|
صد رحمت به آن آدمهای بی دین !!!!!!
|
|
۱۴:۰۵, ۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/شهریور/۹۳ ۱۴:۰۷ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام !
اگر نه ... پس چه ارزشی دارد !؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۵۶, ۵/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۳ ۰:۲۴ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
به نام خدا «جهاد فى سبيل الله» نه اختصاص به جنگ با طايفه اى خاص دارد و نه منحصر در جنگ دفاعى است. نمونش فتح مکه توسط پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که جهاد دفاعی نبود. براى روشنتر شدن، اقسام مختلف جنگ اسلامى رو كه در قرآن آمده اینجا میارم : 1. جنگ با مشركان خداى متعال در اين باره، در يكى از آيات قرآن كريم خطاب به مسلمانان مىفرمايد: وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ؛(توبه - 36) با مشركان همگى تان به اتفاق كارزار كنيد چنان كه آنان با شما همگى شان به اتفاق كارزار مىكنند، و بدانيد كه خداوند با پرهيزكاران است. 2. جنگ با كفّار اين مسأله در آيات متعددى از قرآن كريم مطرح شده است؛ از جمله در يكى از آيات مىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ؛(توبه - 123) اى كسانى كه ايمان آورده ايد، با كافرانى كه در نزديكى شمايند پيكار كنيد و بايد خشونت را در شما ببينند و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است. در آيه اى ديگر مىفرمايد: فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيراً؛(فرقان - 52) پس (اى پيامبر) پيروى كافران مكن و به وسيله آن [= قرآن] با ايشان به جهادى بزرگ بپرداز. و نيز در آيه اى ديگر آمده است: فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ؛(محمد - 4) پس چون با كسانى كه كفر ورزيده اند برخورد كنيد، گردن ها(يشان) را بزنيد. در مورد كفّار كه در اين آيات به جنگ با آنها فرمان داده شده، بايد توجه داشت كه «كافر» اعم از مشرك است و به هر غير مسلمانى، چه مشرك و چه غير مشرك اطلاق مىشود. 3. جنگ با اهل كتاب در مورد جنگ با اهل كتاب نيز آيات متعددى در قرآن وجود دارد؛ از جمله اين آيه كه مىفرمايد: قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَد وَ هُمْ صاغِرُونَ؛ (توبه - 29) با آن گروه از اهل كتاب كه به خداى متعال و روز قيامت ايمان ندارند و آن چه را كه خداى متعال و فرستاده اش حرام كرده اند حرام نمىشمرند و پيرو دين حق نيستند، بجنگيد تا هنگامى كه با خوارى، به دست خود جزيه دهند. درباره اين آيه شريفه بحثهاى مختلفى وجود دارد؛ از جمله آنها اين پرسش است كه آيا آيه به دو گروه اشاره دارد يا به يك گروه، و آيا خداوند مسلمانان را به جنگ با دو گروه مختلف با دو خصيصه جداگانه ترغيب كرده است يا به جنگ با يك گروه كه داراى اين خصايص مختلف است؟ آيا مسلمانها مكلّفند كه هم با كسانى بجنگند كه به خداى متعال و روز قيامت ايمان ندارند و تحريمهاى خداى متعال و پيامبر گرامىاش را به چيزى نمىگيرند، و هم با گروهى از اهل كتاب كه پيرو دين حق نيستند؟ يا اين كه وظيفه آنان نبرد با آن گروه از اهل كتاب است كه به مبدأ و معاد باور ندارند، محرّمات شرعى و الهى را رعايت نمىكنند و تابع دين حق نيستند؟ پاسخ اين پرسش بستگى دارد به اين كه جملات مختلف آيه شريفه را چگونه معنا كنيم. يك نظر اين است كه در آيه شريفه، جمله «الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْاخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ»به يك گروه اشاره دارد و جمله «وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ»، به گروهى ديگر. نظر ديگر اين است كه همه آيه از صدر تا ذيل و همه جملات مختلف آن، تنها به يك گروه اشاره دارد. روشن است كه اگر نظر اول را بپذيريم، آيه هم به كفار و مشركان نظر دارد و هم به گروهى از اهل كتاب؛ اما طبق نظر دوم فقط گروهى از اهل كتاب مد نظر آيه شريفه خواهند بود. در هر صورت، پذيرش هر يك از اين دو نظر، به مطلبى كه ما مىخواهيم از آيه استفاده كنيم خللى وارد نمىكند. بر اساس هر دو نظر مذكور، آن چه كه قدر مسلّم از اين آيه استفاده مىشود اين است كه جنگ با اهل كتاب مشروع است و تا زمانى كه تن به حكومت حق ندهند اين حكم پا برجا است. تنها زمانى اين حكم لغو مىشود كه آنان به دين حق درآيند و يا به حكومت اسلامى جزيه بپردازند و در برابر مسلمانان از برترى جويى و تفوّق طلبى دست بردارند. البته تعيين جزئيّات و شرايط و احكام جنگ با اهل كتاب بر عهده فقه اسلامى است، اما در هر صورت در اصل جواز آن ترديدى وجود ندارد؛ چنان كه در صدر اسلام خود پيامبر(صلى الله عليه وآله)با يهوديان كه طايفه اى از اهل كتاب هستند، وارد جنگ شد. 4. جنگ با منافقان جنگ با منافقان، نوع ديگرى از جنگهاى اسلامى است كه قرآن بر آن تأكيد مىكند. خداوند در قرآن مىفرمايد: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ؛(توبه - 73) اى پيامبر با كافران و منافقان بجنگ و بر آنان سخت بگير و (بدان كه) جايگاهشان جهنم است و بد سرانجامى دارند. در اين آيه خداوند علاوه بر جهاد با كفار، به جهاد با منافقان نيز فرمان مىدهد و تأكيد دارد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله)با آنان با درشتى و صلابت رفتار كند نه آن كه نرمى و مسالمت به خرج دهند و با گذشت و اغماض از كنار آنها بگذرد. در بعضى ديگر از آيات قرآن كريم، خداوند متعال مسلمانان را نكوهش مىكند كه چرا درباره جنگ با منافقان اتفاق نظر ندارند و چرا بعضى از مسلمانان در مورد جنگ با آنان مخالفت مىكنند: فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً؛(نساء - 88) شما را چه شده است كه درباره منافقان دو دسته شده ايد؟ با اين كه خدا آنها را به كيفر كارهايى كه مرتكب شده اند سرنگونشان كرده است. آيا مىخواهيد كسانى را كه خدا گمراه كرده است هدايت كنيد؟ در حالى كه هر كه را خدا گمراه كند هرگز تو بر هدايت او راهى نخواهى يافت. سپس خداى متعال به مؤمنان خبر مىدهد كه منافقان به نفاق و كفر باطنى خود اكتفا نمىكنند، بلكه خوش دارند كه شما مؤمنان را نيز همانند خودشان به سوى كفر بكشانند؛ تا همه در كفر يكسان شويد. آنها نه خود با دين و آيين مسلمانى موافقت دارند و نه از وفاق و اتحاد و يك دلى مسلمانان بر محور دين اسلام خشنودند؛ از اين رو تلاش مىكنند كه مسلمانان را هم به سوى كفر و زندقه بكشانند. وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً؛ (نساء - 89) همان گونه كه خودشان كافر شده اند آرزو دارند (كه شما نيز) كافر شويد، تا با هم برابر باشيد. پس زنهار، از ميان ايشان براى خود دوستانى اختيار مكنيد تا آن كه در راه خدا هجرت كنند. پس اگر روى برتافتند، هر كجا آنان را يافتيد (به اسارت) بگيريدشان و بكشيدشان؛ و از ايشان يار و ياورى براى خود مگيريد. منافقان با اين كه اظهار اسلام و مسلمانى مىكردند، همراه مؤمنان و مسلمانان واقعى از مكه ـ و مناطق ديگر ـ به مدينه مهاجرت نكردند. مقصود آنان از اين كار اين بود كه در هر حال مشخص نشود كه طرفدار چه گروهى هستند، تا در جنگ ميان مسلمانان با مشركان ـ چه مسلمانان بر مشركان پيروز شوند و چه بر عكس ـ آنها از خسارت جنگ بركنار بمانند و پس از جنگ بتوانند از حمايتهاى طرف پيروز بهره مند شوند. اين روش كلى بسيارى از سياست مداران است كه موضع خود را صريح و روشن بيان نمىكنند تا بتوانند بر موج سوار شوند و در هيچ حال از قافله عقب نمانند. در هر صورت، براى مقابله با اين ترفند منافقان، خداوند مسلمانان را موظف مىسازد كه منافقان را در بوته آزمايش قرار دهند تا درستى يا نادرستى ادّعاى مسلمانى آنان روشن شود. يكى از مصاديق آزمايش آنها تن دادن به هجرت به مدينه به همراه مسلمانان بود. خداوند در اين آيه مىفرمايد، اگر آنان همراه مؤمنان مهاجرت كردند، با ايشان طرح دوستى درافكنيد، و گرنه هرگز نبايد با آنان دوست شويد؛ بلكه فرمان مىدهد كه با آنان برخوردهاى سخت و خشن داشته باشيد. به هر حال، خداى متعال مسلمانان را هشيار مىكند كه فريب ظاهر اين فرصت طلبان را نخورند و تا وقتى كه به راستى متحول نشده اند و راست گويى آنان محرز نشده، به ايشان اعتماد و با آنان دوستى نكنند. 5. جنگ با اهل بغى اين جنگ نيز از انواع مختلف جنگهاى اسلامى شمرده مىشود كه در آيات قرآن كريم به اين نوع جنگ نيز اشاره شده است: وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ؛(حجرات - 9) و اگر دو گروه از مؤمنان با هم كارزار كنند ميانشان آشتى برقرار كنيد، و اگر (باز) يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد با آن كه تعدّى مىكند پيكار كنيد تا به فرمان خدا باز گردد. پس اگر بازگشت ميانشان به دادگرى آشتى برقرار سازيد و عدالت ورزيد، كه خدا دادگران را دوست مىدارد. در اين آيه، در جمله نخست موردى فرض شده است كه دو گروه از مؤمنان به جان هم افتاده اند. بديهى است در چنين فرضى، يكى از دو گروه يا هر دو گروه، گرفتار هواى نفسانى و اغراض شيطانى است و يا دچار سوءتفاهم و اشتباه شده است؛ چرا كه در غير اين صورت، ممكن نيست دو گروه كه هر دو مؤمنند قصد جان هم كنند و امنيت و آرامش يكديگر را به خطر اندازند. در هر صورت، اگر چنين فرضى محقق شود بر ساير مسلمانها وظيفه واجب است كه به جنگ آن دو گروه خاتمه دهند و ميانشان صلح و آشتى برقرار كنند. سپس مورد ديگرى فرض مىشود كه در آن يك گروه از مؤمنان بر گروهى ديگر تعدّى مىكند؛ يعنى يكى از آن دو گروه به طور آشكار بر گروه ديگر ستم روا مىدارد و به حقوق آنان تجاوز مىكند. در اين جا طبعاً گروه ديگر به مقابله با اين تجاوز و تعدّى برمىخيزد. بنابراين تهاجم و حمله گروه نخست نادرست و ظالمانه و جنگ و مقابله گروه دوم درست و بر حق خواهد بود؛ چرا كه گروه نخست متجاوز است و گروه دوم مدافع. در اصطلاح فقه اسلامى، گروه اول را «باغى» مىنامند. در اين جا وظيفه مسلمانان اين نيست كه ميان اين دو گروه صلح و آشتى ايجاد كنند؛ بلكه تكليفشان اين است كه با گروه متجاوز و «باغى» بجنگند تا دست از بغى و تجاوز بردارد و حق را بپذيرد و به حكم الهى گردن نهد. حال اگر به هر علت، متجاوز دست از تجاوز برداشت و به راه حق باز آمد و فرمان خداى متعال را پذيرفت، در اين صورت بر مسلمانان لازم است اصلاح «ذات البين» كنند و ميان آن دو گروه به عدل و انصاف آشتى برقرار سازند. 6. جهاد رهايى بخش قسم ششم از اقسام جنگ، جهاد براى رهايى مؤمنان ناتوان و دربند يا «جهاد آزادى بخش» است. گاهى گروهى از مسلمانان كه در كشورى غير اسلامى و «دار الكفر»، زندگى مىكنند مورد ظلم و تجاوز قرار مىگيرند و به هر دليل (نظير در اقليت بودن، قدرت و قوّت كفار، و...) توانايى رويارويى با اين تجاوز و ستم را ندارند. از سوى ديگر نيز امكان مهاجرت به «دار الاسلام» و مسافرت به يكى از كشورهاى اسلامى و زندگى در كنار ساير مسلمانان براى آنان فراهم نيست. در چنين وضعى بر ساير مسلمانان لازم است كه در حدّ توان خود به كمك آن مسلمانان ضعيف و مؤمنان مستضعف و دربند بشتابند و با زورگويان و ستم پيشگان حاكم بر آنان بجنگند و موجبات رهايى و آزادى آنان را از بند ستم و اسارت فراهم سازند. آيه اى در قرآن كه به اين نوع جنگ اشاره دارد اين آيه شريفه است: وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً؛(نساء - 75) و شما را چه مىشود كه در راه خدا (براى) رهايى مردان و زنان و كودكان ناتوان نمىجنگيد؟ همانان كه مىگويند: پروردگارا ما را از اين شهر كه اهل آن ستم گرند بيرون ببر و براى ما از سوى خويش دوست و ياورى قرار ده. 7و8. دفاع و مقابله به مثل دو قسم ديگر از اقسام جهاد، جنگ دفاعى و جنگ قصاصى است. اين دو نوع جنگ، اختصاص به طايفه و گروهى خاص، مثل كفار، مشركان، اهل كتاب، منافقان و ... ندارد، بلكه مسلمانان مكلّفند با هر فرد يا گروهى كه انديشه هر نوع تجاوز به مسلمانان (اعم از تعدّى به مقدسات دينى، عرض، ناموس، جان، مال و...) را در سر مىپروراند، بجنگند و او را از اين كار باز دارند. اين نوع جنگ، «دفاع» يا «جهاد دفاعى» نام دارد. هم چنين مسلمانان موظفند با هر فرد يا گروهى كه به مسلمانان ديگر تجاوز كرده است پيكار كنند؛ كه در اين صورت، جهاد مسلمانان نوعى «قصاص» و «مقابله به مثل» خواهد بود. ****************************************************************** آياتى كه در اين جا آورديم و برخى آيات ديگر نظير آن ها، براى بعضى منشأ اين توهّم شده كه جنگ در اسلام منحصر در جهاد دفاعى است و چيزى به نام جهاد ابتدايى در اسلام وجود ندارد. در اين زمينه بايد بگوييم كه گرچه قراينى وجود دارد كه نشان مىدهد آيات مذكور به جهاد دفاعى نظر دارند ـ و ما نيز برخى از اين قراين را ذكر كرديم ـ اما جواز جهاد ابتدايى در اسلام از ضروريات فقه اسلامى است و در اصل تشريع آن هيچ ترديدى وجود ندارد. فقهاى شيعه و سنّى در اين امر اتفاق نظر دارند و در اصل جواز جهاد ابتدايى اختلافى بين آنان نبوده و نيست. واقعيت اين است كه مشروع بودن جهاد ابتدايى از ضروريات فقه ـ اعم از فقه شيعيان و اهل سنت ـ است. ترديد در اين كه آيا در قرآن كريم آيه اى دال بر جواز يا وجوب جهاد ابتدايى وجود دارد يا نه؛ يا ترديد در اين كه در زمان حيات رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) جهاد ابتدايى رخ داده است يا خير، هيچ يك به اصل مشروعيت جهاد ابتدايى كه از مسلّمات فقه است ضربه اى وارد نمىآورد. حتى اگر ثابت شود كه در همه طول تاريخ اسلام، چه در عهد پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) و چه پس از آن حضرت، تاكنون هيچ گاه جنگى با ويژگىها و علايم جهاد ابتدايى رخ نداده است، با اين حال باز هم در جواز آن تشكيك و خللى راه نمىيابد. سرانجام روزى فرا خواهد رسيد كه در آن روز به فرمان ولىّ عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف جهاد ابتدايى صورت مىگيرد؛ تا سراسر جهان فرمان بر حق و عدالت و حكومت واحد و جهانى آن حضرت گردند. هم چنين اختلافات فقهى كه در فروع و مسايل جنبى جهاد ابتدايى وجود دارد ـ مثل اختلاف فقها در مشروط بودن جهاد ابتدايى به حضور امام معصوم(عليه السلام)و امثال آن ـ هرگز نمىتواند مستمسك انكار اصل اين حكم قرار گيرد. (یعنی جهاد فی سبیل الله خلاصه در جهاد دفاعی و مقابله به مثل نمی شه، بلکه این دو جهاد مصداقی هستن از جهاد ابتدایی) [/b] به هر حال، نمىتوان جهاد ابتدايى را كه اصل جواز آن از ضروريات و مسلّمات فقه اسلامى است، امرى نامشروع و خلاف اسلام قلمداد كرد. برگرفته شده از کتاب جنگ و جهاد علامه مصباح . |
|||
|
|
۱۹:۵۵, ۵/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
(۵/شهریور/۹۳ ۲:۲۶)#1Zero نوشته است: تازه میرسیم به بحث شیرین اسلام! خوب دلم نمیخواست دخالت کنم ولی... من از شما تحدی میکنم نام یک جنگ پیامبر که تهاجمی باشه. همه ی جنگ های پیامبر اسلام دفاعی بودند ( با توجه به این نکته که چون پیامبر معصوم بود اجازه داشت حمله تهاجمی کند ولی این کار را انجام ندادند) حمله ی به ایران هم به دستور عمر بن خطاب انجام شد و حضرت علی و امامان حسن و حسین در این جنگ شرکت نکردند و جنگ رو تحریم کردند. به کنیزی گرفتن زن هم در اسلام برای زنی است که در جنگ حضور داشته باشه و اگر زنی در هنگام جنگ در خانه ی خود مانده باشد کنیز نمیشود و به خانه اش هم ورود نمیکنند. بنده از تمام دوستان خواهش میکنم در موضوعاتی که اطلاعات دارند اظهار نظر کنند و در تاپیک های دیگه مثل من تماشاگر باشند
|
|||
|
|
۶:۵۴, ۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
دوست داشتم فرصت می کردم در بحث شرکت می کردم اما فعلا وقت نیست. البته از نظرات خوب دوستان استفاده می کنیم.
اما یه سوال بی جواب دیدم بابت تبعیض قرآن در مورد زن و مرد. جواب داده شده نمونش: http://www.pasokhgoo.ir/node/20469 http://www.porsemanequran.com/node/22934 http://www.hawzah.net/fa/question/questi...ntID=78944 اینها تفسیر و توجیه نیست. خود متن قرآنه. خیلی واضحه وقتی قرآن در جاهای مختلف می فرماید مرد و زن هر کدوم ایمان بیارن پاداش بهشتی دارن دیگه این حرفهای عامه بی معنی میشه. آیه قرآن هست که در بهشت برای بهشتیان هر چی بخوان مهیاست. ما که نمی دونیم ماهیت بهشت و نوع زندگی و ازدواج و ... اونجا چطوریه. داریم همه چیز رو با مقیاس دنیا می سنجیم. از کجا معلوم اون دنیا زن از چند شوهری بدش نیاد بر خلاف مرد؟ تازه تو این دنیا در بحث شهوات جنسی مرد و زن تفاوت بسیار بزرگ و عمیقی دارن. این رو دیگه هر کسی میدونه اینقدر کتابها نوشته شده. حالا اون دنیا این تفاوت چقدر میشه و چجور میشه رو خداوند می دونه. شاید زن دنیای امروز که نگران حورالعین هایی در بهشت هست بره اونجا اصلا بدش بیاد از چنین چیزی کما اینکه در همین دنیا هم زنهایی همینطوری هستن. متاسفانه فیلمهای هالیوودی بعضی تفکرات غلط رو به زن القا کردن وگرنه تمایلات جنسی زن و مرد خیلی با هم فرق داره اما فرهنگ غربی که همیشه دنبال ابتذال جنسی زن بوده تا ازش حداکثر بهره رو ببره مثل خیلی مسائل دیگه که مطرح کرده زن و مرد یکسان هستن این رو هم مطرح کرده که زن هم چند مرد میخواد وگرنه... بهترین نعمتهای بهشت نعمتهای معنوی رضایت خداوند و صلح و صفا و بودن با دوستان و اهل بیت علیهم السلام و ... هست که به همه می رسه. یه مشت نعمت از دیدگاه مادی هم در بهشت وجود داره که بهشت کامل بشه مثل باغ و نهر آب و میوه و خوراکی و آبهای گوناگون با طعمهای مختلف و .... خوب طبیعیه اینها هم به همه میرسه مرد و زن نداره. حالا زبان عربی از ضمایر مذکر استفاده میکنه دلیل نمیشه حرف عده ای نافهم رو باور کنیم که میگن اونجا هویج هم نمیدن لابد دلیلش همین ضمایر مذکر هست. خوب کمی فکر هم بد نیست. از ابتدایی ترین مسائل درک یه موضوع شناخت دستور زبان هست. به هر زبانی باشه باید کلیات اون زبان مطالعه بشه بعد موضوعش... دید ما نسبت به خداوند چطوریه؟ ما چطور می خوایم بهشت بریم وقتی چنین ذهنیتی نسبت به خداوند داریم. همین طرز تفکر که نمی خوایم زن مورد ظلم واقع بشه رو خداوند به ما موهبت کرده همین عدالت طلبی و نیکی و احسان و ... همه تفکرات زیبا رو خداوند در فطرت بشر گذاشته بعد خداوند رو متهم می کنیم که در کتابش حواسش به مثلا زن نبوده اما حواس من بوده؟ من مرد بی طرفانه وقتی نگاه میکنم می بینم زن باید تو گرما چادر بپوشه یا در گرما و سرما از بچه و خانه نگهداری کنه خصوصا بچه داری که اینقدر سخته دلم میخواد زن واقعا در بهشت ساکن بشه و بهترین نعمتها گیرش بیاد. من این رو می فهمم اما نعوذ بالله خداوند نه؟ باید فکر کرد... اینهم تفکر و تعقلی است که خداوند ما رو بهش دعوت کرده دیگه... خارج از بحث این تاپیک تو پرانتز عرض می کنم دیدین دشمنا همیشه قرآن رو مسخره می کنن که حور و باغ و نهر و گلابی و .... اون روز داشتم به این فکر می کردم که تلاش و تکاپوی تمامی بشر در همه ادوار و تمامی قتلها و غارتهای وحشیانه و تجاوزها که به اسم دین هم متاسفانه انجام میدن (دوستمون گفتن جنگهای صلیبی بد نیست مطالعه کنن پشت پرده جنگها چی بوده نه خیلی ساده گول بعضی تاریخ نویسان رو بخورن) برای رسیدن به همین ها هست که. ثروتمندترین فرد دنیا هم بشین چکار می کنین؟ بهترین محل سکونت هم بگیرین میشه یه باغ با سایه سنگین درخت که آب هم زیر درختاش رد بشه و صدای شر شر بده. خوردنی ها کنار دست. دوست و رفیق و زن و بچه هم دورت. مگه تمام جنایتها برای رسیدن به همینها نیست؟ پس چرا قرآن که کلاسش بالاتره و هم اینها رو ذکر کرده و هم در سطحی به مراتب بالاتر صحبت از نعمتهای معنوی بهشت خصوصا رضوان الهی کرده رو مسخره می کنن؟ جا داره به اینهم فکر کرد... |
|||
|
|
۹:۳۳, ۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
|
جناب بیداری اندیشه من همیشه این برام سوال بوده که قران عربی هست.ما هم اشراف به عربی نداریم و از قواعد و زبانش سر در نمیاریم .
راست میگن جناب #1Zero من این جا ی دینو ندید میگیرم و سانسورش میکنم . چون با باور کردن اون مطالب ، من تحمل ندارم مسلمان باشم . از دین خارج میشم .تحمل ندارم جنیفر لوپز از من نجیب تر باشه .!!!!. ***************************** نقل قول:نقل قول:من موندم دو تا زن مسلمان دانشمند در تاریخ ندیدیم .همش موندم چرا این زن ، با بند و تبصره ضمیمه ی این دنیا شده . خانوم مصباح گرامی ممنون از معرفی خانم بنت الهدی صدر . از 1400 سال پیش تا 100 سال پیش چند زن دانشمند مسلمان داریم که جهانیان با پتانسیل دین کامل اسلام اشنا بشن.حالا تو هر شاخه ای از علم .فقه و حدیث و فیزیک و شیمی و ریاضی . زن برای زایش است و بس . هر دید دیگه به تعریف زن، میشه فمینیسم . همین جنبش کمک کرد زنان تحصیل کنن. شما بفرمایید اگر بنده اشتباه میکنم . |
|||
|
|
۱۳:۰۶, ۶/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/شهریور/۹۳ ۱۳:۰۸ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
اسکای جان!
یه روز حضرت علی (علیه السلام) داشته از دم در خونه حضرت زینب (سلام الله علیها) رد میشده میشنوه که داره قرآن تفسیر میکنه... میگه صراط مستقیم توی قرآن یعنی پدر من... حضرت علی (علیه السلام) بعد از کلاس تفسیر حضرت زینب (سلام الله علیها) بهش میگه کی به تو یاد داده که صراط مستقیم یعنی من؟ میگه مادرم زهرا (سلام الله علیها) یادم داده... یعنی هم حضرت زینب (سلام الله علیها) عالم بوده و کلاس درس داشته و هم حضرت زهرا (سلام الله علیها)... منتهی برای خانم ها... اون علمی که شما ازش نام میبری که زن ها درش هیچ وقت نبودن، توی اسلام ناب وجود نداره... اتفاقاً همون 1400 سال پیش هم بوده... یکی از کنیزهای حضرت زهرا (سلام الله علیها) شیمیدان بوده... خود حضرت زهرا یه کتاب داره به نام صحیفه حضرت زهرا (سلام الله علیها) که دست امام زمانه و علم تمام دنیا توش نوشته شده... خود حضرت زینب (سلام الله علیها) عالم بوده... همین حضرت معصومه (سلام الله علیها) که امروز تولدشونه... دختر 3 ساله امام حسین (علیه السلام) احکام شرعی رو بلد بوده... اگر زنی دنبال علم نره، به نظر من، اسلام بدشم میاد... یعنی اسلام خودش دوست داره که زن ها علم یاد بگیرن... اما شما جواب سوال منو بده! چه عیبی داره زن ها از همدیگه علم یاد بگیرن و برای جلوگیری از فساد اون علم رو بازم توی محیط های صرفاً زنونه استفاده کنن؟ دانشگاه الزهرا چشه که 4 تا ازش نمیزنن که دخترا و پسرا راحت تر درس بخونن؟ اسلام با خود علم برای زن مشکلی نداره... میگه بهتره با نامحرما نباشی... البته خود علم هم مهمه ها!!! یعنی شاید اسلام هر علمی رو واسه زن ها تایید نکنه... اما نکته بعدی: یه امامزاده ای توی جاده ساوه بوده معروف به امامزاده باد... یکی از اقوام ما، وقتی مسئول بوده دستور داده خرابش کنن اونجا رو... اونجا یه تونل کنده بودن و میگفتن از اینورش باد میاد و از اونورش باد میره... این شد معجزه این امامزاده!!! یه امامزاده دیگه هست بهش میگن امامزاده شکرآب... میگن از بالای رودخونه ای که دم در این امامزاده هست، شکر بریزی، پایین رودخونه آب شیرین تحویلت میده... اینم شد یه معجزه دیگه از این امامزاده!!! یه امامزاده دیگه هست که - معذرت میخوام - بهش میگن امامزاده بی غیرت... از بس که حاجت هیشکی رو برآورده نمیکنه... اتفاقاً هم خیلی شلوغه... فکر نکن هی چی که به اسم اسلام میخونی توصیه های اسلام نابه... خیلی هاش رو همین انگلیس های پدرسوخته گفتن و مردم رو بهش تشویق کردن... اتفاقاً تا قبل از دوران قاجار، توی ایران زن سالاری خیلی باب بوده... البته من این رو از روی کتاب های تاریخی ای که میخونم میگم... این که تمام پادشاهان ما همه تحت تاثیر زنانشون بودن و یا مردم عادی همه زن هاشون رو عزیز میدونستن... من فکر میکنم تحقیر و توسری خور کردن زن ها توی ایران از زمان قاجار شروع شد... شاید واقعاً برنامه دراز مدت داشتن واسه این که اول زن های ما رو عقب نگه دارن، بعد بهشون بگن اروپایی ها رو ببینید! دلتون بسوووووزه.... چیزی که با عقل جور در نمیاد و با قرآن در تضاده به نظر من و گفته معصوم بکوفون به دیفال.... ![]() چون تحریفه... در مورد این که میگی زن واسه زاییدنه... شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) تلویزیون سخنرانی آقای رحیم پور ازغندی رو نشون میداد... یعنی یه حرفی زد، حیرت کردم... میگفت امام جعفر صادق (علیه السلام) علوم رو باز کرده و یه حدیث های طولانی ای از ایشون نقل میکرد... توی یکی از احادیث گفت که امام صادق (علیه السلام) فرمودن که در خلقت پرنده ها دقت کنین... پرنده هایی که جوجه هاشون به مراقبت احتیاج دارن و خودشون نمیتونن غذا بخورن، خدا یکی دو تا تخم و جوجه بیشتر بهشون نمیده... مثل عقاب... اما پرنده هایی که جوجه هاشون به محض تولد میتونن کمی از خودشون مراقبت کنن، جوجه زیاد میده... مثل مرغ و اردک و ... یعنی مادری که باید به بچه اش توجه بیشتری داشته باشه و چیزهایی یادش بده، تعداد بچه هاش کمتر میشه که وقت برای تربیت بچه داشته باشه... بعد میگفت به نوزاد انسان نگاه کنین که در بین جاندارن ناتوان ترین موجوده و اگر مادرش نباشه قطعاً میمیره... پس لزوماً زن ها واسه زایمان زیاد نیستن... واسه زاییدن و تربیت کردن درست هستن... یعنی این که زن ها در حاشیه باشن، تاریخ نشون داده که دلیل بر بی اثر بودنشون در تاریخ نیست... یعنی آدم مهم ندیدم که تحت تاثیر یه زن تو زندگیش نبوده باشه... یا مادرش و یا یک زن که عاشقش میشه و اون زن بسیاری از روندهای تاریخی رو تحت تاثیر قرار میده... از تائیس بگیر تا دزیره... توی تاریخ اسلام هم هست... اینم لینک معرفی چند تا زن مسلمون دانشمند... اگر ما نمیشناسیمشون، واسه اینه که لازمه که ندونیم... مثل همون ماجرای هلوکاستی که اینگیلیسی های نامرد تو ایران راه انداختن... کسی اصلاً خبر داشت از 20 میلیون ایرانی 9 میلیونشون کشته شدن؟ نه! چون اگه میدونستیم، تنفرمون از باعث و بانیش زیاد میشد... حالا هم اگه بدونیم قبل از ورود غربی ها به ایران چقدر مملکت ما مملکت زن سالاری بوده، غربی ها و فرهنگهاشون رو می اندازیم تو سلط ( ) آشغال...اما یک سری تحریفات انجام دادن و بعدشم اونا رو هی بولد کردن که من و شما امروز هی بگیم آخه چرا اینقدر تو سر ما زدین؟ اما از لحاظ علمی که میگی چرا زن ها نباید انتخاب کنن که شوهرشون چه جوری باشه: زن ها عاشق قیافه مردها نمیشن... حقیقت اینه که عاشق گفته های مردها میشن... اما مردها عاشق قیافه یک زن میشن... پس براشون مهمه که طرف سفید باشه یا سبزه... اما برای زن ها زیاد مهم نیست... همین قدر که بلد باشه با زنش با احترام حرف بزنه و قربون صدقه بره و عاشق زنش باشه، برای یک زن کافیه... دیگه چشم و ابروی آبی یا مشکی واسه خانم ها ملاک نیست... |
|||
|
|
۱۳:۰۷, ۶/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/شهریور/۹۳ ۱۰:۳۲ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
خانم اسکای اینهمه جنایت تو دنیا مال اینه که کسی نمی دونه راه درست چیه؟ اصلا اینطور نیست. همه می دونن راه درست و کار درست چیه اما چون راه درست سخته بهش پشت می کنن. عرب و عجم نداره. حالا مثلا مسیحی و یهودی که زبان کتابهاشون یه زبان دیگه هست دیگه مردمش درست بهش عمل می کنن؟ اصلا اینهمه قوانین رانندگی که عموما قوانین خوبی هستن و در تئوری همه به به چه چه میگن. چقدر مردم رعایت قوانین می کنن؟ چرا باید جریمه باشه؟ فکر کنین می فهمین جواب سوالتون چی میشه. راه درست طی کردن سخته و از اونطرف نفس آدمی دنبال خوشی ها و خودخواهی های خودش هست. همین خودخواهی و شهوات انسانی هست که ریشه اینهمه ظلم هست وگرنه حقوق زن در اسلام خیلی هم خوب تعریف شده به شرطیکه مرد مسلمون اونها رو بدونه و بهشون عمل کنه. خیلی از مردهای شیعه هم می دونن روش برخورد صحیح با همسرشون توی خونه چطوریه اما عمل نمی کنن چون ضعف ایمان دارن و باید اون دنیا جوابگو باشن. هنر من نوعی همینه که با وجود شهوات و خودخواهی نفس و وساوس شیاطین و ... راه درست رو برم.
حالا عرب جاهلیت و کلا عصر قدیم به زن ظلم می کردن. پیامبر اومد دینی مطرح کرد و راهنمایی هایی ارائه داد و در عمل هم روش درست زندگی کردن رو آموخت اما مردم رعایت نمی کردن تقصیر دینه؟ بماند که بعد از پیامبر نگذاشتن دین راستین اسلام فرصت رشد و عملیاتی شدن در جامعه رو پیدا کنه. دشمنی ها هم باعث شد امثال معاویه و بعد از اون n نفر دیگه احادیث جعلی در دین و مذهب وارد کنن. برای همینه که من اون لینک رو حذف کردم چون پر بود از احادیثی که معلوم نیست سندیتش چطوریه و ظاهرشون با عقل هم در تضاده. حذف کردم تا مصداق نشر اکاذیب به اسم دین نشه. شما اگر دیدی مراجع دینی یا عرفا یا علمای بزرگ شیعه تایید کردن احادیث رو بعد دنبال جوابش باشین نه اینکه هر کسی اومد و چند تا حدیث که حتی بعضی هاش با قرآن تناقض داره آورد باور کنین و ... اینها فقط گردآوری شدن برای بررسی های آینده. لزوما همشون صحیح نیستن اگرچه خیلی هاشون صحیح هستن. ملاک برتری برای همه انسانها تقوی است چطور میشه اندام زن بشه ملاک برتری؟ این واضحه که حدیثش جای بررسی داره... از طرفی چون پیامبران مرد بودن سوالاتی که ازشون پرسیده شده بیشتر از ناحیه مردان بوده و طبعا جوابها خاص مردان داده می شده. کمی هم شاید حیای زنها نمی گذاشته زنان از پیامبر سوالاتی در مورد اندام مرد و زیباییش بپرسن. بعد هم گفتم در بحث تمایلات جنسی بین مرد و زن تفاوت زیادی وجود داره.... در مورد وظیفه اصلی زن یعنی مادر بودن هم لطفا با احترام صحبت کنین. شخصا عقیده قلبی قوی دارم نسبت به اهمیت مادر بودن. بله مادر بودن فوق العاده فوق العاده کار سختیه. مادری که چند فرزند رو باید بزرگ کنه ممکنه نرسه پی اچ دی!!!!!!!!1 بگیره ولی پی اچ دی گرفتن هم در مقابل مادری کردن چیزی نیست. تا مادر مادری نکنه کسی نمی تونه پی اچ دی بگیره اگرم گرفت بیشتر ممکنه به ضرر جامعه باشه تا به نفع جامعه. حالا انگار هدف خداوند از آفرینش انسان کسب علوم دانشگاهیه. خیر اینطور نیست. مطالعه بفرمایید می بینین هدف آدم شدن هست و بندگی که ممکنه مادری بدون داشتن یه کلاس سواد بهش برسه اما ممکنه مردی 300 تا دکتری بگیره و فتح قله علوم مادی یا حتی دینی کنه و همچنان اضل از انعام باشه کما اینکه به طور مثال جنایات هسته ای، شیمیایی و .... رو بعضا دانشمندان رقم زدن. |
|||
|
|
۱۵:۱۶, ۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
چقدر بحث متفرق شد !
من هم به علت مشکلات نت نمی تونم از همه جزء به جزء تشکر کنم . عذر تقصیر ! یعنی دوستانم فکر می کنند که دین داری باعث عقب افتادنه خانومهای مسلمان شده ؟!!! چه ارتباطی دارد !؟!! مگه هرکس که معروف بشود حضور دارد و هر کس که معروف نباشد اصلا حضورش رو باید منکر بشویم!؟ خوب همه اسم ماری کوری رو شنیدید ؟! چرا چون رسانه دست اونهاست . اما اسم بانو ام هانی (راوی حدیث ) حبابه والبیه (یه روایت جالبی از ایشون نقل شده در مورد زندگی ایشون از زمان پیامبر تا امام رضا (علیه السلام) ) ام اسعدشیبانی ... که از شاگران امام یاقر(علیه السلام) و امام صادق بودند رو شنیدین؟! نه !!!!!!. در ضمن آیت الله جوادی آملی نوشتاری دارند که طبق نظر ایشون برای روح در اخرت جنسیت قائل نشده اند . من سرعتم مناسب نیست خودتون می تونید در نت جستجو بفرمایید . اصلا جلواتی که از ذات مبارک باری تعالی به بهشتیان میرسه یا هیچ نعمتی در بهشت قابل مقایسه نیست ... یعنی اینکه اصلا غصه نخورید برای شما هم حوری هست ![]() پ.ن لذت حور نخواهم که بود عین قصور با خیال تو اگر با دگـــــــــری پردازم |
|||
|
|
۲۲:۵۲, ۵/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۳ ۱:۱۸ توسط nima@mohsen.)
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
(۱/شهریور/۹۳ ۱۴:۰۵)فاطمه خانم نوشته است:سلام اگر هردو در یک سطح باشند یعنی اون دینداره هم ادم خوبی باشه و اون لاییکه هم همینطور و هردو از لحاظ رفتار اجتماعی در یک سطح باشند و ازاری برای کسی ندارند،اونوقت اون دینداره عملش با اون لاییکه قابل مقایسه نیست اما اگر قضیه برعکس باشه یعنی شما از دست اون ادم دینداره در عذاب مطلق باشی هزاری هم که اون طرف عبادت فردی داشته باشه ،اما در مقابلش اون اقای لاییک نه تنها به شما ازاری نمیرسونه بلکه به شما خدمت هم میکنه، اون در نزد خداوند جایگاه بهتری داره خدای را بر ان بنده بخشایش است که خلق از وجودش در اسایش است میدونید چرا؟ خداوند به اون اقای دیندار میگه : تو کتاب من رو خوندی و از فرستادگان من هم خیلی چیز ها شنیدی اما به هیچ کدوم عمل نکردی و با علم به اینکه باید از خیلی چیزها پرهیز کنی اما نکردی،پس مجازاتی سنگین تر خواهی داشت. و به اون لاییکه میگه تو بر خلاف اینکه کتابهای من رو نخوندی و ازفرستادگان من چیزی نشنیدی و قبول نکردی اما در جامعه انسان خوبی بودی پس برای تو پاداشی خواهم داد اما مجازاتی نیز داری نبا عبادی انا غفور رحیم پیامبر به بندگانم بگو من بسیار مهر بان و بخشنده هستم و اینکه ارحمو ترحمو به دیگران رحم کنید تا به شما رحم کنم یا حق (۲/شهریور/۹۳ ۱۹:۵۸)فاطمه خانم نوشته است: به قول سعدی در این دو ایه خداون اعلام می کند کسانی که از ایمان برگردند( یرتدد) که این مشخصا برایش مجازاتی سنگین است مثل این که شما از یه ادم بالغ توقع اشتباه کودکانه رو ندارید و اونو مواخذه می کنید و کسی که به ایمان برسه و بر گرده ،در عین دانایی خطا کرده و این قضیه شامل حال کسانی که به اعتقادی نرسیدند نمی شه کسانی که به ایمان نرسیدند جزو گمراهانند. اگر کسی بدون این که شما رو بشناسه پیچ چرخ شما رو که باز شده و خطر ناکه رو ببنده ،شما بعد از فهمیدن موضوع از اون تشکر نمی کنید یا اینکه با اون دعوا می کنیدو حالا اگر این فرد اشنا باشه که دیگه هیچ قطعا به خاطر این که شما رو نجات داده اونو حلوا حلواش می کنید و همه جا از اون تعریف می کنید و بارها ازش تشکر می کنید.اما از اون غریبه به خاطر اینکه از شما دوره و ممکنه اونو بعدا نبینید قاعدتا یکبار تشکر می کنید و حستون نسبت بهش کمتره قوانین زمینی بر گرفته و اموزش داده شده از طرف خداوند به انسانهاست و همون خالق افریننده اخرت و چیز های دیکه هم هست و خیلی از همین قوانین در جهان دیگه هم حاکمه. قاعدتا هر کسی به اندازه معرفتش در دنیای دیگه بهره میبره. به قول دوستمون ادیسون الان وضعیتش چیه؟ کسی که مدرسه ای رو به خاطر اینکه در جامعه افراد با سواد وجود داشته باشند میسازه(لاییک)و تصورش اینه که اگر باسوادی در جامعه وجود داشته باشه فقر،فحشا،فساد،بیماری وهزار چیز دیگه کم میشه و به دنبال جامعه ایده الی هستش و بعد هم میره مدرسه روهم میسازه و سالها از بین دانش اموزان اون افراد مفیدی تو جامعه راهی میشن و به دنیای بشری خدمت میکنند و هزار منفعت اجتماعی دیگه و اون اقا میمیره،نمیشه گفت چون نیت قربتا الی الله نکرده پس باطله و هیچ منفعتی براش نیست. اینطوری یه جورایی قانون خدا (العباذ بالله)اشکال داره. در سوره بقره میخوانیم : خدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او، نیکیهای هر کس به سود او و بدیهایش نیز به زیان خود اوست. بقره286 یعنی این اقاوسع دینیش اینقدره(خدا رو قبول داره اما نه مثل ما) و کار خدا پسندانه کرده که در پی اون هزار اتفاق خوب افتاده و هدفش بهتر شدن جامعه ایست که خداوند به زندگی کردن و هدایت اون جامعه دستورداده،پس یعنی به یکی از دستورهای خدا جامعه عمل پوشونده پس به اندازه معرفتش و در کنار اون عملش پاداش می گیره ضمن اینکه به واسطه اشتباهش مجازات هم میشه. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: Besmella.png]](http://s2.picofile.com/file/8101890850/Besmella.png)










