کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شوخی در نگاه اهل بیت (علیهم اسلام)
۱۷:۲۴, ۳۱/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/مرداد/۹۳ ۱۷:۴۸ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #1
آواتار

روایات جالبی درباره شوخی کردن و لودگی از اهل بیت هست، تو این تاپیک نقل می شن برای تذکر برای خودم و...Big Grin



امیرالمومنین على (علیه السلام) فرمود:
مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَةً إِلَّا مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّة
كسى شوخى نكند جز كه از خردش مقدارى كم شود
نهج البلاغة، ص: 555

و در سفارشش به امام حسن (روحی فداه) فرمود:

إِيَّاكَ أَنْ تَذْكُرَ مِنَ الْكَلَامِ مَا يَكُونُ مُضْحِكاً وَ إِنْ حَكَيْتَ ذَلِكَ عَنْ غَيْرِك‏
مبادا سخن خنده ‏آور بگوئى و گرچه بنقل از ديگرى باشد
نهج البلاغة، ص: 405



به لطف خداوند آخر سر یک جمع بندی می کنیم، که کلا مقصود از شوخی خوب و بد چیه؟


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، aaaaa ، شیدا ، یاســین ، فدک زهرا ، حوریه سادات ، رهگذر. ، fatemeh-55 ، میرزا احمد ، rezamohammadi ، 135 ، گمنام313 ، mahdy30na ، بیداری12 ، حضرت عشق ، حسن.س. ، آفتاب
۱۱:۳۰, ۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

كَثْرَةُ الضَّحِكِ تُمِيتُ الْقَلْبَ وَ قَالَ كَثْرَةُ الضَّحِكِ تَمِيثُ الدِّينَ كَمَا يَمِيثُ الْمَاءُ الْمِلْح‏
خنده بسيار دل را بميراند. و فرمود: بسيار خنديدن دين را آب كند چنانچه آب نمك را
الكافي، ج‏2، ص: 664
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، یاســین ، m.hossein ، حوریه سادات ، رهگذر. ، fatemeh-55 ، rezamohammadi ، 135 ، گمنام313 ، mahdy30na ، حسن.س.
۲۳:۵۴, ۱/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۳ ۲۳:۵۵ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #3
آواتار
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:


لَا تَمْزَحْ فَيَذْهَبَ نُورُک
شوخى مكن تا نورت رود
أمالي الصدوق، ص: 543

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهگذر. ، fatemeh-55 ، شیدا ، rezamohammadi ، m.hossein ، حوریه سادات ، 135 ، گمنام313 ، mahdy30na ، حضرت عشق ، حسن.س.
۷:۲۹, ۲/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #4

بسم الله الرحمن الرحیم
مگر اهل بیت اهل مزاح نبودند؟
مگر خلیفه دوم در شورا به امیر المومنین نگفتند : اگر مزاح در تو نبود برای خلافت مناسب بودی؟
و قال لعلي: لله أنت لو لا دعابة فيك اما و الله لئن وليتهم لتحملنهم على الحق الواضح و المحجة البيضاء.(اعیان الشیعه جلد 1)

باید روشن بشه مزاح با دعابة چه تفاوت های داره.
البته دعابه از ریشه دعب میاد که به مزاح ترجمه کرده اند.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، محمدهادی ، m.hossein ، گمنام313 ، mahdy30na ، حضرت عشق
۹:۱۷, ۲/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۳ ۹:۱۹ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #5
آواتار
(۲/شهریور/۹۳ ۷:۲۹)rezamohammadi نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم
مگر اهل بیت اهل مزاح نبودند؟
مگر خلیفه دوم در شورا به امیر المومنین نگفتند : اگر مزاح در تو نبود برای خلافت مناسب بودی؟
و قال لعلي: لله أنت لو لا دعابة فيك اما و الله لئن وليتهم لتحملنهم على الحق الواضح و المحجة البيضاء.(اعیان الشیعه جلد 1)

باید روشن بشه مزاح با دعابة چه تفاوت های داره.
البته دعابه از ریشه دعب میاد که به مزاح ترجمه کرده اند.

دوست نداشتم دوباره آنلاین بشم اما زورم اومد جواب ندم چون این حرفو از یکی از معاون های همین تالار هم شنیده بودم که با آب و تاب برام تعریف می کرد.Smile


این یک تهمت کاملا ناجوانمردانه برای تخریب شخصیت حضرت علی (علیه السلام) هست ، این شایعه توسط عمروعاص ملعون ایجاد شد.

علی (علیه السلام) می‌فرماید: «مرا از پسر زانیه تعجب است، که به مردم شام وانمود مى‌‏کند که در من شوخ طبعى است، و انسانى بازیگرم، شوخى مى‏‌کنم و در بازى کردن کوشایم. او به باطل سخن گفته، و با این‌گونه سخن مرتکب گناه شده.

بدانید که بدترین گفتار دروغ است. او در سخن راندن دروغ مى‌‏گوید، و وعده مى‌‏دهد و تخلف مى‌‏کند؛ چون درخواست مى‌‏کند اصرار مى‌‏ورزد، و چون از او درخواست شود بخل مى‏ورزد، به عهدش خیانت مى‌‏کند و قطع رحم مى‌‏نماید، و چون به میدان جنگ آید براى شعله‏‌ور ساختن جنگ چه امر و نهى‌‏ها مى‌‏کند، البته پیش از بیرون آمدن شمشیرها از غلاف!!، و چون جنگ آغاز شود بزرگ‌ترین حیله‌‏اش براى نجات خود، نشان دادن عورتش به مردم است! به خدا قسم، یاد مرگ مرا از بازى باز مى‌‏دارد، و نسیان آخرت او را از گفتن حق مانع مى‌‏شود. او با معاویه بیعت نکرد مگر به شرط بخشیده شدن مصر به او، و اخذ رشوه کمى براى دست برداشتن از دین‏.


شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ترجمه، انصاریان، ص 168، خ 83، پیام آزادى، تهران، چاپ دوم، 1386ش.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، سید ابراهیم ، محمدهادی ، m.hossein ، حوریه سادات ، 135 ، گمنام313 ، mahdy30na ، rezamohammadi ، بیداری12 ، حضرت عشق ، حفیظ
۱۰:۵۲, ۲/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۳ ۱۲:۵۹ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #6
آواتار
(۲/شهریور/۹۳ ۹:۱۷)سدرة المنتهی نوشته است:  علی (علیه السلام) می‌فرماید: «مرا از پسر زانیه تعجب است، که به مردم شام وانمود مى‌‏کند که در من شوخ طبعى است، و انسانى بازیگرم، شوخى مى‏‌کنم و در بازى کردن کوشایم. او به باطل سخن گفته، و با این‌گونه سخن مرتکب گناه شده.

احسنت احسنت احسنت (شونصد هزارتا احسنت) عاشق اینجور حرف زدن اهل بیتم، دشمن رو در هم می کوبند، همین پسر زانیه بودنش بره هفت جد و آباءش بسه، مردیکه عوضی.

فدای نام مولا

باز دیوانه شدم من ای طبیب
باز سودایی شدم من ای حبیب
حلقه‌های سلسلهٔ تو ذو فنون
هر یکی حلقه دهد دیگر جنون


البته حضرت، اشداء علی الکفار و رحماء بینهم بود

علامه حلی در کشف المراد می فرماید:
هشتمين فضيلت على (عليه السلام) اينست كه:
وى از لحاظ اخلاق و برخورد با مردم شريفترين كس بعد از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلم) بود، و همانگونه كه خود در نهج البلاغه متقين را ستوده كه: "غمهاى آنان در درون دلهايشان و شادى آنها در چهره ‏هاشان است"، خود از همه مردمان گشاده‏ روى ‏تر و خنده ‏رو بود تا آنجا كه عمر خطاب يا عمرو عاص (علیهما ما علیهما) او را به شوخ و مزاح بودن نسبت داد در عين حالى كه حضرتش بسيار با هيبت بودند.
صعصعة بن صوحان مى ‏گويد:
على وقتى كه در ميان ما و با هم بوديم همانند يكى از ما بشمار مى ‏آمد و عمل مى‏ كرد، بسيار نرم خوى بود، بسيار بسيار متواضع و خاكسار بود و بسيار خواهش ‏پذير و خويشتن‏ دار بود ولى در عين حال مردى با جلال و ابهت بود بگونه‏ اى كه ما در مقابل وى خود را همانند اسير دست بسته در اختيار دژخيمى خشن مى ‏ديديم كه هر آن شمشيرش را بالاى سر اسير گرفته و مى ‏خواهد سر از بدن او جدا كند.
معاويه بن ابى سفيان به قيس به سعد گفت: خداوند ابو الحسن [يعنى على (عليه السلام)] را رحمت كند زيرا كه وى مردى خوش خلق و گشاده ‏روى بود و اهل مزاح و شوخى بود،
قيس گفت: معاويه بدان كه على با آن همه طلاقت وجه و گشاده ‏روئى از شير خشمگين پرهيبت ‏تر بود و اين هيبت على هيبت معنوى و تقوا بود نه آنگونه كه فرومايگان شام از تو حساب مى ‏برند كه با زور و شمشير و سر نيزه هيبت تو در دلهاى آنها جاى گرفته.


آرى على بن أبي طالب (عليه السلام) جامع اضداد بوده است.
شگفتا اين على كيست؟
على مظهر خدا است خشم و قهر على مظهر خشم و قهر خداى عز و جل است و رحم و مهربانى على مظهر رحمت اللّه است.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، شیدا ، m.hossein ، حوریه سادات ، سدرة المنتهی ، 135 ، mahdy30na ، rezamohammadi ، بیداری12 ، ساقی ، حضرت عشق ، حسن.س.
۲۲:۱۱, ۴/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/شهریور/۹۳ ۲۲:۱۲ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #7
آواتار
حضرت أبو الحسن عليه السلام بيكى از فرزندانش سفارش كرد- يا فرمود: پدرم بيكى از فرزندانش چنين فرمود:

ِ إِيَّاكَ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِنُورِ إِيمَانِكَ وَ يَسْتَخِفُّ بِمُرُوءَتِك‏
از شوخى بپرهيز كه آن نور ايمان ترا ببرد، و مردانگيت را سبك كند.
الكافي ج‏2 665




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، 135 ، m.hossein ، سید ابراهیم ، mahdy30na ، rezamohammadi ، ساقی ، حضرت عشق ، حسن.س.
۱۳:۳۷, ۷/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۳ ۱۳:۳۸ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #8
آواتار
[تصویر: 81456504639948755461.png]

از جمله نکاتی که فوق‌العاده در اصلاح نفس مؤثر می‌باشد تعادل و مدیریت شادی‌هاست، تا از یک طرف روانِ انسان گرفتار افسردگی و غمزدگی نگردد و از طرف دیگر روحیة خوشگذرانی و بذله‌گویی آنچنان در جانب افراط نیفتد که انسان از وقار و حکمت خارج گردد.

مسلم انسانی که نتواند غمزدگی خود را کنترل کند، غم‌های وَهمیْ آرام‌آرام تمام روح و روان او را به تصرف خود در می‌آورد. چنین انسانی در زندگی خود از اراده‌های نقش‌افرین محروم می‌گردد و به انسانی ناامید مبدل می‌شود، زیرا ریشة غم‌های وَهمی را که عدم توکل به خدا و کبر و خودبزرگ‌بینی است، نشناخته و در نتیجه از نشاط طبیعی و متعادل که در قلب و روان هر انسانِ مؤمنی جاری است محروم می‌گردد، همان نشاطی که خداوند در وصف آن می‌فرماید:

«أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ »[1] آگاه باشيد كه اولیاءالهی را نه بيمى است و نه اندوهی.
در آیه فوق خداوند می‌فرماید: آن‌هایی که دوستی خدا و سرپرستی او را پذیرفتند دیگر نه نگران حادثه‌های آینده‌اند و نه غصة گذشته را می‌خورند، در مسیر ارتباط با خدا، فوق غم‌های جانکاه و شادی‌های افراطی زندگی می‌کنند. چنین افرادی متصف به حکمت‌اند و در استحکام شخصیت قرار دارند. انسان‌های حکیم همان‌طور که در مقابل غم‌ها به راحتی مقاومت می‌کنند هرگز برای پرکردن خلأهای زندگی محتاج شادی‌های افراطی و قهقهه‌های سخیف نیستند.
اسلام عزیز به همان اندازه که از طریق عقاید عالیه مسلمانان را از غم‌های وَهمی آزاد می‌کند، در راستای نجات از خوشگذرانی‌های افراطی نیز توصیه‌هایی دارد که این نوشتار به موضوع اخیر می‌پردازد تا روشن شود وقتی وسوسة خندیدن و خنداندن در جامعه‌ای زبانه کشید، دیگر بال‌های پرواز‌گرِ اندیشیدن از کار می‌افتد.

حضرت صادق«علیه‌السلام»: می‌فرمایند: «ضَحِكُ الْمُؤْمِنِ تَبَسُّم»‏.[2]خندة مؤمن تبسم است و نه قهقهه.


ان شا ءالله ادامه دارد ...
---------------------------
[1] - سوره یونس، آیه 62
[2] - الكافي، ج‏2، ص 664

امضای شیدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، گمنام313 ، mahdy30na ، rezamohammadi ، m.hossein ، بیداری12 ، حضرت عشق ، 135 ، حسن.س.
۱۸:۲۹, ۷/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۳ ۱۸:۳۳ توسط شیدا.)
شماره ارسال: #9
آواتار
[تصویر: 81456504639948755461.png]

[b]خنده زیاد قلب را می‌میراند


قهقهه انسان را از حکمت و وقار خارج می‌کند و قوای وَهمیه را رشد می‌دهد و روان انسان را به لذت‌های پوچ مشغول می‌نماید و برای نجات از این رذائل است که امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «أَقْلِلْ مِنَ الضَّحِكِ فَإِنَّ كَثْرَةَ الضَّحِكِ تُمِيتُ الْقَلْبَ». [3]خنده را کم کن، زیرا که زیادی خنده قلب را می‌میراند. وقتی قلب می‌میرد از درک معانی عالیة عالم وجود محروم می‌شود و از سیر خود به سوی عالم معنا عقب می‌افتد. در همین راستا حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «كَثْرَةُ الضَّحِكِ تَمِيثُ الدِّينَ كَمَا يَمِيثُ الْمَاءُ الْمِلْح‏».[4] خندة زیاد دین را محو می‌کند، همچنان‌که آبْ نمک را محو می‌کند.

در راستای همین امر حضرت امام کاظم«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إِذَا قَهْقَهْتَ فَقُلْ حِينَ تَفْرُغُ اللَّهُمَّ لَا تَمْقُتْنِي».[5]‏ چون قهقهه زدی، بعد که به خود آمدی بگو؛ خدایا مرا به خشم خود مگیر. این سخن حضرت«علیه‌السلام» خبر از آن می‌دهد که انسان وقتی در وادی قهقهه و بی‌خیالی افتاد و شیطان روح و روان او را در آن لحظه در اختیار گرفت، چون به خود آمد از آن حالت هرگز راضی و دلخوش نباشد، بلکه نگران باشد که امکان دارد خداوند بر او خشم کند و در اثر آن قهقهه او را عقوبت نماید.


مسلم؛ مطایبه و شادبودن و شادکردن؛ غیر از بذله‌گویی‌ها و دلقک‌بازی‌ها است و نباید به بهانة مطایبه و مداعبه زندگی مردم را بر سر خنداندن‌های افراطی نابود کرد.


ان شا ءالله ادامه دارد ...
---------------------------------------------
[3] - إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص 118
[4] - الكافي، ج ‏2، ص 664
[5] - الكافي، ج‏2، ص 664
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، گمنام313 ، سید ابراهیم ، mahdy30na ، rezamohammadi ، m.hossein ، حضرت عشق ، 135
۱۳:۲۱, ۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #10
آواتار
[تصویر: 81456504639948755461.png]

خطر بی‌ارزشی سخنان حکیمانه
غربِ بعد از رنسانس ابتدا از اُنس با خدا جدا شد و بعد جهت جایگزینی خلأ پیش‌آمده انواع راه‌های سرگرمی‌ را به صحنه آورد.
جامعه‌ای که تحت تأثیر انواع شوخی‌ها و دلقک‌‌بازی‌ها و برنامه‌های سرگرم‌کننده قرار گرفت دیگر برای حرف‌های جدّی و سرنوشت‌ساز ارزشی قائل نیست. چنین جامعه‌ای، جامعه‌ای نیست که نسبت به سخن حکیمان گوش شنوایی برایش مانده باشد، چون زمینة تفکر از بین رفته است و در بی‌محتوایی، همه‌چیز به مسخره گرفته می‌شود.
در چنین جامعه‌ای سخن دین که جدّی‌ترین سخن است، مورد توجه قرار نمی‌گیرد و دست کم گرفته می‌شود، و اگر هم برای جلب توجه چنین افرادی دین بخواهد سخن خود را در حدّ شوخی و خنده پایین بکشد، دیگر دین نیست و نمی‌تواند ابعاد اصیل انسان را مورد خطاب قرار دهد، نهایتاً دین در حد یک نصیحت اخلاقی خود را می‌نمایاند و میدانی برای ارائه حرف‌های عمیق‌تر نمی‌یابد. زیرا وقتی حرفِ جدّی در لباس شوخی ارائه شد حتماً ذبح شده است.

در فرهنگ مضحکه و شوخی انضباط ذهن از بین می‌رود و انسان‌ها دارای شخصیت‌های سطحی و بی‌محتوی می‌شوند و در آن شرایط رابطة بین سخن و تصمیم‌گیری گسسته است و همه‌چیز در لباس سرگرمی معنی پیدا می‌کند که خود، کاری است بی معنی.
إدخال سرور در مؤمنین خوب است، ولی إدخال سرور کجا و غفلت و سرگرم‌کردن مؤمنین کجا! مؤمن را خوشحال‌کردن کجا و مؤمن را در هوس‌انداختن و آلوده‌کردن کجا!

بشر نیاز به نشاط دارد ولی نشاطی اصیل و عمیق که در اثر اتصال جان به عالم معنا حاصل می‌شود. نشاطی که به‌کلی غم در آن می‌میرد. به گفتة مولوی:
خون غم بر ما حلال و خون ما بر غم حرام.....هر غمی‌کو گرد ما گردید شد در خون خویش


ان شا ءالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، mahdy30na ، rezamohammadi ، m.hossein ، بیداری12 ، ساقی ، حضرت عشق ، 135
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Smile ** شوخی های پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ** ali.khm 0 1,517 ۲/مرداد/۹۲ ۱۵:۰۴
آخرین ارسال: ali.khm
Wink حد و مرز شوخی و مزاح sarallah 0 1,140 ۷/فروردین/۹۱ ۱۵:۵۳
آخرین ارسال: sarallah

پرش در بین بخشها:


بالا