کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عشق 8 ساله !
۱۷:۴۳, ۲۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان.

بنده هشت ساله که عاشق دختر عمه م هستم. اما پنج تا مشکل بود که به خاطرشون عشقم رو مخفی کردم:
1- خانواده ما سر برخی مسائل خانوادگی با خانواده عمه م اینا قطع رابطه داشتن.
2-خانواده عمه م از نظر اعتقادی کاملا عامی بودن ، از اونایی که اعتقاد بالایی به مذهب نداشتن اما بی دین و بی بند و بار هم نبودن. بر خلاف ما که به شدت حزب اللهی هستیم.
3-عمه و و شوهر عمه م سه سال پیش فوت کردن و حالا دختر عمه من ، در منزل عمه خودشون زندگی میکنه. ما کرج هستیم اما اونا رشت هستن.
4- دختر عمه م به چشم برادرش به من نگاه میکنه .

تنها راه ارتباطی من با دختر عمه م تلفن همراهه .

من تونستم نسبت به دین مشتاقش کنم تا حدودی . اما مشکل بیشتر ارشادیه . لطفا نگید آیا عشق من صحیحه یا واقعیه یا نه. چون به حدی درش کنکاش کردم و پختمش که از عشق فرهاد به شیرین هم پخته تره. هیچ غرض جنسی درش نیست، و بیشتر دغدغه من دینشه . اگه بتونم ازدواج بکنم فبها ، این عشق رو خدا و ائمه یک شب به من دادند. به نظر شما چطور در زمینه ارشادی جلو برم تا بتونم به راه بیارمش؟ و ضمنا ، چه راه هایی میدونید که علاقه ش به من از این حد فراتر بره؟

تشکر.
یرحمکم الله تعالی.
و ضمنا ، نیمه شعبان پیشاپیش مبارک!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، رضوانه ، مجید املشی ، Havbb 110 ، soora ، دل خسته ، فدايي ولايت ، nasimesaba ، عبدالرحیم ، یاســین ، 59-11(یامهدی) ، ترنم ، مهسا110
۱۸:۰۶, ۲۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام
عید شما هم پیشاپیش مبارک

شما چندسالتونه؟ و ایشون چند سالشونه؟

اصولا دختر که قبل ازدواج ابراز احساسات کنه، یعنی داره یکم چشم بسته تصمیم میگیره

دنبال این نباشید قبل از ازدواج دختری تمام احساسشو نشون بده
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رضوانه ، Eve ، مجید املشی ، Havbb 110 ، soora ، دل خسته ، nasimesaba ، مهسا110
۲۱:۰۴, ۲۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
سر حلال یا حرام بودنش که قرآن گفته باید ایمان داشته باشه( اینجوری که می گین ظاهرا ایمان دارن )
از طرفی دختری که توی رشت ایمان داشته باشه به نظرم یه معجزه است! ( رشت تبدیل شده به لاس وگاس )
از طرفی شما الآن چند سال داری که هشت ساله عاشقی هم می کنی؟!
به جناب محمد تراست هم اعتماد کنید(!)
باید مطمئن باشید که چشم اون دختر بسته نیس. می تونید با خانواده در میون بزارید تا شما رو ضیغه کنن؟ اینجوری می تونید هم دیگه رو بشناسید...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، Mohammad Trust ، مجید املشی ، soora ، nasimesaba
۲۱:۲۸, ۲۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام

بهتره شما به یک مشاور ازدواج که روحانی باشه مراجعه کنید.


کسی که واقعا عاشقه، بیشتر از این که دوست داشته باشه به معشوقش برسه، خوشبختی معشوقش -حتی با فرد دیگه ای- رو دوست داره. پس به فکر خوشبختی باشید و نه رسیدن.

خوشبخت باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رضوانه ، Eve ، لبخند خدا ، Mohammad Trust ، مجید املشی ، soora ، nasimesaba ، montazer ، مهسا110
۲:۲۹, ۲۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
وقتی به چشم برادر نگاه ت میکنه یعنی همسرش نمیتونی باشی !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، nasimesaba
۷:۵۱, ۲۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
اول این که بفرمایید چند سالتونه و ایشون چند سالشونه...
دوم بفرمایید که چجوری عاشقش شدین؟
از بس با تلفن به راه راست هدایتش کردین یا موضوع به قبل تر از این برمیگرده؟
سوم این که از نظر ظاهری به هم میاین؟
یعنی اینجور که فرمودین شما خانواده حزب اللهی دارین و یقه آخوندی بپوشین و ایشون مانتویی معمولی یا رو به بالاست یا خیر؟
چهارم این که تا به حال در مورد ازدواج باهاش صحبت کردین که میگین اون شما رو به چشم داداشش نگاه میکنه یا این که همینجوری توی صحبت هاش اینو گفته؟
پنجم این که خانواده عمه اش با خانواده شما مشکلی ندارن؟
ششم این که اینقدر از موبایل استفاده نکنین که هم مشکلات جسمی برای شما پیش میاد و هم ایشون...
هفتم این که آقای مرادی که میاد تلویزیون در مورد خانواده صحبت میکنه رو میشناسین؟
همون حاج آقاهه...
من آدرس ایشون رو دارم...
چنانچه خواستین با ایشون مشورت کنین و ایشون با خانواده تون صحبت کنن، به نظرم گزینه بسیار عالی ای هستن...

در پناه حق...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، nasimesaba
۱۰:۳۷, ۲۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
نقل قول:هفتم این که آقای مرادی که میاد تلویزیون در مورد خانواده صحبت میکنه رو میشناسین؟
همون حاج آقاهه...
آها!
این گزینه فوق العاده است. چند باری حرفاشون رو گوش دادم. خیلی خوبه. اگه از ایشون کمک بگیرین خیلی خوبه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، nasimesaba
۲۰:۰۷, ۲۲/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/خرداد/۹۳ ۲۰:۰۹ توسط مصطفای جبهه ها.)
شماره ارسال: #8
آواتار
الحمد لله ، دوستان اینجا خیلی به فکر ما هستند. جزاکم الله تعالی.
خب یکی یکی به سوالات جواب میدم:
(۲۱/خرداد/۹۳ ۱۸:۰۶)Mohammad Trust نوشته است:  سلام
عید شما هم پیشاپیش مبارک

شما چندسالتونه؟ و ایشون چند سالشونه؟

اصولا دختر که قبل ازدواج ابراز احساسات کنه، یعنی داره یکم چشم بسته تصمیم میگیره

دنبال این نباشید قبل از ازدواج دختری تمام احساسشو نشون بده


بنده 17 سالمه و ایشون 16 سال. البته به فاصله چند ماه اختلاف سنی . شبی که بنده به دنیا اومدم مادرم اینا خونه عمه اینام بودن ، وشبی که ایشون به دنیا اومدن عمه م اینا ! مهمون ما بودن.

(۲۱/خرداد/۹۳ ۲۱:۰۴)bidel نوشته است:  سر حلال یا حرام بودنش که قرآن گفته باید ایمان داشته باشه( اینجوری که می گین ظاهرا ایمان دارن )
از طرفی دختری که توی رشت ایمان داشته باشه به نظرم یه معجزه است! ( رشت تبدیل شده به لاس وگاس )
از طرفی شما الآن چند سال داری که هشت ساله عاشقی هم می کنی؟!
به جناب محمد تراست هم اعتماد کنید(!)
باید مطمئن باشید که چشم اون دختر بسته نیس. می تونید با خانواده در میون بزارید تا شما رو ضیغه کنن؟ اینجوری می تونید هم دیگه رو بشناسید...

چشم بسته نیست یعنی درک جنسی داره ، درسته؟ و یا دوست پسر؟

ببینید ، اینشو درست نمیدونم ، اما فکر نکنم اهل این حرفا باشه. بیشتر سرش تو کتاب و درسه . مثل خودم. ادعای 8 سال عاشقی گزاف نیست دوست من. من از 9 سالگی دوستش داشتم و از 12 سالگی عاشقش شدم.

نماز و روزه نداره اما دختر آلوده ای نیست.

(۲۱/خرداد/۹۳ ۲۱:۲۸)soheyl68 نوشته است:  سلام

بهتره شما به یک مشاور ازدواج که روحانی باشه مراجعه کنید.


کسی که واقعا عاشقه، بیشتر از این که دوست داشته باشه به معشوقش برسه، خوشبختی معشوقش -حتی با فرد دیگه ای- رو دوست داره. پس به فکر خوشبختی باشید و نه رسیدن.

خوشبخت باشید

بحث من صرف ازدواج نیست دوست من. ازدواج اگر باشه فبها . داستان عشق لیلی و مجنون رو خوندی که مجنون میشست کنار خاک ساحل و هی مینوشت لیلی ؟ بهش گفتن بابا دیوانه لیلی تو همین کوچه ست برو خواستگاریش ، گفت نه ، من همینجوری عشق بازی میکنم . من از مجنون عاشقترم. درسته و اتفاقا به همین فکرم. اگه یه بچه مذهبی پیدا بشه که از من سر تر باشه ، من هیچ حرفی ندارم و با تمام عشقم ، خودم مقدمات این ازدواجو فراهم میکنم. من بیشتر نگران دینش هستم ، و دوست دارم کنیز حضرت زهرا سلام الله علیها باشه.

(۲۲/خرداد/۹۳ ۷:۵۱)moze84 نوشته است:  اول این که بفرمایید چند سالتونه و ایشون چند سالشونه...
دوم بفرمایید که چجوری عاشقش شدین؟
از بس با تلفن به راه راست هدایتش کردین یا موضوع به قبل تر از این برمیگرده؟
سوم این که از نظر ظاهری به هم میاین؟
یعنی اینجور که فرمودین شما خانواده حزب اللهی دارین و یقه آخوندی بپوشین و ایشون مانتویی معمولی یا رو به بالاست یا خیر؟
چهارم این که تا به حال در مورد ازدواج باهاش صحبت کردین که میگین اون شما رو به چشم داداشش نگاه میکنه یا این که همینجوری توی صحبت هاش اینو گفته؟
پنجم این که خانواده عمه اش با خانواده شما مشکلی ندارن؟
ششم این که اینقدر از موبایل استفاده نکنین که هم مشکلات جسمی برای شما پیش میاد و هم ایشون...
هفتم این که آقای مرادی که میاد تلویزیون در مورد خانواده صحبت میکنه رو میشناسین؟
همون حاج آقاهه...
من آدرس ایشون رو دارم...
چنانچه خواستین با ایشون مشورت کنین و ایشون با خانواده تون صحبت کنن، به نظرم گزینه بسیار عالی ای هستن...

در پناه حق...

ماجراش برمیگرده به بچگی. خیلی ناگهانی شروع شد حتی بدون اینکه ببینمش. اسمش توی ذهنم پر رنگ و پر رنگ تر شد تا اینکه دیوانه ش شدم. جالبه توی این هشت سال کلا شاید سه بار هم ندیدمش !
از نظر ظاهری ، خیر. چون ایشون مانتویی هستش ، البته آرایش نمیکنه ، قسمتی از مقنعه ش رو عقب میده. ندیدم از شال استفاده کنه.
من نهایت مرتبه عشق رو همین اواخر بهش گفتم... گفت که اینقدر ناراحت نباشم چون اونم منو دوست داره ، مثل داداشش ، و مثل اون یکی پسر عموم که دو سال از من بزرگتره. نمیدونم چرا این شکلی گفت اما نگفت برو کشکتو بساب !


خب حالا مسائل و رویداد های جدید. ببینید ، من سبقه کار فرهنگی داشتم ، اما رو پسرا. اول باهاشون رفیق میشم ، بعد یواش یواش مسائل دشمن شناسی رو به شکلی راز آلود توی ذهنشون مطرح میکنم ، بعد با مستند ظهور ذهنشون رو دچار یه شوک تخلیه کننده میکنم ، بعد شروع میکنم ساخت اصول اعتقاداتشون. اما من اینقدر سریع در مورد دختر عمه م مسائل رو مطرح کردم که کمی گیج شد و ضمنا بهش دسترسی ندارم که Arrivals رو بدم ببینه. الان یه جورایی فکر کرده من متوهمم. گفت که شروع به شناخت خدا میکنه ، اما دیشب وقتی گفتم امروز رو خوبه که روزه بگیره گفت خودش میدونه چکار میکنه. منم امروز صبح بهش گفتم تا دیر نشده عمل کنه ... و ازش خداحافظی کردم. البته دو پهلو خداحافظی کردم نه اینکه به معنی خداحافظی همیشگی ، ولی جوابی به این خداحافظی نداد.

بذارید یه حقیقتی رو افشا کنم چون کسی اینجا منو نمیشناسه و ندیده. عزیزان ، من از خدا شهادت خواستم و بهم میده. عمر من زیاد به دنیا باقی نیست ...
هر کس که سر راهم قرار گرفت ، ناگهانی قرار گرفت و مهرش شدیدا به دلم نشست. من با همین افراد ، داریم خودمون رو برای ظهور قریب الوقوع آماده میکنیم. سه نفرن : یکیش داداش صیغه ایمه ، یکیش داداش معنویمه ، و یکیشون دختر عمه م. هر سه اینا پاره تن من هستند و من بدون اونها احساس نقص دارم .
عشق من به دختر عمه م از حد معمولی فراتر رفته. من از این عشق به خدا رسیدم. از این عشق همه گره های فلسفی و عرفانیم باز دارن میشن . انبساط روحی به من داده که به کمکش ، میتونم با خلوص چند برابر مناجات بخونم . این عشق مقدسه. عشق معمولی نیست. از سر هوا و هوس نیست. من دختر عمه م رو واسه خودم نمیخوام . اولش واسه خودش میخواستمش و الان واسه خدا. میخوام مثل من شهید بشه...

و راستی ، یکی از عمه هام که خیلی مهربونه داره دوباره با من رابطه برقرار میکنه. عمه وسطی من. به نظرتون میتونه کمکی بکنه؟

توکلت علی الحی الذی لا یموت .
نیمه شعبان مبارک. به امید اینکه از فتنه شعبان ، به نصر بی انتهای جمادی الثانی برسیم. برای انها که نشانه هارا میدانند!

یا علی.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، soheyl68 ، nasimesaba
۲۰:۳۶, ۲۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #9
آواتار
خوبه که شما کرج هستید
برای این می گم که دسترسی به چند مشاور خوب رو دارید.
پیشنهاد می کنم آدرس حاج آقا مرادی رو بگیرید و بهشون مراجعه کنید
و یا در خواست بدید تا مشاورهای دیگه ای به شما معرفی کنیم.
بهتره که همه چی رو هم این جا نگید
به مشاور مراجعه کنید
خیلی بهتره
اگر اوضاع مالی تون جوابگو هست، به چند مشاور مراجعه کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba
۲۰:۳۸, ۲۲/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام
اگر خواهر دارید با خواهرتون در میون بگذارید (البته اگر میشناسیدش که آدم مطمئنی هست) ، بگذارید اون بره جلو ، وگرنه از طریق نامه صحبت کنید تا به گناه نیوفتید خدای ناکرده.
اگر مطمئن هستید مادرتون آدم منطقی هستند به ایشون هم می تونید بگید،اما خوب اون ها اختلاف سنی دارند شاید مثل شما به مسئله نگاه نکنند.
عشق اولیه بین زن و مرد قوی هست ، اما موندگار نیست ، یعنی رفته رفته توی زندگی مشترک می فهمید که هر دو پر عیب هستید ، عشق وقتی معنا پیدا می کنه که به خاطر خدا باشه ، عشق به کسی باشه که خدا برات خواسته ، نه کسی که خودت برای خودت خواستی ، در این صورت عشقی که دو طرفه و وابسته به خدا باشه ماندگار خواهد بود، و الا شاید تبدیل به نفرت بشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: nasimesaba ، ساجد
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا