کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: شما چگونه شیعه شدین؟
موروثی
تحقیقی
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شیعه ی موروثی یا تحقیقی
۲۱:۴۴, ۲۷/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مرداد/۹۳ ۱۱:۲۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1

سلام یک سوال دوستان میشه بپرسم دلیل شیعه بودنتون چیه؟
یعنی میخوام بدونم ایا راجب مذهبتون تحقیق کردین یا به تبعیت از پدرتون شیعه شدین
وایا اگه پدرتون سنی مسیحی یا یهودی بود شما بازم تقلید میکردین وهیچ تحقیقی نمیکردین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، m.hossein ، السا ، rezamohammadi ، Ali#59 ، محمدهادی ، أین المنتظر ، فاطمه خانم ، شیدا ، Memory-X ، حوریه سادات

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۰۶, ۲۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
نقل قول:
  1. چرا فکر میکنید خدا وجود داره؟
  2. حالا خدا وجود داره،چرا فکر میکنید دین ها مربوط به خدا هستند؟
  3. دین ها هم از سمت خدا اومدند.چرا فکر میکنید سالم ترین دین،اسلامه؟
  4. و در آخر،چرا فکر میکنید اسلام ناب،همون شیعه بودنه؟؟
این چهار تا سوالو تو چهل سال هم نمی شه جواب داد.
باید با فطرت جلو رفت و یه وقتی متوجه می شیم که شیعه هم همپای فطرت ما بوده. موازی فطرت ما بوده.
اصلا از خود خود خود فطرت ما بوده.
اونوقته که دیگه یقین می یارید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، شیدا ، حضرت عشق ، السا
۱۲:۱۹, ۲۸/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مرداد/۹۳ ۱۲:۱۹ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام
خلاصه عرض کنم .
ایجاد و پایه اش که موروثی بوده .
اما تثیبت و پرورشش باید تحقیقی باشد . که الحمدالله بوده .
داشتم کتاب الغارات رو می خوندم به این قسمتش رسیدم که از قول امیرالمومنینHeart هست (ص 48) :


اسلام را عزت كسانى گردانيد كه با آن دوستى میكنند و امن سلامت براى كسى كه به آن داخل میشود و
راهنمايى براى كسى كه آن را پيشواى خود قرار میدهد و زينت براى كسى كه بدان خود را مى‏آرايد
و عدالت براى كسى كه آن را به خود میبندد و استوارى براى كسى كه بدان چنگ میزند و
ريسمان براى كسى كه بدان تمسك میجويد و برهان براى كسى كه از آن سخن میگويد و روشنايى براى كسى كه از آن فروغ میگيرد و
گواه براى كسى كه به آن اقامه دعوا میکند و پيروزى براى كسى كه حجت خويش از آن میگيرد و...



الحمد لله الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایة أمیرالمؤمنین و الأئمةالمعصومین علیهم السّلام
Smile

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، rezamohammadi ، Mohammad Trust ، aaaaa ، حضرت عشق ، السا
۱۳:۴۰, ۲۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
گمشده ی نسل امرور اعتقادنیست،اعتماداست
ولی افسوس...که نه براعتقادها اعتماداست،نه براعتمادها اعتقاد

من چشمموکه بازکردم توی یک خانواده شیعه بودم امابی چون وچرا این دینوقبول نکردم چون ازبچگی همش درمورد خداوپیامبرا واماما می پیرسیدم

و99درصداطمینان دارم که اگه توی یک خانواده یهودی یامسیحی می بودم بدنبال حقیقت که اسلامه می رفتم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، aaaaa ، شیدا ، rezamohammadi ، حضرت عشق ، Mohammad Trust ، السا
۲:۱۲, ۲۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
و اسلام، چه دین زیبایی!
و شیعه، چه مذهب زیبایی!
به نقل از علامه حسن زاده:
الهی! شکرت که از تقلید رستم و به تحقیق پیوستم!
یکی از شاگردام(تف به ریا) از رفتار بد خونواده کلا از دین زده شده بود!
هر بار که میومد و حرف میزدیم مشکل تا حدودی حل می شد ولی وقتی باز میرفت خونه، روز از نو روزی از نو!
برگشت به من گفت: آقای فلانی! من دیگه کاری به پدر و ماد و برادرم ندارم! میخوام برم اصن شیطان پرست بشم، مسیحی بشم یهودی بشم و...! (فرار از تربیت بد و فشارهای عصبی خانواده)
بهش نگفتم نرو! ولی گفتم: حالا که می خوای بری، برو با وجدان خودت تحقیق کن هر دین و مذهبی که بی نقص هست و یا نقصش از اونای دیگه کمتره رو انتخاب کن!
حالا بنا به رفاقت و محبتی که بینمون بود حرف ما رو زمین ننداخت و قبول کرد!
بعد از دو ماه که اصلا تو این مدت ندیده بودمش اومد پیشم و کلی از خاطرات این چند وقتش تعریف کرد و گفت: تو این چند وقتی خداییش دنبال این بودم که دینم رو عوض کنم (حتی شده به خاطر در آوردن حرص پدر و مادر و برادرم) ولی بعد حرف شما که گفتی بگرد، دیدم هیچ دینی بهتر از اسلام و هیچ مذهبی بهتر از شیعه نیست!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mohammad Trust ، محمدهادی ، بهروزبراتزاده ، السا ، حوریه سادات ، فاطمه خانم
۲۲:۲۴, ۲۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #15
آواتار
نقل قول:در حین موروثی بودن باید اونو تبدیل کنیم به تحقیق نه اینکه موروثی رو معدوم کنیم سپس تحقیقی رو ایجاد کنیم.

با این دیدگاه، شما اگه مسیحی یا یهودی هم بودین، بازم ب دین خودتون باقی می موندین ... Smile

نقل قول:از بزرگی شنیدم که میفرمودن ما با منابع اهل سنت میتونیم حقانیت خودمون(شیعه) رو ثابت کنیم

آقای رحیم پورازغدی هم در یکی از سخنرانی هاشون گفتن ک از بین همین روایاتی ک توی کتب معتبر شیعه هست، میشه شیعه رو خیلی شیک زیر سوال برد ... --> البته نمی خوام روش بحث کنم، اما خب گفتم ک بدونین Blush

نقل قول:
  1. چرا فکر میکنید خدا وجود داره؟
  2. حالا خدا وجود داره،چرا فکر میکنید دین ها مربوط به خدا هستند؟
  3. دین ها هم از سمت خدا اومدند.چرا فکر میکنید سالم ترین دین،اسلامه؟
  4. و در آخر،چرا فکر میکنید اسلام ناب،همون شیعه بودنه؟؟

تاپیکی ک روی سوال اولتون بحث می کنه هنوز بازه فکر کنمBlush

درباره سوال دوم هم، شما دین رو چی فرض کردین؟
یک سری باید و نباید هایی ک بر اساس علایق خدا شکل گرفته؟؟ عایا؟!
غیر اینه ک دین == فطرت ما ؟

سوال سوم هم، چ دین دیگه ای می خواید مثال بزنین ک از اسلام بهتر باشه ؟
شما هر دینی رو سمتش برید ی ایراد ب چ بزرگی داره ک خیلی واضح می تونین ببینیدش و همون ایراد میشه بزرگترین دلیل واسه رد کردن اون دین ... <-- حدود سه سال تحقیق رو توی یک جمله خلاصه ش کردم Cool



درباره سوال چهارم،بگید از شیعه بهتر چی؟ و چرا؟


پ.ن : می تونیم بشینیم ب قول دوستمون سر هرمدوم 10 سال وقت بذاریم و حقانیتش رو ثابت کنیم، با یک سری ادله و سند و مدرک و روایت و ... آخرش هم !

اما ساده ترین راه اینه ک مقایسه کنیم، ببینید بین اینی ک داریمش و بقیه کدومش بهتره ...
توی همین مقایسه کردن ها، خیلی بیشتر میتونین ذهنتون رو و منطقتون رو قانع کنین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59
۲۳:۱۳, ۲۹/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۳ ۲۳:۱۳ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #16
آواتار
فقط یه چیزی خطاب به کل دوستان میگم :
درباره ی اون چهار تا سوالی که من پرسیدم،انصافا یه جوابایی پیدا کنید که خودتون رو قانع کنه... .
اصلا بقیه مهم نیستند،خودتون رو قانع کنید،کافیه!

(۲۸/مرداد/۹۳ ۱۱:۵۸)Ali#59 نوشته است:  
  1. چرا فکر میکنید خدا وجود داره؟
  2. حالا خدا وجود داره،چرا فکر میکنید دین ها مربوط به خدا هستند؟
  3. دین ها هم از سمت خدا اومدند.چرا فکر میکنید سالم ترین دین،اسلامه؟
  4. و در آخر،چرا فکر میکنید اسلام ناب،همون شیعه بودنه؟؟
اگه قانع هستید،پس شیعه ی موروثی نیستید.بلکه یک شیعه تحقیقی هستید!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حوریه سادات
۱۴:۴۹, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #17
آواتار
سلام.
1-من حسش میکنم.وقتی صداش میزنم ودستمومیگیره،وقتی ازپس برائرده نشدن دعاهام حکمتهاشومی فهمم،وقتی قران می خونم یقین پیدامیکنم به بودنش
2-دین های واقعی ازطرف خداهستن چون اونه که میخوادمارو هدایت کنه
3-چون کتابش قرآنه ومن حقیقتشودرک میکنم!جوابی جزاین ندارم.
4-جوابش روخودم میدونم امانمیتونم توضیحش بدم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۱۷:۱۱, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #18

منم یه شیعه موروثیم.............
هیچوقت به اینکه این دین و مذهبی که دارم حقه شک نکردم نمیدونم چرا من هیچوقت خیلی مذهبی نبودم معتقد بودم ولی مذهبی نبودم خدارو حس میکردم شاید اینایی که میگم منطقی نباشه اما واقعا اینجوری بوده دلی بوده بیشتر تا عقلی.........خیلی وقتا بهش شکایت کردم ولی میدونستم که هیچوقت ولم نمیکنه...........
البته اینم بگم که تا حدیم تحقیق کردم..............ولی همیشه فک کردم که این لطفه خدا بوده که منو تو یه خونواده شیعه به دنیا اورده...........حتما بین این همه ادم من یکی از برگزیده هاش بودم ................نمیدونم.........ببخشید نمیتونم واسش دلیل بیارم........Blush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، آیدا77
۱۵:۳۰, ۳۱/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۳ ۱۶:۰۳ توسط بهروزبراتزاده.)
شماره ارسال: #19

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ببخشید به دلیل خرابی اینترنتم دیر اومدم ولی الان واسه پاسخ به شبهات مطرح شده اومدم

(۲۸/مرداد/۹۳ ۱۱:۵۸)Ali#59 نوشته است:  آیت الله بهجت بودند فکر میکنم... .


دوستان!
صحبت سر شیعه یا سنی بودن نیست فقط.
اول از همه :
  1. چرا فکر میکنید خدا وجود داره؟
  2. حالا خدا وجود داره،چرا فکر میکنید دین ها مربوط به خدا هستند؟
  3. دین ها هم از سمت خدا اومدند.چرا فکر میکنید سالم ترین دین،اسلامه؟
  4. و در آخر،چرا فکر میکنید اسلام ناب،همون شیعه بودنه؟؟
اینا باید به ترتیب جواب داده بشن.





1-اثبات وجود خدا:

علت را اینگونه مختصر میتوان بیان کرد : جهان معلول است وهر معلولی نیاز مند علت است .بنابر این ،جهان نیاز مند علت است .بنابزاین جهان نیاز مند علت است که ان علت یا خداست ویا به خدا میرسد پس خدا وجود دارد
2- چون قران مال دین اسلامه وسایر ادیان را تصدیق کرده پس ما قران را ثابت می کنیم

قرآن كلام خدا



از کجا معلوم که قرآن از جانب خداست ؟
قرآن ، کلام خدا یا کلام بشر؟

قرآن کریم به عنوان بزرگترین و معتبرترین معجزه ی قولی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است ؛ که با تواتر بالایی به دست ما رسیده است ؛ به نحوی که از نظر تاریخی شکی نداریم که این کلمات از دهان مبارک آن حضرت خارج شده است


.

این کتاب شگفت انگیز از جهات متعددی معجزه است ؛ یعنی امضای غیر قابل جعل خداست بر پای دعوت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ؛ در عین که خودش دعوت آن حضرت نیز می باشد


.
لذا این کتاب ، در عین اینکه کلام خداست ، امضای خدا نیز می باشد


.

قرآن کریم می فرماید: « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً ــــ آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند» (النساء:82


) .

این آیه بیان می دارد که هیچ بشری بدون کمک خداوند متعال ، قادر نیست کتابی بنویسد که هیچ خطایی در آن نباشد ؛ چنانکه حتّی بعد از هزار و چهار صد سال نیز کسی نتواند در آن اشکالی منطقی پیدا کند. لذا تا کنون هیچ اشکالی بر قرآن کریم نشده مگر اینکه علما پاسخش را از خود قرآن کریم داده اند


.

همچنین قرآن کریم با ندای بلند فریاد می کند که اگر باور ندارید که این کتاب از سوی خداست ؛ پس شما هم دست به دست هم بدهید و کتابی همانند آن بیاورید. چون اگر یک نفر بشر بی سواد توانسته چنین کتابی بیاورد ، پس همه ی دانشمندان و ادبای جهان باید بتوانند صدها برابر بهتر از آن را بیاورند


.
پس اگر نتوانند مشابه آن را بیاورند ، منطقاً باید اعتراف نمایند که این کتاب، کار دست بشر نیست


.

قرآن کریم می گوید


:
«
أَمْ یقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقین‏. ـــــ آیا آنها مى‏گویند:او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟! بگو: اگر راست مى گویید ، یك سوره همانند آن بیاورید ؛ و غیر از خدا ، هر كس را مى‏توانید(به یارى) طلبید!» (یونس:38


)
«
وَ إِنْ كُنْتُمْ فی‏ رَیبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ . ـــــ و اگر در باره آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ایم شك و تردید دارید،( دست كم) یك سوره همانند آن بیاورید ؛ و گواهان خود را ــ غیر از خدا ــ براى این كار ، فرا خوانید اگر راست مى‏گویید


.» (
البقرة:23


)

قرآن کریم می گوید


:
1
ـ همه جمع شوید و دست به دست هم دهید و سوره ای مثل سور قرآن بیاورید. تا نگویید که ما مثل پیامبر ادیب زبر دستی نبودیم. چون یقیناً اگر صدها ادیب دست به دست هم دهند بهتر از بهترین ادیب دنیا می توانند یک متن ادبی سه آیه ای بسازند


.
2
ـ فرمود شاهدان و گواهان بی طرفی را هم گرد آورید تا بین ساخته ی شما و قرآن قضاوت نمایند. البته روشن است که شهود باید متخصّص فنّ هم باشند


.

آیا سخن از این روشنتر و منصفانه تر می توان گفت؟ اگر ساختن سه آیه مثل سوره ی کوثر ممکن است چرا آنان که هر ساله میلیاردها دلار صرف مبارزه با اسلام می کنند و فیلمها و کتابها بر ضدّ اسلام می سازند و می نویسند ، دست به چنین کار کوچکی نمی زنند. این همه ادیان در دنیا مثل مسیحیّت وجود دارند که با اسلام در ستیزند ، اگر مرد میدان هستند چرا مجلسی ترتیب نمی دهند تا در آن مجلس ، اهل ادب را گرد آورند و مبارزه طلبی قرآن را جواب دهند؟ بسم الله بسازند ما قضاوت می کنیم. هفت سطر بنویسید که مثل آیه 102 سوره بقره ، یک میلیون و دویست و شصت هزار معنی داشته باشد. این گوی و این هم میدان


.

بر این اساس می پردازیم به برخی از وجوه اعجاز قرآن کریم


.
الف ـ اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت

این جنبه از اعجاز قرآن ، در درجه اوّل برای کسانی حجّت است که بر زبان عربی تسلط داشته و سخن فصیح و بلیغ را هم می شناسند ؛ اما برای دیگران با واسطه می تواند حجّت باشد ؛ قرآن کریم با صراحت تمام در آیات (هود:13


)


،


(
اسراء:88) و (یونس: 38) مبارزه طلبی می کند و از منکرین پیامبر می خواهد که اگر قبول ندارید که قرآن کلام خداست پس مشابه آن یا مشابه ده سوره یا مشابه یک سوره ی آن ــ مثلا مشابه سوره ی کوثر ــ را بیاورید . امّا تا کنون هیچ کس نتوانسته است حتی یک سوره ی کوچک نظیر سوره کوثر یا سوره عصر را هم بیاورد. در طول تاریخ خیلی از عرب زبانان غیر مسلمان به این کار اقدام کرده اند ولی آنچه ساخته بودند در برابر فصاحت و بلاغت قرآن کریم به بازیچه شباهت داشت. بزرگترین ادیبان عرب در طول تاریخ اعتراف نموده اند که فصاحت و بلاغت قرآن کریم فراتر از قدرت انسان عادی است ؛ بلکه تمام ادیبان عرب در مقابل فصاحت و بلاغت نهج البلاغه ، که کلام امیر المومنین (علیه السلام) است ، سر فرود آورده و آن را معجزه دانسته اند ؛ در حالی که فصاحت و بلاغت نهج البلاغه در مقابل فصاحت و بلاغت قرآن ، بسیار پایین است . لذا ما غیر عربها گرچه خودمان فصاحت و بلاغت قرآن را مستقیماً ادراک نمی کنیم ، ولی از راه اعتراف متخصّصان و ادیبان عرب و بخصوص از اعتراف ادیبان عرب غیر مسلمان، یقین پیدا می کنیم که این کتاب دارای اعجاز ادبی است. عقل سلیم می گوید که اگر واقعا آوردن یک سوره مثل سور قرآن ممکن بود ، حتما دشمنان اسلام در طول این هزار و چهار صد سال ، مشابه آن را می آوردند. امروزه آمریکا و اسرائیل و دیگر کشورهای ضد اسلام ، سالیانه میلیاردها دلار خرج مبارزه با اسلام می کنند ؛ اگر واقعا امکان آوردن یک سوره مثل سوره های قرآن وجود داشت ، این کشورها با دادن پول به ادیبان و جمع نمودن آنها در یکجا ، مشابه یک سوره را می آوردند و اسلام را شکست می دادند ؛ ولی چنین نکرده اند. بارها شده که دشمنان اسلام به افرادی چون سلمان رشدی کمک مالی کرده اند تا رمانهای اهانت آمیزی نسبت به مقدّسات اسلام بنویسند ؛ سوال اینجاست که چرا اینها این پولها را خرج ساختن یک سوره نمی کنند تا پاسخ قرآن را بدهند؟!! حتی قرآن نمی گوید که شما حتما مشابه یک سوره را به زبان عربی بیاورید ؛ بلکه این مبارزه طلبی عامّ است؛ یعنی اگر می توانید سخنی به زبان دیگر بیاورید که فصاحت و بلاغتش در حدّ قرآن باشد. حتّی قرآن کریم نمی گوید مضمون را از خودتان بیاورید ، بلکه این اجازه را می دهد که مضمون را از خود قرآن گرفته با کلمات دیگری آن را بیان کنیم به شرط آنکه استحکام آن در حدّ قرآن باشد


.
بر همین اساس ، در مدّت این حدود هزار و چهار صد سال ، نه تنها کسی نتوانسته سوره ای مثل سور قرآن بسازد بلکه حتّی کسی نتوانسته است ترجمه ی بی عیب و نقصی از قرآن نیز ارائه دهد. چرا که ترجمه ی تمام عیار قرآن کریم نیز محال است. تمام مترجمین قرآن کریم نیز معترفند که ترجمه ی آیات به معنای حقیقی کلمه غیر ممکن است. جالب است بدانیم که تا به امروز هیچ کس نتوانسته است حتّی آیه ی « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم» را هم به درستی ترجمه کند. چون تمام ترجمه های این آیه نادرست می باشند و هیچکدام آنها معنی دقیق این آیه را نمی رسانند


.

پس راه فهم اعجاز ادبی قرآن برای ما غیر عربها هم ، از راه اعتراف همه ادیبان عرب ممکن است . این یک روش عقلائی است ،که ما در هر زمینه ای که خودمان تخصص نداریم به متخصصین آن امر مراجعه می کنیم ؛ و درک آنها را برای خود حجّت می دانیم ؛ بخصوص زمانی که همه ی متخصصین یک امر در موردی اتفاق نظر دارند ؛ مثلا اگر همه ی پزشکان بگویند که کشیدن سیگار موجب سرطان می شود ، ما یقین پیدا می کنیم که کشیدن سیگار موجب سرطان است. همچنین از ناتوانی دشمنان اسلام بر آوردن یک سوره مثل سور قرآن ، یقین پیدا می کنیم که آوردن مثل قرآن ــ به هر زبانی ــ محال است . مثل اینکه کسی ادعا کند که قویترین مرد جهان است ؛ و بگوید اگر در این امر شک دارید پهلوانان خود را آماده کنید تا من خودم شهر به شهر بیایم و همه را بر زمین بزنم ؛ اگر این شخص شهر به شهر گشت و هیچ کس نتوانست او را بر زمین بزند معلوم می شود که در ادعای خود صادق است ؛ قرآن کریم هزار و چهارصد سال است که شهر به شهر می گردد و مبارز می طلبد ؛ و کسان زیادی هستند که آرزو می کنند قرآن را شکست دهند ؛ ولی در این مدت همه ناکام مانده اند. همچنین اعتراف مترجمین قرآن بر عجر خودشان در امر ترجمه ی قرآن ، گواه است که آوردن مثل قرآن محال می باشد


.
ب ـ وجوه معنایی قرآن

از فصاحت و بلاغت گذشته ، آیات قرآن کریم دارای وجوه معنایی نیز می باشند که ترجمه ی آنها و آوردن مشابهشان را غیر ممکن می کند. علاّمه طباطبایی در مورد پنج آیه ی اوّل سوره بقره فرموده است که این پنج آیه با توجّه به قواعد دستور زبان عربی ، بیش از یک ملیون معنی ظاهری دارند. حال چگونه کسی غیر از خدا ، می تواند در نیم صفحه ، این همه معنی را جا دهد. همچنین طبق محاسبه ای که علّامه ی طباطبایی در تفسیر المیزان انجام داده اند ، در آیه ی


102
سوره ی بقره ، که حدود هفت سطر است ، یک ملیون و دویست و شصت هزار وجه معنا محتمل است. یعنی طبق قواعد صرف و نحو عربی ، این آیه را یک میلیون و دویست و شصت هزار جور می توان معنا نمود. حال چگونه کسی می تواند همه ی این معانی را در هفت سطر بگنجاند. یعنی هفت سطر جمله بگوید که طبق قواعد ادبیّات بتوان آن را یک میلیون و دویست و شصت هزار جور معنا نمود


.
ج ـ حروف مقطّعه و شگفتی آن

آیات سوره های بقره ، آل عمران ، اعراف ، یس و دیگر سوره هایی که دارای حروف مقطعه هستند دارای خصوصیّات ویژه ای می باشند


.
1
ـ به گواهی اسناد تاریخی ، این سوره ها یکجا نازل نشده اند ؛ بلکه نزول برخی از آنها چندین سال طول کشیده و به تدریج نازل شده اند


.
2
ـ باز به گواهی اسناد تاریخی ، چنین نبوده که ابتداءً پیامبر بیاید و قسمتی از یک سوره را برای مردم بخواند ؛ بلکه اتّفاقی می افتاد یا سوالی از پیامبر می شد و آیاتی چند متناسب با آن اتّفاق یا سوال بر آن حضرت نازل می شد و آن حضرت می فرمود این آیات ، آیات چندم فلان سوره است


.

پس با این اوصاف پیامبر نمی توانست کلمات و حروف سوره ها را طبق یک حساب ویژه تنظیم نماید. در حالی که در سوره هایی که حروف مقطّعه دارند حساب و نظم شگفتی وجود دارد. در سوره ی بقره که با « الم » شروع شده بیشترین حرفی که به کار رفته الف است و بعد از آن لام و در رتبه ی سوم میم قرار دارد. در سوره آل عمران هم که با الم آغاز شده همچنین است. در سوره ی اعراف که با المص شروع شده بیشترین حرف الف و در رتبه دوم لام ، در رتبه ی سوم میم و در رتبه ی چهار صاد است. در دیگر سوری هم که حروف مقطّعه دارند این قانون جاری است


.

حال کیست که بگوید الم یا کهیعص و بعد سخنانی بر اساس اتّفاقات روزمرّه و سوالاتی که از او می شود بگوید ، و آن سخنان کنار هم گذاشته شوند و سوره ای درست شود ، و با کمال شگفتی ببینیم که هنگام شمارش حروف آن ، الف مقام اوّل ، لام رتبه ی دوم و میم جایگاه سوم را به خود اختصاص می دهد. و برای این که این شبهه پیش نیاید که این امر اتّفاقی بوده است این کار را در 27 سوره ی بزرگ و با چهارده حرف از بیست و هشت حرف عربی انجام دهد. اگر کسی هست که بتواند چنین کاری را بکند بسم الله این گوی و این میدان. لزومی هم ندارد که مثل قرآن کریم حرف حسابی بزند ؛ با این مشخّصات حتّی سخنان عادی هم سرهم کند قبول است


.

امّا شکّی نیست که هیچ بشر عادی و حتّی بزرگترین نوابغ و صاحبان حافظه های قوی نیز قدرت چنین کاری را ندارد. پس شکّی نمی ماند که این کتاب عظیم ، کلام خود رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیست ؛ بلکه از جانب قدرتی الهی در اختیار آن حضرت قرار گگرفته است


.
د ـ نقض ناپذیری قرآن با علم روز

ما ادعا می کنیم که هیچ کتابی در طول تاریخ نوشته نشده است ، که بعد از گذشت مدت زمانی با کشفیات جدید تعارض پیدا نکند ؛ کتابها ی نویسندگان و دانشمندان بزرگی چون ارسطو ، افلاطون ، ابوعلی سینا ، ابوریحان بیرونی ، خواجه نصیرالدین طوسی ، گالیله ، نیوتن ، اینشتین ، ماکس پلانگ و... تنها مدت کوتاهی معتبر بوده اند ؛ و بعد از گذشت مدت زمانی برخی از حرفهای آنها نقض شده است ؛ اما قرآن چهارده قرن است که نازل شده ولی هیچ کس نتوانسته است سخنی باطل و نادرست در آن پیدا کند و هیچ کشف علمی قطعی وجود ندارد که یک آیه قرآن را زیر سوال ببرد؛ برای مثال دانشمندان زیادی در طول تاریخ درباره خورشید و زمین سخن گفته اند ؛ ولی بعد از مدتی سخنان آنها با مشکل مواجه شده و بطلان آن معلوم شده است ؛ قرآن کریم نیز با صراحت از حرکت زمین و خورشید سخن گفته است ؛اما به گونه ای این مطلب را بیان کرده است که در هیچ زمانی خلاف باور عمومی مردم نمی شود؛ این از اعجاز قرآن است که خدا نه زمین را مرکز عالم نامیده است نه خورشید را ؛ زمانی مردم خیال می کردند که زمین مرکز عالم است ؛ کپرنیک با ردّ این عقیده گفت خورشید مرکز عالم است ؛ و گالیله گفت خورشید تنها مرکز منظومه شمسی است ؛ ولی امروز ما با نگاه دقیق علمی می دانیم که خورشید حتی مرکز منظومه شمسی هم نیست ؛ خورشید و سیارات آن ،همگی دور یک نقطه فرضی می گردند که نزدیک به مرکز خورشید است ؛ و تازه اگر در نظر بگیریم که خود خورشید با منظومه شمسی با سرعت زیادی به دور کهکشان راه شیری می گردند متوجه می شویم که سیارات عملا هیچگاه با یک مدار بسته دور آن نقطه فرضی هم گردش نمی کنند ؛ چون خود آن نقطه فرضی دائما در حال جابجایی است . لذا الآن معلوم می شود که چرا خدا از همان اوّل نگفت که زمین گرد خورشید می گردد ؛ چون اگر این را می گفت الآن غلط از آب در می آمد


.

از این گونه ریزه کاری ها در قرآن کریم بسیار زیاد یافت می شود ؛ کتابهایی نیز در این زمینه نگاشته شده است که می توانید مطالعه نمایید . برای نمونه به چند کتاب اشاره می کنیم


:
1.
قرآن، کتابی شگفت انگیز: مجموعه مقالاتی درباره ی قرآن و دانش مدرن ؛ گردآورنده :صلاح الدین توحیدی
2.
قرآن ومستشرقان
3.
اعجاز عددی درقرآن کریم ؛ عبدارزاق النوفل

با جستجوی واژه « اعجاز علمی قرآن » در اینترنت هم می توانید به مقالات جالبی در این زمینه دست پیدا کنید


.
هـ ـ اعجاز عددی قرآن کریم

در قرآن کریم تعداد کلمات نیز با حساب و کتاب خاصی به کار رفته اند ؛که با جستجوی عبارت « معجزه های ریاضی و عددی در قرآن » در اینترنت می توانید مواردی از شگفتیهای عددی قرآن کریم را به دست آورید


.

با توجه به نحوه نزول قرآن کریم این امر نیز از معجزات قرآن کریم است ؛ چون قرآن کریم یکجا و با برنامه قبلی به دست پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته نشده است ؛ بلکه بسیاری از آیات آن دارای شأن نزول است ؛ یعنی گاه اتفاقی می افتاد و آیه ای در رابطه با آن اتفاق نازل می شد ؛ یا کسی سوالی می کرد و آیه یا آیاتی در رابطه با آن سوال نازل می شد ؛ لذا کتابی که آیات آن به این سبک گرد آمده است ، اگر از فردی عادی باشد نمی تواند دارای چنین ریزه کاریهایی باشد که حتی تعداد کلمات آن نیز دارای حسابی ویژه باشد


.
و ـ اخبار از غیب

در قرآن کریم آمده است : « الم - غُلِبَتِ الرُّومُ - في‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ - في‏ بِضْعِ سِنينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ــــــ الم ؛ روميان مغلوب شدند ؛ (و اين شكست) در سرزمين نزديكى رخ داد؛ امّا آنان پس از(اين) مغلوبيّت به زودى غلبه خواهند كرد ؛ در عرض چند سال ؛ همه كارها از آنِ خداست؛ چه قبل و چه بعد و در آن روز، مؤمنان(به خاطر پيروزى ديگرى) خوشحال خواهند شد» (الروم:1-4


)

در این آیه نه با حدس و گمان بلکه با قطعیّت تمام خبر داده شده که به زودی امپراطوری ایران از امپراتوری روم شکست خواهد خورد. کتابها و افرادی زیادی هستند که ادّعای غیب گویی دارند ؛ امّا هیچکدام آنها به صورت عینی و با قطعیّت دست به پیش گویی نزده اند. بلکه در لفّافه و با الفاظ مبهم سخن گفته اند تا قابل تأویل و توجیه باشد. امّا قرآن کریم با صراحت تمام و با قطعیّت محض خبر می دهد که چنین واقعه ای رخ خواهد داد ؛ و چنان نیز می شود


.
اخبار غیبی دیگری نیز در قرآن کریم وجود دارند که در کتب مربوطه آورده شده اند


.



3-چون قرا نگفته قران که ثابت شد
3- سوره: 3 , آیه: 19 در حقيقت دين نزد خدا همان اسلام است و كسانى كه كتاب [آسمانى] به آنان داده شده با يكديگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم براى آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقه حسدى كه ميان آنان وجود داشت و هر كس به آيات خدا كفر ورزد پس [بداند] كه خدا زودشمار است 4-اختلافات شیعه وسنی بسیارند مادر اینجا به خلافت که اساس اختلافات است میپردازیم وبا اثبات واقعه ی غدیر از کتب اهل سنت خلافت علی علیه السلام را اثبات میکنیم
ترجمه منظوم اشعار حسان در غير خم، در جلد چهارم ترجمه الغدير اين‌گونه است:
پيغمبر پاك‌رأي، به امر حيّ قدير
ج
ندا به اُمّت نمود به خم به روز غدير
ج
بشنو زان پيشوا نداي بس دلپذير

كه جبرئيلش ستود به عصمت بي‌نظير
ج
كاكنون بايد كني بدون سستي بيان

امر خدا را به خلق نترسي از دشمنان

سپس بپا خاست آن مظهر خُلق عظيم
ج
دست علي را گرفت چون يد بيضا كليم

به بانگ رسايش دميد روح بعظم رميم

بانگي بس دل‌فزا قول رسول كريم

گفت كه هركس منم جان و مالش ولي

هست ورا بعد از من ولي و مولي علي

راهنماي شما علي بُوَد بعد من
ج
علي امام امت و نيست جزوي كس مؤتمن

علي بود پيشوا بر همه از مرد و زن
ج
ملجاء و مأواي بود علي بسِّر و علن


بار خدايا تويي با اين رسالت گواه
ج



كه من نمودم عيان بر همگان شاهراه


اين دم آن شاه دين گشود دست دعا
ج
كه بارالها تو باش دوست به اهل ولٰا

دشمن او را عدو تو باش بي‌منتها

يارانش را تو باش يار به هر دو سرا

بار خدايا به لطف باش ورا دستگير
ج
تا كند اندر جهان جلوه چو بدر منير
ج
نقل شده است اين اولين قصيده‌اي است كه راجع به ماجراي غديرخم سروده شده است و حسّان بن ثابت اين قصيده را در حضور بيش از صدهزار نفر جمعيت كه در ميان آنها سخنوران و شاعران مشهور و بزرگان قريش كه به دفاع سخن‌سرايي آشنا بودند، خوانده فصيح‌ترين مرد عرب خود رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه زينت‌بخش آن مجمع باشكوه بود و شاعر را تصديق فرمود و مورد عنايت و لطف خود قرار داد: كه چه نيكو اين حادثه را به شعر درآوردي، و فرمود: «لاٰ تزال باحسّان مؤيداً به روح القدس ما نصرتنا بلسانك؛ اي حسان تا وقتي كه ما را ياري مي‌كني روح‌القدس تو را كمك مي‌كند.» علامه اميني(رحمة الله علیه) در ادامه ضمن معرفي منابع و مأخذ اين قصيده مي‌نويسد: «قديمي‌ترين كتابي كه اين شعر را نقل نموده است كتاب سليم بن قيس هلالي است كه از تابعين بوده است. مردي موثق و مورد اعتماد علمي شيعه و سني مي‌باشد. در ادامه مي‌افزايد: «روايات اين اشعار از حفاظ عبارتند از:

1. حافظ ابوعبدالله مرزباني محمد بن عمران خراساني در كتاب مرقاة الشعر از محمد بن حسين از حفص از محمد بن هارون از قاسم بن حسن از يحيي بن عبدالحميد، از قيس بن ربيع از ابوهارون عبدي از ابوسعيد خدري روايت نمود كه: چون به غديرخم رسيديم پيامبر گرامي منادي را امر نمود مردم را به نماز بخواند، سپس دست علي را گرفت فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» در اين هنگام حسان بن ثابت اجازه خواست تا درباره علي شعري بگويد. حضرت هم اجازه دادند بعد حسان شعر خود را شروع كرد يناديهم يوم الغدير بينهم...

2. حافظ خركوشي ابوسعيد (درگذشته 406ه‍ .ق). در شرف المصطفي

2. حافظ بن مرويه اصفهاني (4106ه‍ .ق) از ابوسعيد خدري

4. حافظ ابونعيم اصفهاني (درگذشته 430ه‍ .ق) در كتاب ما نزل من القرآن في عليّ

5. حافظ ابوسعيد سجستاني (درگذشته 477ه‍ .ق) در كتاب الولاية

6. اخطب خطبا، خوارزمي مالكي (درگذشته 568ه‍ .ق) در كتاب مقتل الامام السبط الشهيد

7. حافظ ابوالفتح نطنزي در كتاب الخصايص العلويه

8. ابوالمظفر، نوه حافظ ابن جوزي حنفي (درگذشته 654ه‍ .ق) در تذكرة خصاص الائمه.

9. صدر الحفاظ، گنجي شافعي (درگذشته 658ه‍ .ق) در كفاية الطالب.

10. شيخ الاسلام صدرالدين جويني (درگذشته 722ه‍ .ق) در قرائد السمطين

11. حافظ جمال‌الدين محمد بن يوسف زرندي شمس‌الدين حنفي (درگذشته حدود 757ه‍ .ق) در نظم دور السمطين)

12. حافظ جلال‌الدين سيوطي (درگذشته 911ه‍ .ق) در رسالة الازدهار فيما عقده الشعراء من الاشعار.









[='السا' نوشته است

نقل قول:از بزرگی شنیدم که میفرمودن ما با منابع اهل سنت میتونیم حقانیت خودمون(شیعه) رو ثابت کنیم
آقای رحیم پورازغدی هم در یکی از سخنرانی هاشون گفتن ک از بین همین روایاتی ک توی کتب معتبر شیعه هست، میشه شیعه رو خیلی شیک زیر سوال برد ... --> البته نمی خوام روش بحث کنم، اما خب گفتم ک بدونین [تصویر: blush.png]

مطرح شده پس باید بحث بشه منتظرشنیدن این روایات هستیم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، السا ، آیدا77
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا