|
حرف دل هاي دوستانه
|
|
۱۶:۰۰, ۱۸/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۳ ۱۰:۰۲ توسط صبا.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام به دوستان عزيزم
![]() برم سر اصل مطلب ،ميگن خيلي خوبه كه آدم چيزاي كه فكرشو درگير ميكنه و براش دغدغه است بنويسه ، باعث تخليه شدن فكر و روح ميشه ودر نتيجه آرامش بيشتر............... در ضمن خيلي وقتا دوست دارم اتفاقي كه برام افتاده رو بگم تا كسي كه بيرون ماجراست قضاوت كنه ونظرشو بده بنابراين تصميم گرفتم يه تاپيك راه اندازي كنم اگه همه موافق هستند بعد از اين حرف دل هاي دوستانمون رو اينجا بذاريم تا از همفكري و همدردي دوستانمون كمال استفاده رو ببريم بسم الله ![]() هركس موافقه زير پست بنده تشكر بزنه
|
|||
|
|
۹:۴۰, ۱۹/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۳ ۹:۴۲ توسط صبا.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
![]() دوستان عزيزم سلام ![]() ميخوام اسم تاپيك رو اصلاح كنم احساس كردم درد دل يه كم بار منفي داره![]() حرف دل هاي دوستانه![]() |
|||
|
|
۹:۵۰, ۱۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
فکر میکنم محتوای این موضوع، که قبلا ایجاد شده،به تاپیک شما نزدیک باشه..
|
|||
|
|
۹:۵۵, ۱۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام حديث عزيزم
![]() نه منظور بنده حرف دل ،حرف دل هاي كه آدما رو بعضي وقت ها ميرسونه ته جاده خستگي اون وقت كه ميخواي با يكي حرف بزني ببيني اگه اون جا شما بود چكار ميكرد خانم مدير عزيز من مشكلي ندارم اگه مشابه هست ميشه حذفش كرد |
|||
|
|
۱۰:۰۷, ۱۹/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۳ ۱۰:۰۷ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام صبا جان.
نه عزیزدلم. حرف من حذفش نبود. گفتم اگر مشابه هستند،با اون تاپیک ادغام بشن. که البته من دسترسی به ابزار مدیریتی این بخش برای ادغام این موضوع ندارم.
|
|||
|
|
۱۰:۱۴, ۱۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بله ،ولي بالاخره خانم مديرين ديگه
![]() نه ، بنده كه كلا هدفم چيز ديگه اي براي اين تاپيك ان شاءالله از چند روز ديگه كه به ياري خدا اولين حرف دل رو خودم گذاشتم تفاوت رو احساس ميكنيد
|
|||
|
|
۱۲:۱۱, ۲۳/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۳ ۱۳:۱۵ توسط صبا.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام به دوستان عزيزم
![]() ياعلي ![]() فقط قبل هرچي بگم ،تو اين تاپيك از قيل وقال،دعوا،نصيحت بيجا،سركوفت كردن و..... هر موردي كه باعث بشه ارسال كننده از ارسالش پشيمون بشه لطفا خوداري كنيد اگه نميتونيد وارد نشويد باتشكر ![]() حرف دل اول ![]() دوستاي گلم بگيد چكار ميكنيد!!!!!!!!!!!!! وقتي ميرسيد به يه جاي از زندگي كه فكر ميكنيدزندگيتون راكد شده ،حس ميكنيد ديگه حوصله هيچي رو نداريد،هرچي دعا ميكنيد جواب نميگيريد اونجاي كه فكر ميكنيد خدا صداتو ميشنوه ولي ديگه اشك هاي تو براش ارزش نداره،درداتو ميشنوه ولي درمون نميكنه،نشونه اي نميفرسته ديگه دوستت نداره........... اونجاي كه ديگه خسته ،بي حوصله اي ،كسي نيست كه دردتو بفهمه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۲۰:۱۱, ۲۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
نقل قول:وقتي ميرسيد به يه جاي از زندگي كه فكر ميكنيدزندگيتون راكد شده ،حس ميكنيد ديگه حوصله هيچي رو نداريد،هرچي دعا ميكنيد جواب نميگيريد ب ی موج سینوسی فکر می کنم ک من الان توی 270 درجه ش هستم، سخته ... اما ...؛؛؛ روزی میرسه 90 درجه هم میاد ... زندگی من یکی ک ی موج سینوسیه ... ی آن بالا ... ی دم پایین ... ی بار تو اوج ... ی بار تو قعر ... ی بار آرووم ِ آرووم ... ی بار مضطرب و داغون ب هر حال زندگی بالا و پایین داره، حضرت علی می گه ک : دنیا دو روز است، روزی با تو و روزی علیه تو ... همینه دیگه ... کاریش هم نمیشه کرد ![]() برای روزای بی حوصلگی آدم ی "دوست" نیاز داره ک حرف دلش رو بهش بگه اگه داریم، ک دارمش ، خدا رو شکر ...اگه نداریم ... بازم ب قول حضرت علی؛ ناتوان ترین مردم کسی است ک از دوست یابی ناتوان باشد و از او ناتوان تر کسی ست ک دوستی را ک ب دست آورده، از دست بدهد ... البته، هر کسی "دوست" نیست ... ی سری ها آشنا هستن، ی سری ها ره گذر، ی سری ها مگسانی دور شیرینی، ... "دوست" کم یابه اینم ک حس کنیم خدا دوستمون نداره ، ی حسه، جدیش نمی گیرم ... ![]() و مطمئنم کسی ک این حس رو داشته یا داره، ی حس اشتباهه ک توی خودش پرورشش داده وگرنه همچین چیزی امکان نداره ... ایمان داشته باشیم ب خدایی ک همینجاهاست نه خدایی ک توی آسموناست! خدایی ک درون اشیاست، نه ب یگانگی و در بیرون اشیاست، نه ب بیگانگی .... <-- بازم حضرت علی
|
|||
|
|
۲۱:۳۹, ۲۳/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۳ ۲:۲۳ توسط نرگس مهدوی.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
هر وقت که فکر میکنم که تو دنیا تنها ترینم و هیچ کس رو توی دنیا ندارم... همون موقع هایی که فکر میکنم هیچ کس حتی خدا هم دوستم نداره و نمیخواد صدامو بشنوه... همون موقع هاییکه بی صدا فریاد میکنم و از عالم و آدم گله دارم،... همون موقع هایی که سیل اشک نمیذاره بجز دلتنگی هام چیز دیگه ای رو ببینم... همون موقع هایی که میخوام خدا رو از ته دل صدا بزنم و بگم « خدایا چرا من هیچکس رو ندارم» ولی روم نمیشه به آسمون نگاه کنم... ناخود آگاه تمام وجودم اسم عباس (علیه السلام) رو زمزمه میکنه... همون موقع ست که امید دوباره تو دلم جوونه میزنه و آروم میشم بهش متوسل میشم تا شفاعتم رو پیش خدا بکنه تا بازم بتونم سرمو رو به آسمون بلند کنم... بعد در یک آن سیل اشک هام خشک میشه و آرامشی بهم دست میده که شیرینیش رو با تمام وجود حس میکنم... درست همون لحظه ست که احساس میکنم بازم اجازه دارم سرمو بالا بگیرم... |
|||
|
|
۲۱:۴۴, ۲۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام خدمت تمامی بزرگواران صبای عزیزم درهرحال وشرایط حالا همین شرایطی که قید کردی برای همه ماها اتفاق افتاده بهترین حالت به اعتقادبنده اینه که باید احساس کنیم هستن کسانی که درشرایط سخت ترازمابه سرمیبرن اگردررفع حوائجمان تاخیری است قطعا به صلاح وحکمت صبروطاقت ماانسان هاخیلی کمه ولی خدای بزرگ ومتعال صبری بس عظیم داره درموارد دلگرفتگی پناه ببر به خوندن قرآن یا زیارت عاشورا وعلقه باصدلعن وسلامش وازخداطلب آرامش داشته باش به یادلحظه هایی باش که خداتوفیقات خواستش روشامل حالت کرده من جمله خانواده خوب ومهربان زیارت امام حسین................. ان شاءالله آرامشی معنوی روزی همه ومن جمله شما
|
|||
|
|
|
|
|








![[تصویر: 32845709188353520373.jpg]](http://8pic.ir/images/32845709188353520373.jpg)








