاه... بذارین وارد خرج و برج زندگی بشه... البته من قبلاً هم گفتم ازدواج زودهنگام رو تایید میکنم... اما نه عاشقی زودهنگام و اونم از 8 سالگی... 8 سالگی آدم تاااازه دندوناش افتاده، اونوقت عاشق کسی بشه؟؟ |
|||
|
|
۱۷:۳۵, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
پسر 17 ساله ی دهه ی 40 و 50 ، دست زن 16 سالشو میگرفت و میرفتن با حقوق کارگری زندگی میکردن .سختی میکشیدن.مورد داشتیم گفتم بزار این پسر تابستون یه هنری یاد بگیره . گفتش: خستس زبان و مدرسه با هم میرفت .بزار تابستون خوش باشه .
![]() ببینم الان کدوم پسر تو تابستون دست از سر جام جهانی برمیداره و میره یه مغازه ای کارگری کنه .؟؟؟؟؟ .
|
|||
|
|
۱۷:۴۷, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۲۴/خرداد/۹۳ ۱۷:۳۲)moze84 نوشته است: گفتم که...من قبول دارم! نمونه عینیش یکی از استادامون بود! سال اول که با این آقا کلاس داشتیم...چپ میرفت راست میرفت بحث رو میکشید به ازدواجش و میگفت من توی سن کم ازدواج کردم خیلی هم با هم خوبیم این آقا حدودا ۲۸ سالش بود موقعی که با ما کلاس داشت... این گذشت و سال بعدش دیدیم اصلا دیگه از زنش تعریف نمیکنه! ...یه مدت بعد دیدیم حلقشم دست نمیکنه...همش هم بحث فلسفی راه مینداخت راجع به اینکه زن ها خیلی هاشون بعد از ازدواج هنوز بچه هستن!!!! همین شخصی که میگفت چه جوری عاشق بوده و .... کلا یه جور دیگه شده بود بعدش هم یه مدت بعد دیدیم طلاق گرفت!!!! انقدر هم سرزنده تر شده بود که حد و حساب نداره!!! ![]() میدونید...من احساس میکنم...بیشتر مردها تو دوره و زمونه ما٬ قدیم رو کاری ندارم...ولی توی دوره و زمونه الان٬ اگر زود ازدواج کنن وقتی چند سال بگذره و بزرگتر بشن٬ احساس میکنن بهشون ظلم شده این همه سال! یعنی زود زیر بار مسئولیت رفتن... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |















