|
کمپین پیوند با نهج البلاغه
|
|
۱:۱۰, ۲۲/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۳ ۳:۱۸ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان من
چه قدر بی سوادی است که آن چه که در ماشین بنزین نریزیم شاید اگر حرکت ایستایی داریم به خاطر این است که تغذیه ی درستی نداریم و رهایش کرده ایم فقط یک سوال آیا تا به حال یک دور فقط یک دور کامل نهج البلاغه را خوانده اید ؟ میخاییم یه قرار بذاریم با خودمون : از این به بعد هر شب بین ساعت 11 تا 12 شب یه بخش از نهج البلاغه رو که می تونه یه خطبه یا کمتر باشه رو میذاریم بعد در ساعات دیگه شما دوستان هر نظری دارید مثلا : کاربردی که توی زندگی شما اون خطبه داشته یا خواهد داشت یا اگر می داشت سنجیدن مسائلمون و ابهاماتمون با اون خطبه و...... متن خطبه ها با رنگ سبز نوشته میشه اونایی که هستن بگن یا علی ده تا بشیم استارت میزنیم |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۵۱, ۲۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
|
۱۸:۲۰, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
یا علی علیه السلام
|
|||
|
|
۲۱:۱۸, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
دوستان 7 نفرید
با خودم 8 نفریم دو نفر دیگه بیان استارت رو بزنیم نبود طرفدار بابا روی 3 دقیقه وقت نداره کسی |
|||
|
|
۱:۰۵, ۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بیخیال فانوس جان
8تایی شروع کنیم منکه خیلی مشتاقم
|
|||
|
|
۲۱:۱۶, ۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
تا روز قدس صبر می کنیم
شما و امثال شما نبودی ما می پژمردیما مرسی هستید |
|||
|
|
۲۲:۱۸, ۴/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۳ ۲۲:۲۷ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
همون طوری که قول داده بودیم نهج البلاغه رو از ابتدای این هفته شروع می کنیم ان شاء الله که تا اخر ادامه بدیم همه با هم ابتدا در مورد نهج البلاغه توضیحی بدهم که شامل خطبه ها , نامه ها , حمکت هاست ما از خطبه ها شروع می کنیم خطبه ی اول: در این خطبه از آفرینش صحبت شده به نام خدا ( ترجمه از استاد انصاریان) خداى را سپاس كه گويندگان به عرصه ستايشش نمى رسند، و شماره گران از عهده شمردن نعمتهايش برنيايند، و كوشندگان حقّش را ادا نكنند، خدايى كه انديشه هاى بلند او را درك ننمايند، و هوش هاى ژرف به حقيقتش دست نيابند، خدايى كه اوصافش در چهارچوب حدود نگنجد، و به ظرف وصف درنيايد، و در مدار وقت معدود، و مدت محدود قرار نگيرد. با قدرتش خلايق را آفريد، و با رحمتش بادها را وزيدن داد، و اضطراب زمينش را با كوهها مهار نمود. آغاز دين شناخت اوست، و كمال شناختش باور كردن او، و نهايت از باور كردنش يگانه دانستن او، و غايت يگانه دانستنش اخلاص به او، و حدّ اعلاى اخلاص به او نفى صفات (زائد بر ذات) از اوست، چه اينكه هر صفتى گواه اين است كه غير موصوف است، و هر موصوفى شاهد بر اين است كه غير صفت است. پس هر كس خداى سبحان را با صفتى وصف كند او را با قرينى پيوند داده، و هركه او را با قرينى پيوند دهد دوتايش انگاشته، و هركه دوتايش انگارد داراى اجزايش دانسته، و هركه او را داراى اجزاء بداند حقيقت او را نفهميده، و هر كه حقيقت او را نفهميد برايش جهت اشاره پنداشته، و هر كه براى او جهت اشاره پندارد محدودش به حساب آورده، و هركه محدودش بداند چون معدود به شماره اش آورده، وكسى كه گويد: درچيست؟حضرتش رادرضمن چيزى درآورده، وآن كه گفت:برفرازچيست؟آن را خالى از او تصوركرده.ازلى است و چيزى بر او پيشى نجسته، و نيستى بر هستى اش مقدم نبوده، با هر چيزى است ولى منهاى پيوستگى با آن، و غير هر چيزى است امّا بدون دورى از آن، پديدآورنده موجودات است بى آنكه حركتى كند و نيازمند به كارگيرى ابزار و وسيله باشد، بيناست بدون احتياج به منظرگاهى از آفريدهايش، يگانه است چرا كه او را مونسى نبوده تا به آن انس گيرد و از فقدان آن دچار وحشت شود. مطالبی که به نظرم در شرایط ما بیشتر تو کارمون میاد رو بلد کردم راستش من توی این بخش از خطبه ی اول یه جمله خیلی بیشتر توجهم رو جلب کرد: آغاز دين شناخت اوست و در ادامه: و كمال شناختش باور كردن او، و نهايت از باور كردنش يگانه دانستن او، و غايت يگانه دانستنش اخلاص به او، و حدّ اعلاى اخلاص به او نفى صفات (زائد بر ذات) از اوست یه جورایی میشه از کلام حضرت گام به گام مومن شدن رو پیدا کرد گام اول : شناخت خدا اما می بینیم وقتی ما میاییم تصمیم می گیریم به خدا نزدیکتر بشیم چه کار می کنیم ؟ مثلا یه صفتی رو توی خودمون پرورش می دیم در حالی که پی اول رو خوب نذاشتیم وقتی معشوق رو بیشتر بشناسی بیشتر عاشقش میشی و بیشتر خودت رو شبیهش می کنی و بیشتر بهش نزدیک میشی و در نهایت اون صفات هم در تو بروز پیدا می کنه و در اصطلاح خدایی میشی اما ما میاییم از آخر به اول میریم و به همین خاطره که وسطش وا می ریم . نظر شما چیه ؟
|
|||
|
|
۳:۱۵, ۵/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
به راستی که نهج البلاغه کتاب زندگانی است. اول الدين معرفته،(سر آغاز دين شناسائى او است)ريشه تماممسائل مذهبى به عقائد،باز مىگردد و تمام عقائد،از معرفت و شناسائى خداو صفات او سرچشمه ميگيرد،بنابر اين سرآغاز تمام برنامهها و تعليمات دينىهمان شناسائى او است.
|
|||
|
|
۱۹:۱۴, ۵/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۳ ۱۹:۳۷ توسط حوریه سادات.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
خطبه ی بسیار زیبا و قابل تاملی بود..
وقتی وجود انسان، زندگیش و بهتره در یک کلام بگم هستی انسان پیوند بخوره با ذات خدا، نه صرفا صفاتش، عشق به معبود هم تجلی بیشتری پیدا میکنه و در مرحله ی آخر تمام اون صفات در اون فرد متجلی میشه..و این میشه بندگی به معنای کامل.. |
|||
|
|
۰:۲۶, ۶/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۳ ۱:۲۸ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
ادامه ی خطبه ی اول (2) :
آفرينش جهان بى سابقه ماده و موادْ مخلوقات را لباس هستى پوشاند، و آفرينش را آغاز كرد، بدون به كارگيرى انديشه و سود جستن از تجربه و آزمايش، و بدون آنكه حركتى از خود پديد آورده، و فكر و خيالى كه ترديد و اضطراب در آن روا دارد. موجودات را پس از به وجود آمدن به مدار اوقاتشان تحويل داد، و بين اشياء گوناگون ارتباط و هماهنگى برقرار كرد،ذات هر يك را اثر و طبيعتى معين داد، و آن اثر را لازمه وجود او نمود، در حالى كه به تمام اشياء پيش از به وجود آمدنشان دانا، و به حدود و انجام كارشان محيط و آگاه، و به اجزا و جوانب همه آنها آگاهوآشنا بود. سپس خداى سبحان جَوها را شكافت، و اطراف آن را بازگشود، و فضاهاى خالى را در آن ايجاد كرد. آن گاه آبى را كه امواجش درهم شكننده، و خود انبوه و متراكم بود در آن فضاى باز شده روان نمود. آن را بر پشت بادى سخت وزان و جنباننده و بركننده و شكننده بار كرد، به آن باد فرمود تا آب را از جريان بازدارد، و آن را بر نگهدارى آب تسلّط داد، و باد را براى حفظ حدود و جوانب آب قرين گماشت. فضا در زير باد . نيرومندْ گشاده و باز، و آب جهنده بالاى سر آن در جريان. سپس باد ديگرى بهوجود آورد كه منشأ وزش آن را مهاركرد، وپيوسته ملازم تحريك آبش قرارداد، و آن را به تندىوزانيد، و از جاى دورش برانگيخت، آن را به برهم زدن آب متراكم، و برانگيختن امواج دريا فرمان داد. باد فرمان گرفته آب را همچون مشك شيركه براى گرفتن كره بجنبانند به حركت آورد، وآن گونه كه درفضاى خالى مىوزد برآن سخت وزيد، اولش را به آخرش، و ساكنش را به متحركش برمى گردانْد، تا آنكه انبوهى از آب به ارتفاع زيادى بالا آمد، و آن مايه متراكم كف كرد، آن گاه خداوند آن كف را در هواى گشاده و فضاى فراخ بالا برد، و آسمانهاى هفتگانه را از آن كف ساخت، پايين ترين آسمان را به صورت موجى نگاه داشته شده،و بالاترين آن را به صورت سقفى محفوظ و طاقى برافراشته قرار داد،بدون ستونى كه آنها را برپا دارد، و بى ميخ و طنابى كه نظام آنها را حفظ كند. آن گاه آسمان را به زيور ستارگانو روشنى كواكب درخشان آرايش داد، و آفتاب فروزان و ماه درخشان را در آن كه فلكى گردان و سقفى روان و صفحه اى جنبان بود روان ساخت.
اون چیزی که توی این بخش از خطبه خیلی منو به خوش جذب کرد بیان علمی حضرت هست . مثلا فرموده اند که پایین ترین آسمان به صورت موجی است ؟ خب این به معنی این می تونه باشه که در آسمان بالای سر ما باد هست. اما در آسمان بالا ترین که تشبیه به سقف شده باد نیست ؟ پس میشه نتیجه گرفت یا اختلاف دما نیست یا هوا نیست !!!! خیلی از مطالب این بخش خطبه توسط دانشمنان اثبات شده اما خیلی از بخش هاش هنوز ست نخورده است ! شیوه ی به وجود اومدن از پوچی ر این بخش شرح داه شده که ما می تونیم با استفاده از اون الگو و مدلی برای هستی در نظر بگیریم و به جای مدل ها داروینی و یا مدل سوپ ازش استفاده کنیم . به اهل فن این توصیه رو دارم . نظر شما چیه ؟ راستی من ممکنه فردا شب پست نذارم دلیل بر بی معرفتی نباشه مسافرم اما پس فردا در خدمتم |
|||
|
|
۱:۵۰, ۶/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
ثم انشاء سبحانه فتق الاجواء : طبقات جو را هم از هم گشود)در اينقسمت امام(علیه السلام)به چگونگى آفرينش جهان پرداخته كه در ابتدا فضا و جو و هوارا آفريده،و آبى در آن به وجود آورده،و بادها را فرمان داده است تا آنهارا به شدت به هم بزنند،تا آنجا كه كفهائى روى آب قرار گرفته و آسمانها رابا چنين وضعى به وجود آورده است. از نظر دانشمندان امروز پيدايش جهان به اين صورت است كه:ابتداتودهاى گاز بوده و سپس با حركت دورانى كه داشته به حلقههاى مختلفى تقسيمشده،و از هم جدا گرديدهاند،و شايد تعبير امام(علیه السلام)به آب و كفهاى روىآب،اشاره بهمين مطالب باشد زيرا تودههاى گاز آنچنان فشرده و متكائفبودند،كه شباهتبه مواد مذاب داشتند.از اين مواد آنها كه سبكتر بودند دربالا قرار داشتند و مواد سنگينتر در درون و زير،اين همان چيزى است كه ازآن تعبير به كفهاى روى آب شده است كه پس از جدائى از توده مركزى كراتآسمان را تشكيل دادند. پيدايش كرات آسمانى از آبنه به معنى پيدايش از همين آبهاى معمولى استبلكه منظور مواد مذابى استكه كرات آسمانى را ساخته است و بنابراين امواجى هم كه به وجود آمدند درهمين مواد مذاب بودند،و منظور از هفت آسمان، هفت جهان بزرگ استكه مجموعه جهانى كه ما در آن زندگى مىكنيم و تمام كراتى كه با چشم ووسائل مختلف ديده مىشود يكى از آنها و پائينترين آنها است،به همين دليلمىفرمايد:«آسمان پائين را به وسيله كواكب و نور ستارگان درخشان زينتبخشيد»و اما اينكه مىفرمايد:«آسمان برترين را همچون سقفى محفوظ وبلند قرار داد بدون اينكه نياز به ستونى داشته باشد»ممكن است اشاره بهقانون جاذبه بوده باشد،كه عوالم بالا را در محل خود نگاه مىدارد،بدون اينكهستونى مرئى در ميان باشد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










