|
کمپین پیوند با نهج البلاغه
|
|
۱:۱۰, ۲۲/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۳ ۳:۱۸ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان من
چه قدر بی سوادی است که آن چه که در ماشین بنزین نریزیم شاید اگر حرکت ایستایی داریم به خاطر این است که تغذیه ی درستی نداریم و رهایش کرده ایم فقط یک سوال آیا تا به حال یک دور فقط یک دور کامل نهج البلاغه را خوانده اید ؟ میخاییم یه قرار بذاریم با خودمون : از این به بعد هر شب بین ساعت 11 تا 12 شب یه بخش از نهج البلاغه رو که می تونه یه خطبه یا کمتر باشه رو میذاریم بعد در ساعات دیگه شما دوستان هر نظری دارید مثلا : کاربردی که توی زندگی شما اون خطبه داشته یا خواهد داشت یا اگر می داشت سنجیدن مسائلمون و ابهاماتمون با اون خطبه و...... متن خطبه ها با رنگ سبز نوشته میشه اونایی که هستن بگن یا علی ده تا بشیم استارت میزنیم |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۳:۰۶, ۶/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
مطلبی که شما وست من گفتید هم می تونه درست باشه هم غلط
به این دلیل که دانشمندان اساسا در مورد پیدایش ارور دادند و هم اینکه ما باید روایات را در کنار هم بررسی کنیم مثلا در قران داریم که خدا با آب همه چیز رو زنده کرد خب پس اون قسمت از صحبت های شما که از کلام مولا برداشت کردید که از اب آسمان ها به وجود اومد و یا نظر داشمندان در این مورد که این ( نظریه ی حباب ) حباب های باردار عامل پیدایش بودند می تونه درست باشه اما مولا یک پلن کلی رو گفتند ما می تونیم بیاییم یافته های خومون رو مقایسه کنیم با کلام ایشون به جای گذشت ده سال که بعدش بفهمیم اشتباه کردیم یه راهکار جالبه موافقید؟ |
|||
|
|
۲۳:۳۱, ۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
خطبه ی اول ( قسمت سوم ):
سپس ميان آسمانهاى بلند را از هم گشود، و از فرشتگان مختلف خود پر كرد. گروهى در سجده اند و آنان را ركوعى نيست، برخى در ركوعند بدون قدرت بر قيام، و عده اى بدون حركت از جاى خود در حال قيامند، و شمارى منهاى ملالت و خستگى در تسبيح اند، خواب در ديده، بيهوشى در عقل، سستى در كالبد، و غفلت فراموشى به آنان راه ندارد. و برخى امين وحى خداوند، و زبان گويا به سوى پيامبران، و واسطه اجراى حكم و امر حق اند.گروهى محافظان بندگان از حوادث، و دربانان درهاى بهشتهايند. بعضى قدمهايى ثابت در قعر زمينها، و گردن هايى بالاتر از برترين آسمان، و هيكل هايى از پهن دشت هستى گسترده تر، و دوشهايى مناسب پايه هاى عرش دارند، ديدگانشان در برابر عظمت عرش به زير افتاده، و در زير آن جايگاه در بالهاى خود پيچيده اند، بين آنان حجابهايى از عزت و پرده هايى از قدرت افكنده شده، در خيال خود براى خداوند صورتى تصوير ننمايند، و صفات او را چون اوصاف مخلوقات نينگارند، و به اماكن محدودش نسـازنـد، و او را بـه هماننـد و امثـال اشـاره نكننـد. |
|||
|
|
۲۳:۲۲, ۱۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
خطبه ی اول ( قسمت چهارم ) :
سپس خداوند سبحان از قسمت هاى سخت و نرم و شيرين و شور زمين خاكى را جمع كرد و بر آن آب پاشيد تا پاك و خالص شد، آن گاه آن مادّه خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده درآورد، سپس از آن گِل صورتى پديد كرد داراى جوانب گوناگون و پيوستگى ها، و اعضاى مختلفه و گسيختگى ها. آن صورت را خشكاند تا خود را گرفت، و محكم و نرم ساخت تا خشك و سفالين شد، و او را تا زمان معين و وقت مقرر به حال خود گذاشت. سپس از دَم خود بر آن ماده شكل گرفته دميد تا به صورت انسانى زنده درآمد داراى اذهان وافكارى كه درجهت نظام حياتش به كار گيرد، واعضايى كه به خدمت گيرد، و ابزارى كه زندگى را بچرخاند، و معرفتش داد تا بين حق و باطل تميز دهد و مزه ها و بوها و رنگها و جنسهاى گوناگون را از هم بازشناسد، در حالى كه اين موجود معجونى بود از طينت رنگهاى مختلف، و همسانهايى نظير هم، و اضدادى مخالف هم، و اخلاطى متفاوت با هم، از گرمى و سردى و رطوبت و خشكى و ناخوشى و خوشى. از فرشتگان خواست به اداى امانتى كه نزد آنان داشت، و وفا به عهدى كه به آنان سفارش كرده بود در انجام سجده بر آدم و فروتنى براى اكرام به او اقدام نمايند، در آنوقت به فرشتگان گفت: «بر آدم سجده كنيد. همگان سجده كردند جز ابليس» كه غرور و تكبر او را گرفت، و بدبختى بر او چيره شد، و به آفريده شدنش از آتشْ احساس عزت و برترى نمود، و به وجود آمده از خاك خشكيده را پست و بى مقدار شمرد. خداوند هم او را براى مستحق شدنش به خشم حق، و به كمال رساندن آزمايش و به انجام رسيدن وعده اش مهلت داد، به او گفت: «تو از كسانى هستى كه تا وقت معين مهلت در اختيار آنان است». آن گاه آدم را در سرايى كه عيشش بى زحمت در اختيار بود ساكن كرد، و جايگاهش را به امنيت آراست، و او را از ابليس و دشمنى او ترساند. اما دشمنش به جايگاه زيباى او و همنشينى اش با نيكان رشك برد و او را بفريفت. آدم (به وسوسه دشمن) يقين را به ترديد، و عزم محكم را به دو دلى، و شادى را به ترس جابجا كرد، و[u] ندامت را به خاطر فريب خوردن به جان خريد. آن گاه خداوند سبحان درِ توبه را به رويش گشود، و كلمه رحمت را به او تلقين كرد، و بازگشت به بهشت را به او وعده داد، سپس او را به اين دنيا كه محل آزمايش و ازدياد نسل است فرود آورد. این بخش از خطبه ی اول هم مثل ما بقی بخش ها پر از رمز رو راز است و شایسته ی سال ها تفکر اما جالبه این بخش هم جنبه ی پژوهش علمی هم تاریخی و فلسفی داره مثلا حضرت معرفت رو شناخت حق از باطل ترجمه می کنه و عامل بدبختی شیطان رو کبر اشاره ی مستقیم حضرت به آیات قران هم جالبه وقتی شیطان تا وقت معین نه تا قیامت مهلت داره و این وقت معین از دید ما ظهور امام زمان است و اینکه توبه انسان با آموختن کلمه ی رحمت که خودش معمایی هست قرین میشه . نظر شما چیه ؟ |
|||
|
|
۰:۲۶, ۱۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
اين عقيده در تمامى اديان توحيدى مطرح است كه خداوند با آفرينش و برگزيدن آدم نقطه عطفى در آغاز تاريخ بشرى رقم مىزند و سير اين تاريخ نيز شكل گسترده همان حوادثى است كه به هنگام آفرينش او با پديد آمدن دو جبهه خير و شر رخ داد. در نهج البلاغه به آغاز تاريخ با همين ديدگاه توجه شده و امام على عليه السلام در سه خطبه ضمن تشريح سرگذشت آدم، نگرش تاريخى خود را بيان كرده است. در اين جهان بينى ، خداوند قادر مطلقى است كه بدون نياز به هيچ كس و هيچ چيز «اشياء را در وقت خود از عدم و نيستى به وجود و هستى انتقال داد... در حالتى كه به آنها پيش از آفريدنشان دانا بود و به حدود و اطراف و انتهاى آنها احاطه داشت و به چيزهايى كه به آن اشياء پيوستهاند و به نواحى و گوشههاى آنها آشنا بود». چنين خالقى ، پس از خلق آسمانها و زمين و آن چه كه در آنهاست، «آدم» را مىآفريند و در پاسخ به فرشتگان تأكيد مىكند كه « انّى اَعلَمُ ما لا تَعلمون». فرشتگان بايد از اصرار بر آن چه كه بدان علم ندارند ، خوددارى ورزند و بر اين مخلوق ناچيز ، اما «برگزيده» سجده كنند ، چه ، او تنها مخلوقى است كه به افتخار درك و دريافت «اسماء الهى» و به مقام «خليفة اللهى» نايل شده است. در اين ميان، كسى هست كه بر اين موقعيت ممتاز رشك مىبرد و در مقام اعتراض ، بر خلقت پست او طعنه مىزند و از سجده امتناع مىورزد. خداوند او را طرد مىكند و او نيز سوگند ياد مىكند كه آدم و فرزندانش را گمراه كند. در بيان نهج البلاغه ، آفرينش آدم ، حاوى نكاتى است كه فلسفه خلقت و شرح وظايف و تكاليف او را تبيين مىكند. بر طبق اين ديدگاه، عمل خداوند در خلقت آدم، عملى دو سويه است كه از يك طرف با فرشتگان و از طرف ديگر با آدم مرتبط است. فرشتگان مقربان درگاه خدا و تسبيح كنندگان اويند؛ هيچ گناهى از آنان سر نمىزند و هيچ طغيانى آنان را وسوسه نمىكند. از اين رو، خلقت موجودى خون ريز و ظالم كه غالباً سر به طغيان برخواهد داشت - و خداوند به آن آگاهتر از فرشتگان است- آنان را شگفت زده كرده و سبب مىشود كه بپرسند: هدف از اين خلقت چيست؟ به تصريح نهج البلاغه خداوند از «خلقت» اهدافى دارد كه بخشى از آن ، «آزمودن فرشتگان» است. آزمايش مذكور، تنها با اعتقاد به جهان بينى توحيدى قابل درك خواهد بود. بر اساس نگرش توحيدى ، عزّت و جلال (توانگرى و بزرگوارى) از آن خداست و هر كه فزون از حد خويش كبر ورزد، خوار و ذليل خواهد شد و در اين خصوص، بين آسمانى و زمينى تفاوتى نيست: «نخواهد شد كه خداوند سبحان انسانى را به بهشت داخل نمايد با كارى كه به سبب آن فرشتهاى را از آن بيرون نمود. حكم و فرمان خدا در اهل آسمان و اهل زمين يكى است و بين او و هيچ يك از آفريدگانش در روا داشتن آنچه مختصّ به خود اوست- كه آن را بر عالميان حرام كرده و ناروا دانسته - رخصتى نيست». تكبر و تفاخر (عصبيّت) ابليس ، زنگ خطرى براى آدم نيز هست. هر تكبر ابليس گونهاى سرانجامى همانند سرانجام ابليس خواهد داشت و فساد و كشمكش ناشى از آن، منزلت رفيع آدمى را به نابودى خواهد كشاند. خداوند سبحان آفريدگانش را مىآزمايد به بعضى از آن چه اصل و سببش را نمىدانند، براى امتياز دادن و جدا ساختن آنها و برطرف كردن تكبّر و گردنكشى و دور نمودن خودپسندى از آنان». بدين ترتيب، با آفرينش موجودى با ظاهرى نه چندان خوشايند، اما برخوردار از صفات ويژه، عرصهاى پديد مىآيد كه طى آن جبهه خير و شر تمايز يافته و آدم در مواجهه مستقيم با اين دو جبهه، مقام «خليفة اللهى» را احراز مىكند. اين مقام همان امانتى است كه به گفته قرآن، تنها انسان مسئوليت آن را پذيرفت و ساير مخلوقات از پذيرش آن سر باز زدند. |
|||
|
|
۱۶:۲۰, ۲۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
یه سوال داشتم..:
توی این خطبه و همچنین قرآن داریم که خلقت انسان از گل و خاک بوده.. در صورتی که علم امروز میگه که ما و میمون ها و... یه جد مشترک داشتیم (فک کنم نظریه داروین) خب سوال من اینه که بیان خلقت از خاک به خاطر فهم راحت تر مردم اون دوران بوده یا علم تو این مورد راهو عوضی رفته؟ ![]() پ.ن:چرا اینجا تعطیل شد؟؟!!
|
|||
|
|
۱۶:۲۷, ۲۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
اگه کسی می تونه بیاد درباره خطبه 27 صحبت کنه. کم خطبه ای نیست. خطبه ی اینچینی تا حالا حتی توسط هیتلر هم ندیدم.
هر کلمه اش به اندازه یه کتال تفسیر داره. کسی کتاب درباره این خطبه می شناسه معرفی کنه؟ حتی الامکان تو اینترنت باشه چون کتابخونه ما غنی نیست. |
|||
|
|
۱۶:۳۰, ۲۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
ایشالا کم کم از اول شروع کردیم تا خطبه ی 27 هم میرسیم دربارش بحث میکنیم..
![]() پ.ن:فانوس جان جسارتا اگه شما وقت ندارید میخواین من ادامه بدم؟ |
|||
|
|
۱۶:۳۴, ۲۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
(۲۱/مرداد/۹۳ ۱۶:۲۰)حوریه سادات نوشته است: یه سوال داشتم..:تبیین جهان و انسان استاد رضوی رو مطالعه بفرمایید کاملا متوجه میشید. خیلی چیزهای دیگه هم یاد میگیرید. برای این سوالتون بخش انسان شناسی رو بخونید. (از صفحه 70 به بعد) یا علی |
|||
|
|
۲۳:۳۵, ۲۳/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۳ ۲۳:۳۶ توسط فانوس *7*.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
خطبه ی اول ( قسمت پنجم ) [/b] خداوند سبحان پيامبرانى از فرزندان آدم برگزيد كه در برنامه وحى، و امانتدارى در ابلاغ رسالت از آنان پيمان گرفت ، آن زمان كه اكثر انسانها عهد خدا را به امور باطل تبديل نموده، و به حق او جهل ورزيدند، و براى او از بتان همتا گرفتند، و شياطين آنان را از معرفت به خداوند بازداشتند، و رابطه بندگى ايشان را با حق بريدند. پس خداوند رسولانش را برانگيخت، و پيامبرانش را به دنبال هم به سوى آنان گسيل داشت، تا اداى عهد فطرت الهى را از مردم بخواهند ، و نعمتهاى فراموش شده او را به يادشان آرند و با ارائه دلايل بر آنان اتمام حجت كنند، و نيروهاى پنهان عقول آنان را برانگيزانند، و نشانه هاى الهى را به آنان بنمايانند: از اين بلند آسمان كه بر بالاى سرشان افراشته، و زمين كه گهواره زير پايشان نهاده، و معيشتهايى كه آنان را زنده مى دارد، و اجلهايى كه ايشان را به دست مرگ مى سپارد، و ناگواريهايى كه آنان را به پيرى مى نشاند، و حوادثى كه به دنبال هم بر آنان هجوم مى آورد. خداوند سبحان بندگانش را بدون پيامبر، يا كتاب آسمانى، يا حجتى لازم، يا نشان دادن راه روشن رها نساخت. پيامبرانى كه كمى عددشان، و كثرت تكذيب كنندگانشان آنان را از تبليغ باز نداشت; از پيامبر گذشته اى كه او را از نام پيامبر آينده خبر دادند، و پيامبر آينده اى كه پيامبر گذشته او را معرفى كرد. بر اين منوال قرنها گذشت، و روزگار سـپرى شـد، پدران درگذشتند و فرزنـدان جـاى آنهـا را گرفتنـد. به نظر من مهم ترین بخش این قمت از خطبه این جمله است : خداوند سبحان بندگانش را بدون پيامبر، يا كتاب آسمانى، يا حجتى لازم، يا نشان دادن راه روشن رها نساخت. می تونیم به اثبات امام زمان تعمیمش بدیم نظر شما چیه ؟ __________________________________________________________________ راستی دوستن این جا هی وقت تعطیل نیست و نمیش ایشالا من مسافرت بودم و اینترنت قطع بود . و اینکه دوستی در مورد خطبه ی 27 گفتند ایشالا میرسیم بهش ما من باز مجددا یه نگاه می کنم بهش و اما داروین ..... این که خیلی وقته منسوخ شده است نظریات هارون یحیی ر بخونید
اگر موفق باشید من بعد یه شب در میون تایپیک بذارم دنباله دار نظرتون ؟ |
|||
|
|
۱۳:۱۳, ۲۵/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۳ ۱۳:۱۶ توسط حوریه سادات.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
نقل قول: کسیکه وجود امام زمان رو باور نداره پس عقیده ای هم به نهج البلاغه نداره!یا بهتره بگم این کتاب ارزشمند رو منبع موثقی نمیدونه که براش با استفاده از این خطبه امام زمانو اثبات کنیم.. واسه استحکام عقاید خودمون بله بسیار جای تامل داره.. ![]() در مورد داروین که گفتین منسوخ شده، پس چرا تو دانشگاه ها نظریه اش پذیرفته شده ست؟! ![]() دوست گلم قصد جسارت نداشتم گفتم شاید سرتون شلوغه وگرنه بنده بسیار مشتاقم از اینکه از اطلاعاتتون و پرسش هایی که ایجاد میکنید -که صدالبته از من برنمیاد- استفاده کنم ![]() درهرصورت معذرت میخوام، منظوری نداشتم پست یه شب درمیونم خوبه موافقم
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













