|
✿ زندگی خوب،در سایه سار قرآن ✿
|
|
۱۶:۳۶, ۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/مرداد/۹۳ ۱۰:۱۴ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام به ماه خدا... سلام به ماه دلدادگی... سلام به رمضان... جامعهی مسلمان ما تا قبل از سالهای پیروزی انقلاب، با اینکه علاقهمند به قرآن بود، عاشق قرآن بود، اما مانوس با قرآن نبود. ایـن هـم از برکات انقلاب اسـت که جوانهای ما، صاحبان صوت و ذوق و هـنر تـلاوت و اسـتعداد و آمادگـی بـرای فـراگـیری، بــحــمــدالله در ایـــن مـــیـدان وارد شـدند و پیشـرفت کـــردند. . ولی اینها مقدمه است؛ مقدمهی برای فهم قرآن و تخلق به اخلاق قرآن.
. مسئلهی بالاتر، تخلق به اخلاق قرآنی است؛ سبک زندگی را منطبق با قرآن قرار دادن. امام خامنه ای۱۳۹۲/۰۴/۱۹ ![]() مـیشه بــوی رمـضـان رو کـــه تــمـــام فــضـــای دل رو پر کرده ،به خوبی استشمام کرد یک قدم...یک پله... با اخلاص برداریم مثل بنده های مخلصش به رمضان واقعی برسیم... ان شاء لله در این مبحث با ما همراه باشید که ارسال های پیش رو ، ماحصل تلاش تعدادی از کاربران خوب تالار در زمینه قرآن است. افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد یاعلی(علیه السلام) مدد است. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۱۲, ۱۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۳ ۱۷:۳۶ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
امانت درقرآن واسلام * یکی از اوصاف انبیای الهی صفت نیک امانتداری است قرآن کریم اززبان انبیای الهی می فرماید : همانامن برشما فرستاده امانتداری می باشم ( إنی لکم رسول ُامین) * معنای امانتداری آن است که شخص به دیگری چیزی را به منظور حفظ ونگهداری بسپارد و او قبول کند، در این صورت شخص امانتدار موظف است بدون کوچکترین دخل و تصرفی ، مورد امانت را به صاحبش بازگرداند. * و فرق امانت (یاودیعه) با عاریه در این است که در شیء مورد امانت ، امانتدار حق تصرف ندارد ولی عاریه برای استفاده است مانند قرض گرفتن کتاب برای خواندن. * امانتداری در واقع یکی از قوانین بین المللی اسلام می باشد و انسان مومن در برابر همه ی انسانها موظف است که در امانت خیانت نکند و این مطلب را از روایات فراوانی می توان فهمید، چنانچه امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: خداونداجازه ترک سه چیزرابه هیچکس نداده است : 1- رد امانت به صاحبش چه نیکوکارباشد، چه بدکار 2- وفای به پیمان چه به نیکوکار، چه بدکار 3- نیکی کردن به پدر و مادر چه نیکوکارباشند، چه بدکار * همه ادیان مقدس الهی بخصوص اسلام در تقویت صفت نیک امانتداری توصیه فراوانی کرده اند. مانند: إنّ الله یامرکم أن تودوا الامانتِ الی أهلها وإذا حکمتم بین النّاس أن تحکموا بالعدل إنّ الله نعمّا یعظکم به أنّ الله کان سمیعاًبصیرا
همانا خداوند فرمانتان می دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید و هرگاه میان مردم داوری کردید به عدل حکم کنید، چه نیک است آنچه خداوند شما را بدان پند می دهد، بی گمان خداوند شنوای بیناست * امانتداری و رفتار عادلانه و دور از تبعیض از نشانه های مهم ایمان است چنانکه خیانت به امانت، نشانه نفاق است. در حدیثی آمده است: به رکوع وسجود طولانی افرادنگاه نکنید،بلکه به راستگویی و امانتداری آنها بنگرید. * خیانت درامانت شامل : کتمان علم،حرفه وحق،تصاحب اموال مردم و... م یباشد. امانت سه گونه است: 1- میان انسان وخدا (وظایف و واجباتی که برانسان تعیین شده است) 2-میان انسان ودیگران (اموال یااسرار دیگران نزدانسان) 3-میان انسان وخودش (مثل علم،عمروقدرت که نزدما امانت است) درسوره احزاب آیه 72 آمده است: انا عرضنا الامانة علی السماوات والارض والجبال فابین أن یحملنهاو اشفقنَ منهاوحملها الانسان انّه کان ظلوماًجهولا
ما امانت (تعهد،تکلیف ،ولایت عهدی) را به آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم ، آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند ، اما انسان آن را بردوش کشید ، او هم (درمقام آزمایش) بسیارستمکار و ظالم بود (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد). آسمان بارامانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند |
|||
|
|
۱۶:۵۳, ۲۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم" غیبت(به روایت استاد محسن قرائتی) ✔ غیبت چیست؟ غیبت آن است که انسان در غیاب شخصی چیزی بگوید که مردم از آن خبر نداشته باشند و اگرآن شخص بشنود ناراحت شود. وسایل.ج8.ص600و604
پیامبر (صلی الله علیه واله) فرمودند : "در قیامت هنگامی که نامه اعمال انسان به دست او داده میشود،عده ای میگویند: چرا کارهای خوب ما در آن ثبت نشده است؟ به آنها گفته میشود : خداوند نه چیزی را کم و نه چیزی را فراموش میکند،بلکه کارهای خوب شما به خاطر غیبتی که کرده اید از بین رفته است. در مقابل،افرادی،کارهای نیک فراوانی در نامه عمل خود میبینند و گمان میکنند که این پرونده از آنان نیست،به آنها می گویند به واسطه غیبت شدن،نیکی های کسی که غیبت کرده برای شما ثبت شده است." بحار.ج72.ص259
✔ جبران غیبت: شیخ طوسی در شرح تجرید بر اساس حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه واله) می فرماید: اگر غیبت شونده،غیبت را شنیده است،جبران آن به این است که نزد او برویم و عذر خواهی کرده و حلالیت بخواهیم ، اما اگر نشنیده است،باید هرگاه یادی از غیبت شونده کردیم،برای او استغفار نماییم. ✔ شنیدن غیبت: پیامبر(صلی الله علیه واله) فرمودند: "هر کس غیبتی را بشنود وآنرا رد کند،خداوند هزار باب شر را در دنیا و آخرت بر او می بندد ، ولی اگر ساکت بود و گوش داد، گناه گوینده نیز برای او ثبت میشود ، و اگر بتواند غیبت شونده را یاری کند ولی یاری نکرد،در دو دنیا خوار و ذلیل می شود." وسایل.ج8.ص606
علی یارتان و حق نگهدارتان
"التماس دعا" |
|||
|
|
۱۷:۱۴, ۲۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
به نام خدا صله ی رحم (به روایت استاد محسن قرائتی) الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک هم الخسرون(بقره27)
فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را پس از محکم ساختن آن میشکنند و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند،قطع نموده و در روی زمین فساد می کنند اینها زیانکارانند. ✔ نکات جالبِ یک صد و ده حدیث درباره ی اهمیتِ صله یِ رحمِ علامه مجلسی (رحمة الله علیه) : ✻ با بستگان خود دیدار و رابطه داشته باشید،هر چند در حدّ نوشاندن آبی باشد. ✻صله ی رحم،عمر را زیاد و فقر را دور می سازد. ✻با صله ی رحم،رزق توسعه می یابد. ✻بهترین قدم ها قدمی است که برای صله ی رحم و دیدار اقوام برداشته می شود. ✻در اثر صله ی رحم، به مقام مخصوصی در بهشت دست می یابید. ✻به سراغ بستگان بروید،گرچه آنها بی اعتنایی کنند. ✻صله ی رحم کنید،هر چند آنها نیکوکار نباشند. ✻صله ی رحم کنید،گرچه به اندازه ی سلام کردن باشد. ✻صله ی رحم،مرگ و حساب روز قیامت را آسان می کند. ✻صله ی رحم،باعثِ تزکیه ی عمل و رشد اموال می شود. ✻کمک مالی به فامیل،24برابرِ کمک به دیگران پاداش دارد. ✻صله ی رحم کنید،گرچه یکسال راه بروید. ✻کسی که صله ی رحم را ترک کند،بویی از بهشت به او نمی رسد. . . امام صادق علیه السلام می فرمایند: (( پدرم سفارش کرد،با افرادی که با فامیل خود رابطه ندارند،دوست مشو)) (تفسیر راهنما و نورالثقلین) |
|||
|
|
۴:۲۵, ۲۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
جلوه هاى تكاثر تعریف: تکاثر برخلاف کوثر که به معنی خیرکثیر است, فزون خواهی منفی و مبتنی بر غریزه ابتدایی بشر بدون جهت مندی و هدف گرایی درست و صحیح است. تكاثر در نگاه قرآنی به معنای امری مذموم و ناپسند است و آدمی را از راه اصلی و صراط مستقیم كمالی خود باز می دارد. نمونه: أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ (تكاثر/1) فزون طلبى (و تفاخر) شما را سرگرم كرد. تكاثر در شرك و چند خدايى. «ءَاَرباب متفرّقون خيرٌ ام اللّه الواحد القهّار»(یوسف/29) (حضرت يوسف به هم زندانىهاى خود كه مشرك بودند، گفت: آيا ارباب متفرق بهتر است يا خداوند يكتاى قهار؟ تكاثر در غذا. بنى اسرائيل مى گفتند: ما بر يك نوع غذا صبر نداريم «لن نصبر على طعام واحد» ما خوردنى هاى ديگر همچون پياز و سير و عدس و خيار مى خواهيم. «قثائها و فومها و عدسها و بصلها»(بقره/61) تكاثر در عمر. چنان كه بعضى دوست دارند هزار سال عمر كنند. «يَوَدّ احدهم لو يعمّر الف سنة»(بقره/96) تكاثر در مال. قرآن مى فرمايد: برخى افراد به دنبال جمع مال و شمارش آن هستند. «الّذى جمع مالاً و عدّده»(همزه/2) تكاثر در مسكن. قرآن در مقام سرزنش بعضى مى فرمايد: در دامنه هر كوهى ساختمانهاى بلند بنا مى كنيد. «أتبنون بكلّ ريع آية تعبثون»(شعراء/128) تكاثر در شهوت. اسلام براى مسئله جنسى، راه ازدواج را تجويز كرده و بهره گيرى از همسر را بدون ملامت شمرده: «الا على ازواجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غير ملومين»(مومنون/6) و ارضاى شهوت از غير راه ازدواج را تجاوز دانسته است. «فمن ابتغى وراء ذلك فاولئك هم العادون»(مومنون/7)
قد غَرّه طولُ الاَمل الموت يأتى بَغتة والقبر صندوق العمل آثار تكاثر در قرآن برای تكاثر آثار و پیامدهای چندی بیان شده است كه از مهم ترین آن ها می توان به انكار معاد (كهف آیات 34 تا 36) غرور و خود پسندی (همان) محرومیت از یاری خدا (همان) نابودی اموال و دستاوردهای تلاش های مادی (همان) اشاره كرد.(توضیحات بیشتر) پیشنهاد قرآن برای رهایی از تکاثر: قرآن پیشنهاد می كند انسان می بایست به رستاخیز و حساب رسی آن روز توجه كند ( تكاثر آیات 1 تا 8) توجه به عذاب اخروی ( حدید آیه 20) و ناپایداری دنیا ( همان ) و یقین به قیامت ( تكاثر) عامل مهمی برای رهایی انسان از خصلت ناپسند تكاثر طلبی است. یاعلی... |
|||
|
|
۲۲:۴۹, ۲۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
شکر در قرآن بحث را با مثالی شروع مینماییم . فرض کنیم که دوست و عزیزی هدیه ای به ما بدهد .چه میکنیم ؟ تشکر و سپاسگزاری از وی . حال اگر این هدیه خیلی گران بها و گران قدر باشد چگونه تقدیر میکنیم ؟ حال به این بیاندیشیم که اینهمه نعمتهای بیشمار را ذات حضرت حق به ما عطا نموده که اکثریت آنها بدون درخواست ما بوده است . وظیفه ما چیست ؟ چگونه باید سپاس گویی نماییم ؟ در آیه 7 سوره ابراهیم اینگونه آمده است : وَ إذ تأَذَّنَ ربَّکُم لَئِن شَکَرتُم لَأَزیدَنَّکُم و لَئِن کَفَرتُم إنَّ عَذابی لَشدیدٌ
و نیز به یاد آور هنگامی که پروردگارتان اعلام داشت اگر شکرگزاری کنید،نعمت خود را بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید،مجازاتم شدید است. مولانا جعفر بن محمد الصادق (صلوات الله علیهما) می فرمایند : شکر نعمت ،دوری از گناه است . و نیز می فرمایند : شکر آنست که انسان نعمت را از خدا بداند ، نه از زیرکی و علم و عقل و تلاش خود و یا دیگران و به انچه خدا به او داده راضی باشد و نعمتهای الهی را وسیله گناه قرار ندهد ، شکر واقعی آنست که انسان نعمت خدا را در مسیر خدا قرار دهد . و مراحل این شکر شکر زبانیست ،نظیر گفتن "الحمدلله" شکر عملیست ،که با انجام عبادات و مصروف داشتن جان و مال در مسیر رضای خداوند و خدمتگذاری به مردم بدست آید و شکر قلبی که همه چیز را از ان حق تعالی داند و لا غیر . برخی اوقات نمیدانیم که انچه بر سر ما آمده چه خوبی ها و چه تلخی ها ،از چه روست . آیا امتحان الهی است ،یا پاک کننده گناهان و یا بالا رفتن رتبه و مقام معنوی . در سوره بقره آیه 216 داریم : عَسَی اَن تَکرَهوا شَیئآ وَ هو خَیرٌ لَکُم وَ عَسَی أن تُحِبّوا شَیئآ وَ هو شَرٌّ لَکُم خیلی وقتها ما نمیدانیم که مشکلات دیگران چیست ،پس مشکلات خود را بزرگترین می دانیم چه بسیار چیزهایی که شما دوست ندارید ،ولی در حقیقت به نفع شماست و چه بسیار چیزهایی که دوست داری ولی به ضرر شماست . خیلی وقتها ما نمیدانیم که مشکلات چه مزایای گران بهایی دارد ،مانند به یاد دردمندان افتادن ،به فکر دفاع افتادن و.. خیلی وقتها ما نمیدانیم که مشکلات باعث شکسته شدن منیت و غرور میشود خیلی وقتها ما نمیدانیم که مشکلات کفاره گناهان است و سبب دریافت پاداش اخروی میشوند خیلی وقتها ما نمیدانیم که مشکلات سبب ساخته شدن میشود و صبر و تحمل ما را افزایش میدهد و چه زیبا سخنی می فرماید حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) پس از دیدن آنهمه مصائب درکربلا: "و ما رأیت إلا جمیلا" موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۱۰:۴۷, ۲۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
![]() |
|||
|
|
۱۲:۱۱, ۲۴/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/تیر/۹۳ ۱۲:۱۳ توسط Farzaneh.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
"بسم الله الرحمن الرحیم" حسادت(به روایت استاد محسن قرائتی) تلاش برای بدست آوردن کمالات ارزش است،ولی آرزو و تلاش برای نابود کردن کمالات دیگران حسادت است. حسادت نشانه کم ظرفیتی و تنگ نظری است. در حدیث می خوانیم: حسادت ایمان را می خورد .آنگونه که آتش هیزم را.(1) حسادت در میان تمام شرور ،برجسته ترین شر است . زیرا حسود نقشه می کشد و حیله ها می کند و مرتکب انواع شروری می شود تا به هدف برسد. حضرت علی (علیه السلام) در حکمت 493 نهج البلاغه می فرمایند: حسادت مرض خطرناکی است که جز با مرگ حسود و یا هلاکت حسود از بین نمی رود. حسود در واقع در برابر اراده و حکمت خدا جهت گیری می کند که چرا به او عطا کرده و به من نداده است. حسود هرگز خیرخواهی و نصیحت نمی کند. حسود اهل تواضع و تشکر نیست و هرگز به کمالات دیگران گواهی نمی دهد و قهرا مرتکب گناه کتمان حق می شود. برای درمان حسادت باید اینگونه فکر کرد: 1) دنیا کوتاه و کوچک است و غصه برای آن ارزش ندارد. 2) ما نیز نعمت هایی داریم که دیگران ندارند. 3) نعمت ها بر اساس حکمت ها تقسیم شده است گرچه ما حکمت آن را نمی دانیم. 4) آنکه نعمتش بیشتر است، مسئولیتش بیشتر است. (1): کافی، ج 2. ص 306 |
|||
|
|
۲۲:۱۱, ۲۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
![]() آرزو در آیات و روایات أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى * فَلِلَّهِ الْأَخِرَةُ وَالْأُوْلَى * وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِى السَّمَوَاتِ لَا تُغْنِى شَفَاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلَّا مِن بَعْدِ أَن یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن یَشَآءُ وَیَرْضَى (سوره نجم آیات 24-26) آیا (مى پندارید كه) انسان، به هر چه آرزو دارد مى رسد؟ پس آخرت و دنیابراى خداوندست و چه بسا فرشتگانى كه در آسمانها هستند، (ولى) شفاعت آنان سودى ندارد، مگر بعد از آنكه خداوند براى هر كه بخواهد و رضایت دهد، اجازه شفاعت دهد. نگاهى به مبحث آرزو با توجه به آیات و روایات: ارزش آرزو؛ آرزو عامل و انگیزه حركت و رشد است. رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمودند: «لولا الامل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرها» اگر آرزو نبود، نه مادرى كودك خود را شیر مى داد و نه كشاورزى درختى را مى كاشت. حضرت عیسى علیه السلام، پیرمردى را دید كه بیل در دست دارد و زمین را شخم مى زند، گفت: خدایا! آرزو را از این مرد بگیر. دید پیرمرد بیل را كنار گذاشت و خوابید. پس از مدتى، حضرت عیسى از خدا خواست كه آرزو به او برگردد، مشاهده كرد كه پیرمرد بلند شد و شروع به كار كرد. مهار كردن آرزو؛ آرزوها باید در چارچوب امكانات، استعدادها، شرایط و ظرفیّت باشد وگرنه سر از موهومات در مى آورد. امام على علیه السلام فرمودند: «بیشترین ترس من بر شما، از هوا پرستى و آرزوهاى طولانى است». آرزوهاى منفى؛ در قرآن از بعضى آرزوها انتقاد و نهى شده است. نظیر كسانى كه آرزو داشتند ثروت قارون را داشته باشند و مى گفتند: «یا لیت لنا مثل ما اوتى قارون» یا آرزو دارند مورد ستایش نابجا قرار گیرند: «یحبّون أن یحمدوا بما لم یفعلوا» یا آرزو دارند بر دیگران برترى داشته باشند. «تلك الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوّاً فى الارض» بارها خداوند با جملات: «لا تعجبك اموالهم» و «لا تمدّنّ عینیك» مؤمنان را از نگاه هاى آرزومندانه به سرمایه داران و مرفّهان باز داشته است. آرزوهایى كه به آن نمى رسند؛ در قیامت بارها مجرمان «یا لیتنى» (اى كاش) مى گویند؛ ولى چه سود: «یا لیتنى كنت ترابا» اى كاش خاك بودم. (خاك، یك دانه مى گیرد و یك خوشه مى دهد. خاك، فاضلاب را مى گیرد و آب زلال مى دهد؛ ولى بعضى انسانها جز فسادكارى نمى كنند.) «یا لیتنى اتّخذت مع الرسول سبیلا» اى كاش با پیامبر یك راهى را انتخاب كرده بودم. «یا لیتنى لم اوت كتابیه» اى كاش نامه عمل به دستم نمى رسید. «یا لیتنى قدّمت لحیاتى» اى كاش براى روز حیاتم كه امروز است، چیزى از پیش فرستاده بودم. «یا لیتنا نردّ و لا نكذّب» اى كاش به دنیا بازگشته و دیگر تكذیب نمى كردیم.
_ بزرگترین آرزوی اهل شیعه وصال یار و دیدار دوست میباشد. امید و انتظاری جز امید رسیدن به زمان موعود و ظهور نمی باشد آنگونه که این آرزو از سرآمد آرزوهای حجت خداوند نیز می باشد چنانکه در دعای افتتاح می خوانیم که: «اللهم صل علی ولی امرک القائم المومل؛ درود فرست بر ولی امرت قائم آرزومند». _ امید و آرزوی تحقق این نوید کلی جهانی-انسانی در زبان روایات اسلامی «انتظار فرج» خوانده شده است و عبادت بلکه افضل عباداتها شمرده شده است. اصل انتظار فرج یعنی توقع گشایش داشتن از یک اصل کلی اسلامی و قرآنی دیگر استنتاج می شود و آن اصل حرام بودن ناامیدی از رحمت خداوند است. _ آنچه باعث محقق شدن این آرزوی بزرگ می گردد خودسازی فردی و کمک به دیگران برای خودسازی و دورنگهداشتن جامعه از فساد می باشد. ______________________ ___________________ ______________ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
|
|||
|
|
۱۴:۱۲, ۲۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۳ ۲۲:۲۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم تمسخر در قرآن يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُواْ خَيْراً مِّنْهُمْ وَلَا نِسَآءٌ مِّن نِّسَآءٍ عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْراً مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُواْ أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُواْ بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ اى كسانى كه ایمان آورده اید! مبادا گروهى (از شما) گروهى دیگر را مسخره كند، چه بسا كه مسخره شدگان بهتر از مسخره كنندگان باشند و زنان نیز، زنان دیگر را مسخره نكنند، شاید كه آنان بهتر از اینان باشند و در میان خودتان عیب جویى نكنید و یكدیگر را با لقبهاى بد نخوانید. (زیرا) فسق(و بدنام بودن) پس از ایمان، بد رسمى است، (و سزاوار شما نیست.) و هركس (از این اعمال) توبه نكند، پس آنان همان ستمگرانند. حجرات - 11 ✔ استهزاء : یكى از بركات عمل به دستورات اسلام، سالم سازى محیط و جلوگیرى از درگیرى هاى اجتماعى است. شاید بتوان گفت كه عنوان تمسخر و تحقیر كه در این آیه مطرح شده، از باب نمونه است و هر سخن یا حركتى كه اخوّت و برادرى اسلامى را خدشه دار كند، ممنوع است. استهزا در ظاهر یک گناهاست ولی در باطن از این گناه، گناهان دیگری نیز بیرون می زند از جمله : * تحقیر * خوار کردن * کشف عیوب * اختلاف افکنی * غیبت * کینه * فتنه انگیزی * طعنه * انتقام و .... که در بین این گناهان، گناهان کبیره خود نمایی می کنند که جزای این گناهان بهشت نیست. ✔ ریشه های تمسخر 1- ثروت قرآن مى فرماید: «وَیلٌ لِكلّ هُمَزة لُمَزة، الّذى جَمع مالا و عَدّده» (همزه، 1-2) واى بر كسى كه به خاطر ثروتى كه اندوخته است، در پیش رو یا پشت سر، از دیگران عیبجویى مى كند. 2- علم و مدرک تحصیلی قرآن درباره این گروه مى فرماید: «فَرِحوا بما عِندهم مِن العِلم و حاقَ بهم ما كانوا به یَستهزؤن»(غافر، 83) آنان به علمى كه دارند شادند و كیفر آنچه را مسخره مى كردند، ایشان را فرا گرفت. 3- توانایى جسمى كفّار مى گفتند: «مَن اَشدُّ مِنّا قُوّة»(فصلت، 15) كیست كه قدرت و توانایى او از ما بیشتر باشد؟ 4- عناوین و القاب دهان پر كن اجتماعى كفّار فقرایى را كه همراه انبیا بودند تحقیر مى كردند و مى گفتند: «ما نَراك اتّبعك الاّ الّذین هم أراذِلُنا»(هود، 27) ما پیروان تو را جز افراد اراذل نمى بینیم. 5- تفریح و سرگرمى 6- طمع به مال و مقام گروهى، از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله درباره ى زكات عیبجویى مى كردند، قرآن مى فرماید: «و منهم مَن یَلمزُك فى الصّدقات فان اُعطوا منها رَضوا و اِن لم یُعطوا منها اذا هم یَسخَطون»(توبه، 58) ریشه ى این انتقاد طمع است، اگر از همان زكات به خود آنان بدهى راضى مى شوند، ولى اگر ندهى همچنان عصبانى شده و عیبجویى مى نمایند. 7- جهل و نادانى هنگامى كه حضرت موسى براى حل اختلاف و درگیرى دستور كشتن گاو را داد، بنى اسرائیل گفتند: آیا ما را مسخره مى كنى؟ موسى علیه السلام گفت: «أعوذُ باللّه اَن اَكونَ من الجاهلین»(بقره، 67) به خدا پناه مى برم كه از جاهلان باشم. یعنى مسخره برخاسته از جهل و نادانى است و من جاهل نیستم. 8- ریاكارى و بهانه گیرى و شخصیت شكنى «یلمزون المطّوّعین من المؤمنین فى الصّدقات و الّذین لایجدون الا جهدهم فیسخرون منهم»(توبه، 79) ✔ نکته 1 : یكى از كارهاى مبارك رسول خدا (صلى الله علیه وآله) پس از بعثت تغییر نام افراد و مناطقى بود كه داراى نام زشت بودند. زیرا نام بد، وسیله اى براى تمسخر و تحقیر است.
✔ نکته 2 :
عقیل، برادر حضرت على (علیه السلام) بر معاویه وارد شد، معاویه براى تحقیر او گفت: درود بر كسى كه عمویش ابولهب، لعنت شده ى خداوند است و خواند: «تبّت یدا ابى لهب» عقیل فورى پاسخ داد: درود بر كسى كه عمّه ى او چنین است و خواند: «و امراته حمّالة الحطب» (زن ابولهب، دختر عمّه ى معاویه بود.) ✔ نکته 3 : نکات آیه ی ابتدای ارسال * كسى كه مردم را از توهین به دیگران باز مى دارد نباید در شیوه ى سخنش توهین باشد. «لایسخر قوم من قوم» (نفرمود: «لاتسخروا» یعنى شما كه مسخره كننده هستید.) * در شیوه ى تبلیغ، آنجا كه مسئله اى مهم است یا مخاطبان متنوّع هستند، باید مطالب تكرار شود. «قوم من قوم... ولانساء من نساء» * ما از باطن و سرانجام مردم آگاه نیستیم، پس نباید ظاهربین، سطحى نگر وامروز بین باشیم. «عسى ان یكونوا خیراً...» * عیبجویى از مردم، در حقیقت عیبجویى از خود است. «و لاتلمزوا انفسكم» * بد صدا زدن، یك طرفه باقى نمى ماند، دیر یا زود مسئله به دو طرف كشیده مى شود. «لاتنابزوا بالالقاب» («تنابزوا» براى كار طرفینى است) * مسخره كردن و بدنام بردن، گناه است و توبه لازم دارد. «و من لم یتب فاولئك هم الظالمون» (البتّه توبه تنها به زبان نیست، بلكه توبهى تحقیر كردن، تكریم نمودن است.) * مسخره، تجاوز به حریم افراد است و اگر مسخره كننده توبه نكند، ظالم است. «فاولئك هم الظالمون» یاعلی صلوات |
|||
|
|
۱۲:۵۲, ۲۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/تیر/۹۳ ۱۳:۰۷ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
![]() ![]() برگرفته از کتاب دقایقی با قرآن - حجت الاسلام قرائتی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| زندگی با چراغ ها زیباست (حیات طیبه با قرآن)ویژه رمضان94 | حسن عزتي | 39 | 29,377 |
۲۵/تیر/۹۴ ۱۸:۴۲ آخرین ارسال: السا |
|
| خورشید و حرکت سایه ها در قرآن | HermeS | 0 | 1,312 |
۱/خرداد/۹۳ ۱۵:۰۸ آخرین ارسال: HermeS |
|
| در سایه سار وحی(اثربخش ترین آیات قرآن در زندگی من) | علی 110 | 156 | 70,623 |
۲۱/شهریور/۹۲ ۱۴:۲۲ آخرین ارسال: مصباح |
|






![[تصویر: BESM2.png]](http://s5.picofile.com/file/8122315518/BESM2.png)
![[تصویر: 582220_10151943086180578_2031780208_n.jpg]](http://matina90.persiangig.com/image/%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C/%D8%AE%D8%AF%D8%A7/582220_10151943086180578_2031780208_n.jpg)









![[تصویر: Adabff.gif]](http://s5.picofile.com/file/8113872576/Adabff.gif)
![[تصویر: 63044340175585432202.png]](http://www.shiaupload.ir/images/63044340175585432202.png)
![[تصویر: heart.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/heart.png)
![[تصویر: 81456504639948755461.png]](http://www.shiaupload.ir/images/81456504639948755461.png)
![[تصویر: hejab.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8130966268/hejab.jpg)