|
خواهر و برادر بیشتر یا کمتر؟
|
|
۲۱:۲۲, ۲۳/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۳ ۱۸:۲۵ توسط السا.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ...
![]() تا الان هر وقت بحث از تعداد فرزند و فرزند آوری میشد، از دیدگاه مادرها و پدرها و جامعه حرف میزدیم ... اینکه ممکنه توی هزینه هاش بمونه اینکه با این اوضاع آب و وضعیت کار و ... این بچه قراره چیکار کنه و ... و .... و .... ![]() این بار از ی بعد دیگه حرف میزنیم از چشم ی فرزندی ک در این خانه و خانواده قراره بزرگ بشه ![]() ی کودک تنها نیازش خوراک و پوشاک و مسکن نیست ... بعد روانی اون باید سالم و معتدل باشه تا بتونه توی جامعه نقشش رو درست ایفا کنه ... بچه هایی ک تک فرزند خانواده شون هستن، خیلیییی هاشون ب صراحت میگن ک دوست داشتن یکی- دو تا خواهر و برادر داشتن ک باهاش بازی کنن خواهر و برادری ک معمولا دوست دارن هم سن و سال هم باشن بیاین بحث کنیم ... ![]() و دونه دونه شرایطی ک توی خونه های تک فرزند و خونه هایی با فرزندهایی بیشتر باهاشون مواجه میشیم رو بررسی کنیم ... سوال اول اینکه : شما از اینکه توی یک خانواده کم جمعیت یا پرجمعیت هستین راضی هستین؟ دوست داشتین خواهر و برادر بیشتری داشتین یا کمتر؟ سوال دوم اینکه : معمولا گفته میشه بچه هایی ک توی خانواده های کم جمعیت هستن، روابط اجتماعیشون ضعیف تره و حساس تر هستن ... شما ب عنوان ی فرزند خانواده کم جمعیت اینو تایید می کنین؟ یا اینکه اگه عضو خانواده پرجمعیت هستین این مورد رو چقدر و چطور دیدین دور و برتون؟ سوال سوم اینکه : توی خانواده های پرجمعیت گفته میشه ک چون تعداد افراد خانواده زیاده، مادر و پدر فرصت رسیدگی عاطفی و تربیتی ب بچه ها رو پیدا نمی کنن ... نظر شما چیه؟ سوالها ادامه خواهد داشت انشاء الله ... ![]() پ.ن : مخصوص اون دوستانی ک الان زل زدن وسط اون عکس ابتدای تاپیک ![]() چیز خاصی نبود! نوشته بود : با یک گل بهار نمیشه، فرزند بیشتر زندگی بهتر ... ب صورت کاملا ناشیانه ای پاکش کردم
|
|||
|
| آغاز صفحه 8 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۵۸, ۳۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #71
|
|||
|
|||
نقل قول:شما از اینکه توی یک خانواده کم جمعیت یا پرجمعیت هستین راضی هستین؟ خواهر السا من به اتاق خواب پدر و مادرم کاری نداشتم . خواهر و برادر کم و زیاد برای من معنی نداشت . نقل قول:عمولا گفته میشه بچه هایی ک توی خانواده های کم جمعیت هستن، روابط اجتماعیشون ضعیف تره و حساس تر هستن ... اصلا نمیشه کلیت داد . نقل قول:توی خانواده های پرجمعیت گفته میشه ک چون تعداد افراد خانواده زیاده، مادر و پدر فرصت رسیدگی عاطفی و تربیتی ب بچه ها رو پیدا نمی کنن ... نظر من اینه که مادر با سر و کله زدن با دو جین بچه ، شب چجور به آقاشون برسه . اون مرد دل نداره ؟ نباید واسه 1 ساعت واسه همدیگه باشن .تازه مرد بچه زیاد دوست داشته باشه ، اون زن دیگه تا شب جونی نداره ، . بعد طلاق عاطفی رخ میدهد . ( شاید هم رخ ندهد :cool .خواهر السا اون عکس اول تاپیک رو عوض کن ، طفلکی اون زن ؟ ******************************************************************************** نقل قول:سرگذشت مرد مازنی با۲۶ زن و ۱۹۵فرزند و۲۰۰ نوه !!!!!!!!!!!!!!! حمایت از این مرد که حتی تو پیری هم به فکر گرفتن دختر جوون ( و بعضا 14 ساله !!!!!!!!!11) بوده چه معنی میده ؟قرار نیست برای حمایت از سیاست های نظام و نشان دادن این شوق فراوان به ولایت و فرمانبرداری ، هر نوشته ای رو حمایت کنیم . مردی که تو سن پیری دختر جوون میخواد ، پدوفیلی بیش نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خواهران و برادران مومن و مومنه ، اگر خیلی از این قصه مرد مازنی ، لذت بردید ، پس دست بکار بشید . یک شبه 3 زن عقد کنید و خواهران مومنه هم حسادت نورزند که حسادت کفر است . نقل قول: یکی از آنها ماتابه بود که آن زمان ۱۴ سال بیشتر نداشت؛ «وقتی پدرمان میخواست این دو زن را به عقد خودش دربیاورد، یکی دیگر از دختران روستا هم از او میخواهد او را هم بهعنوان همسر قبول کند. پدرمان هم قبول میکند چه مرد خوبی !!! . دختری که به یه پیرمرد پیشنهاد ازدواج میده .مشخصه که چقدر بدبختی کسیده که حاضر شده به جای ازدواج با یه پسر جوون و شایدم خوش تیپ بره با یه پیرمرد زندگی کنه .![]() خوب گویا حرف اشخاصی مثل ما خریداری نداره . برادر رائفی پور در مورد بحران آب و کشاورزی !!!! هم وارد شدن . میتونید با گوش دادن به حرفای ایشون متوجه بحران بشید. بلاد کفر رو هم با اینجا مقایسه نفرمایید . اونا حواسشون به آب هست . ما حواسمون تنها به اتاق خواب ملته .!!!!!!!!!!!!!!!!! خداوند امثال من رو به راه راست هدایت فرماید . خواهران و برادران دعا بفرمایید برای امثال ما . |
|||
|
|
۱۲:۲۱, ۳۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۳ ۱۲:۲۱ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #72
|
|||
|
|||
|
1- حاجعلی عاشق حضرت امیر بود
2- حاجعلی شیعه ی علی بود 3- حاجعلی واجب بود که از قرآن تبعیت کنه 4- قرآن گفته چهار زن بیشتر نگیرید(اون هم با تبصره هایی که اجراش غیر ممکن می شه) 5- حاجعلی26 تا زن گرفته نتیجه ای که من از این سیر استدلالی می گیرم این که 26 از 4 کوچکتر است
|
|||
|
|
۱۲:۴۶, ۳۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #73
|
|||
|
|||
|
من خودم با این اقای حاجعلی موافق نیستم احتمالا خودش با فتحعلی شاه اشتباه گرفته بوده حرمسرا راه انداخته تا سن 95 سالگی هم فیلش یاد هندوستان می کرده وتوقع هم داشته ....تنها نکته مثبتش همونی بود که ما می گفتیم که بچه خودش روزیش رو میاری شما بیخودی حرص نزن خدا که می دونه شما حرص پولش نمی زنی حرص خوردن ملت واسه یه چیز دیگه اس
بعدم مگه ما می گیم 10تا بچه بیارید که مثلا زن بدبخت تباه بشه یا از زندگی با همسرش بیفته ![]() چرا همه چیز رو یا 0می بینیم یا 100 یا یکدونه بچه یا بالای 6تا الان بحث اینه تعداد بچه ها رو از 1دونه 2 تا ببریم بالاتر شما کاری به سیاست نظام نداشته باش به فکر نسل و بچه های خودت باش.... بعدم این مسئله دخالت دولت تو مسائل شخصی رو زیادی بزرگ می کنید بزارید اول یه کاری بکنه بعد بیان همه جا رو پر کنید حالا خوبه اینجا چین نیست اگه اونجا بود چیکار می کردین دولت حتی تو بعضی موارد اجازه سونوگرافی نمی ده...نمی دونم اگه بچه دختر بود می تونی یکی دیگه بیاری به شرط پسر بودن .... یخورده انصافم خوب چیزیه ...به قول زینب جون الان قشر اسیب پذیر جامعه از قشر متمول بچه بیشتر میاره احتمالا همشون در حال مرگن چون اینجا سومالیه
|
|||
|
|
۱۲:۵۶, ۳۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #74
|
|||
|
|||
|
|
۲۰:۱۶, ۳۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #75
|
|||
|
|||
نقل قول: خواهر السا من به اتاق خواب پدر و مادرم کاری نداشتم . خواهر و برادر کم و زیاد برای من معنی نداشت . نباید هم کاری داشته باشین ( <-- البته شمای نوعی رو دارم میگم )نقل قول:اصلا نمیشه کلیت داد . اما درباره اکثریت ک میشه حرف زد ؟ نقل قول:شب چجور به آقاشون برسه مهم نیست ![]() بحث آقاشون باشه ی تاپیک دیگه ... درباره مادر اون خانواده نمیدونم چرا مادرشون نیست ... شما ب بزرگواری خودتون تصویر گر رو ببخشید ... نیمه پر لیوان رو ببینین ![]() ی نگاه ب زمینه سرسبز تصویر بکنین ... انتهای خاطره بازیه برای ما دهه 60-70 ها ... ![]() بچه های الان همه خاطراتشون با روبوت هاست و دنیای آهن و .... ![]() درباره حاجعلی گرامی!! اون 195 تا بچه رو گرچه باهاشون غذا می خورده اما حاضرم قسم بخورم ک نصفشون رو اسماشون رو بلد نیست چ برسه ب اینکه بخواد محبت پدری رو نسبت ب اونها داشته باشه و بهشون منتقل کنه ... هدف این تاپیک افراط و تفریط نیست ... تبلیغ هم نمی کنیم ... از واقعیات می گیم ... وقتی میگیم فرزند بیشتر، منظور مسلما 100 تا بچه نیست ...... .... ![]() _____________________________________________________ اینکه بچه ها، شاید دوست نداشته باشن ک خواهر و برادر داشته باشن، میتونه ب این دلیل باشه ک نمی تونن تصور کنن وسایلشون رو با کسی شریک بشن درباره ما دخترها، می تونم بگم حس حسادتمون ب شدت گل می کنه خودم رو میگم ک وقتی خواهر کوچیک من ب دنیا اومد، تا قبل از اون من همیشه شبا تو بغل مادرم خوابم میبرد، تو ماشین روی پای مادرم مینشستم، مادرم غذا میذاشتن دهنم و خلاصه اینکه مادرم فقط برای من بود، چون ته تغاری بودم ... وقتی خواهر کوچیکم ب دنیا اومدن، واقعا تا یک هفته عزای عمومی داشتم :دی ، گرچه مادرم از طرف این نی نی کوچولو برام کادو خریده بود ک بتونم راحت تر باهاش کنار بیام، اما اون حس انحصار طلبی و حسودی و .... من باعث میشد مامانم رو با کسی شریک نشم ....این حس ها بچگانه بود، گرچه خیلی اذیتم کرد برای مدتی، اما الان واقعا دوست داشتم ی چند تا بچه کوچکتر از من هم بود ![]() ی سری از احساسات بعد از مدتی از بین میره، گرچه توی برهه خاصی ممکنه اذیتمون کنه و البته ممکنه تا همیشه ادامه داشته باشه .... |
|||
|
|
۲۱:۵۱, ۳۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۳ ۲۱:۵۴ توسط فدايي ولايت.)
شماره ارسال: #76
|
|||
|
|||
|
من خودمم بچه بودم چندان دلم نمیخواست که بغیر از یک برادرم ، دیگه برادر و خواهر دیگه ای داشته باشم! اما 12-13 سالگیم بود که فهمیدم چقققدددر در اشتباه بودم.از تنهاییم داشتم روانی میشدم و شدم! درد و دل های اون سالای من تو تالارو که بخونین ، متوجه میشید که حق ندارید زود و جای بچه ها قضاوت کنید.تنها داداشم که اون سالا ازدواج کرد ، از فرط کمبود های عاطفی و تنهایی به مرز جنون رسیدم.حالا 17 سالمه و هنوز بزرگترین آرزوم اینه که یکی کنارم باشه...که نیست! برا همینم چند وقتی هست که فکرم به سمت ازدواجه...
اونایی که میگن بچه ی بیشتر اخه و جیزه رو به خدا واگذار میکنم... اگه بچتون 1 لحظه هم زجری مثل زجر های منو بکشه ، توی پدر و توی مادر اون دنیا باید جابگو باشی بابت این شکنجه. میفهمی؟ دوما ، فکر نکنید بچه ی بیشتر، وقت بیشتری از والدین میبره.خانواده ی تک فرزندیو میشناسم که والدین دارن خودشونو واسه بچشون میترکونن،درحالیکه اون بچه بی ادب ترین و ضعیف ترین فرد (از نظر اخلاقی و عاطفی) توی فامیله! از اونور چنو تا خانواده پپرررر جمعیت هم میشناسم که اگه از خود مادره بپرسی بهت میگه من وقت چندانی صرفشون نکردم و خودشون دور هم بزرگ شدن.اگه بنظر شما باشه پس این بچه ها باید مزخرف تر از مورد اول باشن! درحالیکه همشون الان دکترو مهندسن و از همه با ادب تر حالا باز رو هوا حرف بزنید! ان شالله فارسی بود دیگه؟ همه تونستن بخونن دیگه؟!! آخه بعضی اوقات یه عده خودشونو میزنن به خارجی بودن و حرفای فارسیو متوجه نمیشن... یا علی |
|||
|
|
۲۲:۰۴, ۳۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #77
|
|||
|
|||
نقل قول:باید هم کاری داشته باشین بچه تو کار مادر و پدر نباید دخالت کنه . یادم نمیاد مادرم از بچگیم بگه چیزی میخواستم .کلا قانع بودم . به اتاق خوابشون و تعداد خروجی هاش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هم کاری نداشتم . .خدای نکرده یه مرد بی عقل که از زندگیش سیر شده باشه و بیچاره بیاد منو بگیره و بعد چند سال بچه دار بشم و بچم زبون باز بکنه و بگه مامان ابجی یا داداش میخوام . پسر باشه میفرستمش فال فروشی که خرج بچه دومی دربیاد .دختر هم باشه به جای عروسک میگم میشینی اینو بزرگ میکنی . به غلط کردن میندازمشون به فکر سومی نباشن . کلا 2 عدد بچه کافیه در زندگی مجهول آینده ی بنده . ![]() نقل قول:مهم نیست خواهر السا شوخی میکنه ؟؟؟ آقای یه زندگی از بچه ها برای من مهمتره . بچه ها بزرگ میشن و میرن . اونی که میمونه همسر آدمه . .نقل قول:رباره مادر اون خانواده اون تصویر که تبلیغات مضحک یه شرکت بود که تهش گفتن مادر داره استراحت میکنه واسه ششمی .به خاطر همین نیست.دهه شصتی ها خاطره زیاد دارن. مدرسه های شلوغ .سو مدیریت .بیکاری . کنکور . شکسته شدن مادر و پدرا برای غصه های جووناشون .زیاده .دهه شصت فقط زیر 7 سال خاطره نداره . منتها مصلحت اینه یادمون بره یا ماس مالیش کنیم و بگیم پیش به سوی بچه ی زیاد و زندگی سوپر شاد و سراسر خوبی . ![]() ![]() ![]() نقل قول:درباره حاجعلی گرامی!! دقیقا وقتی دوستان میگن فرزند بیشتر چه تعداد منظورشونه ؟؟؟؟؟؟ *********************************************************************************** نقل قول: شما کاری به سیاست نظام نداشته باش به فکر نسل و بچه های خودت باش.... عجب !!! . |
|||
|
۲۲:۱۹, ۳۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۳ ۲۲:۲۷ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #78
|
|||
|
|||
|
حالا یه چیزی هم خداییش بگم؟
داداش خوب نیست. شاید باید گفت که داداش زیادش خوب نیست. من همیشه دلم میخواست 3-4 تا خواهر داشته باشم. با این که خواهرم هووم بود. اما هووی همزبان بود. من عاااشق این بودم که بابام برای خواهرم لباس نو بخره یا خرجی بکنه یا براش کیف و کفش خوب بخره. یه همچین هوویی بود واسه من. اما با داداشم همیشه دعوا داشتم. الآنم که الآنه مادرشوهرم همیشه میگه، زینب خانوم! هیشوقت دعا نکنین پسر بخواینا! آدم سنگ بشه، اما مادرشوهر نشه. راستم میگه بیچاره. هم برادرای خودم و هم برادرای همسرم خوشی هاشون مال خودشون و همسراشونه و تو خوشی ها یادی از خواهر و مادر و پدر نمیکنن، اما خدا نکنه با خانومشون دعواشون بشه. یه هفته همه باید تو تکاپو باشن که اینا رو آشتی بدن و باهاشون حرف بزنیم که این چه کاری بود تو کردی؟ چرا این حرفو زدی؟ حالا منظوری نداشت... به هر حال. هر وقت مامان و مادرشوهرم رو میبینم که از غصه پسراشون کمراشون قفل میشه و چارچنگولی راه میرن هر چی فحش بلدم به داداشامون میدم. والا... خدا هیچ خونه ای رو بی دختر نذاره. پ.ن: باور بکنین یا نه، من از این عشق پسر ها بودم. اما الآن خیلی خوشحالم که خدا نگاه نکرد به خواسته من و نگاه کرد به نیاز من. |
|||
|
۲۲:۳۴, ۳۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۳ ۲۲:۳۷ توسط فدايي ولايت.)
شماره ارسال: #79
|
|||
|
|||
(۳۱/شهریور/۹۳ ۲۲:۱۹)زینب خانوم نوشته است: حالا یه چیزی هم خداییش بگم؟زینب خانوم شما هم؟ یعنی توهین در این حد آخه؟؟! من دیگه حرفی ندارم... والا من نمیدونم شما چه عجایبی دورو برتون دیدیم ولی ما هرچی برادر خواهر میبینیم میگن دعوا هاشونم شیرینه و خاطرست ![]() در ضمن چیشد چیشد؟ تا همین دیروز مورد داشتیم بزرگترین آرزوشون پسر دار شدن بود ، یهو منفور شدیم ما؟ هرچی هس واسه دختراس ، ما پسرای بیچاره حتی 1 روز درست و حسابی هم به اسم خودمون نداریم ، حالا هم میخواین نسل مارو بربچینین؟
|
|||
|
|
۲۲:۴۴, ۳۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #80
|
|||
|
|||
|
محض اطلاع من دو تا قمه زیر تختم دارم
اگه دعوا شد قمه ها رو بیرون بیارم بهتون بدم نقل قول:هرچی هس واسه دختراس ، ما پسرای بیچاره حتی 1 روز درست و حسابی هم به اسم خودمون نداریم ، حالا هم میخواین نسل مارو بربچینین؟مگه پسر ها از نسل جدا هستن؟ مگه ما بز و گوسفند و شتر هستیم که نسلمون برچیده بشه؟ اصن مگه می شه تعیین کرد بچه پسر بشه یا دختر؟ ولی خانم زینب درست می گن اوضاع خاله های من با دایی ام هم همینطور بود |
|||
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خواهر و برادر-همسران-پدر و دختر | soheyl68 | 2 | 1,384 |
۲۳/اردیبهشت/۹۵ ۲۳:۳۱ آخرین ارسال: soheyl68 |
|





![[تصویر: jamyat.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8140738576/jamyat.jpg)









!!!!!!!!!!!!!!! حمایت از این مرد که حتی تو پیری هم به فکر گرفتن دختر جوون ( و بعضا 14 ساله !!!!!!!!!11) بوده چه معنی میده ؟
بره با یه پیرمرد زندگی کنه .

( <-- البته شمای نوعی رو دارم میگم
:دی ، گرچه مادرم از طرف این نی نی کوچولو برام کادو خریده بود ک بتونم راحت تر باهاش کنار بیام، اما اون حس انحصار طلبی و حسودی و .... من باعث میشد مامانم رو با کسی شریک نشم ....
( <-- البته شمای نوعی رو دارم میگم
)![[تصویر: happy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/happy.png)
![[تصویر: wink.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/wink.png)
![[تصویر: confused.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/confused.png)

