|
صد رحمت به آن آدمهای بی دین !!!!!!
|
|
۱۴:۰۵, ۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۳ ۱۴:۰۷ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام !
اگر نه ... پس چه ارزشی دارد !؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۵۸, ۲/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۳ ۲۰:۰۵ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
به قول سعدی
![]() من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم ........... تو از سخنم خواه پند گیر خواه ملال
آخر کاری که برای خداوند انجام نشده ، خداوند چرا باید مزدش را بپردازد !؟!؟ در آیه 5 سوره مائده هم هست که هر کس کفر بورزد ، عملش حبط می شود (از بین میرود ) وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ و در سوره بقره آیه 217: وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ ... اگر راضی نشدید اینجا را بخوانیـــــــــد ............ مال و مکنت و خوش گذروندن ، دلیل این نیست که کسی دارد راهش را درست می رود !!!!! و کسی که خودش یا عزیزانش بیمار هستند قطعا گناهکار هم بوده !!! اینها غلط هست . (۲/شهریور/۹۳ ۱۹:۳۸)Bidel.s نوشته است: اصلاً به ما چه کی چه نیتی داشته؟خیلی ربط دارد !! خیلی!! اگر بتونیم یک نفر رو هدایت کنیم . شاید به واسطه اون راه نجاتی فراهم بشود ! یک بار دیدی همین تاپیک اومد شهادت داد که فلانی بلاخره یه اپسیلون ( ذره خیر یره ) زحمتی کشید ![]() در این دنیا همه چیز شاهد هستند . از هر موقعیتی هم باید استفاده کرد . |
|||
|
|
۲۰:۲۱, ۲/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
نقل قول:آخر کاری که برای خداوند انجام نشده ، خداوند چرا باید مزدش را بپردازد !؟!؟کار خیر اگه برای خدا انجام نشده پس برای چی انجام شده؟ |
|||
|
|
۲۰:۳۸, ۲/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
کار خیر واسه خدا میشه دقیقاً اونی که خدا خواسته که بهترین کاره...
اما اگه کار خیری انجام بشه که نیتش خدایی نباشه، هم بد نیست... البته منظورم ریا نیست... فکر کنین من توی یه جامعه ای زندگی میکنم که همه بی دین بی دین هستن و اصلاً خدا رو نمیشناسن... من به خاطر تجربه به این نتیجه رسیدم که اگه دزدی نکنم و از مالم ببخشم، جامعه برای خودم امن تر میشه... پس من به خاطر خودم دزدی نمیکنم و انفاق هم میکنم... من با تجربه به این نتیجه رسیدم که اگه لباس پوشیده بپوشم، خودم امن ترم و همسرم مال خودمه، پس لباس پوشیده تن میکنم... سودش رو هم توی همین دنیا میبینم و جامعه ما بدون این که بخواد برای رضای خدا کاری رو انجام بده، میشه مدینه فاضله... اما... اگه این کارها رو به خاطر خدا انجام بدیم، هم دنیا و هم آخرت شاباش میگیریم... یعنی هم دنیا و هم آخرتمون میشه اتوپیا... باز حالا فرض کنین من بدون در نظر گرفتن خواست خدا و تنها به خاطر خودم انفاق میکنم... اما کسی رو نجات میدم که اون به خاطر خدا دست از گناه میشوره و پاک میشه... پس ثواب اون رو واسه من هم مینویسن... بازم تاکید میکنم: ترازوی ما با خدا فرق داره... ما همه چیز رو فوق فوقش بتونیم با هم مرتبط کنیم و تنها خدای یکتاست که روابط رو میتونه محاسبه هم بکنه... همه حرفم اینه که این چیزا رو خدا فقط میدونه... البته ما موظف هستیم به گوش دادن حرف به معصومین و قرآن... الاعمال بالنیات... من فکر میکنم بهتره توی کار خدا دخالت نکنیم و چون و چرا هم نکنیم و مقایسه هم نکنیم... من نمیتونم واسه خدا تعیین تکلیف کنم که فلانی که به من ظلم کرده بندازش تو جهنم! فقط میتونم شکایت کنم و خدا هم به خاطر عدلش حتماً شکایت من رو مد نظر قرار میده... در هر چه نشد، نگو چنین بایستی تعلیم خدایی به خدا نتوان داد |
|||
|
|
۲۱:۵۱, ۲/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
نقل قول:اگه این کارها رو به خاطر خدا انجام بدیم، هم دنیا و هم آخرت شاباش میگیریم...من خاموشم یکی منو روشن کنه خدا چه نیازی به پوشیده بودن دختر فلانی داره؟ خدا چه نیازی به دزدی نشدن در جامعه داره؟ خدا که این ها رو واسه خودمون خواسته حالا یکی بیاد و این کارو واسه خودش بکنه چه فرقی این وسط هست؟ خدا واسه ما اینا رو گفته. او کافره(که دیگه کافر نیست) واسه ما این کارو می کنه. |
|||
|
|
۲۱:۵۷, ۲/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۳ ۲۲:۱۰ توسط moflehoon.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(۲/شهریور/۹۳ ۲۰:۳۸)زینب خانوم نوشته است: اما اگه کار خیری انجام بشه که نیتش خدایی نباشه، هم بد نیست... اینجا کسی تو کار خدا دخالت نمی کنه و حرفایی که درست گفته شده دخالت در کار خدا نیست. فقها و بزرگان دین براساس گفته های معصومین و قرآن (سنت و کتاب) یک سری اطلاعات در اختیار ما قرار می دهند تا ما بر اساس آنها راه خود را بشناسیم. اینکه بگوییم تو این مسائل حرف نزنیم و همه رو بسپاریم به قیامت و روز حساب، اینجاست که باختیم و نه تنها باخت یه خسران.(البته منظورم شما ناظر محترم نیست بلکه این تفکره) غرب براساس همین تفکر داره راه خودشو می ره. اینکه تا خدا خودش تصمیم نگرفته و روز حساب نشده تا ببینیم واقعا کسی که برمبنای انسانیت عمل کرده برده یا نه، کاملا غلطه. مطمئنا یک سری راه ها جلوی من هست که می توانم براساس آن حداقل یک نتیجه رو بگیرم که می توانم با نیت خدایی عمل کنم یا صرفا انسانیت که اگر غیر این باشد، من دیگر نیازی به دین و رهبری نخواهم داشت و همین طور راهم را ادامه می دهم. صرفا جهت اینکه گفتید در کار خدا دخالت نکنید، خدا خودش تو قرآن گفته : وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَراب بِقِيعَة يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللّهَ عِنْدَهُ فَوَفّاهُ حِسابَهُ وَ اللّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ و آنان كه كافرند، اعمالشان در مَثَل به سرابى ماند در بيابان هموار بى آب كه شخص تشنه آن را آب پندارد و به جانب آن شتابد، چون بدان جا رسد هيچ آب نيابد و آن كافر، خدا را حاضر و ناظر اعمال خويش ببيند كه به حساب كارش تمام و كامل برسد [و كيفر كفرش بدهد]و خدا با سرعت به حساب تمام خلايق رسيدگى مىكند.(نور - 39) حالا که نظرات و جواب های درست دوستان دخالت در کار خداست، این هم نظر علامه مصباح یزدی که خودشان دستی در علوم دینی دارند و از من و امثال من بیشتر می فهمند : مردم معمولا كسانى را كه كارهاى خوب زياد و بزرگى انجام مىدهند، مثلا بيمارستان مىسازند يا پولهاى خيلى كلان خرج مىكنند، بسيار محترم مىشمارند، حال آنكه شايد به دليل عدم اعتقاد به روز قيامت و... كارهاى آنها در نظر خداوند ارزشى نداشته باشد. ممكن است بعضى بپرسند، مگر مىشود كسى كه برق را اختراع كرده و امروزه مردم تمام دنيا از اختراع او استفاده مىكنند به بهشت نرود؟ پاسخ اين است كه از نظر قرآن اگر همين فردى كه برق را اختراع كرده است، وجود خداوند، و حقانيت اسلام، پيامبر(صلى الله عليه وآله) ، قرآن و ائمه اثنا عشر(عليهم السلام) نيز برايش ثابت شده باشد ولى تمام آنها را از روى عناد انكار كرده باشد، به بهشت نمىرود.
كسى كه از روى عمد حقيقتى را انكار كند و با اين كه مىفهمد يا مىتواند بفهمد، كوتاهى كند، هر كار خوبى هم كه انجام دهد، موجب سعادت اخرويش نمىشود. البته ممكن است خداوند در دنيا جزاى كار خوب او را بدهد، اما در رسيدگى به اعمال او در آخرت تأثيرى ندارد. بنابراين از نظر اسلام و قرآن، اگر كسى ايمان نداشته باشد؛ يعنى معارف الهى برايش ثابت شده باشد و عمداً آنها را انكار كند، نه تنها به بهشت نمىرود، حتى بوى بهشت را هم استشمام نمىكند: «لا يَجِدُ ريحَ الجَنَّة». عكس اين مطلب نيز ممكن است وجود داشته باشد؛ يعنى كسى كه ايمان دارد اما هيچ كار خوبى انجام نمىدهد. البته شايد اصلا فرض اينكه كسى ايمان داشته باشد و هيچ عمل صالحى انجام ندهد، درست نباشد؛ چون كسى كه ايمان دارد حداقل يك «الله اكبر» مىگويد، يك سجده براى خدا مىكند، در پيشگاه الهى خضوع دارد و... . معناى ايمان اين است كه شخص، اينها را قبول دارد و قطعاً اين عقيده در زندگى او اثرى ـ هرچند محدود و كم ـ خواهد داشت. غير ممكن است كسى به مطلبى ايمان داشته باشد ولى هيچ اثرى در زندگى او بر جاى نگذارد. اگر قبول دارد كه «خدا هست»، حتى اگر لال باشد و نتواند «الله اكبر» بگويد، حداقل در دلش خضوعى براى خدا انجام مىدهد. بنابراين فرض اين كه كسى ايمان واقعى داشته باشد ولى هيچ عمل صالحى انجام ندهد، بسيار مشكل است. فرض معقولش مثلا اين است كه نوجوانى در ابتداى رسيدن به سن تكليف، خدا را بشناسد و ايمان بياورد ولى به محض ايمان آوردن، از دنيا برود و فرصت نكند عمل صالحى انجام دهد. در هر حال، ايمان به تنهايى مىتواند منشأ سعادت باشد به شرط آن كه فرض صحيحى داشته باشد. ادعاى كسانى كه مىگويند ايمان داريم اما در تمام عمرشان نه تنها يك كار خير انجام نمىدهند بلكه مرتكب جنايات فراوانى نيز مىشوند، منطبق با واقعيت نيست و دروغ مىگويند. ايمان واقعى با ترك همه اعمال صالح امكان ندارد؛ مگر اين كه كسى فرصت انجام چنين اعمالى را پيدا نكرده باشد. اصل اين كه ايمان مىتواند منشأ سعادت بشود، فى نفسه صحيح است اما لازمه ايمان، عمل صالح است به شرط اين كه شرايط آن فراهم باشد و شخص فرصت داشته باشد تا عمل صالحى انجام دهد. این هم لینک کل مطلب : |
|||
|
|
۲۲:۵۸, ۲/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
من میدونم که کار احمق هاست که هیچ قضاوتی نکنن و همه چیزو بسپارن به روز قیامت...
من منظورم اینه که ما مامور به انجام وظیفه ایم... یه داستانی هست در مورد حضرت عیسی (علیه السلام) و حرف هایی که به حواریون زدن (راست و دروغش رو نمیدونم، اما از انجیله و بسیار جالب) حضرت عیسی (علیه السلام) میگه فرض کنین یه ملاک و یک فرد ثروتمندی هست که 10 تا کارگر استخدام میکنه... به کارگر شماره یک میگه چقدر حقوق میخوای و چقدر کار میکنی؟ کارگر میگه مثلاً در روز 6 ساعت کار میکنم و 100 تا سکه میگیرم... اون آدم متمول هم قبول میکنه... بعد که وارد کار میشه، میبینه یک کارگر دیگه مثلاً 4 ساعت در روز کار میکنه و 200 تا هم سکه میگیره... کارگر شماره 1 میره پیش آدم دارا و میگه چرا به اون 200 تا سکه میدی و به من 100 تا... آدم متمول هم بهش میگه آیا تو از پولی که داری میگیری ناراضی ای؟ میگه نه! این همونی بود که آرزوش رو داشتم... آدم متمول بهش میگه این که من به اون چقدر بدم، تاثیری در برآورده کردن خواسته تو نداره و به تو همون قدری که آرزو داری میدم... بعد حضرت عیسی (علیه السلام) میگه این عین داستان خدا و بندگانشه... خزانه غیب خدا پره و رحمت خدا هم حد و حصری نداره... به هر کی بخواد میبخشه و به هر کی هم نخواد نمیبخشه... تا اینجاش رو داشته باشین... بازم میگن یه روز یه عالم و زاهدی میمیره و خدا به فرشته هاش میگه باهاش با فضلم رفتار کنین و ببرینش بهشت... میگه من تمام عمرم رو مشغول عبادت تو بودم و هرگز گناهی نکردم... چرا با فضل؟ الا و بلا با عدلت حساب کتاب ما رو بنویس... هر چی فرشته ها پیغام و پسغام میارن که خدا میگه نتیجه اش خوب نیستا!!! میگه نه! خلاصه، خدا هم با عدلش حساب میکنه، بهش نشون میده که تمام عبادات و شکرهایی که گفته، اندازه یه اناری نبوده که فلان روز زیر فلان درخت خورده بوده... لذا حساب کتاب های ما با مال خدا فرق داره و ما حتی شاید تاثیر رفتارهامون رو نبینیم، اما خدا میبینه... منظورم اینه که بخیل نباشیم اگه خدا خواست به یکی ببخشه... چون از حق ما نمیبخشه... حق خودشه... بازم میگم من اصلاً تفکر منفعل بودن رو قبول ندارم که طی اون نه نیت هامون خوب باشه و نه کاری به کار بقیه داشته باشیم و قضاوت رو تنها به خدا بسپاریم که این چیزی جز حماقت نیست... با این شیوه فقط حکومت خودمون رو دادیم دست انسان های سوء استفاده گری مثل صهیونیست ها... اما حرفم اینه که اگه خدا هم بخواد ادیسون رو مستقیم وارد بهشت بکنه، برای من قابل قبوله... چون من که تنها متجلی بخشی از صفات خدا هستم، (اونم نصفه و نیمه اش) گاهی از سر همه تقصیرات یه دوست ممکنه بگذرم و بازم باهاش حرف بزنم و گاهی ممکنه توی دل اون آدم برام روشن بشه و تنها با یک بار اذیت هرگز نبخشمش... مسلماً خدا از من مهربون تره و اگه من نیات آدم ها رو حدس میزنم، اون میدونه... ممکنه ادیسون یا ماری کوری رو ببره بهشت و ممکن هم هست نبره... من وظیفه ام اینه که به تمام دانشمندای امروزی و مردم دیگه دنیا، در حد خودم - صدای اسلام ناب رو برسونم که اگه طرف پروفسوره، چه بهتر که خداشناس و مسلمان و شیعه باشه... اما این که یکی به هر دلیلی این حق رو نپذیرفته، برام قابل قبوله که اگه خدا خواست ببخشدش... مثلاً فرض کنین شما برین اون دنیا بگین "زینب خانوم" فلان کارو کرد و به من ستم روا داشت... من هم مثلاً شیعه هستم و در واقع محب اهل بیت... یکی بیاد ضامن من بشه که فلانی اینقدر بهت ثواب میدیم، دست از سرش بردار و از شکایتت بگذر... اگه گذشتین که شاید خدا به خاطر بخششتون هم بهتون یه کادو بده... اما اگه نگذشتین که این حق مسلم شماست ( )، شاید خدا قیمت رو ببره بالا و شاید هم منو ببره یه تفت بده و بعد ببره بهشت...نمیدونم میتونم منظورم رو برسونم یا نه! تمام حرفم اینه که تا حالا قیامتی برگزار نشده که بدونیم خدا توش چی کارا میکنه... ما باید به تمام حرفهای رسول الله و خدا و ائمه گوش بدیم و خدا رو هم عادل بدونیم و هم فاضل... اما نباید واسه خدا تعیین تکلیف کنیم... بلاخره یه زمان نامحدودی خدا بوده و تجربه اش از ما بیشتره...
|
|||
|
|
۰:۴۹, ۳/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۳ ۰:۵۴ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
نقل قول:اما نباید واسه خدا تعیین تکلیف کنیم...اصلا موضوع تعیین تکلیف کردن برای خداوند نیست ! خداوند به ما راه رو نشون داده و گفته اگر کسی ایمان نیاورد ، عملی ازش مقبول نمیشود . عملش رد هست . اینکه خداوند می تواند ببخشد ، مردود نیست ولی این مسئله مطلق هست که خداوند خلاف وعده اش عمل نمی کند . فرموده عمل ِکافر ، حبط می شود . پس میشود . سخنی که جناب moflehoon آوردند کاملا زیبا و گویا بود . (۲/شهریور/۹۳ ۲۱:۵۱)Bidel.s نوشته است: من خاموشمسوال شما درست هست . فرقش در همان نیت هست که گفتیم . مثلا شما برای هر کس کار کنی مزد رو از همون شخص انتظار داری . عاقلانه هم همین هست . یک شخص کافره . به خاطره اجتماع . دزدی نمی کنه . انتظار پاداش رو هم باید از همان اجتماع داشته باشد . در نزد خدوند مزدی برای او نیست . برنامه دین برای اجتماع هست . اجتماع از اون بهره میبره . مثلا آرامشی که از حجاب در جامعه حکم فرما میشود در نهایت به نفع افراد جامعه هست اما چون حجاب رو خانومها به خاطره خداوند رعابت می کنند ، مزدش رو ان شاء الله خداوند می پردازد
|
|||
|
|
۱:۱۵, ۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
پس ميگيد اونى که براى ساختن دنياى بهتر تلاش ميکنه ولى نيتش اين بوده که بزار آيندگان تو دنياى بهترى زندگى کنن اجر و پاداشى نمى گيره؟؟؟؟
پاداش گرفتن مخصوص کساىى هست که به خدا اىمان دارند؟؟؟؟ ممنون اگه جواب بدىد!!! |
|||
|
|
۱:۴۱, ۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۳/شهریور/۹۳ ۱:۱۵)Kol نوشته است: پس ميگيد اونى که براى ساختن دنياى بهتر تلاش ميکنه ولى نيتش اين بوده که بزار آيندگان تو دنياى بهترى زندگى کنن اجر و پاداشى نمى گيره؟؟؟؟خواهش میکنم. خوب بله دیگه. پاداش از کسی دریافت میشو که برایش کار را انجام داده ایم. اگر برای آیندگان کار انجام بدهیم و رضای خداوند در بین نباشد، پاداش رو هم باید آیندگان بدهند. چه توقعی از خداوند هست؟ اصلا طرف کافر هست. چرا خداوند باید پاداشی برای عملش در نظر بگیرد. عمل برای خداوند نبوده اصلا. شما مزد میدهید به کسی که در خانه همسایه تان کار کرده باشد؟ یقینا نمیدهید!!!! |
|||
|
|
۲:۰۷, ۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
(۳/شهریور/۹۳ ۱:۱۵)Kol نوشته است: پس ميگيد اونى که براى ساختن دنياى بهتر تلاش ميکنه ولى نيتش اين بوده که بزار آيندگان تو دنياى بهترى زندگى کنن اجر و پاداشى نمى گيره؟؟؟؟ کسی که برای بشریت کار کنه مطمینا در دنیا پاداشش رو میگیره و اگر دنیا توان پاداش این فرد رو نداشته باشه در عالم برزخ پاداشش رو میگیره. البته فرق است بین کسی که خدا به او شناسانده نشده و برای بشریت کار کرده تا اونیکه خدا رو میشناسه ولی با این حال به نیت کمک به بشریت کار خیر میکنه توضیح من در مورد فرد دومه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: Besmella.png]](http://s2.picofile.com/file/8101890850/Besmella.png)







)، شاید خدا قیمت رو ببره بالا و شاید هم منو ببره یه تفت بده و بعد ببره بهشت...