کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ضمیمه ((کارگروه منــــــطق)) ،بحث های محتوایی
۱۶:۰۸, ۱۷/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/شهریور/۹۳ ۱۲:۳۳ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


در حدیث آمده است که رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: اگر روزى بر من بگذرد و در آن بر علم من افزوده نشود، آن روز براى من مبارک نیست.(برگرفته از تفسیر نور)

در قرآن و کتب روایی ، آیات و احادیث بسیاری را می توان در فضیلت طلب علم و دانش یافت.


اما باید حواسمان باشد مصداق : (العلم هو الحجاب الاکبر) نشویم.


البته این خود بحثی طولانی می طلبد که فعلا از بحث ما خارج است و خود باید در تاپیکی جداگانه بحث شود حالا که تا اینجا آمدیم حیفه قبل از شروع مطلب یادی از امام(رحمة الله علیه) نکنیم :


“ارسطو بن نيقم ماخوس از اهل اسطاجه از بزرگان فلاسفه جهان به شمار مي رود و تعليمات منطقي و قواعد علم ميزان ، که پايه علم ها است، رهين زحمت هاي گرانبهاي اين مرد بزرگ است و از اين سبب که بنيان تعاليم منطقيه کرد به “معلم اول” مشهور شد و شيخ الرئيس اعجوبه روزگار در پيش تعاليم اين بزرگمرد زانو به زمين زده و زمين ادب بوسيده و به گفته شيخ الرئيس تاکنون به قواعد منطقيه که ارسطو بنا نهاده، احدي را ياراي اشکال نبوده و آراي متين او دستخوش نقص و ابرام نشده."
(کشف الاسرار , ص 34 و در عربی اش ص 58)

اما اصل مطلب:


ن : خدمت عزیزان کارگروه منطق عارضم با هماهنگی سید ابراهیم تصمیم بر این شد که بحث های محتوایی در تاپیک جداگانه ای مطرح و بررسی شود هرگونه سوال و بحث در این تاپیک ضمیمه مطرح شده ، و بقیه ی مباحث فنی و مشکلات فنی و ثبت و نام و اعلامیه ها و ... در تاپیک کارگروه منطق مطرح شود.



برای بهتر یادگرفتن مطالب سوال پرسیدن و بحث کردن و مطرح کردن مطالب جدید و اضافه تر و دادن نمونه سؤال
خیلی می تواند مؤثر باشد.

برای قوی تر شدن منطق یکی از اساتید ما می گفت علم ریاضیات را خوب فرا بگیرید خیلی مؤثر است و کمک می کند هم ریاضیات به منطق هم منطق به ریاضیات.


خوب دوستان توجه کنند به یک سری نکات:


1- سعی کنید حدالامکان در بحث ها شرکت کنید و خودتان سعی کنید یک بحثی مطرح کنید برای اینکه بحثی انجام شود نیازمند سه طرف هستیم یکی موافق یکی هم مخالف یکی هم رئیس مجلس فقط فرقش اینه که تهش رای گیری نداریم هرچی رئیس مجلس بگه اون قبوله. در ضمن رای ممتنع هم نداریم.


2- دوستان برای اثبات درستی یک چیز یا برای دلیل آوردن برای یک جمله فقط به یک دلیل بسنده نشود اگر دلیل دیگری هم وجود دارد آن را نیز مطرح کنید ، این مثل حل مسائل ریاضی و فیزیکه که بعضا بیش از یک راه حل دارند.


3- برای اینکه بحث یک نظمی به دنبال داشته باشد سعی کنیم که هر مسئله ی جدیدی(بحث و سوال و مطلب و ...) که می خواهیم مطرح کنیم بعد از اینکه مسئله ی مورد نظر تمام شد و پاسخ داده شد آن را مطرح کنیم و یک شماره کنارش بزنیم مثلا اگر بحث اول در مورد فلان اظهارنظر بهمانی در مورد منطق است بگذاریم تمام شود و بعد بحث یا سؤال جدید را با شماره ی 2 مطرح کنیم.( مثلا اگر در مسئله ی 3 هستیم و این مسئله تمام شد و در مورد مسئله ی 1 مطلبی پیش آمد کنارش مطلب "ادامه ی شماره 1" را می زنیم و مطرح می کنیم)


4- از سؤال پرسیدن نهراسید.


5- از دادن پست هرز حدالامکان بپرهیزید اگر می خواهید حس و حال بحث و سؤال را یکم عوض کنید در کنار یک مطلب مرتبط آن شکلک ها یا مطالب طنز را مطرح کنید.


6-ابتکار خیلی می تواند مؤثر باشد مثلا مطالب درسی را در قالب یک داستان مطرح کنید یا در قالب شعر و یا در قالب یک تصویر.


7- دوستان از کنار یک مطلب به راحتی نگذرند و سعی کنند آن جمله را تجزیه و تحلیل کنند.


8- اساتید هم خواهشا در بحث ها شرکت کنند : حسن .س عزیز و استاد گرانقدر آقای محمد هادی


9- این مطالب و قوانین در صورت لزوم ویرایش خواهند شد.

یا علی(علیه السلام)



و اما مطلب 1

پیرامون این بخش ها (از درس اول):


نقل قول:براى ما لازم است مانند عده اى چشم بسته منطق ارسطویى را نپذیریم و
همچنین مانند عده اى دیگر چشم بسته آن را محکوم نکنیم بلکه تحقیق کنیم و ببینیم
ارزشى که منطق ارسطویى براى خود قائل است چه ارزشى است.


نقل قول:در قرون جدید به وسیله فرنسیس بیکن انگلیسى و دکارت فرانسوى، منطق ارسطویى سخت مورد
هجوم و ایراد قرار گرفت، گاهى آن را باطل خواندند و گاهى بى فایده اش دانستند


باید بدانیم که چه انتقاداتی به منطق وارد شده و چه پاسخ هایی برای آن داده می شده و آیا انتقادات وارد بوده یا نه.

فرانسیس بیکن می گوید : منطق که آن را وسیله ی کسب علم قرار داده بودند ، در حقیقت وسیله نیست . مجهولات به برهان قیاس که جزء اصلی منطق است معلوم نمی شود و حقیقت از آن مکشوف نمی گردد . فایده ی منطق الزام و اسکات خصم است در مباحثه ، و راسخ کردن خطاهائی که به ذهن وارد شده است . زیرا کشف حقیقت تنها به تعقل و قیاس و استخراج جزئیات از کلیات میسر نیست ، بلکه باید در جزئیات مطالعه نمود و معلومات جزئی ار به ترتیب و تسلسل در آورد و از آنها استخراج کلیات کرد و مادام که به مطالعه ی جزئیات و استقراء پی به حقایق امور برده نشده استدلال و تعقل بی مأخذ و بی بنیاد و مبتنی بر تخیلات و موهومات است ... .

دکارت می گوید : قواعد منطق با همه درستی و استواری مجهولی را معلوم نمی کند و فایده ی حقیقی آن همانا دانستن اصطلاحات و دارا شدن قوه ی تفهیم و بیان است . زیرا که برهان استخراج نتیجه است از مقدمات . پس هرگاه مقدمات معلوم نباشد ، نتیجه نخواهد بود و تنها با قواعد منطقی معلومی نمی توان بدست آورد و اگر مقدمات درست در دست باشد ، نتیجه خود حاصل است . عقل سلیم انسان به فطرت خود قواعد منطقی را بکار می برد و به این همه بحث و جدال منطقیان حاجت ندارد . و اگر مقدماتی که در دست است غلط باشد ، نتیجه هم غلط خواهد بود و به جای معرفت ضلالت حاصل خواهد شد . و از همین رو طالبان علم ، با آنکه قوانین منطقی را به خوبی می دانستند خطا بسیار کرده اند.

(این مطالب برگرفته از کتاب منطق صوری است.)

اینها انتقادات برخی فلاسفه و دانشمندان غربی به منطق بود که البته تنها انتقادات غربی ها نبود برخی از دانشمندان و غیر دانشمندان شرقی نیز انتقادهایی به منطق وارد می کنند که ان شاءالله اگر کامل پیدا کردم در تاپیک خواهم گذاشت.

یا علی(علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، شیدا ، مجید املشی ، السا ، یاســین ، Havbb 110 ، محمدهادی ، فاطمه خانم ، منصوره ، عبدالرحیم ، حضرت عشق ، MohammadMeraj
۱۴:۳۷, ۱۸/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۳ ۱۴:۳۰ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #2
آواتار
حرف دکارت که به نظر خیلی خوب و صحیح میاد. خدا رحمتش کنه

البته این قول در بین فلاسفه ما هم بوده:

خواجه نصیر که از بزرگترین منطق دانانه میگه:
الابتداء بالمنطق واجب لكونه آلة في تعلم سائر العلوم

منطق ارزش علمی نداره و غایت محسوب نمیشه بلکه تنها وسیله ای است برای درست اندیشیدن

خود قدما هم گفتند: آله قانونیه، تعصم مراعاتها

الذهن عن الخطأ في الفکر
یعنی:
ابزاری از جنس قانون است که رعایت کردن آن، ذهن را از خطا در فکر کردن باز می دارد

در کل مباحث مربوطه حجتش خوبه؛
برای کسانی که بخواهند فلسفه بخونند، بحث برهان و مغالطه هم لازمه.
مباحث نوع و جنس و ... هم تقریبا یه مشت چرندیاته که ارزش اتلاف وقت زیاد نداره

به خاطر همین در کل، کسی که باهوش باشه یه منطق در حد مظفر یا شرح منظومه بخونه کافیشه، البته باب برهان و مغالطه را بیشتر باید کار کرد.


حوصله کردید این نوشته را بخونید مختصر و مفیده:

اینجا

خدا رحمت کنه پدر مرحوم سید کاظم عصار را که فرموده:
دخول در علم منطق باز براى طلبه به هيچ‌وجه لازم نيست و اين كه منطق را مانع از خطاى در افكار دانسته‌اند وجهى ندارد ... تمام اصطلاحات منطق وحشى و سريع النسيان است و در علميات قليل الاستعمال است حتى در حكمت- كه گمان مى‌شود كه وضع منطق براى فهميدن علم حكمت است-و اين شهرتى است كه اصلى ندارد...


ولی از طرف دیگه پسر مرحوم شیخ عبدالکریم، مهدی شون، می گه:
هرچه منطق بخونید بازم کم خوندید، منطق حلال هممه مشکلات فلسفه است. منطق زبان انسانی است نه زبان ارسطویی
خردنامه صدرا، مصاحبه با ایشون، ص 11، شهریور 78

البته خب هر دو دیدگاه در جانب افراط و تفریطند و باید هر دو تعدیل بشن، انشاءالله بیشتر عرایضی را تقدیم می کنم
شهید ثانی حق مطلب را در منیه المرید ادا کرده ؛ عین عبارت را در خاظر ندارم، ملاحظه کنید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، شیدا ، m.hossein ، حسن.س. ، یاســین ، منصوره ، حضرت عشق ، MohammadMeraj
۲۲:۴۷, ۱۸/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/شهریور/۹۳ ۲۲:۵۵ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #3
آواتار
عبارت شهید ثانی (روحی فداه) را کامل میارم که قابل توجهه:


ر اولين وهله علم تصريف را بياموزد و درجه بدرجه از آسان بمشكل و از كوچك به بزرگ گرايد تا بخوبى متقن ساخته و بهمۀ موضوعاتش احاطه پيدا كند.

سپس بعلم نحو به‌پردازد و همان‌طورى‌كه تذكر داديم در حفظ موضوعات، جديت كاملى انجام دهد زيرا علم نحو براى درك معانى اثر بزرگى را دربر دارد و جادۀ مستقيمى است براى اتقان كتاب و سنت، زيرا وضع هر دو بزبان تازى است.

بعد از اين بباقى علوم عربيه اشتغال ورزد.

و چون از كليۀ علوم فوق الذكر فراغت يافت به علم منطق پردازد و در تحقيق مطالب حد وسط را كه خير الامور اوسطها است مراعات كند، و مانند ساير علوم دربارۀ علم منطق زياده‌روى نكند، زيرا بى‌مبالغه هم، مقصود بدست مى‌آيد گذشته از اين هرچه بيشتر دربارۀ اين علم جديت نمايد موجب تضييع وقت خواهد بود.

پس از آن بعلم كلام پردازد و درجه بدرجه قدم بردارد و از طبيعياتش بخوبى اطلاع حاصل كند تا ملكۀ بحث از مزايا و خواص عالم براى او هويدا شود.

بعد از اين به تعلم اصول الفقه پردازد و كتب و مباحث او را متدرجا فراگيرد.

بديهى است علم اصول از نظر تحرير و تحقيق براى كسى كه ارادۀ تفقه در دين نموده پس از علم نحو احق علوم بشمار رفته در نتيجه كه از مقاصد علم درايه اطلاعى حاصل كرد، بقرائت حديث بپردازد و از روايت و تفسير و بحث و تصحيح تا اندازۀ كه وقت اجازه ميدهد و حال اقتضا ميكند گفتگو كند و لا اقل اصلى را برگزيند كه بر ابواب و احاديث فقه مشتمل باشد پس از اين به بحث از آيات قرآنى كه متعلق به احكام شرعيه است اشتغال پيدا نمائيد.
تمام شد بیان شهید.....


البته دوستان بزرگوار توجه داشته باشند که تو این دوره زمونه دیگه لزومی نداره برای منطق دانستن، زبان عربی را بلد بود.
ولی خودمونیم، عربی همچین کاری نداره
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، سید ابراهیم ، منصوره ، آیات ، حضرت عشق
۲۳:۲۸, ۲۰/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/شهریور/۹۳ ۲۳:۵۲ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام و با عرض پوزش به خاطر تاخیر
دیگه خجالت رو کنار بگذارم حتی اگر غلط بود حرف خودم رو بزنم و توجیه بشم. با توپ و تشر فهمیدن بهتر از هرگز نفهمیدن است.

نقل قول:البته دوستان بزرگوار توجه داشته باشند که تو این دوره زمونه دیگه لزومی نداره برای منطق دانستن، زبان عربی را بلد بود.
ولی خودمونیم، عربی همچین کاری نداره
معما گر حل شود آسان شودWink
الآن وقتی آدم می بینه یک ترجمه ی درست و حسابی از احصاءالعلوم نمی تونه پیدا کنه یا از کتاب اون ملعونی که مسحضر هستید یا کتب منطق دیگر واقعا گیج می شه. بعد حرف شما عین این می مونه که مثلا سیدابراهیم به یک بچه ای که هنوز الفبا نخونده بگه تاریخ که آسونه!

------------------------------------
دوستان ببخشید حالا که دارم بررسی می کنم حسابی گیج شدم , بخواطر این که گیج نشوم می خواهم که حرف هر کسی را یکی , یکی نقل و نقد کنیم چون خیلی زیاده انتقادات و همچنین سیل تشکرات از منطق. بالاخره ما باید بفهمیم آیا منطق همانی هست که در تعریف می گویند یا تعریف آن ناقص است آیا به درد میخورد ، نمی خورد و ...: بنظرم از سخنان جناب دکارت شروع کنیم چون ساده تر است.(بنده آنجاهائی که برای بنده غیر قابل قبول است را مطرح می کنم)


نقل قول: حرف دکارت که به نظر خیلی خوب و صحیح میاد. خدا رحمتش کنه
نقل قول:اگر مقدمات درست در دست باشد ، نتیجه خود حاصل است

آقای محمدهادی ما در اکثر منابع منطق در مورد علت بوجود آمدن آن اینطور می خوانیم که در آن زمان و پیش از زمان ارسطو یعنی در زمان استادش افلاطون و استاد استادش سقراط مکتب سوفسطائیان وجود داشته و دیگه خودتون در این زمینه بزنم به تخته خیلی چیزها می دانید که ارسطو با بنا گذاشتن فنون منطقی و کتاب ارغنون یک جوری طومار اینکارها را پیچید همونطور که بعد ها هم فلاسفه ی اسلامی و فلاسفه ی معاصر تقدیرهایی از فنون منطقی ارسطو کرده و مکتب سوفسطائیان را نقد کردند.

خوب این مقدمات با حرف جناب دکارت متناقضه.

پس این جمله ی (اگر هر وقتی مقدمات درست در دست باشد , نتیجه خود حاصل است) چگونه توجیه می شود وقتی ما می دانیم که ارسطو در مقابل مغالطه ها و فنون اینها برای به کرسی نشاندن هر حرفی احساس نیاز به قوانین خاصی کرده و آن قوانین را مطرح کرده؟(نمی دونم با این حالت نوشتن بنده متوجه منظور بنده شدید؟)
یعنی اگر این حرف جناب دکارت صحیح بود پس سوفسطائیان نمی بایست وجود داشته باشند و تعداد زیادی شاگرد داشته باشند و این مرد بزرگ نباید در مورد اینها احساس وظیفه می کرد و قوانین منطقی را وضع می کرد.


نقل قول:و اگر مقدماتی که در دست است غلط باشد ، نتیجه هم غلط خواهد بود و به جای معرفت ضلالت حاصل خواهد شد .و از همین رو طالبان علم ، با آنکه قوانین منطقی را به خوبی می دانستند خطا بسیار کرده اند.

بنده به این حرف ایشون انتقاد دارم مثال می زنم در حد یک مثال است خواهشا به خود مثال ایراد نگیرید به بحث خودمون بپردازیم)

a) پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انسان است(تصدیق بدیهی)
b) پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عالم است(تصدیق بدیهی) => e) هر انسانی عالم است ( تصدیق نظری)

c) پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عالم است‌(تصدیق بدیهی)
d) پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نبی خداست(تصدیق نظری) => f) هر عالمی نبی خداست.( تصدیق نظری)

و

نتیجه ی e,f => هر انسانی نبی خداست.(تصدیق نظری)


( اصل مطلب a,b نتیجه شان e می شود ، c ,d نتیجه شان f میشود ، و نتیجه ی e,f‌ می شود g . ، حالا اولین مقدمات درست و بدیهی هستند دومین مقدمات غلط و نظری هستند و سومی هم غلط می گیریم حالا اگر ریشه یابی کنیم می توانیم مصالح فاسد را بیابیم و دلیلشان را مگر اینکه پاسخ این سوال بله بشود:
آیا یک تصدیق بدیهی می تواند تصدیقی غیر صحیح و غیر واقع باشد؟)

خوب تصدیق نهایی غیرصحیح است چون مصالحش فاسد است.
خود این مصالح فاسد به حکم این جملات نقل شده از کتب استاد شهید مرتضی مطهری(رحمة الله علیه) :

نقل قول:تفكر و استدلال که منطق ارسطویى مدعى است که قوانین صحت آن را بیان مىکند این است که ذهن از - -
تصورات ضرورى و بدیهى به تصورات نظرى و اکتسابى دست مىیابد و احیاناً آن تصورات اکتسابى را سرمایه
تحصیل و دست یابى به یك سلسله تصورات نظرى و اکتسابى دیگر قرار مىدهد، و همچنین تصدیقات ضرورى و
بدیهى را وسیله کشف یك عده تصدیقات نظرى و اکتسابى قرار مىدهد و آنها را نیز به نوبه خود وسیله تحصیل
و دست یابى به یك سلسله تصدیقات دیگر مىسازد .

شامل مواد دیگری هستند بنابراین ما می توانیم ریشه ها را نیز مورد بررسی قرار دهیم وکمی عقب تر برویم وقتی از تصدیق نهایی در مثال بالا هی گام به گام به عقب برگردیم می فهمیم چرا مصالح فاسد است زیرا یا مصالح خود آن فاسد است یا فرم آن.
اگر مصالح فاسد بود به قدری به عقب برمی گردیم که بالاخره به تصدیق بدیهی برسیم که صحیح است.

اینکه من نمی رم بفهمم مشکلش چیه ، مشکل از منه نه از منطق.


فعلا بسه پدر اینجانب در آمد.Wink

یاعلی(علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، سید ابراهیم ، حضرت عشق ، MohammadMeraj
۱۵:۲۶, ۲۲/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
(۲۰/شهریور/۹۳ ۲۳:۲۸)m.hossein نوشته است:  
یعنی اگر این حرف جناب دکارت صحیح بود پس سوفسطائیان نمی بایست وجود داشته باشند و تعداد زیادی شاگرد داشته باشند و این مرد بزرگ نباید در مورد اینها احساس وظیفه می کرد و قوانین منطقی را وضع می کرد.


نمیشه گفت پیدایش این آقایان مربوط به عدم وضع قوانین منطقی بوده، ممکنه تو بحث مغالطه، مغالطات آنها را بشه کشف کرد، اما برخی مسایل آنها فلسفیه نه منطقی که هنوز هم که هنوزه برخی فلاسفه باهاش درگیرند

اگر مربوط به وضع قوانین بود که باید کلا بعد تدوین منطق کاملا از بین ی رفتند، در حالیکه می بینیم هستند.

در زمان عباسی، شاهد مناظه ابوالهذیل معتزلی با سوفیست هستیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، سید ابراهیم ، حضرت عشق ، MohammadMeraj
۱۲:۴۹, ۲۳/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/شهریور/۹۳ ۱۲:۵۲ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #6
آواتار
(۲۲/شهریور/۹۳ ۱۵:۲۶)محمدهادی نوشته است:  نمیشه گفت پیدایش این آقایان مربوط به عدم وضع قوانین منطقی بوده، ممکنه تو بحث مغالطه، مغالطات آنها را بشه کشف کرد، اما برخی مسایل آنها فلسفیه نه منطقی که هنوز هم که هنوزه برخی فلاسفه باهاش درگیرند

اگر مربوط به وضع قوانین بود که باید کلا بعد تدوین منطق کاملا از بین ی رفتند، در حالیکه می بینیم هستند.

در زمان عباسی، شاهد مناظه ابوالهذیل معتزلی با سوفیست هستیم.

صحیحه ولی بنده در جواب آقای دکارت گفتم چون ایشان گفتند اگر مقدمات صحیح باشد نتیجه خود حاصل است این حرف غیر صحیحه چون مکاتب مختلف خیلی جاها شده که از مقدمات صحیح به نتیجه ی غلط رسیده اند یا می خواستند به زور حرف غلط خودشون را به کرسی بنشانند مثل مثلا سوفسطائیان. من دارم حالت ایده آل را در نظر می گیرم که اگر همیشه این قاعده برقرار باشد پس نباید همچین مکاتبی وجود داشته باشند.

البته اینکه بنده گفتم از منابع کتب منطق بود که نوشته بود سقراط و افلاطون در مقابل این مکتب احساس وظیفه کردند و در نهایت ارسطو با وضع قوانین منطقی دلایل آنها را به زمین زد , حالا اینکه هنوز هم وجود دارند دیگر تقصیر خودشان است چون یا قاصرند یا مقصر.
----------------------------------------------
نقل قول:اگر مقدمات درست در دست باشد ، نتیجه خود حاصل است

ما در تعریف منطق می خوانیم ( آلة) که در ترجمه به فارسی به آن می گوییم وسیله یا ابزار.

چون وسیله و ابزار خودشان از مقدمات به شمار می روند مثلا توی ساختمان سازی نقشه کشی هم از مقدمات , دانستن قوانین مهندسی هم از مقدمات هست . آیا ما می توانیم منطق را از همان مقدمات به شمار بیاوریم؟

اگر این اتفاق بیفتد می توانیم بگوییم جمله ی بالا صحیح خواهد بود.


نقل قول:عقل سلیم انسان به فطرت خود قواعد منطقی را بکار می برد و به این همه بحث و جدال منطقیان حاجت ندارد .

این حرف صحیح است ولی برای اثبات بدرد نخوردن منطق ناقص است زیرا هر انسانی دارای عقل سلیم و عقل مستفاد نیست.
اگر عقل سلیم بود قابل قبوله ولی همه ی انسان ها دارای عقل سلیم نیستند.


نقل قول:قواعد منطق با همه درستی و استواری مجهولی را معلوم نمی کند و فایده ی حقیقی آن همانا دانستن اصطلاحات و دارا شدن قوه ی تفهیم و بیان است . زیرا که برهان استخراج نتیجه است از مقدمات . پس هرگاه مقدمات معلوم نباشد ، نتیجه نخواهد بود و تنها با قواعد منطقی معلومی نمی توان بدست آورد

جملات اول را باید بعد از اتمام دروس در موردش صحبت کنیم جملات قرمز رنگ را هم نفهمیدم بخاطر همین حرفی در مورد این بخش نمی توانم بزنم
اگر دوستان متوجه شدند به بنده توضیح بدهند


پ: آقای محمدهادی و سید بزرگوار و برادر عزیزمون حسن.س تا الآن من می توانم نظرات شما در مورد انتقادات دکارت و عرایض خودم بدونم؟

----------------------------------------------------------

این سخنان امام(رحمة الله علیه) پیرامون رای ارسطو و قضایای دکارت است در صفحه ی 34 کتاب بسیار زییای کشف الاسرار(عربی) من در بالا آورده بودم.(در فارسی در کتاب دانلود شده صفحه ی 58 بود.)

کامل ترش را اینجا می آورم:


“ارسطو بن نيقم ماخوس از اهل اسطاجه از بزرگان فلاسفه جهان به شمار مي رود و تعليمات منطقي و قواعد علم ميزان ، که پايه علم ها است، رهين زحمت هاي گرانبهاي اين مرد بزرگ است و از اين سبب که بنيان تعاليم منطقيه کرد به “معلم اول” مشهور شد و شيخ الرئيس اعجوبه روزگار در پيش تعاليم اين بزرگمرد زانو به زمين زده و زمين ادب بوسيده و به گفته شيخ الرئيس تاکنون به قواعد منطقيه که ارسطو بنا نهاده، احدي را ياراي اشکال نبوده و آراي متين او دستخوش نقض و ابرام نشده گو که دکارت فرانسوی به پندار خود و بعض نویسندگان محترم ما انقلابی در منطق کرده ولی کسانی که از روی دانش و بینش وارد این میدان شوند می دانند پایه ی معلومات دکارت در این باب و در الهیات به چه اندازه سست و بچه گانه است فسوسا که ما از اروپاییان چنان وحشت کردیم که یک سره خود را باخته و علومی که خود در او تخصص داریم و اروپاییان تا هزارسال دیگر نیز باو نرسند به سستی تلقی می کنیم کسی که منطق الشفا(ابن سینا) و حکمت الاشراق(سهروردی) و حکت متعالیه ی صدرای شیرازی دارد به منطق و حکمت اروپائیان که باز در کلاس تهیه است چه احتیاج دارد اینها گمان کرده اند که اگر مملکتی در سیر طبیعی پیشرفت کرد در سیر حکمت الهی نیز پیش قدم است و این از اشتباهات بزرگ ما است و یکی از تبه کاری های نویسندگان مشرق اسلامی باید دانست."
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، محمدهادی ، MohammadMeraj
۱۱:۵۶, ۱۷/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۳ ۱۱:۵۷ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

تا سید بعدی را نفرستاده چند تا سوال دارم.

این موضوع بالا را هم ان شاءالله بعدها ادامه خواهم داد.

------------------------------------------

2- از درس دوم و سوم :


نقل قول:منشأ خطا يكى از دو امر ذيل ممكن است بوده باشد :
الف) آن مقدماتى كه آنها را پايه قرار داده و معلوم فرض كرده خطا و اشتباه باشد؛ يعنى مقدماتى كه
مصالح استدلال ما را تشكیل مى دهد فاسد باشد .
ب) نظم و شكل و صورتى كه به مقدمات داده شده غلط باشد؛ يعنى هر چند مصالح استدلال ما صحیح
و درست است ولى شكل استدلال ما غلط است

-:

شراب از انگور درست شده , انگور حلال است => شراب حلال است.
(نمی توان گفت قطعا این از مورد اول یا مورد دوم هست)
خاکستر از آتش گرفتن چوب بدست می آید , محلول خاکستر و آب چربی را در خود حل می کند(خاصیت قلیایی دارد) => محلول چوب و آب نیز دارای این خاصیت است.
تغییر ماهیت را چگونه باید متوجه شد و اینکه در کدام دسته حساب می شود.

-:

نقل قول:منطقّیین اسلامى بحث خود را در منطق از تعریف «علم» و «ادراك» آغاز مىکنند

من از بچگی یاد گرفتم که در زبان عربی هیچ دو کلمه ی مترادفی نیستند مگر اینکه اختلافات جزئی دارند و یگی از جنبه های مثبت کتاب ارزشمند قرآن کریم و کتب دینی مانند نهج البلاغه و علی الخصوص صحیفه و ادعیه این موضوع است.

حالا یک سوال علم و ادراک چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ و چرا در جمله ی بالا از هر دو استفاده شد و فقط یکی از آنها را استفاده نکردیم؟

همین سوال در مورد انواع تصدیقات و تصورات هم بوجود می آید ولی به صورت ضعیفتر.


-:

نقل قول:در همه علوم مجموعاً دو كار صورت
مى گیرد: يكى اين كه يك سلسله امور تعريف مى شوند، و ديگر اين كه براى اثباتِ يك سلسله احكام، استدلال
مى شود و دلیل آورده مى شود. در همه علوم اين دو كار صورت مى گیرد

هندسه را به چهار بخش : مفاهیم(تعریف نمی شوند مثل نقطه) , تعاریف(تعریف می شوند مثل مثلث) , اصول(نیاز به اثبات ندارند مثل از دونقطه یک خط راست می گذرد) , قضایا(نیاز به اثبات دارند مثل قضیه ی فیثاغورس)

خوب ما نمی توانیم بگوییم تصورات بدیهی از تعاریف اند زیرا برخی شان قابل تعریف نیستند و همچنین نمی توانیم بگویم تصدیقات بدیهی نیازمند استدلال اند بنابراین حجت نیستند.یعنی ما فقط با این دو موضوع کار نداریم به نظرم.
منظور را رساندم؟

-----------------------------
دو تا سوال دیگه مونده!

-: آیا انواع تصدیقات و تصورات و خود این دو بخش نسبی اند یا مطلق؟(یعنی آیا ممکن است که برای کسی یک چیزی بدیهی باشد و برای دیگری ضروری؟)( مثلا اصل پنجم هندسه ی اقلیدس برای اقلیدس اصل بوده اما امروزه یک حجت و قضیه است و قابل اثبات است یعنی برای اقلیدس بدیهی بوده و برای هندسه دانان قرون حاضر نظری)

- : آیا امکان دارد یک تصدیق و یا تصور بدیهی غلط باشد؟(مهم)با ذکر مثال توضیح دهیدSmile


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، MohammadMeraj
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Lightbulb (((((کارگروه شماره یک، منــــــطق))))) سید ابراهیم 158 60,044 ۱۲/بهمن/۹۳ ۹:۵۱
آخرین ارسال: منصوره
  ضمیمه قدم اول، مباحثی در مورد تسلسل سـلمان 91 34,944 ۹/تیر/۹۳ ۲۱:۴۴
آخرین ارسال: namekarbary

پرش در بین بخشها:


بالا