کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 20 رای - 3.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سامی یوسف
۱۳:۱۳, ۲۳/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/بهمن/۹۰ ۰:۵۵ توسط Amir.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 4pcde1r30aysctur3lyj.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم

اول بیو گرافی این فرد بزرگ را با هم بخوانیم :

بیوگرافی سامی یوسف

سامی یوسف در تیرماه سال ۱۹۸۰ در یک خانوادهٔ آذربایجانی در شهر تهران متولد شد. در ۳ سالگی به همراه خانواده‌اش به بریتانیا رفت. در ۱۸ سالگی برای تحصیل وارد فرهنگستان سلطنتی موسیقی در لندن شد.
سامی یوسف مسلمانی است که معتقد است موسیقی راهی برای رساندن پیام اسلام و تشویق جوانان به اینکه به هویت و دین خود افتخار کنند، است. موسیقی او غالباً دربر گیرندهٔ ترانه‌هایی است با مضمون اسلام و مسلمان بودن در جهان امروز است. وی همچنین از موضوعات اجتماعی و بشر دوستانه در موسیقی خود استفاده می‌کند.
عده‌ای موفقیت سامی یوسف را در قبال چهره او و یا کلیپ‌هایی که از آهنگ‌هایش ساخته می‌شود، می‌دانند اما بی شک مضامین اجتماعی، آرمان‌گرایانه و اعتراضی ترانه‌ها و آهنگ‌هایش هم در این موفقیت، بخصوص در موسیقی جهان اسلامی، بی‌تأثیر نیست.
او تا به حال با آمیختن موسیقی اصیل شرقی با نواهای کلاسیک غربی و اشعاری که اکثرا در وصف پیامبر اسلام و دین اسلام است مخاطبین بسیاری را جذب کرده . از ویژگی های دیگر کار های او این است که او آثارش را به زبان های مختلف اجرا می کند. فارسی، عربی، انگلیسی، ترکی، هندی و اردو از جمله زبانهایی است که در آلبوم هایش به کار برده است.

او از کودکی به موسیقی علاقه داشت و اولین ملودی خود را در سن 6 سالگی ساخت و برخی از سازهای موسیقی را از طریق پدرش که موسیقیدان و شاعر ماهر و به نامی می باشد فرا گرفت. در ۱۸ سالگی به مدرسه موسیقی لندن Royal Academi of Music رفت و در آنجا با تحصیلات آکادمیک موسیقی آشنا شد.

آموزش موسیقی را از سن کم توسط پدر ـ که موسیقیدان، نوازنده و شاعری مشهور بود ـ آغاز نمود و پس ازتسلط بر چند ساز، موسیقی را به صورت آکادمیک ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در معتبرترین مؤسسات موسیقی لندن و پس از دریافت بورس تحصیلی در 18 سالگی تحت نظر مشهورترین موسیقیدان‌های «مدرسه سلطنتی موسیقی لندن» فرا گرفته است. گرچه سامی از سه سالگی در لندن بزرگ شده اما ریشه‌‌های شرقی‌اش (او در یک خانواده ایرانی آذربایجانی الاصل به دنیا آمده است) در ساخت ملودی‌ها، آهنگ‌ها و نماهنگ‌‌هایش کاملاً مؤثر بوده است. هوش سرشار سامی و فهم عمیق او در تئوری موسیقی و نوازندگی، زمینه‌ای شد تا بتواند فرهنگ‌‌های مختلف موسیقی کلاسیک غربی تا موسیقی مقامی خاورمیانه اعم از عربی و ایرانی و صوفی)، ترکی، آواز‌های فارسی، آذری، هندی و پاکستانی و حتی ملودی‌‌های افغانی را یاد بگیرد.

[تصویر: xom9t1ilvbs8uzo3016o.jpg]
این جوان 26 ساله انگلیسی، در 23 سالگی (2003) آلبوم اول زیبایش، «المعلم» را به بازار‌های جهانی عرضه کرد که شکلی مدرن‌تر و بسیار جذاب تر از همان تواشیح خودمان است به زبان‌‌های انگلیسی و عربی. اهل فن می‌گویند که این آلبوم، انقلابی در اناشید انگلیسی بوده است. بعد از کت استیونس (یوسف اسلام)، خواننده مسلمان بریتانیایی، حالا نوبت به سامی یوسف رسیده است که آواز‌‌های اسلامی‌اش به صدر جدول فروش آلبوم‌‌های اروپا و آمریکا برسد؛ فراموش نکنید که موسیقی پاپ در این کشور‌ها برای خودش بروبیایی دارد. بسیاری به محض اینکه صدای مسحورکننده‌اش را شنیدند به خریدن آلبوم‌‌هایش روی آوردند تا جایی که تعداد فروش آن در روز اول به طور متوسط به 40 نسخه در هر فروشگاه رسید. یکی از معتبرترین روزنامه‌‌های اروپا در خصوص آلبوم او نوشته است «آثار این هنرمند به قدری زیباست که قلب‌‌ها را تسخیر می‌کند». در کشور‌های عربی البته استقبال نسبتاً بیشتری نسبت به آلبوم سامی یوسف شد. درست همزمان با حلول ماه مبارک رمضان در یکی از کشور‌های عربی تعداد فروش متوسط آلبوم وی در هر فروشگاه به۷۵۰ نسخه رسید. سامی توانست در مدت یک سال تحول عظیمی در عالم موسیقی و سرود دینی ایجاد کند. اولین آلبومش جزو پرفروش‌ترین‌‌های خاورمیانه و اروپا شد. نماهنگ «المعلم» به مدت 21 هفته در مصر و 12 هفته در ترکیه در صدر جدول آلبوم‌‌های پر فروش بوده است.آلبوم «معلم » او 2000000 نسخه توانست فروش جهانی کند.

در سال 2005 آلبوم عالی‌اش «امت من» را، در میان استقبال بی نظیر مردم، با مضامینی و اشعاری قوی و غالباً اجتماعی، آرمان‌گرایانه، معترض و عدالت‌خواهانه منتشر نمود که بیش از 4000000 نسخه به فروش رفت.

سامی یوسف تاکنون بیش از ۳۰ کشور در دنیا کنسرت موسیقی برگزار کرده است . از استانبول ترکیه تا کازابلانکای مراکش از ایالات متحده امریکا تا آلمان و بزرگترین کنسرت وی در فشن ترکیه بود که بیش از 200000 نفر شرکت کرده بودند. سامی یوسف اواخر سال ۲۰۰۷ نیز کنسرتی را برای حمایت از مردم مظلوم و ستمدیده دارفور منطقه ای جنگ زده در سودان برگزار کرد، این کنسرت در ورزشگاه تاریخی ویمبلی لندن برگزار شد که بیش از ۲ ملیون یورو برای مردمان« دارفور» جمع آوری شد.

مجله ایندیپندت لقب "Sami Yusuf is the biggest name in Muslim Music - anywhere" ، (بزرگترین نام موسیقی در هر جای جهان اسلام ) و مجله تایمز لقب "Islam's biggest Rock Star" (بزرگترین ستاره موسیقی اسلام )را به سامی یوسف دادند.

سامی یوسف سال ۲۰۰۷ از موسسه« اوکنینگ» به علت خیانتی که به او کردند جدا شد و هم اکنون با موسسه به ETM Internationalفعالیت های خود ادامه می دهد. وی موسسه موسیقی شخصی خود را به نام ” اندنته رکورد” بزودی افتتاح می کند.

سامی یوسف در سال 2010 زیبا ترین آلبوم خود به نام «Wherever you are» یا«هر کجا که هستی » را توسط ETM International در سراسر جهان منتشر کرد و کنسرت هایی در کشور های مختلف از جمله آلمان ،اتریش و ... برگزار کرده است.

انتخاب سامی یوسف به عنوان ستاره شریک سازمان ملل متحد(6 آبان 90):

سازمان ملل متحد سامی یوسف را به عنوان یکی از ستارگان شریک خود در کنار ستارگانی مثل شان پن و شریل کرو برگزیده است. سامی یوسف، به عنوان یک ستاره شریک سازمان ملل در WFP (برنامه جهانی غذا) متعهد شده است که تلاشهایش در راستای خدمت به بشریت را تقویت کند.

تا اینجا با زندگی نامه ی این خواننده ی خوب اسلام اشنا شدید
حال برای اشنایی بیشتر ، بهتر است تفکرات و سیاستهای این جوان عاشق را بررسی کنیم

در وبلاگ خود درباره ی “یازدهم سپتامبر” چنین مینویسد :

سامی از “یازدهم سپتامبر” یاد میکند، به خانواده همه کسانی که جانشان را از دست دادند ادای احترام کرده و آینده ای روشنتر برای همگان آرزو میکند. این تجدید خاطره را حتما بخوانید.

من هنوز خاطره چنین روزی در ده سال پیش را به روشنی به یاد دارم. صبح زود منزلم را به قصد استادیوی ضبط موسیقی ام که در آن زمان در شهر منچستر بود ترک کردم. به خاطر دارم که داشتم از پله ها بالا میرفتم تا درِ استادیو که در طبقه بالا (طبقه سوم) بود را باز کنم اما در میانه راه مجبور به توقف شدم وقتی صاحب خانه ام را حیرت زده در حال تماشای تلویزیون دیدم. به سمتش رفتم و خودم هم دقیقا به همان حال دچار شدم! من صحنه ای را دیدم که هواپیمای اول در حال برخورد با یکی از برجهای دوقلو بود. ما در نهایت شوک زدگی و ناباوری بی حرکت مانده بودیم. من به یاد دارم که در ابتدا با خودم فکر کردم: “چه تصادف وحشتناکی! چطور ممکن است چنین چیزی اتفاق بیفتد؟!” ناگهان در لحظه ای که هیچ کس توقع نداشت – هواپیمای دومی به برج دوم برخورد کرد. حقیقتی خشن و تکان دهنده بود – حادثه تصادفی اتفاق نیفتاده بود.

[تصویر: 9adw7dvk4zihmbyaseki.jpg]
یکی از اولین کارهایی که من کردم این بود که به یکی از دوستان تلفن زدم و از او پرسیدم که فکر میکند ماجرا چیست. مضطرب بودم. در یک لحظه کاملا به یاد دارم که از دوستم شنیدم: “من نمیدانم ماجرا چیست، سامی. اما فقط دعا میکنم که مسلمانان ارتباطی با این قضیه نداشته باشند!”

سکوت در تماس تلفنی ما حکم فرما شده بود. اشک در چشمان من جمع شده بود چون میدانستم چه چیزی میتوانست اتفاق بیفتد اگر اسلام/ مسلمانان به شکلی در ماجرا دخیل می بودند.

یازده سپتامبر یک روز سیاه در تاریخ بود و من معتقدم اگر کسانی در آن روز شهید شده باشند مسلما باید آن مسافران، آتش نشانها، مردم عادی و نیز تعداد بسیار زیادی از انسانهای خوش قلبی باشند که جانهایشان را فدا کردند تا از شهروندانشان دفاع کنند و نه آن عده بیمار شستشوی مغزی شده ای که هواپیما را در برجهای دوقلو خرد کردند! آنهایی که هواپیما را در روز یازدهم سپتامبر ربودند دین ما مسلمانان را هم ربودند.

هرچند آن روز یک روز واقعا سیاه بود، آن چیزی که در راه بود بسیار تیره تر بود. حمله به افغانستان، جنگ غیرقانونی در عراق و سرنگونی حکومت، آنچه که به اصطلاح جنگ علیه تروریسم خوانده میشود و هزینه اش نه تنها میلیاردها دلار بلکه تعداد غیرقابل باوری از جان میلیونها انسان بوده است ولی این انتهای کار نیست. هنوز هم روزانه هزاران نفر به وسیله حمله هواپیماهای بدون سرنشین و انفجار بمبها قتل عام میشوند. ای کاش بجای آن، همه این دلارها برای جنگ علیه گرسنگی، فقر و بیسوادی خرج میشد.

سوال حقیقی این است که کی همه اینها تمام میشود؟ کی نفرت پایان می پذیرد؟

کی تکبر و عقده برتری جویی قرارست تمام شود؟ آیا همه جانها گرامی نیستند؟ آیا همه انسانها برابر نیستند؟ یا اینکه بعضی جانها از بعضی دیگر گران بهاترند؟!

تا زمانی که ما یاد نگیریم همدیگر را عاشقانه دوست بداریم – بدون قید و شرط – و بدون ادعا وتظاهر و یاد نگیریم که به همدیگر با روحیه برابری و برادری احترام بگذاریم – متاسفم که باید بگویم این ماجراها تمام نخواهد شد.



دوست دارم این نوشته را با چند خط از یکی از ترانه هایی که نوشته ام به نام “سلام” پایان دهم

I pray for a day when there’ll be

من برای روزی دعا میکنم که در آن

Justice and unity

عدالت و اتحاد باشد

When we put aside our differences

روزی که اختلافاتمان را کنار بگذاریم

Fighting makes no sense

جنگیدن بی معنا شود

Just a little faith

فقط کمی ایمان

To make it a better place

برای اینکه اینجا را به دنیای بهتری تبدیل کنیم

We’re here for a day or two…

ما [فقط] برای یک یا دو روز اینجا خواهیم بود…

Let me show my way

بگذارید من روشم را نشان دهم:

Salaamu alaik, Salaamu alaik, Salaamu alaiokom

درود بر تو، درود بر تو، درود بر شما

سامی

منبع : سایتهای معتبر از جمله ویکی و سایت شخصی سامی یوسف

ادامه خواهد داشت
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: اکبر.ع ، m.hossein ، Mohammad Trust ، Amir ، Abasaleh ، N.Mahdavian ، MAHDI59 ، soldier ، Aleyasin ، ario65 ، t.kam67 ، rastin ، yeganeh ، هدهد ، peimane ، Alberto ، رضا میزانی ، سید محمد مدنی ، یاشار ، Prana ، a.l.? ، ضرغامیان ، یاوران مهدی ، mahsan ، یا رب العالمین ، انديشه نو ، Aryha ، fiftynine

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۳:۵۱, ۱۵/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #61
آواتار
(۱۵/شهریور/۹۲ ۳:۳۱)هامون نوشته است:  بله معنی ارجاع رو میدونم من کتاب لیست اسمی رو میگم که از اعضای فراموشخانه های ایران باشه ! صفحه و سند اینه! کجا بگردم دقیقا ؟ شما کجا رو گشتین به همچین چیزی رسیدین؟ خب به من هم معرفی کنین!
ضمنا شاگرد آقای صبا بودن برای معرف ایشون بودن کافیه! نیاز به گند کاری و دربار نبوده.. لابد فردا هم نوبت آقای بنان ! خدا همه ی ما رو ببخشه
نخیر قصدش تطهیر نبوده قصدش کوبیدن فعالیت های فرهنگی ایشون بعد از انقلاب بوده توقع داشتن پاشه بره لس انجلس!
به عنوان یه نصیحت میگم خواهشششششششششششا اگه پذیرفتین اشتباه بوده کافیه بخاطر این بهتان همینجا معذرت خواهی کنین والا کارتون میوفته با کرام الکاتبین.و اگر نبوده بنده رو هم با سند و مدرک توجیه کنین تا من هم مطلع بشم


چــــــــــــــــی!!؟
فعالیت فرهنگی
Surprise[b]؟

فردا جای شهید آوینی را هم به او بدهید!!!
ببینید بر اثر تسامح مسئولین فردی مثل جواد یساری هم مورد عطوفت بعضی قرار گرفت
فکر نکنید اگر در ایران بعضی آزادند پس موردی ندارند.
ایران تنها نقطه ای از جهان است که مخالفاشن عمدتا راحت ترند تا دلسوزانش
برای مطالعه در مورد نفوذ بهائیت در عرصه فرهنگ در رژیم پهلوی مراجعه کنید به دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۳:۵۷, ۱۵/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۲ ۴:۰۶ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #62
آواتار
خدا رو شکر که حرف از شهید آوینی شد Smile جای شهید که مشخصه کجاست! این چه استدلالیه ؟؟ چرا من باید همچین قیاسی بکنم اون ها مسلک و فعالیتشون جدا بوده

دسته بندی فعالیت فرهنگی از دید شما رو نگفتم از دید اهلش گفتم!

تو این چیزی که معرفی کردین اسمی از آقای ایرج به عنوان بهایی هست یا نه؟

این رو به عنوان پی نوشت میگم از جر وبحث بیزارم... اگه صفحه کتابی که حرف از بهایی بودن این شخص دارین بفرمایید یا در پ.خ یگین و الا من برم پی کارم دیگه هم نیام اینجا برای دفاع از افراد غایب ! تا بیربط با ربط پاشون این وسط کشیده نشه! ا جواد یساری
Eyeglasses حیف.... اصغر فرهادی .....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110
۴:۱۲, ۱۵/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #63
آواتار
دیگه شماره زحمت تحقیق به خود بدهید!

من چندین سال پیش رو این مسائل دقیق بودم و از آن زمان گذشته

به جواب می رسید

سخت نیست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۳۶, ۱۵/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۲ ۱۳:۴۹ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #64

(۱۵/شهریور/۹۲ ۲:۵۱)تلمیخا نوشته است:  شما مگر در تاپیک داوینیسم نظریه چندصدسال روی دست مانده خود را توانستید اثبات کنید؟

داروین یک نظریه معتبر تو مجامع علمی هست و نیاز به اثبات من ندارد. شما باید بیاید اثبات کنید. مثل همون مثال بوستان سعدی که دوستمون مثال زده بودند. اگر ادعا دارید بوستان مثلا از نظامیه شما باید اثبات کنید نه ما.

دقیقا کار شما همینه. اتهام پراکنی می کنید بعد ما باید بیایم ثابت کنیم که این ادعا ها درست نیست!
(۱۵/شهریور/۹۲ ۲:۵۱)تلمیخا نوشته است:  
[b]من با ایما و اشاره و کنایه مطالب را می رسانم
Angel
این توجیه شماست!
(۱۵/شهریور/۹۲ ۲:۵۱)تلمیخا نوشته است:  مشکل شما این است که نمیخواهید قبول کنید و بنا را بر رد کردن همه چیز می گذارید
و مشکل شما بدبینی هست. یعنی تمام فیلمساز ها و خواننده ها اهداف ضد فرهنگی دارند مگر اینکه خلافش ثابت بشه!


(۱۵/شهریور/۹۲ ۳:۰۷)تلمیخا نوشته است:  در مورد ایرج و تمام افرادی که قبل از انقلاب سمتی داشتند شما را ارجاع میدهم به اسناد تاریخی

شرط پیشرفت در آن سیستم همین بوده

پس استاد بنان، شجریان ، داوود رشیدی، عزت ا... انتظامی و و و همه بهایی بودند.

آخه بهایی تعزیه خونی می کنه؟ حسین خواجه امیری یا ایرج تعزیه خون بوده چرا انقدر اتهام پراکنی می کنی؟

در ضمن تو این سیستم تا به دولت اثبات نکنی که از پدرجدت تا نوه و نبیرت همه مسلمون بودند و معتقد به ولایت فقیه ، بهت مجوز آب خوردن هم نمی دن چه برسه خوانندگی!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۰۵, ۱۵/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #65

100 تا امسال محمود کریمی رو کنار سامی یوسف بزارن به اندازه سامی یوسف نمی تونه تبلیغ اسلام کنه محمود کردیمی رو تو ایران فقط میشناسن اما سامی یوسف چهره جهانی داره اصولا سامی یوسف با کلیپهای زیبایی که میسازه جذب میکنه من که خودم خدا شاهده صدا محمود کریمی رو میشنوم زده میشم از خیلی چیزها درسته صدا شرط نیست ولی تاثیر گذار هست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۱, ۱۵/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #66
آواتار
سلام
تبلیغ کردن مهم نیست ، چگونه تبلیغ کردن مهمه ، مسلمون شدن مهم نیست ، چه جور مسلمون شدن مهمه ، و الا یزید هم به ظاهر مسلمان بود.
ببینید ، امیرالمومنین علیه السلام ، وقتی با معاویه می جنگیدند ، عمر و عاص رو یک جا در جنگ گیر می ندازند ، عمر و عاص می ترسه در حالی که نزدیک بوده کشته شه ، خودش رو برهنه می کنه ،خوب این جا فکر نمی کنم حتی نگاه به این فرد حرام هم بوده باشه ، چون جنگه دیگه ، این فرد هم که بی بند و باره و مکان هم مکان عمومی است ، تازه نیاز به نگاه دقیق نبوده ، می تونستند به جای دیگه از بدنش نگاه کنند و بکشنش ، اگر می کشتنش ، پیروز می شدند قطعا در جنگ ، بزرگترین مغز کفر که تا الآن اثراتش باقیه کشته می شد ، چندین هزار نفر از مرگ نجات پیدا می کردند ، اما این کار رو نکردند ، چرا ؟ چون برای تبلیغ اسلام پاک ، باید پاک تبلیغ کرد ، تا جای ممکن بری از حرام و حتی مکروه ، لذا فکر نکنید فقط مسلمون شدن دیگران مهمه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، عبدالرحیم ، عبدالرحمن ، درست پسند ، Islam
۱۴:۵۶, ۱۵/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۲ ۱۵:۱۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #67

(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۴:۰۱)110 نوشته است:  رقصیدن با حجاب رو مجاز می دونه؟کی چنین حرفی زده؟ [تصویر: ((asal-0066))%20(4).gif] ببخشید از این به بعد بهش می گم هر موقع کنسرت گذاشت گشت ارشاد ما رو هم بیاره کسی تو کنسرتاش حرکات موزون انجام نده! از ورود بی حجاب ها هم ممانعت بعمل بیاره! [تصویر: ((asal-0032))%20(2).gif]عزیز من اونجا انگلیسه ایران نیست که شما یک سری انتظارات واهی دارید. اگه بخواد کنسرتاش رو کنترل کنه باید فاتحش رو خوند... اینجا هم کسی نمی تونه چنین کاری کنه چه برسه به اونجا!
شما کلاً قضیه رو برعکس متوجه شدید.
اگر برگردید و دوباره با درنگ و تأمل حرفها رو بخونید اصولاً باید متوجه منظورشون بشید، چون خیلی واضحه.
به هر حال باز هم بیشتر شرح میدم:

قضیه اینه که اگه یه مسلمون چیزی رو خارج از اسلام بدونه، مسلماً نخواهد خواست کاری برای اشاعه‌اش بکنه.
کسی اسلحه روی سر کسی نذاشته که بیاد چیزی که خارج از اسلام میدونه رو رواج بده! چه فرقی هست بین اشاعه دادن و فراهم کردن زمینه‌ی اشاعه؟
بنابراین الآن باید متوجه شده باشید که کسی نگفت کنسرت رو کنترل کنه، بلکه خودش رو در برگزاری کنسرتی با این فضا کنترل کنه!

فرض کنیم که موافق نیست. در این صورت وقتی میدونه که افرادی در کنسرت‌هاش این کار رو میکنن، پس میدونه که داره زمینه‌ی این کار رو فراهم میکنه.
اگر این کار رو گناه میدونه، چطور میتونه توی فراهم کردن زمینه‌اش فعالیت کنه؟
چیزی که خداوند از انسان خواسته خیلی خیلی مشخصه، و اصلاً شامل هدایت مردم به شیوه‌ای بیرون از اسلام نمیشه. اگه کسانی گمان می‌برن که میشه از راهی خارج از اسلام برای هدایت مردم اقدام کرد، لابد به عمر هم حق میدن که به بهانه‌ی ترویج اسلام از راهی خارج از اسلام اقدام کرد!

(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۴:۰۱)110 نوشته است:  شما چون در عالم خودت سیر می کنی چنین فکری نکردی. شما یعنی انتظار داشتی تو کنسرتاش روضه امام حسین بخونه و 4 تا مفتی و روحانی هم نشسته باشند اونجا در حال اشک ریختن!! بعد شما می گی سرت رو نکوب به دیوار!![تصویر: [Avin]%20(052).gif]
مگه من آهنگ‌هاش رو نشنیدم که فکر کنم باید روضه بخونن؟Dodgy
واقعاً اینها رو برای بحث میگید؟
اینجا قصد همه نتیجه گرفتن از گفتگوی عقلانی هست، نه نوشتن حرفهای بی‌ربط به بحث.

(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۴:۰۱)110 نوشته است:  من نمی دونم چرا انتظار داریم طرف معصوم باشه!!
من نمیدونم چرا شما فکر می‌کنید که کسی چنین انتظاری داره!

اصلاً چه ربطی به معصوم بودن داره؟
در این حرف شما مفاهیم جابجا شد: گناه مربوط به لغزش هست، و تفکری که گناه رو درست بپنداره مربوط به اشتباه در عقاید هست.

ما میگیم: در مورد محرم و نامحرمی اشتباه میکنه، و باید برحذر باشیم از هم‌نشین شدن با چنین کسی.
شما میگید: خیلی‌ها در این مورد اشتباه میکنن، پس اشکالی نداره، طبیعیه، عادیه!

(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۴:۰۱)110 نوشته است:  دقیقا همین تفکر احکام گرایی افراطی باعث شده در جایی مثل ایران ریا و تزویر شکل بگیره. طرف اگر هزار تا اشتباه بکنه هیچ اتفاقی نمی افته اما اگه در مورد احکام مرد و زن مشکل داشته باشه چنان می کوبنش که پدرجدش از گور در می آد! نمونش همین رئیس جمهور های قبلی ما بودند. هزار تا اشتباه کردند که صدای کسی در نیومد اما ....این باعث می شه طرف کارش رو علنی نکنه و ریاکارانه در مورد نامحرم عمل کنه و ظاهر و باظنش با هم فرق داشته باشه!اما این بابا چون اونطرف زندگی می کنه دقیقا ظاهر و باطنش یکیه و این یک خصوصیت پسندیده در اسلام هست!
این درسته که ارزش نبودن یه مسئله باعث میشه کسی تخلفش از اون مسئله رو پنهان نکنه،
ولی این فقط در مورد همون مسئله هست،
پس بابت بقیه‌ی چیزهایی که براشون ارزش هست میتونن ریاکار باشن.

من میگم إن‌شاءالله که باطنش حتی از ظاهرش هم بهتره،
ولی این تلقی که «چون اونطرف یه دسته مسائل ارزش نیستن کسی ریاکاری نمیکنه» کاملاً غلطه،
چون هنوز خیلی از مسائل اونجا ارزش هستن،
و البته جامعه‌ی ایشون هم «انگلیس» نیست، بلکه «جامعه‌ی مسلمانان انگلیس هست»، یعنی اگه خدای نکرده یکی‌شون ریاکار باشه، رفتارهایی رو بروز نخواهد داد که در میان همفکرانش مذموم تلقی میشن(مثل روابط منحرف)، و به رفتارهایی گرایش نشان خواهدداد که پسندیده تلقی میشن(مثل ریش گذاشتن).
آیا حالا مشکوک هستید اینکه سامی یوسف روابط منحرف نداره و ریش میذاره بخاطر ریاکاری هست؟
اگر به نظرتون لازمه بگید که بگیم در میان مسلمانان انگلیس این کارها محبوب نباشه تا شائبه‌ای در مورد ریاکاری کسی نباشه!

تناقض بسیار بزرگی بوجود میاد در این تفکر که: «اگه ارزش‌ها برای مردم مهم باشن، باعث میشه یه عده در موردش ریاکاری کنن».
اصلاً ارزش‌ها یعنی چیزهایی که برای مردم مهم هستن!!! اگه مهم نباشن که دیگه ارزش نیستن. از همون لحظه‌ای که یه نفر به نظرش میاد این کار پسندیده هست اون کار براش ارزش شده. پس اگه مردم مسلمون باشن اصول اسلامی حتماً براشون ارزش خواهد بود.

وجود انسان‌های ضعیف همواره محتمل هست، و تنها حالتی که میتونید مطمئن بشید هیچ انسان ضعیفی ریاکاری نمیکنه این هست که هیچ ارزشی وجود نداشته باشه!

(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۴:۰۱)110 نوشته است:  من کاری ندارم شما آهنگ های دیگران رو می خرید و دانلود نمی کنید لازم به خودتعریفی شما نیست!
Mat

(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۴:۰۱)110 نوشته است:  من دارم در مورد سامی یوسف صحبت می کنم. در هر حال با ایجاد یک حساب ارزی همه چی حله و امکان خریدش فراهمه حالا می خواید توجیه کنید کارتون رو راه توجیه همیشه بازه!خدارو شکر دیگه طرفدارش نیستید. طرفداری که آهنگ ها رو دانلود می کنه به هیچ دردی نمی خوره!
یه حساب ارزی ایجاد کنیم! عجب راه حل باحالی! باشه! از کل مردم میخوایم نفری یه دونه حساب ارزی باز کنن تا از آهنگهای ایشون بهره ببرن!
گذشته از این، آیا میشه انتظار داشت که مردم از پولی که به تومن درآوردن به یورو خرج کنن؟ خیر. در اینگونه موارد یه شرکت میاد حق پخش یه اثر رو در یه کشور میخره تا بتونه اون رو با قیمتی که امکان فروش رفتن داره توزیع کنه. البته این قیمت هنوز در ایران مطلوب نیست، و پایین نگه داشته شدنش از جهت اینکه به سازندگان محصولات بی‌کیفیت فضا داده، باعث ضربات زیادی به فرهنگ شده(یعنی سودش رو همین به‌اصطلاح‌هنرمندان هنرنشناسی می‌برن که محصولات حال حاضر رو تولید میکنن) ولی به هر حال در مورد محصولات پرطرفداری که به خوبی عرضه میشن می‌بینیم که فروش به هیچ‌وجه کم نیست. یعنی اگه آهنگ‌های احسان خواجه‌امیری به خوبی توزیع میشه،(هرچند که شبکه‌ی توزیع شامل بقالی‌ها هم میشه!!!) پس هر محصول پرطرفدار دیگه‌ای میتونه همین‌کار رو بکنه.

وقتی میدونیم ایشون قبلاً توی ایران کنسرت برگزار کرده و بسیار استقبال شده، پس میتونه محصولاتش رو هم بفروشه. اگه مثل آهنگ‌های خواجه‌امیری عرضه شده بوده و نفروخته بود میتونستید بگید مردم اهمیتی به سازنده‌ی اثر نمیدن!

(۱۳/شهریور/۹۲ ۱۴:۰۱)110 نوشته است:  تا بحال کسی رو ندیدم اینقدر از واقعیت گریزون باشه. تیغ سانسور تو کشور ما بیداد می کنه یک نمونه براتون میارم:
سه عکس زير عکس هايي است که براي کنسرت کودکان گروه پارسيان گرفته شده است.

عکس اول به علت بي حجاب بودن دختربچه ها رد شد.

...
در عکس دوم عليرغم باحجاب شدن دختربچه ها بازهم اداره ارشاد به معلوم بودن دست هاي دختربچه ها ايراد گرفتند

...
و نهايتا عکس سوم تاييد شد تا تا مبادا کسي به گناه بيفتد!!!

...
واقعا تیغ سانسور تا این حد! اگر شما جای ارشاد بودید احتمالا عکس چهارمی هم در کار بود اونهم سر دخترا چادر بود!
یعنی خـ... بر سر ملتی که با دیدن این دختر بچه ها غرائض جنسیشون فوران می کنه. اینجا کوبیدن سر تو دیوار افاقه نمی کنه!

واقعا خدا رو شکر شما تو ارشاد نیستید وگرنه با این سرکوبتون [تصویر: animated-smileys-brutal-violent-042.gif] فقط مداحی های محمود کریمی مجوز می گرفت!!
باز هم کلاً تمام قضایا رو برعکس متوجه شدید.

1- سخته باورش که کسانی یافت بشن که هنوز فکر کنن تمام سانسورها بخاطر تحریک جنسی صورت میگیره!!
یعنی برای اینکه یه محتوا نامناسب باشه لزوماً باید دارای تحریک جنسی باشه؟!!
ممکنه یه پوشش اشکال داشته باشه، بعضی مواقع بخاطر گناه‌آمیز بودن، و بعضی مواقع بخاطر فرهنگ‌سازی غلط.

اینجا بحث فرهنگ‌سازی غلط مطرحه، ولی حتی در بسیاری از مواردی که بحث گناه‌آمیز بودن مطرح باشه هم باز اصلاً مسئله تحریک جنسی نیست، و از این جهت مطرح شدن چنین حرفی درباره‌ی این موارد خیلی مشمئز کننده میشه. خواهشاً متوجه شدت مذمومیت بکار بردن چنین عبارتی برای مواردی که مسئله این نبوده بشید.

شاید در مورد سنین کوچکتر تنها اشکال این باشه که در جهت حجاب فرهنگ‌سازی نشده، ولی چیزی که در مورد سنین بزرگتر اشکال گرفته شده چیزی هست که چندین سال پیش توسط رسانه‌ها آغاز شده و سالهاست که در حال تشدید هست و هم در ایران و هم خارج از ایران این بحث وجود داره که هنوز نباید ناامید بشیم و شکست بشر رو در بازگرداندن کودکی به کودکان بپذیریم. چیزی که در این سال‌های اخیر شدت گرفته دادن الگوهای زنانه به دختربچه‌ها و نابود کردن کودکی‌شون هست. این قضیه هنوز در ایران خیلی خفیف هست، ولی در کشورهای دارای فرهنگ غربی خیلی وحشتناک شده، و صدای اهالی همین فرهنگ رو هم درآورده(چند نمونه:
Little girls or little women? The Disney princess effect
Negative Effects of Barbie on Girls
?Do Princess Dolls Present a Poor Body Image for Young Girls
)
به قول مقاله‌ای که در بالا از Christian Science Monitor آورده شده، ابعاد قضیه تا بدان‌جاست که (با عرض معذرت و شرمندگی) دختربچه‌ی 5 ساله چیزی ابری به سینه‌ی خودش می‌بنده تا شکل بدن زنان رو تقلید کنه(حالا اصلاً ساخته شدن چنین چیزی برای دختربچه‌های کوچک برای خودش قضیه‌ی دیگری است!(و البته اثبات میکنه که شدت دادن به این روند ویرانگر سیستماتیک هست)). گذشته از دلایل شکل‌گیری و شدت‌گیری این روند - که گفته میشه تأثیر عروسک‌های باربی و شاهزاده‌های کارتونی بر شخصیت دختربچه‌ها و تفکرشون درباره‌ی خودشون هست - مسئله‌ی حاضر اینه که ما نباید شبیه شدن دختران به الگوهای زنانه رو به شیوه‌ی غربی‌ها دنبال کنیم، چرا که احمقانه است که فکر کنیم اگر پا جا پای اونها بذاریم به جای دیگری می‌رسیم.

2- مسئله اصلاً سانسور تصویر نیست، بلکه این مراحل تذکر الگوی مطلوب برگزاری کنسرت به برگزارکنندگان هست تا اصلاحش کنن. یعنی اگه بشه بهش گفت سانسور، سانسور نحوه‌ی برگزاری کنسرت هست، نه این تصویر.

3- بحث ما این نبود که یه جا یه نفر اشتباه سانسور کرده(که تازه این مورد هم صحت نداشت)،
بلکه این بود که سانسور در ایران در بسیاری موارد بشدت زیرپا گذاشته شده،
و اینکه همه‌جور سانسور در مورد مطالب خلاف ارزش در همه‌جای دنیا وجود داره.
اگر با هرکدام از این دو حرف موافق نیستید، بگید تا اثباتشون کنم.

این مسلم هست که هر محتوایی که هر منحرفی تولید کنه لیاقت این رو نداره که مورد استفاده قرار بگیره، و باید بترسیم که روان پاک و مستعد کودکانمون رو به دستشون بسپاریم، پس نیاز به استفاده‌های خیرخواهانه‌ی سانسور انکارناشدنی است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، لبخند خدا ، مرتاح ، Reza2035
۱۵:۲۰, ۱۵/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/شهریور/۹۲ ۱۸:۰۵ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #68

نرود میخ آهنین در سنگ! کلا باشه داداش شما راست می گی ما همه چیز رو برعکس متوجه شدیم شما درست! اتفاقا شما خوب خودتون رو زدید به اون راه! اشکال نداره! نمی دونستم یک دست دادن که چه بسا ممکنه برای حفظ ظاهر در شبکه ی تلوزیونی کرده باشه انقدر قشقرق به پا می کنه! ولی خوشحالم که امثال شما دیگه طرفدارش نیستید.

اگه شما به سامی یوسف مشکوکید من نسبت به کثافت کاری بعضی افراد که شما عاشقانه زیر بیرقش سینه می زنید مطمئنم .

این حرف هاتون رو اگه اول می گفتید من اصلا با شما بحث نمی کردم!آدمی که توهم داره یعنی واقعیت رو وارونه می بینه پس با بحث نمی شه بهش واقعیت رو قبولوند.

شما برو مداحی های مداح معروف رو گوش بده که پس از رسوایی اخلاقیش بازهم ملت متوهم ما زیر بیرقش سینه می زنن! وهیچ کس هم به خودش اجازه نداده در مورد این مداح که چند بار هم توسط وزارت بالا گرفتنش بیاد تایپیک بزنه.

از این به بعد اگه خواستم با کسی بحث کنم ازش یک تست می گیرم ببینم توهم توطئه نداشته باشه!

درضمن اینکه شما امکان خرید رو ندارید (که دارید) دانلود اثر رو توجیه نمی کنه. ولی به هر حال شما استاد توجیه هستید دیگه اشکال نداره.


بازهم می گم خدا رو هزار مرتبه شکر که دیگه یک سری افراد، طرفدارش نیستند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۰۲, ۱۵/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۲ ۱۶:۳۸ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #69

(۱۴/شهریور/۹۲ ۱:۲۲)هامون نوشته است:  در مورد مردهای خارجی در شرایط خاص صحبت نمیکنم شما می تونین این موردی که گفتم رو تو سریال های عادی (اگه مثال واضح خواستی بگو یه لیست پرو پیمون بیارم) می بینی فقط خانم ها باهم روبوسی میکنن و همچنین مردان آشنا با خانم ها، آقایون و آقایون با هم دست میدن! نه روبوسی... ببین حتی جاهایی هست در دنیا که بوسه رو بد میدونن ! می تونین به عنوان مثال در سفرهای بین المللی وزرای خارجه دنیا این رفتار ها رو دقت کنیم که شما در موردش مثال زدین
دقت بفرمایید دوست گرامی، اینکه «جایی باشه که انجام ندن» متفاوت هست با اینکه «جایی باشه که بد بدونن».

نه. من مطمئنم که در آمریکا روبوسی مردها اشکالی نداره. یادم میاد توی فیلم پدرخوانده هم چنین چیزی بود. منظورم بوسیدن مافیای سیسیلی توسط دون کرلئونه قبل از کشتنش نیست‌هااا!Big Grin توی چندتا صحنه بود که وقتی بعد از مدتی دوری همدیگه رو می‌بینن روبوسی میکنن، که فیلم طوری نشون میداد که این یه رفتار متشخصانه‌ی ایتالیایی‌تبارهاست.

(۱۴/شهریور/۹۲ ۱:۲۲)هامون نوشته است:  منظور از تقید نداشتن همون سرتکان دادن به تماشگراست؟ یا چیز دیگه ؟ من که متوجه نشدم
درسته چرا باید با اسمای الهی رقصید! اسماء الهی حرمت داره ! اگه دست زدن بده چرا ما هم در مولودی ها دست میزنیم؟ ( من در این تناقض میبینم اگه اشتباه برداشت کردم بهم بگین)
منظور از تقید نداشتن دست دادن با زن نامحرم و مشکل نداشتن با به تکان آوردن زنان وسط کنسرت هست.
دست زدن رو کسی نگفت.

(۱۴/شهریور/۹۲ ۱:۲۲)هامون نوشته است:  همین آقای شجریان که شما مثال زدین کی تو کنسرت هاش ملت پاشدن رقصیدن؟
حالا حتماً باید تو کنسرتش برقصن؟
شجریان رفته با بهایی‌های شبکه‌ی منوتو عکس انداخته، که این بهایی‌ها از روی فعالیتشون کاملاً مسلم هست که دارن با جابجا کردن مفاهیم محرم و نامحرم و یه دسته مفاهیم اساسی دیگه با اسلام دشمنی میکنن.

این نوع مصاحبه‌ی سامی یوسف با بی بی سی فارسی هم میتونه برای اون شبکه چنین کارکردی داشته باشه.

(۱۴/شهریور/۹۲ ۱:۲۲)هامون نوشته است:  باور کنین بعضی از رنگ های موسیقی خیلی نشاط آوره اما من ندیدم کسی پاشه برقصه همه سنگین و رنگین نشستن !
دستشون درد نکنه! خدا اجرشون بده! ولی آیا میگید نرقصیدن مردم توی کنسرت‌های ایشون ربطی به خود ایشون داره؟
حتی اگه ربط داشته باشه، آیا باعث میشه تمام دیگر کارهای ایشون خنثی بشه؟Huh

(۱۴/شهریور/۹۲ ۱:۲۲)هامون نوشته است:  به محرم و نامحرم اعتقاد نداره اما از من معتقد بیشتر به ملت زلزله زده کمک کرد! آره وقتی این کار مثبتشو می بینیم برام میچسبه که بگه " از خون جوانان وطن لاله دمیده"
بازیگرهای هالیوودی هم، چنین اخباری در موردشون بعضی مواقع شنیده میشه که به یه کشور محروم کمک کردن، در حالی که همون بازیگرها در فیلم‌هاشون اون کشورها تحقیر میشن و سیاست‌های آمریکا در جهت قورت دادن دنیا توجیه میشه.

شما باید ببینید منظورش چیه که میگه «از خون جوانان وطن لاله دمیده».
شاید قبلاً که خونده باشه منظورش زمان انقلاب یا جنگ بوده باشه، ولی حالا میتونه منظورش تکرار دروغ‌هایی باشه که در مورد کشته‌های بسیار زیاد در اثر سرکوب آشوب گفته میشه(شاید در بخشی از آشوب، سربازی دست به اسلحه برده باشه، ولی مسلماً بعد از مجبور کردن سرباز به دفاع از ناموسش(مردم یا اسلحه‌اش) بوده، یعنی مثلاً زمانی که (گفته میشه) عده‌ای به سمت یک کلانتری حمله کرده بوده‌اند و به این صورت متوقف شده‌اند. اسلحه‌ی سرباز از آن جهت ناموسش هست که با افتادنش به دست نااهل، مردم مملکت و اقتدار مملکت که ناموس اون سرباز هستن مورد تهدید قرار می‌گیرن.

همانطور که جناب شهاب می‌گفت، این آقای شجریان تصنیف مرغ سحر رو هم به نیت نظام فعلی میخونه، در حالی که این تصنیف سروده‌ی ملک‌الشعرای بهار هست و در زمان نظام شاهنشاهی سروده شده بوده.

همانطور که در مصاحبه‌اش با بی‌بی‌سی فارسی گفته بوده: من آهنگ «ای ایران» رو برای آقای خمینی نخوندم که تلویزیون موقع پخشش تصویر آقای خمینی رو نشون میده.

مگه برای انقلاب نخونده؟
آیا انقلاب به امام خمینی مربوط نیست؟
این حرف نشون میده که این آقا کلاً منطقش و دینش بخاطر لجبازی با نظام مختل شده.

(۱۴/شهریور/۹۲ ۱:۲۲)هامون نوشته است:  حتی الان هم که زده زیر حرفش ( چون من نه به شخصیت فردیش کاری دارم نه به وضع اعتقادیش ، من اون نکته مثبتی که دلم میخاد رو میگرم منفی هاش باشه برای خودش تا با خدای خودش حلش کنه چون نه ایشون برام الگو هستن نه اون معتقد ظاهر و شارع!)
بحث اینه که دیگه چنگی به دل نمیزنه.
بعله، اگه فقط به طرز خوندنش کار داشته باشیم، هنوز هم ‌Player صداش رو همونطوری پخش میکنه!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۳۴, ۱۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #70
آواتار
(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۸:۰۲)درست پسند نوشته است:  دقت بفرمایید دوست عزیز، اینکه «جایی باشه که انجام ندن» متفاوت هست با اینکه «جایی باشه که بد بدونن».

نه. من مطمئنم که در آمریکا روبوسی مردها اشکالی نداره. یادم میاد توی فیلم پدرخوانده هم چنین چیزی بود. منظورم بوسیدن مافیای سیسیلی توسط دون کرلئونه قبل از کشتنش نیست‌هااا!Big Grin توی چندتا صحنه بود که وقتی بعد از مدتی دوری همدیگه رو می‌بینن روبوسی میکنن، که فیلم طوری نشون میداد که این یه رفتار متشخصانه‌ی ایتالیایی‌تبارهاست.
ایتالیایی ها معروفن به خودمانی برخورد کردن این مثال خوبی نیست که زدین من هم کلی مثال در نقض حرف شما دارم
(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۸:۰۲)درست پسند نوشته است:  منظور از تقید نداشتن دست دادن با زن نامحرم و مشکل نداشتن با به تکان آوردن زنان وسط کنسرت هست.
دست زدن رو کسی نگفت.
خیلی ها این تقیدی که شما گفتین رو رعایت نمیکنن اما درستش اینه که رعایت کنن.... هرکسی یک نقطه ضعفی در دینداریش داره .
(۱۵/شهریور/۹۲ ۱۸:۰۲)درست پسند نوشته است:  حالا حتماً باید تو کنسرتش برقصن؟
شجریان رفته با بهایی‌های شبکه‌ی منوتو عکس انداخته، که این بهایی‌ها از روی فعالیتشون کاملاً مسلم هست که دارن با جابجا کردن مفاهیم محرم و نامحرم و یه دسته مفاهیم اساسی دیگه با اسلام دشمنی میکنن.

این نوع مصاحبه‌ی سامی یوسف با بی بی سی فارسی هم میتونه برای اون شبکه چنین کارکردی داشته باشه.
من این کارهای خیریه این بازیگرها رو هم تحسین میکنم چرا همشون نمیکنن؟ چرا ارزش کار خیر و مفید رو پایین بیارم با گناه اون شخص بسنجم؟ نه هر کاری جای خود داره.
ببین من دارم خودم رو میگم... من برام مهم نیست این آقا تو زندگی شخصیش چه غلط و درستی رو انجام میده ( این موضوع همیشه بین من و دوستانم مساله بوده و همیشه همه به من خرده گرفتن که این فکر اشتباهه...) من دلم میخواد از هنرش استفاده کنم نه از سبک زندگیش به من مربوط نیست که قاطی نامحرم شده یا نشده چون نمیبینمش که امر به معروفش کنم نه اونقدر برام عزیزه که الگوش کنم و سبک زندگیمو مثل اون کنم همه ادم کامل کامل نیستند و در زندگیشوت اشتباهاتی رو انجام میدن برای همینه که معترضم نباید خودمون رو جدا از اینجور گناهان بدونیم چه تضمینی هست اگه فرضا من یا شما جای ایشون بودیم بهتر از این آقا رفتار میکردیم؟
من حرفم فقط این آقا نیست حرفم توهمیه که عده ای دارن که خودشون رو فوق بشر می دونن هرروز گناه یه ادم معروف رو علم میکنن کل شخصیت و کارهای مثبتشو به زیر سوال میرن ( این حرفم کلی بود مخاطبش همه و خودم بود لطفا کسی به خودش نگیره!)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  طرفداران یوسف: چرا «سامی یوسف» در «اسرائیل» کنسرت برگزار کرد vahrakan 3 2,485 ۹/مرداد/۹۴ ۰:۵۲
آخرین ارسال: فدايي ولايت
  آلبوم جدید سامی یوسف // songs of the way فدايي ولايت 8 2,830 ۱۳/دی/۹۳ ۱۵:۲۱
آخرین ارسال: فدايي ولايت

پرش در بین بخشها:


بالا