کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لا إکراهَ فِی الدّین
۱۶:۲۲, ۱۲/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۳:۴۸ توسط هادی....)
شماره ارسال: #1
آواتار

[تصویر: 70804198804197739512.jpg]

سلام به همگی Smile

در هفته ای که گذشت ، با سه شخص مختلف ( و جدا گانه) صحبت داشتَم ، بحثمون به صورت ناخودآگاه کشیده می شد به سمت آیه ی (( لا إکراهَ فی الدّین))

با این که از این آیه باید در حوزه شناخت دین استفاده بشه ، و این آیه به این اشاره داره که شما در گزینش و انتخاب دینتون تا جایی که توانش رو دارید ، هیچ اجبار و اکراهی ندارید ...
(خداوند در این آیه خبر می دهد که اجبار در اصل دین ممکن و شدنی نیست زیرا اصولاً دین و اعتقاد به عنوان یک امر درونی ، قابلیت اجبار و تحمیل کردن یا اجباری شدن ندارد )
اما
اما
اما
اما واسه من جالب و خیلی تعجب آور بود که دوستان از این آیه در حوزه ی عملی و التزام به شرعیات دینی استفاده می کردن !!!
*یکی از اونها این آیه رو ربط داد به این که حکومت نباید در کارهای دینی مردم دخالت کنه !!! چیکار به حجاب مردم دارند...
*و دو نفر از اونها دلیلشون برای عدم انجامِ شرعیات ، این آیه بود !!! خدا خودش گفته ( در کار دین ، هیچ اجباری نیست)
*و بحث این که با وجود این آیه ، و این که انسان مختار در انتخاب دین هست ، پس چرا مجازات ارتداد در اسلام ، مرگ است ؟ این دو گانگی نیست !!!Wink


فکر کردم در مورد این مسئله حرف بزنیم
به نتایج خوبی می رسیم...Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۱۷, ۱۳/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۲:۵۱ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #11

نقل قول:این تعارض رو از کجا دیدید؟؟؟!!
شما اول متوجه مفهوم ارتداد بشید، بعد دنبال تعارضات بگردید.
به کسی که از اسلام به یه دین دیگه برگرده با اعلام عمومی مرتد می گن. اون شخص دیگه مسیحی و یهودی نیستش که بخوایم به تحدی دعوتش کنیم.
اول این که شما متوجه معنای تحدی قرآن نشدید، حکم تحدی قرآن حکم همه شمول هست که در جای‎جای قرآن تکرار شده و به یهودیت و مسیحیت اختصاص نداره. نقدی که پاسخ ندادید این که، این حکم با مجازات دگراندیشان به بهانه ارتداد در تضاد هست. شما نمی تونید کسی رو دعوت به تحدی کنید و با اجابت دعوت اون فرد رو مورد تجاوز قرار بدید. این یک رفتار غیرعقلایی هست.
ثانیا، شخص مسیحی و یهودی هم ممکن هست در معنای مرتد قرار بگیره.

نقل قول:دوم اینکه : شما اول تفاوت بین تفکر و عقیده رو بدونید، بعد به بسته بودن اسلام گیر بدید.
چون از شهید مطهری گفتید، از ایشون جواب می دم :

تفکر : قوه ای در انسان ناشی از داشتن عقل که انسان به واسطه ی این تفکر حقایق رو تا حدودی که براش مقدوره، کشف می کنه. (حالا هر نوع تفکری : استدلالی، استنتاجی، عقلی یا تجربی)

اسلام یا هر نیروی دیگه ای نمی تونه بگه بشر حق تفکر نداره چرا که این تفکره لازمه ی بشریته و یکی از واجبات و عبادات در اسلام
حالا شما اومدین می گین این تفکره تو اسلام جایی نداره؟؟؟؟!!!

عرض کنم خدمتتون جایگاه تفکر در اسلام تا جاییه که اصول عقایدت رو جز از طریق تفکر و اجتهاد فکری نپذیرید. یعنی تقلید اینجا پذیرفته نیستش
برعکس مسیحیت : توی مسیحیت اصول دین ماورای عقل و فکر بشره و قلمرو ایمان رو فقط قلمرو تسلیم می دونه

حالا عقیده : یعنی به یه چیزی اعتقاد داشتن، باور داشتن (که این سوا از تفکره)

ما دو نوع عقیده داریم :
عقیده بر مبنای تفکر : یعنی انسان با یه فکر و عقل آزاد از روی تامل و اندیشه واقعی، عقیده ای رو برای خودش انتخاب می کنه.
عقیده بر مبنای احساسات : منشا اعتقاد اینجا دل و احساسات هستش نه عقل و به بشر از هر راهی ولو تقلید از آبا و اجدادش بهش تحمیل شده.======> نتیجه ی این عقیده، تعصب و جمود هستش و اولین اثرشم اینه که جلوی فکر و آزادی تفکر انسان رو می گیره مثل بت پرستا.
حالا که فرق بین تفکر و عقیده مشخص شد :
اگه عقیده ای بر مبنای تفکر باشه، اسلام اونو می پذیره اما عقایدی که بر مبناهای وراثتی و تقلیدی و از روی جهالت، فکر نکردن و تسلیم شدن در برابر عوامل ضدفکر در انسان پیدا شده، هرگز اسلام اینها رو به نام آزادی عقیده نمی پذیره

نتیجه : در اسلام آزادی تفکر هست (برخلاف فرمایشات جناب نام کاربری) و نیز آزادی عقیده ای که بر مبنای تفکر درست شده باشد. اما آزادی عقیده ای که مبنایش فکر نباشد هرگز در اسلام نیست چرا که آن اصلا آزادی نیست و بردگیست.
دوم این که در اسلام اسما یقین داریم، و باورهای اسلامی موجه نیستن. اگرچه مسلمانان غالبا به موجه بودن باورهاشون ایمان دارند که این به معنی یقین نیست.

نتیجه این که: در اسلام اسما آزادی (آزادی عقیده وجود داره، آزادی بیان عقیده وجود نداره) بیان هست، اما در بر روی هر روی برهان عقلی و خرد معارض باورهای اسلامی بسته هست. نمونه هاش هم حکم ارتداد های بعضی نویسنده های کتب نقد اسلام. پس اسلام عقیده های موافق خود رو می پذیره، نه موافق تعقل. (اگرچه ممکنه در موارد زیادی با هم همپوشانی هم داشته باشن)

نقل قول:و سوم اینکه : آقای مهدی سینا جوابتون رو دادن
در این صورت من هم پاسخشون رو دادم.



نقل قول:از طرفی توی آیه، مجبور نیستید به معنی " مجاز هستید" نیستش.
چون در مورد معنای آیه بحث کردید ببینیم معنای این آیه چی هست و چی نیست؟

1- دارای اختیار در انجام عمل هستید، اما در صورت انجام عمل مجازات می شید؟
2- دارای اجازه در انجام عمل هستید، اما در صورت انجام عمل با نتایج طبیعی انجام عمل رو به رو می شید؟

از اونجا که مختار بودن انسان امر وجدانی هست، اگر منظور آیه معنای اول باشه، آیه بار اطلاعاتی نداره و تنها به یک امر بدیهی اشاره می کنه. مخصوصا که در ادامه آیه سخنی از مجازات به میان نیامده.

اما ادامه سوره، معنای دقیق رو مشخص می کنه:

خداوند سرور كسانى است كه ايمان آورده‏اند آنان را از تاريكيها به سوى روشنايى به در مى‏برد و[لى] كسانى كه كفر ورزيده‏اند سرورانشان [همان عصيانگران=] طاغوتند كه آنان را از روشنايى به سوى تاريكيها به در مى‏برند آنان اهل آتشند كه خود در آن جاودانند

که همون معنای دوم هست.

نقل قول:1- اگر فک کنیم که مردم آزاد و مجازند که هر اعتقادی رو داشته باشن و هر کاری دلشون می‌خواد انجام بدن، دیگه نیازی به پیامبر، کتاب و احکام نبود و در حالت کلی بهشت و جهنمی هم آفریده نمی شد.
به پاسخ مورد پنجم مراجعه کنید.

نقل قول:2- مگه می شه که انسان در باور یا انجام عملی آزاد و مجاز باشه، اما در نهایت محاکمه شه که چرا همچین کردی و چرا همچین نکردی؟
باز هم مورد پنجم.

4
نقل قول:- ناقص خوندن آیه باعث ایجاد خطا می شه، کاری که اکثر آدمایی که برای در رفتن از زیر مسئولیت عبد بودنشون، اینطوری ناقص آیه رو دست مایشون قرار می دن.

تو ادامه ی آیه اومده :

قَدْ تَبَيَّنَ الْرُشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالْطَّغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى‏ لَاانْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيْعٌ عَلِيمٌ

همانا راه رشد از گمراهى روشن شده است، پس هر كه به طاغوت كافر شود و به خداوند ایمان آورد، قطعاً به دستگیره محكمى دست یافته، كه گسستنى براى آن نیست. وخداوند شنواى دانا است.

یعنی راه هدایت از گمراهی مشخصه. اگه دینو گرفتی، می رسوندت به بهشت.
که تاییدی هست بر همون برداشت دوم که از قرآن صورت گرفته.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۳۳, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
روند بحث دقیقا معلوم نیست. اینجا میخواهیم در مورد قوانین ارتداد صحبت کنیم یا بحث آزادی در اسلام و یا بحث انتخاب
آزاد دین؟؟؟

از ایجاد کننده تاپیک درخواست میکنم. راه این مسیر را مشخص کند تا ان شااللله بتوانیم با چارچوب بهتر به نتایج حقیقی تری دست یابیم.

ممنون.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۷, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
(۱۳/مرداد/۹۳ ۱۲:۱۷)namekarbary نوشته است:  نتیجه این که: در اسلام اسما آزادی (آزادی عقیده وجود داره، آزادی بیان عقیده وجود نداره) بیان هست، اما در بر روی هر روی برهان عقلی و خرد معارض باورهای اسلامی بسته هست. نمونه هاش هم حکم ارتداد های بعضی نویسنده های کتب نقد اسلام. پس اسلام عقیده های موافق خود رو می پذیره، نه موافق تعقل. (اگرچه ممکنه در موارد زیادی با هم همپوشانی هم داشته باشن)

در این صورت من هم پاسخشون رو دادم.

سلام
جناب namekarbary شما با گفتن این جمله خواستین بگین که اسلام تعقل سلیم رو نمیپذیره؟Huh
«أَ فَلا تَعْقِلُون» - «أَ فَلا تَتَفَکَّرُون» - «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن» اینها رو شما یا در قران ندیدی یا اصلا به گوش مبارک نشنیده اید. پس نگید که اسلام با تعقل و تفکر مخالف هستش.
ایا مسیحیت و یهودیت و ادیان دیگر که مذهب خودشون رو به سخره گرفتن و با نهایت وقاحت به بازی میگرند ایا این تعقل هستش؟
نقد دین و بیان تعارض اون زمانی مطرح میشه که طرف اهل اون کار باشه ، نه اینکه از روی عجز و عدم ظرفیت فکری خودش دست به رد ارا و عقاید اون بزنه .
عدم ازادی عقیده رو میتونین در تفتیش عقاید مسیحیت مشاهده کنید و ازادی عقیده رو هم در این تفکرات امانیستی و ....
شما وقتی چیزی رو قبول میکنید یعنی تمام بندهای اون عهد نامه رو میپدیرید وگرنه معنا نمیده که با عدم قبول چند بند ز اون ، اون رو قبول کنید.
مثلا وقتی شما وارد بر دینی و ایینی نشدید ، بر تفکر و عقیده شخصی خودتون هستین و کسی با شما کاری نداره ، اما وقتی وارد اون شدید دیگه متعه به اون هستید.
مثال ساده اون ازدواج هست ، وقتی مجرد هستین هر کاری میتونین انجام بدید و همسری ندارید که به او پاسخگو باشید ، اما بعد از خواند خطبه عقد ماهل محسوب شده و مکلف به ادای برخی تعهدات هستین از جمله نفقه. حالا شما میتونین بگین چون قبلا هم من به کسی نفقه نمیدادم به همسر هم نمیدم .چون بر عقیده خودم این کار بی هوده هست و هر کسی باید هزینه خودش رو خودش بدست یاره؟
اگه در نوع بیان عقیده شما نظرتون چیز دیگه هست باید بگم که اسلام برخلاف ادیان تحریف شده برای تمام موارد پاسخ هایی روشن و واضح داره که متاسفانه معترضین به اون بجای گوش دادن به اون بیشتر مباحث بی ارتباط رو مطرح میکنن.
اینهم بگم اسلام و قران تقلید کور کورانه هم مورد توبیخ قرار میده.
بحث ارتداد هم مختص به اسلام نیست همکار گرامی .
نمونه هایی داریم که در مسیحیت و ایین حضرت موسی هم بحث ارتداد مطرح شده :
پیشنهاد میکنم این متن کوتاه رو هم بخونین ( بخاطر مطول نشدن ادرس دادم)
اختمالا پاسخ واضح باشد.
فرق بین آزادی فکر و آزادی عقیده
تفکر، استعداد و نیروی است در انسان که باید در او پرورش یابد و بدیهی است که بدون آزادی امکان رشد آن وجود ندارد. به عبارت دیگر؛ انسان استعدادهایی برتر و بالاتر از استعدادهای حیوانی دارد. این استعدادها یا از مقوله عواطف و گرایش ها و تمایلات عالی انسانی است و یا از مقوله ادراک ها و دریافت ها و اندیشه ها و همین استعدادهای برتر منشأ آزادی های متعالی او می شوند. به عبارت دیگر؛ آزادی فکر تحت آزادی مقدس انسانی قرار می گیرد و ناشی از همان استعداد ذاتی بشر است که می تواند در مسائل بیندیشد. به هرحال این استعداد بشری باید آزاد باشد؛ زیرا مهم ترین قسمتی از انسان که لازم است پرورش پیدا بکند تفکر است و قهراً این پرورش نیازمند به آزادی یعنی نبودن سدّ و مانع در جلوی تفکر است.[۱]

اما عقیده که در اصل لغت اعتقاد است از ماده عقد و انعقاد و… به معنای بستن و منعقد شدن است.[۲] دل بستن و اعتقاد انسان به چیزی، دو گونه است: گاهی ناشی از تفکر صحیح و آزاد است و در مواردی ریشه در عادت ها، تقلیدها و تعصب های نادرست دارد؛ عقیده به این معنا نه تنها راه گشا نیست بلکه به عکس، نوعی انعقاد و بسته شدن اندیشه به حساب می آید و زیان بارترین اثرات را برای فرد و جامعه به دنبال دارد.[۳] پس، بین فکر و عقیده یک نوع فرق طولی است نه عرضی؛ زیرا عقیده گاهی از فکر سرچشمه می گیرد آن جا که عقیده با دلیل و منطق صحیح به وجود آمده باشد و گاهی به سبب تعصب و عادت باطل است. بدیهی است که اسلام عقیده ای را که ریشه در احساسات، تقلید کور، عادات و تعصبات جاهلی دارد، نمی پذیرد.
[۱] . مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، با اندکی تصرف، ص۷ و ۸، انتشارات صدرا، چاپ شانزدهم، ۱۳۷۸ شمسی. [۲] . لسان العرب، ج۳، ماده عقد.
[۳] . پیرامون انقلاب اسلامی، ص۸٫

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۱, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
نقل قول:از ایجاد کننده تاپیک درخواست میکنم. راه این مسیر را مشخص کند

به نظرم سوال و بحث این تاپیک مشخصه !
می خواستم با هم ببینیم کاربرد این آیه در حوزه شناختِ دین هست یا عمل ...
سوال ما اینِ که ، آیا می تونیم این آیه رو به حجاب و ارتداد و شرعیات دینی ربط بدیم ؟
بحث سر ارتداد نیست !!!

امضای هادی...
[تصویر: 80093177746156094501.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۵, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #15
آواتار
مطمئنا این آیه در مورد شناخت و اعتقاد به دین است. ربطی هم به مکی یا مدنی بودن آیات نداره. الان هم مطلب زیاد میتونم بگذارم ولی علاقه ای به بالای منبر رفتن ندارم. صبر میکنم تا دوستان بیان نظر بدین و بحثمون بیشتر حالت گفتمانی پیدا کنه تا ارائه مقالات. اینطوری فکر کنم بهتر باشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۱۸, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #16
آواتار
سلام
(۱۳/مرداد/۹۳ ۱۳:۰۱)هادی... نوشته است:  
به نظرم سوال و بحث این تاپیک مشخصه !
می خواستم با هم ببینیم کاربرد این آیه در حوزه شناختِ دین هست یا عمل ...
سوال ما اینِ که ، آیا می تونیم این آیه رو به حجاب و ارتداد و شرعیات دینی ربط بدیم ؟
بحث سر ارتداد نیست !!!

هادی گرامی بحث لا اکراه فی الدین ، یعنی اینکه وقتی با عقل سلیم اسلام رو پذیرفتی باید همه جنبه هایی که بیان شده رو رعایت کنی.
وقتی شهادتین میگی ، یعنی به وحدانیت خدا و فرستاده او که حضرت خاتم نبیین هست اشاره میکنی و متعهد میشی.حالا وقتی اینا رو قبول کردی باید به شرایع و قوانین هم که احکام میشه پای بند باشی.
پیشنهاد میکنم دوستان سری به تفاسیر بزنن تا هم بحث تفسیری و روایی این ایه و مخصوصا این قسمتش رو مطالعه بفرمایند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۱, ۱۳/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۶:۲۹ توسط هادی....)
شماره ارسال: #17
آواتار
به نظرم اگه بخوایم ببینیم کاربرد این آیه کجاست ، اول باید ببینیم واژه ی دین ( الدّین ) در این آیه به چه معناست ...

از نظر امام خمینی : دین تئوری زندگی انسان از تولد تا ممات هست

نتیجه می گیریم دین یه سبک زندگیه ...

اگر جای گذاری کنیم و بگیم ، در زندگی کردن اجباری نیست !!!
خب این سوال مسخرست ...
مثل این می مونه که سوار ماشین بشیم ، وسط اتوبان تهران قم با خودمون بگیم ، من در رانندگی کردن اکراهی ندارم !!! خب مَرده حسابی تو رانندگی رو آغاز کردی !
وقتی ما این دین رو انتخاب کردیم ، ملزم به اجرای شرعیاتش هم هستیم دیگه ....
ما قبل از انتخاب دین یه مرحله داریم و بعدش هم یه مرحله
بنده تا قبل از مرحله انتخاب ، فرصت دارم در دینم تحقیق کنم تا به یه درک صحیح از اون برسم ....

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۷, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #18

نقل قول:«أَ فَلا تَعْقِلُون» - «أَ فَلا تَتَفَکَّرُون» - «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن» اینها رو شما یا در قران ندیدی یا اصلا به گوش مبارک نشنیده اید. پس نگید که اسلام با تعقل و تفکر مخالف هستش.
عجب حرفی می زنی شما. اگر من بگم ماست سیاهه، بعد بگم أَ فَلا تَعْقِلُون، یعنی باور من که ماست سیاهه صحیحه!
خیر، این باور شماست که اسلام بر خلاف سایر ادیان، دارای مبانی موجه و عقلانی هست.

نقل قول:تفکر، استعداد و نیروی است در انسان که باید در او پرورش یابد و بدیهی است که بدون آزادی امکان رشد آن وجود ندارد. به عبارت دیگر؛ انسان استعدادهایی برتر و بالاتر از استعدادهای حیوانی دارد. این استعدادها یا از مقوله عواطف و گرایش ها و تمایلات عالی انسانی است و یا از مقوله ادراک ها و دریافت ها و اندیشه ها و همین استعدادهای برتر منشأ آزادی های متعالی او می شوند. به عبارت دیگر؛ آزادی فکر تحت آزادی مقدس انسانی قرار می گیرد و ناشی از همان استعداد ذاتی بشر است که می تواند در مسائل بیندیشد. به هرحال این استعداد بشری باید آزاد باشد؛ زیرا مهم ترین قسمتی از انسان که لازم است پرورش پیدا بکند تفکر است و قهراً این پرورش نیازمند به آزادی یعنی نبودن سدّ و مانع در جلوی تفکر است.[۱]

اما عقیده که در اصل لغت اعتقاد است از ماده عقد و انعقاد و… به معنای بستن و منعقد شدن است.[۲] دل بستن و اعتقاد انسان به چیزی، دو گونه است: گاهی ناشی از تفکر صحیح و آزاد است و در مواردی ریشه در عادت ها، تقلیدها و تعصب های نادرست دارد؛ عقیده به این معنا نه تنها راه گشا نیست بلکه به عکس، نوعی انعقاد و بسته شدن اندیشه به حساب می آید و زیان بارترین اثرات را برای فرد و جامعه به دنبال دارد.[۳] پس، بین فکر و عقیده یک نوع فرق طولی است نه عرضی؛ زیرا عقیده گاهی از فکر سرچشمه می گیرد آن جا که عقیده با دلیل و منطق صحیح به وجود آمده باشد و گاهی به سبب تعصب و عادت باطل است. بدیهی است که اسلام عقیده ای را که ریشه در احساسات، تقلید کور، عادات و تعصبات جاهلی دارد، نمی پذیرد.

اصولا این عقیده که شما می گید، تا بیان نشه (حالا این بیان می تونه گفتاری یا عملی باشه) ضرری به جامعه نمی رسونه.

من این جا با بیان عملی کاری ندارم، اما بیان گفتاری به معنای آزادی بیان نه تنها به جامعه زیان نمی رسونه، بلکه راه مردم در رسیدن به حقیقت رو هموار می کنه. اتفاقا دقیقا هر مکتبی که دلایل و گزاره های خودش رو موجه می دونه، راه رو برای شنیدن نظرات مختلف و گفت و گو باز می کنه، چون این رو نه تنها به ضرر خودش، بلکه به نفع خودش می بینه. شما در کجای کدوم تحقیق علمی خلاف این رو دیدید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۴۷, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #19
آواتار
نام کاربری گرامی بپردازی به خود بحث. خواهشا. صحبت فعلا در این مورد است که طبق این آیه شریفه اسلام انتخاب دین را برای همگان آزاد گذاشته است.

بسم الله.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۷, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #20

من ارسال قبل جناب "هادی..." رو ندیده بودم. شما در موردش بحث کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا