|
به مسلمانیت نناز....
|
|
۲۰:۴۱, ۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۳ ۲۰:۴۶ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام! I: « اگر در اسرائیل بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد یهودی هستی...! اگر در عربستان بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسلمانی...! اگر در هند بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد هندو...! اما اگر در امریکا بدنیا آمده باشی، به احتمال زیاد مسیحی هستی...! ایمان دینی شما از یک موجود الهی الهام گرفته نشده...! » اینو ریچارد داوکینز پرچم دار بی خدایان می گه! در ظاهر که کاملا درست می گه حتی به زعم بنده نتیجه گیری ایشون (قرمز رنگ) هم درسته، البته مقصودش اشتباهه!! نتیجه گیری نکنید، فعلا حالا اینو داشته باشید تا آخر مطلب یک جمع بندی کنیم! II: می خوام پلورالیسم نجات شناختی مطرح کنم، البته سریع جبهه نگیرید این با پلورالیسم حقیقت شناختی تفاوت داره. حقیقت واحد است اما نجات شمول گرا! نظر علما رو در مورد نجات بخونید: امام خمینی (رحمة الله علیه)، المکاسب المحرمه، 133-134، بی.تا. ؛ نوشته است: پيروان هر ديني را به دو گروه تقسيم: ابن سينا، حسين بن عبدالله ، الاشارات و التنبيهات، شرح خواجه نصير الدين طوسي؛ نوشته است: ابن سینا معتقد است كه اكثر مردمْ اهل نجات اند و تنها عدة بسيار اندكي اهل شقاوت اند. ملا هادی سبزواری، حاشیه الاسفار الاربع، بی تا؛ نوشته است: حكيم سبزواري نيز كلام ابن سينا ر ا تأييد م ي كن د و حتي روايات مخالفِ نجاتِ حداكثري را متعارض مي داند. از ديد وي آيات شريفه اي مانند«قَلِیلُ مِن عِبَادِیَ الشّکـُـورُ» منافاتي با نجات اكثريت ندارد، زيرا منظور از شكور (صيغة مبالغه) بالاترين درجه شكر است كه ويژه بندگان خاص و اولياي الهي است كه تعداد آنان بسيار اندك است، اما برای نجات شاكر بودن هم كافي است اين آيه تعداد شاكران را اندك نمي داند، بلكه بسيار شاكران را اندك می داند انديشمندان و فيلسوفان ديگري همچون علامه طباطبايي، شهيد مطهري، علامه جعفري و جوادي آملي نيز همين رأي را دارند ملاصدرا هم تصریح بر پلورالیسم نجات دارد: صدرالدین شیرازی الاسفار الاربعه، بی تا/ 77-78؛ نوشته است: صدرالمتاهلین می گوید، به خطا گمان نبري كه سعادت در آخرت تنها يك گونه است، بلكه تنها يك گونه از ناداني و رذيلت باعث هلاكت ابدي مي شود و يك قسم از رذيلت آدمي را دچار عذاب مي كند و آن هم در كمترين تعداد افراد انسان يافت مي شود. هرگز به كساني كه نجات را ويژ ة تعداد ي اندك م ي بينند گوش فرا نده، بلكه رحمت خداوند را فراگیر بدان. همین چند مورد کافیست..... تا اینجا فهمیدیم که صرف مسلمانی من ِ نوعی، موجب نجات نخواهد شد! به زعم بنده آنچه انسان را از اهل نجات دور می کند «کفر» است! کفر به معنی اصلی اون نه به اون معنی که جا افتاده! کفر یعنی «پوشاندن» یعنی حقیقتی بر ما رسیده و حجت تمام شده اما ما نپذیریم! ممکنه مسلمان (شناسنامه ای) باشی و کافر در مقابل بودایی باشی اما کافر نباشی! یعنی حجت بر تو تمام نشده باشه!! خب حالا بیایم یه دو دوتا چهارتا بکنیم ببینیم چند چندیم!! اگر با عقل و بدون هیچ گونه تعصبی دین رو پذیرفته باشیم که فبها، خوش بحالمون! اما اگر دینمون ارثی هست و شناسنامه ای و از روی تعصب، هیچ تفاوتی با بقیه انسان هایی که مسلمون نیستند نخواهیم داشت!! هیچ تفاوتی! البته یک تفاوت داریم، اونهم اینه که در مقابل کسایی که اعتقادات ما رو ندارن قیافه ی حق به جانب می گیریم و با تکون دادن سر، تو دلمون خودمون رو اهل نجات و اون رو مغضوب الیه می دونیم! اون رو گمراه و خودمون در صراط مستقیم می دونیم! که دور از انتظار نیست خدا به خاطر همین فکر ها (که شاید هم تو مغزمون خطور نکنه اما در ناخودآگاهمون بدجور بهش اعتقاد داریم)، ما رو مواخذه کنه که مگر تو برای رسیدن به حقیقت تلاش کرده ای که او نکرده باشه...! و کارمون نسبت به اونها سخت تر هم بشه! و شاید تنها متر و معیاری که خدا در یوم الحساب بین ما مسلمون ها و غیر مسلمون ها بگذاره، عمل به اخلاقیات است نه مسلمانی و غیر مسلمانی ظاهری ما! به اکتسابات باید نازید نه انتصابات! دینت اکتسابی بوده یا انتصابی؟ حرف که بسیار است اما تایپیک طولانی نشه بهتره! خوشحال می شم متخصصها بیان نظر بدن! |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۲۷, ۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
ممنون از تایپیک.
یک جمله ای رو توی مستند ظهور من خیلی قبول دارم. اونجایی که بیننده های مستند به عقاید تشیع سازندگان فیلم اعتراض میکنند ( قسمتش یادم نیست ) یه جمله ای مینویسه : اون هم اینکه اسلام یک اسم نیست،بلکه یک حالت قلبه. در واقع اسلام اون چیزی نیست که از بیرون به شما میگند،چیزیه که از درون بهش باور دارید و یک شیوه ی زندگی برای شماست. مثلا،توی این کشور 70 میلیون نفر متولد که میشن مسلمان خوانده میشن،اما چند نفرشون مسلمان باقی میمونند؟! الان ما میگیم 98 درصد مردم ایران مسلمان و شیعه اند. اما در حقیقت چنددرصدشون مسلمان و شیعه اند؟!! در واقع،هدف،چیزیه که هممون باید بهش برسیم،ممکنه فردی در وسط یک خانواده ی فوق العاده مذهبی در وسط قم به دنیا بیاد اما به هدف خلقتش نرسه،و کسی هم در بین کفر و بی دینی غوطه ور باشه اما اون هدف رو پیدا کنه و مسیرش رو بفهمه. هر کسی به این هدف برسه،میتونه به این استقامتش بنازه
|
|||
|
|
۱۷:۴۲, ۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۷:۵۳ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام مجدد به دوستان!
به نظر من بحث عقلانی پیش نمی ره! بد برداشت نکنید منظورم اینه که اگر بخواهیم دلایل مطروحه رو به دو دسته عقلی و نقلی تفکیک کنیم، دلایل مطرح شده جزو دلایل عقلی قرار نمی گیره! اگر بخواهیم با دلایل عقلی بحث کنیم، قطعاً اینکه بگیم دنیا سناریویی از پیش طراحی شده است رد می شه! چون اگه می تونی بیا و اثبات کن که چنین اتفاقی رخ داده! اگر بخواهیم با دلایل نقلی هم صحبت کنیم باز هم اینکه از قبل همه چیز مشخص شده با کثرت گرایی نجات، در تناقضه! یعنی نظر علما مبنی بر اینکه نجات مشمول تمام انسان ها می شه -مگر انسان هایی که شقاوت محضند- رد خواهد شد، چون بدین معنیه که در عالم زر حجت بر همه تمام شده و هرکسی راه رو اشتباه بره اهل نجات نخواهد بود! تاکید بنده بر تمام شدن حجت بر انسانهاست! در این دنیای 1000 فرقه، قطعا همه ی راه ها غیر از یک راه، بیراهه هستند. بنابراین اگر حجت بر همه تمام شده باشه اونوقت انحصار در نجات خوهیم داشت نه کثرت در نجات! نظراتی که از امام خمینی، ابن سینا، ملا هادی سبزواری، ملاصدرا، علامه جعفری، استاد مطهری و .. آورده شد کاملا نادیده گرفته شد. (اگر بیشتر در مورد پلورالیسم نجات می خواهید بدونید این مقاله رو بخونید) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







