|
قرار مدار های اینترنتی
|
|
۶:۵۵, ۱۷/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/تیر/۹۳ ۸:۲۱ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام خدمت دوستای گلم! مقدمه نمیگم... دوستان به من لطف دارن و منو محرم اسرار میدونن و گاهی با من چند کلامی اختلاط میکنن... در بین این نامه ها و درد دل ها، واقعاً به نکات جالبی برمیخورم که دوست دارم با همه در میون بذارم... روی صحبتم بیشتر با دختر خانومای تالاره... اما اگه پسرا هم خوندن، عیبی نداره... بچه ها! من دارم به وضوح میبینم که برخی فرق بین دنیای مجازی و حقیقی رو نمیدونن... در بعضی از موراد عدم تمایز بین فضای مجازی و حقیقی منجر به ضربه های جبران ناپذیری میشه ... شاید نشنیده باشید مواردی که طرف از اون عشق اینترنتی اش یه برد پیت ساخته بوده و رفته بود سر قرار و یارو قلیدون از آب درآمده بود... مواردی بوده که طرف رفته و دیده اون یکی طرف دختر نبوده و پسر بوده و حتی تنها و تنها با یک نوشیدنی مثل آب معدنی و نوشابه و ... دختر بیهوش شده و وقتی به هوش اومده دیگه کار از کار گذشته بوده... مواردی بوده که طرف وقتی نوشته های اون یکی طرف رو میخونه، با فهم و شعور نویسنده ارتباط خاصی برقرار میکنه و بعد از ازدواج میفهمه که طرف اونقدرا هم باشعور نبوده... مواردی بوده که طرف از فضایل خانواده سخن به میان آورده و بعد دیده شده طرف اصلاً احترامی برای خانواده قائل نیست.... میدونین بچه ها، به قول حسین رفیعی اگه خناق هم مثل وبا کشته میگرفت، الآن هیشکی رو زمین نبود... دروغ که خناق نیست... دروغه... والا دروغه... بلا دروغه... توی این فضا من میتونم به شما بگم اسمم قلیدونه... کنتور که نمی اندازه... 100 تا دروغ به شما بگم... به قول اون پیرزنه توی مدرسه مادربزرگ ها "آدم باید خودش عاقل باشه"... آخه دختر جون! شما که فقط 17-18 سالته! پاشدی رفتی سر قرار... مطابق سنت و تربیت خانواده ات کودکانه رفتار کردی، اون وقت توقع داری یارو یه دل نه صد دل عاشق تو بشه؟ معلومه که وقتی طرف از دیدن شما لذت های کافی رو برد، دیگه با شما بیرون نمیره... ضربه اش رو هم خودت میخوری... یا بر عکس! دختر خانم و فهمیده ای پاشده به هوای این که طرف دانشجوی پزشکیه، رفته دیدن یارو، فهمیده آقا کارمند بیمارستانه... تو وبلاگ هم با هم آشنا میشین... توی فیس بوک با هم آشنا میشین... توی ایمیل های گروهی با هم آشنا میشین... حتی توی همین تالار با هم آشنا میشین... بعد با هم میرین بیرون؟ در بهترین حالت که آقا قصد بی شرمی و بی عفتی نداشته باشه، از شما خواستگاری میکنه دیگه... وقتی میرین بیرون یعنی چی؟ یعنی من تا حدودی از طرز تفکر شما خوشم میاد، برم ببینم از قیافه ات هم خوشم میاد یا نه... بندگان خدا! ضربه میخورین... قدم اول قیافه باید ارزیابی بشه... قبل از این که توی دل هر کدومتون تصوری از اخلاق ها و خانواده طرف شکل بگیره... فکر کنین من قیافه ام شبیه مادر فولاد زره دیو باشه و اخلاقم حسنه... مادامی که تو اینترنت با یکی در ارتباطم، خوشحالم... چون این ارتباط کمی آدم ها رو شاد میکنه... بعد که روز دیدار فرا میرسه، من باید به هزار در بزنم که قیافه ام واسه طرف جذاب باشه... بعد اون طرف میاد و قیافه منو نمیپسنده... حالا که 100 بار توی پیامهای رد و بدل شده حرفهایی زده شده که دختر و پسر روش تکیه کردن، حالا دیگه نگاه کردن به ظاهر، به آدم برمیخوره... متوجه منظورم میشین؟ اگه یه روز این آقا پسر با خانواده اش میومد خونه من زشت و از من خوشش نمی اومد، شاید اینقدر ناراحت کننده نبود که حالا که کمی با تفکرات من آشنا شده و وقت منو گرفته و حالا از قیافه من خوشش نیاد... این توهینه... والا و بلا توهینه... در مورد پسرها هم همینطور... مگه شما خواهر و مادر ندارین که دستتون رو بگیرن و ببرن برای امر خیر که اینترنتی تقاضای ازدواج میکنین؟ تااازه عرض کردم که ... این در بهترین حالته که طرف واااقعاً قصدش ازدواج بوده باشه... اگه پسر قصدی غیر از ازدواج داشته باشه و این کار هر شب و روزش باشه که دیگه هیچــــــــــــــــــــی!!! دوستان گلم! دخترای خوب! علی الخصوص کم سن و سالاش... فکر نمیکنین طرف میتونه شما رو تعقیب کنه یا یکی رو بفرسته دنبال شما؟ آدرس خونه ات رو پیدا کنه و از فرداش مزاحمتون بشه که در بهترین حالت فقط ازتون پول بخواد... شما این صفحه حوادث روزنامه ها رو نمیخونین؟؟؟ چرا همیشه فکر میکنیم این اتفاقا واسه ما نمی افته؟ چرا فکر میکنیم من همیشه میدونیم چی کار باید بکنم؟ آشنایی از طریق تالارهای مهدوی که نور علی نوره... طرف با یه تیر دو تا نشون میزنه... هم یکی که علاقه به امام زمان داره رو از راه به در میکنه و ناامید از درگاه خداش میکنه... هم این که باعث میشه طرف تا عمر داره، هر وقت اسم مذهبی و امام زمانی بیاد، حالت تهوع بهش دست بده... از من کوچیک تر به شما بزرگواران نصیحت! تشریف داشته باشین خونه ها تون و ازدواج رو با خواستگاری سنتی پیش ببرین... 10 جلسه برین خونه همدیگه و با هم صحبت کنین... اما تو کوچه و خیابون جای شناخت نیست... یکی از دوستای من 5 سال با دوست پسرش دوست بود... 5 سال کم زمانی نیستا!!! توی این 5 سال از گل نازک تر بهش نگفته بود... 2 ماه بعد از عقدش با دست شکسته و صورت کبود، رفت تقاضای طلاق کرد... بعد از عقد، رفته بودن شهر بازی، روسری دوستم افتاده بود و شوهرش اونجا چیزی بهش نگفته بود... وقتی با هم دوست بودن اصلاً چیزی نمیگفت... وقتی رسیدن خونه پسره، حالا کتک نخور، کی کتک بخور... اجازه بدین توی پروسه ازدواج پدر و مادر ها هم نظر بدن... شما مو میبینید و اونا پیچش مو... از من به شما نصیحت! دنبال عشق از طریق اینترنت نباشین... خوشحال میشم اگه دوستان تجربیاتشون رو در اختیار بقیه بذارن... تجربیاتی که لزوماً نه واسه خودشون، اما ممکنه واسه آشناشون پیش اومده باشه... شاااید درس عبرتی بشه واسه اونایی که اینترنتی قرار میذارن... منتظرم... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۲۶, ۱۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
به نام خداوند حکیم
سلام، آدم هر جایی که یه مدت وقتش رو میگذرونه تلاش میکنه و احساس نیاز میکنه که برای خودش چند تا دوست دست و پا کنه. مثلا توی محل کار توی سفر توی محله و..... حالا اینتر نت هم از این قضیه مستثنی نیست. آدم دوست داره با دیگران دوست بشه. حالا شمایی که میگید نباد دوست شد و این کار سادلوحیه و... راه کار بدید . برای پاسخ گویی به این نیا ز چه کنیم؟ چطور جای خالی دوست رو در این محیط پر کنیم ؟ حد و مرزمون چی باشه ؟ و..... پ.ن:این ارسال رو جایی گذاشتم دوستان پیشنهاد دادند که جا های دیگه هم کپی کنم تا بیشتر دیده بشه. |
|||
|
|
۲۲:۲۶, ۱۹/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/تیر/۹۳ ۰:۰۴ توسط لبخند خدا.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
اتفاقا توی این تالار وجود داره این اتفاقاتی که موزه جان گفتن ، گول بعضی حرفارو هم نخورید رای من این اتفاق افتاده توی همین سایت مذهبی . ک آقا که الان دیگه فعالیت ندارن و بعضی از کاربرا هم میشناسنشون ، به بنده پیام خصوصی دادن که من اهل فلان شهر هستم وسنم هم . . .! فقط ازتون کمک میخوام و مشکل خانوادگی دارم و ازتون کمک میخوام . خب منم تا اونجایی که تونستم با رعایت حد و مرز ها که مشکل شرعی و گناه نداشته باشه کمکش کردم و بحثمون تموم شد. و بعد از خداحافظی ایشون گفتن که به من علاقه پیدا کردن و پیشنهاد ازدواج داد و شماره هم به بنده داد و من فورا پیام رو پاک کردم . و با هزار جور تهدید دیگه کلا تالار نمیاد خوشبختانه . ولی خیلی خوشحالم که هوای خودمو دارم و نذاشتم کار به جاهای باریک برسه.دختر ها گول نخورید اگه با این بهانه ها پیام دادن بگین مثلا از فلان ناظر یا کاربر و... بپرسید.این مثالو زدم که بگم توی تالار مذهبیش هم اینجور آدما هستن که از همین طریق وارد زندگی طرف میشن . اخبار اتفاقا چند وقت پیش اعلام کرد که وهابی با دختران ارتباط مجازی برقرار کردن و خودشونو آدم مذهبی جار میزدن و دخترها ازشون سوال های دینی میپرسیدن و بعد ارتباطا به فضای واقعی کشیده شد و بعدش هم که دیگه خودتون دید دیگه که لبها وچشمهای دخترهارو دوختند اون هم دخترهای خانواده های اصیل و مذهبی . . . |
|||
|
|
۰:۴۱, ۲۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
نقل قول: اون قضیه که شایعه بود!!! ولی مجموع صحبت شما درسته و قبلا در تاپیک ارتباطات گفته بودم ====== در مورد موضوع تاپیک خیلی خلاصه بگم برخی از بهترین دوستان بنده از فضای مجازی هستند و باهاشون سفر هم میرم و خیلی هم نزدیکیم این ربطی به فضای مجازی نداره بستگی به خود افراد داره که چطور باشن اگر یک فرد در درون مشکلاتی داشته باشه حتما در فضای مجازی اون مشکلات بروز پیدا میکنن خود فضای مجازی هیچ ایرادی نداره ایراد از خود انسان هاست البته برخی مواقع سوء تفاهم بین افراد باعث میشه که اختلافات رخ بده ولی در مجموع اشکال از خود افراده ولی چیزی که برای خود بنده کاملا مشخص بوده اینه که افراد خودشون رو در این فضا نشون میدن چون کسی عمدتا نمیشناسشون هر حرفی و هر کاری... راحتن ولی در زندگی خودشون ممکنه اینطور نباشن در مورد زندگی سایبروگی هم این تاپیک رو بخونید شاید برخی مطالب چند سال بعد برای بقیه ملموس بشه و الان چندان قابل درک نباشه ولی ما در حال گذار بین دو نوع زندگی هستیم این دو نوع زندگی کاملا متفاوتند چیه بازم اومدی نوشته مخفی بخونی؟ توبه کن بابا!!! |
|||
|
|
۱:۲۴, ۲۰/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/تیر/۹۳ ۱:۲۷ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
هیچ کس نمیتونه گره خوردن دنیای خطر ناک مجازی رو با دنیای خطرناکتر حقیقی رو رد کنه. شما در مورد قرار و مدارهای دو جنس مخالف میفرمایید که ای بابا از طریف مجازی نباشه که خطرناکه ... من میگم لطفا از طریق حقیقی هم نباشه که خطر ناک تره. یک زمان که نه موبایلی بود و نه اینترنتی ... دختره میخواست بره سر کوچشون سبزی بخره طرف بهش چشمک میزد این هم یک نصفه لبخندو... کار تمام میشد . یک زمان تلفن ثابت اومد ... یک چشمک و یه کاغذ حامل شماره پرت کردن بود.یک زمانی بلوتوث روی دور بود میرفتن توی یه فضا چهارتا فایل به هم میدادن بعد میگشتن همدیگرو پیدا میکردن و دوست میشدن .یک بعد هم اس ام اس و زنگ زدن اشتباهی به ایرانسل و... حالا هم اینترنت. مادری که 30 سال پیش پی چشمک پسر ها رفته خب مشخصه امروز هم دخترش پی دوستت دارم های مجازی میره.چه فرقی داره؟والا مادر بزرگ من داستانهایی از قدیم تعریف میکنه و از فرارهایی حرف میزنه که واقعا اوضاع بدتر از این دوره زمونه بوده.وقتی اساس کار غلطه .دیگه غلطه دیگه ... اما و اگر و استثنا نداره که.اخه این چه جمله ایه که شما میگید...
نقل قول:بعد که روز دیدار فرا میرسه، من باید به هزار در بزنم که قیافه ام واسه طرف جذاب باشه... الان توی دانشگاه ها خوبه ؟ اوضاع رو بیاید ببینید. طرف یک نظر میبینه و هزار دل عاشق میشه... حالا غیر مذهبی هاش که بکنار ...من خودم چندین کیس پسر از خانواده های مذهبی دیدم که انتخابهای این چنینی داشتن و خانواده هر چه قدر خواست بفهمونه که اون به دردت نمیخوره ، هیچ نوع کفویتی بین ما وجود نداره نشد که نشد... اخر هم الان یکی از اون پسر ها در شرف طلاقه ما بقی هم هر روز شون دعوا ... نه معیار شعور نه معیار خانواده نه معیار درک ... یکی نیست بگه خب باشه تو دختر هذب الهی نمیخوای باشه قبول ... اما زن زندگی که میخوای؟ شعور که میخوای؟ اصالت خانوادگی که میخوای؟ درک و فهم که میخوای؟ هم کفو فکری که میخوای؟ اصلا امکان نداره کسی اولین استارتش صرفا چهره طرف باشه بعد بخواد به سایر موارد توجه کنه. چشم سر که اول کار افتاد مابقی چشم ها کور میشه. انتخاب بر اساس اینکه کدام دختر رژ قرمز تری زده است شده...! این موضوع هم رد میشه که صرفا تفکرات طرف قبول بشه و بعد ظاهر ... بلکه معیار ها باید در کنار هم سنجیده و سبک و سنگین بشن. بعد میان میگن آمار طلاق 1/6 ام هست. متاسفانه و متاسفانه یکی از مشکلاتی که در ازدواج خانواده های مذهبی هست که بچه ها تمایلشون رو از ازدواج های سنتی از دست دادن خشک مقدسی هاست ... (این نکته نکته کمی نیست !!!!!) حساسیت بی جای پدر ها در اینکه اجازه و فرصت اشنایی نمیدن.. اجازه صحبت دختر و پسر به طور تنها و خصوصی در دفعات متعدد رو نمیدن . دخالت های بیجا دارن فشار های بی جا دارن. خب همین عامل میشه که بچه های مذهبی برای فرار از همچین موانعی ازدواج سنتی رو میزنن کنار. از طرفی فضای جامعه هم برای انتخابهای مدرن که خطر بالایی داره باز هست. |
|||
|
|
۱:۵۳, ۲۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
واقعا نمیدونستم فضای مجازی اینقد خطرناک
![]() اقای محمد تراست خانم موزه جناب مجتبی 110 لطفا حکم مطلق ندین ازدواج سنتی درسته؟ اشنایی به این سبک هایی که باب شده غلطه؟ نگاه یک جانبه نداشته باشید چرا میخواین خودتونو گول بزنید شما به فور دیدین ازدواج هایی که به سبک اشنایی های جدید منجر به جدایی شده منم کم ندیدم ازدواج هایی که به سبک سنتی منجر به جدایی شده و از اون طرف دوستایی دارم که سالهاست سرخونه زندگیشونند که اشناییشون خارج چارچوب های سنتی بوده مهم شعوره افراد اگه نتونند نیازاشونو کنترل کنند و فقط یه تکیه گاه واهی میخوانند که تخلیه احساسات کنند به هرسبکی باشه عواقبش معلومه تجربیات خودتونو به این سبک تعمیم ندین و بعدش حکم مطلق بدین خداوند به ما عقل شعور داده راه رو به ما نشون داده وقتی تکیه گاه به بزرگی خدا داریم و این همه کلید و راه بهمون نشون داده من نوعی از چیزی چیزی واهمه ندارم دختر خورشید میاد از تجربیاتش میگه درست ولی طرفت میخواد هرچی بگه زمانی که تو مثل کوه استوار باشی اکید بخوای به این بادا بلرزی |
|||
|
|
۸:۲۶, ۲۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
من میبینم که خیلی از دوستان با حرف من کمی تا قسمتی مخالفن...
بذارین اینجوری توضیح بدم... اگه ازدواج از طریق خواستگاری های سنتی 20 درصدش منجر به طلاق میشه، ازدواج از طریق دوستی 50 درصد و ازدواج از طریق اینترنت شاید 70 درصد به طلاق بینجامه... البته من آمار ندارم... اما میشه ار محیط دادگاه ها فهمید... از روزنامه ها و صفحه حوادث... صفحات اجتماعی روزنامه ها... پسرها از چشم عاشق میشن و دخترها از گوش... چه بهتر که ظاهر دخترها از طرف والدین کنترل بشه که مبادا پسری الکی عاشق کسی بشه و دهان پسرها هم کنترل بشه که دختری هم نتونه الکی عاشق پسری بشه... بعد خیلیا میان میگن که ما خیلی از دوستامون رو توی اینترنت پیدا کردیم و راضی هستیم و یکیش هم مدیر کل اصول عقاید و ... ![]() عاقا! من به عنوان یه دختر، تنها و تنها یکبار با یکی از اینترنت رفتم بیرون که از ناظرای همین تالار بود... هم من و هم اون چهار ستون بدنمون داشت میلرزید که نکنه طرف ناتو باشه... پسرا شاااید لازم نباشه اینقدر محتاط باشن... اما دخترا باید خیلی محتاط باشن... پسر اگه محتاط باشه، شاااید ترسو بشه و این برای پسر صفت خوبی نیست... اما بسیار لازمه که یه دختر بترسه و سر نترس نداشته باشه... ماجراجویی های اینجوری برای دخترا خوب نیست... حالا شاید نمونه ای باشه که اینجوری ازدواج کرده، اما معمولاً اینجور روابط درست نیست... من فکر نمیکنم کسی به اندازه من خودمونی بنویسه و از خودش و خانواده اش توی این تالار مثال زده باشه... اما با همه این اوصاف محااااااله شماها منو بشناسین... اولاً این که ممکنه همه اش رو دروغ گفته باشم... در بهترین حالت که دروغی در کار نبوده، من زمانی مینویسم که بخوام در مورد یه چیزی توضیحی بدم... یعنی شما عمل و عکس العمل من رو در مورد مسائل تالار میدونین... از کجا میدونین من آدم بددهنی نباشم... شاید خسیسم... شاید پر خرجم... شاید پر توقعم... شاید نامرتب و کثیف و ژوپولی ام... شاید و هزار شاید دیگه... مثلاً اگه آقای عبدالرحمن با یه آقای دیگه میره بیرون و با هم دوست میشن، دوستی که خطری براشون نداره... اما اگه یه خانم بخواد با کسی بره بیرون، این خطره... هبچ وقت هیچ چیز مطلق نیست... هیچ وقت همه چیز تقصیر یه نفر نیست... اگه یه پسری اونقدر بد باشه که قصد فریب دختری رو داشته باشه و باهاش قرار بذاره، حتماً اون دختر هم دختر بدیه که پا به این تله میده... شاید گناه هم نداشته باشه این کار، اما از نظر روابط اجتماعی این کار کار خوبی محسوب نمیشه... ازدواج به شیوه خواستگاری سنتی بهترین و مطمئن ترین راه برای ازدواجه... والسلام... |
|||
|
|
۹:۱۷, ۲۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول:چرا میخواین خودتونو گول بزنید شما به فور دیدین ازدواج هایی که به سبک اشنایی های جدید منجر به جدایی شده منم کم ندیدم ازدواج هایی که به سبک سنتی منجر به جدایی شده و از اون طرف دوستایی دارم که سالهاست سرخونه زندگیشونند که اشناییشون خارج چارچوب های سنتی بودهازدواج سبک سنتی اونی هست که پدر و مادر در انتخاب الویت رو دارن. یعنی یا والدین( ویا در بیشتر اوقات فرزند) انتخاب می کنه ولی حرف آخرو والدین می زنن که درضد خطاش خیلی پایینه. اون ازدواج سنتی ای که شما مدنظرتون هست لابد همین دوستی اینترنتی اما ورژن حقیقی اش(خیابانی و کافی شاپی و شهر بازی!) هستش اما در کل هر کدوم معایبی دارن و محاسنی که به شدت معایب دوستی اینترنتی زیاده! نقل قول:نگاه یک جانبه نداشته باشیدهر کسی یه جانبی داره و هر حرفی بزنه یه جانب محسوب می شه! مگه حرف دو جانبه هم داریم؟ نقل قول:پسر اگه محتاط باشه، شاااید ترسو بشه و این برای پسر صفت خوبی نیست...نه! تورو خدا خودتون رو رعایت کنید! یه هوا بگین پسر باید کله خراب باشه!(حالا نه اینکه نیستیم!) از من به شما نصیحت! هیچ وقت هویت خودتون رو تو اینترنت فاش نکنید. منبع موصق(موسغ،موصغ،موسق... باز یه غلطی کردم اومدم کلمه قلنبه(قلمبه،غلنبه،غلمبه) گذاشتم!) حتی تو فیسپوک هم از نام مستعاری استفاده کنید که فقط دوستاتون(فامیل و مدرسه و دانشگاه و ...) بدونن. بقیه دوستان(که اینترنتی محسوب می شن) شما رو با نام مستعار بشناسن. |
|||
|
|
۱۱:۲۱, ۲۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
نقل قول: خب تاپیک دو بخش شده یکی بحث دوستی که گفتم البته حرف شما در مورد خانم ها درسته واقعا لزومی نداره ارتباطات انقدر وسیع بشه گرچه باز به خود کاربران مربوطه به قول خانم موزه در یکی از ارسالا اشکال از خود طرفه (عین جمله رو نمیگم) اما در مورد ازدواج که فرمودید اون زندگی سایبورگی که گفتم مربوط به همین میشد اصل تو ازدواج بر پایه اعتماده خب چقدر میشه اعتماد کرد؟ در هر صورت خانواده ها باید از اول خبردار باشن من چندتا زوج تو تالار میشناسم که علی الظاهر خوشبخت هم هستند نمیشه به صورت مطلق گفت چون الان دوران دوران همون گذاره در آینده این مطلب خیلی عادی تر میشه و مقاومت کمتری جلوش میشه ولی اعتماد و صداقت سرجاشه جا داره اینجا تشکر کنم از خانم موزه که تشکر میزنن پای ارسالا واقعا غنیمته این سپاسا الکی نیستا |
|||
|
|
۱۵:۰۴, ۲۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
بچه ها!
میبینم که این تاپیک کم کم داره به سمت بررسی شیوه های خواستگاری و ازدواج کشیده میشه... هدف از زدن این تاپیک دادن یه هشدار حداقلی به بر و بچ خوب تالار بود... هرچند... شما همه از من اوستا ترین... ![]() اما فکر میکنم به هدفش رسید... درباره شیوه های خواستگاری و ازدواج به همین زودی ها یه تاپیک خواهیم زد و به بررسی معایب و محاسن هر شیوه خواهیم پرداخت و در نهایت نتیجه گیری خواهیم کرد... لذا با اجازه از همه دوستان عزیزی که توی این تاپیک نظر دادن، من این تاپیک رو میبندم و نظرات دوستانی رو که مربوط به شیوه های خواستگاری میشه، به اون تاپیک منتقل خواهم کرد که در این باره با هم بحث کنیم... اگرم نظری چیزی داشتین، از طریق پیام خصوصی منو در جریان بذارین... خوشحال خواهم شد. به قول دخترم: گوربان شما...
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: 14588.jpg]](http://namehnews.ir/content/files/Shaker/14588.jpg)



خوشبختانه . ولی خیلی خوشحالم که هوای خودمو دارم و نذاشتم کار به جاهای باریک برسه.


