کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قابل توجه همسران (وظایف همسران )
۱۰:۱۰, ۲۹/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم رب المهدی (عج )
با سلام و درود خداوند به همه دوستان

در محبت يا گفت و گو، حدّ نگه دار، تا آنجا كه هنوز به جمله‏هايى از تو مشتاق هستند، خاموشى تو شيرين است. دلزدگى، حتى از محبت، نفرت انگيز است. به همان اندازه‏اى محبت و اقبال داشته باش كه طرف تو نياز دارد، نه به اندازه‏اى كه تو دارى. هنگام راحتى و انس، در دل بهار زندگى، از پاييز هم يادى بكن. اين توجه، تعلق و دلبستگى را ضعيف مى‏كند و تو را آماده مى‏سازد و براى حوادث، مصونيّت مى‏بخشد.


در لحظه‏هاى خوشى و شادى، براى ديگران هم سهمى بگذار و اگر مزاحم تو شدند سخت گير نباش، كه گذشت از خوشى‏ها، تو را به خوبى‏ها مى‏رساند. «لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون. آل عمران، ۹۲»


از كسانى نباش كه رنج‏هايت و گرفتارى‏هايت را از نگاه و چهره و حالت‏هايت به هر كس منتقل كنى. سختى‏ها، مهمان تو هستند. آنها را به دل‏هاى همسر و خانواده‏ات سرازير نكن. اگر ناتوان هستى، با توان‏گرى سفره‏ى دلت را باز كن، تا كارى صورت بگيرد، نه فقط درد دلى بر خاطرى آتش بيندازد.


اين خوب است كه همسر تو محرم دارايى‏ها و شادى‏هاى تو باشد، ولى‏ لازم نيست كه از گرفتارى‏هاى تو و مشكلاتى كه رزق تو هستند، سنگينى و سختى ببيند. مگر آنكه كارگشا باشد، نه فقط سنگ صبور.


براى همسرت غير مستقيم، امنيت و اعتماد را فراهم كن. از محبت و عشق خودت پيش كسانى حرف بزن كه براى او حرف مى‏زنند. از خوبى‏هاى او اين گونه ياد كن. و همينطور غير مستقيم و با لطافت گله گزارى كن و اميدوار باش كه سامان بگيرد و سر به راه بگذارد. برخوردهاى مستقيم ديرتر مورد اعتماد قرار مى‏گيرند و در صداقت تو ترديد مى‏آورند.


جوانى مى‏گفت: گاهى همسرم در چشمم نگاه مى‏كند و با نگرانى ابراز مى‏دارد كه تو مرا دوست ندارى. مى‏گويم: چرا دوستت دارم! بيشتر نگاه مى‏كند و گريه سر مى‏دهد: نه دوستم ندارى. بگو به خدا دوستت دارم. و مى‏گويم و نوازشش مى‏كنم ولى دوباره نگاهم مى‏كند و قسمم مى‏دهد و گريه سر مى‏دهد تا آنكه خسته مى‏شوم و داد مى‏زنم كه دوستت دارم و فحش مى‏دهم كه دوستت دارم و حاصلى ندارد. و رندى هم بود كه پيش ديگران از همسرش مى‏گفت كه خوب است، كه دوستش دارم ولى نمى‏خواهم بشنود، چون لوس مى‏شود و گنجايش ندارد. اين رند مى‏دانست هنوز به خانه نرسيده خبرها آمده‏اند و همسرش مى‏خواهد به گونه‏اى ابراز كند و با نگاه و آخر با زبان مى‏پرسد كه آيا دوستم دارى و مى‏شنود: براى چه دوستت داشته باشم؟!


همسر با اين سؤال و جواب مطمئن‏تر مى‏شود كه او را دوست دارد و نمى‏گويد و اين گونه راحت‏تر به امنيت مى‏رسد و صداقت را مى‏پذيرد.


احترام امامزاده با متولى است. تو مى‏توانى بدون لج در آوردن و تحريك كردن همسرت را در چشم‏ها و دل‏ها بزرگ كنى. آنجا كه تو حُرمت او را مى‏شكنى، ديگران حرمت نگه نمى‏دارند.


در لحظه‏هاى شيرين و در تنهايى، ايجاد انگيزه و مسؤوليت پذيرى، از كارهاى خوب و اساسى است. اينكه خيلى دورها به ما مربوط است و دنيا، دنياى رابطه‏هاست، از تنگ چشمى و خودخواهى مى‏كاهد. چشم اندازهاى وسيع، همّت مى‏آورد و غافل‏گيرى را مى‏برد. با كار و احساس مسؤوليت، لحظه‏هاى فراغت مزاحم را پر كن. با روابط و پيوندهاى دوستانه، خلاء عاطفى و پر حرفى بى‏حاصل را بارور كن.


زندگى، درگيرى‏ها و سختى‏ها و برخوردهايى دارد. وسوسه‏ها و تحريك‏ها هم هستند. در برخوردها، غرور خود و غرور همسرت را حاكم نگير. هر دو به حكومت خدا تن بدهيد و كلام او را دنبال كنيد.


تأمين نيازهاى عاطفى و جنسى و روانى، آشنايى مى‏خواهد. مقدار توجه و هنگام توجه و تعريف و تمجيد و يا گلايه و شكايت، هر كدام حدّ و حدودى دارد. در اين زمينه‏ها مشورت و تجربه كارساز است.


اگر مى‏بينى كه يك روش حاصل نمى‏دهد، تكرار نكن و سماجت نكن. يك دنده راه نرو، كه شرائط، سرعت‏ها و حتى توقف‏ها را مى‏طلبند.


خستگى، لوس بازى، بى‏ادبى و افسردگى و دلمردگى هم از علامت‏هايى هستند كه نشان مى‏دهند، نيازى در ميان هست و يا روش تو اشتباه است. بايد تجديد نظر كرد و مشورت خواست.


قهر و تندى مكرر، جسارت مى‏آورد و حرمت‏ها را مى‏درد. پس از جذب و دلبستگى، قهر مى‏تواند اهرم مفيدى باشد بخصوص آنجا كه توضيح و تبيينى هم در كار آمده باشد و در هنگام مناسبى انجام شده باشد. در لحظه‏اى‏كه همسر تو انگيزه‏ى درگيرى دارد و مقاومت نشان مى‏دهد، درگيرى را آغاز نكن. در جمع، در برابر چشم حامى و مدافع، درگيرى بى‏زمينه است و زير پاى تو سست است. يا بايد زياده روى كنى و يا شكست بخورى و زمين‏گير شوى.


نقطه ضعف‏هاى تو، تو را مى‏گشايد، پس آنها را اصلاح كن و يا پنهان بدار. نقطه ضعف‏هاى همسر تو، مى‏تواند اهرم حركت و تسخير و تغيير و تربيت او باشد. از اين وسيله با دقت و مشورت مى‏توانى بهره‏مند شوى.


در خانواده‏هاى شلوغ، درگيرى‏ها زيادتر است. بايد ظرف‏هاى شكستنى را با حائل و پوشش‏هايى همراه ساخت كه نشكنند. مادر و پدرت را در برابر همسرت مگذار. خواسته‏هاى آنها و دوستانت را، با زبان خواسته‏هاى خودت مطرح كن. محبت به تو، سختى خواسته‏ها را كم مى‏نمايد.


تو كه روابط بسيار و مشكلات زيادى دارى، همسرت را براى برخورد و تحمل آمادگى بده. براى بار سال‏ها و ماه‏ها، روزهايى يا ساعت‏هايى بار آنها را بردار. اين گونه همكارى را به آنها بياموز.


آن كس كه نيرومندتر و با ظرفيت‏تر است، بار بيشترى را برمى‏دارد. تو كه پاى زندگى هستى، رجل و مرد خانه هستى، از بارها شانه خالى مكن.


تو كه پيوند را خواسته‏اى به جدايى فكر نكن، حتى اگر همسر تو جدايى را خواست و تو هم در دل خواستار بودى، شتاب نكن. جوان‏مرد، بارى را كه برداشته به زمين نمى‏كوبد و حتى تا آنجا كه معقول است، زمين نمى‏گذارد.


اگر جدايى آخرين درمان بود، در هنگام جدايى از احسان چشم پوشى‏ نكن. انتقام نگير. إِمْساكٌ بِمَعْرُوف أَوْ تَسْريحٌ بِاحْسان؛ «بقره، ۲۲۹» با خوبى نگاه داشتن، يا با احسان و زيبايى رها كردن، اين دستور خداست.


فرزندان را در مشكلات خود داخل نكنيد و آنها را آتش جهنم خود نسازيد. استفاده از هر راهى جوانمردى نيست. فرزندان خود را راه رفتن بياموز، به دوش نكش. ميان آنها و مشكلاتشان حايل نشو. بگذار مشكل را تجربه كنند و راه حل را بياموزند.


از دور به آنها راه بهتر را غير مستقيم بياموز، تا اعتماد به نفس و تجربه اندوزى آنها لطمه نبيند.


آنگونه باش كه اگر تو را نديدند، هوايت بى‏قرارشان كند و اگر حضورت را بدست آوردند، غنيمت بشمارند و اگر غايب شدى، به سراغت بيايند و اگر مُردى و رفتى، جاى خالى تو را احساس كنند. همسر و همراه و همدل و هماهنگ باش.


اين حرف‏ها چكيده‏ى روايات و آياتى است كه اين گونه دسته بندى شده.از اين بارش سبز و شاداب بهره‏مند باش.


منبع : روابط متكامل زن و مرد، ص: ۲۲ ، علی صفائی حائری ،
صلوات
برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراموش نشه
"خدایا با ما آن کن که لایق حضرت توست."
اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم
و لعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، Agha sayyed ، Farzaneh ، taleb ، محبت ، MohammadSadra ، تفکر ، شهرام ، Hadith ، حسن عزتي ، meshkat ، احیاء ، jafarpour ، parisan ، میثاق ، فاطمه خانم ، حقیر ، مجید املشی ، hsnberjis ، ترنم

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۵۶, ۲۱/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۲ ۲۳:۵۶ توسط پرنیان.)
شماره ارسال: #11
آواتار
انسان نيازمند و تشنه محبت است

انسان هر قدر هم كه بزرگ باشد، چه از نظر سن و يا مقام ، باز از تنهائى گريزان است ، احتياج به دوستى صميمى و يكرنگ دارد، دوست دارد علاقه خود را براى كسى كه نسبت به وى علاقه مند است صرف كند، بشرط آنكه طرف او واقعا طرف به وى علاقه مند باشد.
زوجين بايد سعى كنند، اين نياز را برطرف كنند، يعنى از نظر دوستى نيز يكديگر را غناء كنند، اگر پاى محبت در ميان آمد، فضاى محبت و عالم دوستى و شور و هيجان محبت ، عالم ديگرى دارد با آثار و روشهاى مخصوص بخود.
خلاصه آنكه در فضاى محبت معادلات و معيارها بطور كلى دگرگون مى شود، و انسان به جهت ساختمان روحى خود مثل يك ماهى مى ماند كه در فضاى محبت ، نشاط مى يابد و رشد مى كند، خطاها، سختى ها، كمبودها، مرضها، همه و همه جلوه ديگرى دارند، تو گوئى اكسيرى است كه اگر به سخت ترين مشكلات زده شود آن را راحت و زيبا مى كند.
افسوس كه قدر اين گوهر و ارتباط و تاءثير آن در زندگى خانوادگى و اجتماعى ناشناخته است .
انسان تشنه محبت است ، اگر آب زلال محبتى از كسى يافت با تمام وجود به او علاقه مند مى شود و انس مى گيرد وگرنه بناچار وقتى آب زلال و شيرين نبود به آب شور هم بسنده مى كند.
براى همسرتان آب شيرين ، و گوارائى باشيد در محبت ، و غذاى لذيذ و خوشمزه اى از محبت تدارك ببينيد كه مشتاقانه بسوى خانه آيد، نه آب شور دواى تلخى كه بناچار بايد خورد و تحمل كرد.



شرط اول محبت ، شناخت روحيات همسر است .


اولين قدم براى ايجاد محبت شناخت يكديگر و روحيات طرفين است ، اينكه يك سلسله مفاهيم و دستورات را شما ياد بگيريد و بدون درك موقعيت مناسب همسرتان آن را بكار بريد چه بسا برعكس نتيجه مى دهد.
خلاصه آنكه عقل و هوش و درايت و ذكاوت همسر در اين راه مهمترين وسيله براى موفقيت است .
اينكه شوهر يا همسر شما از چه چيز خوشحال مى شود و يا ناراحت مى شود؟ نسبت به چه كسانى يا چه كارهائى علاقه مند است ؟ چه وقت خسته است ؟ چه وقت بايد او صحبت كرد و چه صحبتى بايد كرد؟ چه موقع بايد نيازهاى مادى خانواده يا خود را بازگو كنيد، در چه شرائطى بايد گله كرد؟ چگونه بايد گفت ؟
اينها از امورى نيست كه بتوان براى آن مقررات دقيقى وضع كرد. هر انسانى در شرائط خاص خود بسر مى برد، چه زن و چه مرد، روحيات او در اثر خانواده و اجتماع و مدرسه و غيره به اشكال مختلف شكل گرفته است .
اين همسر هوشمند و عاقل است كه در رهگذار زندگى بايد همسر خود را درك كند، او را و موقعيت خانوادگى و اجتماعى و اخلاقى او را درك كند.
همچنانكه اغلب همسران نسبت به لباس و غذا و يا كيفيت آرايش دلخواه يكديگر آگاهى مى يابند و سعى مى كنند حتى المقدور آن را رعايت كنند، مثلا يك بانوى هوشمند سعى نمى كند غذائى درست كند كه فقط خودش ‍ علاقه مند به آن است و شوهرش از آن متنفر است .
درست همين روش را بايد در تمامى مسائل زندگى پياده كرده ، و اين احتياج به شناخت همه جانبه از همسر دارد.




[تصویر: Optimized_pcd0688531392e9fc1f3bc187e2941...076819.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آلاله ، Aryha ، مجید املشی ، meshkat
۱:۵۱, ۲۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
با توقعات و روحيات نامطلوب چگونه بايد برخورد كرد؟
البته معلوم است منظور روحيات فاسد و ضداسلامى همسر شما نيست در مقابل روحيات فاسد و نامناسب همسر بايد ايستادگى كرد اما نه بگونه كه نه تنها از آن اخلاق دست نكشد بلكه به شما هم بدبين شود خاص و موقعيت سنجى همراه با لطف و محبت مى خواهد. اگر همسرتان احساس كند شما دوست او هستيد، سخن دوستانه مخصوصا از يك دوست قابل پذيرش ‍ است . ولو سخت باشد، اما اگر شخصيت او را در اين راستا ناديده گرفتيد، نه تنها از اخلاق نامناسب خود دست نمى كشد بلكه نسبت به شما نيز كم علاقه مى شود.
هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد.
هرگاه خواستيد چيزى تقاضا كنيد، نبايد فقط به فكر گرفتن تقاضاى خود باشيد و به هر قيمتى شده آن را بدست آوريد، اين كار مناسب محيط خانواده نيست بلكه به ميدان جنگ و يا جنگل شبيه تر است .
مثلا شما براى خودتان يا فرزندانتان لباس مى خواهيد، شوهر شما وارد خانه مى شود، بدون در نظر گرفتن موقعيت ، شروع مى كنيد به در خواست كردن ، و چه بسا كه عكس العمل تند او - گرچه نابجاست - روبرو مى شويد و دنبال آن ممكن است مسئله ادامه يابد و كم كم عواقب سوء پيدا كند، و با زياد شدن تدريجى كدورتها رشته محبت پاره مى شود.
ولى يك بانوى عاقل مى داند هنگامى كه هنوز شوهر خستگى كار روزانه را بر دوش مى كشد و براى استراحت به خانه آمده ، وقت گذاشتن كار ديگرى بر عهده وى نيست ، او بايد صبر كند تا شوهر خستگى بگيرد، سپس با وى راجع به مسائل مختلف اندكى صحبت كند، چه بسا در امور زندگى دچار مشكلاتى باشد، اعصابش در اثر حادثه اى كوفته شده باشد، مخارج تازه اى برايش پيش آمده باشد، كه اگر بى حساب و كتاب ، تقاضا كند مسلما جواب منفى خواهد گرفت ، و اگر موقعيت مناسب بود با نرمى و از روى محبت ، تقاضاى منطقى خود را بنمايد.
اين همسر اشتباه مى كند.
آن همسرانى كه گمان مى كنند اگر با سرسختى و درشتى و به زحمت انداختن همسر خود خواسته خود را تحميل كرده به دست آورده اند، زيرك و موفق هستند، بسيار در اشتباهند، آنها مثل كسى هستند كه براى خريد قند به مغازه اى رفته بود، صاحب مغازه كه سنگ ترازوى او از گل پخته بود، مقدارى در ترازو گذاشت ، رفت تا قند را بياورد.
خريدار كه به خوردن گل عادت داشت ، موقعيت را مغتنم شمرد و شروع كرد مقدارى از آن گل در ترازو را خوردن ، صاحب مغازه هم متوجه نشد و با آن گلها قند را كشيد و تحويل داد، خريدار بيچاره خوشحال از اينكه زرنگى كرده و صاحب مغازه را فريب داده و گل او خورده است ، رفت غافل از اينكه كم شدن گل موجب كم شدن قند او شده است و او به خود ضرر زده است .
آرى ، آن همسرى كه خوشحال است از اينكه با سختى و ايجاد ناراحتى به خواسته خود رسيده ، در حقيقت با بدست آوردن آن خواسته ، سنگ زيرين زندگى كه همان محبت و علاقه است را به يك يا چند خواسته فروخته است . محبتى كه شيرين تر از قند است را داده و گل آلوده اى را كه با ناراحتى همراه شده گرفته است .





[تصویر: Optimized_pcd0688531392e9fc1f3bc187e2941...076819.jpg]

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آلاله ، مجید املشی ، meshkat
۱۹:۱۰, ۲۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
كيفيت محبت و ابعاد آن در انسان
هر انسانى بر حسب بافت روحى عقائد و ارزشهاى مسلط و يا مهمى كه دارد، مسائل و امورى براى او اهميت مى يابد و به نسبت شدت و ضعف شكل گيرى روح و فكر او نسبت به امور مختلف ، از خود عكس العمل نشان مى دهد، انتظار اينكه اگر كسى به چيزى يا انسانى ، علاقه داشت تحت هر شرائط و هر شكلى محبت را حفظ كند، بدون در نظر گرفتن ارزشهاى مهم و مسلط روحى و فكرى وى ، جاهلانه است .
اينكه انسان به چه چيز بايد اهميت دهد و چه چيزى لايق است كه بيش از هر چيزى محبت انسان را جلب كند و محبوب انسان شود يك مسئله است ؟ و اينكه دوست و همسر يا پدر و مادر چه چيز را در درجه اول اهميت قرار مى دهند مسئله ديگرى است ؟
هميشه اينطور نيست كه محبتها بر طبق بايدها باشد، بلكه برعكس در صد كمى از محبتها در آن درجه كه بايد باشد هست .
مثلا ما مسلمانان معتقديم مسلمان بايد محبتش به خدا و رهبران دينى بيش ‍ از محبت او به هر چيز ديگر باشد، ولى آيا در واقعيت چنين است ؟ هرگز، زيرا محبتى كه بسيارى از ماها نسبت به زن و فرزند و مال و مقام و غذا و لباس و آرزوهاى خود داريم با محبتى كه به خدا داريم قابل مقايسه نيست ، ما براى بدست آوردن مسائل غيرالهى با شوق اقدام مى كنيم و تحمل مشقت مى نماييم و انتظارى هم نداريم ، اما همينكه پاى مخارج الهى و تحمل زحمت براى خدا پيش آيد، قدمها سست مى شود و دستها بخيل مى گردد!
اين نمونه ها نشان مى دهد كه ما در اعتقاد خدا را قبول داريم و به او هم محبت مى ورزيم ، اما نه بمقدارى كه معتقديم بايد محبت داشت ، درصدى از محبت به خدا و پيامبر و دين را هر مسلمانى دارد، اما به تناسب حالات روحى افراد و صفاى روح و اخلاق حميده و يا رذيله و مسائل فكر و ارزشهاى ديگر، مقدار اين محبت فرق مى كند، و به تناسب همان مقدار محبت ، براى دين خرج مى كنند.
مثلا اگر مسلمانى به دين 20 درجه محبت دارد اگر موردى پيش آيد كه به آن 50 درجه علاقه دارد، مثلا علاقه او به مال بيش از علاقه به دين باشد، مى بينيم كه مسئله دينى را رها مى كند و آن كار خلاف دين را مرتكب مى شود؟ البته در اين بين مسائل قابل بررسى بسيار است .
منظور اين است كه بدانيم دوستى مراتب دارد، اگر كسى در اثر برخورد با موردى ، نسبت به مسئله اظهار بى علاقه گى كرد، دليل اين نيست كه مطلقا بى علاقه است بلكه فقط مى فهماند به آن چيز ديگر علاقه بيشترى دارد.
معيار و اندازه محبت در زن و شوهر
با اين مقدمه آنچه بيان شد كه زندگى محتاج محبت است و بدون محبت پايه هاى خانواده استوار نيست ، منظور اين نيست كه زن نسبت به شوهر و يا شوهر به زن بايد چنان محبتى داشته باشد كه هيچ چيز را مثل آن دوست نداشته باشد، اينكه بعضى از همسران توقع دارند همسرشان بايد آنها را بر همه چيز و همه كس مقدم دارد، توقع نابجائى است .
توقع معقول از يك همسر آن است كه محبت يك همسر را داشته باشد، يعنى همسر خود را بعنوان يك همسر پذيرفته و محبت همسرى را داشته باشد، دقت كنيد، محبت خاص همسر، يعنى شوهر آن محبتى كه بايد يك شوهر به زن داشته باشد و زن آن محبتى را كه يك زن بايد به شوهر داشته باشد در همان حد زن و شوهرى ، داشته باشد، و طبعا اين درجه مخصوص ‍ و معينى از علاقه خواهد بود.
مرا بيشتر دوست دارى يا...؟
اينكه يك زن شوهرش بپرسد مرا بيشتر دوست دارى يا پدر و مادرت را؟ سؤ ال نامعقولى است ، محبت به پدر و مادر سبك و گونه ديگرى است كه ربطى به زن و شوهر ندارد و اگر شوهر بگويد پدر و مادرم را بيشتر دوست دارم ، نبايد زن ناراحت شود كه پس مرا دوست ندارى يا كمتر دوست دارى - هر كس بايد پدر و مادر را بيش از دوست و همسايه و فاميل و همسر و غيره از مردم عادى دوست داشته باشد، و محبت هر كسى در جاى خود مطلوب است ، بنابراين اگر كسى پدر و مادرش را بر ديگرى مقدم كند، دليل بى محبتى نيست ، توقع اينكه همسر شما، اگر شما را دوست دارد بايد بر همه چيز مقدم كند، انتظار واهى و بيهوده است .
گذشته از اينكه در همان محبت زن و شوهرى هم افراد درجات مختلف دارند، و تا وقتى به حد افراط و تفريط نرسيده نبايد توقع بيشتر داشت .
اينگونه همسر قابل سرزنش است
آرى آن شوهرى كه قنارى خود را بيش از همسرش پذيرفته ، قابل سرزنش ‍ است ، و يا آن همسرى كه لباس و آرايش را بر شوهرش مقدم مى نمايد قابل سرزنش است ، اينكه مرد، به عيش و نوش با دوستان بپردازد و از همسرش ‍ غفلت كند، قابل سرزنش است ، اينكه زن متوقع باشد كه هميشه بايد همراه مرد باشد و مرد را مقيد كند، كه در هر سفرى بايد او هم باشد و مرد حق ندارد با دوستانش به جائى رود يا تنهائى به يك ميهمانى رود، توقع بى جاست .
همچنانكه اگر مردى يا زنى بدون هيچ مصلحتى ، پدر و مادر را در هر كارى خانواده خود دخالت دهد و خواسته همسر را ناديده بگيرد كار بجائى نيست ، اينكه حتما بايد در هر كارى پدر و مادر نظر دهند وگرنه ديگرى ناراحت مى شود كار غلطى است كه نه فرزند بايد انجام دهد و نه پدر و مادر انديشمند بايد توقع اين كار را داشته باشند.





[تصویر: Optimized_pcd0688531392e9fc1f3bc187e2941...076819.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، آلاله ، meshkat
۲۰:۴۹, ۲۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
برخوردهاى تند مقطعى معيار بى محبتى نيست
اگر همسر شما، در يك حالت خاص قرار گرفت و كارى كرد كه شما ناراحت شديد، كسى يا چيزى را بر شما مقدم كرد، دليل بر بى محبتى او نيست و يا دليل بر كم محبتى او از مقدارى كه بايد باشد بعنوان يك همسر نيست ، اگر همسر شما تصميم پدر و مادر خود را بر شما مقدم كرد و يا احيانا خواسته يك دوست را بر خواسته شما مقدم كرد، جاى نگرانى نيست .
كدام پدر و مادرى است كه فرزندش را توبيخ نكرده باشد ولى با اين حال دليل بى محبتى آنها نبوده است ، اينكه يك يا چندبار تصميم دوستى مقدم مى شود قابل مقايسه با آن همه توافق او با نظرهاى شما نيست ، يك يا چندبار مخالفت معيار بى محبتى و كم محبتى نيست و نبايد انتظار داشت كه همسر شما به شما چنان محبتى داشته باشد كه تحت هيچ شرائطى با شما مخالفت نكند.
مسلما يك بار مخالفت با شما براى همسر شما سبك تر است از ناراحت كردن دوستى كه احيانا موجب كدورت و جدائى مى گردد.
در محبت توقع بى مورد نداشته باشيد
اگر همسر شما به مال و مقام و آبرو و غذا و لباس اهميت مى دهد، حتما بايد رعايت خواسته او را بنمائيد، زيرا هيچ معلوم نيست كه محبت زناشوئى و زندگى او چنان بالا و شديد باشد كه بتواند از تمامى آنها چشم بپوشد.
و احيانا اگر به خاطر غذا و لباس و غيره ناراحت هم بشود - كه نبايد بشود - شما نبايد اين را دليل بى محبتى او بگيريد بلكه بايد متوجه باشيد كه او به دو يا چند چيز علاقه دارد، هم به شما و هم به مسائل ديگر، و اين انتظار كه همسر من نبايد هيچ چيز ديگرى را دوست داشته باشد يا بايد مرا بيش از همه دوست بدارد بطورى كه هر چيزى را فداى من كند و در سايه اين محبت تمام تمايلات خود را فراموش كند و سختى ها را تحمل كند، انتظارى جاهلانه است كه با شكست و ناكامى مواجه مى شود، و در اين راستا خشونتهائى كه احيانا از همسر شما در اثر غضب و خشم صادر مى شود اگر ادامه نيابد و مقطعى باشد، چه بسا دلالت بر بى محبتى نمى كند، در حال خشم گاهى آدمى خود را و عزيزترين افراد را دشنام مى دهد يا ميزند، ولى بعد پشيمان مى شود.
معيار محبت اين نيست كه هيچ وقت خشم نكند، آرى آن محبت بى اندازه كه به عشق تعبير مى شود مانع از غضب است ولى هرگز ميان زن و شوهر نبايد انتظار چنين عشق عميق داشت ، علاقه و محبت زوجين به يكديگر، در حد اعتدال كافى است .
منتظر محبت نباشيد، محبت كنيد.
حتى دشمن را هم مى شود دوست كرد.
بسيارى از افراد از جمله دو دوست يا همسران جوان و غير جوان وقتى در اثر بروز مشكلات و مسائل مختلف كه اغلب آنها ناشى از جهال طرفين است چه در مقام برخورد و چه در مقام پاسخگوئى و عكس العمل - كه مى توانسته اند حتى آتشى را كه ديگرى شعله ور كرده است با پاسخ مناسب خاموش كنند اما به آتش افروزى پرداختند. به هر دليل كه ميان آنها كدورت ايجاد شد، گمان مى كنند كه ديگر از دوست و همسر خود سرد شده و نسبت به او بى علاقه شده اند. و چاره جز بريدن و جدا شدن ندارند.
اين افراد غافلند از اينكه محبت و صفا همانطور قابل زوال و نيستى است ، قابل ايجاد و برقرارى هم هست ، محبت مثل حيات نيست كه چون برود ديگر برنگردد، حتى آهن سرد را هم دوباره مى شود گرم كرد و جوش ‍ داد.
گرچه توقع محبت و دوستى از افرادى كه نسبت به هم سرد و بى تفاوت شده اند مشكل است ، ولى نتيجه بسيار عالى است ، شما كه قبول داريد اگر اين سردى موجود تبديل به حرارت و صفا شود باز دوست و همسر خود را مى خواهيد، بسيار خوب ، دست بكار شويد و با عوامل محبت زا اين محبت را ايجاد كنيد و مطمئن باشيد كه موفق خواهيد شد.
خداوند به پيامبرش مى فرمايد: بدى را به نيكى پاسخ ده ، خواهى يافت كه دشمن تو همانند دوست صميمى خواهد شد و چه بسيارند افرادى كه موفق شده اند از اين روش به نيكى استفاده كنند، و زندگى خود را مجددا با صفا گردانند.



[تصویر: Optimized_pcd0688531392e9fc1f3bc187e2941...076819.jpg]

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، آلاله ، meshkat
۱۱:۲۸, ۲۷/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مهر/۹۲ ۱۲:۴۰ توسط پرنیان.)
شماره ارسال: #15
آواتار
محبت را بايد هميشه گرم نگهداشت
محبت و صفا و گرمى و و صميميت كه لازمه زندگى مشترك و رمز موفقيت خانواده است ، هر چند پديده بسيار مهم و گرانقدرى است كه هرگز با معيارهاى مادى قابل مقايسه نيست و آنقدر ارزشمند است كه حقيقت ارزشمند مقام انسانى زيبنده آن است و به هر موجودى كه اين اكسير زده شود، نسبت به محبوب سر از پا نمى شناسد، و غافلان از محبت هرگز نمى توانند حال و هواى يك عاشق علاقمند را درك كنند.
به هر حال هر قدر كه اين علاقه ارزشمند است ، مثل تمام امور ارزشمند ديگر ايجاد و محافظت از آن نيز كار راحتى نخواهد بود.
غرض ما اين است كه دوستان مخصوصا همسران جوان بدانند كه محبت خود بخود نمى ماند، اين اكسير ارزشمند را در وجود خود و همسرتان بايد همواره پر حرارت نگه داريد، به علاقه و محبت سابق تكيه نكنيد، تا مى توانيد محبت كنيد، لطف كنيد، صفا نشان دهيد، و عوامل محبت كه در ميان شما حاكم است به سردى و ظلمت گرايش پيدا نكند.
كسى كه گرمى و نور نمى خواهد زحمتى هم نمى كشد و همه چيز على القاعده سرد و بى نور است ، اما كسيكه نور و گرمى مى خواهد بايد آتش ‍ روشن كند، و اگر مى خواهد نور و حرارت باقى باشد، بايد همواره اين آتش ‍ را روشن نگه دارد و الا اگر غافل شود و بجاى رعايت آتش سرگرم مثلا مطالعه و مسائل ديگر شود، بناچار آتش خاموش مى شود، نور و گرماى موجود نبايد ما را از ادامه آن غافل نكند.
كانون خانواده نيز همينطور است ، شور و حرارتى كه اول ازدواج بدست مى آيد، نبايد عروس و داماد را غافل كند و بدون توجه به اينكه اين حرارت و صفا احتياج به مواظبت و نگه دارى دارد، مشغول زندگى شوند، و چون مدتى گذشت كم كم آتش محبت و صفا رو به افول نهد و چون بفكر روشن نگه داشتن آن در طول زندگى نبوده اند، پس از مدتى كانون دل خود را سرد و بى رونق نسبت به يكديگر احساس مى كنند.
پس همواره مراقب باشيد، چه زن و چه مرد، نبايد مشكلات منزل و خارج ، كسب و كار و لباس و آرايش و مرض و سلامتى و غيره چنان ما را به خود مشغول كند كه هرگز متوجه مساله اصلى خانوادگى يعنى صفا و صميميت نشويم .
آرى گاهى هم خود را از مسائل اطراف جدا كنيد و محاسبه كنيد كه همسرتان علاقه اش نسبت به شما چگونه است ، شما نسبت به او چه علاقه داريد، اگر احساس نقصانى مى كنيد سعى كنيد كه آن را با ايجاد محبت برطرف كنيد.





◕ ‿ ◕



[تصویر: Optimized_pcd0688531392e9fc1f3bc187e2941...076819.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آلاله ، meshkat ، مجید املشی
۱۹:۴۰, ۲/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/مرداد/۹۳ ۱۹:۴۱ توسط Ghamkhar.)
شماره ارسال: #16

نحوه تعامل همسران

برقراري ارتباطات و تعامل باديگران ،زندگي انسان را شكل می دهد . هر انسانی در طول روز با[b] همسر، فرزندان، همكاران، فروشندگان و . . . تعامل مي‌كند و با آنها در ارتباط هست . روابط فرد در زندگي به دو دسته عمده تقسيم مي‌شوند : روابط اجتماعي و شغلي و روابط
شخصي و خانوادگي. مهمترين كسي كه در زندگي خانوادگي با اودر تعامل هست ، همسر انسان است[/b]

وقتى زن و شوهر، همچنين اولياء و فرزندان که هر كدام وظيفه اى نسبت به طرف مقابل دارند، اگر آن را بشناسند و به آن عمل كنند، على القاعده نبايد در خانه مشكل و اختلافى پديد آيد.

در سامان يافتن مساله حقوق و وظايف در خانواده سه مرحله وجود دارد[/b]:

اول : شناخت اين حقوق و وظايف


دوم : عمل به آن وظيفه و تكليف

سوم : مراعات دو جانبه اين حقوق


اگر اين سه با هم در رفتار و معاشرت خانوادگى وجود داشته باشد، كار به بروز مشاجره و دعوا و شكايت و دادگاه و زندان و جدايى و... كشيده نمى­شود و محلى براى نزاع نخواهد بود.

بايد هم زن در برابر شوهرش مطيع، صبور، متحمل، قدردان و وفادار باشد، هم شوهر نسبت به همسرش بردبار، نيكوكار، قدر شناس، احترام گذار و تامين كننده نيازهاى معيشتى و آسايش باشد.

اگر صبورى و قناعت و پرهيز از پرخاش و بددهنى و بى­احترامى خوب است، بايد از هر دو سو باشد، نه آنكه يكى به خود حق بدهد هر چه خواست بگويد و هر چه خواست انجام دهد، ولى از طرف مقابل انتظار داشته باشد كه جز تسليم و سكوت و تحمل و ادب، برخوردى نداشته باشد و در مقابل هتاكي­ها و بى­حرمتي­هاى او حتى پاسخى معمولى هم ندهد!

در احاديث آمده است كه: زن از شوهر خويش، فرمانبردارى داشته باشد، بى­رضايت او كارى نكند و جايى نرود، نسبت به او حالت تمكين داشته باشد، شوهر را نيازارد، او را اندوهگين نسازد، در خانه خدمت كند، شوهر دارى نمايد، رضايت او را از هر جهت جلب كند، چراغ روشن كند، غذا بپزد، خانه را مرتب كند، وقتى شوهر مى آيد از او استقبال كند و آنگاه كه از خانه بيرون مى رود بدرقه
اش كند، خود را براى غير شوهرش نيارايد، بى اجازه و رضايت او در اموالش دخل و تصرف نكند .1



از سوى ديگر بر عهده مرد است كه لوازم زندگى و خوراك و پوشاك و مسكن را تهيه كند، در حد توان بر خانواده­اش وسعت و گشايش دهد، احترام زن را نگه دارد و از آزار و ضرب و شتم او بپرهيزد، خود را براى همسرش آراسته و مرتب سازد، بخشى از وقت خود را صرف رسيدگى به كارهاى خانه و انس با خانواده كند، با مدارا و خوش زبانى برخورد كند و
...

طبيعى است كه اگر زن و شوهر، هر دو به اين وظايف عمل كنند، خانه و خانواده اى خواهند داشت با صفا، آرام، گرم و با محبت كه زمينه­ي رشد اخلاقى و تعالى فرهنگى خود و فرزندان شان نيز فراهم خواهد بود
.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود[b]:خيركم ، خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى بهترين شما كسى است كه نسبت به خانواده اش بهتر باشد و من بهترين شمايم نسبت به خانواده­ام. 2




اگر در روايات است كه: زن، محبت خويش را نسبت به شوهر ابراز كند و خويش را براى او بيارايد و سخنان دلپسند بگويد تا در چشم و دل شوهرش جاى بگيرد، اين را هم گفته اند كه شوهر، در بيرون از خانه حريم نگاه­ها و ارتباط هايش را نگه دارد و به نواميس ديگران چشم ندوزد و چون از سفر باز مى­گردد براى همسرش سوغاتى بياورد و هديه بدهد و نيازهاى عاطفى و جسمى او را بر آورد و
...

اگر همسران پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) به سفارش قرآن كريم، به زندگى با قناعت و زاهدانه آن حضرت مى ساختند، آن حضرت نيز در كارهاى خانه كمك مى كرد، از هر چه مى خوردند، مى­خورد و هرگز از هيچ غذايى بد نمى­گفت.


اين است مفهوم عدل و انصاف در زندگى مشترك و خانوادگى. مراعات دو جانبه نسبت به حقوق متقابل زن و شوهر، رمز دوام و استحكام بنيان خانواده و تقويت انس و الفت در ميان همسران است.

در اینجا به تشریح مهمترین عوامل تعامل سازنده می پردازیم.

سازگاری مهمترین عنصر تعامل زن وشوهر


يکي از عواملي که سبب تحکيم خانواده مي‌شود ، اين است که زوجين با يکديگر توافق و سازش اخلاقي داشته باشند. مسلم است که وقتي زن و شوهر در کنار يکديگر قرار مي‌گيرند و در جميع شئون زندگي، با يکديگر شريک مي‌شوند ، گاه اختلاف سليقه‌هايي پيدا مي‌کنند. براي آن‌که اين اختلاف‌ها، اساس زندگي مشترک را خدشه‌دار نسازد و قلب همسران را از هم نرنجاند ، بايد به فرآيندي جهت سازش و توافق توسل کرد. در طي اين فرآيند ، هر يک از زن و شوهر از بعضي اميال، خواست‌ها و سليقه‌هايشان براي احترام به نظر همسر خود، چشم‌پوشي مي‌کنند





شناخت ورعایت حقوق وحدود یکدیگر


حفظ حقوق متقابل بسیار ارزشمند است قبل از اینکه بخواهید تشکیل زندگی دهید، درس حقوق خانواده را یاد بگیرید. ببینید وظیفه­ی شما چیست؟ شاید برخی از خانواده ها هنوز نمی­دانند ازدواج یعنی چه؟ تصور می­کنند زندگی باید بگذرد، حالا هر طور باشد. نه! این گونه نیست. اگر کسی از زندگی و ازدواج خود لذت نبرد، بازنده­ی اصلی میدان است.

مرد بداند که احترام زن بسیار حایز اهمیت است و آن قدر مهم است که پیامبر صلی الله علیه وآله می فرمایند: «بهترین فرد از میان شما کسی­ست که برای خانواده­اش بهتر باشد!»

[/b]ایشان همچنین می­فرمایند: «جبرئیل آن قدر سفارش زنان را می­کرد که گمان کردم یک اُف هم نمی­توان گفت!» واقعاً درست است. چرا باید کسی که می­خواهد فردا مادر فرزند شما باشد و زندگیِ شما را به آرامش برساند، مورد بی­احترامی باشد؟ همچنین برای زنان احترام شوهر و نیکو همسرداری کردن مهم است، آنچنان که می­فرمایند: «زنی که خوب شوهرداری کند، مثل سربازی ست که در جبهه­ی جنگ مشغول نبرد می­باشد.» یعنی جهاد برای خدا، با خوب شوهرداری کردن، یک پاداش دارد. در این جمله، معنی و مفهوم گسترده­یی نهفته است، پس به حقوق همدیگر آگاه باشید و بکوشید به حقوق یکدیگر احترام بگذارید.

محبت در صورتی خواهد ماند که طرفین حقوق یکدیگر و حدود خود را رعایت کنند و از آن تخطّی و تجاوز نکنند. یعنی در واقع هر کدام از این دو طرف که دو شریک هستند و با هم زندگی را بنا می­کنند، سعی کنند که جایگاه خود را در دل و ذهن و فکر طرف مقابل، جایگاه راسخ و نافذی قرار دهند. یعنی همان نفوذ معنوی، همان ارتباط و پیوند قلبی زن و شوهر. حقوق اسلامی برای این است.


ب: اظهار لفظی وعملی محبت

يکي از نکات بسيار قابل توجه در روابط ميان زن و شوهر، اظهار محبت به همسر است. در بنيان خانواده‌هايي که با وجود عامل محبت از فرآيند اظهار محبت، به خوبي استفاده نمي‌شود ، اندک اندک خدشه‌ها و خلل‌هايي به وجود مي‌آيد. دانستن محبت دو همسر به يکديگر کافي نيست؛ شنيدن کلمات محبت‌آميز از لوازم يک زندگي موفق زناشويي است. اين نياز متقابل زن و شوهر به اظهار محبت در مقابل يکديگر، بايد به بهترين نحو پاسخ‌گويي شود
.

د- وفاداری

يكي از مهمترين عواملي كه در تحكيم روابط زناشويي و بهبود آن نقش بسزايي دارد حفظ وفاداري و پاكدامني زن و مرد مي باشد .

وفاداري داراي دو جنبه عاطفي، عشقي و جسمي ، جنسي مي باشد.


ديده شده افرادي از نظر جنسي هرگز خيانت نكرده اند ولي از نظر عاطفي و روحي وفادار نبوده اند و هر چند در كنار همسر خود بوده اند ولي فكر و روح و قلبشان در جاي ديگري اسير بوده است. كه اين نيز خيانت و بي وفايي محسوب مي شود.

وفاداري و حفظ تعهد يك خصيصه انساني است كه در كليه روابط انساني (مثل روابط دوستانه يا روابط كاري و غيره) و مهمتر از همه روابط زناشويي بايد به آن توجه شود .


پرورش يك چنين خصلت انساني بستگي به شخصيت و تربيت فرد دارد و چيزي نيست كه بتوان آنرا به كسي در چند جمله آموزش داد. بلكه بايد در سير پرورش شخصيت هر انساني به تكامل برسد.

ولي در چند سطر ميتوان گفت:وقتي فردي خود را در چهارچوب ازدواج و خانواده قرار ميدهد بايد پاي بند يك سري تعهدات اخلاقي گردد و


خود را ملزم به رعايت تعهدات خاصي نمايد و در اين راه بايد بسياري از رفتارها و حتي چشم ، گوش و قلب خود را مهار زند تا مبادا دچار لغزش شود و بايد در اين راه خود را تربيت كند و در اصل وقتي به آن نوع ازتربيت رسيد بايد اقدام به ازدواج نمايد .زيرا كوچكترين لغزش و خطايي مي تواند بي وفايي محسوب گردد كه در قاموس زناشويي اين گناهي است نابخشودني كه پايه و اساس زندگي را ويران ميكند.

گاهي ديده شده كوچكترين لغزش و بي وفايي منجر به جدايي و حتي گاهي باعث قتل و جنايت شده است. و در مواردي هم افراد بنا به شرايطي خاص مثل وجود فرزندان از لغزش همسر خود چشم پوشي كرده و فقط به ظاهر به زندگي زناشويي ادامه داده ولي هرگز زخمي را كه در اين راه برداشته اند التيام نبخشيده و اين زخم كهنه باقي مانده است و از عشق ومحبت واقعي چيزي يافت نمي شود.


اگر كسي بي وفايي ببيند سوء ظن و بد گماني براي هميشه در وجودش رخنه ميكند و جبران خيانت و بي وفايي كاري بسيار دشوار و در مواقعي ناممكن است.

پس سعي كنيد هرگز دچار چنين لغزش و اشتباهي نشويد و فضائل اخلاقي و انساني را در خود پرورش دهيد تا مرتكب خيانت نشويد زيرا بسياري از اين خطاها در اثر هوس بازي و لذات زودگذر مي باشد.


البته خيانت در هر زمينه يا رابطه اي امري است ناپسند به خصوص در امور زناشويي. كسي كه داراي فضائل اخلاقي باشد در تمام امور زندگي پاي بند به تعهدات اجتماعي و اخلاقي مي باشد پس در زندگي خانوادگي هم متعهد خواهد بود.

همانطور كه بارها عنوان شده است براي داشتن يك زندگي خوب بايد تلاش كرد. يكي از راههايي كه می تواند جلوي بسياري از بي وفايي ها را بگيرد اين است كه به نيازهاي روحي، عاطفي،عشقي و جسمي همسر خود از هر نظر توجه نماييد و در رفع آن تلاش كنيد. زيرا اگر زن يا مردي نيازهاي خود را در كنار همسرش برآورده نكند ممكن است براي رفع آن به سمت افراد ديگر گرايش روحي يا جسمي پيدا كند. لذا توجه به خواسته هاي يكديگر از مهمترين عواملي است كه مي تواند از بسياري لغزشها جلوگيري نمايد.


بسياري از افراد دليل خيانت خود را عدم تفاهم با همسر ذكر مي كنند كه به نظر من خيانت كردن چه پنهاني چه آشكار هيچ توجيهي ندارد و همانطور كه بارها عنوان كرده ام زن و مرد بايد صراحتا" نيازهاي خود را به زبان بياورند و در رفع آن نيازها بكوشند و در صورت عنوان شدن نيازها و خواسته ها اگر باز هم از همسر خود بي توجهي ديدند ادعا كنند از جانب همسر درك نمي شوند.

از طرفي هم سعي شود نيازها بر اساس توانائيها و شرايط خانوادگي و زندگي باشد و از بلند پروازي و خواسته هاي نامعقول پرهيز شود و بايد شرايط را براي برآورده شدن خواسته ها مهيا نمود. در نهايت اگر تفاهم و درك متقابل حاصل نشد مي توان از نظر قانوني تعهد خود را تحت عنوان طلاق ملغي نمود و بعد از جدايي به مسائل و نيازهاي شخصي پرداخت. زيرا در شرايطي كه با شخص ديگري از لحاظ قانوني و شرعي و عرفي و اخلاقي تعهدي بنام ازدواج وجود دارد حق نداريم تحت هيچ شرايطي مرتكب خيانت شويم.


اگر كسي همسر خود را مناسب نمي بيند بايد ابتدا جدا شود و بعد از اتمام تعهدات خود به سراغ ديگري برود.

هر چند طلاق، نيز امريست ناپسند ولي خيانت كردن بسيار زشت تر و قبيح تر مي باشد. زيرا هيچ زن يا مردي دوست ندارد در چهارچوب قوانين و تعهدات خانواده خود، به صورت آشكار يا پنهان ديگري را حتي براي لحظه اي وارد سازد.


پس بايد به حريم خانواده احترام گذاشت و قداست و پاكي آنرا حفظ نمود .

بايد دانست وفاداري و پاكدامني امريست انساني و دو طرفه ،.هميشه سعي كنيد اين حسن وفاداري را در همه شرايط و از هر راهي كه شده به همسر خود نشان دهيد و وفاداري خود را به اثبات برسانيد. و اين امر هميشگي است و مقطعي نمي باشد لذا در تمام طول زندگي بايد در اين راه بكوشيد و مطمئن باشيد در ايجاد عشق و علاقه بيشتر نقش بسزايي دارد و هر چه در اثبات وفاداري و پاكدامني خود موفق تر باشيد كاميابي وسعادت بيشتري را حس خواهيد نمود






تقسیم کارها

[/b]يکـي از اصـول لازم و ضـروري خـانواده‌ي موفـق، تقسيـم منـاسب و منصفـانه‌ي مسئوليت‌ها در خانه و خانواده است. مطالعه و بررسي در زمينه‌ي آسيب‌شناسي خانواده ، محرز مي‌نمايد که اگر تقسيم کار عادلانه و منصفانه‌اي در محيط خانه و خانواده برقرار نشود ، خانواده از مرز تعادل خارج مي‌شود و خروج از اعتدال، گامي به سوي ويراني و تزلزل خانواده است. مسلم است که توجه به لطافت و ظرافت روحيه‌ي زن و شرافت امر ورع و تحفظ وي از اجنبي و حفظ مراتب بالاي حجاب و عفاف، مقتضي است که وي بيشتر پذيراي امور داخلي محيط خانه و خانواده باشد و امور مربوط به خارج از محيط خانه، به مرد واگذار شود. يکي از معيارهاي تقسيم کار عادلانه اين است که شئونات و ويژگي‌هاي مسلّم جسمي و روحي زن و مرد در اين امر، مورد توجه و ملاحظه قرار گيرد.

البته بايد در نظر داشت، اين تقسيم کار، تقسيم اوليه‌اي براي احراز امر معاش است و همکاري مرد در داخل خانه مي‌تواند تحت عناوين مثبت ديگري مورد تأکيد واقع شود و هم‌چنين کار زن در خارج از خانه نيز، تحت شرايطي خاص و با رعايت ضوابطي ويژه، مي‌تواند مورد مقبوليت قرار گيرد.






احترام به خانواده همسر

احترام نسبت به والدین و خانواده‌ی همسر، و آنها را تاحدّ ممکن به عنوان خانواده‌ی صمیمی خویش پذیرفتن، نشانه‌‌ی پذیرش و درک همسرمان می‌باشد.


به یاد داشته باشیم که پدر و مادر، پس از خداوند متعال بزرگ‌ترین حق را بر گردن ما دارند و فراموش نکنیم که احسان و نیکویی به والدین و اطاعت و فرمان‌برداری از ایشان و خوش رفتاری نسبت به آنها از مهم‌ترین فرایض و وظایف انسانی است.

لا تعبدون الا الله و بالوالدین احساناً.3


ان ترک خیر الوصیّة للوالدین و الا قربین بالمعروف.4

همسران [b]آگاه و دانا و بادرایت، متواضعانه و محبّت‌آمیز، رفتاری پسندیده و صمیمی با خویشان همسر
خود در پیش می‌گیرد؛ حتّی اگر از ایشان دلخوری و یا نارضایتی هم داشته باشد و حس کند که نمی‌تواند محبّتی صادقانه ابراز کند، می‌بایست سعی به ابراز محبت نماید.

سعی در اظهار به محبّت یک هنر است. نسبت به پدر و مادرهمسر خود ابراز علاقه و محبّت کنید و آن را به زبان آورید. مگر نه این است که پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه وآله و سلم: فرموده‌اند: «اظهار محبّت نیمی از عقل است».[/b]

اگر ما توقّع خود را از دیگران پایین آوریم و این را بپذیریم که هر انسانی دارای میزانی از درک و شعور است، نمی‌توانیم از هر کسی انتظار رفتارهای درست و حساب شده داشته باشیم، بدین گونه خودمان راحت‌تر و آرام‌تر زندگی خواهیم کرد و از اطرافیان هم احساس گله و نارضایتی نخواهیم داشت. ما بدون داشتن رفتاری متقابل، محبّت خود را به دیگران ایثار می‌کنیم. توصیّه‌ی بزرگان دین ما بر ایجاد ارتباط با خویشان و نزدیکی و صله‌ی رحم با ایشان است.

پیامبر گرامی صلی‌الله علیه وآله‌ و سلم فرموده‌اند: «نیکی با کسان و مهربانی با خویشان، عمرها را دراز و شهرها را آباد و اموال را زیاد می‌کند».5 [b]
[/b]

حضرت امیرعلیه‌السلام در خطبه‌ای راجع به اهمیت معاشرت و نیکی با اقوام فرمودند: «انسان هیچ‌گاه از خویشان خود بی‌نیاز نمی‌شود حتی اگر مال و اولاد فراوان داشته باشد».

روان‌شناسان هم اعتقاد دارند که ابراز محبت و دوستی نسبت به دیگران، باعث رضایتمندی و آرامش خاطر می‌شود و چه‌ چیزی در زندگی با ارزش‌تر و دوست داشتنی‌تر از آرامش و حصول اطمینان؟!


پس ما علاوه بر آن که همّت خویش را بر دوستی و محبّت با والدین و نزدیکان همسر خود مصروف می‌داریم، هرگز مانع ارتباط صمیمی شوهر خود با خانواده‌اش نمی‌شویم و خانواده‌ی او را در هیچ شرایطی تحقیر نکرده و کوچک نمی‌شمریم.



غم‏خوار [b]و کمک
حال واقعی[/b] بودن

يکي از مهمترين شاخصه‌هايي که مي‌تواند در ژرفابخشي محبت و در نتيجه در استحکام خانواده مؤثر باشد ، حمايت و دفاع از همسر است. مسلم است که در هر زندگي خانوادگي، زن و شوهر غير از نقش همسري، در ساير روابط اجتماعي يا سياسي و...، نقش‌هاي ديگري نيز بر عهده دارند و هيچ قلعه و دژي مستحکم‌تر از قلعه‌ي خانواده نمي‌تواند مدافع يک انسان در سختي‌ها، آسيب‌هاي اجتماعي و... باشد. حمايت هر يک از زوجين از ديگري و تجليل و قدرداني از تلاش‌ها و زحمات وي، از جمله‌ي اين امور است.


حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هم حامي علي(علیه السلام) بود و هم همسر وي و از آن‌جا که اين بانو در همه‌ي خيرات و صالحات، پيشتازترين فرد امت محسوب مي‌شد، در امر دفاع از ولايت نيز، والاترين جان‌فشاني‌ها را به ساحت کبريايي خداوند تقديم کرد. يکي از نمونه‌هاي منقلب کننده‌ي دفاع فاطمه (سلام الله علیها) از همسرش، در جرياني است که علي(علیه السلام) را با اکراه و اجبار براي اخذ بيعت به مسجد مدينه مي‌بردند. در روايت است که بانوي دو عالم(سلام الله علیها)، براي دفاع از همسر به درب مسجد آمد و جلوه‌هاي به ياد ماندني‌اي از ايثار و فداکاري از خويش در تاريخ بر جاي گذاشت. براي نمونه، اين فراز شريف از وي در ياوري علي(علیه السلام) نقل مي‌شود: « به خدا سوگند اي سلمان، از درب مسجد مدينه پا بيرون نمي‌گذارم تا آن‌که پسرعموي خود را با چشمان خودم سالم ببينم.6





آراستگی برای یکدیگر

يکي از اصول حاکم بر خانواده‌ي آرماني، آراستگي ظاهر و باطن همسران براي يکديگر است. علي (علیه السلام) مي‌فرمايد: «جمال الباطن، حسن‌السريرة»35 غرر الحکم، 1377: ص41



«زيبايي باطن ، در حسن نيت و زيبايي درون است.» دل و جان فاطمه (سلام الله علیها)، در کمال حسن نيت، خلوص و صميميت نسبت به همسر بزرگوارش بود و حسن سريره‌ي او جميل‌ترين زيبايي‌هاي باطني را در برابر چشمان مبارک علي(علیه السلام) به تماشا مي‌گذاشت.

بايد توجه داشت، چنان‌که فردي از نعمت جمال ظاهر برخوردار نباشد، اولاً با هنرمندي و ظرافت خاصي مي‌تواند به آراستگي و حسن خويش بيفزايد ثانياً با ظرايف و طرايفي که در جلوه‌گري‌هاي رفتـار خود طراحي مي‌کنـد ، مي‌توانـد بـه حسن سـلوک و جمال بـاطن دسـت يابد. بـه عنوان مثـال، لبخنـد زينـت چهره اسـت ، نگاه مهربان، زينت چهره است و مي‌تواند بر جمال ظاهر و باطن بيفزايد. گشادگي چهره و بشاشيت وجه نيز، نوعي زينت چهره است. در روايت، يکي از خصوصيات زنان با فضيلت، درخشندگي چهره معرفي شده است: 7




حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به عنوان زينت و استحباب، انگشتري به دست مي‌کردند و از قول رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انگشتر را تبليغ مي‌فرمودند: «قالت فاطمه(سلام الله علیها)، قال رسول‌الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): من تختم بالعقيق لم يزل يري خيري» 8




«هرکس انگشتري عقيق به دست کند، همواره خير مي‌بيند.»


اميرمؤمنان(علیه السلام) در اشاره به آراستگي ظاهر و باطن فاطمه (سلام الله علیها) مي‌فرمود: «و لقد کنت انظر اليها، فتنکشف عني الهمم و الاحزان»9 مجلسي، 1404ق: ج43، ص134

«هرگاه به او مي‌نگريستم، همه‌ي ناراحتي‌ها و غم‌هايم برطرف مي‌شد.»


انتقادپذیری

توانایی دررفع سوء تفاهم ها


یکی از نیازهای دوجانبه در زندگی زناشویی داشتن زبان مشترک برای برطرف کردن سو تفاهم ها است در سخن گفتن بايد روشي را در پيش گرفت که از بروز سوء تفاهم جلوگيري شود. چه بسا اتفاق مي افتد که گفته ها با شنيده ها همخواني ندارد. برخي افراد به جهت دارا بودن روحيه اي خاص، براي دچار شدن به سوء تفاهم به شدّت آماده اند و ذهن آن ها از هر سخني، برداشتي نا مطلوب دارد. اين افراد از خوش بيني بي بهره اند و حفظ روابط با آن ها بسيار دشوار است. برخي روان شناسان عامل اصلي اختلافات زناشويي را سوء تفاهم مي دانند. بنابراين همسران بايد از گمان هاي بي اساس، تعبير و تفسيرهاي منفي و وسواس هاي فکري خودداري کنند تا آسيبي به روابط زناشويي شان وارد نشود. در يک ارتباط سالم گلايه ها و دلخوري ها و رضايت ها و خشنودي ها نيز به طور مناسب مطرح مي شود. طرح گلايه هر چند در جاي خود لازم است، اما نبايد در بيان آن ها زياده روي کرد. در بيان گلايه بايد موقع شناس بود و فرصت مناسبي را براي اين کار در نظر گرفت

برای رفع سوءتفاهم ا نتقاد پذيري لازم است

اسلام و تربيت ديني کاملاً روحيه انتقاد پذيري را تأييد مي کند. امام جواد (علیه السلام) مي فرمايند : مومن نياز دارد به توفيقي از طرف خدا و به پندگويي از طرف خودش و به پذيرش از کسي که او را نصيحت کند .10



خطر انتقاد ناپذيري، اين است که با از بين بردن محبت ميان زن و شوهر حس لجاجت را در آنان تقويت مي کند

اما اگر از همدیگر شكایت یا انتقادی داشتیم چطور یا چگونه بیان كنیم؟


بسیاری عقیده دارند که زندگی زناشوئی اصولا یک نوع نزاع دوستانه است و اختلاف خلقت بین آن دو ایجاب می کند که با یکدیگر گاهگاهی نزاع کنند، و خداوند حکیم طوری این دو جنس مخالف را با همدیگر پیوند داده و بین آن ها الفت ایجاد کرده که پرخاش ها و تندخوئی ها در برخی از اوقات ثمربخش است. از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران های زودگذر نشود. غالبا اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید . اگر نزاع اصلا صورت نگیرد ناراحتی های دو طرفه انباشته و متراکم شده و یکباره بسان کوه آتشفشان منفجر می شود .

عدم موافقت ها همیشه جدایی پیش نمی آورد بلکه پیش از ناسازگاری عدم توانایی هریک از طرفین در غلبه بر مشکلات موجب جدایی می شود.


دلایل مشاجره

روان‌شناسان دلایل مختلفی را برای جر و بحث میان زوج‌ها بیان می‌کنند و معتقدند در سال‌های نخست ازدواج هر تفاوت دیدگاه و اختلاف نظری دلیلی برای جر و بحث است. از مهم‌ترین دلایل مشاجره بین زوج‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مشکلات اقتصادی، روابط زناشویی ناموفق، مشکلات کاری، بحث سر فرزندان و تقسیم وظایف منزل نخستین دلایل جر و بحث بین زوج‌ها است. اختلاف‌نظر و ناهماهنگی عقاید رتبه دوم علل مشاجره بین زوج‌هاست. اکثر زوج‌ها ظرافت‌های «صحبت کردن با هم» را بلد نیستند و همین مسئله باعث جر و بحث و اختلاف آنها می‌شود. باید یاد بگیریم که حرف یکدیگر را بشنویم و درست با هم صحبت کنیم. زمینه ارثی یا مشکلات روحی- روانی دوران کودکی. افرادی که در کودکی جدایی والدین، فقر فرهنگی یا اقتصادی خانواده، آزارهای روحی- روانی را تحمل کرده‌اند، در بزرگسالی به افرادی عصبی و ناآرام تبدیل می‌شوند.این افراد نمی‌توانند ارتباط خوبی با همسرانشان داشته باشند. دلایلی مانند فراموش کردن تاریخ تولد همسر، سالگرد ازدواج و اتفاقاتی از این دست آخرین دلیل مشاجره بین زوج‌هاست.


چگونه جر وبحث شروع می شود ؟

دلیل مشاجره هر چه که باشد در اغلب موارد جمله‌های تقریبا مشابهی (در حین دعوا) بین زن و مرد رد و بدل می‌شود. در حین مشاجره کمتر به موضوع اصلی اشاره كرده و به هر شکل ممکن فقط شخصیت یکدیگر را خرد می‌کنیم. اگرچه روان‌شناسان «سکوت کردن در برابر رفتارهای نامناسب طرف مقابل» را روش مناسبی در زندگی مشترک نمی‌دانند اما مشاجره را هم راه خوبی برای رفع مشکلات نمی‌دانند اما آنچه باید در هر مشاجره‌ای مورد توجه هر دو طرف قرار بگیرد، «حفظ حرمت‌ها»ست. [/b]

در حین مشاجره نباید حرفی بزنیم یا رفتاری انجام بدهیم که بعد از دعوا این‌قدر از همسرمان شرمنده باشیم که نتوانیم و ندانیم که دوباره چطور با او رودررو شویم.

پافشاری روی عقاید و فریاد زدن‌های بی‌دلیل، تکرار مسائل گذشته، بهانه‌جویی‌هایی که خودمان هم می‌دانیم غیرمنطقی است، همگی نشان می‌دهد که اکثر جر و بحث‌های ما دلیل روشنی ندارد. انگار فقط قصد داریم که با فریاد و ناسزا با هم زورآزمایی کنیم! در حین مشاجره استفاده از جمله‌هایی که با ضمیر «من» شروع می‌شوند مثل؛ «من دوست دارم»، یا به کار بردن کلمه‌های تاکیدی مثل «اصلا»، «همیشه» و «باید» مانند «تو اصلا حرف من را نمی‌فهمی»، نه‌تنها مشکلی را برطرف نمی‌کنند بلکه باعث بالا گرفتن دعوا و از بین رفتن حرمت‌ها می‌شود.




نقل قول کردن از طرف دیگران هم رفتار بسیار نادرستی است که در اغلب مشاجره‌ها دیده می‌شود. مثلا اینکه؛ «مادر من همیشه به من می‌گفت که تو عرضه کار کردن نداری اما من باورم نمی‌شد». این نقل قول‌ها نه تنها مشکلی را برطرف نمی‌کند بلکه باعث عصبانیت بیشتر همسرمان هم می‌شود. شکسته شدن حرمت بین زن و مرد، بی‌آبرویی، سرد شدن روابط زناشویی، ترس از بی‌علاقه شدن طرف مقابل به ما و زندگی مشترک و... همگی از تاثیرات نامطلوب مشاجره‌های ماست.


چگونه جر وبحث را کنترل کنیم؟

مهارت گفت‌وگو کردن، تحمل شنیدن صحبت‌های طرف مقابل بدون عصبانیت و کمک گرفتن از مشاور و روان‌شناس راه‌هایی است که همه ما باید از آن آگاه باشیم. اما اغلب ما این مهارت‌ها را بلد نیستیم و همین مسئله باعث مشاجره‌های بیهوده ما می‌شود. بهتر است قبل از شروع هر جر و بحثی به این پرسش‌ها پاسخ بدهیم تا به احساس واقعی خود و همسرمان پی ببریم. اگر به این پرسش‌ها صادقانه جواب بدهیم، شک نکنید که «صحبت کردن» برای رفع مشکل را به هر «مشاجره‌ای» ترجیح می‌دهیم.

علت کلافگی ما یا همسرمان خستگی ناشی از کار و زندگی روزمره یا دل آزردگی از دیگری و یا به دلائل جسمی است یا دلایل دیگری برای ناراحتی‌مان داریم؟


از مشاجره‌ای که قصد شروع آن را داریم چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ صحبت کردن مشکل ما را بیشتر حل نمی‌کند؟

برای حل مسئله‌ای که در زندگی ما وجود دارد بهترین و اولین راه مشاجره است یا راه‌های بهتری هم برای حل مشکل وجود دارد؟


از مراجعه به روان‌شناس برای حل مشکلات‌مان می‌ترسیم یا از اثرهای مثبت مشورت با این افراد آگاه اطلاع نداریم؟

معذرت خواستن را نیاموخته‌ایم یا این کار را شکستن غرور بیجایمان می‌دانیم؟


نقل قول‌ها نه تنها مشکلی را برطرف نمی‌کند بلکه باعث عصبانیت بیشتر همسرمان هم می‌شود. احساس حضور و دخالت دیگران در زندگی مشترک حس بسیار ناخوشایندی است که زن و مرد هیچ‌کدام تحمل آن را ندارند.

از مشاجره‌ها[b] وجر وبحث چه درسهایی می توان آموخت؟


روان‌شناسان معتقدند بهترین راه‌حل مشکلات، «گفت‌وگو» است نه مشاجره، اما مشاجره هم می‌تواند نكاتی را به ما بیاموزد.

درس اول: در هر بار مشاجره چه نتیجه‌ای از آن می‌گیریم؟ آیا واقعا بعد از جر و بحث مشکل‌مان برطرف می‌شود یا مشکلی بر مشکلات‌مان افزوده می‌شود؟


درس دوم: رفتارهای نامناسب قبل را تغییر بدهیم و رفتارهای صحیح را جایگزین آن کنیم. مثلا به جای دعوا، بیشتر گوش دهیم و تلاش کنیم به هر روشی که می‌دانیم عقایدمان را به‌هم نزدیک کنیم، به همسرمان اجازه اظهار نظر بدهیم، و... به این ترتیب کمتر شاهد مشاجره‌های بی‌دلیل خواهیم بود.

درس سوم: چه کنیم تا به جای مشاجره یک گفت‌وگوی «انتقادی» داشته باشیم. از هم انتقاد کنیم اما مشاجره نکنیم.


درس چهارم: مسئله‌ای که برای آن جر و بحث می‌کنیم چقدر ارزش دارد؟ آیا به اندازه به‌هم خوردن آرامش و سلامت روحی- روانی ما ارزش دارد؟

درس پنجم: ‌دخالت و تلقین دیگران باعث مشاجره ما می‌شود یا به راستی مشکلی در رابطه یا رفتار ما وجود دارد؟


روان‌شناسان معتقدند زوج‌هایی که مهارت «گوش کردن» و «صحبت کردن» را آموخته‌اند، به‌جای مشاجره بیهوده، با هم صحبت می‌کنند تا مشکلات‌شان را برطرف کنند. گفت‌وگو در شرایط آرام و به‌دور از هر تنش و عصبانیتی بهترین راه‌حل برطرف کردن مشکلات است. نتیجه اغلب مشاجره‌ها چیزی جز آسیب دیدن روابط زناشویی نیست



راه حل اختلافات خانوادگی


وقتی را برای گفتگو و گوش دادن به صحبت ها و احیانا انتقادهای یکدیگر قرار دادن و هر یک از زن و شوهر بدانند که وقت انتقاد چه موقعی است. در قانون اسلام آمده است که وقتی احساسات خصومت آمیز و عصبانیت زیاد بر وجودتان مستولی است و سخت عصبانی هستید اصولا از تصمیم گرفتن و از هرگونه انتقاد بپرهیزید.

روابط زن و شوهر وقتی صمیمانه باشد انتقاد سازنده معجزه می کند.


بهترین موقع انتقاد زن و شوهر از یکدیگر هنگامی است که استراحت لازم را کرده باشند و به اصطلاح سرحال باشند. زن و شوهر ها باید حتی الامکان سعی کنند انتقاد عملی و زبانی خود را از یکدیگر در میان اعضاء خانواده به خصوص در حضور افراد فامیل و خویشان مطرح نسازند.

سازش باید دو طرفه باشد ، نه اینکه همیشه یکی از دو طرف کوتاه بیاید، اگرچه سفارش شده کوتاه آمدن از طرف زن بخاطر داشتن روحیه لطیف و محبت آمیز شروع شود اما مرد هم نباید همیشه منتظر شود زن کوتاه بیاید.




اگر خدای ناکرده اختلافات عمیق می شود مطابق پیشنهاد کتاب انسان ساز الهی یعنی قرآن کریم و تاکید روایات ائمه(علیه السلام) نمایندگانی از دو طرف جمع شوند و به این مشکل خاتمه دهند.


از دخالت دادن و یا حتی مطلع کردن دیگران از این نزاع ها خودداری شود ، حتی فرزندان هم نباید متوجه شوند که در روحیه لطیف آن ها موثر خواهد بود. ابتدا بچه ها را به منزل اقوام یا همسایه ببرند ، بعد با هم برای حل اختلاف گفتگو نمایند.

در گفتگو سعی شود اختلافات و صحبت های قبل را به میان نکشند و همدیگر را به این خاطر ملامت نکنند که تو قبلا چنین و چنان بودی و یا فامیل هایت هم همین طور لجباز بودند.


این را هر دو به یاد داشته باشند که اولین راه حل آخرین راه حل نیست و از به زبان آوردن کلمه طلاق در خانه خودداری نمایند ، وقتی کلمه طلاق به میان آمد بنیان خانواده به لرزه درمی آید. همان طور که وقتی طلاق عملی شود عرش خدا به لرزه در می آید.



رعایت موارد زیر می تواند به پیوند بیشتر همسران بینجامد:

1) ارتباط کلامی صمیمانه: یکی از مواردی که در تحکیم روابط زن و شوهر بسیار موثر است ارتباط کلامی و نوع محبت و مبادله کلمات و حرف هایی است که در طول شبانه روز بین زن و شوهر مطرح می شود.


مصادیق ارتباط کلامی صمیمانه: «مزاح و شوخی»، «تمجید و تعریف از یکدیگر» و «با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن»

2) زمانی را برای صحبت کردن برای همسر اختصاص دهید: همسران پرمشغله اصولا از محبت کردن غافل می شوند. در نهایت از نظر احساسی فاصله ای میان آنها ایجاد می شود و پر کردن این خلاء کاری دشوار است. بهترین راه حل برای جلوگیری از این فاصله ، اختصاص روزانه چند دقیقه برای صحبت کردن با هم است.


3) از کنجکاوی بیش از حد بپرهیزید: اگر احساس کنید که همسرتان رازی را از شما مخفی می کند، به دنبال یافتن سرنخ به سراغ اوراق خصوصی او نروید. باز کردن نامه های طرف مقابل یا خواندن دفتر یادداشت وی و به سراغ کیف او رفتن نقص مالکیت و حدود او می باشد بگذارید تا او در زمانی که احساس می کند مناسب است حقیقت را به شما بگوید.

4) از اعتماد همدیگر سوء استفاده نکنیم: اغلب همسران از اسرار به عنوان حربه ای علیه یکدیگر استفاده می کنند. یک وکیل به همسر خود گفته بود که با همکارانش مشکل دارد مدتی بعد که آن دو با یکدیگر بحث کردند، همسرش به او گفت: «می بینی هیچ کس نمی تواند با تو کنار بیاید»، این سوء استفاده از اسرار همسر، اعتماد به همدیگر را کمتر می کند.


5) نسبت به هم صداقت داشته باشید: صداقت زیربنای زندگی است و همه صفات عالیه در آن نهفته است. صداقت نهایت شکوفایی عزت در زندگی یک زن و شوهر است. عدم صداقت و دو رویی، آفت بزرگ خانواده است که زن و شوهر می توانند از روز اول با عهد و پیمان بر این که زیر بنای زندگی شان صداقت باشد، این آفت را دور کنند.

6) گذشت در برابر لغزش ها: برای افرادی که مدت ها با یکدیگر زندگی می کنند سرزدن لغزش و اشتباه و خطا امری عادی و متعارف است. بنابراین لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات یکدیگر چشم پوشی نمایند و آن ها را به رخ طرف مقابل نکشند.

خبر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عشقم کربلا ، aaaaa
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اهداف ازدواج حقوق وتکالیف همسران mdroudgar 1 963 ۸/اسفند/۹۶ ۹:۵۰
آخرین ارسال: Hadith
  خواهر و برادر-همسران-پدر و دختر soheyl68 2 1,360 ۲۳/اردیبهشت/۹۵ ۲۳:۳۱
آخرین ارسال: soheyl68
  قابل توجه متاهلین و یا در شرف تاهل Admirer 92 31,555 ۳/آبان/۹۳ ۱۲:۳۰
آخرین ارسال: نورالسادات
  چرا همسران به هم دروغ می گویند؟ mary20 0 1,125 ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۸:۱۴
آخرین ارسال: mary20
  قابل توجه دوستان رنجستان 8 3,705 ۲/تیر/۹۲ ۱۵:۱۳
آخرین ارسال: مجید املشی

پرش در بین بخشها:


بالا